پرشمار شدن سازمانهاي سرکوب، بنفسه، تضاد جامعه ملي را با رژيم گزارش مي کنند:
* نخست در باره "گزينش":
در کليه ادارات و مراکز و موسسات و ... در سراسر جمهوري اسلامي دستگاه ديگري وجود دارد که کارش گزينش و انتخاب نيروهايي است که با زحمت و طي سالها تلاش و تحصيل مي خواهند وارد کاري اداري شوند انهم با ديدن دهها رابط و به اصطلاح امروزي پارتي و .. اين افراد براي ورود به هر مرکزي بايد مورد تاييد نيروهاي مخصوص تاييد صلاحيت و شخصيت و افکار و انديشه در نظام جمهوري اسلامي ايران قرار گيرند .
اين افراد از نيروهايي هستند که تخصص زيادي در امور مربوط به گير دادن دارند و از ابتداي انقلاب اين نيروها توسط انجمن هاي حجتيه و وابستگان به هيات موتلفه به وجود امد . اين نيروها در کارشان به حدي مشکل ساز بودند که حتي خميني دادش از دست آنها بر آمده بود و دستور تعطيلي آن را داده بود ولي از آنجا که آنها خدا را هم بنده نبودند به کار خود ادامه دادند و تا به حال نيز همين هسته هاي گزينش در مراکز مشغول گزينش اعتقادي و مذهبي و سياسي و ... مردم هستند .
به خاطرات يکي از اين مسوولين گزينش توجه مي کنيم تا بدانيم با چه انديشه اي گزينش مي کردند آقاي حجت الاسلام دعاگو در خاطرات خود مي گويد : ايشان بعد از انقلاب به خاطر كم بود نيروهاى متعهد به آموزش و پرورش رفت و مسئوليت گزينش افراد را بر عهده گرفت . او مىنويسد: من معتقد بودم كه گزينش ضرورتى عقلانى و حكومتى است و به اصلاح و تقويت نياز دارد و باز كردن مرزهاى انديشه نسل انقلاب بر نيروهاى ناشناخته مصلحت نيست. (همان، ص274).
و اينقدر دراين مورد سختگيرى كردند و مردم را در فشار قرار دادند كه خود خمينى هم به فغان آمد! او با واكنش خمينى روبرو شد . مىنويسد: حضرت امام به دليل گزارش هايى كه در باره سختگيرىهاى گزينش به ايشان رسيده بود به شدت عصبانى شدند و گزينش تمام وزارتخانهها را منحل كرد (در تاريخ 1361/10/15). افراد مختلفى نزد امام رفته و گفته بودند كه گزينش از ما سئوال كرده كفن چند تكه دارد؟ جد دهم پدرى حضرت رسول چه كسى بود؟ از بين 124 هزار پيغمبر در باره کسان پيغمبرانى از ما سئوال كردند كه هيچ كس حتى اسم آنها را نمىداند .(همان، ص276) .
با وجودى كه خمينى گزينش را منحل كرد ولى چون آقا كار ديگرى به جز بازجويى - رد صلاحيت ديگران و سركوب بلد نبود ، باز اصرار دارد كه گزينش اصل است و مىنويسد: در بين تمام گزينشهاى كشور مهمترين آنها زير نظر من فعاليت مىكرد ازآنجا كه مسئله انحلال گزينش خيلى برايم مهم بود از احمد آقا وقتي گرفتم تا خدمت حضرت امام برسم و گزارشى درباره گزينش تقديم ايشان كنم... وقتى من گزارشى از گزينش خدمت امام مىدادم اخمهاى ايشان در هم بود برداشت من اين بود كه اصلاً از مطرح شدن اين موضوع خوششان نميآمد.(همان، صص 277-78).
ايرانيان به خوبي ميدانند كه تعطيل دانشگاهها مقدمه کودتا بود . جريان استبداد براى بستن آزادىها ، كليه دانشگاهها و مراكز آموزشى را تعطيل كرد و بعد شروع به گزينش دانشجويان نمود. براى گزينش، سئوالات جالبى مىكردند . مثلاً آيا در نماز جمعه شركت مىكنيد؟ اگر ميگفتى آرى، مىگفت : بگو چگونه است و اگر مىگفتى نه رد مىشدى. يا سئوال مىكردند روز قدس ناهارتان چه بود؟ اگر مىگفتيد مثلاً خورشت بود، بازجو مىخنديد و مىگفت : آقا روز قدس ماه رمضان مبارك است و شما كه از همه جا بى خبر بوديد رد مىشديد. و يا كدام فرد از خانواده ، فاميل و يا دوستان شما در زندان بودهاند؟ نماز وحشت چيست و چگونه خوانده مىشود؟ نماز ميت چيست و چگونه خوانده مىشود؟ شكيات نماز را بگوييد؟ نام مادر حضرت مهدى چه بود؟ كفن چند تكه است؟ چه چيزى را بايد در گوش مرده خواند؟ نظرتان راجع به دكتر شريعتى چيست؟ و... از اين گونه سئوالات . هركس در جواب دادن قبول مىشد، انتخاب مىشد.
اين بخشي از خاطرات دعاگو در مورد گزينش است که تا به حال به همين صورت و بلکه بدتر در تمام مراکز مشغول به کار است . زيرا روحانيون هر کاري که خميني مي گفت اگر به نفعشان بود انجام مي دادند و اگر نبود انجام نمي دادند .
در حال حاضر گزينش در تمام مراکز وجود دارد و فرم هاي ده صفحه اي ﺁنها براي اطلاعات گيري هم وجود دارد و بعد از پر کردن فرم اطلاعات براي پاسخگويي به برخي از مسائل بايد به نزد بچه هاي انجمن اسلامي بروند و توسط بسيج در محل زندگي مورد تحقيق و بررسي اخلاقي و سياسي و ... قرار گيرد .
1 - گشت نيروهاي حفاظت اطلاعات قوه قضاييه :
اين نيروها در سطح شهر مشغول به کنترل افرادي هستند که حفاظت اطلاعات به نظرش ممکن است که مجرم باشند که اين قضيه بعد از دستگيري هاي درصدي معلوم مي شود و اگر در زير فشار معلوم نشد ممکن است با پرونده هاي سنگيني که براي او ساخته مي شود مبتلا به زندان گردد. مانند رييس دفتر ﺁيت الله ميانجي عضو شوراي خبرگان رهبري که دستگير و کشته شد و گفتند خودکشي کرد.
2 -گشت نيروهاي تامين محلات: اين نيروها به پيشنهاد رييس نيروي انتظامي تهران و وزير فعلي دادگستري و سخنگوي قوه قضاييه به حمايت محمود شاهرودي ساخته شد و گفته شد که با استفاده از نيروهاي شخصي و بسيجي محلات کنترل شود
3 - گشت امر به معروف و نهي از منکر :
اين نيروها توسط بسيجي ها و با حمايت قوه قضاييه تشکيل مي شود رييس ﺁنها در واقع احمد جنتي است و اين نيروها داراي قدرت برخورد زيادي با کليه افراد در سطح شهر هستند که به دو صورت لباس شخصي و لباس نيروهاي انتظامي با ماشين هاي مخصوص در سطح شهر در حال تردد و کنترل مردم مي باشند .
4 - گشت ناصحان :
گروه ديگري از نيروهاي امر به معروف و نهي از منکر هستند که توسط بسيجي ها و افراد حزب اللهي و انصاري تشکيل مي شوند که بعد از گذراندن دوره هايي در سازمان زندانها و پيدا کردن ﺁمادگي به سطح شهر فراخوانده مي شوند و در تمام موارد مي توانند مردم را به هر صورت که لازم بود نصيحت کنند به قول معروف .. چه با لگد چه با مشت .
5 - گشت نيروهاي حفاظت شهروندان :
گشت نيروها به پيشنهاد دادگستري تهران و حمايت قوه قضاييه به اصطلاح براي حمايت از شهروندان و ايجاد امنيت ﺁنها تشکيل شده است .
البته نيروهاي نظامي و امنيتي و قضايي و اطلاعاتي فکر مي کنند که مردم در امنيت نيستند براي همين هم که شده براي امنيت ﺁنها اقدام مي کنند . در حالي که اگر ﺁنها نباشند امنيت مردم خود به خود تامين است و اگر مشکلي براي مردم پيش مي ﺁيد از سوي همين نيروها است .
6 - گشت حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي :
اين گشت بيشتر در پي کسب اطلاعات و کنترل افرادي است که براي تکميل پرونده اي که برايش در حال ساخت است مي پردازد . البته در حالت عادي اين نيرو در سطح شهر در تردد است تا توان کنترل نظام را بالاتر ببرد.
7 - گشت 110 :
اين نيرو براي مقابله سريع با مشکلات امنيتي ايجاد شده براي مردم تاسيس گرديد ولي بيشتر به کارهاي غير تخصصي و سياسي و مواد مخدر مي پردازد و با در اختيار داشتن وسايل ترسناک بيشتر مايه رعب و وحشت در سطح شهر را فراهم ﺁورده و در بيشتر اوقات در غروب ها با استفاده از ماشينهاي توري دار و تجمع در ميادين معروف شهر جوانان را به بهانه هاي واهي دستگير و مورد ضرب و شتم قرار مي دهند .
8 - گشت آگاهي :
يکي ديگر از گشت هايي که با لباس شخصي در سطح شهر در تردد است اين نيروها هستند که تا حدي به کار تخصصي خود مي پردازند اما برخوردشان بسيار سختگيرانه و با کتک زدن شديد همراه است. شکنجه هاي انجام شده در اين اداره بسيار معروف است و گفته ميشود اگر کسي بيگناه وارد اين اداره شد با چند اتهام انجام نداده ولي اعتراف کرده به زندان فرستاده مي شود . نمونه اعتراف گيري اين گشت کارهايي بود که بر سر خانم شهين که قاتل خانم لاله سحرخيزان زن فوتباليست معروف ﺁقاي محمد خاني ﺁورده بودند که برخي از ناخن هاي او را کشيده بودند تا اعتراف بگيرند.
9 - گشت مبارزه با اوباش :
يکي از گشت هايي است که تحت پوشش عمل مي کند. البته اکثر گشت هاي عنوان شده تحت پوشش کارهاي بسياري انجام مي دهند ولي اين يکي جالب تر بود که از زماني که سردار اسماعيل احمدي مقدم فرمانده شد ، ابتدا اين گشت را براي مانور در شهر به وجود ﺁورد . ولي بعد از مدتي که ديد از اين گشت مي تواند به نحو احسن در سرکوب استفاده کند ﺁن را دائمي کرد. اين گشت در سر ميدانها و چهارراه هاي اصلي مستقر است و به هر کس که مشکوک شد ﺁن را دستگير کرده به درون ماشين مي برد و بعد از بازجويي و چهره نگاري و مقايسه و کنترل او با کميپيوتر هاي کيفي که در ماشين دارند در صورت بي گناهي و نبود هيچ مدرکي اگر خوششان ﺁمد او را ﺁزاد مي کنند وگرنه به مرکز خود فرستاده مي شود تا بيشتر مورد تحقيق و بازجويي قرار گيرد. و از ﺁنجايي که هيچ قانوني در اين شرايط وجود ندارد و وکيل در اين زمان و به طور کلي در هر زمان ديگري کاره اي نيست تا شخص بيايد و ثابت کند که بي گناه است کلي مشکل پيدا کرده است .
10 - گشت لباس شخصي ها :
اين گشت زير نظر وزارت اطلاعات و امنيت قرار دارد و در وسط خيابانها و پارکهاي شهر به صورتهاي مختلف پراکنده اند مانند برخي رانندگان تاکسي و ماشين هاي سواري مسافر کش و برخي رانندگان اتوبوس وبرخي افراد پياده و برخي فروشندگان ثابت و متحرک ...
11 - گشت ثار الله :
اين گشت ويژه نيروهاي سپاهي از لشکر ثارالله يعني لشکر کنترل گر و سرکوبگر مردم شهر تهران است . اين گشت داراي ماشينهاي مخصوص لندکروز و پاترول هاي سبز رنگ سپاه مي باشد که در سطح شهر به گشت زني مي پردازند .
12 - گشت عاشورا :
اين گشت ويژه نيروهاي مخصوص بسيج سپاه پاسداران است که با نيروهاي مخصوص مبارزه با تظاهرات و ﺁموزش ديده در سطح شهر در تردد هستند . بيشتر اين افراد از چماق کش هاي سابق بوده اند که در پوشش قانوني بکار سرکوب مشغولند . با بودجه هاي ميليارد توماني به وجود ﺁمده اند . اين گشت ها در ماشين هاي لندکروز و پاترول و بنزهاي مدل جديد ولي سياه رنگ و گاهي پوست پلنگي در سطح شهر در تردد و کنترل هستند .
13 - گشت الزهرا :
يکي از نيروهاي سرکوبگر و استبدادي گشت عاشورا است . اين گشت ويژه برخورد با مردها در سطح شهر مي باشد . با همان بودجه هاي کذايي از کساني به وجود ﺁمده که ﺁموزش هاي مخصوص سرکوب را در داخل و خارج ديده اند و با همان وسايل مردانه در سطح شهر در حال تردد مي باشند و گاهي اوقات هم برادران و خواهران در دو ماشين جداگانه ولي با هم در حرکت هستند
14 - گشت موتور سواران :
اين گشت ها خيلي مهم هستند و به اشکال مختلف در تمام مدت شبانه روز در حال کنترل مردم هستند . اين گشت ها به نيروهاي انتظامي و وزارت اطلاعات و بسيج سپاه پاسداران و انصار حزب الله وابسته هستند و هر کدام به کار مخصوص خود که در واقع کنترل است مشغول هستند بيشترين تجمع و حرکت ﺁنها در شب هاي پنجشنبه و جمعه و روزهاي تعطيل است که به صورتهاي دو نفره و مسلح به کلاشينکف ولي مخفي در اتوبانها و پارکها و خيابانهاي منتهي به اطراف شهر و کوهها پراکنده اند و هر زمان هر که را که خواستند متوقف کرده و بعد از بازرسي اگر دلشان خواست ﺁزاد مي کنند . بسياري از فجايع و سرقت ها و زورگوئي هاي تهران توسط همين گروهها انجام مي شود . سرقت هاي مسلحانه و شبانه از منازل وحتي قتل در ﺁن مکانها توسط همين گروهها صورت مي گيرد .
نمونه اين جنايات را امير فرشاد ابراهيمي ، درگزارشي از چگونگي دستگيري و تجاوز انصار حزب اللهي ها به فرماندهي خود الله کرم و همکاري نزديک نيروهاي بسيجي و انتظامي و حزب اللهي در سرقت هاي شبانه و زورگوئي و همچنين اعترافات سردار غلامرضا نقدي در جريان دهها سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف و قتل افرادي که دست به مقاومت زده بودند و همچنين در بحث هاي حجت الاسلام پروازي در مورد عملکرد نيروهاي فرصت طلب انصار حزب اللهي در شهر ها و محل هاي مورد نظر و همچنين تشکيل گروههاي تجاوز به دختران و زنان و سرقت اموال ،نها که بارها و بارها در نشريات ايران منتشر شده است .
15 - گشت نيروهاي اماکن :
اين نيروهاي وابسته به نيروهاي انتظامي از يک سو و مستقل از سوي ديگر در هر کاري دخالت مي کنند از جستجو در شرکت ها و مراکز خصوصي و دادن مجوز براي تاسيس شرکت هاي خصوصي تا دستگيري روزنامه نگاران و دانشجويان و خبرنگاران و وبلاگ نويسان و ايجاد زندان و بازجويي از متهماني که خود تشخيص گناهکار بودن ﺁنها را مي دهند . اين نيروها در سطح شهر گسترده و از تمام اماکن با مجوز بازرسي ميکنند . کار مقابله با ماهواره و در سالهاي پيش ويديو توسط اين افراد با حمايت نيروهاي انتظامي بود . همانگونه که در ابتدا گفته شد اين نيرو زير مجموعه نيروهاي انتظامي است ولي خود در هر کاري استقلال دارد . البته قاليباف در سال گذشته يکي از افراد اماکن را به اين خاطر که با پرتاب گاز اشک ﺁور به درون ماشين سرپوشيده زندان که حامل چند زنداني مطبوعاتي و سياسي بود و موجب قضا شدن روزه اين زندانيان شد، توبيخ کرد . ﺁفرين بر سردار قاليباف که چقدر به فکر قضا شدن روزه زندانيان بود نه گاز اشک ﺁور کور کننده و پرتاب ﺁن به درون خود رو سر پوشيده!
16 - گشت مبارزه با مفاسد :
يکي از گشت هايي است که از سوي نيروي انتظامي براي کنترل به وجود ﺁمده است . اين نيروها با حمايت نيروهاي بسيجي کار به اصطلاح مبارزه با مفاسد را انجام مي دهند . مفاسد هر گونه عملي است که با تفکرات اين افراد مغاير باشد . اين گشت بيشتر براي سرکوب جوانان به وجود ﺁمده است و با ﺁنها برخوردهاي بسيار زشت و مستبدانه اي انجام مي دهند . در برخي مواقع در کنار اين نيروها ، نيروهاي لباس شخصي سياه پوشي وجود دارد که در صورت نياز به کمک ﺁنها ﺁمده و با بي سيم هايي که در دست دارند در مواقع اضطراري نيروهاي معروف به چماق را به کمک مي طلبند.
17 - گشت طرح ارتقاء امنيت شهروندان :
يک گشت ديگر است . چند روزي است دارند براي ايجاد ﺁن بهانه هايي را مي تراشند تا اين گشت را هم وارد چرخه کنند.
اشاره : تا چندين سال پيش فرمانده نيروهاي انتظامي که معمولا دو کاره اطلاعاتي - سپاهي بود از سوي "رهبري "انتخاب مي شد و کارش کنترل شديد امنيتي و اطلاعاتي مردم بود . " سردار " سيف اللهي فرمانده اسبق نيروي انتظامي از اين دسته بود . بعد از 18 تيرماه سال 78 که به خوابگاه دانشگاه حمله شد ، نياز به فرماندهي سپاهي و بسيجي نمود بيشتري پيدا کرد . زيرا در اين شرايط نياز به فرماندهي اي واحد ضرور بود و شخصي بايد در راس قرار مي داشت که از سوي کليه نيروهاي نظامي و انتظامي و اطلاعاتي و امنيتي و سپاهي مورد تاييد مي بود و علاوه بر اين، اين فرمانده مي بايست از سوي نيروهاي لباس شخصي از نوع سياه پوش و سفيد پوش ، تاييد مي شد . زيرا اين نيروها که عموما با دستورات شرعي دست به خشونت و سرکوب مي زنند، فرمانده بايد حتما از سوي مرادشان مورد تاييد قرار داشته باشد.
جالب اينجاست که خامنه اي ، به عنوان" رهبر" ، طي مدت هشت سال حکومت خاتمي - با وجود اين که خاتمي ﺁنقدر خود را به خاطر او عاجز کرد - ، هيچگاه انتخاب فرماندهي نيروهاي انتظامي را به وزير کشور او واگذار نکرد . ولي به محض تشکيل حکومت احمدي نژاد و وزارت پور محمدي ، بعد از انتخاب سرداري دو کاره سپاهي و بسيجي که قبلا مسئول بسيج بود انتخاب فرماندهي را به " وزير" کشور واگذار کرد و اين شخص نيز با تاييد اسماعيل احمدي مقدم در کنار او فرماندهي سرکوبگر به نام ذوالقدر را به معاونت خود انتخاب کرد.
البته به اين نيروها بايد نيروهاي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و نيروهاي وزارت اطلاعات را نيز افزود . حال با اين توضيحات ببينيد که در خيابانهاي ايران چه شرايط و تله هايي براي جلوگيري از هر حرکتي وجود دارد و مبارزان در ايران چگونه بايد از اين سد ها و موانع عبور نمايند و با شفاف سازي و عريان نمودن خشونت طلبان و سران استبداد مردم را به همبستگي و حرکت براي پيروزي فرا خوانند .
مساجد :
در اينجا ، اشاره اي ديگر داريم به محل هايي به نام مسجد که در ايران قبل از انقلاب محلي بود براي عبادت و بعد از انقلاب کارکردهايي سياسي و مافيايي پيدا کرد .
قبل از انقلاب، مساجد محلي بودند براي نماز خواندن و عبادت کردن و استراحت در راه ماندگان بود . بعدها و در نزديکي به زمان انقلاب محل تجمع نيروهاي انقلابي و سخنراني هاي مبارزان و پخش اعلاميه و محل حرکت افراد به سوي راهپيمايي هاي بزرگ شدند و محلي که در ﺁن کتاب خانه وجود داشت و ...
ولي مساجد بعد از انقلاب کارايي اطلاع رساني و آگاهي سازي آنها تغيير کرد و به محلي اطلاعاتي و پليسي تبديل شد و در مساجد محل جايي براي استقرار نيروي سرکوبگري به نام بسيج ايجاد شد و در کنار آن محلي براي دستگيري افراد توسط اين نيروها و محلي براي صندوق هاي قرض الحسنه و محلي بري گرفتن و دادن کوپن شد و محلي براي فحاشي سخنرانان و محلي براي به صدا در آوردن بلندگوها در شب هايي که بايد الله اکبر به حمايت از رژيم گفت و همچنين محلي براي ده روز اول ماه محرم براي جمع آوري نيروهاي عزا دار و دادن کمک هزينه هايي براي تعزيهه تکايا .
ولي بيشترين کاربرد مساجد در شرايط فعلي ايران:
محل هايي براي استقرار استبداد از طريق نيروهاي بسيجي و محلي براي کنترل کليه افراد محل هستند . و محلهائي هستند براي ايست هاي شبانه و گروههاي گشت شبانه در مناطق . و محلهائي هستند براي حمله به نيروهاي انقلابي . در مساجد ، ميان چماقداران چوب و چماق و اسلحه و ميل گرد تقسيم مي کنند . مانند روز حمله به خوابگاه دانشجويان . کار ديگر مساجد ايجاد دخمه هايي براي انجام عمليات ترور است . مانند دخمه هاي شهر ري که ترور سعيد حجاريان را انجام دادند و...
* سازمانهاي سرکوب خاص دانشگاهها :
انقلاب اسلامي : سازمانها سرکوب خاص دانشگاهها را پيش از اين ( شماره 637 ) به خوانندگان معرفي کرده ايم . براي ﺁنکه مجموعه سازمانهاي سرکوب را در دسترس بگذاريم، اين سازمانها را نيز، از نو اما به کوتاهي، معرفي مي کنيم :
1 - حراست دانشگاه : اين نيرو زير نظر معاون وزير، زارعي قرار دارد . متشکل از افرادي است که به تازگي، در دانشگاهها از قدرت بسيار براي کنترل و سرکوب برخوردار شده اند . اين کميته که زير نظر وزارت اطلاعات کار مي کند بعد از سر کار ﺁمدن زاهدي جايگاه جديدي به دست ﺁورده است .
اين نيرو به تازگي براي کنترل بيشتر دانشجويان اقدام به نصب دوربينهاي مخفي در دانشگاه تربيت معلم کرده است تا بتواند به صورت بيست و چهار ساعته و مستقيم دانشجويان را کنترل نمايد. اين کميته به صورت هفتگي در جلساتي با وزارت اطلاعات و بسيج دانشگاهي و کميته انضباطي اعمال و رفتار دانشجويان تحت نظر را بررسي مي کنند .
حراست قرار است به زودي تمام دانشگاهها و حتي کلاس هاي درس را براي کنترل بيشتر مجهز به دوربين هاي مخفي و مدار بسته کند.
2 - بسيج دانشجويي : بازوي مسلح حراست و وزارت اطلاعات در دانشگاهها، بسيج دانشجويي است که به خصوص بعد از مصوبه مجلس که ورود نيروهاي انتظامي را به دانشگاهها ممنوع کرده است، اين نيرو قدرت بيشتري پيدا کرده است . اين نيرو در هر دانشگاه و دانشکده اي محلي براي تجمع و بررسي رفتار دانشجويان دارد. گه به صورت علني و گاه غير علني
اين نيرو زير نظر سپاه پاسداران کنترل است .
3 - نيروهاي سهميه اي : اين نيروها که از ابتدا براي کنترل دانشجويان از راه جاسوسان ، در دانشگاهها به وجود ﺁمد بودند، در حال حاضر، حدود چهل درصد از دانشجويان را در بر مي گيرند. ولي اکثر ﺁنان کساني هستند که به صورت پاره وقت کاراطلاع رساني به گروههاي کنترل کننده را انجام مي دهند . اين نيروها را نظام پشتيبان خود در دانشگاهها به شمار مي ﺁورد و احتمالا با ﺁمدن زاهدي ، ورود شمار بيشتري ازﺁنان، تسهيل خواهد شد.
4- کميته امور دانشجويي : اين کميته در واقع يکي از بازوهاي کنترل و سرکوب دانشجويان است و توسط نيروهاي مشخصي اداره مي شوند که با بسيج دانشجويي و حراست و شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نهاد رهبري روابط نزديکي دارند
5- دفتر نهاد رهبري : يکي از کنترل کننده ها در دانشگاهها دفتر نهاد رهبري است . اين دفتر زماني به وجود ﺁمد که برخي از رؤساي دانشگاهها به مقامات بالاتر گزارش داده بودند که چون در دانشگاه ها کسي و نهادي نيست که در برخي از موارد از دانشجويان حمايت کند، بهتر است دفتري براي اين کار ايجاد شود تا دانشجويان مشکلات خود را با ﺁن در ميان بگذارند . اما اين دفتر خود سازمان سرکوب گشته و از دو شيوه سرکوب و کنترل دانشجو استفاده مي کند.
5- شوراي انقلاب فرهنگي : يکي از گروههايي است که از بدو بازگشايي دانشگاهها در سال 62 به وجود ﺁمد و کارش کنترل دانشگاه و دانشجويان و چگونگي ﺁموزش دروس و کنترل اساتيد بوده و اين کار را تا به امروز انجام داده است .
اين شورا در شرايط فعلي در دانشگاه به عنوان يکي از کنترلگرهاي دانشجويي عمل مي کند و در هر دانشگاه و دانشکده اتاقي دارد که در ﺁن ، جلسات مخفي جهت تصويب روش هاي جديد سرکوب و کنترل دانشجويان تشکيل مي شوند .
6 -کميته انضباطي دانشجويي : اين گروه در ارتباط مستقيم با حراست و بسيج و رياست هر دانشگاه است . هر از چندي ، با توجه به اطلاعاتي که حراست و يا بسيج مي دهد، براي دانشجويان پرونده تشکيل مي دهد و، بنا بر مورد، احکام از محروميت در يک ترم تا اخراج از دانشگاه را صادر مي کند .
اين گروهها نقش کنترل گر را در سطح دانشگاهها و دانشکده ها بر عهده دارند.
با ورود دانشجويان به کلاسهاي درس، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي و نظامي ديگري ، مأمور کنترل مي شوند : نيروهاي سهميه اي و واواکيها دانشجويان را در کلاسهاي درس، مهار مي کنند . در ميان استادان و کارکنان دانشگاه نيز مأموران کنترل مشغول بکارند . برخي از استادان مأمور کنترل دانشجويانند و در باره فعاليتهاي دانشجويان نيز گزارش مي دهند.
*کنترل دانشجويان در بيرون دانشگاه :
با خروج از کلاس هاي درس نيروهاي کنترل گر سهميه اي لاک حفاظتي خود را باز مي کند و دانشجو وارد حوزه حفاظتي و کنترلي نيروهاي سطح دانشکده و دانشگاه مي شود و تا زماني که در ﺁن محل قرار دارد توسط آن نيروها کنترل مي شود
با خروج از دانشگاه و وارد شدن به سطح عمومي شهر و خيابانها بار ديگر چتر کنترلي نيروهاي گشت و علاوه بر آن نيروهاي مخفي که گاه به صورت رانندگان اتوبوس و ميني بوس و تاکسي و ... در مسير قرار دارند قرار مي گيريم و تا رسيدن به خانه تحت اسکورت ﺁنان به صورت علني و مخفي هستيم .
با ورود به خانه انسان تاحدي احساس ﺁرامش مي کند ولي غافل از برخي نيروهاي ديگر هست . در خانه نيز تحت کنترل و مراقبت قرار دارد . تلفن از سوي وزارتخانه اطلاعات و فن ﺁوري تحت کنترل است . اينترنت نيز از سوي کميته سه گانه - دادگستري و وزارت اطلاعات و صدا و سيما - توسط شرکتهاي وابسته به سپاه و اطلاعات تحت کنترل و فيلتر مي باشند - تقريبا نود درصد شرکتهاي اينترنتي که کارشان فروش کارتهاي اينترنتي است وابسته به سپاه پاسداران ووزارت اطلاعات هستند .
* - ماهواره ها توسط نيروهاي کنترل گر مستقر در پادگانهاي نظامي و ادارات مخابرات و ماشينهاي مخصوص ايجاد پارازيت ، گرفتار پارازيت مي شوند .
در ايران ، از ﺁنجايي که رژيم در مقابله با دارندگان ماهواره ، مانند بسياري از روياروئيهاي ديگر، شکست خورده است ، تصميم گرفتند بي اعتناء به ﺁسيب هائي که پارازيتها به انسانها وارد مي کنند ، با حکم قضات بريده از انسانيت خود، به ايجاد و پخش پارازيت از انواع مختلف و پر خطر در سطح شهر مشغول شوند . تقريبا هر محلي چندين ساعت در روز، زير امواج بيماري زاي پارازيت قرار دارد.
ايراني ها بعد از اينکه متوجه مي شوند در خانه هم از سوي تلفن و اينترنت و ماهواره دچار مشکل هستند ، به نشريات رو مي ﺁورند . اما در جا متوجه مي شوند نشريه اي هم براي خواندن وجود ندارد و نشريات داخلي هم مانند راديو و تلويزيون در کنترل نيروهاي استبداد و انسداد است . به سراغ کتاب مي رود . متوجه مي شود که کتابها هم بر اثر مميزي هاي وزارت ارشاد بي محتوا و پوچ شده اند . جديدا صفار هرندي و مغولان تحت امر او کتاب سوزان را باب کرده اند: توضيح اين که از حدود 5000 عنوان کتاب ، به حدود 90 درصد ﺁنها را ،که بارها چاپ شده اند، از گردونه چاپ خارج کرده و اجازه چاپ مجدد نداده اند .
اين کنترل ها و تضييقات در همه زمينه ها بر زندگاني يک فرد ايراني در شبانه روز حاکم است . به همين دليل است که بر شرف مبارزان بايد درود فرستاد . مبارزاني که با وجود اين همه نيروي سرکوب، سالهاست که در افشاي جنايات رژيم و شفاف سازي ﺁن و دريدن پوششها که مي سازد تا خود را در ﺁنها پنهان سازد، تلاش مي کنند .
با توجه به تمام نيروهاي استبدادي و انسدادي که نظام در سطح جامعه پراکنده است نشانه هاي شکست رژيم ، به خوبي، قابل مشاهده اند . ﺁيا استبداديان از خود سئوال نمي کنند : چگونه است با اين همه نيرو باز هم هيچ تضميني براي ادامه رژيم ﺁنان وجود ندارد؟