یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر



عباس عبدی : اصلاح طلبان از حاکمیت خارج نشدند تا ﺁنها را اخراج کردند . چپ سنتی و چپ جدید، ائتلاف می کنند یا نمی کنند و... :

• مصاحبه عباس عبدی با رضا خجسته رحیمی ، به نقل از شرق ( 12 شهریور ) :
* رخ رحیمی :آقاى عبدى شما زمانى بحث خروج از حاكميت را مطرح كرديد كه البته از طرف اصلاح طلبان جدى گرفته نشد و اكنون اصلاح طلبان بعد از شوراها و مجلس سرانجام رياست جمهورى و دولت را نيز در انتخابات اخير از دست دادند. سئوال اين است كه با چه تحليلى شما بحث خروج از حاكميت را مطرح كرديد. چرا كه در واقعيت اصلاح طلبان با ظرفيت ها و امكانات و روان شناسى شخصيتى شان كه خود را بخشى از نظام مستقر مى دانند، نمى توانستند به خروج از حاكميت تن دهند و خود را به عنوان يك اپوزيسيون در برابر پوزيسيون تعريف كنند؟ * عبدی : اينكه آنها نمى توانستند در اين قالب باشند، خيلى درست نيست. آنها مى توانستند اين كار را بكنند، اما نخواستند. حتى آقاى خاتمى مدعى شده است از پاييز سال ۸۰ تصميم داشت كه در اين زمينه يك تصميم قطعى بگيرد و استعفا دهد. ولى به خاطر بحث محور شرارت كه از جانب بوش مطرح شد، اين موضوع به تاخير افتاد. درستى يا نادرستى اين برداشت اخير مورد بحث بنده نيست، هر چند به اعتقاد من اين برداشت درست نبود. بنابراين اصل چنين ايده اى در سطح بالا نيز مقبول بود. بقيه اصلاح طلبان هم در جريان انتخابات مجلس هفتم اين كار را در حد محدود كردند و استعفا دادند اما اين كار را ناقص و بى موقع انجام دادند. زيرا آن زمان مسئله مردم ديگر از استعفا گذشته بود، اما از همه مهمتر اينكه اصلاح طلبان از حاكميت اخراج شده اند. در صورتى كه مى توانستند بدون اينكه در بازى طرف مقابل وارد شوند، پيش از اين از حاكميت خارج شوند. آن زمان اگر كنار مى رفتند اين توان را داشتند كه جلوى اتفاقى نامناسب را بگيرند. اما اكنون اگر بدترين اتفاق هم براى مملكت بيفتد، آنها ديگر قادر به جلوگيرى از آن نيستند. اصلاح طلبان بحث خروج از حاكميت را در عمل نپذيرفتند و كوتاهى كردند. مبناى منطقى بحث خروج از حاكميت خيلى روشن بود و از فرط وضوح بى توجهى نسبت به آن جاى تعجب داشت. شما داخل يك سيستم وارد مى شويد و اهداف و برنامه هايى داريد كه منطقاً و عقلاً در چارچوب قوانين مملكت تحقق مى يابد. اما وقتى نمى توانيد اهداف خود را پيش ببريد، بايد يك تصميم بگيريد، يا ادامه مى دهيد و يا كنار مى رويد. وقتى مطابق تحليل شما موانع آنقدر اهميت ندارند كه به واسطه آن بخواهيد عرصه را ترك كنيد، بايد ادامه دهيد. اما زمانى كه اجازه ندادند در چارچوب قوانين موجود حداقل ها را برآورده كنيد، بايد از ساختار بيرون آمد. بنابراين آنهايى كه بيرون نيامدند يا هنوز معتقد نبودند كه به كف خواسته ها رسيده بوديم و يا كه نانشان در ماندن بود وگرنه خروج از حاكميت نياز به تحليل ندارد و كاملاً روشن است. حالا شايد آن وقت كه ما اين بحث را مطرح كرديم، مى گفتند هنوز مى شود كارهايى انجام داد، اما اكنون كه تجربه نشان داده اوضاع بدتر از تصور آنها بود. بنابراين نمى دانم كه ماندنشان در حاكميت تا اخراج كامل به چه دليلى بوده است. اما بحث خروج از حاكميت يك دليل سياسى هم داشت. من هميشه مى گفتم نبايد اصرار كنيم كه هر چه ما مى گوييم، درست است و همين بايد باشد. من به دوستانم مى گفتم كه شما از جانب مردم قدرت گرفته ايد و به ازاى آن مسئوليت پذيرفته ايد، اما قدرت را به ديگران منتقل كرديد. در حالى كه در برابر مردم مسئوليت داريد. اين شكاف قدرت و مسئوليت موجب شد كارها بعضاً در حداقل ها هم پيشرفت نكند و در نتيجه اصلاحات شكل نگيرد. يك بعد اساسى اصلاحات اين است كه صاحبان قدرت اصلاح شوند. اصلاح آنها هم صرفاً با يادداشت نويسى من و شما در روزنامه ممكن نيست. در يك فرايند اجتماعى است كه بسيارى از انسان ها با واقعيت روبه رو و اصلاح مى شوند و اين وقتى رخ مى دهد كه شكاف قدرت و مسئوليت وجود نداشته باشد. اين شكاف چند آثار تخريبى به همراه داشته است. اول اينكه اجازه نمى داد صاحبان قدرت خود را با واقعيت وفق دهند، چرا كه آنها ديگر مسئوليتى نداشتند. دوم اينكه كارها روى زمين ماند. سوم اينكه آن كسى كه از ناحيه مردم به عنوان مسئول شناخته شده بود، هم تخريب مى شود و از چشم مردم مى افتد، چنانچه افتاد. بنابراين هيچ منفعتى براى كسى حاصل نشد و اگر از بيرون به اين سال هاى اخير بنگريم جز يك بازى سطحى چيزى را نمى بينيم و جاى تعجب است كه دوستان ما چطور جريانى به اين واضحى را نمى ديدند.
* رخ رحیمی :ولى آنها معتقد بودند كه بايد تحت هر شرايطى در ساختار قدرت حضور داشته باشند.
* عبدی : بله، استدلال مى آوردند كه ما بايد حضور داشته باشيم. اما حضور در ساخت رسمى قدرت استلزاماتى دارد. شما نمى توانيد مسئوليت بپذيريد، اما قدرت نداشته باشيد. اگر قدرت نداشته باشيد، ديگر حضور نداريد. اين نوع عملكرد خودش بى حضورى است.
* رخ رحیمی : در كنار اين مسئله اين انتقاد بر اصلاح طلبان از ناحيه بسيارى از منتقدان عنوان مى شد كه شما نمى توانيد تنها براى تغيير ساختار حقيقى عمل كنيد، چرا كه مشكلات كشور بسيارى برآمده از ساختار حقوقى كشور است. شما به اين انتقاد هم اعتقاد داشتيد؟
* عباس عبدی : بحث من فراتر از داستان تغييرات حقيقى و حقوقى بوده و هست. اعتقاد من اين بود كه آنها بايد كنار بروند. اينجا دو اتفاق مى افتد يا شما بيرون مى رويد و طرف مقابل هم استقبال مى كند و شكاف ميان مسئوليت و قدرت هم برداشته مى شد يا اينكه طرف مقابل برايش مهم بود كه شما بيرون نرويد. اگر مهم بود هزينه اين اهميت كه تقسيم قدرت است را پرداخت مى كرد و اين شكاف باز هم برداشته مى شد، اما در هر دو حال يك قدم مثبت رو به جلو برداشته مى شد. اگر شما مى آمديد بيرون و آنها مى پذيرفتند و اوضاع بدتر مى شد، مردم به شما رجوع مى كردند و آن وقت شما مى توانستيد در مرز پوزيسيون و اپوزيسيون بايستيد و اگر اوضاع هم بهتر مى شد كه در اين صورت مطلوب حاصل بود و از صاحبان قدرت جديد بايد حمايت مى شد. ...
* ر.خ .خجسته اصلاح طلبان در مقابل و در پاسخ به ايده خروج از حاكميت بحث لزوم حاكميت دوگانه را مطرح مى كردند و حتى بعضى از اپوزيسيون از جمله نهضت آزادى هم با همين تحليل در دو انتخابات گذشته شركت كردند و به اصلاح طلبان پيوستند اما آيا به نظر شما مخصوصاً در چهار سال گذشته و دوره دوم اصلاحات چيزى به نام حاكميت دوگانه اصلاً وجود داشت؟
* اصلاً چيزى به نام يگانه اش هم وجود نداشت كه دوگانه باشد. من هم با اين تحليل مخالف نيستم كه حاكميتى دوگانه وجود داشته باشد ولى بايد وظايف و مسئوليت ها مشخص باشد و در اين صورت يگانه، دوگانه و حتى سه گانه بودن حاكميت تفاوتى نمى كند. اما ملت اين چيزها را نمى فهمد. ملت از كسى كه به او راى مى دهد، مسئوليت مى خواهد. شما حق نداريد پس از راى گرفتن از مردم بگوييد كه من تداركاتچى بودم. اين حرف هايى كه زده مى شود براى دورزدن موضوع است. مسئله بسيار روشن است مردم به شما قدرت داده اند اما شما اين قدرت را رها كرده ايد و تنها مسئوليت آن را نگه داشتيد. حق نداريد اكنون به اين علت كه نخواستيد قدرت خود را حفظ كنيد بگوييد كه من قدرت ندارم. ر . خ . رحیمی يعنى شما معتقديد كه اصلاح طلبان اگر درست عمل مى كردند حتى احتياجى به خروج از حاكميت هم نداشتند؟
* عبدی : چرا، نياز داشتند اگر طرف مقابل بايستد و مقاومت كند در اين صورت يا بايد دعوا مى كردند و يا خداحافظى. اما اين سخن بدان مفهوم نيست كه آنها بايد با اولين اقدام به اين نتيجه مى رسيدند. يك جايى ممكن است كوتاه بياييد. اما در هر حال بايد چنين اصلى را پذيرفت و زير بار عدم حاكميت قانون نرفت. به نظر من بزرگترين تخلف اصلاح طلبان اين بود كه زير بار اين موضوع رفتند.
• در 13 شهریور، اسدالله بادامچيان ، عضو مؤتلفه ، به ايسنا گفته است : جريان اصلاح‌طلبي در ايران نه به گفته‌ي من بلكه به گفته‌ي حجاريان كه زماني از او به عنوان تئوريسين اصلاح‌طلبان نام برده مي‌شود مرده است و مشخص است زماني كه جرياني بميرد ديگر زنده شدني نيست. وقتي حركتي در جامعه از 22 ميليون راي به 1 ميليون راي برسد مشخص مي‌شود شكست خورده و مرده است و براي زنده شدنش بايد حضرت مسيح(ع) بيايد اما اين مرده‌ها از آن‌جا كه گير حضرت مسيح(ع) هم نمي‌افتند زنده نمي‌شوند.
• در 12 شهریور، محمد رضا ذاکری ، عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، خبرگزاری فارس گفته است: مجمع روحانيون بنا ندارد به قدري تنزل پيدا كند كه دنباله رو حزب مشاركت يا سازمان مجاهدين انقلاب باشد.
• به گزارش ایلنا ( 16 شهریور ) سید محمد رضا رضوی یزدی ، عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز گفت: مانعي براي برگزاري جلسات مشترك و تعامل بين مجمع روحانيون مبارز و جامعه روحانيت مبارز نمي‌‏بينيم و از تعامل با اين تشكل استقبال مي‌‏كنيم.
• در 13 شهریور ، غلامحسين خورشيدي، قائم مقام حزب مردمسالاري ، به خبرگزاري فارس گفته است : منشا اصلي شكست اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري، ‌ تفرقه در ميان گروه‌هاي اصلاح‌طلب بود و اين تفرقه قبل از آن كه به نمايش در بيايد بين گروه‌هاي اصلاح طلب وجود داشت و دليل آن هم عملكرد درون جناحي برخي گروهها براي انحصار‌طلبي در كسب قدرت بود. حزب مشاركت مانع اصلي همگرايي در جبهه اصلاحات بوده است .
• به گزارش آفتاب ( 13 شهریور ) ، دکتر محمدرضا تاجیک، رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری از چهره های روشنفکر و معترض درون جبهه دوم خرداد ، ا در گفتگو با خبرگزاری آريا موضعی تند در قبال انتخاب موسوی خويينی ها به دبير کلی مجمع روحانيون مبارز گرفته است: سئوال چهارم- با توجه به حضور آیت الله موسوی خوئینی ها در رأس مجمع روحانیون مبارز سناریوهای محتمل در همگرائی گرو ههای دوم خردادی چه خواهد بود،آیا این دبیرکلی رامی توان باز گشت دوم خرداد به رهبری چپ سنتی تعبیر کرد؟
* تاجیک : به نظر من راه رهایی جریان اصلاح طلب (چپ)، رهانیدن خود از چنبره تکیده و خمیده چپ سنتی است. به طریق اولی، راه رهایی چپ سنتی نیز، رهایی از خود و رهایی از حصارهای تنگ و باریک گفتمانی خود است. من همانگونه که با صراحت و صداقت تمام از حضور فعال شخصیت های تاثیرگذار در جریان اصلاحات دفاع می کنم. اما با شجاعت تمام نیز از هم اکنون می گویم که طواف برگرد بت و بت خانه چپ سنتی ره به جایی نخوهد برد و جز خمودگی و خستگی بیشتر، چیزی نصیب بازماندگان جریان اصلاح طلبی نخواهد کرد. امیدوارم با ورود شخصیت ها به سرای این جریان، شاهد شکل گیری فضایی نظری و عملی نو نیز باشیم.
• در 20 شهریور ، جلائی پور ، " كارشناس مسائل سياسي اصلاح طلب " به ایسنا ، از جمله ، گفته است :
" تحريميان " :
البته در كنار اين دو قطب و جبهه‌ي اصلي، يك جبهه‌ي خاموش هم داشتيم كه "تحريميان" هستند. اين جبهه فعال نيست بلكه منتظر يك امر غيرمنتظره يا معجزه هستند. بعضي از آن‌ها منتظر يك جنبش اعتراضي وسيع هستند تا نمايندگي آن را برعهده گيرند و بخشي هم منتظر دخالت امريكا هستند. بحث من شامل اين دسته نمي‌شود، ولي دو قطب فعال اصلي همان محافظه‌كاران و اصلاح‌طلبان هستند و بهتر است از حالا به بعد بجاي نام محافظه‌كاران از نام "اصولگرايان" استفاده شود. چون بخش راديكال اين جبهه الآن در درون آن دست بالا را دارد. "تضعيف جايگاه تحريمي‌ها":
تحريمي‌ها معتقدند سيستم سياسي مشروعيت ندارد و دنبال سيستم جديدي هستند. آن‌ها معتقدند اين مساله با حادثه تعيين‌كننده‌اي مثل رفراندوم يا تغيير رژيم، حل مي‌شود و بدين طريق دموكراسي حاصل مي‌شود. اين‌ها دنبال يك انقلاب آرام و غير خشونت‌آميز هستند و به همين خاطر انتخابات را تحريم كردند كه البته كار آن‌ها، بزرگ‌ترين فرصت را به اصول‌گرايانِ فقير دوست داد تا سوار دولت شوند. يعني اگر دو ميليون نفر از تحريمي‌ها به اصلاح‌طلبان راي داده بودند، اين بساط شكل نمي‌گرفت. به هر حال اگر اصول‌گرايان پس از پيروزي دست به تندروي نزنند فضاي آرام ادامه يابد، تحريمي‌ها تضعيف مي‌شوند. اما اگر فيل اصول‌گرايان ياد هندوستان بيفتد، جبهه تحريمي‌ها تقويت مي‌شود. تحليل من بيشتر از وضع ژلاتيني كنوني است پيش‌بيني قطعي آينده كار غير ممكني است.
انقلاب اسلامی : تناقض های قول این " کارشناس " پر شمارند. یکچند از ﺁنها : 1 - در پاراگراف اول ، جبهه تحریمیان ، خاموش و غیر فعال و... است ، در پاراگراف دوم که می خواهد " اصول گرایان " را بترساند، تحریمیان جبهه ای می شوند که دنبال انقلاب ﺁرام هستند . 2 - در پاراگراف اول، دو قطب اصلی ، اصلاح طلبان و اصول گرایان هستند و در پاراگراف دوم، اگر فیل اصول گرایان یاد هندوستان قدرت خودکامه کند، جبهه تحریمی ها تقویت می شود ! 3 - در پاراگراف دوم می گوید : اگر 2 میلیون از تحریم کنندگان رأی داده بودند ، اصول گرایان دولت را تصرف نمی کردند . پس اصول گرایان نه با تقلب که با رأی قدرت را بدست ﺁورده اند . اگر این طور است، رژیم مردم سالار است و اعتراض نه به تحریم کنندگان که به این " کارشناس اصلاح طلب " وارد است که چرا مردم سالاری را بر نمی تابد ؟! 4 - اصول گرایان را تهدید می کند که اگر تند روی کنند، جبهه تحریمیان تقویت می شود . پس اعتراف می کند : الف - نیروی اصلی در صحنه که سبب می شود وجود " اصلاح طلبان " به قول عبدی اخراج شده تحمل شود . ب - در صورتی که مدعیان " اصلاح طلبی " انتخابات تقلبی را نمی پذیرفتند و به جبهه تحریم می پیوستند ، حالت رکود و سکون کنونی شدیدتر می شد و تحول به مردم سالاری زودتر بعمل می ﺁمد . و... اما قرار است احمدی نژاد ، در سفر به نیویورک و با حضور در سازمان ملل ، رکود در گفتگوها پیرامون " مسئله اتمی " را بشکند :