« شماره ۶۴۰ از ۱۵ تا ۲۹ اسفند»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


چگونه محافظه کاران جديد همکاري امريکا و ايران را در افغانستان برهم زدند ؟ - امکانهاي مقابله ايران با حمله نظامي - ايران دشمن اول امريکا !؟ :

انقلاب اسلامي : از انقلاب بدين سو، پيروان ﺁئين خشونت ، در ايران و امريکا، مانع از روابط عادي دو کشور بوده اند . چرا که قدرت نياز به ضد خارجي و محور کردن ﺁن در داخل دارد وگرنه از ميان مي رود . همچنان که گروگانگيري طرحي بود که قدرتمدارهاي امريکائي طراحي و قدرتمدارهاي ايران اجرا کردند . با سازش پنهاني بر سرگروگانها ، در واقع، دو کودتا روي داد يکي در ايران ، زورپرستها را بر دولت مسلط کرد و ديگري در امريکا، ريگان - بوش را به رياست جمهوري رساند . از ﺁن زمان تا امروز، زورپرستها در تهران و تل اويو و واشنگتن، همآهنگ عمل کرده اند به ترتيبي که علت وجودي يکديگر باشند:
• گارت پورتر، در ﺁنتي وار ( 23 فوريه ) ، گزارش مفصلي را در باره چگونگي سابوتاژ همکاري رژيم ايران و حکومت بوش در مبارزه با القاعده ، انتشار داده است . از ﺁن، اين نکات درخور توجه هستند :
* بنا بر قول مقاماتي که در ﺁن زمان دست اندرکار بوده اند ، در اواخر 2001 و اوائل 2002، ايران با امريکا ، در مبارزه با القاعده و طالبان همکاري نزديک مي کرد . رامسفلد ، وزير دفاع، اين همکاري را برهم زد .
پيش از جنگ امريکا با طالبان، ايران از جبهه شمال ، در برابر طالبان، حمايت مالي و تسليحاتي مي کرد . فلينت لوروت ، رئيس قسمت خاورميانه در شوراي امنيت ملي ﺁن زمان ، مي گويد : ايران با بازيگران مهم صحنه سياسي - نظامي افغانستان تماسهاي واقعي داشت وبرﺁن بود که از اين نفوذ را بشيوه اي سازنده ، با همآهنگي امريکا ، بکار برد .
* در اکتبر 2001 ، امريکا عمليات نظامي در افغانستان را شروع کرد . مقامات وزارت خارجه و شوراي امنيت ملي شروع کردند به ديدارهاي محرمانه با ديپلماتهاي ايراني در پاريس و ژنو . اين ديدارها تحت نظر اخضر ابراهيمي ، مأمور عالي سازمان ملل متحد در افغانستان ، انجام مي گرفتند . بحثها پيرامون چگونه بايد رژيم طالبان را برافکند و از کابل راند و دولت جديدي در افغانستان پي افکند ، بودند .
به يمن وجود جبهه شمال که نخست ايران از ﺁن حمايت مي کرد، طالبان از کابل رانده شدند . دو هفته بعد، اجلاس نمايندگان گرايشهاي مختلف افغاني در بن اجلاس کردند . جبهه شمال 60 درصد مقامها را در دولت افغانستان مطالبه مي کرد . نقش تعيين کننده را براي ﺁنکه جبهه شمال تن به توافق بدهد، ايران بازي کرد .

* حکومت بوش پذيرفت که فرصتي براي کار با ايران بوجود ﺁمده است . نه تنها براي تثبيت وضعيت در عراق بلکه در مبارزه با القاعده نيز . بنا بر گزارش واشنگتن پست ( 22 اکتبر 2004 ) ، در اواخر 2001 ، برنامه گذاران وزارت خارجه امريکا گزارشي در باره همکاري با ايران تهيه کردند . وزارت خارجه و سيا و مسئول مبارزه با تروريسم در کاخ سفيد با اين همکاري موافقت کردند .
اما مبارزه القاعده ، از ديد ضد ايرانيهاي صاحب مقام در حکومت بوش از تقدم برخوردار نبود . به ترتيبي که وودوارد در کتاب " Plan of Attack " توضيح داده است، استفن هادلي ، معاون شوراي امنيت ملي مطلع مي شود که در سخنراني سالانه بوش خطاب به مردم امريکا که مي بايد در کنگره امريکا ايراد مي شد، " ايران محور شر است " گنجانده شده است . اما مي کوشد خطا بودن اين کار را به بوش حالي کند . اما بوش به او گفت او بايد از ايران بعنوان شر سخن بميان بياورد .
برغم موافقت وزارت خارجه و سيا و مسئول مبارزه با تروريسم در کاخ سفيد ، مبادله اطلاعات با ايران ، در باره القاعده ، قطع شد .
کمي بعد از اين تصميم ، سخت سران به بوش و مردم امريکا اينطور وانمود کردند که سياست ايران ضد هدفهاي امريکا در افغانستان است و رژيم ايران از همکاري در مبارزه با ترور، خودداري مي کند .
* در 11 ژانويه 2002، نيويورک تايمز به نقل از قول مقامهاي وزارت دفاع و اطلاعات، گزارش کرد که ايران سلامت رفت و ﺁمد اعضاي القاعده را از طريق ايران ، تأمين مي کند . در همان روز ، بوش اعلام کرد ايران بايد بهاي مساعدت به تروريستها را بپردازد .
حال ﺁنکه مقامات اطلاعاتي امريکا مي دانستند که تأمين ﺁمد و شد اعضاي القاعده از سوي ايران ، ادعائي بي پايه است .
* در 2004 ، واشنگتن پست گزارش کرد جواد ظريف ، نماينده وزارت خارجه ايران ، در ماه فوريه ، پرونده اي را براي کوفي عنان، دبير کل سازمان ملل برد و اسامي 290 تن از اعضاي القاعده در اختيار او گذاشت . اين عده از افغانستان به ايران گريخته و دستگير شده بودند. ديرتر، صدها تن از اعضاي القاعده و طالبان که دستگير شده بودند، به کشورهاي متبوع خود، عربستان و افغانستان و... فرستاده شدند .
* همان حکومت به مجله تايم گفت ايران در پي گسترش نفوذ خود از راه فروش اسلحه به جنگ سالاران غرب افغانستان است . اين امر حکومت موقت را ناتوان مي کند و براي منافع دراز مدت امريکا زيانمند است .
اما در مارس 2002، يک مقام ايراني با دوبينس ، بهنگام تشکيل اجلاسي ملاقات کرد که سازمان ملل ترتيب داده بود تا نيازهاي امنيتي افغانستان را برﺁورد کند . دوبينس مي گويد هيأت ايران يک ژنرال را با خود ﺁورده بود که در دوران جنگ با طالبان ، مسئول کمک به جبهه شمال بود . ﺁن ژنرال پيشنهاد کرد اونيفورم و تجهيزات و سربازخانه براي 20 هزار نفرات ارتش جديد افغانستان، تحت رهبري امريکا بدهد . بعدها ، ايرانيها اين کار را کردند و معلوم کردند علاقه به همکاري دارند .
دوبينس مي گويد : به امريکا بازگشتم تا مقامات حکومت را از فرصتي که براي سطح جديدي از همکاري در افغانستان بوجود ﺁمده بود، ﺁگاه کنم . کلين پاول ، وزير خارجه و کوندولزا رايس ، مشاور امنيتي و رامسفلد، وزير دفاع ، را توجيه کردم . و تا ﺁنجا که مي دانم، هيچ اقدامي براي استفاده از اين فرصت بعمل نيامد .
• به گزارش ﺁسوشيتدپرس ( 25 فوريه ) در تازه ترين سنجش افکار که در امريکا ، توسط موسسه گالوپ ، در فاصله 6 تا 9 فوريه ، بعمل ﺁمده است ، ايران بعنوان دشمن اول امريکا ، جانشين عراق در رژيم صدام شده است : 31 درصد امريکائيان ، ايران را دشمن شماره يک امريکا دانسته اند . در مقايسه با سال پيش، 14 درصد بر ميزان کساني که ايران را دشمن اول امريکا مي دانند، افزوده شده است . اين افزايش پي ﺁمد نگراني امريکائيان از برنامه اتمي ايران است . بعد از ايران، عراق با 22 درصد ، دشمن شماره 2 بشمار است . با ﺁنکه عراق حکومت وابسته به امريکا دارد، اما احساسات ضد امريکائي بسيار وسيع است .
• فايننشال تايمز ( 24 فوريه ) اطلاع مي دهد که دستگاه اطلاعاتي نيروي دريائي امريکا ، در تدارک زمينه براي حمله احتمالي تفنگداران امريکا به ايران ، در کار مطالعه پيرامون اقليتهاي قومي ايران است .
فعالان سياسي ايراني به فايننشال تايمز گفته اند وزارت دفاع امريکا در حال مطالعه براي بدست ﺁوردن عمق و طبيعت بيزاري از دولت اسلامي ايران است . قصد اينست که بداند ﺁيا ايران نيز ، همچون عراق، در معرض تجزيه قرار دارد يا خير ؟
کارشناسان اطلاعاتي امريکا بر اين نظر هستند که کوششهاي تفنگداران دريائي در مرزهاي عراق و ايران و وضعيت سنجي در مناطق مرزي ايران ، کارﺁموزيهاي مقدماتي براي حمله زميني به ايران هستند .
يک سخنگوي نيروي دريائي تأييد کرد که اداره اطلاعات اين نيرو هيکس و ﺁسوشيتد را مأمور تحقيق در باره گروههاي قومي عراق و ايران کرده است . هدف تحقيق تفهيم و تفاهم و احترام متقابل ميان ما و ﺁنها و اندريافت جنبه هاي مختلف فرهنگ در اين دو کشور است . مطالعه اول در باره عراق، در اواخر سال 2003 و مطالعه در باره ايران سال پيش به انجام رسيده است .
بيشتر تحليل گران به اين نتيجه رسيده اند که وجدان به هويت ملي در ايران بسيار قوي تر از عراق است . اختلاط اقوام در ايران پيچيده تر از ﺁنست که در عراق .
فايننشال تايمز از يکچند از ايرانيان که براي کمک دعوت شده بودند، گفتگو کرده است . برخي از اجابت دعوت امتناع کرده اند زيرا ﺁن را کوششي دانسته اند براي تجزيه ايران . اما يکچند از تبعيديها که معرف گروههاي کوچک مخالف رژيم اسلامي هستند، دعوت را اجابت کرده اند . ﺁنها مي گويند خواستار تغيير صلح ﺁميز رژيم و استقرار يک دولت فدرال هستند و با عمل نظامي امريکا نيز مخالفند .
نوري اسفندياري ، نماينده حزب دموکرات کردستان ايران در امريکا که در 1997 به جنگ مسلحانه پايان داده و در شمال عراق مستقر شده است ، مي گويد: به باور من، عمل وزارت دفاع بيانگر بي اعتمادي ديرنش به تحليل گران وزارت خارجه و سيا است . وزارت دفاع مي خواهد ديد پيشين حکومت امريکا را دور بزند . بنا بر اين ديد، حمايت امريکا از اقليتهاي قومي ، سبب واکنش فاجعه ﺁميزي مي شود . وزارت دفاع امريکا مطالعه مي کند بداند ﺁيا " نظريه فاجعه" وزارت خارجه پايه اي دارد يا خير . او مي گويد: امريکا نبايد انتظار داشته باشد که کردهاي ايران از حمله نظامي به ايران، همانند که کردهاي عراق کردند، حمايت کنند . ايران تنها وقتي دموکراسي پيدا مي کند که ايرانيان خود ﺁن را بنا نهند . جنبش دموکراسي خواهي در ايران به اندازه کافي قوي هست که بدون نياز به مداخله نظامي، به پيش رود .
• استراتفور ( 20 فوريه ) سناريو حمله نظامي امريکا به ايران و توانهاي ايران براي پاسخگوئي به اين حمله را ، تشريح کرده است:
1 - يک امکان، " بمبهاي انتحاري " است که ايران مي تواند از ﺁنها بر ضد قواي امريکا و انگلستان در عراق استفاده کند.
2 - امکان دوم حزب الله لبنان است . حزب الله و واواک و سپاه پاسداران در اقدامات همآهنگ مي توانند منافع امريکا در منطقه را مورد حمله قرار دهند . 3 - دستگاه اطلاعاتي ايران بهترين دستگاه اطلاعاتي خاورميانه است . اعضاي ساواک که سيا تربيت کرده بود، اينک در خدمت رژيم اسلامي هستند . اين دستگاه با همساز کردن اطلاعات و لوجستيک مي توانند ضربه هاي کاري به تأسيسات حساس امريکا در خاورميانه وارد کنند .
4 - سازمان ترور ايران که تا کنون چند صد تن از ايرانيان مخالف را در اروپا و خاورميانه کشته يا ربوده است ، مي توانند به سفارت خانه هاي کشورهاي غرب که هدفهاي سختي نيز نيستند، حمله هاي تروريستي انجام دهند . براي عمليات همآهنگ حزب الله و سپاه و واواک از سوئي و حمله هاي تروريستي از سوي ايران، ايران مي تواند از لبنان ، بمثابه پايگاه استفاده کند .
5 - ايران مي تواند قواي امريکا در عراق را دچار مشکل سازد . از جمله با برانيگختن شيعه جنوب عراق .
6 - توان حمله به تأسيسات نفتي عربستان و نيز اقدام به عمليات تروريستي در امريکاي لاتين و جنوب شرق ﺁسيا و افريقا ، توان ديگري است که ايران از ﺁن برخوردار است .
• جنگ تروريستي هم اکنون در جريان است : خوزستان و شرق ايران و کردستان و ﺁذربائيجان غربي نيز هم اکنون صحنه عمليات تروريستي شده اند . در 8 اسفند، دو بمب ، يکي در فرمانداري ﺁبادان و ديگري در فرمانداري دزفول منفجر شدند.
انقلاب اسلامي : مقاله فوکوياما و خبرهاي اين قسمت گوياي خلاء فکري هستند که " تنها ابر قدرت امريکا " بدان گرفتار ﺁمده و جاي خلاء را بضرورت زور پر کرده است . رژيمي که ملاتاريا بنا نهاد و اينک به خدمت مافياهاي نظامي - مالي خود پرورده درﺁمده است نيز از انديشه راهنما خالي گشته ، ورشکسته و کوشيده است خلاء را با ﺁئين خشونت پرکند . تا مگر مردم ايران و جهان فرصت خلاء فکري سلطه گران را براي روي ﺁوردن به بيان ﺁزادي مغتنم شمارند .