51 میلیارد دلار واردات یورش به تولید داخلی است و بیکاری وسیع کارگران را ببار ﺁورده است و می ﺁورد :
◄با 51 میلیارد دلار واردات، هر روز كه ميگذرد يك گروه از شركتهاي داخلي قدرت رقابت با محصولات مشابه خارجي را از دست ميدهند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، دكتر مسعود نيلي ـ اقتصاددان ـ در يك سخنراني درباره چشمانداز اقتصاد ايران در سال 85 اظهار كرد: ورود محصولات ساخت خارج در سبد مصرفي خانوار ايراني در حال افزايش است و با گذشت هر يك روز يك گروه از شركتهاي داخلي قدرت رقابت با محصولات مشابه خارجي را از دست ميدهند.
به گفته وي وارد شدن چين به عنوان مدعي و خروج اقتصادهای كشورهاي صنعتي اروپايي و آمريكا از ركود باعث شد كه بالاترين رشد اقتصادي به رقم 7/4 درصد در سال 2004 اتفاق افتد كه به يك باره نيز مقادير قابل توجهي تقاضاي جديد ايجاد ميشود و اينها همه از عوامل افزايش قيمت نفت است و اكنون كشورهاي صادركننده نفت با يك انفجار درآمدي مواجه هستند . روسيه و مكزيك هم از چنين منبع درآمدي برخوردارند و در اين ميان بيشترين بهره متعلق به عربستان است. ايران به عنوان دومين كشور برخوردار شونده از نفت است و با انفجار درآمدي مواجه است.
وي افزود: متناسب با شوكهاي نفتي درآمد حاصل از صادرات نفت تغيير ميكند و آنچه به عنوان معما مطرح ميشود اين است كه چرا در روند اقتصاد كشورهاي صادركننده نفت درآمد سرانه سيري نزولي دارد؟ اين درآمد كجا رفته و چرا به رشد و رفاه براي مردم تبديل نشده است؟ عليرغم اين مساله مشاهده ميشود كه كشورهاي در حال توسعه غير وابسته به نفت در حال طي روند بهبود سطح رفاه مردم هستند و كشورهاي غير وابسته به نفت عملكرد اقتصادي بهتري دارند.
نيلي تصريح كرد: اين سوال مطرح ميشود كه چه مكانيزمهايي در اقتصاد كشورها عمل ميكند كه باعث ميشود عملكرد اقتصاد وابسته به نفت جالب نباشد؟ ساز و كارهايي در اين اقتصادها عمل ميكند كه باعث عملكرد ضعيف اقتصاد ميشود. بخشي از اين مكانيزمها مربوط به جنبه مثبت افزايش قيمت نفت و بخشي مربوط به جنبه منفي كاهش قيمت نفت است. با افزايش قيمت نفت واردات واسطهاي افزايش مييابد در نتيجه توليد زياد ميشود. زماني كه واردات سرمايهاي زياد شد، سرمايهگذاري زياد ميشود. با توجه به اينكه درآمدهاي ريالي دولت افزايش مييابد، دولت ميتواند خدمات بيشتر ارائه دهد از اين بابت ميتوان پيشبيني كرد كه وقتي قيمت نفت افزايش مييابد دولت ميتواند خدمات بيشتري ارائه دهد و رشد توليد ناخالص ملي هم بستگي سنگيني با افزايش قيمت نفت نشان ميدهد.
عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف ابراز كرد: وقتي دولت نفت را به فروش ميرساند ارزهاي حاصل از آن را به حساب دولت واريز ميكند و آن را به بانك مركزي ميفروشد تا درآمد ريالي دريافت كند. بخشي از پول وارد اقتصاد كشور ميشود و بخشي در بانك مركزي ميماند و تبديل به پايه پولي اقتصاد ميشود پول جديد در جامعه تبديل به تورم ميشود.
وي خاطرنشان كرد: عرضه ارز افزايش و باعث كاهش يا ثبات نرخ ارز ميشود. از سال 78 تا امروز پنج درصد نرخ ارز افزايش يافته در حالي كه تورم بيشتر از 15 درصد بوده است. پس هر چه ميگذرد محصولات ساخت داخل در مقايسه با خارج گرانتر ميشود و دليل اصلي آن افزايش تورم است.
استاد دانشگاه شريف تاكيد كرد: افزايش قيمت نفت باعث افزايش درآمد جامعه ميشود و در نتيجه تقاضا براي واردات افزايش مييابد. واردات كشور رشد سالانه بالاي 30 درصد دارد مردم درآمد دارند و كالاي خارجي نيز ارزان است، انتظار ميرود نرخ رشد محصول صنعتي كاهش يابد و كالاي صادراتي گران شود و در بازار جهاني قدرت رقابت خود را با محصولات مشابه خارجي از دست دهد.
نيلي در خصوص راه حل بروز مشكل اقتصادي در برنامه چهارم توسعه گفت: تنها راه مانع بروز مشكل اقتصادي در برنامه سوم توسعه ايجاد حساب ذخيره ارزي بود. اما امروز هرجا كه مصوبهاي از برداشت مقداري پول از حساب ذخيره ارزي شنيده ميشود به اين معناست كه نقدينگي در جامعه افزايش مييابد افزايش نقدينگي برابر افزايش واردات و افزايش واردات رقيب توليد داخلي است.
اين صاحبنظر اقتصادي اظهار كرد: ايران به تدريج به جايي ميرسد كه توليد هيچ چيز در داخل كشور مقرون به صرفه نيست مانند اقتصاد عربستان. عربستان اصلا براي توليد توجيه اقتصادي ندارد چون هر چيزي را كه بخواهد ميتواند از خارج وارد كند اما تفاوت ايران با عربستان در اين است كه عربستان مشكلي به نام بيكاري ندارد. عربستان واردكننده نيروي كار است در حالي كه مساله اصلي در ايران پديده جدي و خطرناك بيكاري است اگر تراز پرداختهاي ايران همچنان وابسته به نفت باشد بنيه توليد صنعتي و كشاورزي تضعيف ميشود در چنين شرايطي تورم و بيكاري با هم اتفاق ميافتد.
نيلي افزود: با افزايش قيمت نفت و درآمد ارزي دولت، دولت به نهاد قويتر در اقتصاد تبديل ميشود و يكي از پيامدهاي معمول افزايش قدرت نسبي دولت در اقتصاد افزايش مخارج دولت است. بودجه شتابانتر نسبت به افزايش قيمت نفت واكنش نشان ميدهد تصدي و مداخله دولت در اقتصاد افزايش مييابد مداخله دولت در اقتصاد افزايش مييابد و ميتواند به بخش خصوي امر و نهي كند.
اين محقق و پژوهشگر اقتصادي يادآور شد: تصدي دولت با شوك مثبت نفتي رابطه مثبت دارد و هرچه دولت در اقتصاد بزرگتر شود شاخص اختلال دولت در بازار كار بيشتر ميشود. اقتصاد ايران اصطلاحا به بيماري هلندي مبتلا شده است وابستگي اقتصاد به نفت بزرگتر شدن دولت، افزايش اختلال دولت در اقتصاد و رقابت پذيري بخشهاي مدرن اقتصاد به دليل كاهش نسبي نرخ ارز از علائم اين بيماري است.
وي با اشاره به بعد جغرافيايي پيامدهاي افزايش قيمت نفت گفت: مخارج دولت با افزايش قيمت نفت در شهرهاي بزرگ افزايش مييابد. اين درآمد با تاخير دوباره در شهرهاي بزرگ جمع ميشود و فاصله درآمدي بين شهرهاي بزرگ افزايش مييابد و باعث گسترش مهاجرت و حاشيهنشيني ميشود. تهران به عنوان جايگاه مرفهترين و فقيرترين اقشار است. تهران به وسيله فقر محاصره شده است و يك تضاد بزرگ در آن در حال شكلگيري است.
نيلي ادامه داد: نابرابري در شهرهاي بزرگ تمايلات باز توزيعي را گسترش ميدهد، روانشناسان اجتماعي معتقدند وقتي قيمت نفت افزايش مييابد مردم انتظار دارند سياستهاي باز توزيعي انجام شود، كساني كه نفت را بر سر سفره مردم بياورند محبوبترند تا كساني كه درآمد حاصل از آن را صرف سرمايهگذاري كنند.
وي اضافه كرد: با افزايش قيمت نفت سرمايهگذاري فيزيكي افزايش مييابد و سرمايهگذاري در سرمايه انساني اهميتش را از دست ميدهد. وقتي كالايي با بهترين تكنولوژي از خارج وارد ميشود آموزش نيروي انساني كار عبثي است. چرا دانشگاه از بخش صنعت سفارش نميگيرد؟ ارتباط بين صنعت و دانشگاه ارتباطي مصنوعي است و هزينه دولت در آموزش بين كشورهاي دنيا جزو كمترين سرمايهگذاريهاست چون دولت توجيه اقتصادي در اين بخش نميبيند.
نيلي در خصوص اقتصاد سياسي افزايش قيمت نفت بيان كرد: يك بشكه نفت كه با 5/1 دلار توليد ميشود با 60 دلار فروخته شده و 58 دلار به ازاي هر بشكه رانت وارد اقتصاد ميشود. دولتهاي رانتيه به گونهاي اولا حداقل وابستگي به مردم را دارند ثانيا مردم را به خود وابسته ميكنند و رشتههايي مردم را به دولت متصل ميكند كه نتايج آن در اقتصاد سياسي ايران به اين گونه است كه دولتها بدون عملكرد مطلوب نميتوانند مردم را راضي كنند.
نيلي افزود: گروههايي ذينفع در اقتصاد ايجاد ميشود و كارآفريني توجيه خود را از دست ميدهد، نكته مهم اين است كه مردم انگيزههاي خود را از دست ميدهند. تمركز اختيارات دولت زياد ميشود و فساد مالي و ناكارآيي نظام اداري گسترش مييابد.
نيلي در خصوص سرمايه اجتماعي گفت: سرمايه اجتماعي به معني اعتمادي است كه ميان مردم وجود دارد يكي از مولفههاي مهم رشد مردم سرمايه اجتماعي در كشورهاي فاقد منابع طبيعي مردم براساس عقلانيت منفعت جويانه به اين نتيجه رسيدهاند كه حول محور اشتراك منافع با هم كار ميكنند در حالي كه در ايران افراد حول محور تضاد منافع با هم كار ميكنند تا زماني كه سرمايه انساني و اجتماعي در كشور ضعيف است نميتوان به رشد اقتصادي مطلوب دست يافت.
نپرداختن دستمزدها و بیکاری سرنوشتی است که طبقه کارگر در رژیم مافیاهای نظامی – مالی یافته است :
◄ در 23 اردیبهشت كارگران از ميان خود 5 نفر را به نمايندگي براي حضور در مراجع قضايي و ادارات مربوطه انتخاب كردند . ﺁنها در اين اقدام، با مخالفت شديد مديريت شركت مواجه شده است.
نمايندگان كارگران با نوشتن نامهاي به فرمانداري ، اداره كار و خانه كارگر نيشابور ، خواستار رسيدگي مسئولان به مشكلات حقوقي كارگران شدند . بدین خاطر، با مخالفت شديد مديريت و تهديد به اخراج روبرو شدند .
◄ در 24 اردیبهشت اعلان شد : به دليل غير عملي بودن وعدههاي مسوولان و عدم دريافت ماهها حقوق ، مزايا و سنوات معوق ، بيش از 700 كارگر شاغل در دو شركت صنايع پوشش و ايران الكتريك گيلان به تهران ميآيند .
◄ در 24 اردیبهشت، 236 كارگر شركت "دشتناز" ساري به دليل تضييع حقوق قانونيشان از سوي مسوولان استان و عدم صدور حكم مراجع قضايي ساري نسبت به حفظ حريم زمين خريداري شده از سوي كارگران , در مقابل ساختمان استانداري مازندران دست به تجمع اعتراضآميز زدند . كارگران شعار مي دادند , دولت احمدي نژاد ، عدالت ، عدالت
◄ نامه سرگشاده جمعي از كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران به احمدی نژاد
با سلام
آقاي رئيس جمهور :
نامه جنابعالي به آقاي بوش را در روزنامه ها خوانديم ،اين سؤال در ذهن ما بوجود آمد وقتي شما در نامه اي خطاب به رئيس جمهور آمريكا مينويسيد كه آيا از وضعيت كشور خود با خبر هستي ،آيا ميدانيد در كشور شما چند نفر بيكار،فقير،تهيدست و بيخانمان است ، آيا ميدانيد در كشور شما و كشورهاي همجوار شهروندان و كارگران و روشنفكران طرفدار حق وعدالت بدون داشتن جرم صرفا" بخاطر عملكرد دولت و سياستهايش حق آنها را ضايع ميكنند و بخاطر نداشتن شغل و امنيت شغلي و اخراج بي دليل از كار ،فقر، بدبختي و فحشا اعتراض مي كنند بازداشت شده وبدون اينكه محاكمه بشوند و جرم آنها ثابت بشود به زندان انداختة ميشوند و حتي آنها را از داشتن وكيل و ملاقات با خانواده هايشان محروم مي سازند.
آقاي رئيس جمهور :v
ما نه سياسي هستيم نه حامي هيچ گروه و فرقه اي ،بلكه فقط دنبال منافع كارگران ايران اسلامي. سال 1385سال پيامبر اكرم نامگذاري شده است داستان شخصي كه فرزندش را بابت نخوردن خرما بحضور رسول اكرم برده بود بياد آورده و ببينيد آيا مشكلاتي كه خطاب به آقاي بوش ذكر كرديد ،در كشور ما وجود ندارد
آيا ما كارگران ايران امنيت شغلي داريم، آيا اصلا" شغلي داريم كه امنيت داشته باشد ،آيا همه آزادانه مي توانند خواسته هاي خود را بيان كنند تا چه رسد به اعتراض ،آيا در كشور ما نهادهاي مدني (در جامعه كارگري سنديكاها )
آزادانه تشكيل مي شوند و اجازه فعاليت به آنها داده مي شود يا هركس كه كمي آگاهي پيدا كند و بخواهد طبق قانون اساسي و مقاوله نامه هاي بين ا لمللي اين كار را انجام دهد توسط مافياي قدرت در نطفه خفه مي شود و هزاران انگ به آنها نسبت داده مي شود در حالي كه اينگونه نيست وآنها بجز اجراي قانون اساسي و قوانين داخلي و بين المللي چيز ديگري نمي خواهند ،آيا اين عدالت است كه سرمايه داران و كارفرمايان آزادانه تشكيلات صنفي خود را اداره كنند ولي كارگران چنين اجازه اي نداشته باشند .
آ قاي رئيس جمهور :
شما قبل از رياست جمهوري شهردار تهران و كارفرماي كارگران شركت واحد محسوب مي شديد وتوسط همكاران ما از مشكلات ما مطلع بوديد،بعد از انتخاب شما به رياست جمهوري ما انتظار داشتيم با اختيار بيشتري كه بدست آورده ايد گروهي از مشكلات ما را رفع كنيد ولي متاسفانه نه تنها اينگونه نشد بلكه تعداد كثيري از همكاران ما را بدون دليل بازداشت كرده و تا به امروز بعداز گذشت بيش از پنج ماه يكي از همكاران ما به نام منصور اسالو بيگناه در زندان بسر مي برد و از داشتن وكيل كه حق مسلم زندانيان مي باشد محروم است .
با استناد به اصول 35و32 قانون اساسي ،آيا اعتصاب جرم است ،آيا كارگر بجز اعتصاب راه ديگري براي رساندن فرياد عدالتخواهي خود دارد . شما با سفر به استانها از مردم ميخواهيد فرياد اعتراض خود را به تهران برسانند پس چرا در تهران صداي اعتراض كارگران شركت واحد در نطفه خفه مي شود .چرا اجازه ميدهيد بجاي پخش شيريني و تبريك روز كارگر، در روز كارگربا باطوم از كارگران پذيرايي شود . چرا كارگران شركت واحد بخاطر تشكيل تشكل مستقل كارگري (سنديكا)طبق مقاوله نامه هاي 98و87 سازمان بين المللي كار كه حق مسلم كارگران است بدون آنكه از طرف جنابعالي عكس العملي صورت پذيرد مورد بازخواست و بازداشت قرار ميگيرند.شما به مسائل كارگري آگاهيد و مي دانيد تشكيل سنديكاهاي مستقل و واقعي كارگري از بديهي ترين و شايد مهمترين حقوقي است كه مي توان براي جامعه كارگري قائل شد ، با تشكيل دموكراتيك سنديكاهاي كارگري كه برآمده از بطن جامعه كارگري باشند مي توان نسبت به تحقق بسياري از اهداف وتامين بخش عمده اي از نيازهاي جامعه كارگري خوشبين بود . افزايش قدرت چانه زني كارگران،تقويت روند سه جانبه گرايي، واقعي شدن فضاي بحث ميان فعالان حوزه كار ،پيگيري معقول و منطقي خواسته هاي كارگران و كم هزينه شدن چالشهاي اجتماعي در فضاي كارگري تنها بخش كوچكي از آثار تشكيل سنديكاهاي كارگري است كه البته به رغم تمام اين مزايا همچنان در هزار توي ديوان سالاري و تنگ نظري بلا تكليف رها شده است . حضور كارگران در نهادهاي تصميم گيري، توزيع عادلانه قدرت و ثروت تنها زماني تحقق مي يابد كه كارگران بتوانند در قالب نهادهاي مدني در جامعه حضور يافته و پيرامون شرايط واقعي كار و زندگي خود به بحث و تبادل نظر بپردازند .
اگر به اين مجموعه تعهدات قانوني ايران براي اصلاح فصل ششم قانون كار و فراهم كردن بستري براي تشكيل سنديكاهاي كارگري كه با امضاي مقاوله نامه هاي سازمان بين المللي كار بر عهده دولت جمهوري اسلامي ايران گذاشته شده اضافه كنيم به نظر مي رسد رياست محترم قوه مجريه براي نخستين بر خورد خود با تعلل كنندگان استيفاي حقوق كارگران بايد سراغ وزارت كار و امور اجتماعي برود كه به رغم تصريح قانون اساسي و تعهد بين المللي ايران ،همچنان در برابر تشكيل سنديكاهاي واقعي و مستقل كارگري كه در فرايندي دموكراتيك به وجود آمده اند ،تعلل ميورزد .
تلاش براي استيفاي حقوق كارگران توسط نهادي از نهادهاي مستقل و نمايندگان واقعي كارگران بيشتر شبيه به مهرورزي دايه هايي است كه از دور ، دستي به آتس دارند
با اميد به پيروزي همه كارگران
گروهي از كارگران و رانندگان شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
25/2/1384
بازتکثیراز: اتحاد بین المللی حمایت از کارگران در ایران
◄ در 25 اردیبهشت، 100 نفر از کارگران شرکت الکتريک گيلان بار ديگر در اعتراض به پرداخت نكردن حقوق و مطالباتشان در مقابل اين كارخانه تجمع کردند.
◄ در 25 اردیبهشت این خبر انتشار یافت : 500 كارگر شركتهاي "تهران پتو" و " ايران ترمه" 5 ماه است حقوق نگرفته اند . ايران ترمه حدود 300 و تهران پتو هم حدود 200 كارگر دارد كه متاسفانه در حال حاضر اين 500 كارگر بيش از 5 ماه است حقوق دريافت نكردهاند.
◄ در 31 اردیبهشت، این خبر انتشار یافته است : در پي انتشار خبراخراج دهها نفر از كارگران اعتصابي شركت ايران خودرو در هفته هاي گذشته توسط جمعي از كارگران اصغر دانشيان معاونت منابع انساني كه هفته گذشته براي گفتگو در ميان كارگران حاضر شده بود در پي اعتراض و سوالات كارگران رسما اين خبر كه دهها نفر از كارگران اعتصابي اخراج شده اند را تائيد و آنها را عامل خسارت وارده به شركت در اثراين اعتصاب اعلام كرد.