◄ در سال 77 زمانی که پرده از پرونده فردی به نام سعید امامی یا سعید اسلامی بر داشته شد همه از اینکه چنین فردی در چنین مقامی قرار گرفته بود متعجب بودند .
البته مردان سایه همواره با او در ارتباط بودند و می دانستند که این شخص چه کارهایی را انجام داده است و می دهد ولی ﺁنقدر سیستم جنایت دستگاه ولایت فقیه بسته بود که کمتر کسی از مردم عادی او را می شناختند .
اما در میان مسئولین این گونه نبود ، بودند کسانی که او را می شناختند و به جنایات او واقف بودند . ولی چون خطر آنها را تهدید نمی کرد از افشای او سر باز زده بودند و اجازه داده بودند او به جنایات خود ادامه دهد . می توان نام برخی از آنها را برد که از سابقه جنایتکاری او ﺁگاه بودند. اینها، در حال حاضر، داعیه اصلاح طلبی و مردم دوستی را دارند. مانند سعید حجاریان و مهدی کروبی و محمد خاتمی و بهزاد نبوی و حتی عباس عبدی و محسن آرمین و ...
اینها به خوبی از جنایاتی که این فرد شرور انجام می داد مطلع بودند اما کاری به کار او نداشتند . این سکوت تا زمانی ادامه یافت که آنها متوجه شدند ادامه کار سعید امامی ممکن است به آنها نیز آسیب برساند. این شد که او را افشا کردند . به دنبال افشا شدن، دستگیر شد .
از دستگیری به بعد ، کار نابودی او بر عهده دوستان و نزدیکانش نهاده شد . تا افشا و دستگیری ، کار اصلاح طلبان بود . زیرا خطر او را احساس کرده بودند . خامنه ای بسیار تلاش کرد او را نجات دهد ولی وقتی متوجه شد که دستگیری و افشای کارهای او به زودی دامن خود او و دستیارانش را می گیرد، دستور قتل وی را صادر کرد .
رژیم ولایت فقیه و حکومت در سایه او ، زمانی که متوجه شد ادامه حیات سعید امامی موقعیت و مقام او را به خطر می اندازد، به سازمان جنایتکاری، دستور داد ، به هر صورت ممکن ، او را از سر راه بردارد . مأموران این سازمان کار را به جایی رساندند که همسره بیچاره اش زیر شکنجه هایی بس سبعانه ، به زشتکاریها که بر دهانش گذاشتند، حتی زشت کرداری شرم ﺁور در باره قرآن ، " اعتراف " کرد .
دستگاه خامنه ای ، نیاز داشت او وهمسرش و یارانش را که زمانی ذوب در ولایت بودند، جاسوسان و مأموران اسراییل معرفی کنند . شکنجه گران نیز با دادن شدید ترین شکنجه ، درکار اعتراف سازی شدند تا " اعتراف " ها گفته " رهبر فرزانه " را به اثبات رساندند .
زمانی که سعید امامی دستگیر شد بسیاری از اصلاح طلبان شروع کردند به افشای کارهایی که او ، از سال 58 تا حدود 20 سال بعد از ﺁن، انجام داده بود . این افشاگری ثابت می کرد آنها در جریان کلیه کارهای او بوده اند اما نیازی به افشای او تا آن زمان نمی دیده اند .
در کنار کارهای این شخص، گاهی اوقات ، در باره کار شرکای او نیز مطالبی نوشته می شدند . اما کسی زیاد به آنها توجه نمی کرد و بسا نیازی به افشای بیشتر چهره آنها نمی دیدند.
زمانی که احمد منتظری در مصاحبه ای مطرح کرد که بسیاری از جاسوسان از سال 60 به بعد وارد کارهای اجرایی شدند و مقامات بالا را یافتند و تا به حال نیز به کار خود ادامه می دهند ، متوجه شدیم که آنها نیز در جریان کار این جاسوسان قرار دارند اما باز هم شاید صلاح ندیده اند و هنوز صلاح نمی بینند آنها را به مردمی که ولی نعمت آنها هستند، بشناسانند .
سال 60 سالی بود که همه استبدادیان " روحانی " و غیر روحانی و سلطه گران خارجی تلاش نمودند تا کودتای بر ضد رییس جمهور منتخب مردم را به سر انجام برسانند و کودتا بر ضد انقلاب را که با گروگانگیری شروع کرده بودند، به فرجام رسانند .
آنها در کنار هم قرار گرفتند تا هر حرکت ملی و ایران دوستانه ای را سرکوب کنند . این روزها که ماجرای تسخیر سفارت و گروگانگیری در 13 آبان 1358 ، بار دیگر مطرح شده است متوجه می شویم که در کنار حرکت بچه گانه این دانشجویان که در ابتدا دانشجویان پیرو امام بودند و بعد نام خود را به دانشجویان پیرو خط امام تغییر دادند ، بودند کسانی که سر دیگر قیچی را تشکیل می دادند .
با نگاهی به عملکرد دو گروه دانشجویی که یکی از آنها سفارت امریکا را تصرف کرد و دیگری برای مقابله و انجام بخش دوم دست به انقلاب فرهنگی زد متوجه می شویم که این دو گروه درست از روزهای بعد از انقلاب زمانی که روحانیان قدرت طلب و خمینی متوجه شدند با گذشت چند ماه مردم متوجه ماهیت پلید استبداد در حال تدارک شده اند، دست به دست هم دادند تا بر ضد انقلاب کودتا کنند . دو گرایش امریکائی و انگلیسی که به اتفاق " خط سید ضیاء " را تشکیل می دهند و ظرف یک قرن، در پی سه انقلاب، سه کودتا را انجام دادند، در دو حرکت اساسی ، کودتای خزنده بر ضد انقلاب را، سازمان دادند . کنار گذاشتن پیش نویس قانون اساسی و تهیه قانون اساسی با گنجاندن ولایت فقیه در ﺁن اقدام سوم این دو گروه بود. محک رفتارهای سیاستمداران و گروههای سیاسی را رفتار ﺁنها در برابر این سه اقدام است .
دانشجویان دست پرورده حوزه های علمیه و آموزش دیدگان حسن آیت و حزب زحمتکشان و دست ساخته های حزب توده با همکاری یکدیگر و طراحی دو جریان سفارت امریکا و انقلاب فرهنگی تلاش نمودند تا هر گونه تفکر ملی و باورهای زلال اسلامی را از کشور پاک سازند تا استبداد ولایت مطلقه و ملاسالاران بی دین تحکیم شود .
زمانی که متوجه شویم که هر دو طرف این قضایا را نیروهای ضد ملی و ضد آزادی رهبری می کردند و برخی ازدانشجویان ساده دل و البته برخی وابسته به همان خط و خطوط دست اندرکار این جریانهای خائنانه بودند به عمق نیاز ملاساران و دیگر استبدادیان وابسته به ایجاد استبداد پی می بریم .
به هر حال، همزمان با سعید امامی چهره ای دیگر در این کشور پا به عرصه سیاست ورزی از راه ارتکاب جنایتها گذاشت و تا به امروز به نمایندگی از ولایت فقیه دست به هر جنایت و خیانتی زده است ولی به جای باز خواست، جایزه " بهترین نقاد دولت " را نیز گرفته است :
حسین شریعتمداری یکی از چهره هایی است که از بدو انقلاب، مجهول الهویه بود و هنوز نیز هست . او در بسیاری از بحران سازی ها و جنایتها و خیانتها دست داشته است. و درست بهمین علت نمایندگی ولی فقیه مطلقه را در روزنامه کیهان بر عهده دارد .
قبل از انقلاب، حسین شریعتمداری را هیچ کس نمی شناخت و هیچ سابقه ای از دوران کودکی و جوانی او در دست نیست. اما رد پای وی در میان دانشجویان و حتی قبل از آن در میان هیات نظارت بر صدا و سیما دیده می شود .
بدین خاطر است که به یاد حرفهای احمد منتظری می افتیم ( برخی از جاسوس ها از سال 60 در راس برخی از کارها قرار گرفتند که تا به حال نیز به کار خود ادمه می دهند ). بررسی کارهای حسین شریعتمداری گرچه هویت او را بمثابه یک جنایتکار و خائن به ایران ﺁشکار می کند، اما هنوز ، چگونگی ورود او به صحنه و روابط ناگفته او ، مجهول می مانند .
* کارنامه حسین شریعتمداری :
1 - ﺁغاز شناسائی معدودی از دانشجویان با او و فعالیت " علنی " سیاسی او، حضور در سفارت امریکا بظاهر بعد از اشغال سفارت و گروگانگیری است . ﺁیا در گروگانگیری نیز نقشی داشته است ؟ لاجرم می باید با سازماندهندگان گروگانگیری سر و سری می داشته است . وگرنه، مأمور نمی شد برای دانشجویان خط امام، در سفارت امریکا، دعای ابوحمزه را تفسیر کند . دلیل این که او ، همراه موسوی خوئینی ها، در شورای نظارت بر صدا و سیما مشغول به کار بود. و از طریق او پایش به سفارت باز شد .
2 - از همان زمان است که شرکت حسین شریعتمداری را در بسیاری از ترورها و دستگیریها و شکنجه ها را می بینیم . او در کنار سعید امامی -که باز عنصری مجهول الهویه و مشکوک بود - قرار می گیرد و در جنایتهای و ویرانگریهای زیر شرکت می کند :
1/2 - در تخریب مرجعیت :
ابتدا پهلویها بودند که به تخریب مرجعیت پرداختند . اما اگر ﺁنها " بنام ترقی " در تخریب مرجعیت می کوشیدند ، در حکومت خمینی که از مرجعیت مشروعیت می گرفت، از چه رو کاری که پهلویها نتوانستند، با موفقیت به انجام رسید ؟ در حکومت شاه، مقاله ای در نکوهش خمینی و ناسزاگوئی به او انتشار یافت و همان کار جرقه ای را کرد که شعله های انقلاب را فروزان کرد . در تاریخ روحانیت و مرجعیت شیعه، دیده نشده است که فردی این جرات را به خود بدهد که اینگونه به مراجع توهین کند و کسی مانع از هتاکی او نشود . شریعتمداری که سمت نمایندگی ولی فقیه مطلقه را دارد، با توجه به حمایت هایی که خامنه ای از او می کند، چنان مراجع را تحقیر می کند و به ﺁنها ناسزا می گوید که این پرسش را متبادر به ذهن می کند : ﺁیا این رژیم در شکل و شمایل روحانی ، در پی به انجام رساندن تخریب مرجعیت نیست ؟
حسین شریعتمداری هتاکی به مراجع را با ناسزانویسی و بر ضد آیت الله شریعتمداری وآیت الله قمی و آیت الله شیرازی و آیت الله روحانی و آیت الله خویی شروع کرد . و حالا آیت الله منتظری و آیت الله صانعی را مورد سرزنش و ناسزا قرار داده است .
اگر او می توانست توضیح بدهد " مدیر مسئول اصول گرا " با سفیر انگلیس در ایران چه کاری دارد و موضوع دیدارهایش با او چه بوده است ، هویت او اندکی معلوم می شد !
زمانی که محمد یزدی جهت نابودی آیت الله منتظری به قم رفت وفرماندهی حمله به خانه او را بر عهده گرفت و جنتی نیز در تهران فرماندهی ستاد نابودی او را بر عهده داشت، حسین شریعتمداری در کنار آنها قرار گرفت . حتی زمانی که فرماندهی حمله به خوابگاه دانشگاه نیز در دستان جنایتکار محمد یزدی بود و او بوسیله بی سیم دستور حمله به خوابگاه را به سردار نظری می داد، باز حسین شریعتمداری همکار او بود .
باز حسین شریعتمداری و باند او بودند که نامه جعلی خمینی علیه منتظری و نیز نامه خمینی - که نهضت ﺁزادی جعلی می داند - علیه نهضت آزادی را به چاپ رساندند و ﺁن را دستمایه حمله به منتظری و نهضت ﺁزادی کردند .
2/2 - تخریب چهره های ملی و مذهبی :
از بدو شروع کار شریعتمداری دیده شده است که او لبه تیغ حمله خود را متوجه چهره های ملی و ملی - مذهبی کشور کرده است . او به همدستی افرادی مشکوک دست به تخریب این چهره ها زده است و تمام تلاش خود را وقف تخریب شخصیتهای سیاسی ایران کرده است بدین گمان باطل که جنبش برای مردم سالاری را فرو می خواباند :
او کار خود را با تخریب شخصیت بنی صدر ، از کودتای خرداد 60 ببعد شروع کرد . سپس به تخریب چهره هایی مانند بازرگان و سحابی و شریعتی و سروش و سحابی و مصدق و یاران او پرداخت . او در صدا و سیما کار خود را با تخریب چهره های ملی شروع کرد و به مجرد ورود به دادستانی و همکاری با اسدالله لاجوردی جلاد زندان اوین ،کار سر بازجویی خود را جهت سرکوب این نیروها ادامه داد .
3/2 - تخریب چهره های فرهنگی :
حسین شریعتمداری سالها در کنار نیروهای مانند سعید امامی و علی لاریجانی و پور محمدی و حسینیان و ری شهری و دری نجف آبادی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی در کار تخریب چهره های فرهنگی کشور دست بکار ساختن برنامه هایی از قبیل هویت و چراغ بود . در آن سالها که او مسئولیت تخریب شخصیتهای فرهنگی کشور را برعهده داشت، در نشریه کیهان با کمک حسن صفار هرندی و حسن شایانفر ، با درج مطالبی در این نشریه کار تخریب را با زدن اتهام وابستگی به نیروهای فرهنگی به کشورهای خارجی یا سازمانهای جاسوسی شروع کرد. او کار را به جایی رساند که در برنامه تلویزیونی هویت چهره ای مانند عزت الله سحابی و زرین کوب و ... را وادار به خود زنی و خود اعترافی نمود و فریاد همه را از خیانت بزرگ خود، در تخریب شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ، بلند کرد .
نا گفته نماند که برای فیلم برداری از این نمایش علی لاریجانی با هنماهنگی کامل بیت خامنه ای و سعید امامی گروه هایی را برای فیلم برداری به زندان اوین فرستاد و در نهایت به قول فرزند شیخ علی خزعلی، با وجودی که مخالفت های زیادی با پخش این برنامه و جود داشت، اما او با تمام توان به حمایت ازشریعتمداری و سعید امامی آن برنامه ها را از صدا و سیما پخش نمود .
همچنین در تهیه اعترافات سعیدی سیرجانی توسط سعید امامی، شریعتمداری همکار او بود .
4/2 - تخریب مطبوعات :
از تخریبهای کسی که هنوز هم مجهول الهویه است، یکی همکاری با واواک و معاونت بررسی های اجتماعی این وزارتخانه و بررسی مطبوعات کشور بوده است و هست . در این کار، او با تهیه بولتن های خاص برای برخی از مقامات روحانی و سیاسی کشور "سند"ارتداد و الحاد برخی از چهره های فرهنگی و سیاسی ر جعل می کردند و با این سیاست افرادی همانند سعید امامی احکام ترور آنها را از افرادی مانند خامنه ای و اعضای شاخه " فتوای " سازمان ترور، مثل خوشبخت و مصباح یزدی و دری نجف آبادی و حسینیان و پور محمدی و محسنی اژه ای و فلاحیان می گرفت و اسباب ترور آنها را فراهم می ﺁورد .
5/2 - تواب سازی :
از ضد انسانی ترین کارهای حسین شریعتمداری و یار دیرین او حسن صفار هرندی شرکت در برنامه های بازجویی از زندانیان است . او، به همراه گروه تواب ساز خود، در ماه ها و سالهای بعد از کودتای خرداد 60 ، در زندانهای کشور از چهره های بسیار پرکار بود و در بسیاری از بازجویی ها چنان بلایی بر سر زندانی می آورد که برای او چاره ای به جز توبه و اعتراف به کارهای نکرده باقی نمی ماند . پس از ﺁنکه زندانی را می شکست و ﺁماده می کرد، از او در ساختن برنامه های تلویزیونی استفاده می کرد . از قربانیان او سعیدی سیرجانی و مهدی هاشمی بودند . مهدی هاشمی را که جرمش نه جنایتهای ارتکابی که فاش کردن سفر هیأت مک فارلین به ایران بود ، با کمک ری شهری وادار به اعتراف تلویزیونی کرد .
در مورد سعیدی سیرجانی، حسین شریعتمداری و حسن صفار هرندی و سعید امامی و علی لاریجانی با یکدیگر همکاری داشتند . آنها بعد از ساختن برنامه تلویزیونی ، با کمک پسر شیخ علی خزعلی ، " اعترافات " را کتاب کردند و روانه بازار کردند . کار " ﺁقا زاده " خزعلی انتشار کتابهای پزشکی بود ولی کتاب هویت را بنا به درخواست آنان به چاپ رساند تا او هم در این کار ضد انسانی شرکت کرده باشد .
6/2 تحریف تاریخ :
علی خامنه ای، " رهبر فرزانه " فکر می کرد مانند " شاهنشاه ﺁریا مهر " می تواند با در اختیار داشتن برخی از نشریات و راه اندازی مؤسسه ای برای پژوهشهای تاریخی، با همکاری خود فروختگان، منتقدان و روشنفکران را با تخریب و تحریف از سر راه خود بردارد . اما اشتباهی که او کرد همان اشتباهی بود که شاه کرد و آن اینکه در این کار فردی را بر این کار گماشت که فاقد هویت بود و به جای تخریب مزاحمان استبداد او، خود او را تخریب کرد .
تا زمان مدیر و مسئول شدن حسین شریعتمداری، روزنامه کیهان تیراژی نزدیک به 300 هزار نسخه در روز را داشت. او کار روزنامه را به جایی رساند که امروز تیراژ ﺁن، در حدود 35000 نسخه در روز است . بیشتر نسخه ها را نیز به ادارات دولتی و هواپیمایی و قطارهای مسافربری و نهاد ها ارسال می کنند .
در این نشریه، وی با کمک واواک و سعید امامی بخشی به نام نیمه پنهان را راه اندازی کرد و در آن با استفاده از نیروهای توبه کرده خود تیغ تخریب را بر سیمای کلیه شخصیتهای فرهنگی و سیاسی ایران کشید . یکی از علل رویگردانی مردم از کیهان، تحریف حقایق و دروغ سازی و زمینه سازی برای سرکوب افراد توسط دستگاههای سرکوب رژیم است . هرگاه کسی حوصله کند و اخبار و مقالات این نشریه را بخواند، در می یابد که کار ﺁن ایجاد دنیای ذهنی ساخته از دروغ ، بقصد بریدن خواننده خود از واقعیت است . به ترتیبی که او خود را در بهشت موعودی تصور کند که گویا دشمنان داخلی ( هرکس دم از ﺁزادی و استقلال و رشد بزند ) و خارجی می خواهند ﺁن را ویران سازد و نظام ولایت مطلقه فقیه در برابرشان ایستاده است !
اخبار ، اغلب، ساختگی هستند و بیشتر برای تحریک احساسات " نیروهای خودی " جعل و درج می شوند . دانستنی است که از زمان تصدی حسین شریعتمداری بدین سو، از روزنامه کیهان نسخه هایی خاص و پر از جعلیات چاپ و برای برخی از زندانیان سیاسی برده می شد . این روش برای ﺁن بود که زندانی فریب بخورد و ﺁماده اظهار " اعترافات " دلخواه شریعتمداری را پیدا کند .
در بسیاری از مقالات، رویدادهای تاریخی را تحریف و مقلوب می کنند تا وجدان تاریخی " نیروهای خودی " را از گذشته ﺁنطور که جریان یافته است ، ببرند و ﺁن را از گذشته مجعولی پر کنند که متناسب با اطاعت بی چون و چرا از استبدادیان و متناسب با ماندن در رژیم و دشمنی با هر کسی است که ندای ﺁزادی سر دهد و چشم اندازه ایران ﺁزاد و مستقل را ارائه کند .
از کارهای حسین شریعتمداری ، یکی اداره مرکز پژوهشهای تاریخی است . مؤسسه کیهان به انتشار کتابهایی نیز می پردازد که با کمک حسن شایانفر، با تحریف فراوان و قلب حقیایق تنظیم و به چاپ می رسند .
شریعتمداری و بحران سازی
یکی از کارهای این شخص بحران سازی در کشور است . او و گروه او، هر زمان که متوجه می شوند ایران در حال نزدیک شدن به آرامش است و یا تنشها با دنیای خارج در حال فرو خوابیدند، وارد عمل می شوند . انتشار خبرهای جعلی و انتشار مقاله های سخت تحریک ﺁمیز و کشف جاسوس و.... و به روانه کوچه و خیابان کردن " شخصی پوشها " و... در بحران سازی شرکت می کنند . بخشهای دیگر کار بحران سازی را واواک و اطلاعات سپاه و " بیت رهبری " انجام می دهند . تا بود، سعید امامی باتفاق حجازی ، مسئول حراست " بیت رهبری " و شریعتمداری و حسین الله کرم و همکارانشان در سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی کار تیز کردن ﺁتش بحران را بر عهده می گرفتند. مقدمات را که ﺁماده می کردند ، در موارد سیاسی " رهبر " وارد عمل می شد ( مثل جنایتهای سیاسی که به ﺁنها قتلهای زنجیره ای نام دادند و یا سرکوب جنبش دانشجوئی 18 تیر و یا تعطیل فله ای مطبوعات ) . در موردی که بحران سازی به قصد سرکوب بود، " دادگاه انقلاب " و " دادگاه ویژه روحانیت " وارد عمل می شدند .
مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای غربی، در حال پیشرفت بود که ناگهان دو تن ازنزدیکترین افراد همکارسعید امامی ، با انتشار خبری زمینه گسترش بحرانی جدید را ایجاد کردند . اطلاعاتی که بحران اتمی را بوجود ﺁوردند، توسط گروه بحران ساز ، اغلب غیر مستقیم و گاه مستقیم ، انتشار می یافتند . بعدها معلوم شد که سعید امامی ، خود نیز، سالها فریب افراد مشکوک تر از خود را خورده بود : او و افراد تحت امرش به استناد رهنمودهای کسانی وارد عمل می شدند که گمان می بردند از خود ﺁنها و در جمع ﺁنها هستند .
در بسیاری از جریانات سرکوب و ترور رد پای افرادی چون شریعتمداری و بادامچیان و پورمحمدی و .. دیده می شود که بعدا به آن اشاره خواهد شد .
یکبار دیگر، بهنگام مذاکره لاریجانی با سولانا، بر سر برنامه هسته ای ، ناگهان، حسین شریعتمداری اعلام کرد ما تاسیسات اتمی دیگری هم داریم که کسی از محل آنها با خبر نیست . این ادعا موجب شد که گفتگو ها با ظن و شک و تردید ادامه پیدا کند و قرار بر تحقیق در باره صحت و سقم این اطلاع شود .
و باز ، در جریان گفتگوها میان اروپا و ایران، ناگهان، " وزیر " کشور ایران ، پورمحمدی اعلام کرد که ایران فلان مقدار اورانیوم غنی شده دارد و این صحبت و خبر او نیز منجر به توقف مذاکرات گشت .
این دو نمونه را ذکر کردیم تا نشان دهیم بسیاری از بحرانهای ایجاد شده به نقل و توسط گروهی ایجاد می شوند که حسین شریعتمداری عضو شاخص ﺁنست .
زمانی حسین شریعتمداری بود که او خطاب به اصلاح طلبان نوشت : ما در خودروئی بدون ترمز و در جاده ای یک طرفه به سرعت در حال حرکت هستیم . فرمان خود رو را نیز به بیرون پرت کرده ایم. شما نمی توانید ترمز نظام مقدس جمهوری اسلامی بشوید !
این نوع صحبتها را ، احمدی نژاد یکی دیگر از بحران سازها ، باره مسئله هسته ای بر زبان می آورد. شباهت طرز فکر و بیان این دو و همانندهاشان گویای وجود مافیای بزرگی است که از بحران هستی جسته است و از بحران قدرت یافته است و کمترین دغدغه خاطری نسبت به سرنوشت ایران و مردم ایران ، ندارد .
شریعتمداری و دولت جدید :
از کسانی که، برای رساندن احمدی نژاد به مقام ریاست جمهوری، بسیار تلاش کردند، یکی حسین شریعتمداری بود . او و دار و دسته او، از جمله انصار حزب الله افراطی و بسیج و روحانیون وابسته به گروه حقانی و به طور کلی کلیه نیروهای ضد ملی و ضد فرهنگی ، کار تقلب در انتخابات و جو سازی را برای این که حتی نامزدها هم جرأت اعتراض پیدا نکنند، برعهده گرفتند .
با بر سر کار آمدن احمدی نژاد، حسین شریعتمداری که تخریب فرهنگ و جلوگیری از جریان اندیشه را شغل اصلی خود می شناشد، با نشاندن صفار هرندی، معاون خود، بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شکار اندیشه ها را از راه سانسور کتاب و مطبوعات ، وسعت تمام بخشید . تحت امر صفار هرندی، سانسورچیان ، در عرض کمتر از چند ماه، چندین هزار عنوان کتاب را توقیف کردند . در این اواخر گویا توپ صفار هرندی نیز سوراخ شده است و جدیدا کتاب خاطرات یک امریکای جنوبی ای با 500 فاحشه انتشار پیدا کرد و سر و صدای زیادی ببار ﺁورد .
غیر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حسین شریعتمداری افراد دست پرورده خود در روزنامه کیهان را آماده اشغال مقامهای بسیار حساس فرهنگی در صدا و سیما و مطبوعات و وزارت خانه های مختلف کرد . زیرا می خواست مطمئن شود که کیان ولایت و کیان فرهنگ ولایت آسیب نخواهد پذیرفت . به سخن دیگر، اندیشه های عقیم و فرهنگ از ﺁنهم عقیم تر بگردند .
حسین شریعتمداری آنقدر مواظب کارهای فرهنگی و سیاسی احمدی نژاد بود که به محض اینکه او حرکت اشتباهی می کرد، او را " انتقاد " می کرد . به همین دلیل است که احمدی نژاد به او جایزه ویژه " بهترین منتقد دولت " را داد !
حسین شریعتمداری که چندی پیش با حمایت های بی دریغ از احمدی نژاد گوی سبقت از کلیه نشریات و یاران احمدی نژاد را ربوده بود در یک نمایش بسیار مضحک مطبوعاتی که از سوی صفارهرندی و مشاوران احمدی نژاد و برخی از مسئولین وزارت ارشاد برپا شده بود مفتخر به دریافت نشان منتقد برجسته گشت !
بجاست بدانیم شخص دیگری که او هم نیز به دریافت این نشان مفتخر شد، سردبیر روزنامه رسالت ، انبار لویی است که گویا او هم مانند شریعتمداری، از منتقدان بزرگ دولت احمدی نژاد است !!
انقلاب اسلامی : حاکمیت چنین جنایتکارانی بر ایران ، بدون بحران سازی کجا شدنی است ؟ بدیهی است مافیاهای حاکم، اقتصاد را برای مردم ایران نمی خواهند بلکه ﺁن را وسیله رانت خواری و مهار مردم ایران می دانند و کرده اند . بدیهی است فشار اقتصادی ، به هر دو هدف ﺁنها کمک می کند :