مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۹۲ از ۱۲ تا ۲۶ اسفند »

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

ایستاده بر آرمان

از
علی غریب

" ما یک چیز را موفق شدیم که تا آن زمان کسی موفق نشده بود و آن اینکه همین بیان از اسلام را از زبان یک مرجع تقلید گفتیم. بیان اسلام دین آزادی است و اسلام بیان آزادی است را از زبان او گفتیم. تا اینجا موفق بودیم و خیلی هم شاد و سرحال برای اینکه فکر می کریدم مرجع دروع نمی گوید و می داند دین یعنی تعهد و این تعهد غیر از آزادی نیست. ما باور داشتیم که مرجع تفلید خالی از هوی است و کشش به قدرت ندارد. غافل بودیم از اینکه فلسفه ای که اینان می آموزند، همین فلسفۀ قدرت بر مبنای ثنویت تک محوری افلاطورنی است"
پاره ای از صحبت های آقای خمینی در پاریس و در عرض این چند ماه چنین است:
"بشر در اظهار خودش آزاد است"
" اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است"
"در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزادند"

" ولایت با جمهور مردم است"
" اختیارات شاه را نخواهم داست"
"منی هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت"


...
" من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمائی، … من درخود دولت نقشی ندارم."
...
" دور روز پیش از اعدام ها و کشتارهایی که از 31 خرداد آغاز شد نظر خوردم را در نواری ضبط کردم و پیش خمینی فرستادم. گفتم دادگاههای انقلاب را دست کم سه ماه تعطیل کند. آزادها، خصوصاً آزادی مطبوعات را برقرار کند و بحث های آزاد به معنای واقعی کلمه پدید آورد. اگر سه ماه گذشت و نتیجه بد بود، از نو زندان و شکنجه و اعدام و کشتار را برقرا سازد. نشنید و بدتر کرد" " کار را بجایی رساندند که شبی 400 تا 500 نفر را اعدام می کردند.

دیده بان

"علف و بزی"

اين روزها و پس از روشن شدن دست جناب احمدی نژاد در ناتوانی مطلق نسبت به حل مشکلات داخلی وايجاد بحرانهای پی در پی برای کشور ، سوالی در ذهن پايوران نظام شکل گرفته وهر کدام به فراخور برداشت وتجارب خود ازجريان مافيای حاکم پاسخی به آن می دهند ، می پرسند چرا با اينهمه افتضاحی که جناب ايشان به بار آورده آقای خامنه ای اينقدر ازو حمايت می کند وبه چه دليل اين حمايت ها کم نمی شود؟ اين ها گزينه های مختلفی برای پاسخ به اين سوال طرح مي کنند .از جمله اينکه شرايط کشور بحرانی است ويا اينکه خامنه ای چون می بيند بيشتر مسئولان واعضای نظام در جبهه مخالف احمدی نژاد قرار گرفته اند ، برای ايجاد"تعادل درون سيستمی"ازو حمايت می کند! اما به نظرمی رسد اينها دليل اصلی نيست . اين آقايان وخانمها از يک واقعيت ساده ولی تعيين کننده غافلندو آن واقعيت اينست که احمدی نژاد را خود خامنه ای بزرگ کرد ودر عين ناباوری همگان سر کار آورد . چرا هاشمی رفسنجانی در پی انتخابات رياست جمهوری گفت : من شکايتم را پيش خدا می برم ؟ چون فهميده بود که همه تقلبها با نظر" آقا" صورت گرفته و او شخصا" احمدی نژاد را رئيس جمهور نظام کرده است .خوب نميشد که از خامنه ای به خامنه ای شکايت کرد. ناچار جايی برای شکايت در اين نظام نيافت وشکايت نزد خدا برد ! واگر کمی بيشتر فکرکنيم می بينيم که اصلا"احمدی نژاد کاره ای نبودکه بخواهد در روابط قوای حاکم رژيم محلی از اعراب داشته باشد همينجا بود که جناب خامنه ای او را به دليل همين خاصيت يعنی " هيچی " بودنش آورد ، باد کرد و جلوی بقيه قرارش داد! چرا که تنها اينچنين عنصری که از خودش هيچ نداشته باشد ميتواند آئينه تمام نمای آقای خامنه ای شود. هر کار که اين یکی خواست ، آن یکی بکند. در اصل ،"احمدی نژاد" خود" خامنه ای" است . پس جناب رهبر از خودش حمايت می کند .خامنه ای گمان می کرد با يکدست شدن رژيم در تبعيت ازو ، مقام عظمای ولايت می تواند هر کار که ميخواهد بکند ومطابق ميل وتشخيص خود کشور را بچرخاند. عملی شدن تئوری النصر بالرعب را در انظار عمومی وسيمای شهرها ميتوان در برخورد ماموران انتظامی با مردم مشاهده کرد تا حدی که پوشيدن چکمه برای زنان نيز مصداقی از بدحجابی شده است . اين اخلاق حکم کردن از بالا را جناب خامنه ای از قديم در خلق و خوی خود يدک می کشد . هنوز برخوردهايی را که ستاد فرماندهی کل قوا با او در ابتدای جنگ داشت را به ياد داريم که ناشی از نوع نگاه وبرخوردهای خود محورانه او بود . از وقتی به رهبری نشانده شد انديشه يکدست کردن نظام و صدور احکام مطلقه لحظه ای او را آرام نگذاشته است . او فکر می کند با دستور ميتوان بر اصول مسلم راهبردی ، اقتصادی واجتماعی وسياسی فائق آمد . او هميشه افکار خرد ونا بخردانه ای را خودش سنجيده ودستور به اجرا داده است .
مگرايشان گمان نبرده بود با تکه تکه شدن" فروهر ها" سايرين می ترسند وبه گوشه های خاموشی خواهند خزيد؟ ! مگر اومصباح يزدی را در ترويج خشونت نستوده وحمايت نکرد؟ حالا که توانسته مجری بی نقص افکار و اوامر خود را بر کرسی رياست جمهوری رژيم بنشاند چرا ازو حمايت نکند ؟ همانطور که گفته شد حمايت ازو حمايت از خوداست .
و ما مي بينيم هر چه احمدی نژاد می کند ادامه همان بينش و نگاه " دستوری ديدن روابط است. " در تزريق مستقيم نقدينگی و به خيال خود خريدن آراء مردم کم درآمد ( که به دليل ايجاد تورم شديد نتيجه عکس هم داد ) نظر جناب خامنه ای را عمل نکرد ؟ مگر در کاهش دستوری نرخ بهره بانکها بی توجه به روابط الزامی اقتصاد توليد وجامعه روش جناب حامنه ای را به کار نگرفت ؟ مگر احمدی نژاد جرات آن را داشت که به تنهايی وبنابر تشخيص خود در برابر عامه روحانيت بايستد وخود اجتهاد کند که پوشيدن چکمه زنان ، مردان را تحريک می کند؟!! امروزه در داخل رژيم امر بر جناب احمدی نژاد مشتبه شده که خود را جای خامنه ای نيز می بينند و قوانين ابلاغ شده مجلس را در نامه به رئيس مجلس رژيم رد می کند .او صدای حداد عادل را هم در آورده و مجبورش کرد از خامنه ای بخواهد او را سرجايش بنشاند و پاسخ خامنه ای نيزجالب است . تنها می گويد قوانينی که مطابـق قانون اساسی تصويب شده اند لازم الاجرا هستند بی هيچ اشاره ای به جناب احمدی نژاد : همينجا هم حمايت تلويحی قابل مشاهده است .
اوحتی در روابط خارجی هم همان کاری را کرد که خامنه ای می خواست وبه اين صورت کشور را با خطر حمله نظامی مواجه کرد. اينها همه، کارهايی بود که خامنه ای می خواست ولی خود مستقيم نمی توانست انجام دهد. او را برگزيد تا بتواند مجری بی چون وچرای اوامرش باشد حالا هم نمی تواند ازحمايتش دست بکشد چون لازمه اش اينست که جناب خامنه ای به اين باور برسد که انديشه ها و افکارش خطا بوده واين البته کار مردان بزرگ است واو نخواهد کرد. بنابراين به همه دست اندرکاران رژيم می گويم که خامنه ای تا آخر از وحمايت خواهد کرد چون می پندارد در غير اينصورت بايد خود را در درون بشکند . خامنه ای به حمايت از احمدی نژاد ادامه خواهد داد. مطمئن باشيد واز ياد نبريد : " علف بايد به دهن بزی شيرين بياد" .