بیماری خامنه ای و رفتارهای رژیم و مردم در قبال جنگ لبنان :
1 - بنا بر اطلاع کسب شده از منابع نزدیک به " بیت رهبر " ، خامنه ای بیمار طحال دارد . به ترتیبی که طحال قادر به تولید گلبولهای قرمز نیست . گاه شدت بیماری ، دفتر او را به حال تعطیل در می ﺁورد و اوضاع بیت را بهم می ریزید . مافیاهای نظامی - مالی می کوشند فرصت را برای نظامی کردن هرچه بیشتر دولت مغتنم بشمارند . نمونه ﺁن لایحه جدید قانون انتخابات است که به بسیجی ها اختیار می دهد صلاحیت نامزدها را معین کنند ! بیماری او به " انتخابات " مجلس خبرگان اهمیت بیشتری می دهد . دو جبهه دارند در برابر یکدیگر صف بندی می کنند . این دو جبهه در ارزیابی نتیجه جنگ لبنان و رویه ای که در باره مسئله اتم باید درپیش گرفت ، نیز مقابل یکدیگر قرار گرفته اند .
2 - در ایران، رسانه های گروهی پیروزی حزب الله لبنان را در جنگ با اسراییل ، در سه جبهه سیاسی و نظامی و امنیتی مطلق تبلیغ می کنند . با توجه به این امر که پرقدرت ترین بازوی جمهوری اسلامی در خارج از کشور حزب الله لبنان است، رسانه ها و نیز مقامهای رژیم، تنها پیروزی حزب الله بمعنای شکستن اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل را تبلیغ می کنند و کلمه ای در باره شکسته شدن بازوی نظامی رژیم، نمی گویند . در تحلیل های " تحلیل گران " سیاسی و نظامی رژیم، مانند محسن رضایی و ولایتی و سبحانی و حمیدی و ... اسراییل از نیروی حزب الله، به طور مطلق، شکست خورده است. با وجود این ، بطور با ایماء و اشاره می پذیرند که رژیم از بازوی نظامی خود محروم شده است . پیدا شدن احساسات دو گانه در کشورهای اسلامی نیز مورد توجه نیست . در واقع، در همان حال که مقاومت حزب الله تحسین توده های عرب را برانگیخته است ، دولتها و مقامهای مذهبی کشورهای سنی ، نگران تعادل قوا میان شیعه و سنی هستند .
3 - در همان حال که در غرب، رسانه ها از استفاده ایران از موفقیت حزب الله در مسئله اتمی می نویسند، در این جا، تسلیم پذیری رژیم زیر فشار خارجی ﺁشکار است. شدت حمله در روزهای اول جنگ، " رهبر " و دیگران سران رژیم را نسبت به سرنوشت حزب الله ، مأیوس کرد . حالت سکوت و انتظار ، با دست از پا خطا نکردن همراه شد . این طور می نمود که امریکا و انگلیس و اسرائیل با بمبارانهای چنان وحشیانه ، به رژیم مافیاها اخطار می کند : اولا دست از پا خطا مکن و ثانیا " امروز لبنان فردای ایران است هرگاه تسلیم نشوید .
در مدت 34 روز جنگ که حزب الله تحت شدید ترین حملات قرار داشت ، بتدریج که ارتش اسرائیل در رسیدن به هدف ناتوان تر می شد، تبلیغات بسود مقاومت حزب الله اوج می گرفت . رحیم صفوی دم از گسیل نیرو به لبنان نیز زد اما " رهبر " دستوری صادر نکرد . امروز دو رژیم سوریه و ایران مباهی هستند که امریکا و اسرائیل ﺁنها را متهم به حمایت نظامی و مالی از حزب الله می کند . اما در جریان جنگ، منکر کمک مادی بودند . در این جا گفته می شود چون هر دو رژیم در انتظار این حمله بوده اند، از پیش، انبارهای زیر زمینی اسلحه حزب الله را از انواع سلاحها انباشته و امکانات مالی در اختیارش گذاشته اند .
4- از نکات جالب ، یکی این که در این 34 روز، اثری از ﺁثار ، " داوطلبان استشهاد " خبری نبود . از " لشگر استشهادیها " که به دستور خامنه ای توسط دار و دسته مصباح یزدی در دست تشکیل بود . استشهادیهای فلسطینی و لبنانی نیز دست به عملی نزدند . جنگ لبنان معلوم کرد ، در جنگ " عملیات استشهادی " کار برد ندارند . اما اگر در جنگ کار برد ندارد ، بکار بردنش برای کشتن غیر نظامیان ، جز این که موجب انزجار شود و به دستگاههای تبلیغاتی غرب و بسا شرق فرصت تروریست معرفی کردن مسلمانان شود، چه کار بردی دارد ؟ " کشف توطئه ترور " توسط پلیسهای پاکستان و انگلیس نه تنها ناکارائی این روش را ﺁشکار می کند، بلکه مبرهن می کند هرگاه این توطئه واقعیت داشت و روی می داد، برد حزب الله را به باخت بدل می کرد و فرصتی جدید به مبلغان جنگ صلیبی برای برانگیختن امریکا و غرب به جنگ با ایران و سوریه ، فراهم می کرد .
5- در این جنگ، واقعیت دیگری ﺁشکار شد و غلط بودن روش صدام و خمینی و همدستانش خامنه ای و هاشمی رفسنجانی نه تنها بر ﺁگاهان از تاکتیکهای جنگی که بر دیگر مردم ایران ، ﺁشکار می کرد . توضیح این که رژیم صدام پس از ﺁنکه نتوانست پیروزی برق ﺁسا بدست ﺁورد و قوایش زمین گیر شد ، شروع کرد به موشک و بمباران شهرها . با این گمان که جنگ با شهرها و مردم غیر نظامی ، ایران را مجبور به تسلیم می کند . فشار به بنی صدر برای این که، در برابر، دستور بمباران شهرهای عراق را بدهد، زیاد شد . اما بنی صدر نپذیرفت و گفت : جنایت جنایت را نمی شوید . جنایت صدام به ما می گوید روشهای جنگی ما بسیار مؤثر بوده اند . بعد از کودتا بر ضد او، رژیم دست عمل متقابل زد . اثری در جنگ بجا نگذاشت جز مصمم شدن ارتشیان عراق در جنگ و همانند شدن رژیم ایران با رژیم عراق . در لبنان، حزب الله به شهرهای اسرائیل موشک بارید . اما این عمل او افکار عمومی دنیا را برضدش برانگیخت . در حالی که مقاومتش ستایش افکار عمومی را برانیگخت . یعنی اگر به جای شهرها، قوای متجاوز را موشک باران می کرد، موفقیت نظامیش بمراتب بیشتر می شد بدون ﺁنکه کسی در دنیا بگوید فرق اولمرت با شیخ حسن نصرالله چیست ؟
امریکا و اروپا ، در جنگ کسوو، جنگ با غیر نظامیان ، شهرها و زیر بناها را وسیله مجبور کردن دولت صرب به تسلیم کردند . همین روش را امریکا در افغانستان و عراق بکار برد . اسرائیل فکر کرد در لبنان چنین جنگ جنایتکارانه ای نتیجه می دهد و نداد . جنگ با شهرها ، در اینجا، مردم را هم به یاد درستی روش بنی صدر انداخته است و هم تا حدودی در ﺁنها این اطمینان را بوجود ﺁورده است که محتمل است از چنین جنگی مصون بماند .
6 - چون مردم از رژیم عصبانی هستند بخاطر ﺁنکه ثروتهای ملی را یا به رانت خواران می خوراند و یا خرج سوریه و حزب الله و... می کند، تبلیغات رژیم بر این نکته متمرکز است که شکستن اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل نتیجه کمکهای تسلیحاتی و مالی ایران و تعلیمات چریکی است که سپاه به افراد حزب الله داده است . اما این تبلیغات این سئوال را برای مردم طرح کرده اند : پس اصرار رژیم بر صرف هزینه های هنگفت در خرید تسلیحات و 9 میلیارد دلار خرج برای طرحهای اتمی برای چیست ؟ مگر نه اسرائیل پیشرفته ترین تسلیحات و اسلحه موشکی و اتمی را دارد و مگر نه تسلیحات حزب الله در مقایسه با تسلیحات اسرائیل و تجربه اش در جنگ با گروههای چریکی به حساب نمی ﺁیند، پس چطور حزب الله پیروز شد ؟ اسرائیل هم ناتوانی خود از رسیدن به هدف را این طور توجیه می کند که در برابرش یک سازمان چریکی قرار گرفته بود . حال ﺁنکه همین اسرائیل همواره به خود می بالید که ارتشش نخست سازمانی چریکی بوده و یک دوره جنگ چریکی کرده ( با ارتش انگلیس ) و نیم قرن هم با سازمانهای چریکی و ارتش های کلاسیک جنگ کرده است.
نسلی که جنگ 8 ساله ایران و عراق را دیده و خوب بیاد دارد، می داند که نه ماه اول جنگ، جنگ بی اسلحه با صاحب اسلحه را ارتش ایران کرد . ارتش ما یک نیروی چریکی نبود یک ارتش کلاسیک بود . امثال بهشتی و رفسنجانی و خامنه ای می خواستند ارتش نباشد . این بود که با استفاده از هر بهانه ، به جان ارتش می افتادند . بلائی بر سر ارتش ﺁوردند که بهنگام حمله عراق ، شیرازه اش گسیخته و اسلحه اش به حال خود رها شده و ناکارﺁمد بود . بنی صدر به ارتشیان گفت : جنگ را انسان می کند و نه اسلحه . اگر شما خود را ناتوان و اسلحه را توانا بدانید ، با بهترین اسلحه نیز نمی توانید از کشور دفاع کنید . زیرا ممکن است دشمن هم اسلحه خوب داشته باشد و هم افراد قشونش خود را توانا بدانند . فرصتی یافته اید برای این که یک ارتش ملی و محبوب ملت بشوید از ﺁن استفاده کنید . او با همراه کردن مسئولیت و اختیار ، استعداد ابتکار و احساس توانائی را در ارتشیان برانگیخت . نتیجه این شد که در ششمین ماه جنگ، صدام حاضر به ترک جنگ با شرائطی شد که ایران با ﺁن موافقت کرده بود .
حقیقت اینست که رژیم بیشتر از اسرائیل از پی بودن جوانان مسلمان به اهمیت از دست دادن باور به ناتوانی خویش است . می داند اگر مردم ایران خود را توانا بینند، رژیم مافیاها چون برف ﺁب می شود . اسرائیل و امریکا و انگلیس و دیگر سلطه گران نیز از ﺁن می ترسند که مبادا مسلمانان لباس ترس و عقده حقارت را ترک گویند و با توانائی حقوق خویش را مطالبه کنند .
7 - در این جنگ چیزی که برای رژیم و مردم مشخص شد این بود که به ایران نقشه آینده را نشان دادند : این جنگ برای این بود که طرح و نقشه حمله به ایران را برای ایران به صورت فیلم مستند نشان بدهند . این جنگ پوش " دموکراسی " را درید تا همه ببینند امریکا خاورمیانه رام می خواهد . از ﺁنجا که دولتهای عرب تبلیغ می کنند که ایران و عراق و سوریه و حزب الله ، می خواهند اتحادیه شیعه تشکیل دهند و ابر قدرت منطقه بشوند ، همانطور که در جنگ لبنان مشاهده شد، با امریکا و اسرائیل در سرکوب حزب الله ، موافق بودند . از این پس، ترس ﺁنها بیشتر نیز شده است . واقعیتی که جنگ لبنان نمایان ساخت، انزوای ایران است . باوجود سانسور، خبرهای گویای تلاش امریکا و کشورهای منطقه برای جلب سوریه به ایران می رسد . یعنی برنامه اینست که ایران را به انزوای کامل درﺁورند . نتیجه این که جنگ هم شکست پذیری ارتش اسرائیل را معلوم کرد و هم انزوای ایران را .
و با توجه به این که هواپیماهای جنگی ایران فرسوده است، در صورتی که کار به جنگ بکشد، ایران در همان موقعیتی خواهد بود که عراق بهنگام تجاوز امریکا . یعنی با بمباران رادارها، ﺁسمان ایران به تصرف ارتش متجاوز در می ﺁید و ایران تنها با نیروی موشکی می باید بجنگد . اما ﺁیا نظامی کردن دولت و ﺁلوده شدن افسران طرف اعتماد رژیم و پیدا کردن نقش پلیس مأمور سرکوب مردم ، روحیه ای برای مقابله با تجاوز وجود دارد ؟
8 - ایجاد شکاف در میان حاکمان ایرا ن : جنگ لبنان بر سر " چه باید کرد ؟ " میان گروههائی که رژیم را تشکیل می دهند، شکاف بوجود ﺁورده است :
شکاف میان نیروهای نظامی هم بر سر حمایت از حزب الله حتی با فرستادن نیرو به لبنان و هم بر سر نحوه بهره برداری از جنگ اسرائیل با لبنان . شدت برخورد در سپاه به اندازه ای بود که بیانیه رحیم صفوی در باره ﺁمادگی نیروهای سپاه برای ورود به جنگ ، در سایت فارس درج بود . اما با فشاری که از داخل و خارج از سپاه وارد شد ، او و همکارانش عقب نشینی کردند و بعد از چند ساعت تصمیم گرفتند بیانیه را از سایت بردارند .
* تنش میان نمایندگان مجلس : از آنجایی که در میان نیروهای مجلس هم هستند کسانی که در راس گروه های بحران ساز قرار دارند ،در زمان حمله اسراییل به لبنان برخی از آنان تقاضا کردند برای کمک به نیروهای حزب الله به لبنان بروند و در درگیری ها شرکت کنند . از سوی دیگر نمایندگان دیگری از نمایندگان می خواستند خویشتن دار باشند و عاقلانه با این مسئله برخورد کنند . بیشتر این بحث ها به کمیسیون امنیت مجلس انجام می گرفت . در جایی که بحث های زیادی در مورد مسئله لبنان و پرونده هسته ای ایران صورت می گیرد. در آن کمیسیون برخی از نمایندگان حتی خواسته اند در مورد غنی سازی اورانیوم ، ایران باید تصمیمات دیگری بگیرد . کار را به گونه ای به پیش برد که به جای بهانه دادن به شورای امنیت ، از موقعیت برای گرفتن امتیاز و ختم کردن بحران استفاده کند .
- مسئله دیگر اختلاف بسیار نمایان بین باند هاشمی و باند احمدی نزاد است که این تنش نیز برای ایران مفید نیست .زیرا در جنگ دیوانه ها ملت آسیب می بینند . در این جریان حسن روحانی و باند هاشمی با دعوت از فیشر موجب شدند تا بحث هسته ای ایران را در برخی از لابی ها با برخی از نمایندگان مجلس و برخی از روحانیون مطرح سازند به گونه ای که آنها را تحت تاثیر قرار بدهند و زمینه را برای افزایش مخالفت با گروه جنگ طلب اماده تر سازند .
* یک امر مهم دیگری اینکه در این 34 روز، نیروهای بسیجی هرگز در تظاهرات خیابانی به نفع حزب الله شرکت نکرد . ﺁیا بدین معنی بود که رژیم نمی خواهد به تظاهرات انگ دولتی بودن بخورد و یا بخاطر برخوردهای داخلی از ﺁن بیم داشت که در خیابانها ، این برخوردها بروز کنند و بر دنیا معلوم شوند ؟ امری که مشاهده شد، از بسیجی که ادعا می شود ، 12 میلیون نفر عضو دارد، 12 هزار نفر هم در تظاهرات مشاهده نشدند .
9- اما در مورد مردم و چگونگی برخورد آنان با جنگ لبنان : انزجار از رژیم ، مانع بروز حمایت مردم ایران از لبنان بود . مشاوران تبلیغاتی نادان رژیم نیز تبلیغاتی را پیشنهاد کردند که موجب بیزاری بیشتر شد . در این مدت یک ماه رژیم دست به کارهای زیر جهت جلب نظر مردم کرد .
* ایجاد سنگر ها در میادین و نصب بلندگو های پر صدا و قرار دادن آدمهای نظامی با چفیه های عربی در میان سنگر ها در حالی که آواز های عربی از آن پخش می شد. این یکی از بدترین تبلیعات رژیم بود. زیرا مردم هم مردم را به یاد جنگ 8 ساله می انداخت و هم نگران حمله احتمالی به ایران . منظره خرمشهر را بهنگام اشغالش از سوی قوای صدام ، به خاطر مردم می ﺁورد . زیرا قیافه عرب را می دیدند که شهرشان را تصرف و سنگر بندی کرده اند .
* ایجاد نمایشگاههای فروش کتاب و نوار و پوستر حسن نصر الله . درحالی که ناشران ایران بخاطر سانسور شدید کتاب ، در حال ورشکست هستند . طرح تهیه شده است برای برچیدن ﺁنتن های ماهواره ای و سانسور بازهم شدید تر سایتهای اینترنتی .
* تبلیعات صدا و سیما که از چند کانال به صورت همزمان پخش می شد و همواره صحنه های کشته شدن ها را نشان می داد و همچنین میزگردهایی تشکیل می شد با شرکت برخی نظامیان و سیاستمداران ایرانی و عرب وابسته به نظام که مردم جز دروغ از ﺁنها نشنیده اند . امثال حداد عادل و محسن رضایی و پورمحمدی و ولایتی و متکی و بروجردی وسبحانی و روحی و ...
* گرفتن فتاوی از آیات عظام دولتی . بدون کمترین اثر . به قول یکی از مقامهای سپاه در یک جمع محدود : ما کاری با مردم ایران کرده ایم که اگر الان یک مرجع تقلید پیام بدهد که مردم حق ندارند ریش خود را بتراشند مردم برای نشان دان واکنش مخالف خود، از فردا همه صورت های خود را می تراشند. او می گفت : فتوا دادن این مراجع در این روزها نشان می دهد که حتی ده درصد هم مردم هم دیگر اعتقادی به فتوای این مراجع ندارند. حیف شد که آنهمه عشق و علاقه مردم در رابطه با دین و مراجع دینی با اعمال و رفتارهای ناشیانه و ابلهانه برخی ها از بین رفت .