بعد از عراق نوبت ایرانست یا امریکا در کار معامله با ایران بر سر اتم و عراق است ؟ :
• روزنامه ایندپندنت ( 16 اکتبر ) در باره فاش شدن یک گزارش سری که کاخ نخست وزیری انگلستان تهیه کرده است ، این اطلاع را بدست داده است : دو ماه پیش از حمله به عراق ، بوش به بلر گفته است که بعد از عراق، نوبت ایران و عربستان سعودی و پاکستان و کره شمالی است .
بوش در مکالمه تلفنی محرمانه ، در ماه ژانویه 2003 ، به بلر گفته است قصد دارد وارد جنگ با عراق بگردد . و تصریح کرده است که جنگ با رژیم صدام قدم اول است و جنگ با کشورهائی را به دنبال می ﺁورد که مجهز به اسلحه کشتار جمعی هستند و یا می خواهند بشوند.
شماره 10 داونینگ استریت ( محل کار و اقامت نخست وزیر انگلستان ) گفت قصد ندارد مدرک لو رفته را تفسیر کند . با وجود این ، خاطر نشان کرد که افشای این امر که پیش از جنگ با عراق ، بوش از جنگ با کشورهای دارای اسلحه کشتار جمعی صحبت کرده است ، نخست وزیر را شوکه کرده است . عربستان سعودی و پاکستان ، در جنگ با تروریسم ، متحدان نزدیک امریکا بوده اند و دولتهائی نبودند که هدف امریکا باشند .
    گزارش گفتگوی تلفنی محرمانه بوش و بلر و قول انفجار ببار ﺁور بوش به بلر را مایکل ریکروفت ، منشی مخصوص نخست وزیر و مشاور او در سیاست خارجی ، تنظیم کرده است . او دو صفحه متن ماشین شده گفگوهای ضبط شده را در 30 ژانویه 2003 برای سیمون مک دونالد ، منشی مخصوص ژاک استراو ، وزیر خارجه، فرستاده است .
    ریکروفت می گوید : گزارش تنها باید به کسانی ارائه می شد که نیاز واقعی به اطلاع از ﺁن داشتند .
افشای این امر که بوش به بلر گفته است جنگ با عراق قدم اول است ، در کتاب Lawless World، چاپ امریکائی ﺁن، بعمل ﺁمده است . کار فیلیپ ساندس ، وکیل مدافع بین المللی و استاد دانشگاه در کلژ لندن است و نیز همکار چری بلر، همسر نخست وزیر انگلستان است .
    او می گوید : ﺁنچه جالب است قید عربستان سعودی در میان این کشورها است که در ﺁن تاریخ اسلحه کشتار جمعی نمی داشت . بنا بر این، قرار دادن عربستان در زمره کشورهائی که بعد از عراق نوبتشان می شود ، یعنی این که ضابطه تنها داشتن اسلحه کشتار جمعی نبوده است .
    سر منزینس کاپبل ، سخنگوی حزب لیبرال دموکرات در سیاست خارجی می گوید : زمان گفتگو معنی دار است . زیرا همزمان است با ایامی که امریکا و انگلستان ، هنوز ، سعی داشتند قطعنامه دومی را به تصویب شورای امنیت برسانند تا که بطور قانونی مانع جنگ با عراق را از میان بردارند .
• اما قولهای متضاد وزیرخارجه امریکا و خود بوش ، در باره ایران ، موضوع پرسش محققان اروپائی امور خاورمیانه از بنی صدر شده اند . از همان جلسه کمیته روابط خارجی سنا که کندولزا ریس می گوید قصد تماس مستقیم با ایران را داریم ، می گوید : سیاست امریکا تغییر خاورمیانه است و جنگ عراق بخشی از این سیاست بوده است . به سخن دیگر، همان را می گوید که دوماه پیش از حمله به عراق، بوش به بلر گفته بود .
و باز، در 24 اکتبر ، ریس در مصاحبه تلویزیونی به اتفاق جک استراو، وزیر خارجه انگلستان، گفته است : حمله نظامی به ایران بخاطر برنامه اتمی این کشور، در دستور کار امریکا نیست . اما تا وقتی مسلم نشده است که وسائل دیپلماتیک ایران را از پی گرفتن برنامه تولید سلاح اتمی باز نمی دارد، پرزیدنت بوش جنگ را بر نمی گزیند . در حال حاضر، گزینش ما دیپلماسی است . ما در مرحله اقدامات دیپلماتیک هستیم و بر این باور هستیم که با حمایت بین المللی قوی و با همآهنگی بین المللی در این مورد، ما موفق خواهیم شد . استراو که در امریکا بسر می برد گفت : عملیات نظامی برضد ایران غیر قابل درک است .
ریس در باره سیاست روسیه گفت : روسیه میگوید زمان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نرسیده است . در شورای حکام ، نماینده روسیه رأی ممتنع داد. یعنی روسیه همان هدف را تعقیب می کند که ما . ممتنع یعنی اینکه منتظر و مراقب بمانیم و ببینیم ﺁیا ایران فرصت را برای حل مشکل از راه یپلماتیک مغتنم می شمارد یا خیر .
    بنی صدر فقدان رویه سیاسی متناسب با هدف اعلام شده ( استقرار مردم سالاری در کشورهای خاورمیانه بزرگ ) را دلیل ضد و نقیض گوئی شمرد . وقتی دموکراسی دست ﺁویز می شود ، قدرت سلطه جو، زیر فشار واقعیتها، گرفتار ضد و نقیض گوئی می شود . ضد نقیض گوئیها این فایده را دارند که مردم این کشورها در می یابند الف - امریکا جز به منافع سرمایه داری نمی اندیشد و ب - توانا به تعیین هدفهای دراز مدت و بنا بر این ، اتخاذ رویه مشخصی برای دست یافتن به ﺁن هدفها نیست . به سخن دیگر، ج - تنها ابر قدرت جهان وارد دوران انحطاط خود شده است . د - وجود لابی های متعدد و نیز تمایلهای ناسازگار در حکومت بوش ، سبب شده اند ، در سیاست خارجی امریکا، هرگروه سازی را بزند که با ساز گروه دیگری همخوان نیست . 25 سال پیش، در ماجرای گروگانگیری ، یک دسته ( جمهوریخواهها ) محرمانه از حکومت وقت امریکا ، با ملاتاریا ، معامله ای پنهانی انجام دادند که ریگانیسم دیروز و ائتلاف بنیادگراها با محافظه کاران جدید حاصل ﺁنست . اما امروز ، سیاست خارجی امریکا یک متصدی ندارد . وزیر خارجه، وزیر دفاع و مشاورامنیتی رئیس جمهوری نه تنها می توانند قولهای ضد و نقیض با یکدیگر بگویند بلکه دست به اعمال ضد و نقیض می زنند . غیر از ﺁنها ، محافظه کاران جدید هستند که هم در حکومت هستند و هم خارج از ﺁن، لابی های طرفدار اسرائیل نیز هستند . برای مثال، مایکل لودین ، یک مدت در پی ﺁلترناتیو تراشی بود . نوه خمینی را به واشنگتن برد و او را با نوه رضاخان ، به گفتگو نشاند . بجائی نرسید . این بار ، سازمانهای متعلق به این و ﺁن قوم ایرانی را ، به اجلاس در واشنگتن خوانده است و...
    این بلبشو را تاریخ همه امپراطوریها ، بهنگام ورود به مرحله انقابض و انحطاط ، به خود دیده است . هرچند ، به غرب ، بجای تحریم اقتصادی ایران ، تدابیر عملی پیشنهاد کرده ام ، اما ، از دید ملت ایران و دیگر ملتهای منطقه، دیگر سیاست امریکا و اروپا - که همانقدر خالی از رویه ثابت است - نیست که می باید عامل اصلی در حیات سیاسی خود بشمارند، بلکه استفاده از فرصت تاریخی بی مانند کنونی برای برخاستن و روانه کردن استبدادهائی است که فرﺁورده دوران سلطه غربی هستند که اینک توان حفظ این رژیم ها را ندارد و با ﺁنها ابراز مخالفت نیز می کند .
• استراتفور ( 20 اکتبر ) یادﺁور می شود که ایران می باید با سه کشور اروپائی وارد گفتگو شود . از این سه کشور، ﺁلمان مشغول تشکیل حکومت جدید است و میان ایران و انگلیس کشماکش وجود دارد و فرانسه نیز رغبت و شوقی به گفتگو با ایران ندارد . الا این که برای ﺁنکه قدرت جهانی بشمار ﺁید، به ایران نیاز دارد .
کوششهای ایران برای ﺁنکه جو سیاسی مساعدی را ، بر اجلاس شورای حکام در 25 نوامبر حاکم کند، بسا میوه خود را ببار ﺁورند . یعنی هم مانع ارجاع پرونده به شورای امنیت شوند و هم تقاضایش برای یافتن برخورداری از استفاده صلح ﺁمیز از تکنولوژی اتمی برﺁورده بگردد .
• در 28 مهر، مهدي خزعلي ، گفته است : دست به سينه ايستادن رييسجمهوري در مقابل دبيركل سازمان ملل به هنگام دست دادن با وي، مفهوم دست به سينه بودن ملت ايران در مقابل كوفي عنان را به ذهن متبادر ميكند.
برخورد برخي از آقايان به شكلي است كه گويي سيستم را از رژيم شاه گرفتهاند، در حالي كه اين طور هم نيست، به عبارتي ديگر آنها باور كردهاند كه اوضاع خيلي خراب است اما من معتقدم آقايان پذيرفتهاند كه اين كاره نيستند. به همين دليل هم دست به دامن آقاي هاشمي شدند و ميخواهند او را درگير مسايل بكنند تا بعدا حرفي باقي نماند، روي هم رفته هزينهها سنگين است و شرايط و روزهاي سختي در پيش داريم.
انقلاب اسلامی : بدین ترتیب ، 1 -نظارت بخشیدن " مجمع تشخیص مصلحت " بر سر قوه ، ربط مستقیم داشته است با بحرانهای اتم و عراق که مافیاهای نظامی - مالی ایجاد کرده اند . و 2 - ترس خامنه ای سبب ایجاد تعادل قوا به ترتیبی شده است که رژیم گرفتار فلج بگردد . روزهای سخت در پیش هستند زیرا دولتی در تعادل ضعفها به ترتیبی باشد که هرگروه مانع از تکان خوردن گروه دیگر بشود، از اداره کشور ناتوان می شود و جامعه را از ناتوانی خود ﺁگاه می سازد . و این ﺁگاهی ، دیر یا زود، جنبش همگانی ببار می ﺁورد . 3 - با توجه به این امر که بحران در رژیم نیز بستگی دارد به سه بحران اتمی و اقتصادی و عراق، بنا بر این ، بیرون ﺁمدن از بحران بستگی پیدا می کند به چند و چون معامله با امریکا و تا حدودی اروپا .