« شماره ۶۵۰ از ۳ تا 17 مرداد »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


تنها و ناتوان از گفتگو ، در تدارک سرکشیدن جام زهر یا ادامه دادن به بحران ؟

انقلاب اسلامی : در قسمت اول ، این فصل ناتوانی رژیم از گفتگو و در قسمت دوم ، گزارشی را می ﺁوریم که شامل اطلاعی است مربوط به قصد رژیم به سرکوب دانشجویان و توضیحات جالبی گویای ربط دو دستور غیر قانونی خامنه ای ، با « بحران اتمی » . گزارش می گوید چرا سران رژیم چاره را سرکشیدن جام زهر می بینند :

ناتوانی از گفتگو ذاتی رژیم است و با «خصوصی » سازی و افزودن مدیریت جدید بر مدیریت هائی که سیاست خارجی را در دست دارند، از میان نمی رود :

• نخست قسمتهائی از سنجش افکار و سپس قسمتهائی از یک مقاله را در باره موقعیت احمدی نژاد در رژیم را بخوانید . به درک زمینه داخلی که در ﺁن، بحران اتمی مدیریت می شود، کمک می کنند :
الف - جیم لوب زیر عنوان « سنجش افکار در ایران ناسیونالیسم قوی ایرانیان و احساسات ضد امریکائی ﺁنها را گزارش می کند » ( ﺁنتی وار ، در 14 ژوئیه 2006 ) ، نتایج سنجشی را گزارش کرده است که مؤسسه زوگبی انترناشیونال ، از راه تلفن ، در نیمه دوم ماه مه، انجام داده و بناست در ریدرز دایجست ، انتشار پیدا کند . در جمع، 810 تن پرسش شده است و نتایج عبارتند از :
* از هر چهار پرسش شونده ، تنها یک تن بر این نظر است که تولید بمب اتمی می باید مهمترین هدف دراز مدت دولت ایران باشد .
* بیشتر از 50 درصد پاسخ دهندگان براین نظر هستند که سختی معیشت مردم نباید مانع از ﺁن شود که دولت به پیش بردن برنامه اتمی ادامه دهد .
* بیشتر از نیمی از پاسخ دهندگان بر این باورند که ایران می باید دیپلماسی مسلط و نیروی نظامی متفوق در خاورمیانه داشته باشد .
* پاسخ دهندگان بر این نظر هستند که احساساتی که احمدی نژاد در باره اسرائیل ابراز می کند ، همانست که نسلهای اخیر داشته اند .
* دو سوم پاسخ دهندگان براین نظر هستند که اسرائیل غیر قانونی است و نباید وجود داشته باشد .
* وقتی از پرسش شوندگان خواسته شد از این 6 کشور کدام را بیشتر دوست دارید ؟ تنها 5/11 در صد از امریکا نام بردند . بعد از انگلستان و ترکیه وکمی جلوتر از ﺁلمان و عربستان سعودی . و چون از ﺁنها پرسیده شد، بالاخره کدام یک از این 6 کشور را بیشترستایش می کنید؟ یک تن از 4 تن پاسخ دادند امریکا و از ﺁنها هر سه تن، یک تن از 18 تا 29 سال سن داشتند .
* دو سوم ﺁنها خواهان جنگ میان امریکا و ایران نیستند . 46 درصد امریکا را کشوری خطرناک می یابند که دنبال برخورد نظامی بقصد استقرار سلطه خویش است .
* امثال ریچارد پرل و مایکل لودین ، سالهاست تبلیغ می کنند امید محافظه کاران جدید در ایران ، جوانان هستند که خواهان دموکراسی و دوستار لیبرال امریکا هستند . این سنجش افکار دروغ بودن این تبلیغات را مسلم گرداند.
* و چون از ﺁنها ، در باره جهت یابی جامعه ایران پرسیده شد، 36 درصد خواستار مذهبی شدن بیشتر ﺁن و 31 درصد لیبرال و سکولار شدنش و 15 درصد ادامه همین که هست .
* و چون از ﺁنها خواسته شد میان میان برنامه تولید سلاح اتمی و اصلاحات اقتصادی و توسعه ﺁزادیها ، بعنوان مهمترین هدفهای بلند مدت پرسیده شد، تنها11 در صد پاسخ دهندگان که 50 سال و بیشتر داشتند ، به تولید بمب اتمی اولویت می دهند و 35 درصد که میان 18 و 35 سال سن دارند و 28 درصد ﺁنها که 30 تا 49 سال سن دارند ، تولید بمب اتمی را هدف ارجح می دانند . و چون ﺁن را با 41 درصد پاسخ دهندگان که اصلاحات اقتصادی را هدف مقدم می شمارند و 15 درصد که به توسعه ﺁزادیها تقدم می بخشند، مقایسه کنیم ، می بینیم ، تولید بمب اتمی از تقدم برخوردار است.
انقلاب اسلامی : مقایسه صوری است . زیرا سنجش کنندگان به قشرهای درﺁمد و فاصله شدید طبقاتی در ایران توجه نکرده است . توضیح این که ایرانیانی که به اندازه کافی درﺁمد داشته باشند که بتوانند با خارج مکالمه تلفنی کنند، جزء 20 درصد جامعه هستند . بنا بر این از 80 درصد بقیه نمایندگی نمی کنند . با وجود این ، سنجش انجام گرفته هم از لحاظ رژیم و هم از نظر امریکا و هم از جهت دو رأس دیگر مثلث زورپرست و نیز جانبداران خط ﺁزادی و استقلال گویا است :

* هم قشرهای ایرانی که محافظه کاران جدید امریکائی رویشان حساب می کنند 1 – با مداخله امریکا مخالفند و امریکا را دوست ندارند و 2 – تنها 25 درصدشان با تولید سلاح اتمی موافقند و هنوز تنها یک سومشان تولید سلاح اتمی را هدف مرجح می انگارند . به سخن دیگر نه رژیم مافیاها و نه حکومت بوش نباید و نمی توانند پای مردم ایران را در بحران سازی و تشدید ﺁن بمیان بکشند . هردو، از لحاظ مردم ایران ، مطرود هستند . بخصوص که
• رسانه های خارجی نیز بتدریج پی برده اند که وراجی های تحریک ﺁمیز احمدی نژاد ، از زبان کسی است که فاقد اختیار است . در خود ایران، بسیاری از مردم او را ﺁلت فعل روحانیان حاکم می دانند و برﺁنند که اختیاراتش ناچیز است : سیاست خارجی و استراتژی اتمی و نقشه ای که رژیم در عراق تعقیب می کند و گفتگو با امریکا ، قطعا  از حیطه اختیار او خارج هستند ( مکلاچی نیوز پیپرز ، 14 ژوئیه )
با توجه به این دو واقعیت ، واقعیت سوم اهمیت خود را بروز می دهد : رژیم ساختی پیدا کرده است که ﺁن را از انجام گفتگو ناتوان کرده است:
• علائم این ناتوانی را نه تنها در اظهارات ضد و نقیض بروز می دهد، چون :
* در 15 ژوئیه، معاون لاریجانی می گوید : رهبر فرمودند محلی برای گفتگو نیست !
* در 16 ژوئیه ، ﺁصفی ، سخنگوی وزارت خارجه می گوید : مجموعه مشوقهای پیشنهادی را بعنوان پایه گفتگو می پذیریم !
بلکه با « نهاد سازی » ها نیز این ناتوانی را ﺁشکار می کند : خامنه ای دو « نهاد » جعل کرد که یکی از ﺁن دو ، مأمور سیاست خارجی است :
• در 4 تیر 1385، خامنه ای این حکم را صادر کرده است :
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي دكتر خرازي
لازم است براي كمك به تصميم‌گيري‌هاي كلان و جست ‌و جو از افق‌ هاي نو در روابط خارجي جمهوري اسلامي و بهره‌مندي از نظرات نخبگان در اين عرصه، شوراي راهبردي روابط خارجي تشكيل گردد.
شايسته است آقايان دكتر علي‌اكبر ولايتي، علي شمخاني، محمد شريعتمداري و محمدحسين طارمي براي مدت پنج سال اعضاي آن باشند و جناب‌عالي به رياست آن شورا منصوب مي‌گرديد.
اميد است موفق باشيد
سيد علي خامنه‌اي
انقلاب اسلامی : از ﺁنجا که این حکم ، در گزارش از ایران ، موضوع نقد شده است ، از نقد ﺁن در می گذریم و یادﺁور می شویم که جعل چنین شورائی ، نه تنها گویای افلاس وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی است ، بلکه گویای ناتوانی مفرط رژیم از ورود در گفتگو با قدرتهای خارجی و بنا بر این ، ماندن در همان بن بست ایجاد بحران و خروج از ﺁن با سرکشیدن جام زهر است .