شکست سه ﺁزمون و چرائی گورستان کردن دانشگاهها ؟
رژیم به خوبی می داند که اگر شورای امنیت سازمان ملل تحریم هایی را تصویب کند، دچار ورشکستگی کامل خواهد شد. هنوز قطعنامه ای صادر نشده، ﺁقا زاده ها مشغول خارج کردن پولها هستند . فرار سرمایه وسعتی را پیدا کرده است که در دو دهه گذشته هیچگاه سابقه نداشته است .
رژیم به خوبی از عمق نارضائی مردم ازخود ﺁگاه است . مردم به دنبال فرصتی برای تصفیه حسابهای بیست و پنج سال گذشته با حاکمان زورگو است . رژیم که خود را تحت فشار مردم می بیند، بحرانهای داخلی و خارجی را تا لحظه سرکشیدن جام زهر ادامه می دهد . با این حال، از هم اکنون، نگران زمان بعد از سرکشیدن جام زهر است . از این رو، می کوشد پیشاپیش دست مردم را در بحرانهای پرتنش داخلی بند کند . طولانی شدن جریان تصمیم گیری در شورای امنیت و تصمیمها که از پی یکدیگر باید گرفته شوند، روشی است که رژیم ، از راه باج دادن به چین و روسیه از سوئی و علنی کردن گفتگوها با امریکا ، درپیش گرفته است . مافیاهای نظامی - مالی ، برای فرار از فشار داخلی، تلاش می کنند مردم را با یکدیگر روبرو کنند . همانطور که در خوزستان عمل کردند ، در نقاط دیگر نیز روش برگرداندن نوک پیکان تهاجم بسوی خود را به سوی یکدیگر در پیش گرفته اند . به همین دلیل به ناگاه در زمانی که باید تمام توان خود را صرف شورای امنیت کند در بدست ﺁوردن حمایت مردم تلاش کند، به دنبال سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن است .
در حقیقت، رژیم ، از سه ﺁزمونی که در دو ماه گذشته بعمل ﺁورد، به شدت سرخورده شد . به این نتیجه رسید که حمایت مردم را بدست نخواهد ﺁورد . دریافت که مردم در کار تشدید ضعف های رژیم می باشند تا از پایش درﺁورند :
• یکی از سه ﺁزمونی که رژیم برای اندازه گیری میزان حمایت مردم انجام داد و در واقع بهترین ﺁزمونش بود، راهپیمایی 22 بهمن بود . رژیم با تمام توان دست بکار کشاندن هرچه بیشتر مردم به راه پیمائی شد . حتی دشمنی با مصدق را هم از یاد برد و غنی سازی و تکنولوژی اتمی را با ملی کردن صنعت نفت مقایسه کرد . تبلیغات نیز این بود که نه انقلاب به رژیم متعلق است و نه برنامه اتمی . هر دو به مردم متعلق است و مردم بخاطر دفاع از حق ملی خود هم که شده است ، می باید در راه پیمائی شرکت کند . به مردم اطمینان داده می شد که اگر ، در تهران ، جمعیت میلیونی در راه پیمائی شرکت کند، دیگر جرأت نخواهند کرد پرونده ایران را به شورای امنیت بفرستند . اما شکست رژیم بسیار سخت شد . زیرا نتیجه ﺁزمون معلوم کرد مردم بهیچ قیمت حاضر نیستند در حرکتی شرکت کنند که رژیم بتواند از ﺁن ، برای خود کسب مشروعیت کند . بنا بر برﺁورد واواک، در سراسر کشور، چهار میلیون نفر را بسیج شده و در راه پیمائی شرکت کرده اند . این جمعیت 7/5 درصد جمعیت کشور است . اهمیت شکست را وقتی خوب درک می شود که بدانیم که کارکنان دولت و بسیج و بخشی از جامعه که از ممر بودجه دولت و کمیته های امداد و بنیاد شهید و... زندگی می کنند ، جمعیتی بیشتر از 7 میلیون را تشکیل می دهند . رژیم نتوانسته است بیشتر از 57 درصد این جمعیت را نیز به راه پیمائی بکشاند .
شرکت مردم تهران در راهپیمایی ، به نظر رژیم رفراندومی بود که اگر موفق می شد ، برد بزرگی کرده بود . اما شکستش در تهران کاملتر بود : از یک شهر 12 میلیونی ، جمعیتی بیشتر از 250 تا 300 هزار نفر را نتوانست بسیج کند . برﺁورد واواک 400 هزار نفر است . برﺁورد، بیشتر از میزان جمعیت شرکت کننده و به این ترتیب انجام گرفته است :
* از میدان انقلاب تا میدان ﺁزادی، در هر متر مربع 2 نفر قرارگرفته باشند کل جمعیت مردم در این فاصله 4500 متری با پهنای 20 متر فضای قابل استفاده جهت راهپیمایی ، جمعیتی حدود 180 هزار نفر
* از میدان دوم صادقیه تا میدان ﺁزادی باز هم در هر متر مربع 2 نفر ، در این فاصله 2500 متری با پهنای 20 متر حدود 100 هزار نفر
* دور میدان ﺁزادی 180 هزار نفر .
کل جمعیت 460 هزار نفر . که از ﺁن منها می شود فضاهای خالی و باقی می ماند جمعیتی حدود 400 هزار نفر .
اما در روز 22 بهمن با توجه به خالی بودن خیابانها و بزرگ بودن فاصله ها ، می توان گفت واواک در ارزیابی ، 160 تا 200 هزار نفر را اضافه به قلم ﺁورده است . حتی اگر جمعیت تهران بزرگ را 8 میلیون برﺁورد کنیم، بنا بر برﺁورد واواک، 5 در صد جمعیت و بنا بر واقع، میان 3 تا 8/3 در صد جمعیت تهران در راه پیمائی شرکت داده شده اند . هرگاه جمعیت واقعی تهران بزرگ را ملاک قرار دهیم، شکست رژیم را بسیار سخت تر می یابیم . باری، درﺁن روز رژیم فهمید نمی تواند به حمایت مردم دل قوی کند .
راهپیمایی 22 بهمن برای نظام خیلی مهم بود به حدی که از کلیه خبرنگاران دعوت کرده بود برای اطلاع از قدرت جمهوری اسلامی و حمایت مردم از ﺁن و گزارش این حمایت به جهانیان ، به تهران ﺁیند . نتیجه باخت رژیم شد و بنا بر تبلیغات خود رژیم، رفتن پرونده ایران به شورای امنیت ، دلیل اطلاع جهانیان از محرومیت رژیم از حمایت مردم شد.
• ﺁزمون دوم سازمان دادن راهپیمایی ای بود برای اعتراض به کاریکاتور های چاپ شده از حضرت محمد (ص ) . اگر نبود این رژیم و سوء استفاده ای که می خواست از اعتراض مردم بکند، مردم دست به اعتراض گسترده ای می زدند . اما از ﺁنجا که می دانستند رژیم سوء استفاده می کند حاضر نشدند در ﺁن راهپیمایی ها شرکت کنند . رژیم با تمام تبلیغات که صدا و سیما ونشریات وابسته و مساجد را مأمور ﺁن کرده و اعلام کرده بود که از روز سوم ماه محرم تا شب عاشورا، هفت شب احیا در مقابل سفارت خانه های دانمارک و انگلستان برگزار می کند، در برانگیختن مردم به شرکت در تظاهراتی که ترتیب داد، شکست خورد .
در روز اول، برای نشان دادن قدرت خود دانشجویان لرستان را به سوی سفارت دانمارک گسیل کرد. ولی از ﺁنجا که کل دعوت شدگان و افرادی را که در تهران سازماندهی کرده بود، بیش از 2 هزار نفر نشدند، پنداشت که روز اول و شب اول احیا است و مردم کم ﺁمده اند . روز دوم را با گسیل دانشجویان و روحانیون قم و لرستان ﺁغاز کرد . اما بیش از هزار و پانصد نفر را نتوانست جمع کند . در نتیجه با تمام تبلیغاتی که برای هفت شب احیا در تلویزیون و روزنامه های وابسته انجام شده بود نظام به عدم موفقیت خود در جذب حمایت مردمی پی برد. به همین دلیل از شب سوم دیگر هیچ حرفی از شب های احیا نزد.
• ﺁزمون سومی که رژیم برای محک زدن میزان حمایت مردم ، این بار، از " انرژی هسته ای " ، بدان دست زد، راهپیمایی حمایت از انرژی هسته ای بود که در روزهای برگزاری اجلاس شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی هسته ای ترتیب داد . با تمام تلاشی که رژیم به خرج داد، تنها توانست هزار نفر را در خیابانهای تهران بسیج کند . ﺁنهم در زمانی که رژیم بیشتر از هر زمان دیگر نیاز به پشتیبانی داشت .
و چون سومین ﺁزمون نیز به شکست انجامید ، سران مافیاهائی که دولت را تصرف عدوانی کرده اند ، به فکر وا داشت و برﺁن شدند که راه حلی پیدا کنند . اما از ﺁنجا که معتادان به اعمال زور، از تحبیب قلوب و جلب اعتماد و یافتن راه حلی که زور عنصر اصلی ﺁن نباشد ، عاجز شده اند ، راه کاری که یافته اند تفرقه بینداز و حکومت کن است . این راه حل در خوزستان و بلوچستان کار ساز شده است.
از یاد بردند که خمینی گفت شاه دانشگاهها را ویران و قبرستانها را ﺁباد کرد . استبدادی بدتر از استبداد شاه برقرار کردند و کارشان به تبدیل دانشگاهها به گورستان کشید . از یاد بردند که این گورها شهادتی دائمی هستند بر استبداد سیاسی که ملاتاریا برقرار کرد و این استبداد به استبداد مافیاها تحول جست . بر اساس سیاست تفرقه افکنی و نیز زمینه سازی برای حضور سرکوبگرانه در دانشگاهها، به ناگاه، در تهران، پروژه پوسیده دفن شهدا در میادین و دانشگاهها ، به اجرا در ﺁمد . این طرح از طرحهای جاهلانه احمدی نژاد بود ، در زمان شهردار تهران بودنش . در ﺁن زمان احمدی نژاد تصمیم گرفته بود تعدادی از شهدا را در میادین اصلی شهر و دانشگاهها دفن کند. تصمیم او با مخالفت موسوی لاری وزیر کشور وقت و خاتمی روبرو شد . ولی با فشارها که وارد شدند، او توانست که برخی از شهدا را در کوههای اطراف تهران دفن کند .
با بر نصب او به ریاست جمهوری، در اولین فرصت، تعدادی از شهدا را در واواک دفن کردند . احمدی نژاد طی صحبتی گفت که اینها هم مانند شما سرباز گمنام هستند و باید قدر و ارزش ﺁنها شناخته شود .
• اما چرا دانشگاه را گورستان می کنند ؟ زیرا بعد از شکست در 3 ﺁزمون جلب حمایت مردم ، نخبه های مافیاها ، به این نتیجه رسیدند که عامل اصلی بیزاری مردم از ﺁنها ، دانشگاهها هستند . دانشگاهها را خطری یافتند که متوجه رژیم است و روز به روز هم تهدید ﺁمیز تر می شود . لذا، برای اینکه زمینه تعطیل کردن دانشگاه ها و یا تحت مهار کامل در ﺁوردن را فراهم کنند، تصمیم گرفتند همراه با انجام پروژه دفن شهدا ، چند کار مهم دیگر نیز بکنند :
1 - ایجاد درگیری بین مردم با مردم و کنار کشیدن از جلوی تیغ تیز حملات مردم . رژیم به خوبی می داند هرگاه فشارهایی از سوی کشورهای جهان به ایران وارد شود ، از ﺁنجا که توان ایستادگی را ندارد ضعفش ممکن است سبب سرنگونیش بگردد، برای ﺁنکه مبادا مردم اتحاد کنند و برخیزند و به یک حرکت هم کشور را از بحرانهای خارجی و فشارهای قدرتها و هم خود را از رژیم مافیاها رها کنند، در همان حال که بدستور خامنه ای ، سپاه به حالت ﺁماده باش درﺁمده است ، سیاست تفرقه در میان مردم را به اجرا گذاشته است : با دفن شهدا در دانشگاهها ، خانواده شهدا و طرفداران شهادت و جبهه و جنگ را در برابر دانشجویان یا در واقع دیگر مردم قرار می دهد . با استفاده از درگیری میان ﺁنها خود را از جلوی حملات سرنگون ساز و تماشاگر جنگ مردم با مردم می شود .
2 - رژیم می داند که عامل تحلیل برنده و از میان برنده اش ، دانشگاهیان و کارگران و زنان ، در یک کلام جوانان هستند . به همین دلیل در فکر این است که به نوعی دانشگاه را در کنترل کامل خود بگیرد و اگر نتوانست ، ﺁنها را به تعطیلی بکشاند . به همین دلیل ، " وزیر " علوم مأمور اجرای طرح کنترل دانشگاهها شده است . او علاوه بر تقویت نیروهای سرکوبگر - که در نشریه انقلاب اسلامی معرفی شدند - ، با دادن دستور العمل هایی خاص به دنبال ایجاد تحریک و وسوسه در میان دانشجویان است تا بتوانند با ضرب و شتم و دستگیری ﺁنان، مهرورزی احمدی نژاد ، بعمل درﺁورد . محیط علم، محیط تبادل نظر و دوستی است . در دوره شاه، ساواک می کوشید با ایجاد جنگ مرامی ، دانشگاه و محیطهای دانشجوئی را محیط دشمنی کند و در این محیط ، دانشجویان را گرفتار رویاروئی با یکدیگر و خنثی کند و اینک رژیم مافیاها همان روش را در پیش گرفته است :
* اعضای دفتر تحکیم وحدت به شدت از سوی واواک تحت فشار قرار گرفته اند که باید با واواک رابطه داشته باشید . اعضای این دوره دفتر تحکیم وحدت به شدت از همه جهت تحت فشار هستند زیرا می خواهند استقلال خود را از دست ندهند . مشارکتی ها به دفتر فشار می ﺁورد بیائید با ما همکاری کنید . نهضت ﺁزادی نیز به نوعی از اینکه این دانشجویان با ﺁنها نیستند ناراحت است . چپ ها به این خاطر که حبیبی را از سخنگویی برکنار کرده اند، ناراحتند . در واقع ، دفتر تحکیم وحدت مثل گوشت قربانی از هر سو مورد هجوم هستند.
* دفن شهدا در دانشگاهها بقصد کنترل همیشگی دانشگاه . گورها مجوزی می شوند برای ورود غیر قانونی نیروهای نظامی در پوشش برگزاری مراسم بزرگداشت شهدا و یا برپایی سمینار هایی در مورد شهید و ...
* " وزیر " علوم ، با این دفن شهدا در دانشگاهها، می خواهد میخ قدرت خود را در دانشگاهها بکوبد . از حالت نیمه تعطیل دانشگاهها سوء استفاده و از دانشگاه رجایی که خیلی بزرگ نیست، کار دفن شهدا را شروع کرد . بعد به سراغ دانشگاه صنعتی شریف رفت . دانشگاهی که در این سالها ، در جنبشهای اعتراضی شرکت نمی کرد . سر در گریبان خود داشت و به ندرت در راه پیمایی ها شرکت می کرد. اما این دانشگاه مقاومت کرد و مقاومتش باعث تعجب دانشجویان دیگر شد :
عوامل استبداد، با برنامه ای خاص، تعدادی از شهدا را به ﺁن دانشگاه ﺁورده و در حمایت نوحه خوان سرکوبگری مانند حدادیان و گروههای چماق کش جنازه دزد ، به دانشگاه حمله کرده و تابوت های خالی را در ﺁن دفن کردند . البته الان به عنوان شهدای گمنام دفن شده اند . ولی در ﺁینده ، چه بسا برای هر یک از جنازه ها نامی پیدا شود و بگویند مثلا این جنازه شهید لاجوردی رییس زندان اوین است . و ﺁن ...
گروه مداح اهل قبور و عامل اصلی گرداندن شهدا در شهر که خود گروهی خاص از انصار حزب اللهی وبسیجی تشکیل شده است ، همواره مسئول این نوع کارها است . و به گروه شهید دزد شهرت دارد . نمونه ای از جنازه دزدی این گروه، دزدیدن جنازه سردار داوود کریمی است . او کسی بود که ماهها در این رژیم زندانی بود . او از سران نظام به شدت بدگویی می کرد و در وصیت نامه اش قید کرده بود بعد از مرگش، جنازه او بازیچه دست حدادیان و الله کرم نشود . این دو نفر با دار و دسته ای که دارند همواره کارشان جنازه دزدیدن و مورد استفاده قراردادن ﺁنست . تا بوت سردار داوود کریمی را، ناگهان گروه چماق کش شهدا، دزدیدند .به این ترتیب که با وانت و بلند گو وارد شدند و ، با گریه سر دادنهای دروغین ، جنازه را برداشته و به درون شهر ﺁوردند . با همکاری صدا و سیما که یک عامل دیگر شهید دزدی است، برنامه را ضبط کردند . بعد ازﺁنکه کارشان تمام شد، جنازه را به صاحب ﺁن پس دادند و به دنبال برنامه های خود رفتند . این گروه ، با هماهنگی بین الله کرم و حدادیان و زارعی، برنامه دفن شهدا در دانشگاهها را اجرا کردند . این گروه چماق کش جنازه دزد سالهاست ، با تاسیس مؤسسه ای، این نوع کار را تصدی می کنند .
* برنامه های جدید و اجرایی در دانشگاهها که به تازگی از سوی زاهدی ، " وزیر" علوم ، با کمک ستاد انقلاب فرهنگی به سرپرستی احمدی نژاد و یارانش مانند حداد عادل و لاریجانی و حسین صفار هرندی و ... برای اجرا به دانشگاهها داده اند عبارتند از
1- جدا سازی کلاسهای دانشگاهی : این سیاست را نظام به تدریج از دانشگاههای شهرستانها در حال اجرا می باشد . برای شروع اصفهان را در نظر گرفته است . زیرا در این شهر نیروهای سرکوب او قوی است . اصفهان همان شهری است که در پادگانها ، پاسدارها ، برای احمدی نزاد ، چند صد هزار رای تقلبی ساختند .
2 - نصب دوربین در تمام دانشگاهها برای کنترل دانشجویان و زیر نظر داشتن هر حرکتی که ممکن است رژیم برای خود حطرناک تشخیص دهد .
3 - وارد کردن فشار برای چادری کردن دانشجویان دختر: این یکی دیگر از دستوراتی است که رژیم می خواهد در ترم های ﺁینده دانشجویان اجرا کند . برای انجام ﺁن از حالا برنامه گذاری کرده و سختگیریهایی را در مبادی ورودی دانشجویان معمول داشته است .
* کنترل کلیه ارتباطات : رژیم برای کنترل دانشجویان سیاسی کلیه ارتباطات تلفنی ﺁنها را شنود و ضبط می کند . برای نمونه ، به تازگی روزنامه کیهان متنی را از یک شنود تلفنی بین دانشجویان دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف انتشار داده است . دو حالت دارد یا اینکه کیهان دروغ می نویسد و می خواهد بین دانشجویان تفرقه ایجاد کند و یا اینکه این متن گویای وضعیت بسیار خطرناک شنود تلفنی در کل کشور است . و تایید می کند قول " وزیر" فن ﺁوری و ارتباطات را . او گفته بود کلیه مکالمات را شنود و ضبط می کنیم .
این شنود نشان می دهد رژیم برای جلوگیری از هر حرکتی در متن جامعه و دانشگاهها دست به یک سری اقدامات بقصد تشدید مهار خود بر جامعه زده است و روشهائی را بکار می برد که در رژیمهای کره شمالی و چین معمول هستند . بیهوده نیست سفر های گروهها از هیأت مؤتلفه و همانندهایش به کشور های کمونیستی چین و کره شمالی و سوریه برای تشکیل جلسات بین الاحزاب با این کشور ها .
* ایجاد گروه حفاظت از نخبگان: یک تشکل جدیدی که زاهدی برای کنترل دانشجویان ایجاد کرده است، سپاهی است به نام بسیج کنترل نخبه های دانشجویی. کار افراد این " بسیج " اینست که دانشجویان با سواد را که وارد مسایل سیاسی نمی شوند و تنها به فکر این هستند که با پایان تحصیلات خود راه رفتن به دانشگاههای خارج را در پیش بگیرند ، تحت نظر داشته باشند . با این " حفاظت " ، از این به بعد دیگر از دانشجویانی که در المپیاد ها شرکت می کردند خبری نخواهد شد زیرا دانشجویان دوست ندارند زیر کنترل بسیجی ها قرار بگیرند .
کلیه این " تدابیر" که دانشگاهها به عمل گذاشته می شوند، نشان دهنده عمق وحشت رژیم از حرکت های دانشجویی است و هدف اول خود را بی اثر کردن دانشگاهها قرار داده است .