* ایران تنها تا سال 2015 می تواند نفت صدار کند :
در 26 دسامبر، همزمان با تهدید احمدی نژاد به سلاح نفت، ﺁسوشیتدپرس گزارش کرد که روز پیش از ﺁن، روزنامه ﺁکادمی ملی علوم امریکا، نتایج تحقیقی را منتشر کرد که بنا بر ﺁن، درﺁمد ایران از صدور نفت روی به کاهش می نهد و در سال 2015 ، از میان می رود زیرا ایران دیگر قادر نمی شود نفت صادر کند .
روژه استرن ، اقتصاد و جغرافی دانی که در دانشگاه جون هابکینس تدریس می کند، می گوید: با ناتوان شدن صنعت نفت از صدور نفت، اقتصاد ایران بی ثبات و ﺁسیب پذیر می شود .
ایران سالانه 50 میلیارد دلار از فروش نفت خود، درﺁمد بدست می ﺁورد . بنا بر ارزیابی ، سالانه 10 تا 12 درصد از ﺁن کاسته خواهد شد . از حالا تا 5 سال ﺁینده ، صدور نفت سال به سال کمتر می شود. از ﺁن پس، میزان کاهش بیشتر می شود و در سال 2015، از میان می رود .
هرچند استرن بر این باور است که حق با دولتهای غربی است وقتی می گویند ایران بطور مخفی مشغول تولید بمب اتمی است، اما واقعیت اینست که به انرژی اتمی نیز نیاز پیدا می کند .
ایران در داخل، به قیمت ارزان نفت عرضه می کند . از سرمایه گذاری لازم در نفت نیز غفلت می کند . در نتیجه، دیگر نخواهد توانست نفت صادر کند .
در حال حاضر، ایران حدود 7/3 میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند که 300 هزار بشکه از سهمیه ای که دارد کمتر است . درﺁمدی که از این بابت از دست می دهد، سالانه 5/5 میلیارد دلار است .
هرگاه امریکا شکیبا باشد، تا چند سال دیگر، ایرانی با رفتاری ﺁشتی جویانه خواهد یافت . ﺁنچه ﺁنها دارند با خود می کنند بسیار بدتر از هر کاری است که ما می توانیم با ﺁنها بکنیم .
* وضعیت کشاورزی ایران اسفبار است و کشاورزی ایران دارد از دست می رود:
در 3 دی ماه 1385، 54 استاد رشته های مختلف کشاورزی در نامه ای به احمدی نژاد اعلان خطر کرده اند :
«متاسفانه سياستهاي دولت در بخش كشاورزي غالباً كوتاهمدت است در حال حاضر فشار بر منابع آبي بهخصوص آبهاي زيرزميني به شدت بالا رفته بهطوريكه بر حسب اعلام وزارت نيرو بيش از هفت ميليارد مترمكعب بيلان منفي در سفرههاي زيرزميني وجود دارد كه نتيجهء سياست افزايش توليد برخي محصولات به هر قيمتي و بدون توجه به منابع پايه بوده كه حتي در حال حاضر امنيت غذايي و امنيت ملي كشور را تهديد ميكند و ادامهء اين وضعيت نه تنها امنيت سياسي و اجتماعي را به خطر خواهد انداخت بلكه عمران و آباداني و اقتصاد كشور و حقوق نسلهاي آتي را در معرض تهديدات جدي قرار داده و در نهايت باعث گسترش كويرهاي جديد در استانهايي چون فارس، خراسان، كرمان، آذربايجان، همدان، مركزي، قزوين، زنجان، قم، سمنان و تهران خواهد شد و يقيناً براي اصلاح سياستهاي اجرايي فردا دير خواهد بود و آيندگان بحق نسل فعلي را مسوول ميدانند.
هيچ فرد ايراني از واردات مواد غذايي نظير گندم و ذرت خوشحال نيست و در عين حال راضي نيست كه بهاي خودكفايي در برخي محصولات آن هم به روشهاي جاري كه عموماً تكيه بر افزايش سطح زيركشت و فشار بر مصرف بيشتر آبهاي كشور و افزايش قيمتهاي تشويقي دارد حاصل شود زيرا چنين برنامههايي حتي در درون برنامههاي توليدي نيز از پايداري برخوردار نيست و در درازمدت اقتصاد كشاورزي و امنيت غذايي (به مفهوم امروزي دسترسي آسان و همگاني به غذا) را به سبب افزايش قيمتها مختل ميكند و عليالخصوص موجب سوءتغذيه در جمعيت وسيعي از كشور كه درصد بالايي از آنان را جوانان تشكيل ميدهند، خواهد شد.»
افزايش سطح زير كشت گندم چه در زراعت آبي و چه در زراعت ديم و كاهش چشمگير كشت علوفه خشبي (كه غيرقابل واردات نيز است) سبب افزايش قيمت تمام شدهء گوشت و لبنيات و فشار بيش از حد به منابع گياهي طبيعي شده است. افزايش قيمت تمام شدهء محصولات دامي و لبني سبب كاهش قدرت خريد مردم و به تبع آن مشكل تغذيه مناسب و افزايش تورم شده و با كاهش توان مصرف مواد پروتيين حيواني سوءتغذيه شديدي به خصوص در بين جوانان و افراد سالخورده و اقشار كمدرآمد شده كه هزينههاي اقتصادي حاصل از سوءتغذيه براي جامعه ميلياردها دلار پيشبيني شده است و عملاً امنيت غذايي را به شدت تهديد ميكند.
همچنين با اجراي طرحهاي تكبعدي خوشحالي دولت از خودكفايي گندم باعث فراموشي و بيتوجهي به بسياري از محصولات مهم شده كه اين امر سبب ضرر و زيانهايي به مراتب بزرگتر از سود خودكفايي شده است. پس از 40 سال واردكنندهء حبوبات شدهايم و قيمتهاي داخلي آن به صورت سرسامآور نسبت به سال گذشته افزايش يافته و يا صنعت نساجي براي تامين نياز الياف حداقل 40 هزار تن پنبه محلوج بايد وارد كشور كند و ضريب خوداتكايي روغن نباتي با كاهش شديد كشت پنبه و كاهش توليد سويا و آفتابگردان با وجود ادعا و اعلام مسوولان بخش، پايين آمده است. همه اين مصاديق نشانگر عدم توجه عمقي به سياستهاي چشمانداز و برنامهء چهارم از سوي دولت است.»
متاسفانه بايد اذعان كرد دولت در اين مدت 16 ماهه تلاشهاي لازم زيربنايي را در اين موارد انجام نداده و همهء تلاش صرفاً جنبهء روزمرگي داشته و پروژههاي زودبازده مطرح بوده است. دولت محترم هيچ برنامهء مشخصي براي نوسازي و بازسازي عمومي بخش ندارد تا كشاورزان بتوانند با افزايش بهرهوري و كاهش هزينهء توليد ضمن كمك به كاهش تورم جامعه وضعيت زندگي خود را بهبود دهند; باغات، مزارع، دامداريها، مرغداريها، مراكز توليد و حتي بخش عمدهاي از صنايع غذايي مستهلك شدهاند و يا ساختار فعلي آنان پاسخگوي رقابتي كردن كشاورزي نيست و منابع مالي دولت به صورت مقطعي و تصميمگيريهاي موردي هزينه ميشود و هدف بلندمدت مشخصي در اين زمينه وجود ندارد...
* مطالبات سر رسید شده و پرداخت نشده نظام بانکی سر به 200 تریلیون ریال می زند :
در 3 دیماه ، سید جلال حسینی، رئیس کمیته سیاستهای پولی و مالی مجلس، گفته است :معوقه سررسید شده مطالبات شبکه بانکی کشور به مرز 200 تریلیون ریال رسیده است. نماینده مجلس افزود: مدیریت تخصیص بهینه منابع بانکی و منطقی کردن نرخ سود بانکها از جمله مسائل مهمی است که از شبکه بانکی انتظار می رود. حسینی افزود:طبق آخرین آمار تاکنون 200 تریلیون ریال معوقه سررسید شده شبکه بانکهای کشور اعم از دولتی و خصوصی بوده است.
حاشیه سود بانکهای ایران که از محل تفاوت نرخ سود سپرده و تسهیلات (اسپرید) به دست می آید، حدود 7 تا 11 درصد است، در حالی که در عرف جهانی این نرخ نیم تا 3 درصد است.
انقلاب اسلامی : همانطور که تحقیق ژاله وفا نشان می دهد، وضعیت ﺁموزش و پرورش اسفبار تر است :