« شماره ۶۴۸ از ۸ تا ۲۲ تير »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


م. سحر

این پنج رباعی ِ هُشدارگر به تأثیر از تحریکات و تبلیغات آن گروه از هویت باختگانی که دل و دین و اندیشه به دشمن سپرده و سال هاست در خدمت بیگانگان، برای ایجاد تفرقه و نفاق در ایران به ترویج قوم گرایی و نژاد پرستی
می کوشند ، در سال 1995سروده شد اما هرگز انتشار نیافت ( جز دوتای آخر حدود سه سال پیش در کتاب "صدای زنگ حضور" به چاپ رسید). اکنون به دلائل ِ بی نیاز از توضیح ، هرپنج رباعی را در اختیار سایت های ایرانی قرار می دهم تا یک جا انتشار یابند

با بداندیش

پنج رباعی برای آذربایجان
                                شمس تبریز ایستاده مست در دستش کمان
                                تیر زهرآلود را بر جان ِ احمق می زند
                                                                جلال الدین محمد مولوی

از خویش تُهی ، به غیر مسحورانند
گمراهانند و از خِرَد دورانند
معذورانند از آنکه مأمورانند
مغبونانند از آنکه مزدورانند!

غافل زخِرَدورزی و اندیشه وری
درباغ ، نه شان هنر به جز تیشه وری
ستّار ، درآی تا به صندوق روند
این لُعبتکانِ صحنهء پیشه وری !

زینسان که به خویش دشمنی ها داری
هُشدار! اگر دلی نیوشا داری
کان تیشه که بر ریشهء خود خواهی کوفت
از "باقروف" و "غلام یحیی" داری !

آن گنج که پارس یا خراسان دارد
از گنجه و سُهرورد و شروان دارد
هرچند ربوده اندش از مام ِ وطن
ارّان در جسم ، روح ِ ایران دارد !

چون فکر اگرچه کرده مأوا در سر
آذربایجان دل است و ایران پیکر
هان ! بد مَسگال دشمنا ، کاین آذر
در دامنِ خود ترا کند خاکستر!

پاریس ، 17/9/1995