مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۹۰ از ۱۴ تا ۲۸ بهمن »

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

انقلاب اسلامی : انشعاب حزب الله گویای روند عمومی تجزیه و انحلال رژیم مافیاهای نظامی – مالی است :

انشعاب حزب الله به گروهها و طرز فکرهای هر یک از ﺁنها :

حزب الله که برای مقاصدی خاص ایجاد شده بود می بایست از نیروهایی تشکیل می شد با باورتقدیس کننده خشونت طلبی و برتری طلبی مذهبی . به همین دلیل مسئولین و سرپرستان اعضای این گروه را از نظامیان و نیروهای امنیتی بر گزیدند که در اطاعت کورکورانه و مطلق اندیشی ﺁنها تردید نباشد . و با ﺁنها، این حزب را آماده هر گونه سرکوب گری کردند . بدون این که نگران تردید و سئوال افراد حزب باشند .
در حال حاضر اعضای «حزب الله » از سازمانهای زیر هستند :
● سپاه پاسداران
● بسیج سپاه پاسداران
● روحانیون وابسته به استبداد
● نیروهای حراست
● نیروهای مستقر در پایگاههای نیروهای انتظامی
● واواک
● نیروهای مستقر در سازمان زندانها
● نیروهای مستقر در مساجد کشور
و...
این افراد، در شرایط خاص، برای حمله به اجتماعی و یا محلی، با لباس شخصی، وارد عمل می شوند و طبق دستور، هدف تعیین شده را اگر جمعیت باشد تار و مار می کنند و اگر محل باشد ویران می سازند .
با اینهمه، بعد از درگیری های دوم خرداد، حزب الله دچار شکاف بزرگی شد . زیرا بعد از به حکومت رسیدن خاتمی، افراد حزب الله با خامنه ای نیز دچار مشکل شدند . در برخی مواقع
« رهبر » را نیز مورد انتقاد قرار می دادند . اما در زمان حمله به خوابگاه دانشگاه، حمایت خامنه ای و منصوبان خامنه ای از حمله افراد حزب الله، بار دیگر افراد حزب سرسپردگی خود را به رهبری را اعلام نمودند و تا زمانیکه حکومت احمدی نژاد بر سر کار آمد در کنار رهبری به کار خود ادامه دادند .
در جریان حمله به خوابگاه دانشگاه، همه گرایشهای موجود در حزب الله در کنار هم قرار گرفته بودند. چنانکه افرادی مانند ده نمکی و حاج رضا مجاهد و علی شیمیایی و دهقان و الله کرم و عبداللهی و محتشم و زمردیان و .... همه در کنار نیروهای انتظامی و تحت نظارت و رهبری شیخ محمد یزدی خوابگاه، دانشگاه تهران را به خون کشیدند .
اما چون کار حمله به خوابگاه به پایان رسید، برخی از آنها متوجه عمق جنایات یکچند از افراد حزب الله شدند و این توجه میان اعضای حزب الله شکاف ایجاد کرد . در ماههای بعد از حمله، بر اثر افشاگری هایی که برخی افراد حزب و مسئولین آن در باره چگونگی حمله به خوابگاه دانشگاه انجام دادند، درگیری هایی میان آنان بوجود ﺁمدند .
در مرحله بعدی، زمانیکه برنامه های سعید امامی افشا شدند، برخی از افراد دچار سرخوردگی شدند . سرانجام، در جریان سوء قصد به سعید حجاریان توسط سعیدعسگر و افشای برخی دیگر از کارهایی که در برخی از دخمه ها انجام می شدند، شکاف میان آنها بیشتر شد و در پی « انتخاب » احمدی نژاد با وجود تقلبات گسترده، این گروه تقریبا از هم پاشید و به دسته جات زیر تقسیم گشت :

*گروههای موجود در میان حزب الله

● گروه چپ حزب الله : افراد این گروه کسانی هستند که از بدو انقلاب، در حزب الله بوده اند و در بسیاری از سرکوب ها و ضرب و شتم ها نیز شرکت داشته اند .
اینان معتقد به ولایت خمینی هستند و در کنار او به افرادی همچون میر حسین موسوی و موسوی خویئنی ها و برخی دیگر از روحانیون دلبستگی دارند . معتقدند کسانی از بیرون به حزب الله افراطی خط می دهند و آنها را گرفتار دنیا کرده اند و باید در مقابل آنها مقاومت کرد وگرنه کل انقلاب از دست خواهد رفت . از جمله نظرهاشان یکی اینست که قانون اساسی ایران باید در برخی از موارد تغییراتی را بپذیرد تا به اسلام واقعی نزدیک شود .
در زیر برخی از نظرات تمایل چپ حزب الله را می آوریم تا معلوم شود نگرش این تمایل به نظام و حاکمیت چگونه است :
« ...با پیروزی جمعیت آبادگران انقلاب اسلامی، انصار حزب الله دچار بحران هویت نسبی و تئوریک شده است. اگر انصار حزب الله به کنایه های تند خود از آبادگران پایان ندهد، مسلما با رهبریت نظام دچار اصطکاک خواهد شد، چیزی که در مورد مذاکره ی مشروط با آمریکا در حال اتفاق اُفتادن بود.»
« ...اصلاح طلبی ایرانی، ناپیگیر بودن، تندروی و عدم قبول حقانیت پاره ای از خواستهای جناح راست در کشور است. مشکل جناح محافظه کار نیز توهم اداره توانمند کشور بدون کوچکترین همکاری با اصلاح طلبان و حذف مالیخولیائی آنان از تمامی صحنه ها میباشد...در صورت حمله آمریکا به ایران، نزدیک به دست کم پنج گروه تندروی ضد نظام در داخل کشور اعلان موجودیت خواهند کرد و افراط گرائی این گروه های تندرو، عملأ باز هم فرصتی به نیروهای میانه روی عقلگرای منتقد به نظام نخواهند داد . »
این گرایش در مورد تندروهای حزب الله معتقدند که
« ...در این دسته امثال مرتضی شیمیائی، حسین شریعتمداری، حسین الله کرم، حاج رضا و... هستند و در حال درگیری با افرادی نظیر و مانند باهنر و لاریجانی و ...نیز میباشند. رهبری هم گویا نقش میانی را اتخاذ کرده اند که حالا چرا و چطورش، زیاد مهم نیست و احتمالأ دلیلش واضح هست و رهبری میخواهند از فشار هر دو گروه مصون بمانند. بماند که احمدی نژاد که به فریب، ادعای سپر بلای رهبری بودن را میکرد، امروز حتی به اندازه رهبری نیز نمیتواند موضع اتخاذ کند که این البته بر میگردد به ضعف شخصیت و مشکلات فردی که قدرت و عقبه تصمیم گیری شخصی چندان واضحی ندارد ».

● گروه مستقل

این گروه که طرز فکرش نزدیک به طرز فکرگروه بالا است بر این باور است که خمینی و قانون اساسی را باید مد نظر داشت و در این میان برخی از روحانیون را که در « خط امام» بوده اند را باید گرامی داشت .
این گروه معتقد است که نیروهای افراطی با کمک برخی از روحانیون مسئله دار، موجبات انحراف در انقلاب را به وجود ﺁورده اند .
بخشی از صحبت های یکی از افراد این گروه گویای پندار و کردار این گروه است :
« ...در برخی محافل افراطی راست شنیده میشود که رهبر را هم متهم به عقاید لیبرالیستی میکنند و اگر یادتان باشد انصار حزب الله وقتی یک بسیجی را پس از واقِعه هژدهم تیرماه دستگیر میکنند، درحالیکه این بسیجی را آزار و اذیت میکردند به او میگویند: بیست و چهار ساعت کشور را دادیم دست خاتمی و رهبر، کشور را داشتند از دست میدادند! البته این را بلافاصله انصار حزب الله تکذیب کرد ...
...اما درز همین اخبار نیمه موثق هم نشان میدهد اینها پایش بیفتد به رهبری هم رحمی نخواهند کرد، دیگر خدا به داد من و شما برسد! ... »
سخنان بالا به نقل از یکی از افراد تقریبا مستقل حزب الله است که نشان می دهد که گروه حاکم چه اندیشه خطرناکی دارد.
وی ادامه می دهد :« ...راست حسینی قضیه اینست که این افراد شاغل در شبکه موازی اطلاعات کشور دارند به نحوی زیرکانه خود فروشی میکنند و حتی کشور فروشی... اطلاعات موازی از بدو تاسیس توسط گروههای منحرف در کشور علاوه بر نابودی وزارت اطلاعات از ﺁنجایی که هر باند مافیایی برای قدرت گیری دست به ساختن اطلاعات موازی زد، به راحتی می توانند اطلاعات اصلی کشور را نیز به بیگانگان بفروشند .
بیهوده نیست که در سال اخیر بسیاری از اسناد و مدارک کشور از سازمانهای جاسوسی دیگر کشورها سر در ﺁورده است و به تازگی نیز صورتجلسه یکی از کمیسیون های مجلس که محرمانه بود توسط مشاور قضایی رییس جمهور به خارج از کشور ارسال گردیده است در حالی که هنوز در صحن علنی مجلس قرائت نشده بود و .. »
این گروه معتقد است که
« آبادگران در مجلس عملأ با فشارهای خود بر پروژه ها و قراردادهای خارجی دولت،تا کنون دستکم بیش از یک میلیون شغل را از ملت دریغ کرده اند؟»
و باز می گوید : «...ما امام راحل (ره) و قانون اساسی را قبول داریم اما بهیچوجه تن به ولایت ارتجاعی مطلقه فقیه نمیدهیم. این متمم ولایت مطلقه فقیه، تا حد زیاد و بالائی شائبه غیر اسلامی دارد و بشدت تحت تاثیر اندیشه های قطب و مُراد در دراویش است و اصولأ برای زیر ضرب گرفتن قانون اساسی و آزادی زُدائی از اسلام بُنیان گذاشته شده که بدعت خطرناکی نسبت به شیوه ی بیعت کردن مردم با رهبر اسلامی ست که یادگاری عزیز، مقدس و بجای مانده از حضرت امیر(ع) میباشد. اگر واقعأ متمم ولایت مطلقه فقیه همانطور که آقای فلاحیان وزیر سابق اطلاعات، نزد آقای منتظری اعتراف کرده است در زمانی تصویب شده که :"ببینید، امام در دو سال پایانی عمرشان هرگز در حالت خودآگاه به آن شکل نبودند!"
مسلمأ این متمم را نمیتوان جزو اسناد اصلی و معتبر انقلاب به حساب آورد و این نشان از توطئه ای ظریف در هنگام ناخودآگاهی امام دارد. اگر واقعأ امام در حالت خودآگاه نبودند و آقای خامنه ای نیز رئیس جمهوری بیش نبودند، چه کسی و کسانی و با چه حکمی و از طرف چه کسی پیشنهاد این متمم را به چه دلایل اضطراری مطرح کردند؟
به راستی پیشنهاد متمم قانون اساسی از سوی چه کسانی اعلام شد و چه کسانی به دنبال رهبر کردن آقای خامنه ای بر ﺁمدند که بتوانند با توجه به ضعف ایشان خود قدرت را به دست داشته باشند .»
« ...با نگاهی به تاریخ می توانیم در یابیم که ضدیت با قانون در صدر اسلام تنها از ناحیه گروهی به وجود آمد که بعدها خوارج را ایجاد کردند . »
به نظر برخی از گروههای حزب الله، « الان حزب الله افراطی همان گروه خوارج هستند که به هیچ وجه حاضر به پذیرش قانون نیستند و تنها به خواسته های سیاسی خود که زیر پوشش اسلام قرار داده اند فکر میکنند. اینها افرادی هستند بسیار تنگ نظر که به حرف هیچ کس و به هیچ ﺁیه و روایتی پای بند نیستند و تنها به اولیای خود وابسته هستند .
آنها در زمانی که طبق حدیث امام حسین می گوید که نوکر امام زمان است او را بر امام زمان هم ترجیح می دهند و خود را حسین اللهی نام گذاشته اند ولی در ظاهر می بینید که چگونه برای امام زمان شعار می دهند ....»
« ...وقتی ده نمکی می رود و فیلمی در مورد فقر و فحشا می سازد، ناگهان همه به او حمله می کنند اما آنها می دانند که ایران حدود 60 درصد آدم دارد که زیر خط فقر زندگی میکنند ....»
نوشته های فوق از یکی از افراد این تمایل از حزب الله بود . و باز :
« ...حزب اللهی که مست قدرت طلبی نیست نمیتواند با گروه "انصار" تا زمانی که این گروه تکلیفشان را با ایدئولوژیهای مانند "النصر بالرعب" آنهم بر ضد مردم قهرمان کشور خودشان، تعیین نکنند، دوستی نماید. و نهایتأ، حزب اللهی که نظرات مقام محترم رهبری را به اندازه یک جو هم که شده اهمیت میدهند، نمیتوانند و نباید و حق ندارند از مقام عزیز ولایت چهره یک پادشاه زودرنج ترسیم نمایند که از کوچکترین تحلیل متفاوتی، خاطر همایونی اش برنجد...
...پس از نزدیک به پایان یک دوره از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، تنشهای جهانی به حدی رسیده است که"شیخ سیاست اطلاعاتی ایران" نیز از دامنه آن ابراز نگرانی میکند.»

● حزب الله میانه رو:

به عده ای اطلاق می شود که از طیف افراطی جدا شده اما هنوز به گروه مستقل وارد نشده است . شاخص این گروه مسعود ده نمکی است .
افراد این گروه معتقد به خمینی و خامنه ای هستند و با دیدی مجزا برخی از اصول قانون اساسی را قبول دارند اما از ضرب و شتم نیز حمایت می کنند.در برخی موارد سرکوبگری را ضروری می دانند. اما مانند گروه افراطی حالت مطلق اندیشی را ندارند و تا حدی در باره مسائل نظر خود را نیز مطرح می سازند .
برخی از افراد این گروه، در کنار ده نمکی، فیلم فقر و فحشا را ساختند و بعد از آن نیز فیلم اخراجی ها را در مورد مسائل جبهه ساختند که با برخورد تند برخی از جبهه رفته ها روبرو شدند .
اختلافات این گروه با گروه افراطی زیاد نیست و تنها در منافع اختلاف دارند وگرنه در بسیاری از مبانی اندیشه مانند هم هستند .

● گروه حزب الله افراطی :

گروهی که در حال حاضر بیشترین خطر را در جامعه دارد همین گروه آخری است که سخت زور باور است . طرز فکر گروه نزدیک به طرز فکر انجمن حجتیه و ملقمه ای از طرز فکر مصباح یزدی و خامنه ای و همانندهای آنها است و بر ﺁنند که مردم را باید به زور و توی سرشان زدن به بهشت برد .
افراد این گروه معتقدند ایران ام القرای اسلام است و همه دستورات اسلامی باید از ایران به سراسر دنیا صادر شود و برای اینکه بتوانند بر کل جهان اسلام حاکمیت یابند، می بایست بین تمام مسلمانان اختلاف ایجاد نمایند تا خط مربع مقاومت یا به قول خودشان هلال شیعه را به طور کامل در دست داشته باشند تا بر جهان حاکم شوند .
برای آنها ایجاد ارتباط و یک دستی میان حزب الله ایران و حزب الله لبنان و حماس و نیروهای مستقر در عراق و تا حدی افغانستان مهم است و این نیروها را عقبه اسلام می دانند که مرکزیت اصلی آن در ایران و در شهر قم مستقر است .
و نیز، معتقدند که این شهر قم است که مرکز اشاعه اسلام به کل جهان خواهد بود و علمی که از قم صادر می شود جدیدترین و بهترین علم است و دیگران باید آن را بپذیرند .
این گروه به شدید ترین وجهی معتقد به اسلامی کردن مردم است. معتقد است که ایرانیان را باید به گونه ای تغییر داد که از ایرانیت چیزی در هویت ﺁنها باقی نماند . گاهی اوقات، افراد این گروه می گویند جشن هایی که ایرانیان برپا می کنند کاملا مغایر با اسلام است و از خرافات ایرانیان است که باید موقوف شوند . آنها می گویند عید نوروز را باید تقلیل داد و به جای آن تعطیلاتی مانند عید غدیر خم یا عید فطر را جشن اصلی ایرانیان گرداند .
در پی تاکید خزعلی، احمدی نژاد، در برخی مواقع، با تعطیل خواندن بین التعطیلن تلاش می کند تا زمینه افزایش روزهای تعطیل مذهبی را فراهم آورد ولی با مخالفت مردم روبرو شده است .
این گروه مراسم چهارشنبه سوری ایرانیان را خرافات می دانند و تقریبا همزمان با آن سخنرانی مطهری را منتشر می سازند که "ایرانیان آن زمان نادان بودند و جاهل و مانند ... از روی آتش می پریدند . مطهری می گوید : « گیرم که پدران شما نادان بودند شما چرا دست به این کار میزنید و ...» نقل به مضمون
تلاش گسترده آنها برای بی ارزش کردن این مراسم تا به حال بی نتیجه مانده است .
برای بردن مردم به بهشت، برخی از اعضای این گروه معتقدند : اگر فردی در حال خطا است و امیدی به آینده او نیست بهتر است که کشته شود تا در آخرت زودتر گناهانش بخشیده شود و به بهشت برود !
در سالهای قبل، گاهی اوقات در مطبوعات گزارشاتی از خودکشی بچه های دانش آموز در دوران راهنمایی و دبیرستان منتشر می شدند. بعدها معلوم شد این بچه ها تحت تعلیمات برخی از افرادی بودند که به آنها می گفته اند : شما حالا جوان هستید و می توانید به بهشت بروید بهتر است که زمینه این کار را فراهم آورید و یا در مواردی برخی از جوانان کم سن و سال را به گونه ای با گناهان انجام شده توسط آنان تحت فشار قرار داده بودند که آنها از ترس جهنم و بیشتر شدن گناهانشان دست به خودکشی می زدند .
این گروه معتقد است هر حرکت غیر اسلامی را باید به شدت سرکوب کرد . به همین دلیل، به تازگی قرار است که با ورود بیشتر در قوه قضاییه، گروهی را تحت عنوان نیروهای حفاظت اخلاق اجتماعی تشکیل دهد .
در باور این افراد، امام حسین ( ع ) نفر اول اسلام است. به همین دلیل آنها خود را حسین اللهی می شمارند و می کوشند به بهترین شکل امام حسین را معرفی نمایند .ازکارهای این گروه می توان به کتاب اشک و کتاب جدیدی که در مورد امام حسین ( ع ) به چاپ رسانده اند، اشاره کرد . برای اینکه امام حسین ( ع ) را بالاتر از همه قرار دهند، همواره مراسم فراوانی برای ﺁن حضرت برپا می کنند .
اعضای گروه معتقدند که حضرت علی ( ع ) در بسیاری از اعمال چپ مآب بوده و این رویه برای اسلام مفید نبوده است. می گویند ﺁن حضرت نمی بایست در جریان سقیفه تابع رای مردم آن زمان می شد . در برخی از نوشته های اینان گاهی اوقات دیده می شود که حضرت زهرا حضرت علی را مورد فشار قرار می دهد که بلند شو و برو و حقت را بگیر .
آنها معتقدند که امام زمان هم حسین اللهی است و برای ادامه کار حسین می آید . از آنجا که امام حسین را در راس امور می بینند معتقدند که امام زمان نیز زمانی که ظهور کند با جنگ و درگیری عدالت را بر کل دنیا حاکم می گرداند . به همین دلیل ما باید برای آمدن امام زمان کار کنیم و ایشان خشنود تر می شود اگر ما به فکر حسین او باشیم .
در اندیشه آنها، اصل اطاعت محض از مراد باید حاکم باشد و به قول خودشان اگر رهبری بگوید ماست سفید سیاه است شما باید آن را سیاه ببینید. نقل قول یکی از کارگردانان حزب اللهی به نام سربخش. آنها معتقد به روش النصر بالرعب هستند . بر اساس این روش که توسط مصباح یزدی و خامنه ای به ﺁنها « تفهیم » شده است، می گویند پیروزی تنها با ایجاد وحشت و کتک زدن به وجود می آید .
آنها می گویند که دراویش از آن بابت که به مراد خود معتقدند، باید از صحنه گیتی حذف شوند زیرا وجود آنها مانع کار ما می شود. به همین دلیل است که دیده می شود از زمان به سر کار آمدن گروه احمدی نژاد، در بسیاری از شهرها محل تجمع دراویش را ویران کرده اند و حتی برخی از آنان را در شب تاریک با چاقو به قتل رسانده اند. آخرین موارد تخریب محل عبادت دراویش، تخریب حسینیه هایشان در کرمانشاه، قم و بروجرد هستند .
در باور آنها مهمترین مراسم، مراسم عاشورا است و در آن مراسم آنها به شدید ترین وجهی به عزاداری می پردازند .
دیده شده است که آنها در دخمه های خود در میان مراسم چراغ را خاموش و، در تاریکی، به شدت شروع به زدن خود می کنند . گاهی اوقات بلندگو را به سر و صورت خود میزنند و گاهی اوقات نیز با زنجیر به سر خود می کوبند به گونه ای که بعد از مراسم تعدادی از آنها به بیمارستانها منتقل می شوند . در مراسم دخمه ها، بیشتر آنها با زنجیر، گردن خود را بسته و با خواندن نوحه و شعارهای "من سگ درگاه توام ابوالفضل" شروع به گریه و زاری و کتک زدن خود می کنند . در این مورد دو فیلم به فروش رسیده است که صحنه های کتک زدن خود را به خوبی فیلم برداری کرده اند . در فیلم مشاهده می شود که یکی از ﺁنها با بلندگو به سر خود می کوبد .
آنها برای رفتن به قبور ائمه با پای برهنه مسیر را طی میکنند. دیده شده است که آنها از ابتدای مرز ایران و عراق تا کربلا را با پای برهنه رفته اند .
در باور آنها، باید روزهای تولد ائمه تعطیل شوند و در روزهای شهادت مراسم برگزار شوند. آنان معتقدند که باید مراسمی خاص برای روزهای وفات ام کلثوم و سکینه و ... برپا شوند. در ان روزها، دسته های زنجیر زنی و سینه زنی به راه بیفتند . همین گروه بود که دو سال قبل در مراسم روز وفات "ام کلثوم" با بستن خیابانها دسته های عزاداری راه انداخته بود که مورد اعتراض برخی از روحانیون قرار گرفت .
در باور آنها، آب دهان رهبر و یاران رهبر ارزش والایی دارد. به همین دلیل در بسیاری از مراسم، آب لیوانی را که رهبر یا نزدیکان او به ﺁن لب زده اند در میان خود می گردانند و هر کدام برای تبرک لبی به آن ﺁب می زنند . در مراسمی خاص، «ﺁیت الله » خوشوقت -که یکی از مفتیان ترورهای سیاسی است – به استکان چای لب می زند . بعد آن استکان را میان هواداران خود، دست به دست می کند تا هر کدام لبی به آن بزنند .
آنها بر این باورند که زن از بی ارزشترین موجوداتی است که خدا آفریده است و نباید به او حق رأی داد . می گویند : امام خیمنی در دادن حق رای به زنان اشتباه کرده است و به ﺁن در شرایط خاص تن داده بود .
به باور آنها، کشور باید به شدید ترین وجهی با خطاکاران برخورد کند به همین دلیل آنها پیرو ایجاد طرح های تامین امنیت اجتماعی به صورت همیشگی هستند. یعنی همان صحبتی که خامنه ای کرد . طراحان و مجریان این گونه طرح ها، افراد گروه احمدی نژاد که همان گروه جمعیت ایثارگران باشد هستند . اینها این طرحها را تهیه و به جامعه تحمیل می کنند. اینها معتقدند که باید با شدیدترین شکل با بی حجابی و بد حجابی برخورد کرد .
در مجلسی، خوشوقت گفته است : اگر در جریان سرکوب بد حجابی کسی کشته شود ایرادی ندارد . سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در برخی از صحبت های خود، گفته است : اگر کسی کشته شود ایرادی ندارد ما دستور آن را قبلا گرفته ایم .
لازم است یاد ﺁور شود که در جریان سرکوب به اصطلاح ارازل و اوباش، در دوره اول، نیروهای سردار معمولی، با نقاب، شبانه و ناگهانی به خانه های مردم حمله می کردند و با کتک، افراد مظنون را در برابر چشم خانواده هاشان می بردند و در زندانها هر بلا می خواستند بر سر ﺁنها می ﺁوردند . به دستور سردار رادان گاهی اوقات دست ده تا 15 نفر از متهمان را به هم دستبند می زدند و بعد آنها را هل می دادند تا به روی زمین سقوط کنند و بعد روی آنها می رفتند تا بتوانند دیگران را از بالا به کتک بگیرند . در برخی از موارد، افرادی را با کتک به پشت میکروفن آورده اند تا اعتراف کنند دیگران را با قمه و چاقو زده اند و به زنان و دختران تجاوز کرده اند .
در زندان کهریزک که محل نگهداری به اصطلاح ارازل و اوباش است، زیر شکنجه چندین نفر را به قتل رسانده اند و دهها مورد شکستگی استخوان لگن و دست و سر به دلیل ضربات شدید دیده شده اند . بنا بر شهادت برخی از افرادی که بی گناه در آنجا بوده و بعد آزاد شده اند، رفتار برخی از بازجویان به گونه ای بوده است که گویا با دشمنان میهنشان سر و کار دارند . برای مثال، دست متهم را با میله آهنی جلوی دیگران می شکستند تا از دیگران زهر چشم بگیرند .
این شکنجه ها، در شکایات برخی از زندانیان که برای شکایت از نیروی انتظامی، ارائه شده اند، شرح شده اند . نام شاکیان نیز در شکایت نامه ها آمده است . تسلیم این شکایتها نشان می دهد رفتار چنان جنایتکارانه بوده است که قربانیان قید گرفتاری مجدد خود را زده و دست به شکایت زده اند . در باور آنها، ایران باید به خاطر اسلام وجود داشته باشد . اما اگر ایران به نفع اسلام نابود شود ایرادی ندارد ما ایران را برای اسلام می خواهیم و باید از آن به خاطر اسلام نیز بگذریم . این دقیقا همان سخنی است که مصباح گفته است : « ایران وسیله اسلام است و ما ایران را به دلیل وجود اسلام می خواهیم . »
به گفته آنها اگر کسی متوجه توهین به ائمه و رهبری شد حق دارد که توهین کننده را به دست خود بکشد و نظام هم حق ندارد آن شخص را به اتهام قتل مورد تعقیب قرار دهد .
لباس سیاه، از نظر آنان، بهترین پوشش است . ولی می گویند در شرایط فعلی گاهی اوقات باید به دلیل نظر ابلهانه مردم، لباس سیاه نپوشید . اما در بسیاری از مراسم خاص آنها تنها لباس سیاه می پوشند .
آنها می گویند افرادی مانند محسن رضایی و لاریجانی، خاتمی، هاشمی، حسن روحانی ،کروبی و ... از جمله خیانتکاران به اسلام هستند و خونشان مباح است. اما در شرایط خاص باید خون ﺁنها را ریخت .
به نظر آنان دوستی بر اساس کتاب است و هر کسی که مانند ما معتقد به اسلام باشد دوست ما است و در غیر آن صورت دشمن ما محسوب می شود : هرکس چون ما است از ما است و اگر چون ما نیست، دشمن ما است . از نظر آنان برای پیروزی اسلام و استقرار آن، دست به هر کاری می شود زد از جمله دروغ، فریب، سرقت، تجاوز، قتل، ضرب وشتم و... معتقدند که همه این کار ها را اسلام تجویز کرده است .
آنها می گویند که حضرت محمد برای پیروزی اسلام گردن یهودیان را زده است و زنان آنان را برای اسلام مصادره نموده است و در برخی مواقع دستور قتل داده است و حتا دستور سرقت نیز داده است و می گویند که در برخی مواقع به دلیل نیاز اسلام، راه مصلحت دروغ گفته است و از فریب دادن دشمن نیزخودداری نکرده است .
در باور آنها هر جعلی را برای اسلام و ماندگاری ﺁن، میتوان انجام داد . به قول منتقدان : این گروه و یاران رهبری در زمانهای خاص نامه هایی را از قول خمینی جعل کرده و بکار برده اند . مانند نامه او به منتظری برای حذف او و نامه او به نهضت آزادی و نامه او به مشکینی که به استنادش، بر خلاف قانون اساسی، خامنه ای را « رهبر » کردند .
آنها معتقد به اجرای حدود اسلامی در جامعه هستند . برخی مواقع، فیلم ضرب و شتم افراد را در خیابانها، به زور به صدا و سیما می دهند که آنها را پخش کند . به تازگی در برنامه های برخورد با ارازل و اوباش که بخش دوم آن در حال اجرا است صحنه هایی در تلویزیون دیده می شود که هر کس را به تامل وا می دارد که چگونه یک رسانه ملی دست به پخش انواع فیلم های خشونت بار می زند
اعضای این گروه خود را برتر از یاران حضرت محمد می دانند و بهشت را در برابر دیدگان خود حس می کنند. در این مورد می توان سخن شیخ محمد یزدی را به یاد ﺁورد . او گفته بود : امت ما از امت حضرت محمد بهتر هستند .
برخی از اعضای این گروه خمینی را از دیگر پیامبران بالاتر دانسته به گونه ای که مشکینی در نوشته ای یا صحبتی مدعی شده بود : امام خمینی از حضرت نوح هم نزد خدا بالاتر و محبوب تر است .

● سرونوشت حزب الله:

در حال حاضر، به نظر می رسد که وقتی خاکریز اول ولایت این گونه گرفتار انشعاب و درگیری شده است، خامنه ای چگونه می تواند به بقیه نیروها اعتماد داشته باشد ؟ بدین خاطر است که سوءظن او شدید گشته و در دسته بندی کادرهای رژیم به خودی و غیر خودی سختگیر تر شده است . به ترتیبی که پس از اصلاح طلبان، اینک نوبت حذف شدن به محافظه کارها رسیده است.این صحبت احمدی نژاد به يكي از نزديكان خود که علي لاريجاني و محسن رضايي، ديگر آن افراد سابق نيستند و استحاله شده‌اند، سخن دل خامنه ای نسبت به محافظه کارانی است که او اینک به ﺁنها مظنون شده است .
شاید بتوان به لحاظ تاریخی به گونه ای سرنوشت دولت ولایت مطلقه فقیه را با دولت صفویه مقایسه کرد . گرچه عمر این رژیم بسیار کوتاه شده و از لحاظ دلبستگی به استقلال ایران و تجدید حیات ملی و ترویج ایرانیت، این رژیم ضد ﺁن رژیم بود . صفویه را قشون جدید برباد داد . و این رژیم را پرورده هایش، « حزب الله » و « اصول گرا »، و در مجموع، باندهای مافیائی بر باد داده اند . امید این رژیم به فلج مردم از بیم بحرانهای خارجی بود که بتدریج هم افکار عمومی جهان روی خوش به بحران سازان نشان نمی دهند و هم مردم ایران حساسیت ترس ﺁلود خود را نسبت به بحرانهائی که رژیم می سازد، دارند از دست می دهند .
نزدیک تر از همه به رژیم مافیاهای نظامی – مالی رژیم صدام حسین بود . در روزهایی که امریکا به آن کشور حمله کرد، بسیاری از نیروهای نظامی یا فرار کردند یا اینکه با امریکا وارد معامله شدند و کشور را به امریکایی ها واگذار کردند . از زیادت تبلیغ تضاد اسلام با ایرانیت و ﺁلودگی به فسادهای مالی و غیر ﺁن، نزد فرماندهان سپاه که هوادار رژیم هستند، ایستادن و جنگیدن بخاطر وطن و اسلام بی معنا شده است . از این رو، سرنوشت حزب الله چماقدار به سرنوشت رهبران و حامیان آنها گره خورده است . هر زمان سران دچار اختلاف می شوند، افراد نیز به بزرگان خود تأسی می کنند . در حال حاضر،
● خامنه ای حمایت گرایشهائی از حزب الله و اصول گراها و محافظه کاران را نیز از دست داده است .
● اختلافات دامن گستر گروههای حاکم و تمامی رژیم را گرفتار خود کرده است .
● جاسوسی و فروش اطلاعات در میان بزرگان رایج شده است.
● اتهاماتی که به یکدیگر وارد می کنند، بر هم افزوده می شوند و سبب بی اعتباری همه ﺁنها و تشدید دشمنی شان با یکدیگر می شود .
● بر سر بردن و خوردن اموال و دارایی های ملت، تخاصم ها تشدید شده اند .
● فقر در جامعه با شتاب گسترش می یابد .
● فساد و فحشا و بیکاری و دیگر نابسامانیها و ﺁسیبهادر جامعه دامن گسترده است. تا بدانجا که بخشی از حزب اللهی ها در باره ﺁنها فیلمهای مستند تهیه می کنند.
● روحانیت در بی اعتباری کامل به سر می برد.
● بحران سازی مافیاها فرصت ها را از دست کشور بدر برده و می برد و رژیم را به دادن باجها و خیانت به کشور ناگزیر می کند .
● درگیری میان سرداران به اوج خود رسیده است .
● مراجع تقلید بی تأثیر شده اند.
● خامنه ای فاقد کمترین اعتبار در جامعه گشته و مغضوب ترین مقام دار رژیم نزد مردم است .
همه این واقعیت ها گویای قاعده ای هستند که بنا بر ﺁن وقتی رژیم تجسم کامل فساد و ستم شد و اعتقاد مدافعانش فاسد گشت، مدافعان و حامیانش گروه گروه می شوند و سرانشان، به جان هم می افتند . مردم به نظاره می نشینند تا در جنگ گرگان، یکی دیگری را از پا در ﺁورد . تا بعد از مرگ گرگ اول، ﺁنها خود به گرگ دوم حمله ور شوند .
اینک مردم می دانند که نظام انسجام خود را از دست داده است و در کمین فرصتند . دیگر تقلاهای اشخاصی مانند هاشمی و خاتمی و کروبی برای حفظ رژیم و ولایت مطلقه خامنه ای سودی ندارد . هرچند ﺁنها هم در موقعیتی قرار گرفته اند که نمی توانند کاری از پیش ببرند . میلشان هم به حفظ رژیم کم شده است . زمینه اجتماعی دفاع از رژیم نیز وجود ندارد . پوشش مردمی حزب الله نیز از میان رفته است . تقسیم شدنش به چند گروه و نزدیک به سه دهه سوء سابقه، افراد هر یک از گروهها را ناگزیر می کند در میان مردم هویت خود را پنهان کنند و حتی به ضدیت با رژیم نیز تظاهر کنند . جریان سرد شدن « ایمان شدید » اعضای حزب الله و گروه گروه شدن و انحطاط حزب، همان جریان انحطاط و انحلال رژیم است .
انقلاب اسلامی : بودجه کشور ﺁئینه ایست که در ﺁن، هم ماهیت رژیم و هم واقعیت اقتصادی کشور و هم اندازه وابستگی جامعه را به فعالیت اقتصادی ویرانگر دولت می توان شفاف دید :