« شماره ۶۴۱ از ۱ تا ۱۴ فردردين»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


بحران قومی که به زد و خوردهای مسلحانه و ترور در خوزستان سرباز کرده است :

نظام ولایت در سال اخیر به این نتیجه رسید که بوی الرحمانش بلند شده است به همین دلیل مشاورانش را فرا خواند و با استفاده از فتواهای خشونت و تقلب و جنایت سعی کرد که برای مدت هشت سال دیگر به حکومت خود ادامه دهد.
برای ادامه حیات جنایتبارش می بایست از کلیه داشته هایش استفاده کند و برای این کار همه عوامل پشت پرده و بحران سازش را به صحنه آورد. و با انتخاب نادانی به نام احمدی نژاد سیاست ادامه حیات بر پایه جنایت تا حد نهایت را کلید زدند .
سیاست جنایت نظام در خوزستان را بررسی می کنیم و اگر فرصت بود همین سیاست را در سیستان وبلوچستان و کردستان و... مورد بررسی قرار خواهیم داد.
مردم در استان خوزستان مانند استانهای دیگر تا چندی پیش تنها با یک دشمن مواجه بودند و همه فشار خود را برای تغییر ﺁن در یک راستا برنامه گذاری کرده بودند . ﺁن دشمن حکومت گران مستبد و خون ریز و فاسد است . مردم خوزستان که صدها سال بود با برادری و برابری در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی می کردند، چند وقتی است که بر اساس سیاست های تغییر دشمن که از سوی استراتژیست های نظام طراحی شده است گرفتار یک درگیری نظام یافته ، با یکدیگر شده اند
شاید بتوان گفت که استان خوزستان تنها استانی بود که فریب سیاستمداران هیات موتلفه و ﺁبادگران را نخورد و در انتخابات شوراها بر خلاف کل ایران که انتخابات را تحریم کردند ﺁنها با جدیت در انتخابات شرکت کردند و کلیه نمایندگان خود را در این شهر از عربهای هم شهری انتخاب کردند . در این انتخاب، فارس ها نیز برای لجاجت با کاندیداهای هیأت حاکمه، به کاندیداهای عرب شهر خودشان رای دادند . در این شورا حتی یک نفر از نیروهای رژیمی نیز قرار نداشت و این برای رژیم بسیار مهم بود . رژیم دید در اینجا پایگاهی ندارد . در انتخابات مجلس، تمام تلاش خود را برای حذف نامزدهای " غیرخودی " توسط شورای نگهبان بکار برد و تقریبا موفق شد . مردم نیز در انتخابات شرکت نکردند . انتخابات ریاست جمهوری را نیز تحریم کردند .
* این بار، رژیم لازم دید خوزستان را صحنه برخوردها کند :
مردم خوزستان ، قبل از انقلاب ، مانند بسیاری از استانهای ایران برای تغییر نظام سلطنتی، بدون در نظر گرفتن قومیت در کنار هم به مبارزه پرداختند و دوشادوش عرب و فارس و لر که سه قوم دارای اکثریت در این استان هستند در کنار هم قرار داشتند و تا پیروزی انقلاب کوچکترین اختلافی با هم نداشتند .
در ابتدای انقلاب در پاره ای موارد، مردم توسط تحریک عده ای در چند نوبت دچار یک اختلاف دشمن ساخته شدند . در ﺁن اختلاف به وجود ﺁمده توسط اختلاف سازان، مردم خوزستان با درایت و با ﺁگاه بودن از ﺁن تفرقه افکنی ها، به خوبی در برابر عملیات بمب سازی و بمب گذاری، با اتحاد خود، شکست سختی به ﺁمران و مأموران ﺁن دادند .
در ﺁن شرایط سخت، دشمن سعی میکرد با بزرگنمایی برخی از انفجارها و نسبت دادن ﺁن به برادران عرب در خوزستان دامنه تنش را به درون جامعه عرب و فارس بکشاند تا از درگیری اینها با یکدیگر، نتیجه دلخواه خود را بگیرد . اما مردم در ﺁن زمان بسیار هوشیار بودند و متوجه شده بودند که بین عربها و فارسها هیچ اختلافی وجود نداشته است .
بودند خانواده هایی که سالهای سال با وجود تفاوت ظاهری عرب و یا فارس و یا لر و یا کرد بودن بهترین نزدیکان هم بودند و در خانه انها به روی خانواده های یکدیگر باز بود و مانند خویشاوندی مهربان و حتی نزدیک تر از هم قوم خود با ﺁنان رابطه داشتند .
در ﺁن سالها سیاست اختلاف بینداز و حکومت کن دشمنان، به یمن درایت رئیس جمهوری منتخب مردم ایران و به اجرا گذاشتن برنامه رشد با شرکت برابر مردم خوزستان، به نتیجه نرسید .
در خوزستان در اواخر دوره خاتمی به ناگاه و بدون هیچ امری حاکی از وجود برنامه دولت برای در تنگنا گذاشتن عربها در خوزستان، به ناگاه، نامه ای منتشر شد که در ﺁن، ﺁقای ابطحی- که در ﺁن موقع مشاور رییس جمهور بود - در مورد اعراب خوزستان طرحی مبنی بر ایجاد اختلاف و جدایی بین اعراب و ایجاد شکاف در میان ﺁنان با سیاست جایگزین کردن غیر عربها در خوزستان زمینه ایجاد تظاهرات و برخوردهای خشنی را به وجود ﺁورد.
سئوالی که اینجا مطرح است این است که ﺁیا این نامه صحت داشت یا نه؟ نامه صحت نداشت - که ﺁشکار است باند بحران ساز برای از بین بردن اتحاد خوزستانیها، ﺁن را در زمان مناسب قبل از انتخابات پخش کرده است - . جای تردید نیست که انتشار ﺁن توسط " اصولگرایان " انجام یافته و قصد مشخصی از انتشار ﺁن داشته اند . انتخابات ریاست جمهوری یک استفاده بود اما مشغول کردن مردم خوزستان به خود، استفاده عمومی تر هم در خوزستان و هم در بقیه نقاط کشور است : ترس از تجزیه ﺁنهم در استانی که بزرگ رگ حیات اقتصادی ایران در ﺁنست . بی حالی و بی عملی اصلاح طلبان ، چون این فرصت ، فرصتهای بسیار در اختیار مافیاهای نظامی - مالی برای بازی با سرنوشت ایران گذاشت .
انتشار ﺁن نامه موجب شد که دستهای پشت پرده و بحران ساز ، در گرم کردن ﺁتش معرکه، بکار افتادند . با استخدام برخی از افراد که زمینه جذب شدنشان وجود داشت و قابل بسیج برای انجام بعضی از کارها بودند، دست بکار شدند . البته بمب گذاری های سری اول در اهواز کار مردم نبوده است . نه عرب و نه فارس و نه لر دست به این کار نزدند .
پخش ﺁن نامه در میان مردم باعث به وجود ﺁمدن تظاهرات شدید در خوزستان شد و برای چندین روز این استان را به ﺁشوب کشاند . در ﺁن ﺁشوب ، تعدادی از جوانان کشته شدند . صدها تن دستگیر شد و به بدترین شکل مورد شکنجه ضد عربها و عربهای وابسته قرار گرفتند . نظام تنها کاری که کرد این بود که علی شمخانی وزیر دفاع قبلی را به ﺁنجا فرستاد تا از نفوذ او در میان شیوخ قبایل مختلف استفاده کند و ﺁشوب را بخواباند.
شمخانی که خود از افراد وابسته به یکی از شیوخ وابسته بود برای حل مشکل در خوزستان بهترین راه یا راه همیشگی نظام را انتخاب کرد و بین شیوخ قبایل مختلف اختلاف ایجاد کرد و آن اختلافها تا به حال به ترور دو تن از شیوخ آل طعمه و زرگانو ﺁل نعمه انجامیده است . این درگیری ها در خوزستان ادامه دارند . برخی از شیوخ برای نابودی افراد قوم دیگر دست به کارهایی می زنند و افراد قوم دیگر را به نظام معرفی می کنند تا دستگیر شوند .
این درگیری ها و اختلافات ادامه دار میان قبایل به جاهای خطرناکی کشید و ترورهای دیگری در پی داشت و خوزستان را به دسته های مخالف تبدیل کرد.
بمب گذاری ها ، جز سری اول بمب گذاری ها که اصول گرایان برای تحت کنترل سپاه درﺁوردن صندوقهای رأی در کشور انجام شدند ، در خوزستان و تهران و قم و سیستان و بلوچستان به وجود ﺁمده بود و در ﺁن بمب گذاری ها که در زمان نزدیک به انتخابات برگزار شده بود بر اساس اطلاعات تنها در اهواز منجر به دستگیر شدن عده ای شد که به قول مسیولین امنیتی ﺁن بمب ها را کار گذاشته بودند . ولی در هیچ شهر دیگری هیچ کس دستگیر نشد .
رابطه این بمب گذاری ها در ﺁن زمان و در ﺁن شهرها و نیز نتیجه به دست ﺁمده نشان می دهد که ﺁن بمب گذاریها ها برای ایجاد جو ناامنی و سلب اختیار از وزارت کشور و حکومت خاتمی در امر انتخابات ریاست جمهوری بود . نوع بمب گذاری می گفت که بدست نیروهای با تجربه سپاه انجام شده اند . بمب های قرار داده شده در میدان امام حسین و خیابان صفا و میدان ولی عصر و نیز تعدادی از بمب هایی که قبل از انفجار توسط بمب گذار معرفی شده بود و بمب گذاری ها در قم و سیستم ﺁن ها نشان می داد که کار، کار نیروهای متخصص و هدف خاصی را دنبال می کنند . بدین لحاظ بود که کسی بخاطر ﺁن سری از بمب گذاریها دستگیر نشد.
ﺁن انفجارها نتوانست موجب اختلاف شود چون مشخص بود که کار خود رژیم بوده است .
سری دوم بمب گذاری ها در اهواز در ماه رمضان موجب کشته و زخمی شدن عده ای شد . به قول مسئولین امنیتی این کار، کار ﺁدمهای معمولی نبود. نوع بمب هایی است که عراقی ها در عراق منفجر می کنند و ﺁن بمب ها و شیوه انفجارشان مشابه بودند . در این بمب گذاری ها عده ای دستگیر شدند که دوتن از ﺁنها چند روز پیش اعدام شدند. در این بین گاهی اوقات بمب هایی صوتی در اهواز منفجر می شد ولی کسی دستگیر نمی شد . به تدریج، با درگیری هایی که از قبل در این شهر سابقه داشت اختلافات شدت می یافت. تا این اواخر درگیری هایی در روز عید قربان و عید غدیر روی دادند . عده ای از عربهای اهواز که طبق معمول قصد راهپیمایی داشتند، به شدت از سوی نظامیان سرکوب شده و تعدادی از ایشان دستگیر شدند .
بعد از ﺁن دستگیری های سری ﺁخر انجام شدند . زمزمه محاکمه برخی از ﺁنها و صدور حکم اعدام چند تن از دستگیر شدگان در اهواز پیچید . تقریبا همزمان با رفتن احمدی نژاد به اهواز و درست همان روزی که او باید وارد اهواز می شد، چند بمب در بانک و مراکز دیگر منفجر شدند و موجب گشتند تعداد دیگری کشته شوند و دامنه اختلاف بین مردم باز هم بیشتر بگردد.
جالب اینجاست که بدانیم سفر احمدی نژاد به استانها معمولا به صورت مخفی است و با ورود به ﺁن استان علنی می شود . ولی سفرهای احمدی نژاد به خوزستان به خصوص پیش از حرکت، در هر سه نوبتی که قرار بود، به اهواز برود لو رفت. این امر نشان می دهد برخی هستند که نمی خواهند او به خوزستان برود. حال علت چیست ؟ خدا می داند. در رژیم ، عواملی هستند که هر نوبت قرار می شود احمدی نژاد به خوزستان برود، از ﺁن ﺁگاه می شوند و بمبی در اهواز منفجر می شود و عده ای دستگیر می شوند و احمدی نژاد به ﺁنجا نمی رود .
در زمانی که معاونت پورمحمدی در بخش خارجی وزارت اطلاعات بود ، او همه کاره عملیات خارج از کشور بود . هر وقت قرار بود رییس جمهور ایران به کشوری سفر کند یا رییس جمهور آن کشور به ایران بیاید ناگاه اتفاقاتی از جمله ترور افراد سیاسی و مخالف رژیم در ﺁن کشور، انجام می گرفت . مانند ترور بختیار و ... و یا رییس جمهور ایران می خواست به اروپا برود. ناگاه درون حلب های خیار شور ارسالی به اروپا، اسلحه و مواد منفجره پیدا می شد و کارها خراب می شد . و یا قرار بود بین ایران و فرانسه قراردادی امضا شود ناگهان توسط کسانی چون گرجی و همدستانش بمب هایی منفجر می شدند و بجای بحران زدائی ، بحران سازی می شد .
این کارها و تعداد بسیار زیاد دیگری درست در زمانی انجام می شد که پور محمدی معاونت خارجی واواک و ذوالقدر معاونت سپاه پاسداران و محسنی اژه ای معاونت واواک را داشتند. جالب اینجاست که این هر سه نفر جدیدا به خوزستان هم سفر کرده اند و به می خواهند مشکلات را حل کنند . با توجه به ترس از تجزیه، ﺁیا مأمور تشدید بحران نیستند ؟ این رژیم برای بقای خود، ﺁتش به جان حیات ایران می زند و کاری که به خاطر ایجاد بحران و وحشت می کند، دارد خطری جدی برای حیات ملی ما می شود .
این سفر ها و محاکماتی که در شهر اهواز انجام شدند و همچنین دستگیری هایی که در این دوره انجام می شوند نشان می دهند که بحران سازان در پی ایجاد و تشدید بحران در خوزستان هستند . می خواهند زمینه ایجاد درگیری و جنگ خانگی را در استان خوزستان به وجود ﺁورند .
فیلم های اعترافات از نوع فیلم هایی هستند که در زمان ریاست فلاحیان در وزارت اطلاعات و علی لاریجانی در صدا و سیما و حسین شریعتمداری و حسینیان و ... در برنامه هایی مانند هویت و چراغ و اعترافات زن سعید امامی و ... تهیه و از تلویزیون پخش شدند. به استناد این اعترافات ، دو نفر را در اهواز اعدام کردند . این اعدام خود زمینه را برای ایجاد درگیری ها ﺁماده تر می کند . جالب اینجاست که بعد از اعدامها باز هم دو بمب منفجر شدند . در شهر شایع می کنند این انفجارها به خاطر اعدام آن دو نفرهستند .
شهر اهواز بطور خاص و شهرهای خوزستان بطور عام، به شدت در تشویش هستند . بیم از یکدیگر را در مردم می شود به خوبی احساس کرد . عرب ها از فارس ها و لر ها بیم دارند و فارس ها و لر ها از عربها . حال ﺁنکه هر وقت زندگی و حرکت بوده ، این سه با هم یک دل و یکزبان بوده اند . اینک بحران سازان برای برگرداندن مخالفت با رژیم، به برخورد با یکدیگر، مردم را به جان هم می اندازند .
مردم خوب خوزستان از عرب و لر و فارس و کرد به خوبی می دانند که این سیاست نظام برای ایجاد تشنج و درگیری در ﺁن استان است تا با این سیاست بتواند کل استان را سرکوب کنند . ﺁنان به خوبی می دانند که بچه های حصیر ﺁباد اهواز همان دوستان قدیمی بچه های باغ سیخ هستند و بچه های کیان پارس همان دوستان بچه های امانیه هستند و بچه های سخیریه همان دوستان بچه های پاداد هستند و بچه های شیلنگ ﺁباد همان دوستان کوی یوسفی هستند . مردم ﺁزادی خواه خوزستان و بخصوص اهواز باید بدانند که سیاست این نظام از دیر باز ایجاد تفرقه و سرکوب نوبتی است . باید با درایت مانند گذشته نقشه های این تفرقه اندازان ولایتی را نقش بر ﺁب سازند و جهت حرکت خود را ﺁزادی و در نتیجه پایان بخشیدن به استبداد ایران و انسان ستیز بگردانند .
انقلاب اسلامی : بحران سازیها با تشدید جو ترس و جو ترس با متعدد و بزرگ کردن دستگاههای سرکوب همراهند :