نامه سرگشاده سه دانشجو به رئیس شعبه سوم تجدید نطر " دادگاه انقلاب در باب " فیلم اعترافافت دانشجویان " دست ساخت واواک:
◄ در 15 اسفند 85، مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور با ارسال نامه سرگشاده ای به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر، دادگاه رسیدگی کننده به پرونده سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، توضیحاتی در خصوص فیلم اعترافات دانشجویان، که بریده هایی از آن در فیلم "خط سیاه"، ساخته وزارت اطلاعات، آمده، دادند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر شیخ پور، محمودیان و خلیل پور در اردیبهشت ماه سال جاری و در پی انتشار ۴ نشریه جعلی و موهن به همراه احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی دستگیر و روانه زندان شدند.
در زمان اخذ فیلم اعترافات در زندان، این ۶ دانشجو به صورت دسته جمعی در محل فیلم برداری حضور داشتند. از این رو این دانشجویان جهت روشنگری در این خصوص و چگونگی اخذ فیلم اعترافات در نامه ارسالی خود به دادگاه تجدیدنظر توضیحاتی داده اند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:
ویل لکل افاک امیم
جناب آقای قاضی ساعدی، ریاست محترم شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر؛
سلام علیکم
اینجانبان مجید شیخ پور، مقداد خلیل پور و پویان محمودیان، مدیران مسئول سه نشریه دانشجویی هستیم که در رابطه با غائله جعل نشریات در اردیبهشت ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدیم. اخیرا شایعاتی مبنی بر احتمال انتشار فیلمی از اعترافات سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان شنیده شده است. لذا از آن جا که ما خود از نزدیک شاهد چگونگی پرونده سازی برای این سه تن و رفتارهای نامتعارف بازجویان بوده ایم، بر آن شدیم جهت تنویر موضوع برای دادگاه محترم مطالبی را عنوان کنیم.
وضعیت آقای احمد قصابان در حین اعترافات تلویزیونی بسیار غیرطبیعی بود و نشان از شکنجه های طولانی مدت داشت. به طوری که از فرط کم رمقی، در حین اعتراف مقابل دوربین، چشم بند از دست وی رها می شد و به زمین می افتاد. همچنین در حین فیلمبرداری احمد قصابان به شدت پلک می زد که گواهی بر اضطراب شدید ایشان بود.
آن چه در فیلم اخذ شده از ما خواسته شد، این بود که بیشتر به بیان آن چه در ۴ نشریه جعلی نوشته شده بود بپردازیم. از آن جا که افراد بازداشت شده اساسا دخالتی در انتشار این نشریات نداشتند در بیان جزئیات به صورت آشکار به مطالبی خلاف واقع اشاره می نمودند. به عنوان مثال آقای قصابان در این فیلم مدعی شد که نشریات را در سلف مرکزی و در ساختمان ابوریحان توزیع کرده است، که با توجه به مجهز بودن ساختمان فوق به دوربین مداربسته این مطلب قرین به واقع نیست. همچنین به گواهی عده کثیری از دانشجویان، نشریات به هیچ وجه در سلف مرکزی توزیع نشده است.
یا به عنوان مثالی دیگر در اعترافات آقای احسان منصوری در فیلم اخذ شده آمده است که وی این ۴ نشریه را در فرصت بسیار کوتاهی (حدود ۵ دقیقه) صفحه بندی کرده است که با توجه به حجم مطالب این نشریات این مسئله غیرممکن است.
در پایان با توجه به عدم وجاهت قانونی اعترافات اخذ شده تحت فشار و شکنجه و همچنین با توجه به رجاء واثقی که به استقلال رای و قضاوت عادلانه حضرتعالی داریم، انتظار این است که با صدور حکم برائت این سه دانشجوی بیگناه موجبات احقاق حقوق حقه ایشان را فراهم آورید. به امید روزی که هیچ حقیقتی با تیغ منفعت و مصلحت ذبح شرعی نگردد.
والسلام علی من التبع الهدی
مقداد خلیل پور
پویان محمودیان
متن سخنراني پروين اردلان به هنگام دريافت جايزه اولاف پالمه
خانم ها و آقایان! سلام
بسیار خشنودم و سرافراز که از سوی نهاد معتبر و مستقل بنیاد اولاف پالمه کاندیدای دریافت این جایزه شده ام. این جایزه به اعتبار شخصيتی به من اهدا شده که عدالت خواهی شیوه زندگی اش بود و هزینه این عدالت خواهی وصلح و دوستی را با جانش پرداخت .از این رو به خوبی آگاهم که حال مسئولیت بزرگتری بر دوش دارم. باور دارم که اهدای این جایزه به من نه تنها به معنای ارج گذاشتن به تلاش های فردی زنان ايران بل خاصه ارج گذاری به فعالیت های جمعی و حق طلبانه جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در ایران است. اين جایزه به خوبی نشان می دهد که کوشش های حق طلبانه زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب ایران با همه فرازو فرودها و همه بن بست ها و سنگلاخ های زن ستیزانه ای که برابر آن قد بر افراخته و می افرازد تاثیرگذار بوده . آری ! امروز صدای حق طلبی ما به گوش همه جهان رسیده است. در ضمن به خوبی واقفم که با دریافت این جایزه در معرض فشارها و اتهامات بیشتری قرار خواهم گرفت. این جایزه را به همه زنان ايران ،مادرم، مادران فرزندان دربند، و ديگر مادران سرزمینم تقدیم می کنم که چگونه رنج کشیدن و در عین حال مقاومت در برابر تبعیض را به ما آموختند، تا چگونه اعتراض کردن را به فرزندانمان و نسل هایی که در پی می آیند بیاموزیم.
آرزو داشتم در این روز بزرگ که مصادف است با صدمین سالگرد روز جهانی زن و یادآور مبارزات حق طلبانه زنان در سراسر دنیا، در میان شما باشم . اما در آخرین لحظات قبل از پرواز سوی دادستانی ایران ممنوع الخروج و از این دیدار محروم شدم. این اتفاق اما چندان غریب نیست چرا که در دیار من، زن بودن و ندای حق طلبی سر دادن یعنی محرومیت و مبارزه ای مداوم. افتخار می کنم که زنی سکولار و متعلق به جنبشی فمینیستی هستم که پیشینه 100 سال مبارزه ومقاومت برای احقاق حقوق زنان را دارد. بیش از صد سال است که ما نیز هم چون بسياری خواهرانمان در سراسر دنیا برای دستیابی به بدیهی ترین حقوق خود چون حق انتخاب در زندگی فردی و اجتماعی و از جمله حق انتخاب پوشش تلاش کرده ایم. اما هر بار قربانی سیاست دولت های ایدئولوژیک شده ایم. به ویژه طی سه دهه پس از انقلاب "اسلامی" بسیاری از دستاوردهای زنان پیشکسوت ما قربانی این سیاست ها شد : قوانینی چون قانون حمايت خانواده لغو شد و آزادی در انتخاب پوشش به اجبار در نوع پوشش تبدیل شد و به قالب قانون در آمد.
اکنون بیش از سه دهه است که برای کسب حق طلاق و برابری در ازدواج تلاش کرده ایم، گفته ایم داشتن این حق برای مرد که بیش از یک زن داشته باشد تحقیر مضاعف زن است، اما این قانون مردانه همچنان به قوت خود باقی مانده است. سال هاست که می گوییم چرا هنگام بروز یک حادثه و یا تصادف زن بودن و مرد بودن در تعیین میزان خسارت موثر است و دیه زن نصف دیه مرد است؟ می پرسیم چرا در قوانین ما "مرد بودن" معيار واحد انسانی به شمار می آید و سهم ما زنان نسبت به این واحد، یک دوم و در مواردی حتی کمتر نیز است.
می گوییم در جامعه ما درصد بالای تحصیل زنان و تلاش روزمره آنان برای حضور در حوزه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گواهی می دهد فرهنگ بسی پيش تر از قانون است و نشان می دهد که نمی توان همچنان در قانون عقب تر از فرهنگ ماند. می پرسیم اگر ایران به کنوانسیون بین المللی مدنی و سیاسی و کنوانسیون های بین المللی اقتصادی و اجتماعی پیوسته و پس می باید متعهد به اجرای آنها باشد، پس چرا متعهد نیست؟ می پرسیم اگر طبق این کنوانسیون ها هر نوع تبعیض از جمله تبعیض بر اساس جنسیت ممنوع است چرا قوانین ما چنین تعهداتی را در بر ندارند ، مثلا چرا برای پذیرش زنان در دانشگاه سهمیه جنسیتی قائل می شوند؟
سال هاست از بالابردن سن کیفری در قانون می گوییم اما همچنان با کودکان دختر و پسربالای 9 سال و 15 سال که مرتکب جرم وخطا می شوند مانند بزرگسال رفتار می شود و تنها تخفيف قائل شده اين است که اجرای حکم اعدام محکوم شدگاه به 18 سالگی موکول می شود . ما در عین ابراز مخالفت با اعدام می پرسیم چرا به اعدام "کودکان بزرگسال شده" پایان نمی دهید؟
سال هاست بسیاری زنان ایرانی در جامعه ما به خاطر ازدواج با مردان افغانی یا عراقی با دشواری فراوان رو به رو هستند چون بر اساس قانون ،تابعیت مادر ایرانی، فرزند او را تبعه ایران نمی کند و ما می پرسیم چرا؟
سال هاست ، در جامعه ای که قانون آن به دفاع از سنت های زن ستیز بر می آید، از پایان دادن به خشونت های ناموسی و سنگسار می گوییم اما همچنان قتلهای ناموسی و سنگسار قربانی می گیرد . حال دیگر اين جنايات جزو فرهنگ و سنت آن جامعه نیست بلکه نمودار خشونتی است که زیر سایه قانون هر روز پروارتر و قدرتمندترنیز می شود.
هم اکنون دختران و پسران بسیاری در خیابان ها و میادین شهر، به خاطر نوع پوشش شان توسط ماموران پلیس تحت عنوان طرح امنیت اجتماعی مورد بازداشت و توبیخ قرار می گیرند .
جنبش های اجتماعی درایران از جمله جنبش های دانشجویی و کارگری و معلمان (؟ ) با طرح خواسته های آزادی خواهانه وعدالت طلبانه خود صداهای گوناگون مدنی در جامعه ما هستند. اما در حال حاضر بسیار از فعالان این جنبش ها در زندان بسر می برند و جلوگيری از ارتباط گسترده بین این جنبش ها بایکدیگر و سرکوب آنها رو به افزونی است .
ما فعالان جنبش زنان به روش های گوناگون مدنی، نقش و تاثیر قوانین تبعیض آمیزرا در زندگی مان نشان می دهیم . با نقد و اعتراض به قوانین خشونت آمیز، خواهان تغییر آنها می شویم. در برابر این اعتراض از سوی حاکمیت محکوم به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام می شویم. اما هیچ وقت به این پرسش پاسخی داده نمی شود که اگر ما فعالان مدنی و فعالان جنبش زنان یا شهروندان این جامعه برهم زننده امنیت ملی یا امنیت اجتماعی هستیم ، مدعیان حفظ امنیت مدنی جامعه چه کسانی هستند؟
با همه فشارها، تلاش کرده ایم برای تحقق خواسته های حقوق بشر ی وانسانی خود عمل کنیم. کوشیده ایم با بررسی تجربه گذشتگان و تقویت حافظه تاریخی مان،با بهره گیری از تجربیات مبارزاتی فمینیست های پپشکسوت مان در ایران و درجهان،با درس گيری از دستاوردها و شکست های آنها، با آموختن از تلاش های تئوریک و آگاهی بخش آنها در خارج از کشور وتبعید و به مدد تجربه عملی روزمره مان، نه تنها بر غنای نظریمان بیافزاییم که ظرفيت مان را نيز در شنیدن صداها و دريافت دیدگاه های متفاوت و متنوع افزون کنيم. بدين سان کوشيده ايم روش های مبتکرانه را در گشایش عرصه برای مبارزات حق طلبانه زنان و تغییر موقعیت نابرابر آنان در قانون به کار بندیم.
یکی از این تمهیدات بهره گیری از تجربیات خواهرانمان در کشورهای منطقه و تبادل اطلاعات و و انتقال این تجربیات به یکدیگر است. این امر قدرت جنبش زنان در سطح منطقه و فراتر از آن در سطح جهانی افزون می کند و جنبش های زنان در داخل کشورها را زير چتر حمایتی شبکه های جهانی زنان قرار می دهد و به رشد آنان مدد می رساند. کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز یکی از روش های خلاق جنبش زنان در ایران است که با الهام از فعالیت خواهرانمان درمراکش پی گرفته شده است. حرکتی را که آنان با حمایت دولت شان برای تغییر قوانین به ثمر رساندند ما از پایین و از طریق جمع آوری امضا و با اتکا به گفت و گوی "چهره به چهره" با زنان و مردان برای عمومی کردن مطالبات حقوقی مان پیش گرفته ایم تا با ارائه امضاها به نهاد های قانونگذاری و طرح خواسته یک میلیون نفر مبارزه برای تغییر قوانین تبعيض آميز جنسيتی را گسترش دهیم.
اکنون پس از یک سال و نیم، که آغاز به کار این جنبش می گذرد گرچه نتوانسته ایم به تغيير اين قوانين دست يابيم اما توانسته ایم با گسترش آگاهی، ایجاد بحث و کاربست شیوه گفتگو های خلاق و دمکراتیک ، گفتمان برابری حقوقی را در لایه های مختلف جامعه و حتی در سطح نهادهای رسمی قدرت مطرح کنيم و آنها را به واکنش یا پاسخ وابداریم . در این فرایند کوشيده ايم به دمکراتیزه کردن جامعه مدنی بپردازیم زیرا بر این باوریم که توجه به حقوق زنان پیش شرط دموکراسی است و نمی توان به بهانه حاشیه ای بودن مسائل زنان در مبارزه برای دمکراسی خواهی حقوق آنان را قربانی کرد . به اعتقاد ما مسیر دموکراسی خواهی از احقاق حقوق زنان می گذرد.
اکنون در عرصه جهان، بسیاری ، کمپین یک میلیون امضا را با خواسته های مشخص و عينی اش، با روش مسالمت آمیزش یعنی جمع آوری امضا، با هزینه پردازی کنشگران و وکلای مدافع اش که به رایگان وکالت این این فعالان را برعهده می گیرند می شناسند. تا کنون بیش از 50 نفر از فعالان کمپین شامل زنان و مردان برابری خواه در تهران و شهرستان ها که غالبا متعلق به نسل جوان ما هستند حین جمع آوری امضا در فضای عمومی نظير مترو و پارک و دیگر مکان های تجمعات زنان یا هنگام برگزاری کارگاه های آموزش حقوق زن و یا فعالیت نوشتاری در وب سایت این کمپین ( تغییر برای برابری )بازداشت ، یا دادگاهی و یا تهدید به بازداشت شده اند . هم اکنون دو نفر از فعالان حقوق زن همچنان در زندان بسر می برند.
در دل همین حرکت، مادران اعضای کمپین نیز فعال شده اندتا با حمایت از فرزندان بازداشت شده خود و پی گیری وضعیت و خواسته های آنها در این مقاومت مدنی حامی و همراه شان باشند. ورود مادرها ، پدرها و ديگر افرادخانواده به جنبش های برابر ی خواهانه و صلح جویانه شعاع این حرکات را گسترده تر کرده و ارتباط بین جنبش ها ی متفاوت را افزایش داده است. اکنون بسیاری از فعالان جنبش های دانشجویی و کارگری همچنان در زندان هستند و خانواده های آنان اعضای فعال این جنبش ها محسوب می شوند.
امروز آوازه کمپین " تغيير برای برابری" نه تنها با کوشش کنشگران آن در داخل که به مدد حامیان این کمپین و شبکه های جهانی فمينيست ها و مدافعان ايرانی حقوق بشر و نيز فعالان غير ايرانی،مرز های جغرافیایی را پیموده است. فعالیت های مجدانه افراد و سازمان ها ونها دهای حقوق بشری و فمينيستی و نيز رسانه های خبری در پی گیری وضعیت فعالان جنبش زنان در ایران و انعکاس خواسته ها و تلاش آنها در محافل بین المللی ستودنی است . به راستی می توان گفت که اگر ما زنان ايران با تکيه به واقعیت های عینی و ملموس سیاسی و اجتماعی جامعه مان به در افکندن طرحی برای بيان اولویت ها و خواسته هایمان قادر شده ايم ، این خواسته ها با تلاش فعالان جنبش هاو نهادهای حقوق بشری در سراسر دنیا دنبال شده و هر چه بيشتر بازتاب يافته . درواقع تداوم جنبش ما در گرو کوشش جمعی حق طلبان داخلی و بین المللی بوده و هست .
جنبش برابری خواهانه در ایران ، امرو ز به یمن اين ارتباط و اين مشارکت فعالانه تداوم دارد و هم این هر روز به ما قدرتی افزون تر می دهد. و البته مخالفت نیروهای زن ستیرو عدالت ستیز را نیز در تقابل با ما گسترده تر می کند. اما جه باک ! فعالیت مسالمت آمیزی که به آن ایمان داریم مقاومت مدنی مان را افزایش داده است . و اين واقعيت مداوما به ما نیرو می بخشد : نيروئی که در زندگی روزمره ما جاری ست ، زاياست و خلاق است و شور آفرین است و قدرت بخش . و به جان پاسش می داریم .
نامه انتقادآمیز بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان محروم از تحصیل به احمدی نژاد
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای محمود احمدی نژاد، ریاست جمهوری اسلامی ایران
با سلام
انتخاب شما به عنوان رییس جمهور نهم ایران قطعاً یکی از سخت ترین دوران ها را برای کشور، بالاخص جامعه دانشجویی، رقم زد. دورانی که فعالیت های دانشجویی تحت شدیدترین فشارها، به سوی وضعیتی غم بار سوق یافت.
جناب آقای دکتر، جامعه دانشجویی کشور پیش از این پیش بینی می نمود که با انتخاب شما، قطعاً تصمیم بر این خواهد بود تا نهادهای دانشجویی تا حدی محدود گردند. اما عملکردی چنین بی خردانه، حتی از سوی فردی چون شما هم برایمان قابل تصور نبود. شاید نگاشتن این نامه دردی از حال ما دوا نکند، با این حال لازم دانستیم از سر دلسوزی مطالبی را به اطلاع برسانیم تا شاید در ادامه، اوضاع را دقیق تر بنگرید و عمل کنید:
۱- لازم است بدانید که این انقلاب بر سه اصل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی استوار است و قرار بود در این مملکت حتی مارکسیست ها هم اجازه سخن گفتن داشته باشند. اما چه کسی گمان می کرد روزی انجمن اسلامی، به عنوان تنها نهاد منتقد دانشجویی در دانشگاه ها، هم تعطیل گردد و فعالین آن با تهدید، تعلیق و زندان از فعالیت منع گردند؟!
۲- امروز ترکیب تشکل های دانشجویی به گونه ای است که همگی یا طرفدار سرسخت دولتند یا اساساً جایگاهی برای انتقاد به شما ندارند. در این میان تنها نشریات دانشجویی مجالی اندک برای دانشجویان مستقل بوده و کورسوی امیدی برای آنان به جای می گذارد. اما متاسفانه خاطره غم انگیز انتشار چهار نشریه با لوگوی جعلی که سبب گردید سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیک، آقایان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، با وجود صدور حکم تبرئه و پس از گذشت بیش از ۱۰ ماه همچنان در بازداشت بمانند، هر مدیر مسئولی را دچار این تردید می سازد که مبادا مطرح نمودن انتقادات تند و تیز نسبت به جنابعالی سبب شود که نشریه وی نیز جعل گردد.
۳- "افتخار این دولت این است که بازترین فضای سیاسی را در طول تاریخ کشور ایجاد کرده است". این گوشه ای از سخنان شما در دانشگاه است. البته اگر کسی به کارنامه ۳۰ ماهه دولت جنابعالی بنگرد گمان می کند که شاید منظور آقای رییس جمهور، کشور دیگری است و یا این که بازداشت های گسترده دانشجویان و احکام محرومیت از تحصیل که آمار هر یک به بیش از ۱۰۰ مورد می رسد، همگی مصداق فضای باز سیاسی مورد ادعای جنابعالی هستند. البته برای جامعه دانشجویی کشور اینک روشن شده که تناقض گویی خصیصه بارز دولت مهرورزی است.
۴- اینک نیز که در آستانه انتخابات مجلس قرار داریم، حذف گسترده منتقدین دولت از دانشگاه ها همگام با رد صلاحیت کاندیداهای مجلس حاکی از آن است که اراده ی حاکم در صدد است تا بساط هر گونه نقد را از سطح جامعه برچیند.
با توجه به تمامی موارد بالا، ما، دانشجویان تعلیقی دانشگاه های کشور، حق فعالیت و آزادی بیان را جزء حقوق اولیه خود دانسته و حذف گسترده فعالین دانشجویی را از سطح دانشگاه ها در آستانه انتخابات مجلس محکوم می کنیم.
دانشجویان محروم از تحصیل امضا کننده این نامه:
دانشگاه اصفهان: مازیار معصومی، ارسلان صادقی، علی رهنما و علیرضا داوودی
دانشگاه امیرکبیر: اسماعیل سلمانپور، آرش آرمون، سجاد ویس مرادی، مجید شیخ پور، ناصر پویافر، نیما گرشاسبی، یوسف رشیدی و نریمان مصطفوی
دانشگاه تهران: میلاد عزیزی، سلمان یزدان پناه و رضا نگه داری
دانشگاه شاهرود: فرخنده بختیارزاده، علی قلی زاده، اشکان مدنی، فهیمه میر لوحی و جواد صفدری
دانشگاه علامه: سلیمان محمدی، کوروش جنتی، فرهنگ سلامی، آیدین اخوان، مازیار سمیعی، امیرحسین ایرجی، رشید اسماعیلی، صادق شجاعی، علیرضا موسوی، عسل اخوان، مهدیه گلرو، مجید دری و ماندانا چترچی
دانشگاه کرمان: محسن خسروی، حسن حسینی، محمود هادی پور، حسام سعیدی
دانشگاه همدان: امین نظری، محمد صیادی، مهدی جمالوند و سیاوش حاتم
دانشگاه یاسوج: مجتبی نظری، محسن موسوی، امین خسروی و الهام علوی
امیر رئیسیان، رسول مظفریان، سامان فیروزی، علیرضا ارشادی فر، مسعود نظری فرد، مسعود قربانی نژاد، مهدی چاووشیان
افشای رفتار مرتضوی با خانواده متهمانتشریح جزئیات آزار جنسی در حضور مادران دانشجویان
در 16 اسفند ، جلسه دادخواهی دانشجویان آزاد شده دانشگاه اميرکبیر و خانواده دانشجویان زندانی با رييس کل دادگستری تهران با افشای بدکاری ها و توهین های سعید مرتضوی دادستان تهران به رسوائی تازه ای برای او تبدیل شد. این جلسه چهارمین رسوائی عليه رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی سعيد مرتضوی است که قبلا در پرونده محاکمه دکتر لطیف صفری مدیر روزنامه نشاط، قتل زهرا کاظمی و شکنجه و اعتراف گیری از وب لاگ نویسان، در افکارعمومی ایران و جهان محکوم شناخته شد اما هر بار با حمایت مقامات عالی جمهوری اسلامی و جناح راست وی در مقام خود ماند بلکه ارتقا یافت.
دانشجویان آزاد شده دانشگاه امیرکبیر و علی وفقی عضو آزاد شده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، و پدر و مادر احسان منصوری، یکی از سه دانشجویی که همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، همراه با محمد لو عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی با علیرضا آوائی رئیس دادگستری تهران دیدار کردند.
این جلسه صبح شنبه برگزار شد و ابتدا محمدلو با بیان این که خانواده این سه دانشجو، تلاش های زیادی کرده اند که موضوع فرزندانشان از طریق مقامات قوه قضاییه حل شود گفت "متاسفانه هر چه بیشتر تلاش می کنیم، وضعیت ایشان به جای آن که بهتر بشود، بدتر شده است. به عنوان مثال پس از آن که ریاست محترم قوه قضاییه دستور آزادی این سه دانشجو را صادر کردند، ملاقات ها و تماس های تلفنی ایشان هم قطع شد و بار دیگر آن ها را به سلول انفرادی منتقل کرده اند." محمدلو در پایان سخنان خود از رئیس دادگستری استان تهران خواست با توجه به زمان بسیار طولانی بازداشت این دانشجویان و همچنین پیگیری چندین ماهه خانواده های ایشان، وضعیت احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی را با جدیتی بیش از پیش دنبال نماید.
آغاز داستان
در ادامه به خواست مقام قضائی که میزبان این دیدار بود یکی از دانشجویان ازاد شده قصه این دور از دستگیری های دانشگاه امیرکبیر را چنین تعریف کرد"به نظر ما سرآغاز داستان دقیقا به یک سال پیش باز می گردد. در خردادماه ۸۵ مدیریت دانشگاه امیرکبیر تصميم گرفت انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر را بدون دلیل قانونی تعطیل کند، اما دانشجویان علیرغم خواست مدیریت دانشگاه انتخابات را برگزار کردند. مدیریت هم نیمه شبی ساختمان انجمن را تخریب کرد. همین امر دانشجویان را بر آن داشت تا از طریق نشریات خود اعتراض خود را به گوش مسئولین برسانند."
این دانشجو فضای ملتهب دانشگاه ناشی از استبداد رییس دانشگاه امیرکبیر را تا آن جا رساند که آقای احمدی نژاد تصمیم گرفت به پلی تکنیک بیاید و در روز حضور او از صبح زود مدیریت دانشگاه با پر کردن سالن به وسیله دانشجویان دانشگاه های دیگر که به صورت هماهنگ شده به آنجا آورده شده بودند سعی کرد دیداری نمایشی را با رییس دولت ترتیب دهد که این عمل بر شدت خشم دانشجویان افزود"
این دانشجو در گزارش خود اشاره مستقیمی به تظاهرات هنگام حضور احمدی نژاد، دستگیری ها و فریادهائی که افسانه محبوبیت احمدی نژاد را شکست و عکس های آن به سراسر جهان مخابره شد نکرد و نگفت که عصبانیت جناح راست از آن بود که از مدتی قبل با اشاره به آخرین حضور رييس جمهور خاتمی در دانشگاه تهران و اعتراض چند تنی از دانشجویان، بر آن مانور می کردند و تبلیغات مفصلی داشتند و در صدد بودند که از دیدار احمدی نژاد هم نتيجه ای مانند دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی ايجاد کنند. کاری که به قول دانشجوی آزاد شده از زندان "حاصل آن همه فشار و زدن و بستن و اخراج و تعلیق بود"
دانشجوئی که داشت مقدمات دستگیری خود و سه تن دیگر از انجمنی ها را می گفت همين حادثه حضور احمدی نژاد و شکسته شدن افسانه محبوبیت وی را آغاز حملات رسانه ای و کینه ورزی یک جناح به آن ها شد "ما از همان زمان فهمیدیم که دیر یا زود باید خود را برای یک برخورد سنگین آماده کنیم. در زمان انتخابات عده ای که منشا تمام فعالیت های دانشجویان را نشریات دانشجوئی می دانند قصد تعطیل نشریه ما را داشتند که با جعل و انتشار مطالب موهن به نام نشریات دانشجویان به این کار پرداختند"
این دانشجو با اشاره به حوادث روز ۱۰ اردیبهشت دانشگاه امیرکبیر، اظهار داشت: "به یکباره ساعت ۲-۳ بعدازظهر و در حالی که دانشگاه خلوت شده بود متوجه شدیم چند نشریه جعلی در دانشگاه پخش شده و متعاقب آن بسیاری از بسیجیان از دانشگاه های دیگر در ساختمان ریاست دانشگاه دست به تجمع زده اند. ما از همان ابتدا که متوجه قضایا شدیم و با توجه به واکنش هایی سریع و غیرطبیعی که طرف مقابل از خود بروز می داد، انتساب این نشریات به خود را رد کردیم و بر طرح ریزی سناریویی غیراخلاقی بر علیه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تاکید کردیم. اما عده ای عزم خود را جهت پیش بردن این پروژه جزم کرده بودند و بدون توجه به این مسایل ما را دستگیر کردند و اتهام انتشار نشریات را متوجه ما ساختند."
رئیس دادگستری استان تهران از این دانشجو پرسید، "شما انتساب این نشریات به خودتان را رد می کنید؟" دانشجو آزاد شده با قاطعیت جواب دادند"بله، ما چه قبل از بازداشت و چه در طول مدت بازداشت و چه الان که آزاد شدیم همواره تاکید کردیم که این نشریات جعلی است و ما خودمان شاکی این پرونده هستیم."
شرایط زندان
از این جا به بعد مقرر شد که شکایت اصلی دانشجویان و خانواده هایشان مطرح شود که شرایط بازداشت در بند 209 باشد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار علی وفقی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، به بیان چگونگی بازداشت و شرایط نگه داری خود در بند ۲۰۹ زندان اوین اشاره کرد و گفت: "در تمام مدت بازداشت من را در سلول انفرادی، که عده ای اصرار دارند به آن سوئیت مجهز بگویند، نگه داری کردند. سلولی ۲ در ۳ مترمربع که فقط یک شیر آب داشت، یک موکت، یک لامپ ۱۰۰ وات که همیشه روشن بود و پنجره ای که فقط می توانستیم روز و شب را تشخیص بدهیم، به همراه چند پتو و یک حوله که در ابتدای انتقال به این بند به ما داده شده بود. ما هفته ای فقط یک مرتبه اجازه داشتیم به مدت ۱۵ دقیقه به هواخوری برویم که وضعیت هواخوری هم به این صورت بود که سقف یکی از همین سلول ها برداشته بودند و مثل پاسیو سقفش را شیشه ای کرده بودند و تنها حسنش هم این بود که می توانستیم آسمان را ببینیم."
علی وفقی با شرح شرایط نامناسب زندان اضافه کرد که با این همه " نحوه بازجویی و برخورد بازجوها با دانشجویان پلی تکنیک به کلی با ما تفاوت داشت. وقتی در رفت و آمدها دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را دیدم که چگونه با آن ها برخورد می کردند، شرایط خودم را فراموش کردم"
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در ادامه سخنان خود با اشاره به آشنایی نزدیکش با مجید توکلی، یکی از دانشجویان در بند، خاطرنشان کرد: "من به بازجوی خود می گفتم که من هر کسی را نشناسم، مجید توکلی را خوب می شناسم. به ایشان می گفتم مجید، فرد مقید و باایمانی است و اصلا باور کردنی نیست که او در انتشار این نشریات دست داشته باشد. که بازجو به من می گفت، شما به مسئله دانشگاه امیرکبیر کاری نداشته باشید. قضیه دانشگاه امیرکبیر، اصلا قضیه ای جداگانه ای است که ربطی به شما پیدا نمی کند. دانشجویانی هم که از این دانشگاه دستگیر کرده ایم خودشان اعتراف کرده اند."
در ادامه این جلسه، رئیس دادگستری تهران ضمن اشاره به شکایت خانواده دانشجویان در بند از برخوردهای سعید مرتضوی، دادستان با آن ها، از خانواده منصوری خواست به شرح این دیدار بپردازند. سخنان پدر احسان منصوری همه حاضران را به شدت متاثر کرد "ایشان در طول دیدار با ما به صورت مداوم در حال توهین و تهدید ما بود. از در که وارد شدیم ایشان به چادر همسر بنده و مادر احمد قصابان اشاره کرد و گفت مگر شما مسلمانید که حجاب دارید؟! از نظر من شما کافرید. ایشان همچنین به ما گفت چه کسی گفته این دانشجوها شکنجه شده اند؟! من باید بگویم که من می گویم شکنجه نشده اند. اصلا شکنجه شدن بچه هایتان را به هر الاغی بگویید، می خندد."
پدر احسان منصوری به بخشی دیگر از سخنان مرتضوی اشاره کرد و گفت: "ایشان به ما گفتند شما که می گویید بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند، اصلا می دانید شکنجه جنسی یعنی چه؟ سپس شروع کردند در حضور مادران دانشجوهای زندانی برداشت خودش را از شکنجه جنسی در مورد زن و مرد توضیح دادن و بعد از ما پرسیدند حالا بگویید ببینم بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند یا نه؟! چنان که من حتی از فکر کردن به حرف های او شرم دارم ولی برای دفاع از فرزندم حاضرم جمله به جمله سخنان ایشان را خدمتتان عرض کنم." آوایی با قطع سخنان پدر احسان منصوری از وی خواهش کرد از این قسمت عبور کند.
پدر این دانشجوی در بند در ادامه اظهار داشت: "ما به آقای مرتضوی گفتیم ما برای حل این مشکل با آقای جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، هم دیدار داشتیم که آقای مرتضوی در جواب گفتند جمشیدی دیگر کیست؟! برای این موضوع باید با من صحبت کنید. شیر این پرونده دست من است، بخواهم بازش می کنم، نخواهم می بندمش. تا الان یک خط متوسط روی پرونده این دانشجویان کشیده بودم. اگر بخواهم، آن ها را طوری ادب می کنم که تا هفت پشتتان بسوزید. مرتضوی به ما گفت نشریات کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند آزادشان نمی کنم. ایشان گفتند ظاهرا نه بچه هایتان ادب شده اند و نه خودتان و من می خواهم هم آن ها را ادب کنم و هم شما را. الان هم آن ها را به سلول انفرادی منتقل کرده ام و دیگر تا ادب نشوید نه از تلفن خبری هست و نه از ملاقات."
رئیس دادگستری استان تهران در ادامه با اشاره به انتشار اخباری مبنی بر بدرفتاری با دانشجویان در زمان بازداشت اظهار داشت: "من می خواستم در این مورد حتما به صورت حضوری دانشجویانی که آزاد شده اند را ببینم و از نزدیک با آن ها صحبت کنم و شرایط نگه داری و بازجویی هایشان را از زبان خودشان بشنوم. که دستور اخیر رئیس قوه قضاییه مبنی بر پیگیری قضیه شکنجه دانشجویان وظیفه مرا در این خصوص دو چندان کرد."
علیرضا آوایی، با مهم خواندن بحث پیگیری شکنجه دانشجویان گفت: "این بحث در حال حاضر به صورت جدی در دفتر نظارت بر حسن اجرای قانون حقوق شهروندی در حال پیگیری است. اما مهم تر از این مسئله در حال حاضر آزادی ۳ دانشجوی دیگر است و من تمام تلاش خود را جهت بهبود وضعیت ایشان انجام خواهم داد."
نماینده هوادار احمدی نژاد
به گزارش سایت امیرکبیر در این دیدار به جز علیرضا آوایی، رئیس دادگستری دو نفر دیگر که نام، سمت و علت حضور آن ها برای دانشجویان توضیح داده نشد، در جلسه حضور داشتند. یکی از این دو نفر در طول مدت این جلسه سخنان مطرح شده از جانب دانشجویان را یادداشت می کرد. این فرد در حین جلسه از دانشجویان سوالاتی از دانشجویان پرسید. از جمله در اشاره به اعتراض دانشجویان در دیدار محمود احمدی نژاد از دانشگاه امیرکبیر مدعی شد: "آقای احمدی نژاد در آن روز دموکراسی نابی را پیش چشم تمام جهان به نمایش گذاشتند و آن ماجرا به نفع دولت تمام شد. به نظر نمی رسد ایشان یا دولتمردانش بخواهند با برخورد این چنینی با دانشجویان آن دستاورد و آن دموکراسی ناب را خدشه دار کنند."
یکی از دانشجویان حاضر در جلسه گفت: "اولا، به نظر ما آن چه در پلی تکنیک اتفاق افتاد نه یک دموکراسی ناب که خارج شدن کنترل سالن از دست گارد ریاست جمهوری و افرادی که با برنامه ریزی به آن جا آورده شده بودند بود، ثانیا ما برای مناظره سیاسی اینجا نیامدیم. آقای آوایی از من خواستند از دید خودم ماجرا را نقل کنم که عرض کردم."
رئیس دادگستری با تایید این که این مسئله موضوع بحث ما نیست، از این فرد خواست وقت جلسه را نگیرد. این فرد که نام و سمتش گفته نشد باز هم ادامه داد و از جمله به مصاحبه خانواده دانشجویان بازداشت شده با تلویزیون "صدای آمریکا" اشاره کرد و مدعی شد، محمدلو، عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی در مصاحبه با آن رسانه، نظام جمهوری اسلامی را "رژیمی وحشی" خوانده است که با توضیحات محمدلو معلوم شد که وی هرگز هیچ مصاحبه ای با رادیو آمریکا نداشته. با اعتراض نماینده کمیسیون حقوق بشر اسلامی آن فرد که پیدا بودن از هواداران احمدی نژادست با عذرخواهی گفت شاید فرد دیگری را با او اشتباه گرفته و شروع به طرح سئوالات دیگری کرد. از جمله از دانشجویان پرسید"اگر واقعا این حرف ها صحت دارد، چرا یک بار شما را به بیمارستان انتقال ندادند؟!" که این دانشجو گفت: "ما برای انتقال به بهداری بند ۲۰۹ که فاصله چند قدمی با سلولمان داشت، باید چند روز اصرار و التماس می کردیم. آن وقت شما انتظار داشتید ما را به بیمارستان منتقل کنند؟! گذشته از این بنده بلافاصله پس از آزادی به بیمارستان مراجعه کردم و بستری شدم و شاید چون بستری شدنم را به "صدای آمریکا" نگفتم تا شما بفهمید، کار اشتباهی کرده ام!"
این جا بود که آن مامور جلسه کاخ دادگستری را ترک کرد.
وقتی که جلسه پایان می گرفت مادر احسان منصوری به علیرضا آوایی گفت اجازه ندادید من صحبت کنم. که آوایی از وی خواست اگر صحبتی دارد بیان کند. مادر احسان منصوری در حالی که گریه می کرد، گفت: "حاج آقا، بچه های ما دارند قربانی مصلحت می شوند. اجازه ندهید این بچه ها قربانی شوند. به من می گویند چرا از بچه ات دفاع می کنی. من مادرم، مگر می توانم ببینم بچه ام را دارند کتک می زنند، شکنجه می کنند و عذابش می دهند ولی آرام باشم و کاری نکنم. من از بچه ام دفاع می کنم چون معتقدم او کاری نکرده و حاضرم هر هزینه ای را در این راه بپردازم." سخنان مادر احسان منصوری جمع حاضر را به شدت متاثر کرد و آوایی به او گفت: "باور کنید هر کاری از دستم برآید برای این سه نفر انجام می دهم."
مستند
همزمان با انتشار گزارشی از دیدار دانشجویان و خانواده هایشان با رییس دادگستری تهران، خبرنامه دانشگاه امیرکبیر مستندات وزارت اطلاعات را در مورد دانشجویان انتشار داد. وزارت اطلاعات بر اساس همین مستندها اصرار بر کناهگاری دانشجویان دارد.
این مستندات اول بارست که منتشر می شود و حکایت از ضعف دادستانی و دستگاه امنیتی در اثبات اتهامات وارده به دانشجویان دارد. به نظر می رسد به همین علت سه دادگاه مختلفی که تاکنون برای این دانشجویان برگزار شد، هر سه غیرعلنی برگزار شد.
مستندات دادستانی (۲ مورد)
اعترافات موجود در پرونده
در حالی که دانشجویان در نامه های خود از زندان و همین طور ملاقات هایشان بعد از آزادی ثابت کرده اند که در زندان با آن بدرفتاری شده و اعترافات تحت شدیدترین فشارها از آن ها اخذ شده، داستانی باز دو مورد به همان اعترافات استناد کرده است.
لب تاپ متعلق به مجید توکلی
دادستان در حالی از لب تاپ مجید توکلی به عنوان یکی از مستندات خود نام می برد که هیچ گاه امکان دست یابی به آن را نیافته. نماینده دادستان ادعا کرده که ۴ نشریه موهن با این کامپیوتر صفحه بندی شده است. نماینده دادستان در جریان بررسی پرونده به سبب ناتوانی از ارائه لب تاپ مورد اشاره به دادگاه، از این مستند صرف نظر کرده است.
مستندات وزارت اطلاعات (۹ مورد)
برگه های درخواست متهمین
در بند ۲۰۹ زندان اوین در صورتی که افراد بازداشت شده درخواستی از مسئول این بند داشته باشند، بایستی آن را در برگه های مخصوصی که برگه درخواست نام دارد، نوشته و به نگهبانان بند تحویل دهند تا پس از بررسی مورد رسیدگی قرار گیرد. مسئولین پرونده دانشجویان با گزینش چند برگه درخواست از میان انبوهی از درخواست هایی که ۸ دانشجوی بازداشت شده در طول مدت بازداشت با مسئول بند ۲۰۹ مطرح کرده اند، در صدد برآمدند که شرایط موجود در مدت نگه داری دانشجویان را در این بند عادی و فارغ از هر گونه فشار نشان دهند.
دست نوشته ضبط شده احسان منصوری
اوایل مردادماه در حالی که ۵ نفر از ۸ دانشجوی بازداشت شده به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند و بقیه دانشجوی دیگر همچنان در بند ۲۰۹ نگه داری می شدند،احسان منصوری یادداشتی نوشت و در جریان ملاقات خانواده دیگر زندانیان به آنان داده شد که به خانواده وی برسانند. احسان در این نوشته به خانواده اش توصیه کرده بود با اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر تماس بگیرند و ضمن مشورت با آن ها، شرح شکنجه ها و بدرفتاری هایی که با آن ها در طول مدت بازداشت شده بود را به اطلاع مقامات عالیرتبه قضایی، از جمله آیت الله هاشمی شاهرودی، برسانند. جالب آن که در این یادداشت آمده که از قول دانشجویان در بند هیچ چیزی گفته نشود، چرا که به محض انتقال این مسئله به تیم بازجویی، این تیم آن ها را بار دیگر تحت فشار قرار می دهند.
فیلم مراسم دانشگاه تهران
این فیلم حضور احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در تجمع روز دانشجو، که به زعم وزارت اطلاعات به صورت غیرقانونی برگزار شده، نشان می دهد و شعارهایی که دانشجویان علیه دولت و محمود احمدی نژاد سر می دهند را مورد توجه قرار داده است. فیلم نیز حاوی هیچ گونه سندی مبنی بر اثبات اتهامات وارده به این ۳ دانشجو نبوده و به نظر می رسد صرفا جهت سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان به دادگاه ارائه شده باشد.
فیلم خط سیاه
شرح کامل محتویات این فیلم پیش از این در خبرنامه امیرکبیر آمده بود. سعی وزارت اطلاعات در تهیه این فیلم این است که با سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان، با نمایش گزارش رسانه های خارجی در خصوص انتشار نشریات موهن و اعتراض سازماندهی شده بسیجیان مقابل دانشگاه امیرکبیر، در نهایت به اعترافات اخذ شده از ایشان در طول مدت بازجویی استناد کند و اعلام کند نشریات موهن را همین ۳ نفر منتشر کرده اند.
سی دی حاوی تصاویر اعضای انجمن
به نظر می رسد این عکس ها توسط بسیجیان و مامورین امنیتی از تجمعات دانشجویی در طول سالیان اخیر گرفته شده و بدون هیچ توضیحی فقط برای مستند نشان دادن اتهامات در اختیار دادگاه گذاشته شده است.
پیامک احسان به مجید
بامداد روز ۱۰ اردیبهشت، روزی که نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر پخش شد، احسان منصوری با ارسال پیامکی برای مجید توکلی از او می پرسد: "حاجی بیداری؟ می دونی چه جوری می شه فایل رو تبدیل به پی دی اف کرد؟". وزارت اطلاعات ادعا کرده منظور فایل نشریات موهن بوده است. مستند آن ها هم در این خصوص اعترافات اخذ شده تحت فشار و شکنجه از این دو دانشجو است. در حالی که فایل های مورد اشاره احسان منصوری هیچ گونه ارتباطی با نشریات موهن نداشته و چندین نفر از دانشجویان در آن زمان در خوابگاه بوده و حاضرند در این خصوص شهادت دهند.
آرشیو نشریات
وزارت اطلاعات با ارائه آرشیو چهارنشریه دانشجوئی که بدون شک از اداره کل فرهنگی دانشگاه امیرکبیر دریافت شده است، و تاکید بر بخش هایی از آن در صدد است توهین به مقدسات را در این ۴ نشریه مسبوق به سابقه جلوه دهد در حالی که این مسئله نه تنها هیچ اشاره مستقیمی به دست داشتن دانشجویان در انتشار ۴ نشریه موهن ندارد، بلکه کارنامه نشریات سحر، آتیه، سرخط و ریوار نشان دهنده آن است که اساسا به کار بردن مقالاتی مشابه آن چه در ۴ نشریه موهن آمده بود، در این نشریات سابقه نداشته است.
نامه دانشجویان به شاهرودی
پس از انتشار خبر شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹، تیم بازجویی این سه دانشجو را مجبور می کند با نگارش نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، شکنجه شدن خود را طول مدت بازجویی تکذیب کنند. جالب آن که این نامه نیز در اواسط تابستان و در بند ۲۰۹ از دانشجویان اخذ شده است.
پیامک های چهار دانشجو
ساعتی پس از انتشار نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر در حالی که ۴ مدیرمسئول این نشریات دخالت خود را در انتشار آن ها تکذیب می کردند، بازار گمانه زنی در این خصوص که این نشریات کار کدام جریان می توانسته باشد، در دانشگاه به طرز قابل توجهی داغ شد و بالا گرفت. وزارت اطلاعات سعی نموده با ارائه پیامک یکی از دانشجویان به بقیه ، اتهام نشر اکاذیب توسط سه دانشجوی در بند را به دادگاه القا کند.
مستندات دانشجویان (۱۲ مورد)
در مقابل مستندات بی پایه وزارت اطلاعات و دادستانی دانشجویان دوازده سند در اخیتار دارند: اول نامه تکذیبیه ۴ مدیرمسئول خطاب به رئیس دانشگاه که ساعتی پس از انتشار ۴ نشریه موهن در دانشگاه امیرکبیر نوشته و ارسال شده، بعد سخنرانی در تریبون آزاد ۱۱ اردیبهشت که در آن مجید توکلی و احمد قصابان جداگانه نشریات را جعلی خوانده، توهین به مقدسات را قاطعانه محکوم کرده اند. احسان منصوری در آن زمان به دانشگاه ممنوع الورود و در این مراسم شرکت نداشت. سند دیگر نامه تظلم خواهانه خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه است که روز ۱۲ اردیبهشت نوشته شده و تقاضا شده که به قضیه جعل دانشجویان رسیدگی شود.حضور دانشجویان نزد مراجع عظام در قم از مستندات دیگرست که مراجع مذکور بالاتفاق تکذیب این دانشجویان را مسموع و قابل پذیرش دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کردند، تصویر نامه طرح شکایت رسمی دانشجویان نزد قوه قضاییه سند دیگری است که ارائه شده، نامه احسان منصوری در زندان به خانواده اش که در آن صراحتا به اعمال شکنجه در طول مدت بازجویی اشاره شده است.نامه سرگشاده ۳ دانشجو از داخل زندان که مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری با تحویل سه نامه، به صورت جداگانه به خانواده هایشان در تاریخ ۲۲ مردادماه، به صراحت اعلام کردند هیچ گونه دخالتی در چاپ و انتشار ۴ نشریه موهن نداشته و اعترافات اخذ از آن ها تحت فشار و شکنجه بوده است. در زمان نگارش این نامه، دانشجویان همچنان در بند ۲۰۹ و در اتاق های عمومی جداگانه نگه داری می شدند. ملاقات حضوری دانشجویان با رئیس دادگستری استان تهران در بند ۲۰۹ که در اوایل شهریورماه صورت گرفت که در آن وجود شکنجه در جریان بازجویی تایید شد و شرح شکنجه های اعمال شده بازگو گردید. دفاعیات دانشجویان نزد مقام قضایی، استفتا از مراجع تقلید منتظری، موسوی اردبیلی، صانعی، منتظری، گرامی، تهرانی و... اخذ شده قبلا در خبرنامه امیرکبیر منتشر شد و به مراجع قضایی تحویل داده شده، آرشیو نشریات سحر، سرخط، ریوار و آتیه و پرونده پزشکی دانشجویان در بند ۲۰۹که نشان می دهد شرح انواع ناراحتی های جسمی که در اثر شکنجه به آن ها وارد شده است.