مرام خشونت که ملاتاریا اشاعه داده ، ﺁتش به جان هستی ایران و دیگر کشورهای مسلمان افکنده است:
انقلاب اسلامی : در قسمت اول گزارشی از ایران را می خوانید درباره تاریخچه خشونت گستری در ایران توسط زورپرستان و در قسمت دوم ، خبرهائ را می خوانید در باره خشونتی که گروههای مسلح در شرق ایران روش کرده اند و نظریه راهنمای ﺁن را می ﺁوریم :
خشونت گرائی نظریه و روش از انقلاب بدین سو :
        از بدو انقلاب، در ایران، عده ای از روحانیان قدرتمدار و وابستگان به ﺁنها که بیشتر در قم ساکن بودند، خشونت را به عنوان راه رسیدن به خدا و بهشت انتخاب کرده بودند
        بنا بر نوشته های تاریخی اولین ساکنان مهاجر شهر قم افرادی بودند که بعد از جنگ جمل و شکست در ﺁن، به این شهر ﺁمدند و در اینجا ساکن شدند .
        این افراد روحانی که در فرصت طلبی دست هر فرصت طلبی را از پشت بسته بودند ، قبل از انقلاب با فریب مردم همه را به محبت و مهربانی دعوت می کردند ولی به محض پیروز شدن انقلاب، چهره خود را تغییر داده و ماهیت واقعی خود را که همانا خشونت طلبی بی مهار بود ، نشان دادند .
این گروه مسلح به روایات دروغین برای فریب مردم و کشاندن ﺁنها به خشونت طلبی از هر روایتی که موجب سوء استفاده از روحیه مردم می شد استفاده کرده و کشور را بسوی خشونت پیش بردند و با استفاده از زور، همه کسانی را که درست می اندیشیدند و ولایت فقیه را خوب می شناختند از سر راه استقرار استبداد مطلقه خود برداشتند.
        این گروه ، ابتدا، با سوء استفاده از ﺁیه قصاص در قرﺁن، زمینه را برای اعدامها و کشتارها فراهم ﺁوردند . بعد از ﺁن، با تصویب لایحه قصاص، ﺁتش خشونت را به جان مردم انداختند . با تشکیل دادگاههای خود ساخته انقلاب و ویژه روحانیت و ایجاد سپاه و بسیج و انصار حزب اللهی جامعه را در اختیار خود گرفته و به هر صورتی که می خواستند ﺁن را سرکوب کردند .
* بانیان خشونت در ایران دو گروه بودند :
روحانیت خشن و جاه طلب و قدرتمدار مانند خمینی و خامنه ای و ربانی املشی و بهشتی و محمد یزدی و مظاهری و مصباح یزدی و محمدی گیلانی و جنتی و خزعلی و مقتدایی و مشکینی و ری شهری و ... که بعدا گروههایی را نیز به وجود ﺁوردند که مهمترینشان گروههای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جوانتر ها وخشن ترینشان -که بعدا از هیچ جنایتی فرو گذار نبودند و یکی از پایگاههای توطئه و بحران بود - گروه ارزشهای انقلاب اسلامی بود که نشریه ارزشها را نیز در اختیار داشتند .
افراد مکلا و بدون لباسی مانند حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و عسگر اولادی مسلمان و بادامچیان و علی حسین پناه و شهریار زرشناس و علی جنتی و الله کرم و ده نمکی و محسن رضایی و موسوی و مرتضی نبوی و ... که دور هم جمع شده بودند و گروههای انصار حزب الله و حزب الله را - که در ابتدا گروه چماقداران بودند - به وجود ﺁوردند. نشریات وابسته به این افراد عبارت بودند از یا لثارات الحسین و جام و جبهه و عاشورا و دو کوهه وصبح و کیهان دوره حسین نصیری و حسین شریعتمداری و ....
        این دو گروه از بانیان خشونت در ایران و بعد از انقلاب هستند .
        نشریه انقلاب اسلامی در هجرت در چندین شماره برخی از این خشونت طلبان را معرفی کرده بود و در اینجا بهتر دیدیم که برخی از نظریات یکی از همین خشونت طلبان را بررسی کرده و به نظر شما خوانندگان محترم برسانیم :
* نظریه خشونت علی حسین پناه:
بعد از انقلاب، در بخش مرکز بررسی های سپاه پاسداران، عده ای دور هم جمع شدند که برخی از ﺁنان ، سالها بعد، از ﺁن جدا شدند. مانند عمادالدین باقی . و برخی ماندند و با کمک عده ای از توابین خشونت طلبی را تئوریزه کردند و در بخش های مهمی از مسئولین جهت اجرا پخش کردند .
        از این گروه، می توان به رضا داوری و برادر زن او حسین نصیری و حسین شریعتمداری و علی حسین پناه و صفایی نام برد .
        علی حسین پناه موقعی که دستگیر شد از طرفداران لیبی بود با نگرش علاقه به دکتر علی شریعتی . بعد از توبه، وارد گروه خشونت طلبان شد و بعدها یکی از بزرگان این گروه گشت. وی در نشریه صبح وابسته به گروه خشونت طلبان در مورد خشونت و توجیه ﺁن مقاله ای دارد که به بررسی ان می پردازیم :
وی در ابتدای مقاله می گوید:
        این يك راز تاريخي است كه بايد كليه نيروهاي مدافع نظامهاي انقلابي حاكم همواره آن را نصب العين خود قرار دهند و بياعتنا به استدالالهاي توتولوژيك و بي بهره از واقعيت در سركوبي نيروهاي ليبرال درنگ و تامل نكنند
خشونت طلبان برای توجیه یکدیگر از یک راز تاریخی صحبت می کنند که معلوم نیست مربوط به کدام بخش از تاریخ دوره حضرت محمد و یا حضرت علی است . ﺁنها این راز تاریخی را احتمالا از دوره بنی امیه و معاویه و یزید فرا گرفته اند و همان زور را روش اصلی حکومت کردن است .
او به دوستان خود گوشزد می کند که سرکوبی را نصب العین خود قرار دهند و هیچ وحشتی از این کار نکنند . او تصریح می کند که حکومتهای انقلابی باید دست به سرکوب بزنند . و می افزاید :
        اين گنگ انديشي در ذات انديشه ليبراليسم است . لیبرالها وقتی می خواهند به قدرت برسند، شعار آزادي ميدهند اما وقتی قدرت به چنگ ﺁوردند، برای حفظقدرت ، شعار نظم خواهند داد. آنها امروزه از جامعه بری از خشونت دفاع ميكنند چون ميترسند كما اينكه آن را مكرراً درهمين دو دهه تاريخ انقلاب اسلامي نشان دادهاند. اما
        نيروهاي مسلمان انقلابي و حزب اللهي نبابد فريب شعارهاي ليبرالي در نفي خشونت را بخورند. ليبرالها در تحليل نهايي، دشمنان انقلاب اسلامي، اسلام، مردم و ايران هستند.
ليبرالها هدفشان از نفي خشونت ايجاد مصونيت براي خود، سپسكسب قدرت و آنگاه اعمال خبيثانهترين اشكال خشونت است. اگر كسي به دنبال جامعه عاري از خشونت است ، بايد بداندراهگارهاي انقلابي تنها نافي خشونت در صورتبنديهاي مخالف آن است. همچنانكه قرﺁن مجيد ميفرمايد... دفاع انقلابياز آرمانهاي ديني و انقلابي مردم و قطع ايادي وابسته گرا، تنها راه آرامش و امنيت عمومي است (و لكم في القصاص الحياه.)
        بدین سان، از دید این جوجه نظریه پرداز خشونت، باید تمامی مخالفان را از میان برداشت تا از خشونت بی نیاز شد . غافل از این که ، قدرتی که خشونتی چنین وحشیانه روش می کند، ماشین تقسیم به دو و حذف یکی از دو است . به سخن دیگر، تا ﺁن روز که خشونت اثری از « خودی » و « غیر خودی » برجا نگذارد، ﺁتش خشونت هستی خواهد سوخت .
        بموقع است نظر یکی دیگر از مروجان خشونت ، مصباح یزدی را در تایید حرف های حسین پناه بیاوریم . مصباح می گوید :
* تاکید می کنم در مواردی که کار از دست دولت خارج شود و اسلام در خطر باشد راهی جز تمسک به خشونت نیست . در این صورت، اعمال خشونت واجب است . ( نشریه صبح امروز- 30/5/78 )
* در جایی که نظام اسلام در خطر است و برای مردم با دلایل قطعی ثابت شد که توطئه علیه نظام در کار است باید خودشان اقدام کنند و این از مواردی است که خشونت لازم است حتی اگر هزاران نفر هم کشته شوند . (منبع بالا)
* اگر کسی قرﺁن را قبول دارد باید خشونت را بپذیرد و قرﺁن مردمی را لعن می کند که بدعت در دین را ببنند و سکوت کنند . v
        خشونت با نیزه و شمشیر و توپ و موشک و کلت و ویران کردن شهری با اهلش در چند جا جایز است . یک جا، در جهاد که مختص به پیامبران و معصومین است . مورد دیگر احکام جزایی اسلام است که در بعضی جاها احکام بسیار خشنی دارد مانند از کوه پرت کردن و دست و پا بریدن و ...
        اسلام می گوید: این مقدسات از جان من و شما و عرض و ناموس ما و فرزندان ما صدها و هزارها بار عزیز تر است ﺁنجا که برای دفاع از اموالتان اسلام اجازه می دهد جان نثار کنید برای مقدسات اجازه نمی دهد ؟ (منبع بالا)
        با ذکر سه نمونه از نظرات مصباح حال برگردیم به مکلای خشونت پرست . او می گوید :
* كنفسيوس ميگويد (دروغ، اصل خشونت است) . خشونت فيزيكي يکی از راههاي پيكار سياسي است و ميتوان آن را اعمال نمود. ليكن شرايطي دارد كه بايد مراعات گردد. خشونت داراي كارآمدي محدود و موسمي است و نميتوان آن را به صورت شيوه مستمر زمامداري و مديريت حفظ قدرت و يا توسعه دامنه نفوذ استخدام كرد. بنابراين براي مجموعههاي انقلابي اعمال موردي خشونت يك ضرورت است ليكن نبايد آن را به يك «انحراف» تبديل ساخت. در علم سياست و نظريات جديد، خشونت به گونهاي كشاف مورد بحث و مطالعه قرار گرفته است.
        خشونت انقلابي داراي شرايط و ويژگيهايي است كه مهمترين آنها را به اختصار مورد اشاره قرار ميدهيم:
حسین پناه برای توجیه خشونت ، شش راه کار ارائه می دهد :
1 - خشونت بايد توسط نيرويي اعمال شود كه يا از پايگاه مردمي قابل توجه گسترده برخوردار باشد. يا توده هاي مردم ميان عاملان خشونت و قربانيان آن بي طرف باشند.
        هيچگاه نبايد خشونت را عليه نيروهاي داراي محبوبيت مردمي حتي اگر وجهه آن كاذب و فاقد مباني راستين باشد اعمال كرد.
2 - خشونت بايد همه هستي و نيروهاي موثر دشمن را از كارآيي خارج كند. خشونتغیر محدود به ضد خود تبديل ميشود.چرا كه قربانيان بعدي به سرعت متحد شده و با مظلوم نمايي جبههاي عليه نيروهاي انقلابي تشكيل ميدهند.
3 - خشونت بايد سريع باشد چرا كه اصولاً شيوه يك مديريت مستمر نيست، خشونت كند عناصر موثر و زير كنترل دشمن را استتار و ايمني ميبخشد.
4 - خشونت بايد عليه موثرترين نيروهاي ضد انقلابي باشد به گونه اي كه ماشين تبليغاتي نظامي و عملياتي و تداركاتيدشمن را فلج كند.
5 - خشونت بايد عليه نيروهاي بد نام جبهه دشمن اعمال شود. نيروهايي كه اشتهار به فساد مالي، سياسي، اخلاقي و مراميو ساير اقسام اشتهار سوء دارند.
6 - خشونت بايد مستند به يك مبناي تئوريك و قابل بيان باشد. خشونت از موضع استيصال و ترديد بي فرجام خواهد بود.
        نكته آخر آنكه محدود سازي مضمون اصلي خشونت را تشكيل ميدهد. اشاره و تاكيد بر اين نكته لازم است كه حذف فيزيكي اي بسا به شرايطي دامن بزند كه فرايند بحران سازي در جبهه دشمن را با مشكل مواجه سازد. دستگيري و بازداشت و ايجاد سوابقي كه محدوديت ايفاي نقش را در آتيه براي گروههاي ضد انقلابي به همراه داشته باشد، جلوگيري از فعاليتهاي سياسي و دمونستراسيونهاي آنها كه به قصد فريب افكار عمومي برگزار ميكنند، معمولاً در بلند مدت موثرتر است.
* کاربرد یک روش مهم خشونت که با غفلت همگان با میزان تأثیر بسیار، بکار رفت :
        در اینجا ، حسین پناه نقشه ای را مطرح می کند که بعدا در دوران خاتمی انجام شد و کسی به ﺁن توجه نکرد. یعنی کسی به نوشته های حسین پناه توجه نکرد و ندانست که در ﺁینده قرار بود به اجرا در ﺁید . او می گوید : دستگیری و پرونده سازی برای ایجاد محدودیت بهترین روشها است :
        این همان روشی بود که دستگاه قضایی ، در دوران خاتمی ، مرتب بکار برد. هرکس را که فکر می کرد ممکن است در ﺁینده برای مافیاهای نظامی – مالی شاخ شود ، با ایجاد پرونده هایی که ناشی از شکایات سپاه و برخی افراد معلوم الحال و برخی نشریات می شد به دادگاه برده و برای ﺁنها پرونده می ساختند و ﺁنها را محدود می کردند .
        وقتی به تاریخ این مقاله نگاه کنیم متوجه می شویم که حسین پناه و دیگر یاران او با توجه به اوضاع و احوال ﺁینده برنامه هایی ریخته بودند و نظریه خشونت را در خدمت هدف خود ساخته و توسط دستگاه قضائی و سپاه و واواک به اجرا می گذاشتند .
        بحاست، بخشی از گفته مصباح یزدی ، در تایید خشونت و کاربرد ﺁن از سوی حسین پناه بیاوریم تا نقش ملاتاریا در رنگ دینی بخشیدن به خشونت گستری ، ﺁشکار شود :
* اگر جایی در بیابان خلوتی دور از چشم پلیس کسی به خدا و پیغمبر و اسلام اهانت کرد و شما دسترسی به پلیس در بیابان ندارید، اهانت به مقدسات اسلامی حکمش اعدام است و در جایی که تشکیل دادگاه برای چنین فردی میسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند این همان فتوای امام در مورد سلمان رشدی است . (منبع بالا)
* وقتی مردم احساس کنند که کیان اسلام در خطر است و توطئه ای علیه نظام اسلامی در کار است . یک وقت دولت اسلامی این توطئه را می شناسد و قبول دارد چنین توطئه ای در کار است وظیفه اش است که خودش اقدام کند . یک وقت اقدام می کند و اقدام او کافی نیست و مردم هم باید کمک کنند همانطور که در خواباندن این ﺁشوب هیجده تیر مردم هم مشارکت کردند و این ﺁشوب به تنهایی به دست قوای دولتی خوابانده نمی شد . اخیرا مسئولین هم تصریح کردند که این کار به همت بسیجی های عزیز انجام گرفت و یک جایی که اساس نظام در خطر باشد مردمی اگر با دلایل قطعی برایشان ثابت شد که توطئه ای علیه نظام اسلامی در کار است و می خواهند این نظام را بر اندازند دیگران به هر دلیلی تو جه ندارند یا به صلاح خود نمی دانند اگر مردم قطع پیدا کردند خودشان باید اقدام کنند . این هم از مواردی است که توسل به خشونت جایز است . (منبع بالا)
منبع - خشونت و بحران سازي در مديريت استراتژيك - ح پناه - فروردين 1378 ، نشریه صبح شماره 91 ، صفحه 36.