گزارش اول از دیده بان : " چاله و سيل "
به دور از روابط جاری بين قدرتمندان حاکم ودسته ها وگروه های درون نظام وکنش ها و واکنش های آنان وجدا از اينکه اثر رای گيری بيست وچهارم آذر بر قدرت حاکم چگونه است به تحليل رفتارمردم وکسانی می پردازم که در اين رای گيری شرکت داشته اند .
پيش بينی ميشد کمترين ميزان مشارکت مردم ايران را درانتخابات نمايشی بيست و چهار آذر شاهد باشيم . تجربه آماری شرکت مردم در انتخابات که ميزان مشارکت را در پاره ای زمانها تا بيش از 60 درصد هم بالامی برد (دوم خرداد76) ونيز ترکيب رای دهندگان حاوی پيام ها ومعانی بسياری است ازجمله مشارکت نسبی ، تحريم نسبی و يا تحريم کامل .
چنين به نظر می رسد که حداقلی ثابت با ترکيب زير همواره در رأی گيری ها شرکت می کند:
•کمتر از 4 در صد آراء ثابت وهواداران باقيمانده رژيم .
• جمعيت کمتراز10 درصدی که بخاطر مهمورشدن شناسنامه ها و ترسهای دیگر رای می داده اند ازقبيل جوانان متقاضی حضوردردانشگاه ويا آنان که در پی استخدام در سازمانی دولتی بوده اند ويا آن دسته از بازنشستگانی که نگران قطع حقوق خود بوده اند .
• و درصدی متغير ميان 5 تا 10، که در روز رای گيری تحت تاثيرجو قرارمی گيرند واگر بنا بر عدم شرکت داشته اند در لحظات آخر تصميم خود را عوض نموده ودر رای دادن شرکت مي کرده اند .
اما بررسی هايی که در روز بيست و چهارم آذر ماه در حوزه های رای گيری تهران انجام شد ونيز اخبارموثقی که از يکی دو شهرکشور به ما رسيد گويای اين بود که در بيست و چهارم آذر ماه تعداد رای دهندگان احتمالا" بيش از حداقل های ياد شده بوده است. بعد معلوم شد غیر از تقلب ( با اتوبوس رأی دهنده ها را از این حوزه به ﺁن حوزه بردن تا چند بار زأی دهد و... ) ، به قول ﺁمار رسمی ، 28 درصد ﺁراء ریخته شده به صندوقها سفید و باطله بوده اند . که چون از کل ﺁراء کم کنیم ، حدود همان 20 در صد می شود .
* ترکیب رأی دهندگان :
بنابرگزارش ها وبا شناختی که ازمردم ايران داريم معمولا"حضورآنها درانتخابات شوراهای شهرهای کوچک و روستا ها بيش از شهرهای بزرگ وبخصوص تهران است . چرا که اساسا" مردم اينگونه مناطق تحت تاثير مسائل قومی و خانوادگی در انتخابات شورا ها شرکت می کنند و رای می دهند . اثر حضوراينان در حوزه مسائل سياسی عمومی وکلی کشور تابع ميزان مشارکت مردم در شهرهای بزرگ بخصوص تهران است. يعنی تهران وچند شهر بزرگ ديگر نظير اصفهان ، شيراز ، تبريز ومشهد سمت وسوی جريانهای موثر در راي گيری را تعيين می کنند. از اينرو به بررسی چگونگی مشارکت مردم در تهران، که موثرترين است ، می پردازیم . مسائل مهم وقابل توجه در اين رای گيری به شرح زير بوده است :
نخست آنکه در تهران اقليتی از مردم به حوزه ها رفته و رای داده اند واکثر آنها به کارهای متداول جمعه ها پرداخته اند . بصورتی که مشارکت مردم نسبت به انتخابات رئيس جمهوری بطورچشمگيری کمتربوده است. صف هايی که دربعضی از حوزه های اصلی شهر به چشم می خورد بيش از آنکه تحت تاثير تعداد مراجعين باشد ناشی از اين بود که در اين رای گيری هر کس بايد نام 15 نفر را ( تنها برای شورا ) نوشته و بعد شماره و"کد " آنها را از روی فهرست پيدا می نمود و روی بـرگه رای می نوشت ( در حاليکه در رای گيری انتخاب رئيس جمهور تنها يک نام می نوشت ودر صندوق می انداخت ). اين کار زمان حضور رای دهنده را در حوزه رای گيری بيشتر نموده وهمين امر خود موجب پيدايش صف ها می شد.با اين اوصاف وبنابر آنچه مشاهده شده ونيز مبتنی بر آمار زير :
جمعيت کل کشور: 67 ميليون نفر
جمعيت واجد شرايط رای دادن بنابر کیهان : 46 ميليون نفر
و بنابر آمارديگر : 48 ميليون نفر و بنا بر ﺁمار نزدیک به واقع، بالای 50 میلیون نفر
ميانگين نسبت اعداد 46 ميليون و48 ميليون نفر واجد حق رای به کل جمعيت کشور معادل 70درصد ميشود . بنابر آمار در دسترس جمعيت شهر تهران معادل8300000 نفر برآورد ميشود بنابراين تعداد واجدين حق رای درتهران حدود 5800000 نفر قابل تخمين است .
اما حدود 3200 صندوق رای برای تهران در نظر گرفته شده بود يعنی در صورت مشارکت حدود 80% مردم ظرفيت صندوق ها با تراکم بسيار زياد پاسخگو بوده است .
اما واقعيتی که روز رای گيری مشاهده شد حضور حدود 10 درصد مردم در اين رای گيری بود يعنی رای واقعی درتهران حدود 600000 نفر حدس زده ميشود. اما ميزان مشارکت مردم در صورتيکه نحوه مشارکت در شهرستان ها را هم به آن بيفزائيم که به دلايل پيش گفته در شوراها بيش از تهران است شايد تا حدود 35 درصد ( شامل ﺁرای سفید و باطله که 28 درصد ﺁرای ریخته شده به صندوقها را تشکیل می دهد ) در کل کشور قابل ارزيابی باشد .
دومين مسئله درخوراهميت اينست که حضوررای دهنده ها در حوزه های شمال وقسمت های ميانی شهرتهران بيشتر بود يعنی هر چه به جنوب شهر که محل سکونت مردم کم درآمدتراست می رفتی می ديدی که حضور مردم کم ميشود .
وسوم ترکيب رای دهنده ها ست.درحوزه های شمال شهر وقسمت های ميانی شهر که شلوغ تر بود همه جور آدمی ديده می شد : زن ومرد ، پير وجوان از هر گروه اجتماعی و...
اگر موارد ياد شده بالا را باهم ودر پيوند با يکديگر بررسی کنيم انگيزه ها ودلايل حضور اين گروه از مردم را برای رای دادن بهتر درک می کنيم :
دوستی می گفت جامعه ايران در حال " شدن " است وبه نظر او جامعه ايرانی "من مدنی" خود را تجربه می کند وبنابراين در هر حرکتی که نمادی ازاين"من مدنی "باشد تمرين خود را پی می گيرد. ازجمله انتخابات .اما به نظر من اين موضوع را ميتوان از دريچه ديگری هم ديد علاوه براينکه اگر قراربود اين تمرين با " مشارکت در نمايش های انتخاباتی رژيم "عملی شود بايد شاهد حضور به مراتب بيشتری ازکليت جامعه می بوديم !
اما همين ميزان(حدود10درصد تهران)باترکيب يادشده چرادر اين انتخابات شرکت کرده اند؟ وگروه های افزون برحداقل ثابت هميشگی با چه هدفی رای داده اند ؟
به نظرم مهمترين دليل آنها ترس از بدتر شدن اوضاع بوده است .بيش از يکسال وچند ماهی است که احمدی نژاد وحاميانش روی کار آمده انددر اين دوره شاهد افزايش بحران ها بوده ايم. بحرانهايی خطير که ايران را به محاصره انداخته است . بنابراين برای آنکه کار از اين هم بدتر نشود آسوده ترين راهی که به نظراين گروه از مردم رسيده شرکت در انتخابات ورای به مخالفين دارو دسته احمدی نژاد بوده است . آنها با اين کار خود به کسانی توسل جسته اندتا بلکه آنها بتواند جلوی بدتر شدن اوضاع را گرفته وحداقل وضع وشرايط موجود را حفظ کنند !
پيش از ادامه بحث، ياد اخلاقی از ايرانی ها افتادم که بيان آن بجاست ومی تواندگويای حال اين گروه از مردم باشد . ايرانيان جمله" باز جای شکرش باقيه که... "را هر بار که فکر می کنند بدتر برسرشان نیامده است، بکار می برند . ما ايرانی ها عادت داريم که وقتی اتـفاق نـاگواری برايـمان رخ می دهد، خدا را شکر کنيم که بدتر از بر سرمان نیامده است وبه اين وسيله به خود تسلا ميدهيم .
جدا از اينکه اين اخلاق خود عامل بسيار موثری در افزايش ميزان تحمل ما هنگام بروز مسائل ومشکلات است، پيوسته ما را از کا ويدن "چند وچون خالص" اتفاق افتاده باز می دارد.
مثلا" يک پوست خربزه زير پايمان ليز می خورد، زمين خورده دستمان زير بدن قرار گرفته و می شکند . پس از آنکه به بيمارستان رفتيم ودست شکسته را گچ گرفتيم به جای آنکه به محيط اتفاق ودلايل آن بينديشيم واينکه چرا پوست خربزه را در راه انداخته اند وچطور چشم ما آنرا نديده ويا آن را ديده ايم ولی به آن توجه نکردايم تا پا روی آن نگذاريم وليز نخوريم ، فورا" به خود و ديگران می گوئيم : "جای شکرش باقيه که دستمان زير بدنمان حائل شدو شکست و "باسن" ما ضربه نخورد ونشکست ! اگر لگن خاصره می شکست، مجبور بوديم بستری شويم و خيلی بدتر می شد . اين جمله کليدی " جای شکرش باقيه" متاسفانه در اخلاق سياسی ، اجتماعی ما نيز رویه ما را تعیین می کند . بنابراين گروهی از هم ميهنان که سر پناهی دارند، نان وآبی دارند ، گوشت و ميوه ای هم ميتواند تهيه کنند، "اتومبيلی" هم فراهم کرده اند و شبشان روز وروزشان شب می شود، بهمين مقدار راضی اند و معتقدند"جای شکرش باقيه" که فعلا" شبها سر گرسنه زمين نمی گذارند ويا با هر سختی که شده می توانند هزينه تحصيل فرزندشان را بپردازند ويا... پس بايد مواظب بود همين ها از دست نرود و بايد رای داد. اين ها سخت به وضع موجود و آنچه دارند چسبيده وخود را راضی می کنند . اينست که روز رای گيری بی توجه به هر تحليلی و دليلی ( چه بر مشارکت وچه بر عدم مشارکت ) وتنها برای حفظ آنچه تا کنون دست و پا کرده اند شال و کلاه می کنند وبه پای صندوق ها می روند وجالب است همين ها هم وقتی اينکاررامی کنند دليل حضورشان را :"مدنيت جامعه" و"مشارکت جويی نشانه دموکراسی است" بيان می کنند واز ذکر دليل اصلی خود داری می کنند گويی محافظه کاری را ضعف می انگارند . در حاليکه محافظه کاری نيز به شرطی که روشن بيان شود ميتواند قابليت دفاع بيابد. آنچه ناپسند است کتمان حقيقت وبيان واقعيت بر مبنای مجازاست .
به اين گروه از هم ميهنان آنچه بايد ياد آوری شود اين است که احمدی نژاد وحاميان اوتحت تاثيرضعفی که خاتمی واصلاح طلبان بروز دادند امکان حضور قانونی يافتند. يعنی اگر خاتمی واصلاح طلبان زير بار برگزاری انتخابات مجلس هفتم ورياست جمهوری نهم در شرايطی که مجلس ودولت وبسياری از امکانات کشور را در اختيار داشتند با آن فضاحت و تقلب های گسترده علنی نمی رفتند و براصل حفاظت وصيانت از آرای مردم می ايستادند، احمدی نژاد ودارو دسته حامی اش کجا امکان ظهور می يافتند ؟ آيا جز اينست که به کرسی نشاندن احمدی نژاد(با تقلب های گسترده ای که انجام دادند واين آقا را از صندوق ها بيرون کشيدند) در دوره اصلاح طلبان بود ؟ حضور رسمی مافيای نظامی- مالی وفرزندش احمدی نژاد حاصل ناتوانی اصلاح طلبان از سويی واصلاح ناپذيری کامل رژيم از سوی ديگر است . بد و بدتر و"بدترين" شدن اوضاع کشور سرنوشت محتوم وحاصلی است که نظام بسته ولايت مطلقه فقيه برای خود ومردم ما رقم زده است .در دوره اصلاحات حکم حکومتی برای اولين بار بطور روشن ورسمی صادر شد ! بستن فله ای مطبوعات در دوره اصلاحات بعمل آمد ، ماجرای کوی دانشگاه وادامه قتل های زنجيره ای همه وهمه در دوره اصلاحات صورت گرفت .کوچکترين تغييری در اصلاح نظام اقتصادی کشور ، بودجه ، بنياد مستضعفان و... صورت نگرفت . کوچکترين اصلاحی در ساختار اداری کشور انجام نشد ، نظارت شورای نگهبان بر برگزاری انتخابات به نظارت استصوابی تبديل شد ونهايتا" نه تنها هيچ ايستادگی در برابر تعديات پی در پی وتقلبات انجام گرفته در انتخابات ونسبت به آراء مردم انجام نشد که آقايان وعليا مخدرات اصلاح طلب خود به عمله استبداد تبديل شدند وبرگزارکننده افتضاحی تحت پوشش انتخابات شدند که مجلس هفتم و رياست جمهوری نهم ( جناب آقای احمدی نژاد ) محصول ﺁن شد !
اکنون از چند نفری اصلاح طلب که ديگر در مدار قدرت محلی از اعراب ندارند چه انتظاری داريد ؟ اين نوع از محافظه کاری وچسبيدن به شرايط از ترس بدتر شدن اوضاع بدون توجه به واقعيت خطير وجود نظامی است که چون سيل هستی کشور وزندگی مردم را در معرض خطر قرار می دهد ( زندگی که اگر امروز می چرخد با شتابی که افزايش تورم خواهد يافت ديگر نخواهد چرخيد ) . در اين اوضاع و احوال گروهی از هموطنان در چاله ای ايستاده اند و اميدوارند با استقراردر اين چاله از جريان سيل در امان بمانند . بازگشودن چشم ها وديدن کمی آن طرف تر کاری است که اکثريت بزرگ جامعه ايرانی در تحريم انتخابات خود فرموده رژيم انجام دادند اينان به درستی دريافته اند که راه نجات اين سرزمين وزيستن در آزادی در بيرون رژيم ودر استقلال کامل از هر قدرت خارجی است .
صورت حماسه ای که مردم ایران ساختند به روایت صدا و سیما و محتوای این حماسه به روایت داده های ﺁماری:
سالهاست که مردم ایران هر زمان که واژهایی خاص را از صدا و سیما و از زبان رهبران سیاسی و مذهبی میشنوند متوجه عمق فاجعه می شوند و دقیقا به یاد می ﺁورند که نظام هر زمان که از این واژه ها استفاده می کند می خواهد فریبی را به خورد مردم بدهد .بهمین دلیل سعی می کنند واکنش مناسبی در برابر فریب سران نظام انجام بدهند .
در مورد شعارهای حاکمان، مردم مطمئن هستند حرفها و گفته های دروغ تحویل می گیرند .و قصد حاکمان قصدی جز فریب ندارند .
این بازی روانی که تخصص ﺁن را سران جمهوری اسلامی ایران نخست در کلاس حزب توده و سیس در کلاسهای جنگ روانی متخصصان نظامی و امنیتی و اطلاعاتی چین و کره شمالی ﺁموخته اند. اما غافلند که نه مردم ، کره شمالی فریب خورده اند و نه مردم ایران فریب می خورند .
مشکل سران نظام در ایران اینست که مردم ایران را همانند مردم کره شمالی و عراق و لبنان و ... می انگارند و فکر می کنند که هر بلایی را خواستند می توانند بر سر این مردم بیاورند . و نمی دانند که مردم ﺁن کشورها نیز راست را از دروغ تمیز می دهند .
سالهاست که مردم ایران می دانند هر زمان قرار است اجرای یک طرحی در ایران شروع شود به ناگاه مسئولین سیاسی و مجریان ﺁن طرح به صورتی کاملا ناشیانه در صدا و سیما ظاهر می شوند و در مقابل مجریان صدا و سیما قرار می گیرند و از طرح و پیروزی ای که قرار است به دست ﺁید صحبت می کنند. ولی از ﺁنجا که کلیه نمایش ها ظاهری است مردم به سرعت متوجه عمق دروغ و فریب ﺁنان می شوند این تیز هوشی مردم ایران به واسطه برخوردهایی است که سالیان سال با این فریبکاران داشته اند .
هر زمان که جمهوری اسلامی ایران از واژه هایی مانند حماسه ، حضور پرشور ، حضور سبز ، شکست استکبار جهانی ، عشق امت به وطن ، ظهور مجدد ایمان ، حضور شکوهمند و... استفاده کرده است مردم به خوبی متوجه شده اند نظام قصد دارد که کاسه کوزه ها را بر سر مردم بشکند و قرار است که کاری بر خلاف مردم ایران انجام دهد به همین دلیل فورا مردم به یاد داستان های فریبکارانه خمینی و خامنه ای و هاشمی و احمدی نژاد و خاتمی می افتند که با چه ترفندهایی از مردم رای گرفتند و بر ضد همان مردم عمل کردند .
در جریان انتخابات اخیر، مردم متوجه شده بودند که نظام قرار است بار دیگر با استفاده از واژه حماسه دست به فریبی دیگر بزند به همین دلیل می گفتند : منظور دولت و صدا و سیما از کلمه حماسه اینست که سران حماس هفته گذشته در ایران بوده اند و این کلمه نه برای ما که برای تبلیغ گروه حماس است .
مردم می دانند که نظام ولایت هر زمان که نیاز به حضور ﺁنان دارد و می خواهد که از ﺁنان سوء استفاده کند، دم از مردم و حضور ﺁنان در صحنه می زند و وقتی کارش تمام شد می گویند که رأی مردم مهم نیست نظام از رای مردم تنها مشروعیت و قبول تابعیت می خواهد . وگرنه رای مردم ارزشی در نوع حکومت حاکمان ندارد و این نظام ولایت از سوی خدا به مردم هدیه شده است .
مردم ایران دیگر مانند گذشته به این امید که اگر چنین و چنان شود، مسائل حل می شوند، وارد بازی های سیاسی نظام نمی شوند. نمونه ای از رفتار جدید، رویه ﺁنها در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود : مردم خود را وارد درگیری های کاندیداها نکردند و با نرفتن خود به پای صندوق های رای، گذاشتند همه بحران سازان از پشت صحنه به روی صحنه ﺁیند. بسیاری مردم را می ترساندند که بدترین ها دولت را در اختیار می گیرند و دولت یکدست ﺁنها روزگار شما را سیاه می کنند . واقعیت خلاف ادعای ﺁنها را ثابت کرد : مافیاها به جان هم افتادند . انتخابات قلابی شوراها و خبرگان ، صحنه این درگیری شدند .
*ﺁمار واجدین شرایط رای در ایران
بارها و بارها نظام با بالا و پایین کردن واجدین شرایط رأی دادن، سعی کرده است از ﺁرای مردم نهایت استفاده را بکند . نظام زمانی که لازم است شمار واجدین شرایط را افزایش می دهد تا ثابت کند که واجدین شرایط در فلان انتخابات به خوبی شرکت نکردند. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری سال 76، خاتمی رأی بالایی ﺁورد. نظام برای اینکه ﺁن رأی بالا حماسه دوم خرداد به حساب نیاید، میزان واجدین حق رأی را به نسبت رای دهندگان افزایش داد تا درصد رای دهندگان کاهش پیدا کند .
اما وقتی می داند، در انتخاباتی ، مردم شرکت نمی کنند، برای اینکه ﺁبروی نداشته اش نرود، به دروغ با کاهش میزان واجدین حق رای، سعی می کند در صد پائین رای دهندگان را بالا ﺁورد . مانند همین انتخابات شوراها و مجلس خبرگان .
از ماهها قبل، نظام به سخنگویی حسین شریعتمداری مهره مشکوک سازمانهای جاسوسی – او معلوم نیست از جانب کدام گروه و حزب، اخیرا به ملاقات سفیر انگلستان در ایران رفته و گفتگو کرده است . - تلاش داشت با کاهش واجدین حق رای، میزان رای دهندگان را بالا بیاورد. به همین دلیل دو ماه قبل برای اولین بار سازمان ﺁمار حسین شریعتمداری اعلام کرد واجدین حق رای در ایران، حدود 46 میلیون نفر است . و اگر کسی ﺁماری دیگر را اظهار کند، باید پاسخگوی مراجع ذیصلاح باشد .قول او در روزنامه کیهان که نشان از توان و قدرت بالای او در نظام است، جز این معنی نمی داد که کسی نباید واجدین حق رای در ایران را بیش از این بگوید.
اما ما می خواهیم میزان واقعی واجدین حق رای در ایران را محاسبه کنیم این دروغ حسین شریعتمداری و پورمحمدی و هاشمی ثمره را ﺁشکار کنیم تا از این به بعد معلوم باشد که چه تعداد از مردم ایران می توانند در انتخابات شرکت کنند .در حقیقت، فریب کاران در روزهای قبل از انتخابات ﺁمدند و گفتند میزان واجدین حق رای در انتخابات شورای خبرگان رهبری 46 میلیون نفر و میزان واجدین شرایط رای در انتخابات شوراهای شهر و روستا 43 میلیون نفر است .
قبل از اینکه وارد محاسبه تعداد واجدین حق رای در ایران شویم، این نکته جالب را هم از زبان شریعتمداری نقل کنیم :
علت شکست اصولگرایان و پیروزی اصلاح طلبان در این است که استکبار به کمک ﺁنان ﺁمد و در این پیروزی به ﺁنها کمک کرد .
حال ببینیم نوع کمک را حسین شریعتمداری چه می داند :
او می گوید : در انتخابات پیشین، استکبار همواره مردم را به تحریم انتخابات دعوت می کرد و موجب می شد که رای ﺁنها کم باشد اما در این انتخابات سران ضد انقلاب و غربی ها مردم را به حضور در انتخابات سوق دادند و موجب شدند که با دادن رای به افراد خاص موجب انتخاب عناصر واخورده و جانبدار غرب شوند .
حسین شریعتمداری نمی داند که چه می گوید او حضور مردم را توطئه غرب می داند همانگونه که عدم حضور ﺁنان را هم توطئه غرب می داند . البته آقای مشکوک الهویه در همین متن اشاره کرده است که عدم اشتراک اصولگرایان موجب رای نیاوردن ﺁنها بوده است . اعتراف او روشن است و جای گفتگو باقی نمی گذارد : دو دسته وابسته به غرب و امریکا، یک رفتار را دارند و رهروان راه ﺁزادی و استقلال، رویه دیگری دارند . قاطی کردن این دو، برای اینست که نگوید اکثریت بزرگ مردم ایران سخن راست را از رهروان خط ﺁزادی و استقلال می شوند و بر روش پیشنهادی ﺁنان عمل می کنند .
* باری ، با توجه به ﺁمار منتشره در کتاب ﺁیینه ﺁمار ایران در سال 1375 – منتشره از سوی سازمان ﺁمار ایران، جمعیت سر شماری شده ایران در سال 1375 برابر است با
- 60055488 نفر.
* بر اساس ﺁمار منتشره و تقسیمات سنی انجام شده در ﺁن سال، هرم سنی جمعیت ایران ، در سرشماری به شرح زیر می باشد :
سن متولدین – تعداد افراد
0-4 6163023 نفر
5-9 8481845 نفر
10-14 9089676 نفر
15-19 7115547 نفر
20-24 5221982 نفر
25-29 4709154 نفر
30-34 3980066 نفر
35-39 3571779 نفر
40-44 2812086 نفر
45-49 2013040 نفر
50-54 1529078 نفر
55-59 1366728 نفر
60-64 1382946 نفر
65-69 1076373 نفر
70-74 846509 نفر
75-79 846509 نفر
80-84 146470 نفر
85-89 76476 نفر
90-94 44780 نفر
95 و بیشتر 40455 نفر
نامشخص 32356 نفر
با توجه به به این هرم سنی، تنها متولدین بین 0-4 سال ﺁن سال، هنوز به سن 15 سالگی نرسیده اند و مابقی گروهای سنی سال 1375 در سال 1385، بالای 15 سال دارند و در سن رای دادن هستند .
اگر از این جمعیت کودکان بین 0تا 4 سال را که در سال 85 ، جمعیتشان زیر 15 سال است ، کم کنیم جمعیت واجدین حق رای در ایران یعنی جمعیت بالای 15 سال برابر با 53892464 نفر است . حال اگر ﺁمار مرگ و میر در ایران که برابر است با 3 دهم درصد را از این جمعیت کم کنیم یعنی 8/1 میلیون نفر، جمعیت رای دهنده در ایران ، بنابر کتاب ایران در ﺁیینه ﺁمار - منتشر شده از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کل کشور – مرکز ﺁمار ایران، برابر با حدود 1/52 میلیون نفر است.
با توجه به شمار دارندگان حق رأی که 52 میلیون نفر است ، ﺁمار رأی دهندگان ، در انتخابات اخیر را - که نظام ﺁن را حماسه توصیف می کند - بررسی می کنیم تا حماسه ای را که مردم ﺁفریده اند، چگونه حماسه ای بوده است :
* میزان مشارکت مردم در دادن رأی حماسه واقعی را از حماسه صوری مشخص می کند:
روز دوشنبه کدخدایی از اعضای شورای نگهبان در صدا و سیما اعلام کرد که از تعداد کل 26 میلیون ﺁرای به دست ﺁمده تا به حال 17 میلیون شمارش شده است و مابقی در حال شمارش می باشد . فردای ﺁن روز، پورمحمدی در مصاحبه ای با صدا و سیما اعلام کرد ﺁرای اخذ شده در انتخابات شورای خبرگان رهبری 27 میلیون نفر است . این در حالی بود که کدخدایی ﺁن را 26 میلیون اعلام کرده بود . با توجه به ﺁمار مرکز ﺁمار ایران مشخص می شود که چرا مسئولین نظام مجبور شدند بر میزان ﺁرای به دست ﺁمده 2 میلیون رای اضافه کنند . البته ناگفته نماند که قبل ازانتخابات، مسئولین گفته بودند واجدین حق رای در شورای خبرگان رهبری 46 میلیون نفر و واجدین حق رأی در انتخابات شوراهای شهر و روستا 43 میلیون نفر است . در توجیه این گفته برخی اعلام نمودند که در بعضی از شهرهای دور افتاده و روستاها رای گیری برای شوراهای شهر و روستا انجام نمی شود. به همین دلیل شرکت کنندگان در ﺁن انتخابات کمتر از شورای خبرگان رهبری است .
با توجه به ﺁمار به دست ﺁمده بنا بر قول کدخدایی شمار رای دهندگان در شورای خبرگان رهبری 26 میلیون نفر، میزان مشارکت مردم حدود 49 درصد و بنا بر ﺁمار اعلام شده توسط پورمحمدی در صد شرکت مردم حدود 54 درصد می شود.
با توجه به هر دو گفته مسئولین برگزاری انتخابات، مشارکت مردم که نظام ﺁن را حماسه می خواند، حدود 50 درصد است . اما، بنا بر همان ﺁمار، ﺁرای باطله، در رای گیری روز جمعه 24 ﺁذر، حدود 15 درصد و ﺁرای سفید نیز بیش از 13 درصد در خبرگان رهبری بوده اند . یعنی میزان واقعی تر مشارکت بنا بر قول ﺁن دو مقام ، 36 در صد بوده است . بنا بر این ، نزدیک به دو سوم مردم در دادن رأی مشارکت نکرده اند . با وجود این،
* ﺁیا مردم حماسه آفریدند یا نه ؟
حاکمان حماسه ای را که مردم با گفتن نه به نظام ساختند، به پای خود نوشتند . در این انتخابات، مردم واقعا حماسه ﺁفریدند. به واقعیتهای زیر در مورد انتخابات شورای خبرگان رهبری توجه کنید :
در انتخابات شورای خبرگان رهبری در تهران، بنا بر ﺁمار رسمی، از میان 7 میلیون واجد شرایط رای دادن تنها حدود 1/2 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند. حال با توجه به میزان واجدین شرایط رای ببینیم چه کسانی در ساختن حماسه شرکت کرده اند:
- تعداد واجدین شرایط رای در شهر تهران حدود 7 میلیون نفر .
- تعداد شرکت کنندگان در دادن رای حدود 1/2 میلیون نفر یعنی حدود 30 درصد .
-تعداد منتخبین 16 نفر از میان 32 نفر .
بنا بر ﺁرای به دست ﺁمده در انتخابات شورای خبرگان رهبری در تهران نتایج به شرح زیر هستند :
1-تعداد افرادی که انتخابات را تحریم کردند و حماسه ﺁفریدند ، بدون در نظر گرفتن ﺁرای سفید و باطله، حدود 70 درصد دارندگان حق رأی .
2- از این در صد،
1/2 - ﺁرای باطله در تهران در انتخابات شورای خبرگان رهبری 15 درصد از کل ارای به صندوق انداخته شده یعنی حدود 300 هزار نفر .
2/2 - ﺁرای سفید موجود در صندوقهای رأی، 13 درصد . یعنی حدود 260 هزار نفر از رای دهندگان رای سفید به صندوق انداخته اند. البته با توجه به انتخاب های دیگر در این روز باید بیشتر باشد اما این آمار اعلام شده است . جمع ﺁرای سفید و باطله 28 درصد
3/2 - ﺁرای داده شده به هاشمی رفسنجانی که به عنوان نماد مخالفت با « رهبر» و احمدی نژاد و مصباح یزدی معروف شده بود حدود 22 درصد . یعنی 6 در صد کمتر از ﺁرای سفید و باطله .
4/2- تعداد ﺁرای مصباح یزدی رهبر فکری گروه مافیائی احمدی نژاد و تئوری ساز تئوری خشونت و ولایت مطلقه خدا گزیده و غیر قبال عزل، حدود 5/12درصد . یعنی 5/15 درصد کمتر از ﺁرای باطله و سفید .
در صدهای بالا با بیانی بلیغ می گویند واقعا مردم حماسه ﺁفریدند. حماسه مقاومت در برابر نظامی که مردم ﺁن را نمی خواهند و با خودداری از شرکت در دادن رأی و ریختن ﺁرای سفید و باطله، صریح گفتند در این نظام، راه حل وجود ندارد.
* نتایج قطعی انتخابات خبرگان :
- هاشمیرفسنجانی 1564197 رأی . همزمان، به دنبال دستور توقیف بین المللی او از سوی قاضی ﺁرژانتینی، یکی دیگر از پرونده های رشوه ستانی مافیای او و خانواده اش از شرکت توتال، در دو کشور فرانسه و سوئیس، تحت تعقیب است . از اول انقلاب بدین سو، او در کلیه جنایت های نظام شرکت مستقیم داشته ﺁنهم به روایت خود او در یادداشت های روزانه و خطبه های نماز جمعه که به چاپ رسیده اند .
- محمد ﺁقا امامی کاشانی 1027766 رأی .
- علی اکبر فیض مشکینی 1015500 رأی . او از حکام شرع و رئیس مجلس خبرگان پیشین بود و کسی است که گفت : سلسله پهلوی رفت و سلسله روحانیت ﺁمد . اما ولی فقیه را صاحب اختیار جان و مال و ناموس مردم می خواند .
- محمد یزدی 960192 رأی . او هم جنایت کار و هم فاسد است . از مسببان اعدامها و در مقام رئیس قوه قضائیه ﺁمر سانسورها و بگیر و ببندهای سیاسی و مطبوعاتی بوده است .
- احمد جنتی 929493 رأی . سردمدار چماق داری و حاکمان شرع حکم اعدام صادر کن و عضو شاخه روحانی سازمان ترور و مسئول ترورهای سیاسی ، از جمله جنایتهائی است که رژیم « قتل های زنجیره ای » خواند .
- مصباح یزدی 879883 رأی . او « نظریه پرداز » خشونت و جنگ دائمی و عامل خشونت های داخل و خارج از کشور و از مفتیان قتل های سیاسی است .
- حسن روحانی 844190 رأی. در وصف او همین بس که پسرش از دستش خودکشی کرد .
- دری نجف آبادی 736387 رأی . او بی نیاز توصیف است : ترقی در رژیم را با جنایت و جاسوسی ( در دستگاه منتظری برای هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی جاسوسی می کرد . او از مفتیان و مجریان قتل های فروهر ها و مختاری و پوینده و شریف و... بود .
- محسن کازرون 716828 رأی . او از حاکمان شرع دادگاههای ضد بشری بوده است .
- محسن خرازی 688212 رأی. او از توجیه گران مشروعیت نظام و معلم طلبه هائی است که می باید به خدمت رژیم درﺁیند .
- رضا استادی مقدم 650391 رأی . او مفسر و توجیه گر استبداد و ولایت و از حاکمان شرع است .
- عبدالنبی نمازی 602096 رأی . او سخنگو و همه کاره جامعه مدرسین حوزه علمیه که می گوید که جریان هسته ای ایران با ﺁمدن امام زمان گره خورده است .
- باقری کنی 698352 رأی . او از ایادی خامنه ای و مداحان ولایت مطلقه فقیه است .
- محمدی گیلانی 574688 رأی . او از قصابان بنام رژیم و قاضی « دادگاه انقلاب »، همتای خلخالی در صدور احکام اعدام است و بخصوص در سالهای اول بعد از کودتای خرداد 60 بود، که قصابی نوجوانان و جوانان را از اندازه گذراند . دو پسر او نیز از قربانیان دوران سیاه جنایت شدند .
- محسن قمی 543951 رأی . او نماینده ولی فقیه در دانشگاهها است . عامل سرکوب دانشجویان و توجیه کننده سرکوب جنبش 18 تیر دانشجویان بود .
- محمد حسن مرعشی 518129 رأی از قضات دادگاههای انقلاب و عمومی .
« منتخبانی » از این نوع که اگر قرار به رعایت حقوق ، در حد اقل، بود، می باید بابت جنایتها و فسادها و خیانتهاشان محاکمه می شدند ، می گویند چرا با احتساب ﺁرای باطله و سفید، حدود 78 درصد مردم، در تهران، در انتخابات شرکت نکردند و حماسه ﺁفریدند . فهرست انتخاب شدگان می گوید از ضد انسان ترین ها و خائن ترین ها و فاسد ها عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان را یافته اند . همگی ﺁنان در جنایاتها ، درکودتا ، در خیانتها به ایران، در اعدامهای دسته جمعی جوانان ، در دادن دستور ترورهای سیاسی و قتل روشنفکران و سیاسیون و کشتار و سرکوب خیابانی و حتی اعدام فرزندان خود دست داشته اند. چنین افرادی باید « رهبر» را تایید کنند و برای او جانشین انتخاب کنند زیرا همه « رهبر» را ولی نعمت خود می دانند .
* حماسه در انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی در تهران
ﺁرای ریخته شده به صندوقها برای گزینش دو « نماینده » از تهران برای مجلس : کل ﺁراء 2111307 میلیون نفر . با توجه به میزان واجدین شرایط رای در تهران، ﺁمار شرکت کنندگان در این انتخابات حدود 30 درصد است تقریبا مشابه با انتخابات شورای خبرگان رهبری . حال با توجه به این تعداد رای داده شده به تنها 4 کاندیدای تایید شده به بررسی دو حماسه، یکی حماسه ای که صداو سیما تبلیغ می کند و دیگری حماسه واقعی که مردم ساخته اند، می پردازیم :
• از میان حدود1/2 میلیون نفر افراد زیر از صندوق های رأی بیرون ﺁمدند که تنها دو نفر اول ﺁنها به مجلس راه یافتند:
1- حسن غفوری فرد با 452801 رأی
2- سهیلا جلودار زاده با 307618رأی
3- اسدالله بادامچیان با 294861 رأی
4 –سید علی اکبر موسوی حسینی با 124058 رأی
با توجه به ﺁمار شرکت کنندگان در این انتخابات که ، بنا بر قول وزارت کشور حدود 1/2 میلیون نفر بوده اند و محاسبه جمع ﺁرای 4 کاندیدای این مجلس که روی هم حدود 15/1 میلیون نفر می باشند، متوجه می شویم که ﺁرای باطله و سفید انداخته شده در صندوق های رأی در حدود ﺁرای افرادی است که به ﺁنها رأی داده شده است .
بنا بر این، حماسه ای که مردم تهران ﺁفریده اند، به روایت ﺁرای رسمی چنین است :
- حماسه ﺁفرینانی که در دادن رأی شرکت نکرده اند حدود 70 درصد .
- نفر اول در تهران ﺁرای باطله با حدود 475 هزار نفر . با توجه به اینکه کل ارای باطله و سفید حدود 950 هزار می باشد در تقسیم به دو این عدد به دست امده است .
- نفر دوم ﺁرای سفید حدود 475 هزار نفر
- نفر سوم حسن غفوری فرد
- نفر چهارم سهیلا جلودار زاد ه
- نفر پنجم بادامچیان
- نفر ششم موسوی حسینی
این بار ﺁرای باطله کولاک کرده است . به سخنان سخنگوی دولت دروغگویان ، الهام، اشاره کنیم : این بار، او حرف راستی زده و گفته است : ﺁمار ﺁرای باطله امسال در این انتخابات از همیشه بالاتر بوده است و شاید علت ان تجمیع انتخابات باشد که باید اموزشهای لازم را به مردم داد .
*حماسه در انتخابات شوراهای شهر و روستا
باهنر گفته است : این انتخابات از ﺁنجاکه سیاسی نیست تایید کننده دوری مردم از دولت احمدی نژاد نیست. واقعیت تکذیب صریح قول او است از اتفاق ، چون احمدی نژاد ، در این انتخابات، به طور کامل وارد شد و قصدش این بود که روی شهردار تهران، قالیباف، را کم کند و برای موفقیت مافیای خود ، برنامه ریزی دقیق انجام داده و با به کارگیری دوتن از مشاوران و یک معاون اجرایی اش کلیه توان خود را برای پیروزی در این انتخابات، به هر قیمت ، بکار انداخته بود، در انتخابات شوراهای شر تهران ، شکست، شکست احمدی نژاد و حکومت او بود .
او برای اینکه در این انتخابات پیروز شود از ماهها قبل گروهی را بر حول سردار محصولی تشکیل داده بود و با کمک دو مشاورش یعنی بزم پاش و زریبافان و کمک دانشجو برادر استاندار تهران و همراهی خواهرش، تدارک پیروزی در انتخابات شورای شهر تهران را دیده بود و می پنداشت بی رقیب است .
وی در نامه ای از محصولی خواسته بود برنامه کار را به گونه ای طرح و تنظیم کند که الف - گروه حامیان رییس جمهور را تشکیل دهد و ب - میان گروههای اصولگرا مانع ایجاد اتحاد شود . در صورتی که بتواند این کار را انجام دهد پیروزی دور از دسترس نیست . و محصولی هم تمام تلاش خود را به کار گرفت و مانع از هرگونه اتحادی شد . به گونه ای که گروه ائتلاف امام و رهبری که از ماهها قبل برای این اتحاد تلاش کرده بود، در ﺁخرین روزها دست از کار کشید. زیرا متوجه شد که دیگر نمی تواند اتحادی را به وجود ﺁورد . دو گروه ایثارگران و جانبازان که از نزدیکان احمدی نژاد بودند هم، بدین خاطر که او را از ورود در انتخابات شوراها منع کرده بودند و او دچار غرور شده و نپذیرفته بود، از او دور شدند .
حامیان رییس جمهور با فرماندهی محصولی و بزم پاش و زریافان و خود احمدی نژاد چنان بی پروا دست به کارهای انتخاباتی زدند که پنداری بر ﺁنان مسلم گشته بود پیروز نهایی هستند . به همین دلیل بود که وقتی سروری، از گروه ناظران بررسی صلاحیت نامزدها، در تهران، از زریبافان خواست که محترمانه استعفا بدهد زیرا صلاحیت او تایید نشده است اما بدون در نظر گرفتن قانون خود ساخته، نام زریبافان را در لیست قرار دادند و امیدوار بودند ولو با تقلب، برنده می شوند .
اشتباهی که احمدی نژاد کرد همان اشتباهی بود که گروه اصلاح طلبان در دوره قبل و همینطور هاشمی رفسنجانی در دوره های قبل کرده بودند . اینان بدون شناخت مردم فکر می کردند وقتی چند هزار نفر به دورشان جمع شده اند دیگر همه چیز بر وقف مراد است. و نمی دانستند که مردم رژیم را نمی خواهند . بنا بر این ، موفقیت در انتخابات قلابی در گرو داشتن موقع متفوق در رژیم و نوع تقلب است . این بار، مافیای احمدی نژاد موقع متفوق نداشت و مردم نیز از بحران سازیها و دروغگوئیها و مشکل سازیهایش به تنگ ﺁمده بودند .
یکی از بهترین نظر سنجی های مردمی انتخابات است و در انتخابات شوراهای شهر و روستا از ﺁنجا که مردمی که شرکت می کنند به هواداری از تمام گروهها وارد مبارزه انتخاباتی میشوند می توان به سادگی متوجه شد که اوضاع و احوال گروهها به چه صورت است:
• بالا ترین درصد ها، درصد مردمی است که انتخابات را تحریم می کنند و با این کار می گویند : در رژیم، راه حل وجود ندارد و در بیرون ﺁن باید راه حل جست .
بنی صدر به مردم ایران پیشنهاد کرد انتخابات را تحریم کنند و در تحریم انتخابات بمانند. تا بر جهانیان مسلم شود که وجدان جمعی ﺁنها رژیم را نفی می کند . از ﺁن زمان بدین سو، هر زمان انتخابات برگزار می شود نیروهای تحریم کننده از دور قبل بیشتر می شوند و این را به راحتی می توان در انتخابات اخیر تهران دید .
• در انتخابات شوراها، گروه احمدی نژاد یا حامیان دولت مهر و محبت و عدالت شاید حدود 10 درصد کرسی های کشور را به دست ﺁورد . گویا ترین انتخابات، انتخابات شورای شهر تهران است. با تمام تلاشی که این گروه متقلب انجام داد نتوانست بیش از سه نفر را وارد شورا نمایند .
این 3 نفر عبارتند از پروین احمدی نژاد و دانشجو و کاشانی .
ﺁرای پروین احمدی نژاد بهترین گواه بر رای احمدی نژاد در تهران است : ﺁراء می گویند احمدی نژاد سخت ترین شکست را در تهران خورده است . فهرست های دیگر تفاوتی با فهرست احمدی نژاد ندارند. به ﺁمار توجه فرمایید:
•ابتدا گروههای مشخص که در انتخابات با تابلو شرکت کرده اند را معرفی می نماییم .
1- کاندیداهای ستاد رایحه خوش خدمت به ریاست بزم پاش – یا گروه حامیان دولت احمدی نژاد که با عنوان های گروه امام علی و گروه همراه رییس جمهور و گروه هزار صلوات هم معروف است عبارتند از :
زیارتی – سلطانخواه – واعظ اشتیانی – معتمد اذر – دانشجو – زریبافان – شکیب – بزم پاش – عباس زاده – مجدی – علایی – تفرشی – سجادی – محمد علی رامین – پروین احمدی نژاد .
2-افراد مشترک گروه خط امام و رهبری که از سوی سجاد سخنگوی خط امام و رهبری اعلام شده عبارتند از
چمران – شیبانی – خسرو شکیب – مرتضی طلایی – عبدالمقیم ناصری – خانم آباد – مهدی سجادی – زریبافان – زیاری – واعظ ﺁشتیانی
3- گروه اصلاح طلبان یا اعتماد ملی :
محمد علی نجفی – مسجد جامعی – ابتکار – اسماعیل دوستی – حسن کریمی – علی نوروز پور – سید کامل تقوی نژاد – عباس میرزا ابوطالبی – هادی ساعی – تقی زاده خامسی – زهرا صدر اعظم نوری – پیروز حناچی – افشین حبیب زاد – شهاب طباطبایی – الهه راستگو
4 – گروه اصولگرایان و کار امدی یاگروه طرفدار قالیباف
عباس شیبانی – مهدی چمران – رسول خادم – مرتضی طلایی – منظر خیر ﺁبادی – ناصحی – شکیب – محمود خسروی -وفا – حسن بیادی – حبیب کاشانی – معصومه ﺁباد – محسن سوئزی – بهمن ادیب زاده -محسن وفا مهر – امیر علی امیری
با توجه به معرفی گروههای شرکت کننده در انتخابات شورای شهر تهران اخرین امار منتشره از ارای مردم را مقایسه می کنیم:
*ﺁرای به دست ﺁمده در شورای شهر تهران حدود 1.654 هزار نفر بوده است .
مهدی چمران – 598351 رای
مرتضی طلایی – 535221 رأی
رسول خادم – 522750 رای
عباس شیبانی – 391200 رای
هادی ساعی – 381759 رأی
حمزه شکیب – 326979 رای
علیرضا دبیر – 304187 رای
پروین احمدی نژاد - 239662 رای
معصومه ابتکار – 231970 رای
احمد مسجد جامعی – 215270 رای
محمد علی نجفی – 201884 رای
معصومه اباد – 199757 رای
حسن بیادی – 198461 رأی
خسرو دانشجو – 198292 رای
حبیب کاشانی – 195237 رای
عبدالمقیم ناصحی – 193533 راِی
حسن زیاری – 186243 رای
محمود خسروی وفا – 171685 رای
امیر علی امیری – 159244 رای
بهمن ادیب زادهه – 157095 رای
محسن وفا مهر – 153323 رای
کل ارای به دست ﺁمده در شورای شهر تهران برابر است با 1654557
• این ﺁمار را هم تجزیه می کنیم .
کل ﺁمار واجدین شرایط در تهران برابر است با حدود 7 میلیون نفر و میزان رای به دست ﺁمده در شوراهای شهر تهران نشان می دهد که حدود 22 درصد از مردم تهران در انتخابات شرکت کرده اند .
با توجه به ﺁرای داده شده به راحتی می توان وزن و اعتبار سه گروههای موجود در تهران را محاسبه کرد
• رأ ی گروه اول یعنی گروه قالیباف یا گروه مهدی چمران که با توجه به میزان رای ایشان که برابر است با – 598351 رای که به نسبت جمعیت واجد حق رای در تهران برابر است با حدود 5/6درصد . این گروه در این انتخابات بیشترین رأی را ﺁورده اند و نشان می دهد که مردمی هم که در انتخابات شوراها شرکت کرده اند با دیدی باز به قالیباف از این نظر رای داده اند که این گروه را مخالف گروه احمدی نژاد می دانسته اند .
به هر حال وزن گروه قالیباف یا اصولگرایان و کار ﺁمدی در تهران برابر است با حدود 5/6 درصد که بهترین نتیجه گروهها است . این گروه در شوراهای شهر 8 نماینده دارد .
•گروه دوم که خیلی برای پیروزی هزینه کرد گروه رایحه خوش خدمت یا حامیان احمدی نژاد است . در رأس این گروه خواهر او وجود داشته است . ﺁرای او بهترین نظر سنجی از مردم تهران در مورد عملکرد دولت و شخصیت احمدی نژاد است و این رأی نشان می دهد که احمدی نژاد به نسبت انتخابات ریاست جمهوری چقدر از ﺁرایش ریزش پیدا کرده است . مگر ممکن است که یک رییس جمهور بعد از حدود 17 ماه اینقدر از حامیانش کاسته شوند ! رأی پروین احمدی نژاد در تهران برابر است با 239662 رای . این میزان رای با توجه به کل واجدین شرایط در تهران برابر است با حدود 5/3 درصد .
چنین رأی پایینی برای نفر اول لیست احمدی نژاد چنان موجب سرشکستگی رییس جمهور و حامیان او است . شاید اگر می دانستند با وجود تقلبها چنین رایی را می ﺁورند، در انتخابات شرکت نمی کردند .از گروه حامیان دولت احمدی نژاد تنها دو نفر با رایی بسیار پایین وارد شورای شهر تهران شده اند یعنی پروین احمدی نژاد و دانشجو .
• گروه اصلاح طلبان : این گروه از ماهها قبل برای رسیدن به صندلی های شورا مرتب با هم جلساتی را برگزار می کردند تا شاید بتوانند بار دیگر به صحنه برگردند . بلاخره با هم به وحدت رسیدند ولی وقتی به رای انها نگاه می کنیم متوجه می شویم که اینها هم در میان مردم جایی ندارند . با توجه به رای نفر اول ﺁنها - که ساعی است و غیر از پرداختن به سیاست، از ورزشکاران ملی نیز هست – که برابر است با 381759رای ، وزن گروه اصلاح طلب، ﺁنهم بنا بر رأی نفر اول ﺁنها، در میان مردم تهران، برابر است با حدود 5/5 درصد .
در نهایت، حماسه سه انتخابات برگزار شده در یک تجمیع انتخاباتی نشان می دهد که مردم در اکثر انتخابات تهران با عدم حضوری چشمگیر و تحریمی حماسی حدود 70 درصد در انتخابات شرکت نکردند و از شرکت کننگان، 28 درصد رأی سفید یا باطله در صندوقها انداختند.
با توجه به اینکه ، روز جمعه، تمام کانالهای صدا و سیما مردم را نشان میدادند که در صف های طویل ایستاده اند برای ﺁنکه رأی بدهند . در ﺁخر وقت هم ، مرتب تکرار می کردند: مسئولین وقت بدهند. مردم در صف ها ایستاده اند و اگر زمان تمدید نشود ممکن است نتوانند رای بدهند . دست ﺁخر، در پایان وقت، در برخی از حوزه ها، مردمی را نشان میدادند که پشت درهای بسته ایستاده اند و به خاطر پایان وقت نمی توانند رای بدهند ! چهره های مبلغان به قیافه هائی می ماند که دلقکی می کنند . با وجود این، نگرانی کسانی را بروز می دادند که تمام روز به مردم دروغ گفته اند و شرمنده اند .
انقلاب اسلامی : بلحاظ کمبود جا، از اطلاعات و داده های اقتصادی ، به نقل سه اطلاع و داده بسنده می کنیم :