انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، تشریح سیاست جدید در عراق ، از زبان بوش و نمونه هائی از نقد این سیاست را می یابید . و در قسمت دوم پاسخ ها به این پرسش را می خوانید : بن بست عراق از راه گسترش جنگ به ایران و سوریه می تواند باز شود و یا امریکا می باید اعتراف به شکست کند و جای خود را به جامعه جهانی بسپرد و این جامعه راه حلی برای مشکل بیابد ؟
استراتژی جدید امریکا در عراق از زبان بوش و ارزیابی ها و نقدهایی که از ﺁن بعمل ﺁمده اند :
* انتصابات بوش پیش از ابراز سیاست جدید و چکیده اظهارات بوش در بار این سیاست :
● گزارش نماینده لوموند در نیویورک ( لوموند 6 ژانویه 2007) در باره انتصابات بوش پیش از سخنرانی 10 ژانویه خود، واجد این نکات است :
* در 5 ژانویه ، بوش جون نگروپونت را مرد شماره 2 وزارت خارجه گرداند . کاردانی او و اطلاع او را از امور عراق و نظر صائب او در باره این امور ستود . و نایب دریادار بازنشسته مایکل مک کونل ، رئیس سابق ﺁژانس امنیت ملی ( NSA ) را ، جانشین نکروپونت ، در مقام مدیریت سازمانهای اطلاعاتی امریکا گرداند .
همزمان، فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه شامل فرماندهی عالی قوای امریکا در عراق و افغانستان را و فرمانده قوای امریکا در عراق را تغییر داد:
دریادار ویلیام فالون 62 ساله جانشین ژنرال جون ابوزید شد . این نخستین بار است که یک دریادار به چنین فرماندهی منصوب می شود . قصد از انتصاب او سد کردن نفوذ ایران با تکیه به نیروهای دریائی و هوائی است.
و نیز ژنرال ژرژ کازی ، فرمانده قوای امریکا در عراق که با استراتژی جدید بوش مخالف است ، با ژنرال داوید پترائوس David Petraeus ، 52 ساله، جانشین شد .
* تغییر زود هنگام این دو فرمانده حاکی از سیاسی بودن ﺁن است . ژنرال پتروئوس افسری است که به کاردانی شهره است . او از مؤلفان رساله ای در 241 صفحه، در باره دکترین ارتش امریکا برای جنگ با عصیان است . بنظر او جنگ با شورشیان را می باید با بهبود شرائط زندگی مردم غیر نظامی همراه کرد . بنا بر دکترین او ، می باید عملیات نظامی و فعالیتها برای بهبود وضعیت مردم در یکدیگر ادغام شوند . توضیح این که جنگ با شورشیان، می باید با باز سازی یک جامعه ﺁ حمایت از مردم و تقویت مشروعیت دولت و تعلیم ارتش ملی همراه شود . شورشیان از ﺁن رو برنده می شوند که ﺁشوب و بلوا و بی نظمی را همه جا گیر می کنند . و دولت شکست می خورد اگر نتواند نظم را در همه جا برقرار کند . چنین دولتی با از دست دادن مشروعیت اخلاقی، جنگ را نیز می بازد . او در رساله خود تأکید می کند که هرگاه در یک عملیات نظامی، 5 شورشی کشته شوند به شکست می انجامد هرگاه ضایعات جنبی سبب شوند که 50 تن به شورشیان بپیوندند . سعی کنید نگذارید بگذارید به یک رشته واکنش ها بقصد دستگیر کردن و یا کشتن شورشیان کشانده شوید . زیرا یک گریز بهتر از تسلیم شدن و تسلیم شدن بهتر است دستگیر شدن و دستیگر شدن بهتر از کشته شدن است .
* و زلمی خلیل زاد نیز جانشین جون بولتن، در مقام نماینده امریکا در سازمان ملل متحد می شود . او از ژوئن 2005 سفیر امریکا تا ژانویه 2007در عراق بوده است . و ریان کروکر ، سفیر کنونی امریکا در پاکستان جانشین او بعنوان سفیر امریکا در عراق می شود . او در سالهای 1970 در عراق خدمت کرده است .
انقلاب اسلامی : در فصل سوم ، اطلاعات دیگری را می یابید حاکی از ﺁماج شدن ایران .
*چکیده سخنان 10 ژانویه 2007 بوش در توضیح استراتژی جدید حکومتش :
* برای اولین بار ، از جنگ عراق بدین سو، بوش اشتباه های خود را در اداره جنگ می پذیرد . و تصریح می کند:
* بیرون بردن قوا از عراق موجب سقوط دولت عراق و فرو رفتن این کشور در جنگی بس خونین می شود.
* 21500 تن قوای جدید به عراق گسیل می شوند و به قوای 132 هزار نفری امریکا در این کشور می پیوندند . از تاریخ 15ژانویه ، از این قوا، 5 تیپ شامل 17500 نفرات مأمور بغداد و 4000 تفنگدار دریائی مأمور منطقه الانبار می گردند .
* اما تعهد امریکا بی پایان نیست و حد دارد . دولت عراق حمایت امریکا را از دست خواهد داد هرگاه به وعده هایش وفا نکند . این دولت تا نوامبر ﺁینده می باید کنترل ایالات عراق را بدست ﺁورد .
هزینه نیروی تقویت کنند، 8/6 میلیارد دلار می شود . از ﺁن، یک میلیارد دلار صرف رونق بخشیدن به اقتصاد و بهبود وضعیت جامعه مدنی و ساختن زیر بناها می شود .
* با توجه به این امر که افزون بر 3000 امریکائی کشته و 22 هزار تن زخمی شده اند و از عراقیها روزانه بطور متوسط 100 تن کشته می شوند، بوش با ابراز تأسف از کشته شدنها، انتظار دارد تا استقرار نظم در عراق، امریکائیان و عراقی های دیگری کشته شوند .
* در روزهای ﺁینده ، وزارت خارجه یک همآهنگ کننده را روانه بغداد می کند تا عملیات باز سازی عراق را همآهنگ کند .
* باز بر خلاف پیشنهاد کمیسیون تحت ریاست بیکر – هامیلتون ( لزوم گفتگو با ایران و سوریه ) او به ایران و سوریه اخطار می کند : هدف از استراتژی جدید از جمله قطع نفوذ این دو کشور در عراق و جنگ با قوای نفوذی از این دو کشور و تعقیب ﺁنها حتی تا داخل خاک این دو کشور است .
* قوای دریائی و هوائی بیشتر به خلیج فارس گسیل می شوند .
* انتقاد ها دموکراتها و پاره ای از جمهوریخواه ها از سیاست جدید بوش :
● دموکراتها که وسیله قانونی برای جلوگیری از گسیل نیرو به عراق را ندارند:
* به گزارش خبرگزاري فرانسه ( 11 دیماه ) ، رهبران اكثريت دموكرات در سنا و مجلس نمایندگان، بیانیه ای انتشار داده و در ﺁن خاطر نشان کرده اند : طرح پيشنهادي بوش امنيت ملي ما را با افزودن باربيشتر بر دوش ارتش ما در عراق به خطر مي اندازد و مقابله ما با ديگر بحرانها را مشكل ميسازد.
مسووليتهاي امنيتي ، بعد از گذشت چهار سال از حمله به عراق و سرنگون شدن رژیم صدام، می باید برعهده دولت ایران گذارده شوند و ظرف چهار تا شش ماه آينده، تفویض مسئولیت ها و جايگزيني نيروها انجام بگیرد.
رهبران سياسي عراق تا زماني كه احساس نكنند حمايت و تعهد آمريكا نامحدود نخواهد بود اقدامات لازم جهت دستيابي به يك حل و فصل سياسي براي مشكلات قومي و فرقهاي را انجام نميدهند. تقويت نيروهاي ما در عراق ارسال پيام نادرستي به عراقيها است و ما با آن مخالفيم.
* جون ادوارد، نامزد ریاست جمهوری در انتخابات 2008، از حزب دموکرات، می گوید: « تصمیم رئیس جمهوری بد است برای عراق و بد است برای امریکا و کنگره می باید مانع از ادامه دادن به استراتژی شود که شکست خورده است . »
* سناتور هیلاری کلینتون که نامزد ریاست جمهوری، باز از حزب دموکرات، می گوید : « من نمی توانم از سیاست جنگ بر جنگ افزودن که بوش در پیش گرفته است ، پشتیبانی کنم » .
* سناتور جمهوریخواه چوک هاگل ،Chuck Hagel نامزد احتمالی ریاست جمهوری گفته است: سیاست جدید بوش بزرگ ترین اشتباه حکومت امریکا از جنگ ویتنام بدین سو است .
* از 21 عضو کمیسیون روابط خارجی مجلس سنا، حتی یک تن از استراتژی جدید بوش حمایت نکرد . حال ﺁنکه در مجلس نمایندگان، اعضای جمهوریخواه کمیسیون دفاع و نیروهای مسلح امریکا، از موضع کاخ سفید حمایت کردند .
* در 13 ژانویه قطعنامه ای مطرح شد که قرار است نمایندگان دموکرات ، در مخالفت با استراتژی جدید - که « جنگ بر جنگ افزودن » ارزیابی شده است – تهیه کرده اند و قرار است در هفته ﺁینده به رأی بگذارند . هرچند این قطعنامه مانع کار بوش و حکومت او نیست ، اما مخالفت صریح کنگره با سیاست او هست .
* بنا بر سنجش افکار، تنها 37 درصد امریکائیان گسیل نیرو به عراق و استراتژی جدید بوش را تأیید کرده اند .
* بهنگام پرسش از رایس، وزیر خارجه ، و پاسخ او، سناتور جمهوریخواه لیزا مورکفسکی از او پرسید : تضمینی وجود دارد که گسیل نیروی وضعیت را بهبود ببخشد ؟ کندولزا رایس پاسخ داد : هیچگونه تضمینی وجود ندارد خانم سناتور .
سقوط محبوبیت بوش در افکار عمومی امریکا و این واقعیت که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008، ناکامیهای سیاست او، دست مایه نامزد دموکرات می شود، از هم اکنون، جمهوریخواه ها از او فاصله می گیرند و از مخالفت با سیاست جدید او، خودداری نیز نمی کنند.
* انتقاد طراحان و مدافعان « استراتژی جدید » که بوش تحت تأثیر ﺁنها قوای جدید به عراق گسیل داشته است :
لوموند ( 12 ژانویه ) گزارش می کند که میزان قوائی که بوش به عراق می فرستد، همان نیست که ژنرال Keaneیکی از طراحان استراتژی جدید پیشنهاد کرده است . بنظر او و تاریخ دان امریکائی ، فردریک کاگان – که بوش تحت تأثیر او است – دست کم 50 هزار نیروی جدید می باید به عراق گسیل می شد تا که نظم در بغداد برقرار شود . دکترین اینان اینست « پاکسازی کن، پاک نگاه دار و بازسازی کن » . اما این کار وسائلی را می طلبد که نیروی زمینی امریکا فاقد ﺁنها است .
ژنرال ابوزید که جای خود را به دریادار فالون داده است، در نوامبر 2006، در کنگره امریکا گفت : می توان 20 هزارتن دیگر بر قوای امریکا در عراق افزود و نتایج موقتی نیز بدست ﺁورد اما ما توانائی ﺁن را که در دراز مدت وضعیت را تثبیت کنیم، نداریم . همین تصدیق واقعیت را مدتها پیش از او، لورانس کورب ، معاون وزارت دفاع امریکا در دوره ریگان و متخصص عراق در مرکز مطالعات برای ترقی امریکا ، در این جمله ، کرده بود : « ما قادر به انجام یک جنگ بلند مدت بدون داشتن نیروی زمینی بزرگ نیستیم .»
*بوش نمی تواند شکست را بپذیرد زیرا می باید به موقعیت امریکا بعنوان تنها ابر قدرت چشم بپوشد :
فیگارو ( 8 ژانویه ) ، در سرمقاله خود، این واقعیت ها را خاطر نشان کرده است :
اعتراف به شکست و بیرون بردن قوای امریکا از عراق پی ﺁمدهای فاجعه ﺁمیز برای امریکا و توازن بین المللی ببار می ﺁورد . بیرون بردن پیش از موقع قوا از عراق، خشونت را روز افزون و جنگ مذهبی و قومی را در عراق تشدید و موجب سلطه ایران بر تمامی منطقه می شود . ایجاد هلال شیعه از تهران تا بیروت، ایران و عراق و سوریه و لبنان را در برخواهد گرفت و تهدیدی جدی را تشکیل خواهد داد . پیروزی دشمنان غرب و تحقیر فوق العاده غرب می شود .
از این رو، هرکس می داند که از این پس، رویاروئی امریکا با ایران است . در حقیقت، امریکا و اروپا با ایران رویارو گشته اند و سرنوشت را نتیجه زورﺁزمائی غرب با ایران معین خواهد کرد . لذا، عقب نشینی از عراق ، معنائی جز شکست در یک نبرد ، از نبردهای یک جنگ عمومی نمی یابد با نتایجی که ببار می ﺁورد.
*ﺁلکساندر ﺁدلر، استدلال مشابهی را بعمل ﺁورده است . او خاطر نشان می کند امریکا دیگر ﺁن ابر قدرت پیش از ترورهای 11 سپتامبر که جهانیان از ﺁن حساب می بردند نیست . ابرقدرتی گرفتار روند ضعف است . و باز ﺁدلر، مقاله دیگری در فیگارو انتشار داده است :