ایران و روسیه بر سر غنی سازی مشترک اورانیوم ، به توافق اصولی رسیدند ؟! - همزمان، امریکا و انگلستان استراتژی دموکراسی در ایران را در پیش می گیرند؟:
• روزی بعد از اجلاس معاونان وزرای خارجه 6 کشور در مسکو، در 19 ﺁوریل، وزیر خارجه روسیه و ( ؟ ) ارتش روسیه ، دو اظهار نظر کردند که چراغ سبز دادن به امریکا معنی شدند :
* وزیر خارجه روسیه : ایران همه کار می کند تا که موانع موجود بر سر راه مجازات های اقتصادی و جنگ را بر دارد .
* رئیس ستاد ارتش روسیه گفته است: در صورت وقوع جنگ، روسیه به هیچ طرف کمک نخواهد کرد .
اما به تدریج، موضوع روسیه نسبت به ایران نرم تر شد :
* روسیه تنها وقتی با وضع مجازاتها توسط شورای امنیت موافقت می کند که مدرکی دال بر انحراف ایران از فعالیتهای اتمی صلح جویان ارائه شود .
* در 22 ﺁوریل، مقامات کاخ کرملین هشدار دادند که تهدید ایران به مجازات اقتصادی و جنگ، یافتن راه حل برای بحران اتمی ایران را مشکل تر می سازد . تا این که
• در 22 ﺁوریل، گزارش شد که علی اصغر سلطانیه ، نماینده ایران در ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی، اعلام کرد ایران به توافقی در اساس، بر سر غنی کردن اورانیوم با شرکت روسیه ، رسیده است .
او توضیح نداد که ﺁیا این غنی سازی مشترک جانشین غنی سازی اورانیوم در داخل کشور می شود یا خیر ؟ و ﺁیا این توافق ادعای مقامهای رژیم را بر این که قطعنامه شورای امنیت را نمی پذیریم و به غنی سازی اورانیوم در کشور ادامه می دهیم ، نقض می کند یا نه ؟
با این حال ، بنا بر قول سلطانیه ، - که رادیو ایران پخش کرد - غنی سازی در خاک روسیه انجام خواهد گرفت . تنها امور فنی و قانونی و مالی مانده اند که می باید گفتگوهای بیشتری بر سرشان انجام گیرند .
سلطانیه همچنین گفت ایران ، با کمک روسیه ، دو نیروگاه اتمی دیگر در بوشهر خواهد ساخت .
توافق در اساس، در ماه فوریه با روسیه بعمل ﺁمده بود . اما بدین خاطر که ایران خواستار ﺁن بود که اجازه داشته باشد ، در حد ﺁزمایشگاهی به غنی سازی اورانیوم در خود ایران بپردازد، گفتگوها دنباله پیدا نکردند .
امریکا بر این نظر است که برنامه اتمی ایران ، در واقع، برنامه تولید سلاح اتمی است . سئوالی که اینک مطرح است اینست : ﺁیا این توافق امریکا را از تقاضای مجازات ایران در جلسه 28 ﺁوریل شورای امنیت منصرف می کند یا خیر ؟
امریکا و انگلستان می گویند هرگاه ایران تقاضای شورای امنیت را اجابت نکند و فعالیت غنی سازی را متوقف نکند، از شورای امنیت تقاضای تصویب مجازات ایران را خواهند کرد . او همزمان با اعلان توافق با روسیه، اولگ اوزروف ، مدیر کل امور خاورمیانه و شمال افریقا در وزارت خارجه روسیه گفت : افزایش فشار بین المللی به ایران می تواند نتیجه معکوس ببار ﺁورد و سبب شود که ایران از هرگونه همکاری با ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی سرباز زند . ملتهای دیگر می باید با ارائه پیشنهادها قدم پیش بگذارند تا ایران نیز در همکاری با جامعه بین المللی برای حل مشکل ، شتاب گیرد .
• اما در 23 ﺁوریل، ﺁصفی سخنگوی وزارت امور خارجه گفت : ایران از تحقیقات اتمی چشم نمی پوشد و پیشنهاد روسیه روی میز مذاکره است .
قول او ، گویای دو واقعیت مهم است :
* موضوع اصلی که تعلیق غنی سازی اورانیم است می تواند پذیرفته شود . " تحقیقات اتمی را ادامه می دهیم " پوشش غنی سازی را به حال تعلیق در می ﺁوریم است .
* دو گانگی قول سلطانیه و ﺁصفی نوعی نمایش وجود دو گرایش در رژیم است : یک گرایش تن به سازش نمی دهد و یک گرایش حاضر به معامله است . در فصل اول ، در گزارش از ایران دیدیم که زیاده روی در تشدید بحران ، دارد امکان استفاده از گرایش مخالف سازش را برای گرفتن امتیاز از میان می برد .
انقلاب اسلامی : همزمان، این گزارش انتشار یافت :
• در 21 ﺁوریل، فایننشال تایمز گزارش کرده است : بنا بر قول مقاماتی که استراتژی استقرار مردم سالاری در ایران را مرحله جدیدی از عملیات دیپلماتیک برای مهار برنامه اتمی جمهوری اسلامی می بینند ، امریکا و انگلستان استراتژی استقرار مردم سالاری در ایران را به ترتیبی پیش می برند که نیاز به جنگ پدید نیاید .
در وزارت امور خارجه امریکا ، گروهی تشکیل شده است که کارش ترویج مردم سالاری در ایران است ، سرپرست گروه الیزابت چنی است . یک مقام پیشین حکومت بوش می گوید : قصد از ترویج دموکراسی در ایران اینست که اروپائیان دست بکار اجرای سیاستی قوی بگردند بدون ﺁنکه نامش تغییر رژیم ایران باشد .
مقام پیشین می گوید : جهت یابی جدید گویای قوت گرفتن این باور در امریکا و انگلستان است که دیپلماسی از طریق سازمان ملل و مجازات جزئی مانع از دستیابی ایران به سلاح اتمی نمی شود . با توجه به فقدان اعتبار راه حل نظامی ، اینطور استدلال می شود که دیپلماسی بین المللی می باید اجرای برنامه اتمی ایران را کند کند و همزمان سیاستی قاطع برای تغییر رژیم ایران به اجرا درﺁید .
مقامهای امریکائی می گویند همکاری انگلستان مهم است زیرا حکومت بوش، بعلت قطع روابط در مدت افزون بر 25 سال، از کارشناسان امور ایران محروم است . برخی بر این نظر هستند که انگلستان اثر تعدیل کننده ای بر سیاست امریکا مبنی بر کمک مالی به گروههای مخالف رژیم ایران در تبعید و فعالیتهای مخفی در داخل ایران و تبلیغات تلویزیونی به زبان فارسی دارد . اما مقامات امریکا نیز انگلستان را برﺁن داشته اند سیاست مقابله با احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران را درپیش بگیرد .
ماه پیش وزارت امور خارجه امریکا دفتر امور ایران را در واشنگتن پدید ﺁورد و گویندگان فارسی استخدام کرد و باربارا لیف عرب شناس قرار است رئیس این دفتر بگردد .
همزمان، گروههائی که بطور جداگانه مأمور ترویج دموکراسی در سوریه و ایران هستند، مأمور شده اند سیاست تهاجمی تری را در قبال این دولت " شر " پیش برند . بودجه ﺁنها از محل 75 میلیون دلاری تأمین می شود که به پیشنهاد کندولزا رایس ، تصویب شده است . او خواسته است 10 میلیون دلار دیگر بر این بودجه افزوده شود .
ﺁدم ارلی ، سخنگوی وزارت خارجه وجود این گروهها را تکذیب می کند . اما دو مقام دیگر حکومت و یک دیپلمات اروپائی تأکید می کنند که این گروهها وجود دارند . ﺁنها می گویند گروهی که مأمور همآهنگ کردن وزارت خارجه و وزارت دفاع است ، تحت ریاست داوید دنهی ( یک کارشناس ویژه است که درحکومت ائتلافی عراق، خدمت کرده است ) و ﺁلبرتو فرناندز ، یک دیپلمات است .
جک استراو نیز گفته است انگلستان از خواستهای دموکراتیک مردم ایران حمایت می کند .
اما سیاستمداران جدی مخالف رژیم اتفاق نظر دارند که هرگاه قدرتهای خارجی بودجه فعالیتها برای استقرار دموکراسی را تأمین کنند ، بخصوص از سوی امریکا و انگلستان ، اثر معکوس دارد .
• طرفه این که کنت تیبرمن ، از محافظه کاران جدید و مأمور ترویج دموکراسی در ایران ، با وزارت خارجه امریکا اعتراض می کند چرا حمایت را از " اصلاح طلبان " داخل کشور ، بر نمی گیرد و متوجه گروه سازگارا نمی کند :
چندین گروه وجود دارند که برای تغییر رژیم ایران فعالیت می کنند ... یکی دیگر، گروه طرفدار مردم سالاری است که به ابتکار سازگارا پدید ﺁمده و شایسته حمایت مالی امریگا است . این گروه از جنبش رفراندوم پدید ﺁمد که از طریق اینترنت ، 35000 هزار امضاء گرد ﺁورد . این جنبش در 35 شهر دنیا وجود دارد . فعالان 250 نماینده به بروکسل فرستادند تا که بنیاد را ایجاد کنند . ﺁنها یک کمیته مرکزی با 15 عضو بوجود ﺁوردند که بنوبه خود یک کمیته اجرائی با 7 عضو تشکیل داد . این گروه در داخل کشور نیز فعالان دارد اما مورد بی مهری وزارت خارجه است .
از ﺁنجا که جنبش رفراندوم خواستار پایان حیات جمهوری اسلامی است ، گروههائی که وزارت خارجه امریکا تشکیل داده است، حاضر به همکاری با این گروه نیستند . وزارت خارجه اصلاح طلبان و نه انقلابی ها را برگزیده است .
سال پیش، سازگارا به من گفت : جنبش اصلاحات " مرد " . اما هنوز وزارت خارجه ، بخاطر نداشتن دیدگاه و یا گرایش کهنه حاضر نیست واقعیت را بپذیرد .
انقلاب اسلامی : سرنوشت گروههای دست نشانده بسی عبرت ﺁموز است : 1 - برای یکدیگر می زنند تا در دست نشاندگی رقیب نداشته باشند . 2 - یکی " جنبش رفراندوم " راه می اندازد و به سراغ امریکا می رود . به قول تیبرمن شایستگی دریافت کمک مالی امریکا را نیز دارد اما رقبا برایش می زنند و از سوی وزارت خارجه پذیرفته نمی شود . 3 - این گروه برای " اصلاح طلبان " می زند که مرده اند و دم مسیحا نیز زنده اش نمی کند .
اینست سرنوشت گروهی که " رفراندوم " دستمایه می کند تا در پوشش ﺁن، با پهلوی طلبها زد و بند کند و حمایت مالی امریکا را بدست ﺁورد و گرفتار رقابت رقبا می شود و دست به دامان تیبرمن و... می شود .
• و نیوزویک ( 1 مه 2006 ) اطلاع داده است که برخی از محافظه کاران جدید به حکومت بوش فشار می ﺁورند بر کوششهای خود در ناکام کردن ایران از تحقق بلند پروازی اتمی خویش، بیفزاید . مایکل لودین که از محافظه کاران جدید است می گوید : مردم ایران از رژیم نفرت دارند . انقلابی در انتظار وقوع است . اما مقامات ﺁژانس اطلاعات امریکا ، با نظر او عمیقا مخالفند . بنا بر 6 منبع ﺁگاه از تحلیلهای حکومت از وضعیت ایران ، براین نظرند که هرچند در اقلیتهای قومی مایه جنبش وجود دارد اما در قوم فارس که اکثریت مردم ایران را تشکیل می دهند، چنین مایه ای وجود ندارد . یکی از 6 منبع، که منبع وزارت دفاع است، می گوید: اقدام برای انقلاب ، توفیق نمی یابد . مقامات ﺁژانس اطلاعات همچنین براین باورند که برنامه اتمی ایران ، در میان مردم ایران ، از محبوبیت برخوردار است و حتی مخالفن سیاستهای ملاها نیز با ﺁن موافقند .
انقلاب اسلامی : یک عامل مهم برنخاستن مردم به جنبش ، سیاست مداخله جویانه امریکا و تهدیدهای این قدرت و ﺁلترناتیو تراشی هایش با استفاده از عناصر زورپرست وامانده است . بدیهی است ، با وضعیتی که امریکا بوجود ﺁورده است و سانسوری که برقرار است ، مردم ایران اطلاع از چند و چون برنامه اتمی خود ندارند تا با ﺁن موافق باشند . مقامات اطلاعاتی مخالفت مردم ایران با سیاست مداخله جویانه امریکا را موافقت با برنامه اتمی رژیم گمان برده اند .