ترورهای 11 سپتامبر و توسعه تروریسم - عراق در حال تجزیه ؟ - افغانستان درگیر جنگ بی پایان و مرکز تولید مواد مخدر:
انقلاب اسلامی : خبرها و نظرهای مربوط به این فصل را در سه قسمت از نظر شما می گذرانیم : در قسمت اول حقیقت و دروغ در باره ترورهای 11 سپتامبر و گسترش تروریسم در جهان و در قسمت دوم ، شکست امریکا در عراق و در قسمت سوم تبدیل شدن افغانستان به مرکز اول تولید تریاک در جهان و ناتوانی قوای ناتو از پایان دادن به جنگ :
سه برج نیویورک را مواد منجره فرو ریختند یا اصابت دو هواپیما !؟ - 5 سال جنگ با تروریسم موجب توسعه ﺁن شده است :
• استون جونس ، استاد فیریک در دانشگاه بریگان یانگ ، در تاریخ 22 نوامبر 2005 ، تحقیق خود را در باره علت اصلی فرو ریختن سه برج ( مرکز تجارت جهانی ) ، انتشار داده است . او که به اتفاق یک گروه تحقیق ، کار خویش را به انجام رسانده است ، می نویسد : این دو برج بر اثر اصابت دو هواپیما و حریقی که ایجاد کرده ، فرو نریخته اند . گزارش کمیسیون تحقیق پیرامون ترورهای 11 سپتامبر مبنی بر این که علت فرو ریختن برج ها ﺁتش سوزی بوده، صحیح نیست . ما به مدارک و داده هائی دست یافته ایم که نشان می دهد که برجها بر اثر مواد منفجره کار گذاری شده، فرو ریخته اند .
استون جونس از مجلس و حکومت امریکا خواسته است تن به یک تحقیق جدی ، بنا بر این ، از لحاظ علمی و فنی بی نقص بدهند تا معلوم شود بر فرض فروریختن بر اثر مواد منفجره، این مواد را چه کسانی و چرا در ﺁن برجها جا سازی کرده اند ؟
• MSNBC news ( 8 سپتامبر )نیز گزارش مفصلی از نظرهای مختلف رایج در امریکا، پیرامون ترورهای 11 سپتامبر 2001 را انتشار داده است:
* امری که همگان برﺁنند و واقعیت دارد، اینست که وقوع این ترورها حاکی از بی کفایتی دستگاههای ذی ربط و حکومت بوش در جلوگیری از وقوع این ترورها است .
* امر مهم دیگر این که سنجش افکار جدیدی که دانشگاه اوهایو بعمل ﺁورده حاکی است 36 درصد امریکائیان ظن ﺁن دارند که حکومت امریکا یا خود این ترورها را برانگیخته و یا گذاشته است انجام بگیرند . 16 درصد معتقدند که برجها را نه هواپیماها که مواد منفجر فروخوابانده اند و 12 درصد بر این باورند که موشک به پنتاگون اصابت کرده است . یعنی 74 درصد امریکائیان گزارش حکومت بوش و گزارش کمیته تحقیق را نپذیرفته اند.
سنجش افکار دیگری که در نیویورک بعمل ﺁمده حاکی از اینست : 3/49 درصد مردم این شهر براین باورند که حکومت بوش ﺁگاهانه مانع وقوع ترورها نشده است .
* بسیاری از استادان دانشگاهها ، سیاستمدارها و متفکران چپ و میانه رو و راست می گویند : نظریه توطئه به یک به بعلاوه یک می شود پنج می ماند . یعنی تا بخواهی غیر محتمل است .
توماس ایجر، استاد علوم ، فروریختن برجها را مورد مطالعه قرار داده است . او می گوید : اول فکر می کردم فروریختن برجها روی پایه های خود، سخن راستی نیست . اما به این نتیجه رسیدم که با توجه به وزن یک میلیون تنی برج و این واقعیت که 95 درصد ﺁن در فضا قرار داشته ، همینطور فرو می ریزد . او اول کس است که فروریختن برجها را مطالعه کرده است .
* اما پرفسور استون جونس ، استاد فیزیک ، در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که فرو ریختن برجها ، کنترل شده بوده است و برای ﺁنکه برجها فروریزند، 1000 پوند ماده منفجره با بیشترین توان ویرانگری لازم بوده است .
* از کتاب گریفین زیر عنوان " پرل هاربور جدید " ، بیشتر از 100 هزار نسخه، بفروش رسید . گزیفین به شهرهای مختلف نیو انگلند سفر کرد ، به وست هارفورد رفت . 400 تن که بیشتر میان سال و پزشک و وکیل مدافع و حقوق دان بودند، برای شنیدن سخنان او گرد ﺁمده بودند . گریفین گفت : شک ما نسبت به گزارش رسمی در باره چگونگی فروپاشی برج ها به جا است . بسا فروپاشی این برجها توسط تروریستهای داخلی انجام گرفته باشد . بهر رو، سلامت جمهوری ما و بسا ادامه حیات تمدن ما بستگی دارد به کشف حقیقت در باره ترورهای 11 سپتامبر . با ادای این جمله، جمعیت برخاست و بمدت یک دقیقه، برای او کف زد .
* وزیر حمل و نقل پیشین امریکا ، نورمن مینتا ، به کمیسیون تحقیق گفت : در ساعت 9 و 20 دقیقه روز 11 سپتامبر 2001، من به مرکز عملیات ریاست جمهوری، زیر کاخ سفید ، ﺁمدم . دیگ چنی ، معاون ریاست جمهوری ، حاضر بود . دستیاری به او گفت : هواپیمای ربوده شده به سرعت به ساختمان پنتاگون نزدیک می شود . چه باید کرد ؟ دیگ چنی پاسخ داد : " دستورهای داده شده به قوت خود باقی هستند " مینتا می گوید : منظور دیگ چنی این بود که هواپیما باید ساقط شود . اما ﺁنها که نظریه توطئه را ساخته اند ، بر این نظر هستند که معنای جمله اینست که هواپیما نباید ساقط شود .
بعد از ﺁن روز، دیگ چنی گفته بود او بعد از اصابت هواپیما به ساختمان وزارت دفاع به مرکز عملیات ریاست جمهوری رفته است . کمیسیون، در گزارش خود، هیچ اشاره ای به شهادت مینتا و دو برداشت ضد و نقیض از ﺁن نکرد.
* ژنرالهای نیروی هوائی می گویند : زمانی که ما از ربوده شدن هواپیماها ﺁگاه شدیم ، وقت کافی برای ﺁنکه جت ها را به پرواز درﺁوریم و وارد عمل کنیم ، داشتیم . اما اخیرا ضبط صوتهای هواپیمائی کشوری گویای ﺁنند که تا زمانی که 3 یا 4 هواپیما از میان رفتند، ربوده شدنشان را به ارتشیان اطلاع نداده بودند .
به سخن دیگر، هواپیمائی کشوری به تکرار دروغ گفته است . و نیز، همانطور که گرفین می گوید، تمامی زنجیره فرماندهی ارتش ، بمدت 4 سال، از زمان وقوع هواپیما ربائی و ترورها ، بی اطلاع نگاه داشته شده است .
اسرار را بیشتر می یابیم وقتی در گزارش کمیسیون می خوانیم هواپیمای دارای شماره پرواز 77 در ساعت 9 و 37 دقیقه به ساختمان پنتاگون اصابت کرده است اما باربارا هونگر میگوید : ساعت وزارت دفاع در 9 و 32 دقیقه از کار افتاده است . و یا در مورد اصابت هواپیماها به برجها ، پرفسور جونس زمان اصابت و زمان فرو ریختن برجها را محاسبه کرده و بنا بر این محاسبه، قائل به وقوع انفجار پیش از اصابت هواپیماها شده است . و باز ، گریفین قول ﺁتش نشانها ، از جمله فرمانده ﺁنها ، را نقل می کند . ﺁنها گفته اند : ﺁن ها صدای انفجار و اشعه ها را پیش از اصابت هواپیماها به برجها دیده و شنیده اند .
انقلاب اسلامی : این امر که جامعه امریکائی به گزارشها و تحقیق های حکومت و مجلس خود اعتماد ندارد، ناشی از این واقعیت است که طبقه حاکم امریکا، دروغ گفتن برای حفظ نظام را واجب می داند . اما مردم امریکا نیز مسئولند . زیرا اگر ولایت خویش را جدی می گرفتند و دست کم با ندادن رأی ، دروغگویان به خود را روانه خانه های خود می کردند ، سه قوه مجریه و مقننه و قضائیه که اینک در اختیار قدرت سرمایه داری هستند، تابع ملت می شدند . اما تجربه تاریخ می گوید : تا زیر سلطه ها برنخیزند و حقوق خویش را بازنیابند ، جامعه سلطه گر ، ترجیح می دهد دستگاه حاکم دروغگو بر او حکومت کند . زیرا گمان می برد این دستگاه دروغ را بسود او می گوید : از راه تأمین سلطه امریکا بر جهان، سرمایه ها و استعدادهای جهان را به امریکا می ﺁورد و جامعه امریکائی رفاه بیشتر و بیشتر می جوید .
• اما امری که کسی در ﺁن تردید ندارد ، اینست که ترورهای 11 سپتامبر، مجوزی را در اختیار محافظه کاران جدید و بنیاد گراها گذارد تا به استناد ﺁن، جنگ با تروریسم را در خاورمیانه براه اندازند . هرگاه این جنگ را نتوان جنگ جهانی سوم نامید ، اما بنیادگراهای امریکائی - از زبان بوش نیز شنیده شد - ﺁن را جنگ صلیبی می خوانند . با وجود این جنگ، تروریسم در جهان وسعت و شدت یافته است :
لوس ﺁنجلس تایمز ( 10 سپتامبر ) ، گزارش مفصلی در 7 صفحه زیر عنوان " ﺁیا امریکا در این جنگ پیروز می شود ؟ " . نکات عمده این گزارش اینهایند :
* القاعده ضربه خورده است اما کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که امریکا بسا زمینه پیروزی را ولو در دراز مدت، از دست داده است .
5 سال بعد از ترورهای 11 سپتامبر، به این پرسش که ﺁیا امریکا در جنگ با القاعده پیروز می شود، بوش پاسخ می دهد : ﺁری . اما بیشترین کارشناسان و بسیاری در حکومت بوش می گویند : نه .
کارشناسان می کویند : کوششهای امریکا و متحدانش زندگی را بر اعضای القاعده ، از جمله بن لادن و ظواهری سخت کرده است . بسا مانع از انجام شدن نقشه های ترور این سازمان شده است . اما همانطور که بوش نیز در هفته پیش قبول کرد، القاعده نمرده است . او گفت :
از 5 سال پیش که ملت ما مورد حمله قرار گرفت بدین سو، القاعده و تروریستهائی که از او الهام می گیرند ، به حمله های خود در اکناف جهان ادامه می دهند . خطر تروریستها بر جا است .
در یک رشته سخنرانیها بمناسبت 11 سپتامبر، بوش گفته است : " امریکا در حال پیروزی در جنگ با تروریسم است . اما تروریستها را از مناطق امن خود رانده ایم . سازماندهی مالی ﺁنها را مختل کرده ایم ، سازماندهندگان اصلی ترورها را یا کشته و یا دستگیر کرده ایم . شبکه هایشان در امریکا و در کشورهای دیگر را، پاشانده ایم و حمله هاشان را ، پیش از ﺁغاز، کشف و خنثی کرده ایم ."
* اما کارشناسان تروریسم ابراز تأسف می کنند از این که این موفقیتها اغلب تاکتیکی بوده اند . موفقیت های کوتاه مدت بوده اند . به پیروزیها در چند نبرد از یک جنگ طولانی می مانند . از نظر استراتژی دراز مدت ، تروریستها برنده اند و امریکا بازنده است :
• القاعده هدف اول جنگ عمومی با تروریسم بود . شیرازه سازمانش گسست و اعضایش پراکنده شدند . اما موفق شد سازماندهی نوع دیگری بکند و از طریق تروریستهای محلی عمل کند . بمب گذاری در مادرید در 2004 و در لندن در 2005 ، حاصل سازماندهی جدید است .
• جنگ عراق امکانی شده است برای ممارست تروریستهای عربستان سعودی و کشورهای دیگر . برخی از این تروریستها به کشورهای خود بازگشته اند در حالی که در جنگ شهری و ساختن انواع مواد منفجره، کارشناس شده اند .
• جنگ در عراق و افغانستان و لبنان سیمای امریکا را در دنیای مسلمان ملکوک کرده است . لذا ، کار تروریستها در عضو گیری بسی ﺁسان شده است . به گفته دیپلماتها، جنگ و رفتار امریکا با دستگیرشدگان نیز کار را بر امریکا سخت تر کرده است . زیرا حکومت ها رغبت به همکاری با امریکا در اجرای برنامه های ضد تروریست ، نمی کنند .
• وقتی مجله سیاست خارجی از 100 کارشناس نظر خواست، 84 تن از ﺁنها گفتند : بر این باور نیستند که امریکا جنگ با تروریسم را برده است . و در سنجش افکاری که لوس ﺁنجلس تایمز انجام داد کمتر از یک چهارم مردم امریکا گفتند امریکا جنگ با تروریسم را برده است .
* The National Memorial Institut for the Prevention of Terrorism که صاحب بایگانی وسیعی از داده ها در باره تروریسم است ، گزارش می کند که از سال 2001 بدین سو، تروریسم سالانه 2300 تن را می کشد . بیشتر این کشته ها قربانیان تروریسم داخل کشورها هستند تا تروریسم بین المللی نظیر ترورهای 11 سپتامبر . اما رئیس مؤسسه، جیمس الیس می گوید: تروریسم داخلی متکی به تروریسم بین المللی است .
شمار کشته های تروریسم در سال 2005، بیشتر از 8000 تن شده است . اغلب به خاطر خشونتهای فرقه ای در عراق . اما در خارج از عراق نیز تروریسم 1952 قربانی گرفته است .
الیس می گوید : شمار ترورهائی که تروریسم بین المللی سازمان می دهد ، کاهش یافته اما کشته های بیشتری می گیرد . در عوض، شمار ترورهای داخلی و شکار قربانیان رو به افزایش است .
شمار ترورهای اندازه گیری احتمال ترورها در امریکا را بدست نمی دهد . چرا که ترور وسیله ایست که گروههای عصیانگر در همه جای دنیا بکار می برند .
* در اکتبر 2003 ، دونالد رامسفلد ، وزیر دفاع، رساله خطاب به نزدیک ترین همکاران خود را نوشت و از ﺁنها پرسید : ﺁیا ما جنگ عمومی با تروریسم را می بریم و یا می بازیم ؟ امروز ، ما متری ( ﺁمار ترورها ) در اختیار داریم که به ما امکان می دهد بدانیم برنده جنگیم . زیرا ما بیشتر از ﺁنچه مدرسه ها ( مدرسه های دینی ) تروریست تربیت می کنند و روحانیان رادیکال عضو گیری می کنند، تروریست می کشیم ، یا دستگیر می کنیم و یا به ترک فعالیتهای تروریستی متقاعد می کنیم . او به دستیاران خود گفت : واحد اندازه گیری و استراتژی روشنتری می خواهم .
سه سال پس از رساله رامسفلد، هفته پیش، حکومت بوش طرحی طولانی زیر عنوان " استراتژی ملی برای جنگ با تروریسم " انتشار داد . اما جزئیات ﺁن، اغلب طبقه بندی شده اند .
* واحد اندازه گیری دلخواه رامسفلد نیز ساخته نشد : وزارت دفاع به این نتیجه رسیدکه ممکن نیست بتوان عضو گیری ها را اندازه گرفت . بخصوص که القاعده از سازمان متمرکز به سازمانی وسیع با واحدهای خود مختار تحول کرده است .
استفان کامبون، معاون وزارت دفاع در امر اطلاعات ، می گوید : اندازه گیری بسی سخت است . بیش از ﺁنکه یک ناظر بتواند تصور کند، سخت است .