شماره ٦٣١ از ٦ تا ١٩ آبان


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر



بمناسبت بیست و پنجمین سال تجاوز عراق به ایران :

سند محرمانه امریکا حاکی از ﺁنست که 1 - ادامه جنگ در سود امریکا بوده است و 2 - کشورهای منطقه حاضر بوده اند به ایران غرامت بدهند و 3 - جنگ نباید پیروز می یافته و 4 - ... :
انقلاب اسلامی : یادﺁور می شود که
1 - امر بسیار مهم این که تاریخ سند خرداد 1361 ، یعنی زمانی است که با گذشت یک سال از کودتای خرداد 60، وضعیت جبهه ها همان است که در خرداد 60، پیش از کودتا، بوده است . 4 رشته عملیات که قرار بود - در صورت تن ندادن صدام به پیشنهاد غیر متعهدها تا شهریور 60 انجام بگیرند، با وجود یک سال تأخیر، هیچیک انجام نگرفته اند . از جمله ﺁن طرحها، طرح ﺁزاد کردن بخشی از شهر خرمشهر بود که در اشغال عراق باقی مانده بود . تاریخ انجام ﺁن طرح،3 ماه بعد از این گزارش است . به سخن دیگر، یک سال بعد، با ﺁنکه عملیات نظامی جدیدی انجام نگرفته بود - سند نیز این واقعیت را باز می گوید - ، عراق و رژیمهای عرب حاضر بوده اند ، به همان شرائط تن بدهند که در خرداد 60 تن داده بودند و اگر کودتا نمی شد ، جنگ ، با پیروزی ایران به پایان می رسید بدون این که نسلی از میان برود و 1000 میلیارد خسارت وارد شود و هدفهای امریکا و اسرائیل و انگلستان برﺁورده گردند .
2 - سند سانسور شده است . یعنی قسمتهائی از سند که با گذشت زمان، قابل دسترسی گشته و انتشار یافته است ، در نسخه منتشره ، حدف شده اند .
3 - سند حاکی از ﺁنست که امریکا ادامه جنگ را در سود خود می دانسته است . پیش از این ، ﺁلن کلارک، وزیر دفاع در حکومت خانم تاچر گفته بود : جنگ و ادامه ﺁن در سود انگلستان بود اسباب ایجاد و ادامه اش را فراهم ﺁوردیم و ﺁلسکاندر هیگ ، نخستین وزیر خارجه ریگان در گزارش کتبی به رئیس جمهوری ، خاطر نشان کرده بود که جنگ عراق با ایران ، به چراغ سبز و حمایت امریکا ، ﺁغاز گرفته است . این اسناد ، قول کلارک و گزارش هیگ را تأیید می کنند .
4 - کشورهای عرب منطقه که حامی صدام در حمله به ایران بوده اند ، حاضر به پرداخت غرامت به ایران بوده اند و صدام خود نیز حاضر به دادن امتیازهائی بوده است . بنا بر این امکان پایان جنگ از موضع فاتح ، وجود داشته است .
5 - خمینی و دستیاران او ، به گرفتن غرامت و پایان دادن به جنگ نمی اندیشیده اند بلکه به سرنگون کردن رژیم صدام و قدرت شدن ( کمر بند سبز کذائی ) ، می اندیشیده اند . غافل از این که
6 - می باید جنگ برنده و بازنده پیدا نمی کرده است و هیچیک از دو طرف توانائی از پا در ﺁوردن طرف دیگر را نمی یافته است .
7 - قوای ایران موفق به زمین گیر کردن قوای عراق و سپس راندن ﺁن و کشاندن جنگ به داخل خاک عراق شده اند و عراق جنگ را به ایران باخته است با وجود این ، رژیم خمینی فرصت را سوزانده است .
8- هرﺁنچه خمینی و امثال هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و محسن رضائی و ولایتی و... در باره جنگ گفته اند، دروغ بوده است .
در باره جنگ، حقیقت را بنی صدر به مردم ایران گفته است و اگر هشدار او در 22 خرداد 1360، شنیده شده بود و به جای کودتا، فرصت پایان دادن به جنگ مغتنم شمرده شده بود، ایران در جنگ 8 ساله ای ، یک نسل خود را از دست نمی داد و به جای 1000 میلیارد خسارت ، رشد می کرد و خمینی نیز ناگزیر نمی شود جام زهر را سر کشد.
در این شماره ، ترجمه قسمت اول سند را می ﺁوریم و در شماره ﺁینده ، ترجمه های قسمتهای دیگر را :

سند SNIE 34/36.2-82 مورخ 8 ژوئن 1982 پیرامون پی ﺁمدهای پیروزی ایران بر عراق :

این ارزیابی را مدیریت سیا بعمل ﺁورده است . سازمانهای اطلاعاتی زیر نیز در تهیه این ارزیابی شرکت کرده اند :
سیا و اطلاعات وزارت دفاع و سازمانهای اطلاعاتی وزارت خارجه ، وزارت نیرو و خزانه داری امریکا .
و نیز در این کار شرکت کرده اند :
اداره اطلاعات ستاد ارتش و رئیس اطلاعات نیروی دریائی و معاون اطلاعات نیروی هوائی و رئیس اداره اطلاعات ستاد نیروی دریائی
پیش از تذکر ، یادداشتی ﺁمده است که قسمتی از ﺁن سانسور شده است . بنا بر این یادداشت ، سازمانهای اطلاعاتی ارزیابی کننده با توجه به پیروزیهای ایران و ناتوانی عراق و افزایش نگرانی کشورهای میانه رو، هم ﺁنها نیاز به ارزیابی دقیق تری از پی ﺁمدهای شکست عراق دارند و هم امریکا می باید ارزیابیهای پیشین خود را تصحیح و برﺁوردی از وضعیت در 6 ماه ﺁینده بعمل ﺁورد .
انقلاب اسلامی : با توجه به متن، قسمت سانسور شده ، اشاره به تدابیری می شود که می باید برای جلوگیری از پیروزی ایران ، اتخاذ و به اجرا گذاشته می شده اند . فهرست مندرجات ارزیابی ، تذکر ، داوریهای اساسی - مدخل - ستیزه جوئیها با صدام حسین - استراتژی ایران برای سرنگون کردن رژیم صدام حسین - افزایش تحریکها و محدود شدن فعالیتهای نظامی - تعرض بزرگ زمینی - وضعیت داخلی ایران و خواستهای منطقه ای - اثر عمل ایران بر دولتهای منطقه :
عربستان سعودی - اردن - مصر - سوریه - لیبی - اسرائیل - جنبش عدم تعهد اثر بر بازار جهانی نفت - رفتار مسکو و گزینشهایش - واکنش احتمالی شوروی در صورت اشغال عراق توسط ایران - پی ﺁمدهای ﺁن از لحاظ منافع امریکا . انقلاب اسلامی : همین فهرست به خواننده می گوید چرا می باید جنگ طولانی و بی برنده می شد .
* داوریهای اساسی ( کلیدی ) :
عراق اساسا جنگ با ایران را باخته است . اشغال ذهنی عمده عراق اینست که چگونه مانع از ورود قوای ایران به خاک عراق و تصرف ﺁن شود . احتمال اندکی وجود دارد که عراقیها بتوانند ، به تنهائی و یا باتفاق دیگر کشورهای عرب ، وضعیت جنگی را وارونه بگردانند .
رژیم پرزیدنت صدام حسین سخت لطمه خورده است چنانکه ﺁن را در معرض سقوط قرار داده است . با وجود این ، سقوط ﺁن بسیار نزدیک نیست .
و نیز، ایران دست به عملیات بزرگ در خاک عراق نزده است . (قسمتی سانسور شده است ) تهران اینک در موضع ممتاز است و می تواند یکی از انتخاب های زیر را بعمل ﺁورد :
- دست زدن به تحریکات در منطقه شیعه نشین و کرد نشین و کمک به نیروهای عراقی در تبعید در انجام عملیات در عراق ، - حمله های هوائی و توپخانه ای به مناطق مرزی عراق و دست زدن به حمله های محدود توسط قوای زمینی .
- دست زدن به حمله نظامی بزرگ به داخل عراق برای برانگیختن شورش عمومی و یا فلج و متلاشی کردن ارتش عراق .
گزیدن دو انتخاب اول احتمال کودتا بر ضد صدام را افزایش می دهد اما غیر محتمل است که سبب پایان گرفتن سریع کار دولت بعثی سنی بگردد . تهران می تواند به فشار اقتصادی و نظامی به بغداد ، طی ماهها و یا سالها ادامه دهد بدون این که به عراق هجوم برد . در دوران طولانی این تنش، ایرانیان بسا موفق می شوند از کشورهای عرب خلیج فارس غرامت بستانند .
هرگاه گزینش این گزینه ها کافی برای ساقط کردن رژیم صدام نشدند و یا تحریکات عراق ادامه یافتند ، تهران ممکن است شکیبائی خود را از دست بدهد و دست به حمله بزرگ به عراق بزند . اگر ارتش عراق بطور جدی متلاشی و فلج شود و یا بصره به تصرف در ﺁید ، رژیم بعث بدجوری شکننده خواهد شد و اقبال ادامه دولت صدام حسین حداقل خواهد شد .
انقلاب اسلامی : ﺁبشخور " طرح هاشمی رفسنجانی " این ارزیابی بود . او که نظامی نبود تا این " طرح " از خود او باشد . ﺁنها هم این " طرح " را ، از طریق او ، به نیروهای مسلح تحمیل کردند، در سر، نه سقوط صدام که طولانی کردن جنگ را داشتند . در دوران ریاست جمهوری بنی صدر، پس از ﺁنکه نقشه دارودسته رفسنجانی - خامنه ای مبنی بر اینکه "تصرف بصره موجب سقوط رژیم صدام می شود " به خمینی داده شد ، بدستور بنی صدر، ستاد ارتش ﺁن را از لحاظ نظامی و پی ﺁمدهایش ، مطالعه کرد . نتیجه این شد که الف - از لحاظ نظامی ، جنگ برای اشغال بصره، با توجه به وضعیت زمین، پر تلفات و طولانی می شود و بسا قوای ایران را به تحلیل می برد . ب - بر فرض تصرف بصره، دلیلی برای سقوط رژیم صدام در بغداد ، وجود ندارد و د - ایران می باید ، با استفاده از زمین گیر شدن قوای عراق در طول جبهه ها، تدارک حمله از مندلی به داخل خاک عراق با بکند تا هم خود را به بغداد برساند و هم ارتباط شمال و جنوب عراق را قطع کند و...
بعداز کوتا ولی آنرا عملی کردند و در عمل نیز، همان شد که ستاد ارتش ارزیابی کرده بود . جنگ برای تصرف بصره قوای ایران را چنان تحلیل برد که برنده جنگ بازنده گشت و خمینی ناگزیر شد جام زهر شکست و قبول قطعنامه 598 را سر کشد .
فقدان جانشینی برای صدام ، در یک دوره ای، حکومت دستجمعی را - با موقعیت مسلط نظامیانی که مقامهای کلیدی را دارند و مقامهای امنیتی گروه حاکم کنونی - ببار می ﺁورد . بدون ﺁنکه در سیاست خارجی عراق تغییرهای عمده روی دهد . حکومت دستجمعی فرو می شکند بخاطر وارد شدن چهره های رهبری کننده در توطئه و تحریکها ها بر ضد یکدیگر . تحت این اوضاع و احوال، احتمالا ، عراق از نو، در دید گاه خود، بیشتر رادیکال و بر ﺁن می شود که بخاطر تثبیت جبهه، روابط بهتری برقرار کند . ( در این جا، دو جمله سانسور شده است )
رژیم روحانیان در ایران - که استوار بر قدرت هستند و می مانند حتی اگر ﺁیة الله خمینی بمیرد - خود را رهبر ملتهای " تحت ستم امپریالیسم " ، بخصوص امریکا ، می بیند . جنگ اتحادی میان ایران و سوریه و لیبی ببار ﺁورده است . اما این اتحاد مصلحتی در صورت از پا درﺁمدن رپیم صدام ، احتمالا برجا نمی ماند .
اسد، رئیس جمهوری سوریه ، بسا به حمایت خود از ایران ادامه می دهد . اما احتمال دارد او خود را شریک ایران در تصرف عراق نگرداند . اسد نگران ﺁنست که استقرار دولت شیعه رادیکال در بغداد ، سبب شود که چنین رژیمی بنیادگراهای سنی را در برابر رژیم اسد تقویت کنند .
( در این جا یک پاراگراف سانسور شده است )
    با وجود این ، ما تردید داریم که کشورهای عرب، حتی در صورت حمله بزرگ ایران به خاک عراق ، وارد جنگ عمومی عرب با ایران بگردند . غیر از مصر، کشورهای میانه رو عرب ظرفیت نظامی برای حمایت وسیع از جنگجویان را ندارند . و قاهره نیز احتمالا حاضر نمی شود وارد جنگ پر هزینه و ادامه دار ، بدون نتیجه مسلم می شود . حداکثر ، به حمایت ناچیزی بسنده می کند . دولتهای کشورهای خلیج فارس هم اکنون در کار یافتن راههای ﺁرام کردن ایران هستند . مشهود ترین راهی که یافته اند پرداخت غرامت به تهران هست هرگاه بپذیرد وارد مذاکره شود و به جنگ پایان ببخشد .
انقلاب اسلامی : بدین سان ، قول خائنانی چون هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی که پیشنهاد غرامت به ایران داده نشد دروغ است . هرچند هاشمی رفسنجانی در عبور از بحران ، دروغ خود را تکذیب می کند و می نویسد که پیشنهاد غرامت به ایران داده شد، اما در ششمین ماه جنگ، بهنگام ارائه دو پیشنهاد به ایران ، یکی از سوی هیأت سازمان کشورهای غیر متعهد و دیگری از سوی سازمان کشورهای اسلامی ، کشورهای عرب خلیج فارس پیشنهاد دادن غرامت به ایران دادند .
    وضعیت کنونی اثر کمی بر اوپک و بازار جهانی نفت دارد . ﺁتش بس موجب تشدید فشار در جهت کاهش بهای نفت می شود . در عوض، هجوم ایران به عراق ، یا حمله به تأسیسات نفت عراق و یا ایران ، برغم اثر اندکش بر میزان عرضه نفت ، بسا روانشناسی کمبود نفت در بازار را ببار می ﺁورد . بدترین وضعیت ، حمله ایران به تأسیسات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس است . زیرا ، برای ماهها، سبب کاهش جدی عرضه نفت می شود . ( در این جا، حدود سه سطر سانسور شده است )
امروز، جنگ ایران - عراق هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی بر موقعیت شوروی در منطقه گذاشته است :
* اثرات مثبت جنگ بر موقعیت شوروی در خاورمیانه :
- امکانی و فرصتی برای ﺁشوب بزرگ و تغییر رژیمهای محافظه کار با رژیمهای ضد غربی ، بنیاد گرا در منطقه پدید می ﺁورد . چرا که ثبات دولتهای این منطقه برای غرب بسی مهمتر است تا برای شوروی .
- به شوروی کمک می کند روابط خود با ایران را از لحاظ فروش اسلحه به ایران گسترش دهد . بلحاظ افزایش استعمال اسلحه روسی توسط قوای ایران .
- بطور معنی داری موقعیت صدام حسین را تضعیف می کند .
* اثرات منفی جنگ ایران و عراق بر موقعیت شوروی :
- از شدت مخالفت دولتهای میانه رو با حضور نظامی امریکا در خلیج فارس می کاهد . بسیاری از ﺁنها از بیم تهدید ایران و شوروی ، بهم نزدیک شده اند . - اتحاد عرب را در برابر اسرائیل سست می کند .
- جنگ، هم در ایران و هم در عراق نارضائی ببار می ﺁورد . و چون روسیه به هر دو طرف اسلحه می فروشد ، مردم دو کشور نسبت به روسیه شوروی غضبناک می شوند .
- و نیز جنگ روابط شوروی را با ایران و عراق غامض می کند . شورویها به سعی خود برای حفظ نفوذ خود در هر دو کشور ادامه می دهند . با وجود این ، شوروی ایران را در کانون توجه خود قرار می دهد . زیرا بهای ژئواستراتژیک سنگین تری دارد .
شورویها با حرارت درب را بروی رژیم خمینی می گشایند و بر رابطه دولت با دولت تأکید می گذارند . ( در این جا، حدود 4 سطر سانسور شده است )
بسا شورویها امیدوارند که ایران عراق را اشغال کند . این امر سبب می شود صدام حسین با رهبری جانشین شود که تمایل بیشتری به شوروی داشته باشد . با وجود این بدون اشغال ایران توسط شوروی ، این قدرت، در ایران ، اهرم قوی ندارد و محتمل نمی نماید که شوروی قدمهای مهمی برای پیشگیری از اشغال عراق توسط ایران بردارد . حتی با وجود این که پیش بینی می کنند که موجب استقرار یک رژیم بنیاد گرا در عراق شود .
( در این جا یک پاراگراف سانسور شده است )
مسئله عمده برای ایالات متحده امریکا ، از لحاظ مقابله با وضعیت جاری جنگ ایران با عراق ، جستجوی راههای ناکام گرداندن کوششهای ایران برای صدور انقلاب خویش و بازداشتن ایران از رفتن بسوی شوروی است .

( خط کشی ها از ما هستند )
انقلاب اسلامی - مقایسه این قسمت از سند که ترجمه شد با هشدار بنی صدر در 22 خرداد 1360 و تکرار این هشدار در کتاب " خیانت به امید " که در ﺁن، هدفهای غرب را از طولانی کردن جنگ بر شمرده است ، ایرانیان را از وسعت خیانتی که ملاتاریا با کودتای خرداد 60 ، بقصد استقرار استبداد وابسته و ادامه جنگ در سود امریکا و انگلیس و اسرائیل به ایران کرد، ﺁگاه می کند . بجاست ﺁن هشدارها را بیاوریم :

* هشدارهای بنی صدر در خرداد 60 پیرامون ادامه جنگ و هدفهای ﺁن (به نقل از خیانت به امید صفحه 208 ) :

1 - ایران که از راه انقلاب خود ، الگوی انقلاب شده است، به یک خطر خارجی تبدیل می شود و این امر سبب می گردد بازار وسیعی برای اسلحه امریکائی فراهم شود . 2 - امریکا با ایجاد پایگاه نظامی در خلیج فارس ، زنجیر پایگاههای نظامی خویش را ، با این حلقه ، بهم پیوند می دهد .
3 - اختلافات دینی و قومی که رژیم شاه نتوانسته بود در منطقه ایجاد کند، نه تنها امکان هرگونه وحدت عملی را از بین می برند بلکه سبب تحکیم حاکمیت امریکا و اسرائیل بر منطقه می شوند .
4 - جبهه امتناع از بین می رود و به احتمال قریب به یقین ، اسرائیل از فرصت استفاده کرده و بر لبنان حمله می کند تا کار نهضت مقاومت فلسطین را یکسره کند . انقلاب اسلامی : این حمله طبق طرح ﺁکاردئون ، انجام گرفت .
5 - با بی اعتبار شدن انقلاب ایران در داخل و خارج از کشور و از بین رفتن جبهه امتناع و ضعیف شدن فلسطینی ها ، رژیمهای وابسته به امریکا تثبیت می گردند .
6 - مصر، از نو، موقعیت رهبری را در جهان عرب پیدا می کند و محور ریاض - قاهره ، که یکی نیروی مالی و دیگری نیروی نظامی است ، تکیه گاه رژیمهای وابسته منطقه می گردند . اسرائیل نیز نقش سک پاسبان منافع امریکا را بر عهده می گیرد .
7 - و از ﺁنجا که رژیم خمینی بلحاظ گذشته گرائی و شکل گرائی ، انعطاف پذیری لازم را برای تطبیق خود با تحول سیاست جهانی امریکا ندارد ، ناگزیر موافقت دو سیاست رژیم خمینی و رژیم امریکا - که هر دو زیر فشار بحرانهای خود عمل می کنند - موقتی است و رژیم خمینی که زیر فشار داخلی نمی تواند روی حمایت امریکا حساب کند، به انتخاب میان سقوط بر اثر عمل مخالفان و یا تحول از درون ناگزیر می گردد .
8 - اختیار نفت و " پترودلار " در دست امریکا قرار می گیرد و اسلحه نفت را او هر وقت خواست بکار می برد .
انقلاب اسلامی : در هنگامه انتشار سند ها و موضعگیریهای بحران ساز ، رکود - که پنهان می کردند و در پی پرداختن انقلاب اسلامی بدان، اینک ناگزیر از ﺁن سخن می گویند - بدان اندازه شدید گشته که عسگر اولادی نیز ناگزیر شده است هشدار بدهد :