ری کلوز : جنگ لبنان بر عوامل دیگر افزوده شده و بوش را به این نتیجه رسانده است که چاره جز جنگ با ایران نیست : هزینه مقاومت لبنان را ایران باید بپردازد!؟ :
انقلاب اسلامی: ری کلوز Ray Close، رئیس پیشین ایستگاه سیا در عربستان و از مقامات عالی سیا است . او هم رتبه ژنرال 4 ستاره است . نوشته او که نکات عمده اش را نقل می کنیم ، موقعیت بوش و حکومت او را در قبال ایران بازگو می کند:
علائمی که همه روز بروز می کنند و قابل مشاهده می شوند حاکی از ﺁنند که حکومت بوش به این نتیجه رسیده است که ، در رابطه با ایران ، راه حل دیپلماسی به نتیجه نمی رسد و چاره ای جز جنگ نیست :
1 - برخی واقعیتهای نظامی که افکار عمومی امریکا درک روشنی از ﺁنها ندارند :
الف - جنگ لبنان مسلم کرد که ایران ﺁشکارا موشکهای پیشرفته در اختیار حزب الله لبنان گذاشته است . نظیر فجر 5 با برد 75 کیلومتر و بسا زلزال با برد 150 کیلومتر .
دراختیار داشتن موشک زلزال ، حتی فجر 5 ، تدابیری را از اعتبار انداخته است که برای حفاظت از امنیت شمال اسرائیل اتخاذ شده بودند . تنها تدبیری که مانده است ، خلع سلاح حزب الله و جلوگیری از تحویل اینگونه اسلحه به این سازمان است . اما استقرار قوای سازمان ملل در مرزهای لبنان و اسرائیل و امید بستن به خلع سلاح حزب الله توسط ارتش لبنان یا قوای بین المللی ، دلخوش کردن به وهم است.
این واقعیت ترس ﺁور ، با توجه به حمایت قاطع حکومت بوش از اسرائیل، عامل فشار لابی اسرائیل و اسرائیل و ﺁن بخش از افکار عمومی جانبدار اسرائیل بر بوش و حکومت او برای دست زدن به اقدامی بر ضد ایران شده است .
در حقیقت، تنها دفاع واقعی در برابر این نوع جدید از تهدید ، خودداری کامل ایران از تحویل اسلحه به سازمانهائی از نوع حزب الله و حماس است . تنها ارتش امریکا این شانس را دارد که خیال اسرائیل را از لحاظ تحویل اسلحه از سوی ایران به این گونه سازمانها ﺁسوده کند . لذا، مردم امریکا می باید از احتمال جنگ و بها و پی ﺁمدهای ﺁن ﺁگاه شوند .
ب - موفقیت حزب الله در بکار بردن موشک ضد ناو C- 802 SACCADE بر ضد کشتی جنگی اسرائیل، امریکا و اسرائیل را شگفت زده کرد . سازمانهای اطلاعاتی اتفاق نظر دارند که یک گروه کوچک صد نفری از کادرهای ایرانی ، در لبنان، افراد حزب الله را در بکار بردن موشکها، از جمله این نوع موشک ، تعلیم می دهند و خود بر بکار بردن ﺁنها نظارت می کنند .
این امر، برای امریکا این سئوال را پیش ﺁورده است که هر گاه در واکنش به اقدام نظامی امریکا بر ضد ایران، این کشور تنگه هرمز را ببندد، تکلیف امنیت ناوگان امریکا در خلیج فارس چه خواهد شد ؟ ایران صدها از این موشک دارد که کپی موشک کرم ابریشم چینی نیست بلکه اقتباس از موشک چینی پیشرفته تری است که از موشک فرانسوی اکزوست اقتباس شده است .
این موشکها از عوامل بازدارنده حمله امریکا به ایران هستند و هرچه زودتر باید خنثی شوند . بوش به ﺁن بمثابه یک تهدید می نگرد و این امر را که امریکا نتواند یک دولت حامی تروریسم را مهار کند، غیر قابل قبول می شمارد .
2 - بدین قرار، دلایل عینی وجود دارند که بوش و حکومت او را به دست زدن به جنگ بر ضد ایران بر می انگیزند :
الف - در حمله به عراق، دلیل واقعی حکومت بوش چه بود ؟ درس دادن به دولتهائی که از تروریسم حمایت می کنند . اگر در مورد صدام دلیل ساختگی بود، ایران به حزب الله و حماس و... کمک می کند . پرزیدنت بوش عمیقا معتقد است ﺁنچه او پیشاروی عموم گفته و ﺁنچه کرده است ، راست و بجا بوده اند . استراتژی ملی ایجاب می کرده است او عراق را در سال 2003 تصرف کند .
ب - هرگاه حکومت بوش به دقت خطرها و هزینه های حمله به ایران را بسنجد ( بعد از جنگی که بیش از سه سال است در عراق جریان دارد و درس سختی که می ﺁموزد ) خواهد دید ، همانطور بیشتر کارشناسان نظامی می گویند، تصمیم گرفتن به جنگ با 70 میلیون جمعیت خشمگین ایران کاری نیست که در این لحظه از تاریخ باید کرد . بنا بر این، مدام برانگیختن رئیس جمهوری به جنگ با ایران ، نه شرط احتیاط و نه عاقلانه است . همانطور که مرتب خاطر نشان کرده ایم ، نقش اول دیپلماسی یا جنگ اینست که مقاصدی را که وسیله تحقق بخشیدن به ﺁنها را نداریم ، ابراز نکنیم و تهدید هائی را که قادر نیستیم به عمل درﺁوریم، نکنیم .
* امروز واشنگن پست گزارش می کند : بوش حزب الله را وسیله دست ایران و سوریه می داند و این دو رژیم را مقصر شروع جنگ و ویرانی لبنان می خواند . او بطور غیر مسئولانه ای دروغ می گوید .
باز بوش به تهران هشدار می دهد از کمک رساندن به سازمانهای مسلح در عراق و لبنان خوداری کند . مدت درازی است که مقامات امریکا ایران را متهم می کنند که ﺁتشبیار جنگ مذهبی و قومی در عراق است .
بوش می گوید : ایران به گروههای مسلح کمک می رساند تا از استقرار مردم سالاری در ایران جلوگیری کند . سیاست حکومت بوش روشن است : امریکا می باید به جنگ با القاعده ادامه دهد . ایران می باید از حمایت از سازمانهای تروریست باز ایستد و رهبران این سازمانها می باید میان زندگی سیاسی در کشورهای خود و خلع سلاح یا طرف شدن با امریکا، یکی را انتخاب کنند .
بوش همان روش را که پیش از جنگ با عراق بکار برده بود، در پیش گرفته است : حزب الله از سوئی دست نشانده ایران و از سوی دیگر با القاعده ارتباط دارد . مقلوب کردن دلبخواهی واقعیت و جعلی شبیه جعلی ساختن که، بنا بر ﺁن، صدام در ترورهای 11 سپتامبر دست داشت . بدیهی است این سان دروغ سازی ها ، زمینه سازی برای جنگ است . بخصوص که
* امروز ، نیویورک تایمز می نویسد : خلیل زاد، سفیر امریکا در عراق، ایران را متهم کرد که به شیعه ها اسلحه می دهد تا به قوای امریکا حمله کنند . و این کار را بعنوان واکنش نسبت به حمایت امریکا از حمله اسرائیل به لبنان ، انجام می دهد .
معنای این حرفها اینست که امریکا دارد نزد افکار عمومی جهان ، مشروعیتی برای حمله پیشگیرانه به ایران ، دست و پا می کند .
با وجود این، در زمانی که محبوبیت حزب الله و نفرت از اسرائیل در عراق ، در دنیای عرب و در دنیای اسلام، در حد اعلا است، اینگونه سخنان نابخردانه و غیر مسئولانه سفیر امریکا در بغداد ، شگفت انگیز است . ﺁنهم با وجود شکست خفت ﺁور اسرائیل و حامی ابرقدرتش ، امریکا، در جنگی به قصد خلع سلاح یک سازمان کوچک .
البته بوش و مشاورانش بطور جدی امیدوارند در رژیم ایران ناتوانی و زبونی را القاء کرده اند و این رژیم ناگزیر سیاستهای خود را تغییر خواهد داد .
خلیل زاد خواسته است اکثریت جامعه عراقی که شیعه ها هستند را بترساند و برای حمله نظامی امریکا به ایران که احتمالا با همکاری اسرائیل، بعمل خواهد ﺁمد، مجوز قانونی بتراشد . اما این رویه خوبی برای جلب اعتماد و همکاری گروههائی که موفقیت بدان بستگی دارد ، نیست .
* یا جنگ یا خفت :
این رویه که حکومت بوش در پیش گرفته است ، بطور اجتناب ناپذیر امریکا را گرفتار گزینش یکی از دو کار می کند:
1 - جنگ با ایران ( با نتایج منفی ﺁن که از تصور بیرون است )
2 - نمایش خفت ﺁور دیگری از ناتوانی امریکا .
انقلاب اسلامی : در پایان دو فصل اول ، جا دارد مقایسه را بیاوریم میان دو جنایت هولناک یکی در قارنا، روستائی واقع در ایران و دیگری در قانا، روستائی واقع در لبنان . عامل کشتار اولی ، ملاتاریا و عامل کشتار دومی اسرائیل بوده اند . این دو کشتار ، با فاصله 27 سال، گویای این واقعیتند : مشکل خاورمیانه حضور سلطه جویانه امریکا و اروپا و ارتش دائمیشان در منطقه هست اما مشکلی ﺁن مشکل را بوجود ﺁورده است، وجود دولتهای استبدادی و اعتیاد مردم کشورهای منطقه به اطاعت از زور است :