انقلاب اسلامی : در قسمت اول خبرها و نظرها در باره بحران اتمی و در قسمت دوم خبرها پیرامون بحران عراق و وضعیت را می خوانید :
تهدید سران 8 کشور - عبدالقادر خان و نقش او - سازش یا قطعنامه جدید بر ضد ایران ؟ :
*تهدید سران 8 کشور ثروتمند جهان و واکنش دو جناح رژیم :
• به گزارش دیلی تایمز ( 11 ژوئن )، در 8 ژوئن 2007، سران 8 کشور ثروتمند جهان ، امریکا و انگلستان و ﺁلمان و ایتالیا و روسیه و ژاپن و فرانسه و کانادا ، در بیانیه پایانی کنفرانس خود، ابراز تأسف کردند از این که ایران قطعنامه های شورای امنیت را اجرا نکرده اند و از ایران خواستند قطعنامه های شورای امنیت را اجرا کند، وگرنه ، قطعنامه حاوی مجازاتهای شدیدتری به تصویب شورای امنیت خواهد رسید . سخنان بی موقع احمدی نژاد ، هم سبب توافق بر سر این تهدید شد و " یهود ستیزی " احمدی نژاد موجب توبیخ رژیم ایران و سخت شدن لحن بیانیه در باره ایران گشت .
• باز به گزارش دیلی تایمز، ایران به دو جهت تحت انتقاد شدید است : اجرا نکردن قطعنامه های شورای امنیت و کاستن از همکاری با ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی . در گزارش به شورای حکام ﺁژانس که روز دو شنبه 11 ژوئن در وین تشکیل شد ، بر سرعت حرکت ایران بسوی غنی کردن اورانیوم و کاستن از همکاری این کشور با ﺁژانس ، تأکید شد .
گزارش 23 مه مفتش ﺁژانس می گوید : ایران نه تنها قطعنامه ﺁژانس و تاریخی را نادیده گرفته است که در ﺁن، مهلت داده شده به ایران پایان می پذیرد، بلکه از ﺁغاز سال جدید بدین سو، به پیشبرد برنامه غنی سازی اورانیوم سرعت نیز بخشیده است .
یک مقام سازمان ملل می گوید : ایران هم اکنون 2000 سانتریفوژ دارد و تا ماه ﺁینده ، شمار ﺁنها را به 3000 خواهد رساند . بکار انداختن این شمار سانتریفوژ ایران را قادر به تولید بمب اتمی ظرف یک سال می کند .
• به دنبال انتشار بیانیه سران 8 کشور، محمد علی حسینی ، سخنگوی وزارت خارجه رژیم مافیاهای نظامی - مالی این سان واکنش نشان داده است :
ما از اتخاذ اینگونه مواضع تکراری متأسفیم . ما از این امر متأسفیم که شورای امنیت به پایندی ایران به تعهدات خود در قبال ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی توجه نکرده است . هرگاه شورای امنیت قطعنامه جدید صادر کند باز ما ناگزیر هستیم به ﺁن عمل نکنیم . بیانیه سران 8 کشور می باید به گزارشهای ﺁژانس حاکی از همکاری ایران با این ﺁژانس توجه می کرد .
• به گزارش خبرگزاری فرانسه ( 9 ژوئن )، هاشمی رفسنجانی ، روز شنبه 9 ژوئن ، در باره تهدید سران 8 کشور، این سان واکنش نشان داده است : یکبار دیگر، ما شاهد ﺁنیم که کشورهای اتمی جهان از ایران می خواهند اجرای برنامه اتمی خود را متوقف کند . ﺁنها تهدید می کنند که اگر به قطعنامه شورای امنیت عمل نکنیم، مجازاتهای جدید بر ضد ما اعمال خواهند کرد . این اول بار نیست که این کشورها نسبت به ما ابراز خصومت می کنند . با وجود این ، ما قدم به قدم به جلو می رویم و حالا با عقل و درایت می توانیم از این مرحله سخت نیز عبور کنیم .
• ﺁسوشیتدپرس ( 11 ژوئن ) خبر می دهد دیداری که فرستاده بلند پایه ایران می باید با البرادعی ، در وین انجام می داد، بناگهان قطع شد . قرار بود در این دیدار ، به ﺁژانس اطمینان داده می شد که ایران ﺁماده است تا فعالیتهای اتمی غیر شفاف خود را شفاف کند به ترتیبی که ﺁژانس اطمینان حاصل کند تمامی فعالیتهایش شفاف هستند . این ظن وجود دارد که ﺁن بخش از فعالیتها که سری هستند با هدف تولید سلاح اتمی انجام می گیرند .
دیپلماتهای ﺁگاه از پرونده اتمی ایران در ﺁژانس، بر این نظر هستند که علت لغو دیدار مقام بلند پایه ایران با البرادعی ، مخالفت احمدی نژاد و مشاوران او هستند که با هرگونه امتیاز دادنی مخالف هستند .
مقام ایرانی که می باید به ملاقات می ﺁمد، جاوید وعیدی بود . ﺁمدن و گفتگو کردنش با البرادعی و اطلاع دانش به مدیر کل ﺁژانس که ایران ﺁماده شفاف کردن فعالیتهای اتمی خویش است، ﺁزمونی بود از ﺁمادگی ایران برای خاتمه بخشیدن به فعالیتهای اتمی سوء ظن بر انگیز . یک دیپلمات می گوید : ملاقات وعیدی با البرادعی لغو شد زیرا او حامل وعده شفاف سازی فعالیتهای اتمی نبود .
دیپلمات دیگری که خواست نامش محفوظ بماند بخاطر این که اطلاعی که در اختیار می گذاشت سری بود، به ما گفت : وعیدی ﺁماده بود بیاید و به البرادعی پیشنهادهای مشخصی را ارائه کند اما به او دستور داده شد از سفر به وین منصرف شود .
هفته پیش، در ﺁستانه تشکیل کنفرانس سران 8 کشور، احمدی نژاد گفته بود : فشار غرب برای این که ما برنامه غنی سازی را متوقف کنیم، بازی کردن با دم شیر است .
گرگوری شولت، نماینده امریکا در ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی گفت : رهبران ایران به تکمیل ظرفیت اتمی خود ادامه می دهد . این ظرفیت خاص تهیه سوخت برای نیروگاه اتمی نیست بلکه بضرورت مخصوص تولید بمب اتمی است .
• در 17 ژوئن ، رویتر گزارش کرد که لاریجانی و سولانا در روزهای ﺁینده ملاقات و گفتگو خواهند کرد .
همزمان، رایس ، وزیر خارجه امریکا، به وال استریت جورنال گفته است : گفتگوهای سولانا و لاریجانی بی نتیجه بوده اند .
* شبکه عبدالقادر خان و فروش نقشه ها و تجهیزات اتمی به ایران به روایت گردون کوررا که کتابی در باره عبدالقادرخان ، " پدر بمب اتمی پاکستان " نوشته است :
• لوموند ( 12 ژوئن ) مصاحبه ای با گوردن کوررا Corera نویسنده کتاب در باره شبکه عبدالقادر خان انتشار داده است. این نکات از ﺁن مصاحبه درخور توجه است :
* لوموند : شما به تازگی، در انگلستان و امریکا، کتابی در باره عبدالقادر خان و شبکه او انتشار داده اید. وضعیت امروز او که پدر بمب اتمی پاکستان خوانده می شود، چگونه است ؟
● کوررا : او امروز، در خانه خود در اسلام ﺁباد، در حصر است . ارتباط با خارج از خانه را ندارد . در 2004، در تلویزیون پاکستان، او اعتراف کرد که سامانه وسیعی برای صدور تکنولوژی اتمی، بدون اطلاع دولت پاکستان، ایجاد کرده بود . روز بعد، پرویز مشرف، رئیس جمهوری پاکستان او را عفو کرد .
* لوموند : شبکه او چگونه کشف شد؟
● کوررا : بنظر من، در ماه فوریه 2003 بود که یک گروه کوچک از کارشناسان ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ، وارد نطنز، در ایران، شد . امروز ، همه نام نطنز را می شناسند و از وجود تأسیسات اتمی در ﺁن اطلاع دارند . اما تا ﺁن زمان، ایران مدعی بود تأسیسات موجود در نطنز خاص تحقیقات پیرامون پیشرفت صحرای کویر است . اما وقتی مفتشان ﺁژانس وارد ساختمانها شدند با سانتریفوژها روبرو شدند . با دیدن سانتریفوژها، یکی از ﺁنها ، که انگلیسی و نامش ترور ادواردس بود ، دریافت چگونه ایرانیها موفق شدهاند این اندازه در غنی سازی اورانیوم پیشرفت کنند : ماشین هائی که در برابر چشمان او قرار داشتند، عینا همانها بودند که او 30 سال پیش در هلند دیده بود . ﺁن زمان، او برای شعبه ای از اورنکو Urenco ، کار می کرد . در ﺁن انگلستان و ﺁلمان و هلند شریک بودند و کارش غنی سازی اورانیوم بود . همکار او یک مهندس جوان به اسم عبدالقادر خان بود . از ﺁن پس، عبدالقادر خان، در کشور خود، یک قهرمان شد . زیرا پاکستان را از بمب اتمی برخوردار کرد . ادواردس تردید نداشت که این عبدالقادر خان است که ایران را از تکنولوژی و سانتریفوژها برخوردار کردند . دلیل قطعی را لیبی در اختیار گذاشت : در دسامبر 2003، لیبی در علن اعتراف کرد که تجهیزات و تکنولوژی اتمی را دارد و توضیح داد که ﺁنها را از طریق شبکه عبدالقادر خان بدست ﺁورده است .
* لوموند : عبدالقادر خان شبکه صدور تکنولوژی و ماشین های اتمی را چگونه بوجود ﺁورد ؟
● کوررا : پاسخ به این پرسش بسیار مشکل است . زیرا بمدت یک ربع قرن، او جز به رئیس ستاد ارتش پاکستان به کسی حساب پس نمی داد . میان این دو هیچ واسطه ای نبود و هیچ نوشته ای نیز رد و بدل نمی شد . ارتش پاکستان او و فعالیتهایش را از دید دوایر اطلاعاتی غرب حفظ می کرد . از سال 1980، او دیگر تنها تکنولوژی و تجهیزات وارد نمی کرد بلکه ﺁنها را صادر نیز می کرد . او از شبکه صنعتی ، بطور عمده اروپائی ، سود می جست که در ﺁغاز برای نیازهای پاکستان بوجود ﺁمده بود . حالا می دانیم که او در 1990 ، به عراقیها پیشنهاد کرده بود به ﺁنها تکنولوژی و تجهیزات بفروشد . اما عراقیها نپذیرفته اند . زیرا از ﺁن بیم داشته اند که غربیها دامی برایشان گسترده باشند . با سوریها نیز تماس گرفته بود اما نتیجه نگرفته بود . در عوض، اطمینان حاصل است که ایران و کره شمالی و لیبی پیشنهاد او را پذیرفته اند .
* لوموند : شما در کتاب خود این سه مورد را شرح داده اید . ترتیب فروش تکنولوژی و تجهیزات در هر مورد چگونه بوده است ؟
● کوررا : معامله اول با ایران انجام گرفته است . در اتاق یک هتل ، در دوبی ، در 1987 معامله انجام گرفته است . ﺁن زمان، فرستاده های ایران مبلغ 3 میلیون دلار برای دریافت مجموعه ای از نقشه ها پرداختند که به ﺁنها امکان می دادند سانتریفوژ ها را بسازند . از قرار، ایرانیها نمی توانسته اند از روی نقشه ها سانتریفوژها را بسازند . در 1993، با عبدالقادر خان ، از نو، تماس می گیرند . این بار، از او می خواهند به ﺁنها سانتریفوژ بفروشد . ﺁخرین تماس ﺁنها با عبدالقادر خان، در 1999 انجام گرفته است . بهر رو، در 1995، ایران شروع به ساختن سانتریفوژ کرده است . نخست در کارخانه ای در اطراف تهران و سپس در مرکز نطنز .
در اوائل 1990، پاکستان بر ﺁن می شود که موشک بسازد . عبدالقادر خان به کره شمالی می رود و با مقامات ﺁن کشور وارد معامله می شود : کره ایها نقشه های ساختن موشک نودونگ را در اختیار پاکستان می گذارد و پاکستان تکنولوژی غنی سازی اورانیوم را به کره می دهد . در طول دهه 90 روابط دو کشور در این دو زمینه بیشتر می شود .
اما در 1995 بود که عبدالقادر خان معامله بزرگ خود را انجام داد . این معامله با لیبی بود . این بار، دیگر مثل ایران نبود که نقشه ها و قطعات فروخته شوند . قذافی برنامه کامل می خواست . هزارها سانتریفوژ مدل جدید و ماشین های لازم برای تولید سانتریفوژها و دستور العمل شامل جزئیات را می خواست . این بار، خان می باید دست بکار تولید صنعتی سانتریفوژ بمقیاس بزرگ می شد . واحدهای تولید در همه جا ایجاد شدند، در مالزی ، در ترکیه و در افریقای جنوبی . قطعات به دوبی فرستاده و از ﺁنجا به لیبی برده می شدند . وسعت عملیات بود که سبب لو رفتن شبکه عبدالقادر خان شد . سیا و انتلیجنت سرویس پی بردند کاری دارد انجام می گیرد . و از سال 2000 بدین سو، از روابط خان با کره شمالی و لیبی سردرﺁوردند .
* لوموند : اما سه سال طول کشید که فعالیتهای شبکه متوقف شوند .
● کوررا : مسئله این بود که چگونه باید بساط خان را جمع کرد . منزلت او بمثابه قهرمان پاکستان کار را مشکل می کرد . بخصوص بعد از ترورهای 11 سپتامبر که امریکا بیش از پیش نیازمند همکاری پاکستان در مبارزه با القاعده بود . انتلیجنت سرویس و سیا فکر این را هم کردند که تأسیسات شبکه را در مالزی ، منفجر کنند اما این فکر رها شد . این در جریان سال 2002 بود که اطلاعات در باره فعالیت اتمی ایران و فعالیت کره شمالی برای تولید بمب اتمی ، از پرده بیرون افتادند . اما ﺁن زمان، تدارک جنگ با عراق، فعالیتهای دیپلماتیک را صرف خود می کرد : مضحک این که عراق تنها کشوری بود که پیشنهاد خان را نپذیرفته بود و اینک ، به این عنوان که صاحب تأسیسات لازم برای تولید بمب اتمی است ، گرفتار جنگ می شد . بسا بخاطر جنگ امریکا و انگلستان با غرب بود که لیبی ترجیح داد با این دو کشور وارد معامله شود : در مارس 2003 ، مأموران قذافی به انتلیجنت سرویس نزدیک شدند برای گفتگو در باره خلع سلاح . اما همه چیز را نگفتند و لیبی زیر بار تفتیش بین المللی نرفت . این تفتیش کشتی بی بی سی چینا در مدیترانه بود که همه چیز را تغییر داد. در این کشتی، قطعات یدکی خاص تجهیزات اتمی لیبی یافت شدند و در دسامبر 2003، لیبی ناگزیر شد همه چیز را بگوید . بیشتر اطلاعات قابل انتشار در باره شبکه عبدالقادر خان در ﺁن زمان انتشار یافتند و پاکستان دیگر نتوانست از او حمایت کند .
* لوموند : انگیزه عبدالقادر خان چه بود ؟
● کوررا : انگیزه او تنها عطش پول نبود . به باور من، بیزاری از رفتار غرب نیز بود . زیرا غرب می خواست ظرفیت اتمی را برای خود نگاه دارد و در کار تولید بمب اتمی توسط پاکستان بقصد تأمین امنیت خویش در برابر هند، اخلال می کرد .
* لوموند : ناکامی سازمانهای اطلاعاتی غرب را بمدت 30 سال، چگونه باید توضیح داد ؟
● کوررا : برای من قطعی است که این سازمانها شکست خورده اند : در باره شبکه عبدالقادر خان، بسیاری چیزها دانسته بودند . بگوئیم مراحل مختلف وجود داشتند . می توان گفت که در سالهای 1970، سازمانهای اطلاعاتی اروپا از کشف شبکه عاجز بودند . صاحبان صنایعی که با عبدالقادر خان در ارتباط بودند، زیر نظر بودند اما کاری انجام نشد . در سالهای 1980، بیشتر این سیاست امریکا بود که شکست خورد . اطلاعات در باره فعالیتهای خان به مقامات مسئول داده می شدند . اما امریکا برای مقابله با شوروی سابق در افغانستان، به پاکستان نیاز داشت و مسئله انتشار اسلحه اتمی ، در ردیف دوم اهمیت قرار گرفت . برخی از مسئولان امریکائی که به این گزینش اعتراض کردند، مقام و موقعیت خود را از دست دادند . و بالاخره ، در سالهای 1990، سازمانهای اطلاعاتی رد بخش کاملی از شبکه را گم کردند . در اطلاعاتشان ، نقصانها پیدا شدند .
* لوموند : بنظر شما پی ﺁمدهای عملیات گسترده انتشار تکنولوژی اتمی توسط عبدالقادرها خان، برای امنیت جهان، کدامها هستند ؟
● کوررا : سخن امروز ایرانیان در باره " دموکراتیزه کردن سلاح هسته ای " شنیدن دارد . بی کم و کاست همان سخن را بر زیان می ﺁورند که پاکستان در سالهای 1980 ، می گفت . اما توجیهات ایدئولوژیک به کنار، ارثیه عبدالقادر خان انتشار وسیع تکنولوژی اتمی است . البته او تجهیزات فروخته است اما همراه با ﺁن، دانشهای فنی نیز فروخته است . در نتیجه، تکنولوژی اتمی در دسترس تر شده است . تقاضای جهانی بی وقفه افزایش می یابد . بسیاری از کشورها خواستار دستیابی به تکنولوژی اتمی و بسا تحصیل بمب اتمی هستند . و نیز، شبکه عبدالقادر خان مرز میان قلمرو فعالیتهای دولتی و غیر دولتی را از میان برده است و این سئوال را پیش روی ما گذاشته است : چه خواهیم کرد اگر کسی دیگری چون عبدالقادر خان ، دست بکار ایجاد شبکه شود اما نه سلاح اتمی بلکه سلاح میکروبی که نیاز به تکنولوژی بسیار ساده تری دارد ؟
گوردن کوررا ، در بی بی سی، متخصص مسائل امنیتی است . مؤلف کتابهای Shopping for Bombs و Rise and Fall of the A.Q. Khan Network , C. Hurst & CO است .
انقلاب اسلامی: ناتوانی های سازمانهای جاسوسی امریکا ( سیا ) و انگلستان ( انتلیجنت سرویس ) ، یکی و دو تا نیستند : این سازمانها از بیماری شاه و گرایش مردم ایران به انقلاب ، غافل ماندند . از کودتا در افغانستان توسط کمونیستها ، پیشاپیش اطلاع نیافتند . از تحصیل اطلاع پیرامون انحطاط و سقوط رژیم کمونیستی در روسیه و دیگر کشورها ناتوان ماندند . از فعالیتهای القاعده بی اطلاع ماندند. از ایجاد و توسعه شبکه عبدالقادر خان بی اطلاع ماندند . از ...
با اینهمه ، نزد عقلهای قدرتمداری که خود را نیازمند حمایت قدرتهائی چون امریکا و انگلیس می بینند، سیا و انتلیجنت سرویس ﺁگاه از ما کان و ما یکون هستند !
* دورخیز برای سازش بر سر تعلیق غنی سازی ؟ :
• آفتاب ( 21 خرداد 86 ) بر اینست که : چند روز پس از مذاکرات علی لاریجانی مسئول ارشد پرونده هستهای ایران با خاویر سولانا و همچنین گفتگوهای لاریجانی در آلمان و سوئیس، سایت رجانیوز که توسط فاطمه رجبی نماد رسانهای حامیان دولت اداره میشود، با افشای بخشهایی از مذاکرات محرمانه ایران و غرب اعلام کرد که توافقات اولیهای درباره اجرای نوعی "تعلیق" انجام شده است و زمزمههایی در این زمینه شنیده میشود!
رجانیوز با مطلبی که زیر عنوان "کارشکنی در برابر تصمیم قطعی نظام" منتشر کرده، بدون نام بردن از علی لاریجانی، خبر داده است که در مذاکرات اخیر ایران و غرب گفتگوهای اولیهای بر سر پذیرش نوعی تعلیق انجام شده است. بنا بر ادعای "رجانیوز" ممکن است تهران تعهد دهد تعداد سانتریفیوژهای خود را از 3000 عدد بیشتر نخواهد کرد (یعنی ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها تعلیق شود) و البته مذاکراتی درباره فعالیتهای تحقیق و توسعه [R&D] نیز انجام شده است.
همزمان با انتشار این خبر توسط سایت افراطی رجانیوز و ایراد اتهامات به تیمهای سابق و فعلی مذاکرات هستهای (روحانی و لاریجانی)، چند رسانه صهیونیست نیز در هفتههای اخیر ادعا کردهاند تهران با طرفهای غربی درباره نوعی غنیسازی خشک که به معنی "تعلیق" ورود گاز UF6 به دستگاههای سانتریفوژ است مذاکراتی داشته است. با این حال، رسانههای آمریکایی از مخالفت لندن و واشنگتن با این امر خبر دادهاند. موضوع غنیسازی خشک اتفاقاً در سایت رجانیوز نیز مورد اشاره قرار گرفته است بدین شکل که این سایت تاکید کرده است هرگونه تعلیق (چه خشک چه غیر خشک) بر خلاف تصمیم قطعی نظام برای ادامه فعالیتهای هستهای است.
ﺁیا رجا نیوز دروغ سازی می کند و یا با انتشار این اطلاعات، زمینه را برای دورخیز دولت بقصد پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم ﺁماده می کند ؟
|