چند رویداد : نادانی بوش و جنگ با ایران - در 31 مرداد احمدی نژاد باید با سلاح اتمی به اسرائیل حمله می کرد!!؟- حکومت اسرائیل غرق فساد پاجنگ در کردستان :
• " ﺁیا امریکا به ایران حمله می کند این بار بدون صدام " عنوان نوشته (28 اوت ) کریس مور است . نکاتی از این نوشته، از جمله ، گویای نادانی بوش :
* پتر گالبرایت ، سفیر سابق امریکا در کروﺁسی ، در مصاحبه اخیرش با روو استوری ، از کتاب خود، " پایان عراق " ، این ماجرا را نقل کرده است :
وقتی سه امریکائی عراقی الاصل ، پیش از جنگ امریکا با عراق در 2003، با بوش دیدار کردند و سعی کردند او را از فرق شیعه و سنی ﺁگاه کنند ، بوش احتجاج کنان پاسخ داد : من فکر می کنم عراقیها مسلمان هستند .
این پاسخ علامتی است از بی اطلاعی بوش و حکومت او از اختلافهای عمیق مذهبی و قومی در خاورمیانه .
از رئیس جمهوری و معاون او بگیر تا محافظه کاران وزارت دفاع باورشان این بود که عراق یک صفحه سفید است و امریکا می تواند تصویر خود را از دموکراسی کثرت گرا ، برﺁن نقش کنند .
عالی ترین مقامهای حکومت بوش ، در نزاع سنی و شیعه در عراق ، بسود اقلیت سنی دست داشته اند و تاریخ حمایت ﺁنها از حزب بعث ( سنی ) و دیکتاتوری صدام حسین که سالها اکثریت شیعه را با خشونت تمام سرکوب می کرد، جدید است . بنا بر این غیر ممکن است بتوان باور کرد این مقامها ( به استثنای بوش) از اختلافهای عمیق شیعه و سنی در عراق ﺁگاه نیستند و یا از نفرت مردم عراق از امریکا، بخاطر همکاریش با صدام و رژیم او ، بی اطلاع هستند .
در حقیقت، در سالهای دهه 1980، امریکا از حکومت صدام حمایت می کرد زیرا می دانست او شیعه نیست و یک سکولار سنی است که هم با اکثریت شیعه و هم با حکومت روحانیان در ایران ، می جنگد .
و جنگی که صدام، از سپتامبر 1980 شروع کرد تا ﺁتش بس در 1988 ، ایران 100 هزار قربانی جنگ شیمیائی عراق را داد و کشوری از جهان شد که بیشترین صدمه از اسلحه کشتار جمعی به خود دید .
* وزیر دفاع کنونی امریکا، دونالد رامسفلد، در 1983 ، به عراق رفت . فرستاده ویژه ریگان رئیس جمهوری وقت بود . عکس او با صدام ، با نگاه ستایشگرش به صدام ، تا امروز در انترنت موجود است .
بسیاری از اسلحه کشتار جمعی را که عراق در جنگ با ایران بکار می برد، مصر، سنگاپور ، هند و متحدان امریکا در اروپا، در اختیارش می گذاشتند . بدتر از همه این که سیا اطلاعات در اختیار رژیم عراق می گذاشت تا سلاح گاز خردل را درست به هدف ها بزند . صدام هلی کوپتر های امریکائی را بکار می برد برای زدن راکتهای شیمیائی به هدف ها .
بر سر این اسلحه شیمیائی چه ﺁمد، کسی نمی داند . بسا بیشتر ﺁنها بر ضد ایران بکار رفت . زیرا بعد از 2003 ، اثری از این اسلحه بدست نیامد .
* شاید بوش نمی دانست با ورود به جنگ بر ضد عراق ، وارد چه مهلکه ای ، می شود و خود را گرفتار نفرت عمومی عراقیها از امریکا و خصومتهای مذهبی و قومی می کند . اما دیگ چنی که در جریان جنگ ایران و عراق وزیر دفاع بود و رامسفلد خوب می دانستند . بنا بر این مسئول انداختن امریکا در این مهلکه هستند .
حاصل جنگ امریکا این شده است که شیعه و سنی با یکدیگر، بر سر حیات خود، می جنگند و هردو از امریکا نفرت دارند .
* ﺁیا با وجود این تجربه، هستند کسانی در حکومت بوش که می خواهند امریکا را وارد جنگ برضد مردم ایران کنند ؟ از زبان گروههای طرفدار جنگ بشنوی، پاسخ اینست : ﺁری : ایلان برمن، متخصص ایران و از محافظه کاران جدید عضو شورای سیاست خارجی ، به مک کلاچی نیوزپیپر ، گفته است : در بهار ﺁینده ، ما به بحث جدی در باره قدمهای بعدی که باید برداشت، از جمله گزینه های نظامی ، خواهیم پرداخت .
او افزوده است : " اگر ﺁنها ( ایرانیان ) صاحب بمب اتمی شوند، شرط را باخته ایم . ما نمی خواهیم کشور حامی تروریسم به بمب اتمی مجهز شود " . او چنان سخن گفته است که گوئی او و دار و دسته محافظه کاران جدید در موقعیتی هستند که بدون اطلاع مردم امریکا ، یک جانبه ، اعلان جنگ کنند . گزارش کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان به مدد برمن ﺁمد در فانتزی سازیهایش .
تحلیل گر پیشین سیا، ری مک گاورن، می گوید : از لحاظ تبلیغاتی ، در مورد ایران، درست همان تبلیغات دارند بعمل می ﺁیند که در مورد مجهز بودن عراق به اسلحه کشتار جمعی بعمل می ﺁمد . همان تبلیغات بودند که کنگره با رأی دادن به جنگ با عراق برانگیختند .
• و تایمز ( 26 اوت) خبر از جنگ ایران و ترکیه با کردها ، در کردستان عراق می دهد :
اینبار ایران کردها ( ترکیه ) را بیرون راند . جنگی سری در کردستان عراق در کوهای قندیل ، از ماه ﺁوریل بدین سو، جریان دارد . ایران این منطقه را بمباران می کند تا جدائی طلبان کرد را از ﺁن براند .
بنا بر ارزیابی، 400 خانواده کرد برای مصون ماندن از حمله های ایران ، منطقه را ترک گفته اند . با وجود این ، پ.ک.ک حاضر به ترک حصار خود نیست . مرﺁت کارائیلیان ، شماره 2 حزب پ.ک.ک این حمله را جمهوری اسلامی ایران به قصد جلب مراحم ترکیه بعمل می ﺁورد . ترکیه و ایران ائتلاف کرده اند برای حمله به ما . ایران به ما حمله می کند تا با ترکیه دوست شود و برای امریکا پیام بفرستد.
در برابر ، پ.ک.ک و مؤتلفش، حزب زندگی ﺁزاد ، گروهی از کردهای جدائی طلب ایران ، به قوای ایران حمله می کنند . از ماه مه بدین سو، 94 تن از سربازان ایران را کشته اند .
کارائیلیان می گوید: شما می پرسید چرا ایران به ما حمله می کند؟ جواب اینست که بخاطر تحولاتی است که خاورمیانه دارد به خود می بیند .
• یووال دیسکین، رئیس شین بت ( اداره اطلاعات ارتش اسرائیل ) می گوید: سیستم ما متلاشی شده است . او حکومت اسرائیل را بخاطر شیوه اداره جنگ لبنان مورد سرزنش قرار داده و گفته است : سیتسم حکومتی ما بطور کامل فرو پاشیده است . شمال اسرائیل توسط مقامات رها شده است .
در جریان جنگ، ضعفهای بسیاری نمایان شدند و عموم این ضعفها را دیدند . ما باید به این واقعیتها اعتراف کنیم . زمان ، زمان پوشاندن واقعیت نیست و ما می باید حقیقت را بگوئیم.
• از جهت دیگری نیز حکومت اولمرت تضعیف شده است و ﺁن ، متهم شدن اعضای حکومت به انواع فسادها است :
بعد از رئیس ستاد ارتش و وزیر دادگستری، هیم رامون، و رئیس جمهوری، موشه کاتزاو ، نوبت به نخست وزیر رسید : اهود اولمرت علاوه بر استفاده از موقعیت برای خرید ﺁپارتمان به کمتر از قیمت ، متهم شده است که بابت دادن مقام ، نه صلاحیت که وابستگی سیاسی به خود را ملاک قرار داده است . در گزارشی که هاﺁرتص ( 28 اوت ) خلاصه ﺁن را انتشار داده است ، دیوان محاسبات اسرائیل ، بخاطر فسادهائی که در 2004 مرتکب شده است، اولمرت را متهم کرده است . ﺁن زمان ، او وزیر صنایع و بازرگانی بوده و روند گزینش سه مدیر سه طرح را، به فساد ﺁلوده است . سه مدیر را نه بلحاظ صلاحیتشان بلکه بخاطر وابستگی سیاسیشان به خود انتخاب کرده است .
متهم شدن به فساد و متهم شدن به بی کفایتی در اداره جنگ و پراکندگی سیاسی در اسرائیل ، حکومت اولمرت را بیش از اندازه ناتوان ساخته است . این ناتوانی یا با تجاوز طلبی در خارج باید جبران شود که نیازمند شرکت مستقیم امریکا ، بیشتر از شرکتش در جنگ لبنان است و یا با کوتاه ﺁمدن در برابر دنیای عرب و پذیرفتن پی ﺁمدهایش .
• مقامات خزانه داری به ﺁسوشیتدپرس ( 28 اوت ) گفته اند : " ایران بانک مرکزی ترور است " :
ایران منبع مالی اول حزب الله لبنان است . به قول استوارت لوی ، معاون اداره تروریسم و جاسوسی مالی ، ایران کشوری است که در بودجه است، اول سهم تروریسم معین می شود .
این سخنان 3 روزمانده به پایان مهلتی که شورای امنیت به ایران داده است، گویائی به تمام دارند .
•فرید قدری که سنی و رئیس حزب اصلاح است و در تبعید بسر می برد ادعائی کرده و روبرت اسپنسر از اعضای جهاد واچ ﺁن را بدین سان دست ﺁویز کرده است :
اگر احمدی نژاد گفته است پاسخ ایران به بسته پیشنهادی 6 کشور در 31 مرداد ( 22 اوت ) داده خواهد شد ، از ﺁن روز است که این روز از لحاظ تاریخی واجد اهمیت است : مصادف با شب 27 - 28 رجب ، شب معراج پیامبر اسلام از بیت المقدس و روز فتح بیت المقدس به دست قوای تحت فرمان صلاح الدین ایوبی است . بنا بر روایت، در این شب، نوری بر فراز مسجد الاقصی ، نمایان می شود . این روز از نظر شیعه ، بسیار بسیار مهم است . احمدی نژاد می خواهد پاسخ دنیا را با ایجاد نوری بر فراز مسجد الاقصی ، بدهد .
با توجه به این امر که احمدی نژاد تکرار می کند اسرائیل می باید از میان برود، حمله با سلاح اتمی و غیر ﺁن به اسرائیل، امری است که غرب می باید ﺁن را جدی بگیرد و پیش از ﺁن که دیر شود ، جلو مجهز شدن ایران به سلاح اتمی را بگیرد .
* اما از همه گویا تر ، سخنان ساده لوحانه ایست که هیچکس انتظار نداشت از زبان کسی چون برنارد لویس که خود را محقق و متخصص اسلام و ایران و... می داند، اظهار شوند : " این تاریخ ، از لحاظ اعتقادی، بسا تاریخ درخوری است برای پایان حیات اسرائیل و اگر ضرورت افتد، دنیا است . اطمینان نداریم که احمدی نژاد نقشه ای برای حمله به اسرائیل در این روز دارد . اما عقل حکم می کند که امکان وقوع ﺁن را بدهیم .
انقلاب اسلامی : لویس که یهودی و جانبدار سر سخت اسرائیل است ﺁنقدر ساده اندیش نیست که نداند چنین حمله ای در این تاریخ بعمل نخواهد ﺁمد. احمدی نژاد و ساده اندیشی او را دست مایه کرده است برای ایجاد ترس و توجیه ضرورت حمله " پیشگیرانه " به ایران .
وگرنه ، این بخت و فرصت ایران برای رشد است که بر سرش ، احمدی نژاد و خامنه ای و مافیاها ، در این روز و همه روز ، بمب ها از پی هم رها می کند. اینها نسبت به ایران است که از راه بحران سازیها و گریزاندن مغزها و سرمایه ها و تشدید استبداد تبهکارشان، از هیچ خیانتی فرو گذار نیستند . مترسک شدن برای اسرائیل و غرب ، یکی از این خیانتها است . بحران اتمی یکی دیگر است :