اوضاع مالی و معیشتی مردم ایران:
با توجه به بحث هایی که این روزها در مورد حراج بزرگ در ایران انجام می شوند ، به جا است وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم ایران را باز بینی کنیم و ببینیم هزینه یک ماهه خانواده های ایرانی به چه اندازه است و ﺁیا این تصمیم به سود مردم بوده است یا به زیان ﺁنها
بر اساس آمار گفته می شود که به طور میانگین در ایران 17 میلیون خانواده زندگی می کنند ( هر خانواده 4 عضو ) . در این خانواده ها معمولا یک نفر نان آور محسوب می شود
بر اساس ﺁمار ، ده درصد بالای جامعه صاحب 90 درصد سرمایه ها هستند . افراد طبقه را زر و زور و تزویر در یک طبقه قرار داده است . همانگونه که مرحوم دکتر علی شریعتی می گفت، در ایران فعلی هم این افراد یا روحانی هستند یا بازاری یا سپاهی و خانواده های وابسته به آنان .
سه گروهی که در زمان رژیم گذشته - به جز بازاریان ﺁنهم کهنه کارهای ﺁنان – هرسه ، در مرتبه بسیار پایین مالی قرار داشتند و بعد از انقلاب با توجه به موقعیتی که به دست ﺁوردند به ناگاه سرمایه هایی رویایی که هرگز حتی در خواب هم نمی دیدند به چنگ آوردند .
به عنوان مثال یادمان می آید که روزی آقای جنتی می گفت : برادران و خواهران عزیز اگر سال بعد خواب بودید و دیدید که نیمه های شب در خانه شما را می زنند، وحشت نکنید و بدانید که ساواک نیست . آنها برادران شما هستند که در این نیمه شب آمده اند تا پول سهم نفت شما را بدهند .- بخشی از سخنرانی فریبکارانه ایشان در قبل از انقلاب -البته آن روزها ما آدمهای ساده دل و زود باوری بودیم . او گفت اما پولهای نفت به جای تقسیم بین مردم به خانه برخی از روحانیون و پاسداران و بازاریان رفت و دیگر برنگشت .
از این خانه هایی که لوله های نفت به قطر یک متری به ﺁنها رسیده بود، می توان به خانه های امثال علی خامنه ای – که اینک دم از فقر می زند و می گوید گذران او و خانواده اش ، از اجاره خانه ای است که دارد ! - و هاشمی رفسنجانی و واعظ طبسی و مشکینی و خزعلی و جنتی و سردار رضایی و رحیم صفوی و فلاحیان و شاهرودی و تسخیری و باهنر و خمینی ها و عسگر اولادی ها و محسن رضایی و محسن رفیق دوست ها و .... اشاره کرد که لوله ها ی نفت قبل از اینکه به مردم برسد در خانه آنها ماند و دیگر از ﺁنها بیرون نیامد.سرمایه های افراد یاد شده بالا به حدی است که انسان گاه در شک است که مگر می شود در این مدت کم ﺁنها به این وضعیت مالی برسند ! چون به هیچ وجه برای مردم فقیر ایران قابل درک نیست .
تنها برای اشاره به گفته یکی از پایین ترین افراد این گروه که حتی می توان او را در رده ﺁخر میلیاردرها قرار داد، اشاره می کنیم . این فرد نظامی که در اواخر جنگ سرمایه ای نداشت و به قول خودش رزمنده بود. اما در عرض 17 سال حدود 20 میلیارد تومان سرمایه جمع کرد. حال اگر خیلی صادق بوده باشد و راست گفته باشد او سالانه حدود 2/1 میلیارد تومان درﺁمد داشته است یعنی ماهیانه حدود 100 میلیون تومان یا روزانه حدود 3/3 میلیون تومان .
حال بنگرید به افرادی که در رده بالای صدحب در ﺁمد قرار دارند، مثلا جنتی و خانواده که حدود سیصد میلیارد تومان دارایی دارند که طی این مدت بیست و هفت ساله دزیده اند ، یعنی سالیانه 11 میلیارد تومان و ماهیانه حدود یک میلیارد تومان یعنی روزانه حدود 33 میلیون تومان .اگر بخواهیم به سرمایه های خانواده های رده اول یعنی هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و واعظ طبسی و ... نگاه کنیم به احتمال زیاد مغزمان هنگ می کند .
البته این آمارها و مقادیر را برای اینکه یک مقایسه ای در آینده بکنیم ، ﺁوردیم .
به قول حداد عادل شکاف در تمام جوامع جهان وجود دارد ولی در ایران زیاد تر دیده می شود . ﺁقای رییس مجلس! در ایران شکاف بین طبقات وجود ندارد ، میان ﺁنها که هستی کشور را می برند و می خورند و 90 درصد مرد، یک دره بزرگ و عمیق وجود دارد که قابل پرکردن نیست . زیرا فاصله میان در ﺁمد ماهیانه بیش از سی میلیون تومان با در ﺁمد ماهیانه حدود 200 هزار تومان اصلا قابل رفع نیست . زیرا فردی که حتی 500 هزار تومان در آمد داشته باشد یعنی سالی 6 میلیون تومان ، همه اش را خرج هزینه می کند. بعد از سی سال زحمت چیزی برای اندوختن ندارد . پس چگونه بتوان این « شکاف » را پر کرد ؟ این درآمد حتی اگر تنها برای اندوختن باشد، بعد از سی سال می شود 180 میلیون تومان که با پول حتی آقای محصولی هم قابل رقابت نیست چه برسد با سرمایه های روحانیون بلند پایه و کم اندیش.
به جز ده در صد اول، دهک بعدی ، به قول خامنه ای - که جدیدا برای ﺁنکه نشان بدهد مراقب وضعیت معیشت مردم است، به کلمه دهک هم اشاره می کند - جز قشرهائی هستند که درﺁمدی بالای یک میلیون و پانصد هزار تومان در ماه دارند .
فاصله ده درصد اول با ده درصد دوم اینست :
حداقل در ﺁمد یکﺁدم کم درﺁمد دهک اول، روزانه 3/3 میلیون تومان است حال ﺁنکه درﺁمد ماهانه یک ﺁدم دهک دوم ، یک میلیون و پانصد هزار تومان است : درﺁمد یک روز اولی مساوی درﺁمد حدود 2 ماه درﺁمد دومی !
افراد این دهک، به قول خامنه ای، شامل مدیران و مدیران کل و نظامیان ارتشی و نیروی انتظامی و برخی سپاهیان و پزشکان و وکلای مجلس و روسای ادارات و معاونین وزرا و وزرا و... هستند .
دهک های بعدی شامل هشتاد درصد دیگر مردم می شوند . افراد این دهکها بر اساس تخصص و سطح سواد و میزان سابقه کار
حقوق می گیرند که از ماهیانه 60 تومان شروع می شود تا پایه حقوق کارگری دولتی - که در ایران تا سال گذشته، تا سطح دیپلم، معادل بود با 135000 تومان و برای بالاتر از دیپلم حدود 160000 تومان بالا می رود .
امسال ، وزیر کار و امور اجتماعی که بی برنامه و، تنها برای خوش رقصی نزد رییس جمهور که شعار فقر زدایی را داده بود و شعار جامعه عدالت محور را مطرح کرده بود، حداقل حقوق ماهانه را به 200 هزار تومان رساند و با این کار موجب شد که حدود ده درصد از کارگران بیکار شوند و مابقی نیز در معرض تعدیل نیرو قرار بگیرند .
این وزیر با هوش و مدیر و مدبر! ، حساب نکرد که ﺁیا کارخانه ای که در حال حاضر با کلی مصیبت تنها توانسته است خود را سر پا نگاه دارد ، با این افزایش حقوق ناگهانی، چگونه ادامه کار بدهند ؟ در حالی که رکود هم بر بازار حاکم شده است و در برابر وزیر کار که حداقل حقوق را افزایش می دهد ، وزیر بازرگانی ، برای سود بیشتری که ورود کالاهای خارجی عاید می کند، دروزاه را به روی ﺁنها می گشاید و کارخانه های داخلی را در شرف ورشکستگی قرار می دهد و کارفرما برای فرار از ورشکستگی یا باید کارخانه را تعطیل کند و یا باید کارگران را که نمی تواند با ﺁنها حقوق بدهد ، اخراج کند که بسیاری از کارخانجات برای فرار از ورشکستگی کارگران را اخراج کردند و قوانین وزارت کار هم بر این امر صحه می گذارد .
بهر رو، این هشتاد در صد باقیمانده جمعیت ایران ، از حقوق 60 هزار تومان تا حقوق حدود نهصد خزار تومان با اضافه کار و پاداش، در ﺁمد دارند . حقوق های بالاتر، از آن رؤسا و کارگران و کارمندان بسیار با سابقه است وگرنه بیشتر از هفتاد درصد از حقوق ها حدود زیر پانصد هزار تومان هستند .
به هر حال می رسیم به اینکه با توجه به اوضاع و احوال در ﺁمدی مردم در ایران، ببینیم مردم با این حقوق های اندک چگونه زندگی می کنند .این را می دانیم که با این درﺁمدهای ناچیز ، مردم، برای گذران زندگی، مجبور به کارکردن در دو و یا سه محل هستند تا بتوانند گذران زندگی کنند .
آمار و ارقامی که در زیر می ﺁیند گویای واقعیت زندگی بیش از 70 در صد از مردم ایران هستند :
بنا به گفته سازمان بهداشت جهانی و به تبع تا حدی سازمان بهداشت ایران سوء تغذیه در ایران موجب شده است که رشد فیزیکی و افزایش قد در ایران کاهش یابد. به اعتراف بهداشت ایران،
از قد متولدین ایران، به دلیل سوء تغذیه، نسبت به قبل از انقلاب ، حدود 5 تا 11 سانت کوتاه تر شده است .
البته باید بر این ﺁمار افزود که از بعد از انقلاب ،
* سن مبتلایان به سکته ، به 18 سال رسیده است
* سن فحشا به زیر 13 سال رسیده است .
* سن اعتیاد در ایران به زیر 11 سال رسیده است .
* و اگر طرح سهام عدالت خامنه ای و احمدی نژاد به گونه ای که می گویند اتفاق بیفتد سن بدهکاران در ایران، از سن افراد تازه به دنیا آمده شروع تا سن افراد دم مرگ بالا می رود.
ﺁمار معلوم میکنند یک خانواده ایرانی چقدر باید درﺁمد ثابت داشته باشد تا تنها بتواند به زندگی خود ادامه بدهد .
این ﺁمار در صورتی قابل اعتناء هستند که :
1 - هیچ ایرانی دچار بیماری سخت نشود و نیاز به عمل جراحی پیدا نکند .
2 - هیچ ایرانی به گونه ای بیمار نشود که نیاز به بستری شدن پیدا کند .
3 - هیچ ایرانی نباید به گونه ای بیمار شود که نیاز به رادیولوژی و رادیوتراپی و عکس ام ار ای و سی تی اسکن و دیگرﺁزمایشات مورد نیاز ، پیدا کند .
4 - هیچ ایرانی نباید دچار دندان درد شود تا نزد دندان پزشک برای معالجه برود .
5 - هیچ ایرانی نباید دچار بیماری های چشمی و ریوی و قلبی و مغزی و استخوانی و ... شود که نیاز به هزینه های بالا داشته باشند.
البته به یمن وجود ولی فقیه مطلقه در ایران که کشوری متعهد و قدرتمند و قوی و شعار گو و جنگنده و امریکا ستیز و ... است کسی حق ندارد که بیمار باشد و یا اصلا در ایران ما بیمارانی را نداریم که نیاز به هزینه پزشکی داشته باشند .
الحمد لله تحت حکومت خامنه ای همه رشید و سالم و تندرست و جوان و برنا و جنگجو و مبارز هستیم و بیمار نداریم و اگر هم داشته باشیم همان بهتر که بمیرد و پولی خرج درمان او نشود !
6 - و باز این ﺁمار و ارقام در باره ایرانیانی صادق است که هر گز قصد سفر به خارج را ندارند و نداشته اند و نخواهند داشت . زیرا سفر به خارج بد است و ﺁدم را خراب می کند و چشم و گوش او را باز می کند و تازه هزینه های زیادی هم دارد و تنها می شود به سفر های زیارتی رفت . اما براو ممنوع است که مانند اقای مصباح یزدی به سفر، برای دیدن جشن بالماسکه یا هالوین برود .
7 - این ﺁمار و ارقام در باره ایرانیانی صحت دارند که هرگز مطالعه نکنند چون مطالعه کردن هم هزینه دارد و هم برای ایرانی بد است که مطالعه کند و چیزی بفهمد و...
8 - این ﺁمار و ارقام در مورد ایرانیانی بکار بردنی هستند که بچه دانشجو ندارند زیرا اگر داشته باشند، با افزوده شدن حداقل ماهیانه یکصد هزار تومان به کل هزینه خانواده ، ﺁمار و ارقام متفاوت خواهند شد .
9 - این ﺁمار و ارقام در مورد ایرانیانی صادقند که تنها در سال یکبار باید به مسافرت بروند ﺁنهم با قطار و به مدت سه روز و نه بیشتر
10 - این ﺁمار و ارقام در مورد ایرانیانی گویای واقعیت است که تنها حق دارند ، در سال، دوبار لباس نو بخرند و نه بیشتر .
با این یادﺁوریها ، ﺁمار و ارقام زیر اوضاع اقتصادی خانواده های ایرانی را بهتر نشان می دهند :
گفته می شود که برای یک استاندارد حداقل برای زندگی روزانه یک فرد باید در شبانه روز بر اساس معادل های زیر مصرف غذایی داشته باشد :
- گوشت 50 تا 100 گرم در شبانه روز
- شیر 1 یا 2 لیوان در روز معادل 250 تا 500 گرم
- پنیر روزانه 50 گرم
- میوه روزانه 500 گرم
- سبزی جات روزانه 150 گرم
- حبوبات روزانه 200 گرم
- غلات روزانه 250 گرم
و....
حال بیاییم و استاندارد غذایی یک ایرانی را با توجه به میزان در ﺁمد محاسبه کنیم . از ﺁنجا که می دانیم تقریبا حقوق 70 درصد ایرانیان زیر پانصد هزار تومان است، پس ببینیم ، در ایران، مردم چگونه زندگی می کنند .
هزینه هایی که یک خانواده ایرانی با ﺁنها دست به گریبان است عبارتند از :
1 - هزینه مواد غذایی
2 - هزینه های بهداشتی
3 - هزینه های تحصیلی و ﺁموزشی
4 - هزینه های محل سکونت
5 - هزینه های درمانی
6 - هزینه های پوشاک
7 - هزینه های ایاب و ذهاب
8 - هزینه های تفریحی و مسافرتی
9 - هزینه های فرهنگی و هنری
1 - هزینه های مواد غذایی :
با احتساب میزان درﺁمد در ایران مردم به مواد غذایی خود می اندیشند و دیده می شود که برخی از خانواده ها برای سیر کردن شکم فرزندان خود معمولا یک وعده غذایی کمتر مصرف می کنند و یا از غذای سبک تری استفاده می کنند . حال با حداقل ها ببینیم مردم به چه میزان هزینه در این امور را باید متحمل شوند این مزان هزینه ها کلا برای یک خانواده چهار نفره در نظر گرفته شده است .
1 - مواد پروتئینی یا گوشتی از نوع قرمز و سفید – مانند مرغ و ماهی – به ازای هر نفر 50 گرم در روز ماهیانه برابر است با 150000 ریال . مشخص است که سوء تغذیه ، از جمله بع علت کمبود مصرف مواد پروتئینی، بعلت بالا بودن هزینه مصرف ﺁن است . اما کاهش بیش از حد ﺁن نیز موجب بیماری های فراوان می شود . این مبلغ برای یک کیلو گوشت قرمز و یک کیلو ماهی و چهار کیلو مرغ برای مصرف یک خانواده چهار نفره در ماه محاسبه شده است . مردم این چگونه زندگی می کنند و البته قرار است به قول لاریجانی، مانند کره شمالی شویم یعنی همین را هم نداشته باشیم .
2 - شیر روزانه زیر استاندار یک لیوان در ماه برابر است با 135000 ریال .
3 - پنیر روزانه 50 گرم قیمت ماهیانه پنیر مصرفی برابر است با 200000 ریال .
4 - سبزیجات روزانه 100 گرم هزینه ماهیانه ﺁن برابر است با 18000 ریال
5 - میوه جات روزانه 150 گرم، بهای ماهیانه ﺁنها برابر است با 100.000 ریال
6 - حبوبات روزانه هر نفر 150 گرم، قیمت ماهیانه مصرف ﺁن، برابر است با 150.000 ریال
7 - برنج روزانه 150 گرم برای هر نفر، بهای ماهیانه ( برنج پاکستانی و تایلندی ) برابر است با 180.000
8 - صیفی جات 300 گرم برای هر نفر، بهای ماهیانه مصرف ﺁنها، برابر است با 130.000 ریال .
9 - و انواع سیب زمینی و پیاز و کدو و بادمجان و فلفل سبز و گوجه فرنگی و ...
10 - قند و شکر روزانه 100 گرم برای هر نفر، هزینه ماهیانه ﺁن، برابر است با 100.000 ریال
11 - نان روزانه یک عدد برای هر نفر، بهای ماهیانه برابر است با 120.000 ریال
خانواده بیشتر در فکر پر کردن شکم است و در فکر نوع پرکردن ان نیست .
12 - هر 5 روز یک روغن مایع برای خانواده، ماهیانه برایر است با 72000 ریال.
13 - کره ومربا روزانه 50 گرم برای هر نفر ماهیانه برابر است با 80000 ریال .
14 – بهای مواد مصرفی در ساخت غذا ماهیانه 100.000 ریال.
15 - انواع ترشی ، ﺁب لیمو ، لیمو عمانی ،ادویه ، نمک ، زعفران ، زیره ، تخم مرغ ، آرد ، سس ، رب گوجه ، و....
این محاسبه واقعی در هزینه های روزانه یک خانواده چهار نفره است که باید بر این هزینه ها هزینه موادی چون تمر هندی و سوسیس و کالباس و خیار شور و نان فانتزی و پفک نمی و شیرینی جات و ﺁب میوه ها و چیپس و ماست و خامه و چای و بستنی و ﺁلوچه و ﺁجیل و ... را نیز اضافه کرد که از ﺁن، در می گذریم .
کل هزینه غذایی یک خانوار چهار نفره در ماه با پایین ترین استاندارد برابر می شود با 1.55.300 ریال .
2 - هزینه های بهداشتی :
اگر یک خانواده چهار نفره بخواهند با حداقل استانداردهای بهداشتی به زندگی خود ادامه دهند کما اینکه در بسیاری از مواردی که فردی بیمار به پزشک مراجعه می کند بیماری ناشی از الودگی و عدم رعایت بهداشت است . حال این خانواده برای ادامه حیات با حداقل هزینه ها چه نکاتی را باید رعایت کند و چه مقدار برای این خانواده هزینه در بر درد .
شامپو برای استحمام خانواده هر پنج روز یک بار در ماه برابر است با 35000 ریال .
بدون خرید شامپوهای گران قیمت و مواد ویتامینی و مواد نرم کننده مو.
صابون برای استحمام خانواده هر پنج روز یک بار در ماه برابر است با 20000 ریال .
مایع دستشویی خانواده هر ماه برابر است با 40000 ریال
مایع ظرف شویی برای اشپزخانه ماهیانه 25000 ریال
پودر لباس شویی و نرم کننده ماهیانه 35000 ریال
مواد پاک کننده بهداشتی جهت حمام و دستشویی و روی فرش و اشپزخانه ماهیانه 50000 ریال
خمیردندان 2 عدد در ماه به صورت مشترک برابر است با 20000 ریال .
رفتن به ارایشگاه هر سه ماه یکبار زنانه و مردانه ماهیانه برابر است با 30000 ریال .
لوازم بهداشتی مرود نیاز ماهیانه 40000 ریال .
مواد بهداشتی مانند سفره و دستمال کاغذی و گوش پاک کن و چنته و ...
البته این را باید در نظر گرفت که این خانواده نباید از مواد خوشبو کننده مانند عطر و اودکلن و ... استفاده کند زیرا ضروری نیست و به قول فقاهت ممکن است روزه را باطل کند . و علاوه بر ان این خانواده حق استفاده از خمیر ریش و تیغ صورت تراشی را به خاطر مسائل فقاهتی ندارد .
کل هزینه بهداشتی این خانواده چهار نفره برابر است با 235000 ریال
هزینه های تحصیلی و آموزشی
از آنجایی که آموزش از سطح ابتدایی تا دانشگاه در قانون اساسی نوشته اند که مجانی است و بر عهده دولت . دولت هم با تمام قوا در فکر بر اورده کردن هزینه های تحصیلات دانش اموزان و دانشجویان است پس از رادیو و تتلویزیون اعلام می کنند که هیچ مدیر مدرسه یا دبیرستانی حق گرفتن شهریه از دانش اموزان را ندارد و اگر کسی گرفت گزارش دهید .این بیانیه صدا و سیما را هم مردم به خوبی میدانند که وزیز اعلام می کند اما از سویی دیگر بخشنامه می دهد که از دانش اموزان شهریه دریافت شود .
به هر حال از این فریبکاری ها در جمهوری اسلامی در تمام سطوح به خوبی دیده می شود در این زمینه نیز از بیش دبستانی تا دانشگاه دولت هزینه ها را به گونه ای دیگر از مردم می ستاند .
دبیران و معلمان و استادان تا جایی که در توان داشته باشند به دانش اموز اموزش می دهند اما شرایطی پیش می اید که دانش اموزان نیازی بیشتر از اموزش در مدارس و دانشگاهها دارند که باید از طریق گرفتن معلمان خصوصی به حل مشکل بپردازند و ... حال با این گفته به ادامه هزینه های یک خانواده با دو دانش اموزز یک دانش اموز راهنمایی و یک دانش اموز دبیرستانی می پردازیم .
این هزینه ها بدون احتساب داشتن یک فرزند دانشجو به خصوص در دانشگاه ازاد یا دانشگاههای غیر انتفاعی و یا پیام نور و.. است که اگر قرار بر این باشد به انتهای هزینه ها باید مبلغ 1.000.000 ریال افزود انهم برای رشته های علوم انسانی .
و همچنین این مبلغ برای خانواده هایی است که فرزندی در شرف ورود به دانشگاه ندارند که در نتیجه اگر ان فرزند هم بخواهد به کلاسهای کنکور و اموزش زبان و ... برود هزینه ای معادل با 500.000 ریال به کل هزینه ها افزوده می شود .
هزینه های کلاسهای جبرانی و فوق برنامه را دیگر ذکر نخواهیم کرد و باید تنها اشاره کرد که اموزش و تحصیل فرزندان در ایران به معضلی عجیب تبدیل شده است که هزینه بسیاری را بر گردن خانواده می گذارد .
هزینه ثبت نام دو دانش اموز در مدارس دولتی به ازای هر ماه برابر است با 100.000 ریال .
وسایل مورد نیاز یک سال تحصیلی با احتساب دو نفر ماهیانه برابر است با 220. ریال
شامل کتاب و دفتر و مداد و مداد رنگی و پاک کن و خط کش و ماشین حساب و کاغذ امتحانی و نقاشی و ...
رفت و امد دو دانش اموز ماهیانه 100.000 ریال .
هزینه های کمک اموزشی که توسطط مدرسه گرفته می شود ماهیانه 50000 ریال .
کتابهای حل المسایل ماهیانه برابر است با 50000 ریال .
شامل کتابهای کمک درسی ریاضی و فزیک و شیمی و عربی و زبان و ..
وسایل ورزشی مورد نیاز به ازای ماه 40000 ریال .
این وسایل شامل شلوار گرم و کفش ورزشی و کاور و هد بند و دستکش و .. می شود .
خرید مانتو شلوار و کیف و کفش و ... ماهیانه 50000 ریال
در کل هزینه های اموزشی و تحصیلات دانش اموزان در خانوارهای بدون دانشجوی دانشگاه ازاد و بدون دانش اموز مشغول به تحصیل در مدارس غیر انتفاعی و بدون هزینه های کلاسهای کنکور و ... برابر است با 610.000 ریال در ماه برای دو نفر
هزینه های محل سکونت یا هزینه های مسکونی .
از انجایی که امار ها در ایران کیلویی محاسبه می شود وزیر مسکن و شهر سازی در اخرین امار خود اشاره به این داشته است که حدودبیش از 50 درصد از مردم ایران دارای منزل مسکونی شخصی هستند . البته ایشان با توجه به کل منازل در ایران و تقسیم ان بر تهاپداد خانوار این محاسبه را انجام داده است مانند محاسباتی که در مورد میزان مطالعه در ایران صورت می گیرد .
در اماری که در مورد میزان کتابخانی و مطالعه در ایران بر اورد شده است که هر ایرانی سرانه 1 دقیقه مطالعه دارد که ما می دانیم این امار با احتساب برخی افراد است که روزانه حدود 10 ساعت مطالعه می کنند و بر اساس میانگین کل جمعیت و تقسیم های انچنانی ایرانی ها روزانه یک دقیقه مطالعه دارند .
همین امار را در مورد منازل مسکونی اقای وزیر محاسبه می کند که درست است در زمانی که نپسر اقای مشکینی تنها در شمشک و دیزین یک مجموعه شصت واحدی ویلایی را به تنهایی ساخته است و پسر اقای هاشمی رفسنجانی تنها در تهران حدود 800 واحد مسکونی را دارا می باشد و برادر اقای هاشمی در لاله گون یک مجموعه 50 واحدی را تنها برای خود دارد و گل پسر اقای واعظ طبسی در مشهد و اصفهان تنها 4000 واحد مسکونی را برای خود دارد و دیگر افراد سرمایه دار در ایران هر کدام به تنهایی منازل مسکونی و اپارتمانی و ویلایی را به نام خود دارند پس تقسیم بندی اقای وزیر زیاد صحیح نیست .
به هر حال معمولا اجاره منازل مسکونی از مشکلات عمده و اصلی مردم در ایران است در زیر هزینه های وارد امده بر یک خانواده چهار نفره از بابت مسکن محاسبه می شود و این هزینه ها از ان خانوادههایی است که در خانه های استیجاری درجه سه زندگی می کنند زیرا مردم ایران و به خصوص تهران می دانند در تهران با احتساب کل مبلغ اجارزه یعنی پول پیش که به ازای هر یک میلیون تومان مبلغ سی هزار تومان محاسبه می شود ، خانه هایی وجود دارد که اجاره انهابه چند میلیون تومان می رسد.
در نوع دوم خانه هایی وجود دارد که اجاره انها برابر است با ماهیانه بین ششصد تا یک میلیون تومان که این منازل مرد نظر ما نیست .
اما در خانه های استیجاری درجه سه و چهار که باز هم بیشتر مد نظر ما خانه های درجه سه می باشد .
اجاره یک واحد مسکونی برای یک خانواده چهار نفره معمولی بدون پول پیش برابر است با ماهیانه 2.200.000 ریال که معمولا خانواده ها با هزار قرضو قوله پول پیشی برابر با سه میلیون تومان را اماده می سازند تا از اجاره انها کم شود .با این محاسبه حداقل هزینه اجاره یک خانواده چهار نفره در هر جای تهران تقریبا برابر است با 1.200.000 ریال .
هزینه شارژ خانه با احتساب تغییرات بها در زمستان به خاطر افزایش قیمت گاز و تابستان به خاطر افزایش بهای اب حدودا برابر است با 100.000 ریال
هزینه برق این خانوار برابر است با حداقل 150.000 ریال
هزینه تلفن این خانوار بدون داشتن موبایل و خط اینتر نت و اینتر نت پر سرعت برابر است با 120.000 ریال .
هزینه پرداختی به بنگاه های مسکن برای پیدا کردن خانه و هزینه کرایه حمل و نقل وسایل و ... ماهیانه 150000 ریال .
باید در نظر داشت که این منزل استیجاری طی سال هیچگونه هزینه ای از بابت تعمیرات شیر اب و لامپ های روشنایی و یا هر هزینه دیگر مانند تغییر قفل و کلید و تعویض شیشه و ... ندارد .
هزینه کل بهای مسکن با قیمت حداقل برای این خانواده چهار نفره برابر است با 1.670.000 ریال.
هزینه های درمانی:
در بالا به این اشاره کردیم که این خانواده چهار نفره در شرایط فعلی ایران حق بیمار شدن از نوع سخت که نیاز به عمل جراحی و هزینه های گزاف را ندارد و نباید داشته باشد . علاوه بر این این خانواده حق ندارد در جمهوری اسلامی ولایتی و فقاهتی نیاز به بستری شدن در بیمارستان و عکس برداری و ام- –آر -- ای و سونوگرافی و سی تی اسکن و زایمان و ... داشته باشد . زیرا هزینه تامین ان را ندارد .
این خانواده حق ندارد به بیماری های سخت روحی و روانی و استخوانی و قلبی و چشمی و دندان و پوست و ... مبتلا شود چون هزینه درمان ان را ندارد .
حداقل های هزینه برای درمان یک خانواده چهار نفره در ایران عبارت است از :
مراجعه به پزشک عمومی در سال برای کل خانواده 16 بار برابر است با 70000 ریال
خرید دارو ماهیانه برابر است با 65000 ریال .
این داروها باید تنها از انواع ویتامین ها و سرم و شربت های ارزان قیمت باشد و از داروهای خارجی و تک نسخه ای و هلال احمری نباشد .
احمری نباشد .
خرید داروهای خود درماه در ماه برابر است با 40000 ریال .
داروهای خود درمان در ایران رسم است که اگر یک نفر سرش درد گرفت خودش تجویز می کند و می رود و بدون نسخه دارو می گیرد به این تجویزها و مصرف ها خود درمان می گوییم .
در ایران به یمن وجود پربرکت ولایت و فقاهت که انسان در رشد کامل و مصرف کامل قضایی است کسی به لحاظ سوء تغذیه دچار بیماری از نوع دندان و کوتاهی قد و لاغری مفرط و چاقی مفرط و کجی استخوان و ریزش مو و... نمی شود ولی با توجه به امار سازمان بهداشت بیش از 75 درصد از ایرانیان به خاطر آلودگی و سوءتغذیه مبتلا به بیماری چشم هستند و اگر این هزینه را برای یک خانواده چهار نفره حساب کنیم هزینه رفتن به دکتر و خرید عینک به طور میانگین در ماه برابر است با 30000 ریال .
با این حساب برای یک خانواده چهار نفره هزینه درمان بدون کوچکترین نوع ازمایش و عکس برداری و مراجعه به متخصص و ... حدود ماهیانه برابر است با 195.000 ریال .
هزینه های پوشاک :
با در نظر گرفتن نوع زندگی این خانواده چهار نفره در مورد مواد غذایی و بهداشتی ودرمانی و ... هزینه های پوشاک این خانواده نیز به همین صورت محاسبه می گردد .
خرید دو دست لباس برای هر عضو خانواده در سال برابر است با ماهیانه 235.000ریال .
هزینه جوراب و پیژامه و زیر پوش و ... ماهیانه 30000 ریال .
خرید کفش و کیف و کمر بند برای خانواده میانگین در ماه برابر است با 30000 ریال
این خانواده با این شرایط زندگی و در امدی قطعا نیازی به خرید پالتو و دستکش و کلاه و روسری و شال و های ضخیم زمستانی و بارانی و چتر و ... ندارد و هزینه ای برای انها در نظر گرفته نمی شود . با این وضعیت حداقل هزینه ماهیانه پوشاک در این خانواده چهار نفره برابر است با 295.000 ریال .
مردم و خوانندگان عزیز توجه کنند که این هزینه در پایین ترین حد زندگی در ایران است .
هزینه های مسافرتی و تفریحی :
از انجایی که در این خانواده محل در امد محدود است سینما رفتن و پارک رفتن و شهر بازی رفتن و خانه فامیل رفتن و کنار دریا رفتن و ... ممنوع است خانواده تنها حق دارد در سال یکبار به مسافرت برود ان هم به مدت سه روز .
اگر بر فرض این خانواده بخواهند به مسافرت بروند قطعا که ماشین شخصی ندارند و حق هم ندارند که با هواپیما بروند و به مسافرت خارجی هم که قبلا گفته شده بود حق ندارند بروند و تصمیم دارند با قطار مثلا به مشهد بروند .
هزینه بلیط رفت و برگشت با قطارهای عادی و نه رجاء و بنیاد و سبز که هزینه های بالایی دارند برابر است با رفت و برگشت یک کوپه چهار نفره 560.000 ریال .
هزینه سه شب اجاره مسافرخانه در مشهد با حداقل قیمت برای یک خانواده چهار نفره برابر است با 750.000 ریال .
هزینه خورد وخوراک در این سه روز و در رفت و برگشت با حداقل قیمت برابر است با 500.000 ریال.
هزینه ایاب و ذهاب در مشهد و اگر شد یکی دو مورد رفتن به پارک و اطراف مشهد بدون خوردن ششلیک وجوجه کباب و گردو و ... برابر است با 240.000 ریال .
این خانواده حق خرید سوغات و لوازم دیگر یادگاری برای خود و فامیل را ندارد و گویا تنها برایزیارت امده اند و بر می گردند و حتی نباید یک عکس یادگاری در این شهر بگیرند و از بدو ورود تا زمان خروج تنها به دیدن و زیارت کردن بپردازند.
کل هزینه مسافرت برابر است با 2.050.000 ریال یعنی حدود 170.000 ریال در ماه .
هزینه های ایاب و ذهاب در شهر تهران :
فرض بر این است که خانواده بسیار کم در امد است و باید با حداقل هزینه به زندگی ادامه دهد .
هزینه دو فرزند دانش اموز که قبلا محاسبه شده است .
هزینه رفت و امد نان آور خانواده به محل کار با تاکسی و اتوبوس و مترو در ماه برابر است با 330.000 ریال
هزینه رفت و امد خانواده در یک ماه برای یک بفر درون شهری و دیدادر با دوستان یا فامیل 50000 ریال .
هزینه رفت و امد برایخرید از میدان تره بار شهرداری چهار بار در ماه 80000 ریال .
بقیه کارها را این خانواده باید پیاده طی کند یا اینکه منتظر باشد که دیگران به او سر بزنند .
هزینه کل ایاب و ذهاب در ماه برای این خانواده برابر است با 460.000 ریال .
هزینه فرهنگی و هنری :
از آنجایی که این خانواده درامدی برای هزینه کردن در مورد کارهای فرهنگی و هنری را ندارد باید گفت که هزینه این امور برابر است با صفر ریال در ماه.
با احتساب کل هزینه های یک خانواده در ماه حال متوجه می شویم که ایرانیان در چه وضعیت معیشتی و اقتصادی زندگی می کنند .
کل هزینه برابر است با 4.970.000 ریال .
حال اگر مردم با حقوق کم به این شکل زندگی میکنند برای این است که نان اوران خانواده در ایران معمولا دو یا سه کار را در روز انجام می دهند که بتوانند هزینه های اولیه زندگی خانواده را بپوشانند . این مسئله را می توانید از هر خانوادهه ای سوال نمایید که در زندگی بزرگان خانواده چقدر از هزینه های خود را فدای ادامه زندگی خانواده می کنند .
در کل
این خانواده حق دادن هزینه برای مطالعه را ندارد .
این خانواده حق رفتن به ارایشگاه را ندارد .
این خانواده حق رفتن به سینما را ندارد .
این خانواده حق رفتن به کوه را ندارد .
این خانواده حق رفتن به دریا را ندارد .
این خانواده حق رفتن به پارک را ندارد .
این خانواده حق رفتن به قبرستان را ندارد .
این خانواده حق رفتن به اطراف شهر را ندارد .
این خانواده حق مریض شدن را ندارد .
این خانواده حق مسافرت به خارج از کشور را ندارد .
این خانواده حق رفتن به موزه ها را ندارد .
این خانواده حق دیدن تئاتر را ندارد .
این خانواده حق ورزش کردن را ندارد .
این خانواده حق رفتن به ورزشگاه را ندارد .
این خانواده حق داشتن ماشین سواری شخصی را ندارد .
این خانواده حق داشتن محل مسکونی شخصی را ندارد .
این خانواده حق داشتن کامپیوتر را ندارد .
این خانواده حق ارتباط با اینتر نت را ندارد .
این خانواده حق داشتن ماهواره را ندارد .
این خانواده حق رفتن به دندانپزشک را ندارد .
این خانواده حتی حق نفس کشیدن را هم ندارد .
این خانواده حتی حق مردن را هم ندارد چون پول ندارد که برایش قبری خریداری کنند و برای دفن، باید او را به شهرستان یا روستا ببرند .
و اما در اخر نگاهی می اندازیم به تفکرات فردی که به لحاظ قانون اساسی در بالاترین رده قرار گرفته است اما در فهم و استدلال سیاسی و اقتصادی در پایین ترین حد درک و فهم و همچنین نگاهی می اندازیم به مقام دوم کشور یعنی رییس جمهور که از او نادان تر است و نگاهی به استدلالهای شورای تشخیص مصلحت و مجلس شورای اسلامی که به لحاظ فکری در حد همین ها هستند.
اقایان نشسته در مجمع تشخیص مصلحت نامه ایدادند به نفر اول قدرت در کشور که بیایید و مملکت را حراج کنید تا مردم بیایند و پولهای خود را بیاورند و با ان پول کارخانجات و معادن و شرکت ها و... را بخرند و رهبر فرزانه هم بدون اندیشه قبول فرمودند و مملکت را به حراج گذاشتند . مملکتی که از ان خود مردم بود برای بار دیگر به خود انان قرار شد فروخته شود . در این بین نفر دوم نادانی در کشور یعنی رییس جمهور که قبلا در شعارهای انتخابی خود دم از سهام ده میلیونی عدالت زده بود امد و طی نامه ای از اقای نفر اول جهل خواست که سی درصد از ان هشتاد درصدی که از مملکت قرار است حراج شود بفروشد به دو دهک پایین جامعه .
این حرفها معلوم است که در هوا زده شد و در هوا تصمیم گرفته شد زیرا این نامه ها نشان می دهد که هیچ عقلی پشت ان قرار نداشته است بنا به دلایل زیر :
خامنه ای که فرمودند 30 درصد از سهام به بیست در صد پایین جامعه فروخته شود بنا بر تقاضای احمدی نژاد یعنی چه ؟
کل هشتاد درصد سهامی که قرار است فروخته شود حدود 140 هزار میلیارد تومان است و اگر قرار باشد از کل سهام یاد شده سی درصد ﺁن به بیست در صد پایین جامعه فروخته شود یعنی باید 42 هزار میلیارد تومان را به 340 هزار نفر بفروشند . ﺁیا این اعداد جای تامل ندارند ؟
خامنه ای و رییس جمهور و دیگر چپاولگران می دانند که مردم دهک های پایین حتی به نان شب خود هم محتاج هستند حال چگونه انان توانایی خرید اینمقدار سهام را دارند .
اگر بگوییم که مقدار سهامی که هر نان ﺁور خانواده باید بخرد چقدر است حتما به این عقل انها و اقتصاددانان زیر دست انان و شورای تشخیص مصلحت تاسف خواهید خورد . اما نگران نباشید ما باید برای خودمان متاسف باشیم که این افراد بالای سر ما قرار گرفته اند و با این اندیشه جاهلانه برای ما تصمیم گیری می کنند.
اگر قرار باشد که این 42 هزار میلیارد تومان را بین 340 هزار نفر تقسیم کنند و به انها بفروشند مبلغ ه سرمایه ای که هر فرد نان اور خانواده باید برای خرید این سهام بپردازند برابر است با حدود 124 میلیون تومان .
این عدد یعنی اینکه این فرد دهک پایین باید سرمایه ای معادل 124 میلیون تومان پول داشته باشد که برود و سهام بخرد .
سوال ما از این نخبگان کشور این است که فکر می کنید که اگر یک هانواده 124 میلیون تومان پس انداز داشته باشد ایا در خانه استیجاری زندگی می کند ؟
ایا ماشین سواری شخصی برای خود نمی خرد ؟
ایا فرزندانش را انگونه بزرگ می کند که بین 5 تا 11 سانت کوتاهی قد داشته باشند ؟
و....
حال ممکن است که یک نفر دانشمند مانند حسین شریعتمداری و یا یک نفر ریاضی دان نخبه مانند زاهدی بیاید و بگوید که منظور اقای خامنه ای و اقای احمدی نزاد از دو دهک پایین جامعه همه افراد این دو دهک بوده است که ان وقت باید به این فرزانگان گفت که چه فرق می کند در ان صورت هر فرد از طبقه پایین جامعه باید حدود 39 میلیون تومان پول داشته باشد که بتواند در این حراج بزرگ شرکت کند و ایا واقعا شما فکر می کنید که مردم این پول را دارند که بیایند و سهام بخرند ؟
جالب است در این صورت در ایران همه میلیونر می شوند و ﺁقایان میلیاردر .
ﺁقایان به محاسبه های زیر توجه بفرمایند دو دهک پایین جامعه حداکثر در امد انها با دو یا سه کار برابر است با 400 هزار تومان این فرد اگر تنها باشد و هیچ هزینه ای نداشته باشد طی سی سال کار تا بازنشستگی سرمایه ای معادل 144 میلیون تومان پول دارد که البته برابر است با درامد حدود چهار روز خاندان جنتی .
این محاسبه بدون در نظر گرفتن کوچکترین هزینه ای است به راستی این ﺁقایان در مورد مردم ایران چه فکر می کنند ؟ ایا می پندارند که خیلی خوب حکومت کرده اند و مردم همه به لحاظ مالی بی دردسر زندگی می کنند و علاوه بر ان پولهایشان را هم اندوخته می کنند .
ﺁیا برای مردمی که هزینه خانواده انان حدود 500 هزار تومان است چیزی هم برای اندوختن باقی می ماند .
اما برخی از فیلسوف های راست گرا می گویند احمدی نزاد گفته است که این سهام را به دو دهک پایین جامعه به صورت یک سوم نقد و بقیه ده ساله حساب می کند .
اولا به احمدی نژاد باید گفت سهمی که شما روی کاغذ از خامنه ای در خواست کرده اید ده میلیون تومان نیست و حدود سی و نه میلیون تومان به ازای هر نفر و 124 میلیون تومان به ازای هر نان اور خانواده است .
ثانیا این یک سوم که باید نقدا پرداخت از کجا باید ﺁورده شود مگر، در ایران، خانواده ها توان اندوخته کردن سرمایه را هم دارند با توجه به هزینه های ضرور خانواده ها که در بالا ذکر شدند ؟
شما ﺁیا فکر می کنید که مردم ﺁنقدر حقوق های بالا دارند که حالا بیایید و برای ﺁنها تقسیط کنید که ماهیانه علاوه بر هزینه های خود چند صد هزار تومان هم قسط بپردازند . شما که بهتر می دانید هر ایرانی در حال حاضر حداقل یک وام بانکی را بدهی دارد که در محاسبات هزینه ها ﺁورده نشده است .
به راستی در این مملکت چه خبر است که دانشمندان ﺁن این افراد هستند و اینگونه در مورد مسایل مهم اقتصادی کشور برنامه ریزی میکنند ؟ البته وقتی دکترای اقتصاد این کشور امثال دکتر محسن رضایی و دکتر حجت الاسلام دری نجف ﺁبادی و دکتر داوودی معاون اول رییس جمهوری باشند، اوضاع اقتصادی کشور بهتر از این نمی شود همانگونه که وقتی علی خامنه ای رهبر باشد و هاشمی رفسنجانی رییس شورای تشخیص مصلحت و حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی، وضع باید روز به روز بدتر شود .
انقلاب اسلامی : تحقیق ژاله وفا ، سه فصل بالا را کامل و ناتوانی رژیم را در بهبود وضعیت معیشت مردم و نیزدر اجرای سیاستهای نفتی خود نیز بر خواننده روشن می کند :