« شماره ۶۵٢ از ۱ تا ١٥ شهريور »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


گرانی هزینه زندگی و رانت خواری و خرج ذخیره ارزی و ... و خطر تحریم اقتصادی ایران :

انقلاب اسلامی : در قسمت اول، نامه ای را می خوانید که تکمیل گزارش مفصلی است که در شماره 650 انقلاب اسلامی ، در باره قیمتها و زندگی اکثریت بزرگ مردم در فقر سیاه بود . در قسمت دوم خبرهائی را می خوانید گویای رانت خواری، بالا رفتن میزان تورم ، برداشت از ذخیره ارزی :

گذران زندگی در فقر روز افزون مردم :

مدیر مسئول نشریه انقلاب اسلامی در هجرت جناب اقای بنی صدر با سلام
در شماره 650 این نشریه مقاله ای در مورد وضعیت معیشتی مردم ایران درج شده بود. بهتر دیدیم داده های جدیدی را در تکمیل ﺁن ، در اختیار بگذاریم :
• در هفته گذشته مسئولی از وزارت صنایع یا بازرگانی ایران در مصاحبه ای در مورد مصرف و تولید گوشت ، این اطلاعات را بر زبان ﺁورد :
* مصرف سرانه گوشت در جهان برای هر نفر 24 کیلو در سال است که به ازای هر خانواده 4 نفره در سال 96 کیلو گرم می شود. در حالی که با محاسبه 6 کیلو در ماه مقاله شما برابر است با 72 کیلو در سال یعنی به ازای هر نفر 18 کیلو مصرف سرانه .
مقام مسئول این میزان مصرف را تنها در مورد گوشت قرمز اعلام کرد. از مصرف گوشت سفید سخنی نگفت . بر اساس ﺁمار مقاله شما مصرف سرانه گوشت به ازای هر نفر برابر است با 6 کیلو در سال و برای خانوار، 24 کیلو . یعنی یک خانواده ایرانی 4 نفره مصرف گوشتش برابر است با یک نفر در حد معمولی .
این ﺁمار فقر فاجعه ﺁمیزی را گویائی می کنند که ملت ایران گرفتار ﺁنست .
* همین مسئول ، در مورد میزان تولید گوشت و مصرف ﺁن ، در ایران، گفت : تولید گوشت در ایران برابر است با 800000 تن و مصرف گوشت در ایران در سال برابر است با 830000 تن . 30000 تن گوشت مورد نیاز از برزیل خریداری می شود .
نکته جالب این که بنا بر قول این مسئول، میزان تولید و مصرف گوشت در ایران طی چهار سال گذشته تغییر نکرده است . یعنی طی 4 سال ، با وجود افزودن شدن حداقل 7 میلیون نفر بر جمعیت کشور، مصرف ثابت مانده است . به سخن دیگر ، تولید ثابت مانده و مصرف کاهش یافته است . چرا ؟ زیرا فقر مردم بیشتر شده است . * بر اساس ﺁماری که مسئول اظهار کرده است نیز مصرف سرانه گوشت در جهان 24 کیلو است اما در ایران، مصرف گوشت تقریبا نصف مصرف سرانه گوشت در جهان یعنی حدود 12 کیلو است .
تازه این ﺁمار میانگین ها هستند . یعنی اکثریت یا ﺁن قدر فقیرند که نمی توانند گوشت بخورند و یا بسیار کمتر از میانگین گوشت می خورند . * و باز مسئول گفت : هستند در کشور های اروپایی و امریکایی مردمی که مصرف سالانه گوشت ﺁنها حدود 76 کیلو تا 90 کیلو است . یعنی 6 تا 5/7 برابر متوسط مصرف در ایران .
این آمار و ارقام به ما می گویند چرا مردم در ایران روز به روز ﺁب می شوند ، ضعیف تر می شوند و بیماری ها در ایران شیوع پیدا می کنند و مردم کوتاه تر می شوند .
• بر اساس ﺁمار سازمان بهداشت
* بیش از نیمی از ایرانیان به خاطر سوء تغذیه مشکل کم بینی دارند .
* بیش از نیمی از ایرانیان به خاطر سوء تغذیه مشکل خرابی دندان دارند .
* بیش از نیمی از ایرانیان به خاطر سوءتغذیه مشکل قد و وزن دارند .
و این در حالی است که هزینه های تبلیغاتی و حمایتی از حزب الله لبنان برای کشور ایران ماهیانه حدود 50 میلیون دلار است . یعنی سالانه 600 میلیون دلار .
البته در این ﺁمار، نفت تحویلی به سوریه و کمکهای مالی به گروههای مسلح در فلسطین اشغالی و گروه مقتدی صدر در عراق و گروههای توحید و محمد در ترکیه و گروه عبداالله خان و ... در افغانستان و گروه های دیگر، به حساب نیامده است .
* باز مسئول می گفت : مردم ایران چون گوشت مصرف نمی کنند بهتر است که در کنار گوشت از فرﺁورده های گوشتی مانند کالباس و سوسیس استفاده کنند که او خود بهتر می دانست خانواده ای که پول خرید گوشت را ندارد چگونه می تواند کالباس یا سوسیس کیلویی 4 هزار تومان را خریداری کند تا یک وعده مصرف غذایی داشته باشد . این خانواده برای رفع سوء تغذیه بهتر می داند که به جای خرید فرﺁورده های گوشتی ، سویا و سیب زمینی و بادمجان و پای مرغ و بال مرغ خریدداری کند که چند وعده غذایی داشته باشد .
• در کنار این ﺁمار ، باز هم در هفته گذشته مسئول با وجدان دیگری اعلام کرد: در ایران 11 درصد مردم زیر خط مطلق فقر هستند . یعنی حدود 8 میلیون نفر . که البته در ایران رسم است ﺁمار گوناگون اعلام کنند . بنابر نیاز ، ارقام ﺁمار تغییر می کنند . برای مثال وقتی با یکدیگر سر شاخ می شوند، کسانی که زیر خط فقر قرار می گیرند ، 80 تا 90 درصد نیز می شوند.
بنا را بر 11 درصد بگذاریم :
* خانواده ای که توان زندگی در حد خط فقر را ندارد چگونه می تواند 125 میلیون تومان پول بدهد سهام حراج شده ایران را خریداری کند. زیرا خامنه ای طی حکمی به احمدی نژاد دستور داده است 20 در صد از سهام قابل فروش را به دو دهک پایین جامعه بفروشد .
* میزان هزینه ای که آموزش و پرورش ایران در ازای هر دانش اموز به محل تحصیلی آنان در مدارس یا دبیرستانها می پردازد سالانه دو هزار تومان است .
بودجه دولت ایران برای هر دانش ﺁموز سالانه دو هزار تومان است یعنی سالانه حدود 2 دلار و از ﺁنجایی که کل دانش آموزان ایران 16 میلیون نفرند ، پس کل هزینه ای که وزارت ﺁموزش و پرورش از دولت برای دانش ﺁموزان ایران در یک سال، 32 میلیون دلار می شود
ﺁیا می توانید باور کنید که دانش ﺁموزان ما به خاطر فقر مالی توان ادامه تحصیل را نداشته باشند و مدیران مدارس و دبیرستانها به زور از خانواده ﺁنها پول بگیرند ولی سرمایه های ایران را رانت خواران به جیب بزنند و خرج بحران بازی در داخل و خارج بشود ؟
در قانون اساسی ایران ﺁمده است که تحصیلات در ایران رایگان است ولی از ﺁنجا که سرمایه کشور را رانت خواران می دزدند و به خارج منتقل می کنند و سهم عمده بودجه صرف ملاتاریا و بحران سازیها می شود، هزینه های تحصیلی را از مردم به زور می گیرند .
انقلاب اسلامی : ﺁیا بیماری سخت خامنه ای فرصت را از ﺁن سخت سران کرده است ؟ در گزارشی از ایران ، افزون بر این خبر، رفتارهای رژیم و گرایشهایش و مردم را در قبال جنگ لبنان می خوانید :