« شماره ۶۵۰ از ۳ تا 17 مرداد »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


گزارش از ایران : طرح سرکوب دانشجویان بعد از 18 تیر و دو دستور خامنه ای و ربطشان با بحران اتمی:

1 - طرح سرکوب دانشجویان :

• قرار است بعد از جریانات 18 تیر – البته جریانی به آن صورت در کار نیست – ولی بعد از آن روز قرار است که به شدت با برخی از نیروهای دانشجو و برخی از مسئولین آنها و برخی از سیاسیون برخورد های سختی انجام بگیرد و گفته می شود که نیروهای سرکوبگر قرار است تعداد بسیاری از ﺁنها را بازداشت کند . گویا این امر با ماجرای تشکیل جامعه اسلامی که قرار است در شیراز ، با همکاری دفتر تحکیم شیراز، انجام شود ، در ارتباط باشد .
باید به نیروهای دانشجو و سیاسی اطلاع داده شود که در روزهای ﺁتی، قرار است با بسیاری ازﺁنها ، برخورد شود : دستگیر شوند و... بی دلیل نیست اگر این تهدیدها در روزهای تعطیل دانشگاه و کشماکش بر سر مسئله هسته ای ایران بعمل ﺁید .
قرار شده است که وزیر ﺁموزش عالی و شمشاد معاون او که در هر روز طرحهای جالبی برای سرکوب دانشجویان و استادان و دانشگاهها می ریزند، در یک حرکت تنظیم شده، با دفتر تحکیم وحدت برخورد کند . گرفتن دو دانشجو به نامهای توانچه و قاجار برای این است که ، سر بزنگاه ، با ﺁوردن ﺁنها به صدا و سیما و افشای سیاسی ﺁنها به دانشجویان بگویند که در دفتر تحکیم وحدت نیروهای ضد انقلاب جا گرفته اند و به همین دلیل این انجمن ها یا باید تعطیل شوند یا زیر نظر وزارت علوم تحقیقات و فن ﺁوری، انتخابات جدیدی برگزار نمایند . در ﺁن صورت، انتحابات دانشجویان نیز انتخاباتی مثل ریاست جمهوری و مجلس می شود . شورای نگهبان ، شورای برگزیده نهاد رهبری می شود . از سوی دیگر، بنا طرح شمشادی و زارعی قرار است با تقویت جامعه اسلامی دانشجویان که از نیروهای وابسته به باند سرکوبگر است و ایجاد تشکیلاتی قوی برای ﺁنها، مانع توسعه انجمن های اسلامی دانشجویان یا دفتر تحکیم وحدت شوند .
به همین دلیل قرار است به زودی این جامعه های اسلامی دانشجویان در شیراز به همراه دفتر تحکیم شیراز گرد هم ﺁیند و انتحاباتی را برگزار کنند. دفتر تحکیم وحدت شیراز که بر اساس سیاست نام گذاری مشابه برای فریب توسط احمدی داماد محسن رضایی به وجود ﺁمد ، در شکستی بسیار سخت از دفتر تحکیم علامه خورد،تا حدودی کاسه و کوزه خود را جمع کرده بود. ولی از زمانی که امثال حسین شریعتمداری و دفتر" رهبری" وارد بازی های سیاسی در دانشگاه ها شده اند با کمک جامعه اسلامی جیم که از گروهای وابسته به باهنر و نزدیک به مرتضی نبوی و کمال شهریاری و ... تشکیل شده اند، سعی کرده اند با ﺁوردن نیروهای وابسته مانند علوی خواهر زاده حسین شریعتمداری در این جامعه، با پشتیبانی مالی بسیار شدید و فشارهای سیاسی، این گروه را به جای انجمن جا بیندازند . در غیر این صورت، بین ﺁنها انتخاباتی برگزار کنند تا این دو گروه یعنی جامعه اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم شیراز و دفتر تحکیم علامه هر کدام یک رای در وزارتخانه داشته باشند . در این صورت، دفتر تحکیم علامه یا انجمن های اسلامی دانشجویان خود به خود ، حذف خواهند شد .

2 – دو « حکم » خامنه ای و ربطشان با بحران اتمی :

• در باره تقسیم ثروت کشور، به پیشنهاد مجمع تشخیص مصلحت، به نکات زیر باید نتوجه کرد :

* طرح تقسیم ثروتهای کشور بین سرمایه داران و سپاه پاسداران و نهاد ها و بنیاد های وابسته از ﺁن بابت جالب است که این کارخانجات و شرکتها و معادن از ﺁن مردم بوده اند . بعد از انقلاب، بنیاد های وابسته به حکومت کودتا دست روی ﺁنها گذاشتند و ﺁنها را ، در صورت، به نفع مردم مصادره کردند . کلیه این اموال بعد از انقلاب با حذف صاحبانشان -که برخی از ﺁنها واقعا حق مردم را هم خورده بودند - مصادره شدند تا به مردم داده شوند و یا سود شرکت ها و کارخانجات و معادن و ... را به مردم بدهند.
سئوال اینجاست که اگر این کارخانجات و شرکت ها و معادن و نفت و ... به نفع مردم در اول انقلاب توسط بنیاد مستضعفان و یا توسط کمیته امام خمینی و یا توسط بنیاد اقتصاد اسلامی یا سازمان اقتصادی کوثر مصادره شدند و تمام خانه ها و ویلا ها و مغازه ها و زمین های مصادره ای را - البته به دوستان و یاران و افراد اهل کودتا - به فروش رساندند ، ستاد اموال امام و رهبر حال به چه منظور، بار دیگر ، اموال مردم به فروش می رساند ؟ اگر واقعا قرار است این اموال به مردم برسد، دیگر چرا به ﺁنها چوب حراج زدند و می زنند ؟ چرا کمیته ای تشکیل نمی شود تا سهام ﺁنها را ، تحت ضوابطی، به مردم واگذار کند ؟ نه اینکه بدون حتی مزایده به دوستان و خانواده های مافیایی واگذار شود .
ﺁیا نه اینکه این اموال ازﺁن مردم و یا به اصطلاح کوخ نشینان و مستضعفان و پا برهنه ها است ؟ چقدر شعارهای اول انقلاب که برای فریب مردم می دادند جالب بود ! حال به جای کوخ نشینان کاخ نشینان ﺁمده اند و به جای مستضعفان مستکبران اسلام فقاهت و به جای پا برهنه های ، نعلین به پا کرده ها ﺁمده اند و البته سپاهیان و ایثارگران و جانبازان هم در کنار روحانیت قرار گرفته اند .
مگر نه اینکه رییس جمهور قلابی ایران قبل از انتخاب گفته بود که این کارخانجات را که، به مفت، به عده معینی فروخته اند، به دولت بر می گردانم ؟
مگر نه اینکه خامنه ای از مستضعفان و بیچارگان و دو دهک پایین جامعه صحبت می کند ؟ ﺁیا این اموال متعلق به ﺁنان می باشد یا از ﺁن رهبری و حکومتند ؟
اگر بگویند از ﺁن مردم بوده که در دوران پهلویها ، رضا خان و فرزند و کس و کار و عمواملشان از مردم دزدیده بودند، و بخشی از ﺁنها توسط بنیاد پهلوی ، به نفع خاندان سلطنت کنترل می شد و، با انقلاب، به نفع مردم مصادره کردیم ، ناگزیر باید پاسخ بدهند چرا می خواهید به مردم بفروشیدشان ؟ اگر حق مردم است به ﺁنها پس بدهید. هر چند در این مدت، هر چه تولید داشته اند به نفع خود و دوستان خود خورده اید و ویران کرده اید .
اگر این اموال از ﺁن دولتیان و سرمایه داران است، بگوئید : ﺁنها از کجا این اموال را به دستﺁورده اند ؟
به دستور خمینی این اموال به بنیاد مستضعفان سپرده شده بود تا از سود ﺁن، مردم منتفع شوند. حال نه اینکه مردم از ﺁن سود منتفع نشدند که اموال مردمی را که شاه و خانواده و اعوان و انصارش خورده بودند، بخشی را ببر و بخورهای جدید بردند و خوردند و بخشی به بنیاد مستضعفان سپرده شد و مورد برد و خورد چند ﺁخوند مفتخور و مافیایی مانند هاشمی و خامنه ای و یزدی و مشکینی و خزعلی و جنتی و دعاگو و مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی و رییسی و فلاحیان و حسینیان و ناطق نوری و مصباح یزدی و .... قرار گرفت .
ﺁیا این سرمایه های کشور نبود که به دست این چپاولگران غارت شدند . ﺁیا شرکت لاستیک سازی دنا را که چندین میلیارد تومان ارزش داشت به « ﺁیات الله یزدی و شرعی و ... به قیمت چند صد میلیون تومان به صورت قسطی نفروختند حال ﺁنکه تنها در سال اول پاداش هر یکی از اعضای هیات مدیره ، صد میلیون تومان بود!
ﺁیا شرکت دارویی حیان را که تنها قیمت زمین ﺁن در تهران بالای هشت میلیارد تومان بود، با کلیه اموال و کارخانه را به چند صد میلیون تومان به عده ای مفت خور نفروختند ؟
اگر قرار باشد این فروش های ناجوانمردانه اموال مردم را لیست کنیم تقریبا سر به هزاران مورد از فروش کارخانجات ، معادن ، شرکت ها ، خانه ها ، زمینها و حتی کوهها می زند .
چند روز پیش بار دیگر در تلویزیون مشاهده شد که هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و خاتمی و کروبی و مهدوی کنی و احمدی نژاد دور هم جمع شده بودند . البته به غیر از این ﺁقایان، نمایندگان مابقی مافیا ها هم ﺁنجا بودند . ﺁیا مردم ندیده بودند که این افراد تا چند روز قبل از این اجتماع، بر ضد یکدیگر صحبت می کردند و از جمله هاشمی رفسنجانی گرفتن حق خود را به خدا واگذار می کرد؟
چه شده است که همه شرکت کنندگان در کودتای سال 60 دور هم جمع شده اند ؟ حتما برای مردم نقشه هایی دیگر کشیده بودند که همچون کفتاران به دور هم جمع شده بودند . بنا بر ضرب المثل ، حتما قرار است گوشتی را بین خود تقسیم کنند که همه مفت خوران جمع شده اند .
اگر چند روز بعد از ﺁن اجتماع ببینیم یا بشنویم که مثلا نامه ای از سوی « شورای تشخیص مصلحت نظام » ، -که هر زمان تشخیص بدهد نظام در وضعیت بدی قرار گرفته است - اعضایش می توانند دور هم جمع شوند و مردم را ، بخاطر ادامه حیات نظام و خورد و برد خود، فریب دهند . برای مثال ، نامه ای خطاب به خامنه ای ، تهیه شود : مقام معظم رهبری دستور فرمائید طبق بند جیم ماده 44 دستور قانون اساسی، این کشور ، « برای انتقال به مردم » به حراج گذاشته شود، هنوز هم نباید از تجربه پند گرفته باشیم و بدانیم ، از تقاضا و دستور ، به غارت دادن کشور به زیان مردم و به سود « نجات رژیم » است ؟ پس ﺁیا مردم نباید پیش خود فکر کنند چرا این « خرداد شصتی ها » ، در این روزها ، دور هم جمع می شوند و نقشه « انتقال اموال » را تهیه می کنند؟ ﺁیا احتمال ﺁن وجود ندارد که میان این تصمیم و بحران اتمی ربطی وجود داشته باشد ؟ :

• اطلاعات حاکی از ﺁنند که فکرکوتاه ﺁمدن بر سر مسئله هسته ای ، قوت گرفته است. با توجه به ناتوانی ذاتی رژیم از گفتگو کردن و ﺁن را به نتیجه رساندن، بخاطر ترکیبش ، سران مافیاها خواه بنا را بر سر کشیدن جام زهر بگذارند و خواه بر تشدید بحران ، نیاز به ﺁن است که «خرداد شصتی ها » جمع می شدند . بخصوص که خامنه ای هم می خواهد همه قدرت را داشته باشد و هم فرمانبر توانائی برای ﺁن نیست . در نتیجه هم توان او و رژیمش برای گفتگو کم است و هم برای جام زهر سرکشیدن از ﺁنهم کمتر است . دو دستور العملی را که امضاء کرده است، گویای ﺁشفتگی درونی رژیم او ، بخصوص از زمان تلاش او برای به انحصار درﺁوردن قدرت در دست خویش است :

* مردم عادی توان خرید حتی چند صد سهم از بانکها و کارخانجات بزرگ و سود ﺁور را ندارند. پس بهتر است علمای سرمایه دار و برادران سپاهی گرد هم بیایند و هر کدام در امر خیر تقسیم مال میان مردم شرکت کنند و بخشی از ایران را برای خود بخرند بلکه نزاع بر سر بردن و خوردن اموال مردم نیز از میان برخیزد !

* می دانیم وقتی انسان مالی داشته باشد و یا کارخانه ای یا معدنی و یا بانکی داشته باشد، در وضعیت کنونی کشور، به دنبال ﺁرامش می رود تا بتواند از دارایی ها و فرصتهای خورد و برد، استفاده کند . لذا « مقام معظم رهبر» تصمیم می گیرد ایران را بفروش برساند . در این فروش، نیروهای سپاه که عمدتا پولدار ها هستند و ﺁخوند ها که هر از گاهی شعار های مرگ بر امریکا سر می دهند ، خریداران اصلی هستند . حال اگر قرار باشد که « رهبر» وارد مذاکره شود و قرار باشد بازار نزدیکی به اروپا و شاید هم امریکا رونق پیدا کند، بهتر است دستیاران « مقام معظم رهبری »، از حالا، امکانات خورد و برد مالی بیشتر را پیدا کنند .
علاوه بر این، هرگاه فرماندهان ذوب شده در رهبری نیروهای نظامی و سپاهی و انتظامی و برخی از برادران انصار حزب خدا که همیشه دم از مبارزه با امریکا می زنند، دارای سرمایه ای بشوند،ﺁیا حاضرند خود و اموال خود را وارد جنگ با امریکا کنند و به باد هوا دهند ؟

* به نظر می رسد که فروش اموال مردم به این نیروها و افراد برای کم کردن فشار گروههائی مافیائی باشد که « هرچه دارند » از بحران سازیها دارند . گرچه ﺁنها بحران ساز را خامنه ای می دانند ، دلیل دیگری ارائه می کنند: خامنه ای موافق می خرد برای ﺁنکه بحران اتمی ادامه پیدا کند و تشدید هم بیابد .
اما اگر هم در این بین افرادی باشند که هنوز ﺁلوده بازیهای سیاسی – فقاهتی اسلام دوستان نشده باشند و فکر می کند که خامنه ای و دیگران می خواهند برای رسیدن به درجه اعلای شهادت با امریکا وارد جنگ شوند ، احتمال کمی وجود دارد او « تا ﺁخر برود » . الا این که از خواص بحران یکی اینست که عنان می برد و اختیار از دست بحران سازان در می ﺁورد و ﺁنها را ﺁلت دست خود می کند .
* اما چرا بعد از دستور خامنه ای ، احمدی نژاد نامه ای دیگر به او نوشت و او را وادار کرد پاسخی دیگر بدهد ؟ پاسخ اینست :
می دانیم که اوضاع « بیت رهبری » به حدی خراب است که به بیت خمینی در روزهای پایان عمر او می ماند . هرچند مدیریت احمد مانع می شد هرج و مرج و خورد و برد به این اندازه برسد . در دربار خامنه ای ، هر کس می تواند با قدری فشار از خلیفه باج بگیرد و الحمدلله « رهبر» اینقدر مشکل دارد که مجال و امکان نه گفتن را برای خود باقی نگذاشته است .
خامنه ای در تمام ویرانگری های انقلاب از ابتدا دخیل بوده است :
در معامله بر سر گروگانها ،
در جانشین کردن مقابله با ضد و نقیض گوئی خمینی ، موضع امام ﺁخرین موضع گیری او است !
در متلاشی کردن ارتش و زمینه سازی برای تجاوز عراق ،
در کودتا بر ضد رییس جمهور منتخب مردم
در ادامه جنگ
در اعدامها و کشتارهای سالهای شصت
در کشتار سال 67
در ایجاد بحران های سیاسی
در قتل و ترور درمانی شخصیتهای سیاسی و مبارزان جوان
در ترورهای داخل و خارج از کشور از ابتدا تا به حال
در بستن مطبوعات ﺁزاد به صورت فله ای با کمک یاران
در زندانی کردن مبارزان ﺁزاد اندیش
در فسادهای بزرگ و ایجاد فرصت برای تشکیل اوختاپوس مافیاهای نظامی – مالی و در هزاران مشکل که برای کشور به وجود ﺁورده اند ، او و بیت حیله گر و فریب کار و جنایتکار ایشان دخیل هستند . لذا، هر کس پرونده ای را رو کند ، خامنه ای مجبور است به او امتیازی بدهد .
احمدی نژاد برای اینکه بتواند از ریزش شدید نیروهای هوادار خود جلوگیری نماید و به نیروهایی که او را به هزاران ترفند و تقلب بر سر کار ﺁورده اند کمکی بنماید ، به خامنه ای نامه ای می دهد که بخشی از این حراجی ها را او به افرادی که می شناسد بدهد .
البته به قول بازاری ها ، پر واضح است که در این کشور گربه را بیهوده قربانی نمی کنند و اگر قرار باشد، به مردم سهام عدالت واگذار شود قطعا سهام شرکت ها و کارخانجات به گل نشسته است و نه از ایران خودرو و شرکت نفت و شرکت های هواپیمایی . با واگذاری سهام شرکت ها و کارخانجات از بین رفته می خواهند سر مردم را با شیره عدالت شیره بمالند و این از کارهای بسیار ظریف ملاتاریا و فرزندان و جوجه های ﺁنان است .
باید از او و خامنه ای پرسید : شرکت بورسی که کشتی اش چند ماه است به گل نشسته و خودش را نمی تواند حفظ کند چگونه می خواهد این شرکت ها و کارخانجات را ارزشمند کند و به فروش برساند ؟

• اما در مورد کار دوم خامنه ای و دستیارانش که ایجاد «گروه راهبردی سیاست خارجی» . شاید هرکس ﺁسان تر پی ببرد که هم ربط مستقیم با بحران اتمی دارد و هم با کشماکشهای مافیاها بر سر تصرف انحصاری سیاست خارجی کشور :

* از ﺁغاز انقلاب، حمله و دفاع بر سر تصرف سیاست خارجی و بانک مرکزی و وزارت نفت و وزارت بازرگانی ، وزارت دفاع و وزارت کشور، به راه افتادند . بتدریج ، سیاست خارجی اهمیت بیشتری پیدا کرد . تا بدانجا که در انتخابات ریاست جمهوری، رفت و ﺁمدن به لندن و واشنگتن ، مکرر می شد . گروهای مافیائی اصلی ، سیاست خارجی خود را دارند . وجود چندین سیاست خارجی ، یکی از دلایل ناتوانی رژیم مافیاها از داشتن یک سیاست خارجی منسجم است .
از ﺁنجا که در این کشور، نظام ، مانند افکار ملاتاریا، هیچگاه درست کار نکرده و بی نظمی و ﺁشفتگی روز به روز بیشتر شده است ، و افراد ملاتاریا و اعضای مافیاها خو کرده اند به ضد یکدیگر سخن گفتن و موضع گرفتن، در مورد مساله هسته ای نیز هر کسی چه مسئول و چه غیر مسئول مشغول نظریه پردازی است. خامنه ای کار را از دست کسانی که خود بر کار گماشته بود، خارج میکند تا بتواند رابطه با غرب را، به انحصار ، از ﺁن خود کند.
* در قضیه هسته ای ببینیم چه کسانی نظر می دهند و این نظرات با کدام سیاست هماهنگ هستند :
- جنتی برای خودش یک نظر می دهد . این نظر امام جمعه ای است که در اکثر شهرستانها ، امام جمعه ها ﺁن را بازتاب می دهند . بر اساس فاکسی که فرستاده می شود ، امام جمعه ها ﺁن را بازگو می کنند . این نظر تنها نظر شعاری برای ایجاد ترس در کشورهای خارج است .
- نظر ﺁصفی و الهام و همردیفهاشان. این نظر دودوزه است . این دو نفر را از این بابت به شغل سخنگوئی گمارده اند که در ، روداری و دروغگویی، دست کمی از افراد ملاتاریا ندارند . حرفهاشان منی یک غاز هم نمی ارزد . خارج هم می داند که حرفهای این سخنگوها ، صورتی بدون محتوی است و اغلب هم مورد استفاده قرار می دهد .
- نظرهای « وزیر » خارجه و اعضای وزارت خارجه، که دوسته اند : درباره کشورهای کوچک تا حدودی کاربرد دارند و در مورد کشورهای بزرگ که کاربرد ندارد مگر خنثی کننده نظری باشد که مخالف در دست دارندگان روابط با کشورهای بزرگ است .
- نظر علی لاریجانی و گروه شورای امنیت که پس از جلب موافقت « رهبر» و احیانا  هاشمی رفسنجانی و دسته او، اتخاذ می شود . نظری که بدین ترتیب تهیه می شود، تا حدی مورد اعتنای "رهبر" قرار می گیرد .
- نظرهای «رییس جمهوری» و «وزراء» . این نظرها به نظرهای چکشی معروف شده اند . بیشتر برای تقویت روحیه نیروهای بحران ساز است . هر زمان که رژیم به دنبال مفری است و نیاز به حلال مشکلات یعنی زور ، برای رها کردن سران رژیم از مخمصه است و باید چماق داران به سطح شهرﺁورده شوند، از اظهار نظرهای احمدی نژاد و فرمانده سپاه و برخی از وزرای جنگ طلب استفاده می شود .
- نظرهای « هسته ای ها» مانند ﺁقازاده و سعیدی و ... سخنان اینها بیشتر تخصصی است و صد البته اغلب فاقد تخصص و مانند گروه دوم در خالی بندی هم یدی طولا دارند . البته حرفهایشان به حسابی گذاشته نمی شوند . تنها برای روز مبادا، این حرفها زده می شوند . مثلا وقتی لاریجانی سینه را سپر می کند و اعلام می کند از پروتکل الحاقی خارج می شویم، ناگهان ، ﺁقازاده که می داند خروج از این پروتکل چه ریسک بالایی در بر دارد ، به سرعت دست به کار می شود و می گوید : ایران به هیچ وجه از آن خارج نمی شود .
- نظر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی : این دو دوزه بازان که در دروغگویی تبحر دارند، هر زمان احساس کنند لازم است دروغی بگویند از گفتن ﺁن دریغ نمی کنند . مواضعی که این دو گرفته اند ، دست گروه جنگ طلب را روکرده و خود را کسانی به مردم ایران و بخصوص به غرب معرفی کرده اند که اگر کار بدست ﺁنها بیفتد، هم بحران اتمی را حل می کنند و مسئله ایران و امریکا را حل می کنند . - نظرهای ضد و نقیض خامنه ای : محور خود او و بحرانهائی است که می سازد . هر زمان سود این محور و نیاز به تشدید یا تخفیف بحران ، ابراز نظری را ایجاب می کند ، او ﺁن را اظهار می کند ولو مخالف نظری باشد که روزی پیش ابراز کرده است . موضعگیری های او، جز در مواردی که نقشه سرکوبی ﺁماده شده و در مرحله ایست که او باید بدان « مشروعیت » بدهد، ( مثل انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و توقیف روزنامه ها و...) اغلب دنباله پیدا نمی کنند . ترجیع بند او ، دشمن و امریکا است وگرنه اگر از او این دو کلمه را بگیرند هیچ حرفی برای گفتن ندارد . نه توان علمی بالایی دارد و نه از اندیشه فقهی بالایی برخوردار است و نه اقتصاد دان است و نه سیاستمدار و نه ... تنها فردی است که برخی اوقات برای شعار دادن مورد نیاز است و برای همین هم هست که کشورهای خارج وقتی او حرفی می زند می گویند : حرفهای او حرف مسئولین و مقامات ایران نیست و او را تحویل نمی گیرند . با وجود این، در طول مدت که مواضع او را با یکدیگر بسنجی ، می بینی او می خواهد از امریکا هم تضمین بگیرد و هم امریکا او را « رهبر» بلامنازع ایران بشناسد و هم در منطقه به حسابش ﺁورد و هم در غرب هیچکس از تجاوز به حقوق انسان و... نپرسد .

* حال با این همه مواضع مختلف و اغلب ضد و نقیض، ﺁیا ، این رژیم می تواند در مورد مسئله ای تصمیم بگیرد ؟
بر اساس همین چندگانگی مواضع ، به او گفته اند : از هر گروه، عضوی را در یک هیأت گرد هم ﺁور تا مداخله های ضد و نقیض گروهها سیاست خارجی را فلج و گفتگو را ناممکن نکند . خامنه ای هم تعداد پنج نفر را با تفکرات متفاوت از گروههای حاکم جمع کرد و کار را به دست ﺁنان داد تا در مسئله هسته ای و عراق و مذاکره با امریکا تصمیم بگیرند و بعد اگر مسئله ای پیش ﺁمد همه جام زهر را ﺁنها سر بکشند . و یا ﺁنها باشند که جام زهر را به خامنه ای تقدیم کنند .
ولی ﺁیا این گروه قادر به کاری هست ؟ از ﺁنجه تا به حال معلوم شده است، گروههایی که مسئله هسته ای را در دست داشتند، تا حدی از کار خامنه ای دلخور شده اند . زیرا بعضی از منصوبان مورد تأیید گروهی نیستند . مثلا  لاریحانی مورد تایید هیات موتلفه نیست . زیرا او – با مشورت برادرش ، جواد - در برخی موارد تصمیماتی را می گیردکه مؤتلفه با ﺁن موافق نیست .
اما علت اصلی ناتوانی این هیأت اینست که تصمیم نهائی را خامنه ای باید بگیرد و او هم ضعیف و هم در چنبره روابط مافیاهای نظامی – مالی و ملاتاریای در معرض اضمحلال ، گرفتا راست .
انقلاب اسلامی : در ماجرای اتمی ، هرگاه رژیم می خواست بنارا بر مقاومت بگذارد ، ناگزیر می باید ذخایر مالی و پولی را افزایش می داد و سیاست توزیع درﺁمدها را عادلانه می کرد و تولید داخلی را رونق می داد. وضعیت معیشت مردم - که مطالعه ایست که در ایران انجام گرفته است – نشان می دهد که رژیم مافیاها امکان مقاومت را از میان برده است :