گزارش دوم در باره انتخابات مجلس خبرگان و قطع رابطه نخبه ها با مردم و درماندگی مافیاهای نظامی - مالی و تشدید تضادها میان ﺁنها - انتلاف مشکل و بلکه ناممکن :
• در مورد " انتخابات "، مسئولین رده بالای نظام معتقدند دوره فروپاشی دولت کنونی خیلی زودتر از دولت خاتمی شروع شده است. اینها ابتدا انتخابات شوراها را از دست می دهند و بعد از ﺁن انتخابات مجلس را و بعد ریاست جمهوری را
.
هر چند پورمحمدی و جنتی و پسرش تمام تلاش خود را بکار می برند که " انتخابات " همان شود که " انتخابات " مجلس هفتم و ریاست جمهوری شد ، اما تقابل گروههای تشکیل دهنده ﺁبادگران با یکدیگر و رسیدن کار به تضادی ﺁشتی ناپذیر، زمینه این حذف این جماعت را همانند اصلاح طلبان فراهم ﺁورده است
.
مطلعین ، بر اساس ﺁمار صحبت می کنند و می گویند :
* ﺁبادگران به پنج دسته مشخص تبدیل شده اند که سایه هم را با تیر می زنند. این 5 دسته عبارتند از
1 - ﺁبادگران جوان و 2 - جمعیت ایثارگران و 3 - موتلفه ای ها و 4 - روحانیت راست و 5 - گروه ارزشهای انقلاب اسلامی
این پنج گروه ، بعد از انتخابات ریاست جمهوری هر یک به دنبال به دست ﺁوردن سهم خود بود . ناگزیر با یکدیگر سر شاخ شدند . از قبل از انتخابات و در جریان شورای هماهنگی، برخوردهاشان رخ نشان داده بودند . در این روزها تضاد میانشان شدت تمام یافته است . به گونه ای که احتمال تشکیل یک گروه از اتحاد این گروهها تقریبا غیر ممکن است . همان بلایی که سر ناطق نوری ﺁوردند بر سر خودشان ﺁمده است . به همین دلیل و به احتمال زیاد انتخابات شوراها را از دست خواهند داد.
بسیاری از جنایتکاران سابق، در پوشش مشاوران جدید، تلاش دارند شورایی از خط امامی ها و پیروان رهبری ایجاد کنند تا همه گروهها را به دور هم جمع کنند. پایه گذاران این گروه افرادی از جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین و برخی از روحانیون هستند . اما تابه حال هر تقلائی کرده اند، بجائی نرسیده است .
* ﺁمارهای نظر سنجی های بسیار محرمانه که توسط یاران ﺁبادگران ، به خصوص از سوی مرکز پژوهشهای مجلس انجام گرفته اند، نشان می دهند که احمدی نژاد و حکومتش حدود 50 درصد از هواداران خود را از دست داده اند .
این ﺁمار گویای مطالب بسیار زیادی هستند. از جمله این که ، در مقایسه با حکومت خاتمی باید گفت، احمدی نژاد به نظام اسلامی گند زده است . در عرض یکسال، ﺁبروی دین و دولت را با هم برده است. بی خود نیست که الهام، سخنگوی احمدی نژاد ، می گوید نباید از دولت انتقاد کرد و هیچ مقام دولتی حق ایراد گرفتن از دولت را ندارد . همین ﺁقا که زمانی لبه تیز انتقادات خود و خانمش متوجه حکومت خاتمی بود، حالا به دادستان تهران نامه می نویسد چرا جلوی نشریات را نمی گیرد که به دولت انتقاد می کنند و ﺁبروی دولت را می برند ؟ ﺁنها که احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند، به خوبی می دانند احمدی نژاد با نادانی خود، چه بر سر " نظام مقدس " و ایران ﺁورده است . به قول کروبی" این منگول ﺁمده است که ایران را ویران کند". او تصمیم دارد ایران را سالها به عقب برگرداند
* ﺁمار دیگری که به ﺁنها دسترسی حاصل شده است، حاکی از ﺁنند که مردم ، در واقع جماعتی که به احمدی نژاد رأی داده بودند ، دیگر حاضر به انتخاب مجدد احمدی نژاد نیستند . 60 در صد از ﺁنها می گویند دیگر حاضر نیستند به احمدی نژاد رأی بدهند .
* بنا بر نظر سنجی ها، در انتخابات شورا ها ، رای به هواداران اصلاحات، حدود 48 درصد است. این درصد خیلی کمتر بوده است. ولی از وقتی احمدی نژاد و حکومت او در بسیاری از مسائل ، زور و دورغ در کار ﺁوردند، این درصد مرتب رو به گسترش است
در این میان، بنا بر نظر سنجی ها ، بدترین اعمال احمدی نژاد ، در درجه اول سیاست خارجی و در درجه دوم ، سیاست اقتصادی و در درجه سوم ، سیاست سرکوبی که واواک و وزارت کشور در پیش گرفته اند و در درجه چهارم ، عمل " وزیر " علوم در دانشگاهها است . این نظرسنجی ها روشن می کنند مردم مراقب وضعیت کشور و خود هستند .
* نظرسنجی های احمد توکلی نشان می دهد که حزب او و یا به طور کلی ﺁباد گران در عرض یک سال چنان بد عمل کرده اند که حتی رأی دهندگانشان از ﺁنها بیزار شده اند .
این از کودنی یک رییس جمهور است که با وجود تمام دستگاههای تبلیغاتی که در اختیار دارد، از قبیل صدا و سیما و مطبوعات و مساجد و منابر و مدارس و ...، بخاطر عملکرد بدش، منفور حتی رأی دهندگان به خود شود و فکر می کند با بردن وزرا به نماز جمعه می تواند محبوبیت کسب کند .البته ، از ﺁنجا که احمدی نژاد و حکومت او نیاز به حمایت ائمه جمعه و جماعت و گروههای سرکوبگر وابسته به ﺁنان دارد، چاره ای ندارد جز این که بیایند در نماز جمعه تاییدیه از بسیج و انصار حزب اللهی ها و چماقداران بگیرند. زیرا مردم از رژیم عموما و از احمدی نژاد و حکومت او خصوصا بیزارند و هر فرصت که پیدا می کنند این بیزاری را ابراز می کنند .
تا زمانی پیش، مسئولین در صحبت های خود مرتب از محبوبیت احمدی نژاد و وزرا و حکومت و برنامه های او صحبت می کردند . اما از ﺁن زمان ببعد، لحن خود را تغییر دادند . زیرا نظرسنجی هایی که خود بعمل می ﺁوردند ، از افزایش میزان بیزاری مردم حکایت می کردند.
* بموقع است ادبیات سیاسی مقامات رژیم را از دید مردم بیاوریم:
- وقتی دولتیان می گویند محبوب مردم هستند ، یعنی میزان بیزاری مردم از ﺁنها بالا رفته است.
- وقتی می گویند ما پیروز شده ایم یعنی جام زهر شکست را سر کشیده اند .
- وقتی می گویند تورم را کنترل کرده ایم یعنی مهار تورم ازد ستشان خارج شده است
- وقتی می گویند رهبر عظیم الشان و فرزانه یعنی نفرت از رهبر و تحقیر او، مشغله مردم شده است
- وقتی می گویند احمدی نژاد دکتر و سیاستمدار یعنی مردم او را بیش از پیش ، فردی نادان می یابند.
- وقتی می گویند جاسوس و ضد امنیت ملی، مردم در می یابند مبارزان سیاسی به مبارزه ادامه می دهند و ترس رژیم از ﺁنها بیشتر شده است . بخصوص وقتی ﺁنها را به زور پرستهای دست نشانده قدرت خارجی می چسبانند .
- وقتی می گویند مردم هوادار انرژی هسته ای هستند یعنی مردم نگران بحرانی که رژیم ایجاد کرده و پی ﺁمدهای ﺁن هستند .
- وقتی می گویند در فلان جلسه، با شرکت دانشجویان، یعنی در ان جلسه دانشجویی شرکت نکرده است
و...
* باز ، بنا بر نظر سنجی های " محرمانه " ، در مورد مسایل اقتصادی، میزان نارضایتی مردم حدود 70 درصد است . در حالی که مردم گرفتار تورم بالای 30 درصد هستند ، " وزیر" و " رئیس " او و رئیس بانک مرکزی به دروغ می گویند : ما تورم را از حدود 15 درصد به حدود 13 درصد رسانده ایم ! برای این که این درصد دروغ را بسازند ، رییس بانک مرکزی قیمتهای بیش از سیصد قلم کالا و خدمات را با هم جمع کرده و میانگین گرفته است . مثلا درصد افزایش قیمتهای قند و شکر و پنیر و گوشت و مرغ و حبوبات و ... را با موادی مانند نخ و سوزن و پتو و دکمه و پارچه و دوچرخه و میز و ...- یعنی کالای پرمصرف و کم مصرف - را با هم جمع کرده است و به تعداد مواد تقسیم کرده و می گوید تورم کاهش یافته است . بنا بر صورت سازی ، حرفش هم درست در میاید . زیرا با وارد شدن اجناس ارزان قیمت چینی دیگر کسی به دنبال نخ و سوزن و پارچه و... نمی رود و بازار این نوع فرﺁورده ها دچار رکود شده است. قیمتهای این کالاها را با قیمتهای اجناسی که سی تا چهل درصد افزایش قیمت پیدا کرده اند ، جمع و تقسیم می کند و می گوید تورم کاهش یافته است. البته این شخص، در زمان خاتمی هم بعضی وقتها، این کار را برای فریب مردم انجام می داد. ولی در این زمان ، بعضی وقتها ، همه وقتها شده است . زیرا احمدی نژاد و کابینه اش ، بنا بر داده های اقتصادی، بسیار بدتر از دولت خاتمی عمل کرده اند
.
* نظرها بر ﺁنند که شروع سقوط حکومت احمدی نژاد از شوراها شروع می شود : با از دست دادن بیشتر کرسی های شوراها نیروهای جدید زمینه را برای انتخابات ﺁینده ، بر ضد احمدی نژاد ﺁماده می سازند . تنها شورای نگهبان و پور محمدی هستند که می خواهند با حذف بی سابقه کاندیداهای شوراها، انتخابات شوراها را به کنترل خود در ﺁورند . اما انجام این کار ، بسا از عهده ﺁنها بر نیاید . در واقع، احتمال بر سر کار ﺁمدن نیروهایی جدید زیاد است .
• در مورد " انتخابات " مجلس ، نظر عمومی بر اینست که مصباح یزدی و دسته او، فاتح این انتخابات خواهند شد. زیرا او برای موفقیت در این " انتخابات " ، برنامه ریزی کرده است . از ﺁنجا که دیگران سازماندهی نکرده اند و شورای نگهبان و وزارت کشور را هم دارد ، انتخابات را می برد . این یک طرف قضیه است و طرف دیگر قضیه اینست که با جو سازی هایی که در حال انجام است، احتمال ورود بسیاری از روحانیون به " انتخابات " کاهش می یابد. مثلا هاشمی رفسنجانی که تنها رقیب مصباح است ، احتمال رد شدن صلاحیتش صفر نیست . هم اکنون زیر حملات تبلیغاتی دستگاههای تبلیغاتی وابسته با حکومت احمدی نژاد است . عده دیگری هم از ﺁن بیم دارند دعوت به گذراندن امتحان شوند و با رد شدن، مورد تحقیر قرار گیرند . عده ای پا در میانی می کنند طرفهای مختلف را به معامله با یکدیگر راضی کنند . تا این زمان، قرار نیست خاتمی و کروبی و احتمالا هاشمی رفسنجانی و موسوی خوینی ها و موسوی تبریزی در انتخابات شرکت کنند .
از ﺁنجا که مصباح یزدی سالهاست برای تصرف مجلس خبرگان رهبری و ایجاد خلافت تلاش می کند ، حالا که عوامل را مساعد مقصود خویش می یابد، بعید است بگذارد گروهی دیگر این مجلس را در اختیار خود بگیرد. او ماهها قبل گفته بود که 27 نفر را برای شرکت در انتخابات، بعنوان نامزد عضویت در مجلس خبرگان، ﺁماده کرده است . اینک تعداد ﺁنها را افزایش نیز داده است .
از این پس، نوع ترکیب مجلس خبرگان بستگی پیدا می کند به فعل و انفعال ها در " بیت رهبر " : اگر ﺁقا مجتبی و شبکه ترور دست بالا را پیدا کنند ، مصباح یزدی یک دسته قوی در مجلس خبرگان پیدا می کند . این روزها ، مصباح یزدی و دسته او تهدید نیز می شوند . بنا بر این ، اگر خامنه ای صلاح خود را در قوت گرفتن بیش از این مافیاهای نظامی - مالی نبیند و مافیاهای نظامی - مالی هم مصلحت خود را در تحمیل یک دسته منفور از ملاتاریا به روحانیت و مردم نبینند، مجلس خبرگان می تواند ترکیب دیگری پیدا کند .
• کروبی می گوید ﺁبش با گرایشهائی از اصلاح طلبان در یک جوی نمی رود و می گوید : زمانی که رییس مجلس بودم هر شبی که فردایش مجلس جلسه داشت، ﺁن شب بدترین شب زندگی ام بود. زیرا نمی دانستم فردا در مجلس چه پیش خواهد ﺁمد . راستی ها تهدید می کردند اگر نتوانی مجلس را کنترل کنی چنین و چنان می کنیم اما اصلاح طلبان هم هر کار می خواستند می کردند . نتیجه کارشان وضعیتی شد که الان گرفتارش هستیم . در جریان انتخابات ریاست جمهوری هم، همان رویه را در پیش گرفتند و کار را به جائی رساندند که الان در ایران یک ﺁدم منگولی ﺁمده و شده است رییس جمهور و قدرت را به دست گرفته و عنقریب است که مملکت را به باد بدهد
.
* از سوی دیگر، او حزبش با باند مصباح یزدی و مافیاهائی روبرو است که دولت را قبضه کرده اند : در جریان انتخابات مجلس خبرگان، باند مصباح یزدی قصد دارد اعتبار کروبی را از بین ببرد . او از مراجعی چون صانعی و تبریزی و وحید اجازه اجتهاد دارد . ولی گفته اند باید بیاید و امتخان بدهد قصد دارند که با کشاندن او به جلسه امتحان و رد کردنش، به حیثیتش لطمه وارد سازند
.
از این رو، او و حزب اعتماد ملی او در این فکرند که ﺁیا در انتخابات شرکت کنند یا نه ؟
* با وجود کوششهائی که برای ائتلاف می شود، کروبی می گوید : در هیچ انتخاباتی حاضر به ائتلاف نیست. زیرا گروههای اصلاح طلب در بسیاری از مواقع پشت مرا را خالی کرده اند . ﺁنها زمانی که فشار نیست با من همراهند اما وقتی قدری فشار زیاد می شود پشت مرا خالی میکنند .
• اما وضعیت نخبگان درون کشور از لحاظ رابطه با مردم و میزان احتمال جنبش مردم و چونی ﺁن :
1 - رابطه مردم با نخبگان کاملا قطع شده است . به دلایل زیر:
- مردم به هیچ کدام از نخبگان اعتماد ندارند و آنها را فرصت طلب می دانند
.
- نظام رابطه مردم با نخبگان را با ترفندهایش قطع کرده است .
- نظام در پی قطع رابطه برخی از نخبگان با مردم است . نخبگانی که مردم به ﺁنان قدری اعتماد دارند.
- نظام با ﺁلوده کردن برخی از نخبگان به فسادهای مالی موجب سرخوردگی مردم از ﺁنان شده است
دلایل بالا گویای ﺁنند که نظام در این مدت 25 سال، با شیوه های بسیار بیشرمانه رابطه مردم را با نخبگان قطع کرده است . البته این نخبگان بوده اند که با ﺁلوده شدن به رانت قدرت و پول و زور به اعتماد مردم خیانت کرده و وارد باندهای مافیایی شدند . این ضربات پی در پی که بر اعتماد مردم وارد شده اند اثری برجا گذاشته اند که هر زمان چهره ای نمود می یابد و می خواهد اعتمادی را جلب و رابطه ای را به وجود ﺁورد، اولا مردم را دیر باور می یابد و ثانیا باندهای مافیایی تلاش می کنند که فرد را به هر صورت شده بدنام و مشکل دار و نا توان معرفی کنند تا مردم به نا امیدی مجدد و بی اعتمادی مجدد خود بازگردن. باز البته ، مردم مبری از خطا نیستند . خطایشان اینست که به مسئولیت خود عمل نمی کند . دفاع از استعدادهای هر جامعه ، در مسئولیت ﺁن جامعه است . اگر مردم از مسئولیتها تنها به این مسئولیت عمل می کردند ، استبداد حاکم دستگاه فاسد کننده استعدادها نمی شد
.
2 - مردم دچار سرخوردگی مفرط شده اند :
- واکنش مردم ناگهانی است و نظام هر از چندی ، سعی می کند ، دلهای و سرهای پر از بیزاری مردم را خالی کند .
- نظام، برای کنترل مردم، هر روز بر عرض و طول نیروهای امنیتی خود می افزاید . استخدام نیروهای سرکوبگر و وابسته به نیروهای نظامی و ... گویای ﺁنست که استبداد سعی دارد هر واکنشی را سرکوب کند . امسال رژیم 17 هزار نفر برای سازمان زندانها و 100 هزار نیرو برای کمیته امداد امام خمینی استخدام کرده است . البته استخدام 100 هزار تن برای کمیته امداد امام خمینی ، با هدف ، تبدیل کردن نیروی اعتراض به نیروی سرکوبگری است که ﺁلت فعل رژیم است .
در رژیم، گفتگو از اینست که اگر روزی مردم تلاش کنند برای سرنگون کردن رژیم، با توجه به عمق کینه مردم به نظام، جنبش به سرعت انجام خواهد شد . خود می دانند که این نظام پوشالی تر از نظام شاه است .