یادﺁوری :مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


تنش در روابط امریکا و پاکستان و تقلا برای حفظ و گسترش پایگاه نظامی در ﺁسیای میانه و اینهمه ، بنام مبارزه با تروریسم !؟ :

• دیدیم که بنا بر سنجش افکاری که مؤسسه گالوپ انجام داده است، 57 درصد مردم امریکا بر این نظر شده اند که جنگ عراق ، امریکارا در نسبت به خطر تروریسم، ﺁسیب پذیر تر کرده است . در 28 اوت، تایمز ﺁو ایندیا، قول سلمان رشدی را ﺁورده است . او که ، با نوشتن " ﺁیات شیطانی " موجب برخاستن موج سخت سری و خشونت در دنیای اسلام شد، اینک بوش را بدانخاطر که سیاستش موجب تقویت رادیکالیسم اسلامی شده است، مورد سرزنش قرار داده و گفته است : کاری که بن لادن نمی توانست ، پرزیدنت بوش توانست و برای او کرد . سیاست بوش موجب قوت گرفتن رادیکالیسم اسلامی و وسعت گرفتن سازمان القاعده و سازمانهای تروریست شد . وقتی من جوان بودم، اسلام صلح طلب مقبول بود اما حالا اسلام جهادگرا شده است . عامل بوش و سیاست او است . او فرصت ایجاد کرده است که به نام اسلام و دفاع از کشوری که قوای امریکا بدان تجاوز کرده است، عملیات مسلحانه را مشروع بگردانند .
• و فیگارو ( 30 اوت ) خبر می دهد که انفجار هواپیمای پانام بر فراز لوکربی ، کار لیبی نبوده است . در سال 2001 ، دو مأمور لیبی ، محاکمه و محکوم شدند .
  و حالا، یک مقام بلند پایه پلیس که در تحقیق پیرامون ﺁن انفجار شرکت کرده است ، می گوید : ﺁن قطعه ای که با ﺁن، کارشناسان ، جامه دان حاوی بمب را باز سازی کردند و انفجار را به لیبی نسبت دادند، دست ساخت سیا بوده است . سیا ﺁن قطعه را ، بعنوان قطعه ای از ﺁن بمب جا زد که در محل سقوط هواپیمای منفجر شده ، یافته شده است . هیأت کارشناسی ، با استفاده از ﺁن قطعه ، بمب و جاسازی شدنش در جامه دان را ، باز سازی کرد . چرا در ﺁن موقع ، حقیقت را نگفته است ؟ زیرا ترسیده و بنا بر ضرورت " همبستگی " سکوت کرده است .
  چرا سیا لیبی را مقصر گردانده و با " پاک کردن محل از مدارک " حاکی از دست داشتن جبهه ﺁزادیبخش فلسطین ، به رهبری احمد جبرئیل و ایران که این سازمان را مأمور انجام این انفجار کرده بود، لیبی را مقصر گرداند ؟ چرا اصرار عبدالباسط علی المگرائی که به 27 زندان محکوم شد، ناشنیده ماند ؟ اینها پرسشهائی هستند که جواب مطالبه می کنند . کمیسیون تجدید نظر در محاکمه های جنائی ، مورد المگرائی را تحت بررسی دارد و ممکن است رأی به تجدید تحقیق بدهد .
• روبرت پاری ، در 26 و 30 اوت، دو مقاله انتشار داده است :
* در مقاله 26 اوت، یادﺁور شده است که جمهوریخواه ها، در سال 1980، طرفداران صلح را " احمق های مفید " برای اردوگاه کمونیسم می خواندند و اینک ، این بوش و حکومت او است که برای بن لادن و القاعده و دیگر سازمانهای تروریست، نقش " احمق های مفید " را بازی می کنند .
* در مقاله 30 اوت، پاری هشدار می دهد که بوش و حکومت او، در عراق، از سرابی به سراب دیگر می دود . در ﺁغاز ، سراب مردم عراق با دست گل و شیرینی به استقبال سربازان امریکائی می ﺁیند ، سپس ، جنگ در عراق پایان یافت ، ﺁنگاه ، عملیات مسلحانه را گروههای معدودی انجام می دهند و دیر نمی پاید و... و حالا قانون اساسی پیشنهادی کمیته تدوین ، مایه افتخار مردم عراق و بقیه دنیا است ...
• از زمان عملیات انتحاری در لندن، توجه سازمانهای اطلاعاتی غرب به درون این کشورها و به گروههائی جلب شده است که در این کشورها به دنیا ﺁمده و تربیت شده اند . لوس ﺁنجلس تایمز ( 24 اوت ) و استراتفور ( 26 اوت ) به نگرانی مقامهای امریکائی و انگلیسی و توجه دستگاههای اطلاعاتی و سازمانهای مسئول مبارزه با تروریسم ، به تروریسم داخلی پرداخته اند . انقلاب اسلامی : در غرب ، بسا بیشتر از دنیای اسلام ، اسلام بمثابه بیان ﺁزادی سانسور می شود . تبلیغ همه روزه اسلام بمثابه ﺁئین ترور پروری ، از جمله بخاطر نیاز امریکا و غرب به دشمن از سوئی و نگاه داشتن کسانی که از کشورهای ﺁسیائی یا افریقائی به غرب مهاجرت کرده اند تحت تحقیر همه جانبه ، از سوی دیگر، محتوی و شکل جدیدی از " تروریسم خود ساخته " را ببار ﺁورده است . با وجود این ، نیاز شدید به دشمن ، همچنان عامل سانسور اسلام بمثابه بیان ﺁزادی است .
• استراتفور ( 24 اوت ) گزارش - تحلیلی مفصلی در باره پیدا شدن تنش در روابط امریکا و پاکستان ، بر سر بن لادن و سازمان القاعده و نیز ملامحمد عمر و طالبان ، انتشار داده است . چکیده ﺁن این که برغم تظاهر به وحدت در مبارزه با القاعده ، همکاری در عملیات و اتخاذ تاکتیکها ، تقریبا وجود ندارد . و مداخله حساب شده سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان مانع عملیات امریکا در کشور می شوند .
  فقدان همکاری میان دستگاههای اطلاعاتی امریکا و پاکستان سبب رکود عملیات ضد تروریستی ، بطور مشخص، یافتن و کشتن بن لادن گشته است .
  در سطح سیاسی ، واشنگتن و اسلام ﺁباد جبهه بالنسبه متحدی را برای جنگ با تروریسم تشکیل داده اند . ژنرال پرویز مشرف که می باید میان فشار امریکا و ملاحظات سیاست داخلی ، تعادلی برقرار کند، بر بند باریکی راه می رود چنانکه نه تسلیم امریکا شود و نه از همکاری سر باز زند .
  در ظاهر ، مشرف و ژرژ دبل یو بوش ، با یکدیگر تعامل دارند و بوش اعتماد خویش را به حکومت مشرف ابراز می کند و بر کمک نظامی به پاکستان می افزاید . پاکستان نیز در مبارزه با تروریسم به امریکا کمک می کند . سازمانهای جهاد گرا را ممنوع و اینطور نشان می دهد که در جنگ با تروریسم و جلوگیری از تبدیل شدن پاکستان به خانه امن تروریستها، هرکار می تواند می کند . اما نمی تواند به قوای خارجی ( امریکا ) اجازه دهد در خاک پاکستان عملیات انجام دهند . همانطور که مشرف به رسانه های امریکا گفته است ، " ما توانائی دستگیر کردن بن لادن را داریم و این کار را خود انجام می دهیم " ، پاکستان موافق نیست قوای امریکا در خاک پاکستان به تعقیب بن لادن مشغول شوند .
  مشرف می داند که قوای امریکا می خواهند با و یا بدون موافقت دولت پاکستان در خاک این کشور عمل کنند . توافق بر این است که تا جائی که ممکن است ، دو طرف، صدای وجود این عملیات را در نیاورند . پاکستان معترف است که قوای خارجی در خاک پاکستان عملیات می کنند اما می گوید محدود به همکاری اطلاعاتی و لجیستیکی است . دولت پاکستان میان فشار امریکا برای گرفتن موافقت با عملیات نظام و فشار داخلی برای مخالفت با این عملیات، قرار گرفته است و می کوشد دو طرف را راضی کند .
  با وجود اینهمه ظرافت سیاسی ، دو امر همچنان مانع انجام موفق کوشش ها برای متلاشی کردن القاعده در پاکستان هستند : یکی رقابت میان وزارت دفاع امریکا و اف بی ﺁی و دیگر سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی امریکا و دومی طفره رفتن از کار و همکاری سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی پاکستان است .
  هرچند راست است که یک چند از رهبران و فرماندهان عملیاتی القاعده توسط پاکستانیها دستگیر شده اند اما هنوز سئوالهای بسیاری باقی است . از جمله معلوم نیست چرا با وجود تعداد کمی عرب که در پاکستان هستند، دستگاههای این کشور نمی توانند سران القاعده را پیدا کنند . و مهمتر این که با ﺁنکه معلوم است در چه مناطقی این افراد مخفی هستند ، چرا دستگاه های نظامی و انتظامی پاکستان نمی توانند ﺁنها را تعقیب و دستگیر کنند ؟
  بدین خاطر است که با وجود ﺁنکه بوش دولت مشرف را متحد مهم خویش در مبارزه با تروریسم توصیف می کند، برخی از مقامها ، از جمله پورتر گوس، رئیس سیا، بر عدم همکاری پاکستان در جنگ با تروریسم تصریح می کند . او می گوید : می دانیم که بن لادن در پاکستان است . برای این که دستگیر شود، می باید حلقه هائی از زنجیر محاصره محکم شود . در حال حاضر سیا و وزارت دفاع امریکا در پاکستان ، مشغول عملیات هستند و او بر نبود همکاری دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی پاکستان ، تصریح می کند . علت عدم همکاری این نیست که اعضای سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی پاکستان همه اسلام گرا هستند . علت ﺁنست که بسیاری از ﺁنها زیر این بار نمی روند که در کشور خود، برای امریکا کار کنند . ﺁنها برﺁنند که امریکا ، به خرج پاکستان ، با تفرعن، در پی تأمین منافع خویش است . مقامهای بلند پایه نیز از ناسپاسی امریکا عصبانی هستند . و بسیاری نیز می گویند : امریکا افغانستان را ، بعد از رسیدن به هدف خود، به حال خود رها کرد و همین کار را با پاکستان خواهد کرد . بدین قرار، عدم همکاری پاکستان 4 دلیل عمده دارد :
1 - القاعده چند نوبت به جان مشرف و مقامات حکومت پاکستان سوء قصد کرده است . با توجه به این که امریکا بیشتر از ﺁنچه کرده است، نمی تواند کرد، با توجه به مخالفت داخلی با حکومت مشرف، این حکومت نباید تمامی بار را بر دوش کشد .
2 - مقامات اطلاعاتی پاکستان از این که امریکا توافق ها پیرامون امنیت را محدود و محدودتر می کند، ناراضی هستند و حکومت مشرف کنترل قطعی بر سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی پاکستان ندارند .
3 - دستگاههای اطلاعاتی و ارتش پاکستان نمی خواهند با اسلام گرایان قطع رابطه کنند . نقش اسلام گرایان در افغانستان و نیز در کشمیر را بسود پاکستان تشخیص می دهند .
4 - در صورتی که بن لادن دستگیر یا کشته شود، نیاز امریکا به پاکستان پایان می پذیرد و دوران وحدت در جنگ با تروریسم هم بسر می رسد . امریکا بکار تقویت روابط خود با هند و حتی گفتگو بقصد بهبود رابطه با ایران است . این کوششها ممکن است نتیجه بدهد و اهمیت ژئوپلیتیک پاکستان برای امریکا کاهش بپذیرد .
• ژنرال ابوزید، فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه ، در 24 اوت 2005، وارد دوشنبه ، پایتخت تاجیکستان شد . قصد او از این سفر، دیدار با اما علی رحمن اوف ، رئیس جمهوری تاجیکستان ، برای گفتگو در باره استقرار 3 پایگاه نظامی امریکا در این کشور بود . در ماه ژوئیه ، امریکا پایگاه خود در ازبکستان را از دست داد .
  اما با توجه به این که امریکا حاضر نیست بقای رژیم را تضمین کند، این رژیم بنا دارد با روسیه و چین تفاهم کند که حاضر به حمایت از او هستند . به سخن دیگر، پایگاه در اختیار امریکا نمی گذارد . استفراتفور ( 25 اوت ) توضیح می دهد چرا و چگونه امریکا از حفظ حضور نظامی در ﺁسیای میانه ناتوان شد :
  بعد از بستن پایگاه نظامی امریکا در ازبکستان، موضع امریکا در منطقه تضعیف شده است . از این رو، نخست رامسفلد ، وزیر دفاع به دوشنبه رفت تا مگر دولتهای قرقیزستان و ازبکستان را از تعطیل پایگاههای امریکا منصرف کند . چون به هدف نرسید، اینک امید خود را به بدست ﺁوردن موافقت دولت تاجیکستان بسته است . با بدست ﺁوردن پایگاه در این کشور، امریکا می تواند نفوذ خود را در ﺁسیای میانه بسط دهد و می تواند کشورهای دیگر را هم زیر نظر نظامی خود داشته باشد .
  پایگاههای کورگان تیوب و خجند و کولیاب ، از لحاظ نزدیکی به افغانستان و ازبکستان ، امکان عمل نظامی وسیعی در اختیار امریکا قرار می دهد .
  این پایگاه ها از لحاظ استراتژیک نیز مهم هستند : به ناحی های از چین نزدیک است که مردم ﺁن بر ضد دولت چین قیام کردند . مهار ﺁن منطقه برای دولت چین بسی مشکل است . بنا بر این ، وجود این پایگاه ، وسیله فشاری به چین، در اختیار امریکا قرار می دهد . پایگاه ها در این کشور و دیگر کشورهای جزء شوروی سابق، وسیله فشاری بر روسیه هستند و بالاخره ، هم مانع گسترش نفوذ ایران در تاجیکستان ، با داشتن پیوندهای زبانی و فرهنگی میان دو کشور می شود ...
انقلاب اسلامی : اما دستیار بزرگ سلطه گری امریکا، رژیم مافیاهای نظامی - مالی است . در حقیقت، ایران در بهترین موقعیت و مناسب ترین فرصت برای ﺁنکه راهبر ﺁسیای میانه و نیز خاورمیانه به ﺁزادی و استقلال شود، رژیمی جنایت و خیانت و فساد پیشه دارد که الف - موجب بقای رژیمهای همسان خود در این منطقه وسیع و ب - رفتن این رژیمها به سراغ قدرتهای بزرگ و قبول دست نشاندگی ﺁنها و در نتیجه، ج - غارت شدن و گرفتار استبداد و خشونت و فقر ماندن و واپس رفتن ، می شود. فصل اقتصاد را به نقل اطلاعات پیرامون خورد و بردهای مافیاها اختصاص می دهیم :