3 پیشنهاد عمده کمیسیون راه حل یاب برای عراق به ریاست بیکر و هامیلتون :
در 6 دسامبر 2006 ، کمیسیون 10 نفری ( 5 جمهوریخواه و 5 دموکرات ) که کنگره امریکا مأمور یافتن راه حلی برای عراق کرده بود، گزارش خود را تسلیم بوش کرد . این گزارش که خط بطلان بر سیاستی می کشد که حکومت بوش در عراق در پیش گرفته است، در مجموع ، شامل 76 پیشنهاد است . از ﺁنها، 4 پیشنهاد بنا بر قول مشترک بیکر و هامیلتون اصلی هستند :
1 - امریکا می باید در پی تحصیل اجماع جهانی و منطقه ای بر سر بازگرداندن امنیت و ثبات به عراق شود. همه کشورهائی که سودی در وخیم تر شدن وضعیت بلبشوی عراق ندارند ، از جمله همسایه های عراق ، می باید به همکاری و همپشتی دعوت شوند.
همکاری ایران و سوریه در بیرون ﺁوردن عراق از باتلاقی که در ﺁنست ، بدین ترتیب باید جلب شود که ایران از ریختن اسلحه به عراق و تعلیم افراد عراقی خودداری کند و سوریه مرزهای خود را بر روی شورشیان و تروریستها و جریان پول و امکانات برای ﺁنها ببندد . اما در ﺁنچه به پرونده اتمی ایران مربوط می شود، امریکا می باید همچنان با با 4 عضو دائمی شورای امنیت و ﺁلمان، به قصد منصرف کردن ایران از ادامه برنامه اتمی خود ، همکاری کند .
2 - بدون حل مشکل عرب و اسرائیل ، امریکا نمی تواند به هدفهای خود در خاورمیانه برسد . از این رو، امریکا می باید با دو طرف و دو طرف با یکدیگر، بطور مستقیم وارد گفتگو شوند و هدف رسیدن صلح در همه جبهه ها، لبنان و سوریه و فلسطین باشد . بر اساس پیشنهاد پرزیدنت بوش در سال 2002، دولت فلسطین می باید تشکیل شود .
و امریکا می باید بر کمکهای سیاسی و اقتصادی و نظامی خود به افغانستان بیفزاید .
3 - اما ﺁینده عراق موضوع مسئولیت عراقیها است . سیاست امریکا می باید منطبق شود با این مسئولیت و بر انگیختن عراقیها به عمل به این مسئولیت . بدین ترتیب :
* شتاب بخشیدن به روند برعهده گرفتن امنیت عراق از سوی دولت این کشور از راه افزودن بر نظامیان امریکائی مأمور تعلیم قوای عراق و نیز واحدهای جنگی که در حمایت از قوای عراق وارد عملیات می شوند.
* به موازات، خارج کردن قوای امریکا از عراق . بدین ترتیب مأموریت اول قوای امریکا باید حمایت از قوای عراق باشد . خروج قوای امریکا از عراق، تا فصل اول سال 2008 ، می باید انجام پذیرد . یعنی نظامیانی که در تعلیم و تربیت قوای عراق و یا حمایت از قوای عراق لازم نیستند، می باید خاک عراق را ترک گویند .
* ارتش امریکا امروز قادر به تقویت وسائل خود برای افزودن بر نفرات و تجهیزات خویش در عراق نیست . عده و عده اش ناکافی ، روحیه سربازان و افسرانش خراب ، داوطلبان استخدام در ارتش ، روز به روز کمتر و اعضای ستادهای قوای سه گانه هوائی و زمینی و دریائی به کشماکش میان خود بر سر موافقت یا مخالفت با رامسفلد مشغول . هرگاه جنگ عمده ای مثلا با ایران یا کره شمالی پیش ﺁید، این ارتش نمی تواند از عهده ﺁن برﺁید .
لذا، واحدهائی که می مانند می باید واحدهای واکنش سریع و واحدهای عملیات ویژه باشند و اولا تنها در حمایت از قوای عراق وارد عمل شوند و ثانیا مأموریت حیاتی ﺁنها می باید جنگ با القاعده باشد .
* بدیهی است عراق برای مدتی، به کمک امریکا ، بخصوص در قلمرو امنیت کشور، نیاز خواهد داشت . امریکا می باید برای دولت عراق روشن بگرداند که اگر تغییرهای برنامه گذاری شده را انجام ندهد، امریکا برنامه هایش را در باره بیرون بردن قوای خود از خاک عراق و تجدید ﺁرایش ﺁنها اجرا خواهد کرد. امریکا نباید به نگاهداشتن قوای خود در عراق رضایت دهد . واحدهائی که به امریکا بازگردانده می شوند، می باید درجا تحت تعلیم و تدریب قرار گیرند و ﺁماده گردند . کنگره نیز می باید بودجه لازم برای تجدید تسلیحات فرسوده امریکا در جریان جنگ عراق را تصویب کند .
4 - در صورتی که دولت عراق اراده سیاسی ابراز کند و پیشرفت واقعی در استوار کردن پایه های ﺁشتی ملی و استقرار ﺁمریت دولت بعمل ﺁورد، امریکا نیز می باید به حمایت های نظامی ( تعلیم قوای عراق و حمایت از این قوا در استقرار نظم و امنیت ) از این دولت ادامه دهد . اما اگر دولت عراق چنین نکرد، امریکا می باید از کمکهای خود به عراق بکاهد .
گزارش پیشنهادهای نوری المالکی نخست وزیر عراق را در باره ﺁشتی ملی و استوار کردن ستون پایه های ﺁن، کارساز ارزیابی کرده و در قلمرو اصلاح نظام قضائی عراق و نیز در قلمروهای نفت عراق و کوششهای امریکا در باز سازی عراق، نیز، پیشنهادهائی را ارائه کرده است.
انقلاب اسلامی :
1 - پیشنهادهای کمیسیون متناقض و مضحک می نمایند . زیرا اگر عراق در باتلاق است ، به قول کمیسیون و گیت و رامسفلد و بوش، نتیجه بیشمار اشتباههای حکومت امریکا است . حال منجلابی را که امریکا بوجود ﺁورده است، حکومت عراق چگونه بخشکاند ؟ و نیز، روند تجزیه عراق یکی از مهمترین عوامل فرو رفتنش در جنگ داخلی است . پیشنهاد ﺁشتی ملی با سیاست های اسرائیل و حکومت بوش در تجزیه کشورها و تبدیل ﺁنها به موزائیک نمی خواند . ﺁیا امریکا و اسرائیل نمی باید دست از این سیاست در خاورمیانه بردارند و گروههای تجزیه طلب پول و اسلحه و تلویزیون و رادیو و... ندهند ؟
2 - اعتراف گیت به پیروز نشدن امریکا در جنگ عراق و انتقاد و نیز اعتراف رامسفلد به شکست بسیار دیر و بعد از وقوع است . مبنای پیشنهاد رامسفلد فاسد کردن رهبران دینی و سیاسی عراق است . سلطه گری خود بزرگ ترین فسادها است و اگر این رهبران فاسد نبودند، نه صدام بساط استبداد خویش را بمدت نزدیک به 4 دهه بر عراق پهن می کرد و نه کار به حمله نظامی امریکا به عراق می کشید . اما واقعیتی که رامسفلد از ﺁن غافل است اینست که اولا امریکا امثال چلبی و علاوی را داشته و دیده است چه اندازه کار از ﺁنها ساخته شد و ثانیا با وجود رهبران دینی و سیاسی فاسد، وضعیت عراق چنین وخیم است . از اتفاق ، کار اول مبارزه با فساد می باید می شد اما سلطه گر از این کار ناتوان است .
در حال حاضر، مسئله اینست که جنگهای عراق و افغانستان و ناتوانی شگرف دستگاه حاکمه امریکا از برنامه گذاری این دو جنگ و در ماندگی کنونی امریکا ، انحطاط امریکا را بمثابه " تنها ابر قدرت " گزارش می کنند .
و بنگریم ، در تهران ، مافیاهای نظامی مالی و ملایانی که سالاری خویش را دارند از دست می دهند و توجیه گر مافیاها می شوند، بهترین فرصت منطقه ای و جهانی را صرف چه کاری می کنند :