برنده و بازنده جنگ ؟ خطر تحمیل هزینه باخت به ایران از رهگذر بحران اتمی ؟ :
انقلاب اسلامی : در قسمت اول ، برنده و بازنده جنگ و در قسمت دوم بحران اتمی و هزینه ای که ممکن است پرداختش را بردوش ایران بگذارند و در قسمت سوم نظر ری کلوز را در باره اثر جنگ لبنان بر رفتار بوش و حکومت او را - که سخت در خور توجه است - می یابید :
اسطوره ای و بازوئی که شکستند ؟ -هزینه که باید پرداخت اما امریکا و اسرائیل باید بپردازند یا می توانند پرداختش را به ایران تحمیل کنند ؟:
• در 11 اوت ، شورای امنیت قطعنامه 1071 را تصویب کرد . در 13 اوت، به ساعت 8 صبح، ﺁتش بس برقرار شد . بنا بر قطعنامه، افزون بر 15 هزار قوای لبنانی ، یک نیروی بین المللی 15 هزار نفری دیگر نیز در مرزهای اسرائیل و لبنان مستقر می شوند . از جمله وظائف این نیرو خلع سلاح حزب الله است .
• نخست هزینه های مادی جنگ را از قول رویتر ( 15 اوت ) بخوانید :
* نظامیان اسرائیل می گویند : نیروی هوائی اسرائیل 7000 هدف را در لبنان بمباران کرده اند . نیروی دریائی اسرائیل 2500 بار بسوی هدفها شلیک کرده است . و حزب الله 3970 راکت بسوی اسرائیل پرتاب کرده است .
* حدود 1110 تن در لبنان کشته و 3700 تن زخمی شده اند . بزرگ ترین شمار کشته ها و زخمی ها ، غیر نظامی هستند . 35 تن از اعضای ارتش و پلیس لبنان و 5 تن از افراد قوای سازمان ملل کشته شده اند . اسرائیل می گوید 530 حزب اللهی را کشته است و حزب الله تعداد کشته های خود را 80 تن می داند .
* 900 هزار تن لبنانی ﺁواره شده اند . 60 هزار خارجی از لبنان تخلیه شده اند و هزارها تن خود راهی برای خارج شدن از لبنان جسته اند .
* شورای توسعه و بازسازی لبنان خسارات بمبارانها را تا پایان ژوئیه ، 5/2 میلیارد دلار برﺁورد کرده است . از پس، طی دو هفته اول اوت، خسارات سنگین دیگری وارد ﺁمده اند .
بانک مرکزی یک میلیارد دلار صرف حفظ ارزش پول کرده است و در بازار بورس بیروت ، بهای اوراق، 14 درصد پائین ﺁمده است . اقتصاد دانان کاهش میزان رشد را 2 تا 3 درصد ارزیابی می کنند بخاطر محروم شدن لبنان از توریستها و ... برخی برﺁنند که این رشد از 5 تا 6 درصد به صفر درصد سقوط خواهد کرد .
* محیط زیست : بر اثر بمباران ذخایر نفت در جنوب بیروت حدود 10 تا 15 هزار تن ، نفت خام سواحل لبنان را ﺁلوده و بزرگ ترین زیان محیط زیستی را به لبنان وارد ﺁورده است . هزینه پاک کردن ﺁبهای ساحلی و ساحل ها دست کم 100 میلیون دلار است .
* زیانهای اسرائیل :
- 157 کشته که از ﺁنها 40 تن غیر نظامی بوده اند . بیشتر ﺁنها در جنگ در خاک لبنان کشته شده اند . حدود 1000 تن غیر نظامی زخمی شده اند و 450 سرباز در جنگ، زخمی شده اند .
- حدود 300 هزار اسرائیل ﺁواره شده اند .
- بانک مرکزی اسرائیل زیان اقتصاد را بابت نیامدن توریسم و کاهش فعالیتهای اقتصادی 5/1 میلیارد دلار ارزیابی کرده است . اتحادیه صنایع اسرائیل ، زیان وارده به صنایع شمال اسرائیل را 6/4 میلیارد دلار ارزیابی کرده است .
- هزینه جنگ نیز 6/1 میلیارد دلار شده است .
انقلاب اسلامی : اسرائیل با وارد کردن این هزینه مادی به خود و لبنان ، چه بدست ﺁورده است ؟ مطبوعات دنیا و نیز شخصیتهای و ناظران سیاسی جهان برنده و بازنده جنگ را تشخیص داده و خوانندگان نظرهای ﺁنها را خوانده اند . لذا ، ارزیابی های مطبوعات بزرگ غرب را می ﺁوریم :
• ها ﺁرتص ( 11 اوت ) : اولمرت نخست وزیری است که روزنامه نگارها او را اختراع و از وی حمایت کردند. اکنون روزنامه نگارها می گویند کنار برو. گرچه درخواستی غیرعاقلانه است، اما مشروع است .
ایهود اولمرت ممکن است آتش بس پیشنهادی فرانسه را بدون چون و چرا بپذیرد . پس او نمی تواند یک ملت را به جنگ بکشاند و قول پیروزی بدهد و شکستی تحقیر آمیز را متحمل شود و در قدرت نیز بماند.
• در 15 اوت، در کنست ، نتانياهو ، نخست وزیر سابق و رهبر حزب لیکود گفته است: بايد صادقانه گفت ناكاميهاي بسياري وجود داشت. شكست در شناسايي اين تهديد، شكست در آماده سازي براي رويارويي با اين تهديد، عدم برنامه گذاری براي اين جنگ و شكست در برنامه گذاری و مديريت جبههي داخلي. بدون شك ما بايد از اين شكستها درس بگيريم و اشتباهاتمان را جبران كنيم.
• پیش از او، المرت ، از موضع دفاع از حکومت خود و نه از موضع یک فاتح سخن گفت : او در همان حال که که می گفت حزب الله را ناتوان کرده ایم اذعان می کرد در اين جنگ موارد اشتباه و نقايص وجود داشته اند.
• ها ﺁرتص ( 16 اوت ) خبر داده است که افسران ارتش اسرائیل می گویند : با توجه به ناکامی ارتش در جنگ لبنان ، هالوتز ، رئیس ستاد ارتش نمی تواند استعفاء نکند .
• ژروزالم پست ( 13 اوت ) گزارش مفصلی از برخوردها در اسرائیل بر سر جنگ ناکام ، انتشار داده است :
* راست می گوید : قبول قطعنامه سازمان ملل اعتراف به شکست و برای اسرائیل زیان بار است.
* چپ می گوید : فرستادن اینهمه سرباز به درون لبنان خطا بود .
* سیاستمداران می گویند: حکومت جنگ را با ناتوانی اداره کرد :
* هندل می گوید : اولمرت نباید یک روز دیگر در مقام خود بماند . او وزیرانش باید به رضایت خاطر شیخ حسن نصرالله گوش بدهند تا بفهمند ﺁتش بس چه اندازه برای اسرائیل بد بوده است .
* شالوم ( از حزب لیکود ) می گوید : ﺁتش بس بدترین چیزی بود که به اسرائیل پیشنهاد شد .
و...
• نيويورك تايمز ( 13 اوت ) : حکومت اهود اولمرت مجروح جنگ در لبنان است. اولمرت و "عمير پرتز" وزير دفاع اسراييل متهم شدهاند كه با عملكرد نادرست و تصميمات غلط جنگي، بجای پیروزی شکست ببار ﺁورده اند . روندی که جنگ لبنان پیدا کرد احتمال كوتاهتر شدن عمر كابينه را بيشتر كردهاست .
در آغاز جنگ، اسرائیل اعلام كرده بود حزبالله را خلع سلاح و نابود خواهد كرد . اما اكنون اولمرت فقط ميتواند از صدمه ديدن حزبالله سخن بگويد.
ارتش اسراييل كه قول داده بود جنگ در يك يا دو هفته با حملات هوايي پايان يابد اكنون با انتقادهايي درباره تحليلهاي راهبردي، اطلاعات جاسوسي، آموزش و آمادگي سربازان خود بويژه نيروهاي ذخيره روبرو خواهد شد.
• کنسرسیوم نیوز ( 13 اوت ) گزارش کرده است که افسران ارتش اسرائیل بوش را بخاطر بر انگیختن اولمرت به حمله به جنوب لبنان مورد سرزنش قرار می دهند . ﺁنها توافق بوش - اولمرت در 23 ماه مه، عامل ورود اسرائیل به جنگی می شمارند که برای اسرائیل ناکامی نظامی ببار ﺁورد .
• لوموند ( 14 اوت ) نوشته است : ترازنامه یک ماه جنگ ، اسرائیل را بدهکار نشان می دهد . اغلب ناظران بر این نظر هستند که جنگی که اسرائیل براه انداخت، برایش جز غبن ببار نیاورد :
* ناهوم بارنآ سرمقاله نویس روزنامه یدیوت ﺁهارونوت، پر تیراژ ترین روزنامه اسرائیل، می نویسد : حقیقت ما را بر ﺁن می دارد که اعتراف کنیم ما در جنگ پیروز نشده ایم . نه تنها ارتش ما از پیروزی بر یک سازمان کوچک چریکی ، بنام حزب الله، ناتوان شد ، حتی از تأمین ﺁب و غذای افراد خود در جبهه نیز ناتوان شد . بحران اعتماد میان ارتش و مدیریت سیاسی بقدری عمیق است که جنگ کیپور را به یاد می ﺁورد .
* مثلث اولمرت و امیر پرز وزیر دفاع و هالوتز ، رئیس ستاد تحت انتقاد از هر سو هستند :
یوسی بن ﺁری ، رئیس سابق اداره اطلاعات ارتش اسرائیل می گوید : از زمان خروج ما از لبنان در سال 2000 ، فرستادن قوا به لبنان، در نظر ستاد ارتش، یک تابو شده است. همواره از ﺁن طفره می رود . هالوتز که در نیروی هوائی خدمت کرده است، بر این باور شد که بمبارانهای هوائی اسرائیل را به هدف خود می رسانند . وقتی شکست این تکتیک ﺁشکار شد ، دیگر بسیار دیر بود .
هالتوز که ﺁگاه بود کمیسیون تحقیقی ممکن است تشکیل شود و در باره ناکامیهای این جنگ از او حساب بخواهد ، از هم اکنون ، خود را از هرگونه مسئولیت مبرا دانست و گفت : اگر ارتش زمینی در اواسط ژوئیه وارد لبنان می شد ، جامعه بین المللی وادارش می کرد از لبنان خارج شود .
* اهود المرت که جنگ را به راه انداخته است ، بنوبه خود اطمینان می دهد که " حتی یک بار پیش نیامد که ارتش نقشه ای را ارائه کند و حکومت ﺁن را نپیذیرد .
* رفتار ارتش در جبهه جنگ نیز مورد انتقاد است : سرهنگ بازنشسته یوهانان تسورو می گوید : ارتش از سال 1999 می دانست که حزب الله موشکهای ضد تانک بسیار پیشرفته در اختیار دارد . اما این داده در ﺁموزش سربازان ، لحاظ نشده است .
* استوارت کوهن، متخصص ارتش اسرائیل و استاد دانشگاه می گوید : " اگر واحدهای نخبه ارتش ما از سال 2000 ، در سرزمین های فلسطینی ، نقش پلیس را ایفا نمی کردند ، ما گرفتار این وضعیت نمی شدیم .
• ایندپندنت ( 15 اوت ) خبر داده است که به دنبال اعتراف اولمرت در کنست به نارسائی ها ، سنجش افکار در اسرائیل نشان می دهد که اکثریت اسرائیلیها بر این باورند که از هدف های جنگ یک هیچ و یا بخش کوچکی برﺁورده شده است .
اولمرد که در میان اعتراضهای مداوم مخالفان - که عده ای از ﺁنها را از جلسه اخراج کردند - سخن می گفت بر این بود که قطعنامه شورای امنیت تعادل قوا در مرزهای شمالی اسرائیل را یکسره تغییر می دهد . زیرا بنا بر این قطعنامه ، حزب الله خلع سلاح می شود و رابطه ، رابطه اسرائیل با لبنان می شود .
و بنا بر سنجش افکار در اسرائیل ، 52 درصد از اسرائیلها بر این باورند که در جنگ با لبنان ، ارتش اسرائیل ناموفق بوده است . و 44 درصد گفته اند ارتش خوب عمل کرده است.
• سقوط بهای سهام و اوراق بهادار، در روزهای پس از ﺁتش بس، در بازار بورس تل اویو، برناکامی ارتش اسرائیل و شکست اسطوره شکست ناپذیری این ارتش، شهادت می دهد.
• و استراتفور ( 15 اوت ) تحلیل خود را اینطور ﺁغاز می کند :
با گذشت 34 روز جنگ لبنان ، حزب الله می گوید: پیروزی استراتژیک تاریخی، بر ضد اسرائیل، بدست ﺁورده است . حق نیز اینست که اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل زیر سئوال رفته است . در اهمیت این واقعیت نباید اغراق کرد . همانطور که ما در جریان جنگ خاطر نشان کردیم ، ﺁتش بس بلافاصله حزب الله را پیروز جنگ می گرداند . اثر پیروزی یک گروه چریکی بر ارتش اسرائیل ، اثرات عمیق بر منطقه می گذاشت .
• روزنامه هاآرتص ( 11 اوت ) ، گزارش کرده است : یک مقام رسمي وزارت خارجه آمريكا در گفتوگو با ما، از اين حقيقت كه آمريكا و اسراييل و جامعهي بينالمللي تاكنون در متقاعد كردن بشار اسد، رييسجمهور سوريه در تغيير رفتارش ناكام ماندهاند، ابراز نااميدي كرد.
وي اين ناكامي را ناشي از اين حقيقت دانست كه تاكنون هيچ فشار واقعي به سوريه از سوي هيچ كس وارد نشده است.
اين مقام رسمي كه افزايش اعتماد به نفس سوريه را يك مشكل براي هر كسي برشمرد، گفت: شانسهايي براي اعمال نفوذ در سوريه وجود داشته اما آنها از بين رفته است.
وي با اشاره به تصميم اسراييل مبني بر خارج نگاه داشتن سوريه از درگيري اخير در لبنان گفت: من نميخواهم عقيدهام را دربارهي اين تصميم بگويم.
پنتاگون معتقد است، نفوذ سوريه بر وقايع در لبنان در هفتههاي اخير افزايش يافته و دولت جورج بوش، رييسجمهور آمريكا از اين امر بسيار نگران است.
* در 15 اوت، بشار اسد ، خطاب به اسرائیل گفت : دیگر موشکها و بمبهای شما نمی توانند امنیت شمار را حفظ کنند . نسل جدید عرب راه مبارزه با اسرائیل را خواهد یافت . بدین سان، روحیه سوریه بیشتر از ﺁن تقویت شده است که مقام وزارت خارجه امریکا برﺁورد کرده است.
• در 15 اوت، بوش اسرائیل را پیروز و حزب الله و سوریه و ایران را مقصر خواند و گفت : مردم سالاری ، با وجود دولتی در دولت که حزب الله است نمی شود . شرط استقرار دموکراسی در لبنان اینست که حزب الله نباشد .
انقلاب اسلامی : غیر از این که در خود امریکا حمل اسلحه ﺁزاد است ، پرسیدنی است که بوش که این درس را بلد است ، چرا ﺁن را در افغانستان و عراق بکار نمی برد ؟
اما اثر جنگ لبنان بر رفتار رژیم مافیاهای نظامی - مالی در قبال قطعنامه شورای امنیت :
اثر جنگ لبنان بر رفتار رژیم مافیاها در قبال قطعنامه شورای امنیت و تهدیدهای امریکا و اروپا :
• استراتفور ( 15 اوت ) بر اینست که ایران و سوریه، با استقرار ﺁتش بس میان اسرائیل و حزب الله بی جهت جشن نگرفته اند . در حقیقت، با توجه به ترس رژیمهای عرب از ارتش اسرائیل و بی حس برجا ماندشان در طول جنگ، ایران خود را موفق می بیند در بر هم زدن تعادل قوا به سود شیعه .
در همان حال که ایران و سوریه جشن گرفته اند ، رژیمهای عرب شروع کردن اند به تجدید ارزیابی خود از ارتش عراق .
حزب الله نیز تن به خلع سلاح شدن نمی دهد.
• در 15 اوت، وزیر خارجه فرانسه به لبنان رفت تا از راه گفتگو با مقامات لبنان ، وضعیت را روشن کند . فرانسه و دیگر کشورهائی که قصد دارند نیرو به لبنان بفرستند، می گویند خلع سلاح حزب الله را ﺁنها بر عهده نخواهند گرفت . این کاری است که ارتش لبنان می باید تعهد کند .
شیخ حسن نصرالله نیز تأکید می کند حزب الله خلع سلاح نخواهد شد و خطاب به ارتش لبنان می گوید: پیش از اقدام به خلع سلاح حزب الله ، دوبار فکر کند .
بدین قرار، خلع سلاح حزب الله مسئله روز است . به سخن دیگر، از حالا تا پایان اوت، که مهلت ایران برای تمکین از دستور شورای امنیت به پایان می رسد و در روزها و هفته های بعد از ﺁن، از حزب الله کاری برای رژیم ایران ساخته نمی شود :
• استراتفور ( 3 اوت ) اثرات جنگ لبنان را بر جهت یابی سیاست ایران ، بررسی می کند :
* وزیر جنگ اسرائیل ، امیر فرتز، در تلویویزون اسرائیل ، حزب الله را بازوی ایران توصیف کرد و گفت: جنگ با حزب الله ، اسرائیل را از تهدید استراتژیک توسط ایران ، در مرزهای خود، ﺁزاد می کند .
* پیش از او، رئیس پیشین موساد، در رادیو ارتش گفته بود : بدون پایان بخشیدن به نزاع با ایران بر سر برنامه اتمی ایران، نزاع پایان نمی پذیرد . اما اسرائیل نباید بطور مستقیم وارد گفتگو با ایران شود . این کار را واشنگتن می باید بکند .
و این ، درست همانست که ایران می خواهد . اما هنوز زود است برای این که ببینیم ﺁیا قادر است میل خویش را به موقع هژمونیک پیدا کردن در منطقه مهار کند یا خیر ؟ هرگاه قوای زمینی اسرائیل بطور معنی داری از توان نظامی حزب الله کاسته باشد، ایران بازوی نظامی خود را از دست داده است . در ﺁن صورت ، وضعیت دیگر می شود .
* دولتهای عرب امیدوار بودند اسرائیل کار حزب الله را یکسره کند و با پایان کار حزب الله ، ایران نیز فضای ژئوپلیتیک منطقه را ترک گوید . اما دلخواه ﺁنها تحقق نیافت و حزب الله همچنان با ارتش اسرائیل می جنگد . مصریها و سعودیها و اردنیها بازنده این جنگ شدند .
* امریکا و اسرائیل و کشورهای عرب می خواهند، از رهگذر جلب سوریه، ایران را از هرگونه گفتگوئی در باره لبنان کنار بگذارند . اما با توجه به روابط ایران و حزب الله ، نمی توان ایران را کنار گذاشت . ایران می خواهد در باره منطقه و موضوع اتم، بطور مستقیم با امریکا گفتگو کند . با توجه به این امر که ایران برنده جنگ لبنان است ، تن ندادن به مذاکره مستقیم با ایران ، سیاست عاقلانه ای بنظر نمی رسد . از قرار، امریکا و اسرائیل منتظرند ببینند کار جنگ به کجا می انجامد .
• ﺁسوشیتدپرس ( 15 اوت ) گزارش می کند : در همان حال که در لبنان ﺁتش بس شکننده برقرار می شود ، امریکا و متحدانش با بحران دیگری روبرو می شوند و ﺁن بحران اتمی ایران است . ﺁنها می خواهند ایران غنی سازی اورانیوم را رها کند و اما ایران علامتی از راضی شدن بدین کار نشان نمی دهد .
شورای امنیت تا 31 اوت به ایران مهلت داده است و ایران نیز وعده کرده است به مجموعه امتیازهای پیشنهادی ، تا 22 اوت، پاسخ دهد .
چندین مقام ایران گفته اند ایران هر پیشنهادی شامل متوقف کردن غنی سازی را رد می کند .
خود داری ایران از پذیرفتن مفاد قطعنامه شورای امنیت ، بسا میان دولتهای بزرگ عضو شورای امنیت بحثی سخت بر می انگیزد و نیاز به گفتگوهای مشکل برای توافق بر سر اقدام بعدی پیدا می شود .
واشنگتن می گوید خواستار تصویب فوری مجازاتهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران است . هرگاه اعضای شورای امنیت با ﺁن موافقت نکنند، خود به تنهائی این مجازات ها را اعمال خواهد کرد .
روسیه و چین که روابط نزدیک با ایران دارند، موافق گفتگو با ایران هستند . معاون وزارت خارجه روسیه گفته بود تصویب قطعنامه بمعنای برقرار شدن خود به خود مجازات علیه ایران نیست . هرگاه ایران قطعنامه را نپذیرفت، شورای امنیت می تواند قدمهای دیگری برای متقاعد کردن ایران بردارد .
اما امریکا میان مسئله اتمی ایران و نقشی که ایران در جنگ در لبنان و عراق بازی می کند، ربط برقرار می کند . مقامات امریکا ایران را متهم می کنند که هم ﺁتش بیار جنگ مذهبی و قومی در عراق و هم عامل برانگیخته شدن جنگ در لبنان است. این مقامات می گویند بسا ربودن دو سرباز اسرائیلی، در 12 ژوئیه، توسط حزب الله به دستور تهران بوده است تا ﺁتش جنگ را روشن کند .
بوش ، رئیس جمهوری امریکا در 15 اوت گفت : ایران به حزب الله لبنان کمک مالی می کند و اسلحه می دهد . بنا براین ، مسئول مستقیم جنگ لبنان است . ما می توانیم تصور کنیم چه اندازه این جنگ می توانست خطرناک تر باشد اگر ایران به سلاح اتمی مجهز بود .
در همان حال که حکومت بوش با دخالت دادن ایران و سوریه و حزب الله در گفتگوها بر سر پایان دادن به جنگ لبنان ، بطور قاطع مخالفت کرد، به ایران پیشنهاد نمود با یکدیگر بر سر مسئله اتمی و مجموعه امتیازهای پیشنهادی ، وارد گفتگوی مستقیم شوند .
برخی از تحلیل گران براین نظر هستند که برغم رفتار خصومت ﺁمیز ایران ، حکومت بوش، با توجه به گرفتاریش در بحرانهای عراق و لبنان ، مسئله اتمی ایران رابحران سومی برای خود کند .
جون ﺁلترمن، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک واشنگتن ، می گوید : من فکر نمی کنم دنیا ﺁماده باشد در پایان ماه اوت ایران را به صلابه بکشد .
• در 15 اوت، احمدی نژاد گفت : ما قطعنامه شورای امنیت را نخواهیم پذیرفت . در همان روز، لاریجانی نیز گفت : ایران می باید در غنی سازی اورانیوم مستقل باشد . پیش از ﺁن، او گفته بود در مجموعه امتیازهای پیشنهادی ، هیچ چیز نیست.
بدین سان، به تدریج که ماشین جنگی اسرائیل به گل می نشست، موضع " خردگرایانه " لاریجانی، جای خود را به دنباله روی از احمدی نژاد می داد . در 15 اوت، این دو موضع ، بر یکدیگر منطبق شدند .
• لوموند ( 16 اوت ) جشنی را که رژیم گرفته است ( مترو مجانی و دادن شیرینی در برابر ادارات و... ) شرح می دهد و به این جا می رسد که رژیم دلیلی برای پنهان کردن حمایتش از حزب الله نمی بیند چرا که امریکا ﺁشکارا از اسرائیل حمایت می کند . این پنهان نکردن با تهدید اسرائیل به موشک شهاب 3 از زبان احمد خاتمی و قصد رژیم بر استفاده از پیروزی حزب الله در مسئله اتمی همراه است : ما قطعنامه شورای امنیت را نمی پذیریم .
• اما در همان روز، 16 اوت، متکی ، " وزیر " امور خارجه گفته است : در مسئله اتم، ایران ﺁماده از در باره یک به یک اجزای مجموعه پیشنهادی گفتگو کند .