شماره ٦٣٣ از ٦ تا ١٩ آذر


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


نشریه انقلاب اسلامی انتشار میدهد:

بمناسبت بیست و پنجمین سال تجاوز عراق به ایران :

سند محرمانه امریکا حاکی از ﺁنست که 1 - ادامه جنگ در سود امریکا بوده است و 2 - کشورهای منطقه حاضر بوده اند به ایران غرامت بدهند و 3 - جنگ نباید پیروز می یافته و 4 - ... :


انقلاب اسلامی : یادﺁور می شود که

1 - نکته بسیار مهم این که تاریخ سند خرداد 1361 ، یعنی زمانی است که با گذشت یک سال از کودتای خرداد 60، وضعیت جبهه ها همان است که در خرداد 60، پیش از کودتا، بوده است . 4 رشته عملیات که قرار بود - در صورت تن ندادن صدام به پیشنهاد غیر متعهدها تا شهریور 60 انجام بگیرند، با وجود یک سال تأخیر، هیچیک انجام نگرفته اند . از جمله ﺁن طرحها، طرح ﺁزاد کردن بخشی از شهر خرمشهر بود که در اشغال عراق باقی مانده بود . تاریخ انجام ﺁن طرح،3 ماه بعد از این گزارش است . به سخن دیگر، یک سال بعد، با ﺁنکه عملیات نظامی جدیدی انجام نگرفته بود - سند نیز این واقعیت را باز می گوید - ، عراق و رژیمهای عرب حاضر بوده اند ، به همان شرائط تن بدهند که در خرداد 60 تن داده بودند و اگر کودتا نمی شد ، جنگ ، با پیروزی ایران به پایان می رسید بدون این که نسلی از میان برود و 1000 میلیارد دلار خسارت وارد شود و هدفهای امریکا و اسرائیل و انگلستان برﺁورده شوند .
2 - سند سانسور شده است . یعنی قسمتهائی از سندی حدف شده اند که، با گذشت زمان، قابل دسترسی گشته و انتشار یافته است .
3 - سند حاکی از ﺁنست که امریکا ادامه جنگ را ، در مرزهای ایران و عراق، در سود خود می دانسته است . پیش از این ، ﺁلن کلارک، وزیر دفاع در حکومت خانم تاچر گفته بود : جنگ و ادامه ﺁن در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه اش را فراهم ﺁوردیم و ﺁلسکاندر هیگ ، نخستین وزیر خارجه ریگان در گزارش کتبی به رئیس جمهوری ، خاطر نشان کرده بود که جنگ عراق با ایران ، با چراغ سبز و حمایت امریکا ، ﺁغاز گرفته است . این سند ، قول کلارک و گزارش هیگ را تأیید می کند .
4 - کشورهای عرب منطقه که حامی صدام در حمله به ایران بوده اند ، حاضر به پرداخت غرامت به ایران شده اند و صدام خود نیز حاضر به دادن امتیازهائی بوده است . بنا بر این امکان پایان جنگ از موضع فاتح ، وجود داشته است . 5 - خمینی و دستیاران او ، به گرفتن غرامت و پایان دادن به جنگ نمی اندیشیده اند بلکه به سرنگون کردن رژیم صدام و قدرت منطقه ای شدن ( کمر بند سبز کذائی ) ، می اندیشیده اند . غافل از این که
6 - می باید جنگ برنده و بازنده پیدا نمی کرده است و هیچیک از دو طرف توانائی از پا در ﺁوردن طرف دیگر را نمی یافته است.
7 - قوای ایران موفق به زمین گیر کردن قوای عراق و سپس راندن ﺁن و کشاندن جنگ به داخل خاک عراق شده اند و عراق جنگ را به ایران باخته است با وجود این ، رژیم خمینی فرصت را سوزانده است .
8- هرﺁنچه خمینی و امثال هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و محسن رضائی و ولایتی و... در باره جنگ گفته اند، دروغ بوده است .
در باره جنگ، حقیقت را بنی صدر به مردم ایران گفته است و اگر هشدار او در 22 خرداد 1360، شنیده شده و به جای کودتا، فرصت پایان دادن به جنگ مغتنم شمرده شده بود، ایران، در جنگ 8 ساله ای ، یک نسل خود را از دست نمی داد و به جای دادن 1000 میلیارد خسارت ، رشد می کرد و خمینی نیز ناگزیر نمی شود جام زهر را سر کشد.

سند SNIE 34/36.2-82 مورخ 8 ژوئن 1982 پیرامون پی ﺁمدهای پیروزی ایران بر عراق :

ورود قوای ایران به خاک عراق با منافع امریکا ناسازگار اما ادامه جنگ در مرزهای ایران و عراق با منافع امریکا سازگار است:

    این ارزیابی را مدیریت سیا بعمل ﺁورده است . سازمانهای اطلاعاتی زیر نیز در تهیه این ارزیابی شرکت کرده اند :
اداره اطلاعات وزارت دفاع و سازمانهای اطلاعاتی وزارت خارجه و وزارت نیرو و خزانه داری امریکا .
    و نیز در این کار شرکت کرده اند :
اداره اطلاعات ستاد ارتش و رئیس اطلاعات نیروی دریائی و معاون اطلاعات نیروی هوائی و رئیس اداره اطلاعات ستاد نیروی دریائی
    پیش از تذکر ، یادداشتی ﺁمده است که قسمتی از ﺁن سانسور شده است . بنا بر این یادداشت ، سازمانهای اطلاعاتی ارزیابی کننده با توجه به پیروزیهای ایران و ناتوانی عراق و افزایش نگرانی کشورهای میانه رو، هم ﺁنها نیاز به ارزیابی دقیق تری از پی ﺁمدهای شکست عراق دارند و هم امریکا می باید ارزیابیهای پیشین خود را تصحیح و برﺁوردی از وضعیت در 6 ماه ﺁینده بعمل ﺁورد .
انقلاب اسلامی : با توجه به متن، قسمت سانسور شده ، اشاره به تدابیری می شود که می باید برای جلوگیری از پیروزی ایران ، اتخاذ و به اجرا گذاشته می شده اند . فهرست مندرجات ارزیابی ، تذکر ، داوریهای اساسی - مدخل - ستیزه جوئیها با صدام حسین - استراتژی ایران برای سرنگون کردن رژیم صدام حسین - افزایش تحریکها و محدود شدن فعالیتهای نظامی - تعرض بزرگ زمینی - وضعیت داخلی ایران و خواستهای منطقه ای - اثر عمل ایران بر دولتهای منطقه :
عربستان سعودی - اردن - مصر - سوریه - لیبی - اسرائیل - جنبش عدم تعهد اثر بر بازار جهانی نفت - رفتار مسکو و گزینشهایش - واکنش احتمالی شوروی در صورت اشغال عراق توسط ایران - پی ﺁمدهای ﺁن از لحاظ منافع امریکا . انقلاب اسلامی : همین فهرست به خواننده می گوید چرا می باید جنگ طولانی و بی برنده می شد .

* داوریهای اساسی ( کلیدی ) :

    عراق اساسا جنگ با ایران را باخته است . اشغال ذهنی عمده عراق اینست که چگونه مانع از ورود قوای ایران به خاک عراق و تصرف ﺁن شود . احتمال اندکی وجود دارد که عراقیها بتوانند ، به تنهائی و یا باتفاق دیگر کشورهای عرب ، وضعیت جنگی را وارونه بگردانند .
    رژیم پرزیدنت صدام حسین سخت لطمه خورده است چنانکه ﺁن را در معرض سقوط قرار داده است . با وجود این ، سقوط ﺁن بسیار نزدیک نیست .
    و نیز، ایران دست به عملیات بزرگ در خاک عراق نزده است . (قسمتی سانسور شده است ) تهران اینک در موضع ممتاز است و می تواند یکی از انتخاب های زیر را بعمل ﺁورد :
- دست زدن به تحریکات در منطقه شیعه نشین و کرد نشین و کمک به نیروهای عراقی در تبعید در انجام عملیات در عراق ،
- حمله های هوائی و توپخانه ای به مناطق مرزی عراق و دست زدن به حمله های محدود توسط قوای زمینی .
- دست زدن به حمله نظامی بزرگ به داخل عراق برای برانگیختن شورش عمومی و یا فلج و متلاشی کردن ارتش عراق .
    گزیدن دو انتخاب اول احتمال کودتا بر ضد صدام را افزایش می دهد اما غیر محتمل است که سبب پایان گرفتن سریع کار دولت بعثی سنی بگردد . تهران می تواند به فشار اقتصادی و نظامی به بغداد ، طی ماهها و یا سالها ادامه دهد بدون این که به عراق هجوم برد . در دوران طولانی این تنش، ایرانیان بسا موفق می شوند از کشورهای عرب خلیج فارس غرامت بستانند .
    هرگاه گزینش این گزینه ها کافی برای ساقط کردن رژیم صدام نشدند و یا تحریکات عراق ادامه یافتند ، تهران ممکن است شکیبائی خود را از دست بدهد و دست به حمله بزرگ به عراق بزند . اگر ارتش عراق بطور جدی متلاشی و فلج شود و یا بصره به تصرف در ﺁید ، رژیم بعث بدجوری شکننده خواهد شد و اقبال ادامه دولت صدام حسین حداقل خواهد شد .
انقلاب اسلامی : ﺁبشخور " طرح هاشمی رفسنجانی " این ارزیابی بود . او که نظامی نبود تا این " طرح " از خود او باشد . ﺁنها هم این " طرح " را ، از طریق او ، به نیروهای مسلح تحمیل کردند، در سر، نه سقوط صدام که طولانی کردن جنگ را داشتند . در دوران ریاست جمهوری بنی صدر، پس از ﺁنکه نقشه دارودسته رفسنجانی - خامنه ای مبنی بر اینکه "تصرف بصره موجب سقوط رژیم صدام می شود " به خمینی داده شد ، بدستور بنی صدر، ستاد ارتش ﺁن را از لحاظ نظامی و پی ﺁمدهایش ، مطالعه کرد . نتیجه این شد که الف - از لحاظ نظامی ، جنگ برای اشغال بصره، با توجه به وضعیت زمین، پر تلفات و طولانی می شود و بسا قوای ایران را به تحلیل می برد . ب - بر فرض تصرف بصره، دلیلی برای سقوط رژیم صدام در بغداد ، وجود ندارد و د - ایران می باید ، با استفاده از زمین گیر شدن قوای عراق در طول جبهه ها، تدارک حمله از مندلی به داخل خاک عراق با بکند تا هم خود را به بغداد برساند و هم ارتباط شمال و جنوب عراق را قطع کند و...
بعداز کوتا ولی آنرا عملی کردند و ، در عمل نیز، همان شد که ستاد ارتش ارزیابی کرده بود . جنگ برای تصرف بصره قوای ایران را چنان تحلیل برد که برنده جنگ بازنده گشت و خمینی ناگزیر شد جام زهر شکست و قبول قطعنامه 598 را سر کشد .
    فقدان جانشینی برای صدام ، در یک دوره ای، حکومت دستجمعی را - با موقعیت مسلط نظامیانی که مقامهای کلیدی را دارند و مقامهای امنیتی گروه حاکم کنونی - ببار می ﺁورد . بدون ﺁنکه در سیاست خارجی عراق تغییرهای عمده روی دهد . حکومت دستجمعی فرو می شکند بخاطر وارد شدن چهره های رهبری کننده در توطئه و تحریکها ها بر ضد یکدیگر . تحت این اوضاع و احوال، احتمالا ، عراق از نو، در دید گاه خود، بیشتر رادیکال و بر ﺁن می شود که بخاطر تثبیت جبهه، روابط بهتری برقرار کند . ( در این جا، دو جمله سانسور شده است )
    رژیم روحانیان در ایران - که استوار بر قدرت هستند و می مانند حتی اگر ﺁیة الله خمینی بمیرد - خود را رهبر ملتهای " تحت ستم امپریالیسم " ، بخصوص امریکا ، می بیند . جنگ اتحادی میان ایران و سوریه و لیبی ببار ﺁورده است . اما این اتحاد مصلحتی در صورت از پا درﺁمدن رپیم صدام ، احتمالا برجا نمی ماند .
    اسد، رئیس جمهوری سوریه ، بسا به حمایت خود از ایران ادامه می دهد . اما احتمال دارد او خود را شریک ایران در تصرف عراق نگرداند . اسد نگران ﺁنست که استقرار دولت شیعه رادیکال در بغداد ، سبب شود که چنین رژیمی بنیادگراهای سنی را در برابر رژیم اسد تقویت کنند .
    ( در این جا یک پاراگراف سانسور شده است )
    با وجود این ، ما تردید داریم که کشورهای عرب، حتی در صورت حمله بزرگ ایران به خاک عراق ، وارد جنگ عمومی عرب با ایران بگردند . غیر از مصر، کشورهای میانه رو عرب ظرفیت نظامی برای حمایت وسیع از جنگجویان را ندارند . و قاهره نیز احتمالا حاضر نمی شود وارد جنگ پر هزینه و ادامه دار ، بدون نتیجه مسلم می شود . حداکثر ، به حمایت ناچیزی بسنده می کند . دولتهای کشورهای خلیج فارس هم اکنون در کار یافتن راههای ﺁرام کردن ایران هستند . مشهود ترین راهی که یافته اند پرداخت غرامت به تهران هست هرگاه بپذیرد وارد مذاکره شود و به جنگ پایان ببخشد .
انقلاب اسلامی : بدین سان ، قول خائنانی چون هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی که پیشنهاد غرامت به ایران داده نشد دروغ است . هرچند هاشمی رفسنجانی در عبور از بحران ، دروغ خود را تکذیب می کند و می نویسد که پیشنهاد غرامت به ایران داده شد، اما در ششمین ماه جنگ، بهنگام ارائه دو پیشنهاد به ایران ، یکی از سوی هیأت اعزامی سازمان کشورهای غیر متعهد و دیگری از سوی هیأت اعزامی سازمان کشورهای اسلامی ، کشورهای عرب خلیج فارس پیشنهاد دادن غرامت به ایران را کردند .
    وضعیت کنونی اثر کمی بر اوپک و بازار جهانی نفت دارد . ﺁتش بس موجب تشدید فشار در جهت کاهش بهای نفت می شود . در عوض، هجوم ایران به عراق ، یا حمله به تأسیسات نفت عراق و یا ایران ، برغم اثر اندکش بر میزان عرضه نفت ، بسا روانشناسی کمبود نفت در بازار را ببار می ﺁورد . بدترین وضعیت ، حمله ایران به تأسیسات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس است . زیرا ، برای ماهها، سبب کاهش جدی عرضه نفت می شود . ( در این جا، حدود سه سطر سانسور شده است )
    امروز، جنگ ایران - عراق هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی بر موقعیت شوروی در منطقه گذاشته است :
* اثرات مثبت جنگ بر موقعیت شوروی در خاورمیانه :
- امکانی و فرصتی برای ﺁشوب بزرگ و تغییر رژیمهای محافظه کار با رژیمهای ضد غربی ، بنیاد گرا در منطقه پدید می ﺁورد . چرا که ثبات دولتهای این منطقه برای غرب بسی مهمتر است تا برای شوروی .
- به شوروی کمک می کند روابط خود با ایران را از لحاظ فروش اسلحه به ایران گسترش دهد . بلحاظ افزایش استعمال اسلحه روسی توسط قوای ایران .
- بطور معنی داری موقعیت صدام حسین را تضعیف می کند .
* اثرات منفی جنگ ایران و عراق بر موقعیت شوروی :
- از شدت مخالفت دولتهای میانه رو با حضور نظامی امریکا در خلیج فارس می کاهد . بسیاری از ﺁنها از بیم تهدید ایران و شوروی ، بهم نزدیک شده اند .
- اتحاد عرب را در برابر اسرائیل سست می کند .
- جنگ، هم در ایران و هم در عراق نارضائی ببار می ﺁورد . و چون روسیه به هر دو طرف اسلحه می فروشد ، مردم دو کشور نسبت به روسیه شوروی غضبناک می شوند .
- و نیز جنگ روابط شوروی را با ایران و عراق غامض می کند . شورویها به سعی خود برای حفظ نفوذ خود در هر دو کشور ادامه می دهند . با وجود این ، شوروی ایران را در کانون توجه خود قرار می دهد . زیرا بهای ژئواستراتژیک سنگین تری دارد .
    شورویها با حرارت درب را بروی رژیم خمینی می گشایند و بر رابطه دولت با دولت تأکید می گذارند . ( در این جا، حدود 4 سطر سانسور شده است )
    بسا شورویها امیدوارند که ایران عراق را اشغال کند . این امر سبب می شود صدام حسین با رهبری جانشین شود که تمایل بیشتری به شوروی داشته باشد . با وجود این بدون اشغال ایران توسط شوروی ، این قدرت، در ایران ، اهرم قوی ندارد و محتمل نمی نماید که شوروی قدمهای مهمی برای پیشگیری از اشغال عراق توسط ایران بردارد . حتی با وجود این که پیش بینی می کنند که موجب استقرار یک رژیم بنیاد گرا در عراق شود .
    ( در این جا یک پاراگراف سانسور شده است )
مسئله عمده برای ایالات متحده امریکا ، از لحاظ مقابله با وضعیت جاری جنگ ایران با عراق ، جستجوی راههای ناکام گرداندن کوششهای ایران برای صدور انقلاب خویش و بازداشتن ایران از رفتن بسوی شوروی است .
( خط کشی ها از ما هستند )
انقلاب اسلامی - مقایسه این قسمت از سند و قسمت ﺁخر ﺁن با هشدار بنی صدر در 22 خرداد 1360 و تکرار این هشدار در کتاب " خیانت به امید " که در ﺁن، هدفهای غرب را از طولانی کردن جنگ بر شمرده است ، ایرانیان را از وسعت خیانتی که ملاتاریا با کودتای خرداد 60 ، بقصد استقرار استبداد وابسته و ادامه جنگ در سود امریکا و انگلیس و اسرائیل به ایران کرد، ﺁگاه می کند . بجاست ﺁن هشدارها را بیاوریم :

* هشدارهای بنی صدر در خرداد 60 پیرامون ادامه جنگ و هدفهای ﺁن (به نقل از خیانت به امید صفحه 208 ) :

1 - ایران که از راه انقلاب خود ، الگوی انقلاب شده است، به یک خطر خارجی تبدیل می شود و این امر سبب می گردد بازار وسیعی برای اسلحه امریکائی فراهم شود . 2 - امریکا با ایجاد پایگاه نظامی در خلیج فارس ، زنجیر پایگاههای نظامی خویش را ، با این حلقه ، بهم پیوند می دهد .
3 - اختلافات دینی و قومی که رژیم شاه نتوانسته بود در منطقه ایجاد کند، نه تنها امکان هرگونه وحدت عملی را از بین می برند بلکه سبب تحکیم حاکمیت امریکا و اسرائیل بر منطقه می شوند .
4 - جبهه امتناع از بین می رود و به احتمال قریب به یقین ، اسرائیل از فرصت استفاده کرده و بر لبنان حمله می کند تا کار نهضت مقاومت فلسطین را یکسره کند .
انقلاب اسلامی : این حمله طبق طرح ﺁکاردئون ، انجام گرفت .
5 - با بی اعتبار شدن انقلاب ایران در داخل و خارج از کشور و از بین رفتن جبهه امتناع و ضعیف شدن فلسطینی ها ، رژیمهای وابسته به امریکا تثبیت می گردند .
6 - مصر، از نو، موقعیت رهبری را در جهان عرب پیدا می کند و محور ریاض - قاهره ، که یکی نیروی مالی و دیگری نیروی نظامی است ، تکیه گاه رژیمهای وابسته منطقه می گردند . اسرائیل نیز نقش سک پاسبان منافع امریکا را بر عهده می گیرد .
7 - و از ﺁنجا که رژیم خمینی بلحاظ گذشته گرائی و شکل گرائی ، انعطاف پذیری لازم را برای تطبیق خود با تحول سیاست جهانی امریکا ندارد ، ناگزیر موافقت دو سیاست رژیم خمینی و رژیم امریکا - که هر دو زیر فشار بحرانهای خود عمل می کنند - موقتی است و رژیم خمینی که زیر فشار داخلی نمی تواند روی حمایت امریکا حساب کند، به انتخاب میان سقوط بر اثر عمل مخالفان و یا تحول از درون ناگزیر می گردد .
8 - اختیار نفت و " پترودلار " در دست امریکا قرار می گیرد و اسلحه نفت را او هر وقت خواست بکار می برد .
بحث :
* مدخل :
1 - عراق اساسا  جنگ به ایران را باخته است .
- رهبری ایران بر این باور است که اصول و سیاستهایش موجه هستند و موقعیتش تقویت گشته است .
- قوت نسبی ایران با پیروزیهایش نمایان گشته است .
- رژیم پرزیدنت صدام حسین سخت لطمه خورده است .
2 - عراق از گفتگوها مأیوس برجاست و می خواهد امتیازها بدهد . اما ایران ، تا زمانی که صدام حسین بر قدرت باشد، علاقه کمی به گفتگو نشان می دهد ( نگاه کنید به جدول 1 ) حتی با وجود ترک کامل مواضع و پرداخت غرامت مهم - ایرانیها بر ﺁنچه گزارش می شود، 20 تا 150 میلیارد دلار غرامت مطالبه می کنند ( 1 ) - کافی برای ﺁنکه ایران به پای میز مذاکره بیاید، کافی نیستند . در حال حاضر، استراتژی که ایران اتخاذ کرده است ساقط کردن رژیم صدام حسین است . استفاده از پیروزیهای نظامی در معادلات سیاست داخلی و سیاست خارجی ، هدف دوم ایران است .

* مخالفتها و به مبارزه برخاستن ها بر ضد صدام حسین :

3 - حتی اگر قوای ایران برضد قوای صدام به حرکت درنیایند، اینهمانی که صدام با جنگ پرهزینه و مغضوب پیدا کرده است ، او را با مخالفتها و به مبارزه برخاستنهای روزافزون ، روبرو کرده است . تصمیم صدام به رفتن به جنگ ایران ، اشتباه فاجعه ﺁمیزی است . استراتژی ایستا در میدان جنگ، قوای عراق را در موقعیت مشکلی قرار داده است . صدمه ها که به اقتصاد عراق و هدفهای سیاست خارجی ﺁن زده است، بطور روز افزون بزرگ می شوند .
4 - دو سال پیش از ﺁن، عراق خواستار رهبری دنیای عرب بود و بر ﺁن بود که با توسعه بهره برداری از منابع نفت، به این هدف برسد (2) . امروز خزانه انسانی و مالی عراق، بطور وسیع ، در جنگ با ایران ، بر باد می رود . بنادرش در خلیج فارس بر روی بازرگانی بسته اند . برنامه صادرات نفت و توسعه اقتصاد داخلی ، محدود گشته است و اعتبار بین المللی و نظامیش کاهش پذیرفته است .
5 - از هدف خود که کاستن از وابستگیش به تجهیزات نظامی اتحاد شوروی بود، ناگزیر دور شده است . زیرا عراق می باید به وارد اسلحه مورد نیاز از شوری ادامه دهد . نقشه هایش برای برپا کردن اجلاس سران دولتهای غیر متعهد جهان در بغداد ، در این تابستان، نقش بر ﺁب شده اند . بنا بر این، بیم ﺁن می رود که رهبری سازمان کشورهای غیر متعهد بمدت 3 سال را بدست نیاورد . امروز، عراق بجای ﺁنکه رهبر باشد، ملتمس کمک از دولتهای میانه رو همسایه خویش و وابسته به ﺁنها است . بخصوص نیازش به عربستان سعودی و مصر و کویت و اردن ، هم بلحاظ مالی و هم بخاطر تجهیزات نظامی و هم بجهت حمایت سیاسی روز افزون است.
6 - سوریه ، دشمن عراق در جناح غرب ﺁن، بهمان نسبت که تهران و دمشق بیکدیگر نزدیک می شوند و اتحادشان استوار تر می شود، در خصومت با رژیم عراق فعال تر می شود . سوریه به احتمال بسیار قوی، با تصویب شورویها ، کمکهای تسلیحاتی خود را به ایران افزایش داده است . لوله نفت عراق که از سوریه به مدیترانه می رود ، بسته است ، از صادرات نفت عراق می کاهد و سالانه 8 میلیارد دلار از درﺁمدش کم می کند . سوریه همچنین مرزهای زمینی خود با عراق را بسته است . در نتیجه از زمان ورود کالاهای مورد نیاز طولانی شده است . و سوریه بر کمکهای خود به مخالفان رژیم صدام افزوده است .
7 - نتایج نهائی شکست عراق ، توطئه ها بر ضد صدام و رژیم او هستند که افزایش می یابند . ( در این جا، دوسطر سانسور شده است )     موفقیت ﺁمیز شدن این توطئه ها مسلم نیست . زیرا صدام بر وسعت سرکوب می افزاید و حکومتش در اختیار افراد خانواده و نزدیکانش از طایفه ( تکریت ) است ( نگاه کنید به شرحی که در این باره در صفحه 3 ﺁمده است )
8 - جدی ترین تهدید - غیر از قتل او - بسا از ناحیه رهبران کشوری و لشگری است که از سیاستهای صدام سخت ناراضی گشته اند . این مقامها ممکن است برﺁن شوند صدام را با دیگری جانشین کنند پیش از ﺁنکه مسائلی که پدید ﺁورده است ادامه حکومت اقلیت سنی ( 20 درصد جمعیت عراق ) بر عراق ، به خطر اندازد . ( در این جا، سه سطر سانسور شده است )

* جدول 1

موقعیتهای ایران و عراق در گفتگوها بر سر جنگ :

1 - موقعیت پایه برای گفتگو :
* عراق : از حل و فصل مشکل جنگ از راه مذاکره مأیوس است . * ایران : اظهارات اخیر مقامهای دولت بسیار سخت سرانه تر هستند . هدفهای ایران : عقب نشینی قوای عراق، تعیین عراق بمثابه متجاوز، پرداخت غرامت به ایران و برکناری صدام حسین .
2 - شط العرب :
* عراق : موضوع محوری اینست که حاکمیت بر شط العرب با عراق است با حق استفاده ایران از ﺁن . راه حلی را پیشنهاد می کند احتمالا  بر پایه موافقتنامه 1938 . حاکمیت با عراق خواهد بود اما ایران ﺁبهای اطراف ﺁبادان و خرمشهر را کنترل می کند . ممکن است موافقتنامه الجزیره را بمنزله پایه گفتگوها قبول کند . * ایران : نمی تواند حاکمیت بر شط العرب را به عراق بازگذارد . قرار داد 1975 را که بنا بر ﺁن، حاکمیت بر نیمه شرق رود با ایران است، بعنوان پایه گفتگوها پیشنهاد می کند.
3 - عقب نشینی قوا :
* عراق : با عقب نشینی کامل و بلافاصله قوای خود موافقت می کند. هرگاه ایران با ﺁتش بس و گفتگو موافقت کند .
* ایران : عقب نشینی بدون قید شرط پیش از موافقت با گفتگو . 4 - تعیین متجاوز :
* عراق : با تشکیل یک سازمان مستقل توسط توسط سازمان کشورهای اسلامی ، برای تعیین متجاوز، موافقت کرده است .
* ایران : اصرار می ورزد عراق بعنوان متجاوز محکوم گردد .
5 - غرامت :
* عراق : اصرار می ورزد نخست متجاوز معین بگردد .
* ایران : خواستار پرداخت غرامت کافی از سوی عراق است . موافقت با پرداخت غرامت، پیش از ﺁتش بس باید بعمل ﺁید . مبلغ ﺁن قابل گفتگو است و می تواند برپایه تعیین خسارات از سوی کمیسیون صلح ، محاسبه شود .
6 - پناهندگان :
* عراق مسئله را طرح نکرده است .
* ایران : بنا بر ﺁنچه گزارش می شود، اصرار می ورزد که هزاران عراقی که از انقلاب ایران بدین سو، از عراق اخراج شده اند ، بتوانند به عراق بازگردند . 7 - میانجیگری :
* عراق : از میانجیگری هر طرفی که احتمال موفقیت داشته باشد، استقبال می کند * ایران : بسا با میانجیگری اسلامی یا الجزایری ، بعد از ﺁنکه قوای عراق بیرون رفت ، موافقت کند . ما در حال حاضر تمایلی به گفتگو ندارد .

9 - براندازی رژیم صدام تنها با عمل نظامی ، محتمل نمی نماید . زیرا افسران ارتش ، برای دراز مدت، دلمشغول تنشها در مرزها و یا جنگ با ایران هستند . حزب بعث عراق ، در تمامی سطوح ، از جمله در تمامی سطوح ارتش افراد خود را گماشته است و در دوره صدام در کاستن از مداخله ارتشیان در سیاست ، پیشرفت مهمی کرده است .
10 - فقدان جانشین ﺁشکار برای صدام، با نبود او، یک دوره رهبری دستجمعی ، با تفوق افسران ارتش و مقامات امنیتی که مقامهای کلیدی دارند ، برقرار می شود . رهبری دستجمعی احتمالا  تغییرهای مهمی را در سیاست خارجی بوجود نمی ﺁورد . همچنان وابسته به کمکهای مالی دولتهای خلیج ( فارس ) خواهد بود . با تجارت وسیع با غرب برای خرید کالاهای مورد نیاز کشور و نیز اسلحه و تجهیزات نظامی ادامه خواهد داد و روسیه نیز منبع اصلی برای تهیه اسلحه باقی خواهد ماند .
11 - رهبری دستجمعی احتمالا  ، از رهگذر توطئه های کودتا ی رهبرها بر ضد یکدیگر ، از میان خواهد رفت . کودتاهای پی در پی ، افسران و اعضای پائین دست ارتش و حزب را به مقامهای رهبری خواهند رساند . نزاع بر سر قدرت ، عراق را به وضعیتی باز می گرداند که پیش از استقرار حزب بعث بر قدرت ، عراق می داشت . ﺁن زمان، ایدئولوگ های حزب بعث گرفتار مسائل داخلی روبرو بودند . مسائلی که موضوع اصلی سیاست در عراق بودند . تحت این اوضاع و احوال ، عراق محتملا  رادیکال تر خواهد نمود و بر ﺁن خواهد شد که در عین باثبات جلوه کردن، روابط بهتری را بر قرار کند .

پاسخ صدام به شکست

صدام استعداد قوی ، برای قدرتمداری دارد . این استعداد با اغراق در توانائیهای خویش همراه است . این دو عامل در او خوشبینی به موفقیت و اعتماد بنفس را پدید ﺁورده اند . شکست ضربه سختی بر اعتماد به نفس او است و او را گرفتار کزکردکی شدیدی می کند . زخمی روانی بر او وارد می کند که درمان می طلبد . برغم خود بزرگ بینی ، صدام در تماس با واقعیتهای سیاسی ، بطور بنیادی ، عمل گرا است . در گذشته ، او چند نوبت زمین خورده و برخاسته است . در وضعیتی هم که اکنون بدان گرفتار است ، بسا بتواند دست به ابتکاری بزند که باخت سیاسی را ناچیز کند . دیگرانی را بیابد و بار شکست عراق را بگردنشان بیاندازد و روحیه و توانائی مهار سیاست را باز یابد و اعتبار خویش را ترمیم کند . (3)

12 - ( در این جا چند کلمه سانسور شده است ) در کوتاه مدت، جنبش مردم عراق بر ضد رژیم، واپسین احتمال است . فراخواندن اکثریت شیعه عراق که اکثریت جامعه عراق را تشکیل می دهد ، از سوی ﺁیة الله خمینی ، به عصیان ، سخت نادیده گرفته شده است . عصیان سنی های کرد ، برای حیات رژیم، تهدید ﺁمیز نیست ، ﺁزار دهنده است . مخالفان رژیم صدام نیز تا زمانی که یک شخصیت جدی پیدا نکنند و به اخلافهای دینی و قومی و سیاسی ، پایان نبخشند ، نمی توانند شورشی را بر پا کنند .
13 - با وجود این، هرگاه سرنگونی صدام دوران طولانی بی ثباتی پدید ﺁورد که در ﺁن، کودتا و ضد کودتا از پی هم روی دهند ، بخصوص اگر با پاره شدن شیرازه ارتش همراه شود، زمینه برای استقرار دولت اسلامی بنیادگرا در بغداد، با حمایت ایران ، فراهم می شود . بر این دولت اکثریت شیعه ، از راه سازمانهائی چون الدعوه ، سلطه خواهد جست ( 4 ) . فروپاشی ارتش ، ابزار اصلی را از دست حزب بعث و سنی ها ، برای خنثی کرداثرایران بر برانگیختن عصیان شیعه ، بدر خواهد برد . عصیان شیعه ها در جنوب عراق، بسا مقارن خواهد شد با وسعت گرفتن عملیات افراد مسلح کرد در شمال عراق و سنی ها را که همچنان مهار بغداد را خواهند داشت ، با جبهه داخلی روبرو خواهد کرد .

* توضیحهای انقلاب اسلامی :

1 - بدین سان، حقیقت دارد که صدام می خواست ابر قدرت منطقه بگردد و رهبری دنیای عرب را بدست ﺁورد . مانع ابر قدرت شدنش، ایران در شرق عراق بود . از این رو، امریکا و عربستان و " پهلوی طلبها " توانستند او را به حمله به ایران برانگیزند . او به این گمان به ایران حمله کرد که چون ارتش را ملاتاریا متلاشی کرده بود و بخشی از نیروهای مسلح را سازمانهای کرد که صدام مسلح کرده بودد، به خود مشغول کرده بودند ، ظرف چند روز می تواند ایران را از پا در ﺁورد . با بختیار، یک قرار و مدار گذاشته بود اما ﺁنچه خود در سر داشت دیگر بود . او می خواست ایران را به 5 جمهوری تقسیم کند و به گمان خود، ایران را از صفحه روزگار بردارد . از این رو، به یاسر عرفات که از سوی بنی صدر نزد او رفته و پیام او را رسانده بود که جنگ حماقت است دنیا را تماشاگر حماقت مگردان ، چون طاووس سینه جلو داده و گردن کشیده و پاسخ داده بود : کار ایران ظرف 4 روز الی یک هفته تمام است ! به یمن غیرت و همت فرزندان ایران ، ایران برجا و او در زندان به انتظار " دادگاه " امریکائی ساخته و عراق در معرض تقسیم شدن به 3 است . چه درس عبرتی !
2 - غرامتی که در فروردین 60 ، از سوی کشورهای خلیج فارس پیشنهاد شد، 25 میلیارد دلار بود . رئیس جمهوری 50 میلیارد غرامت مطالبه می کرد .
3 - از بند 7 تا 14 فرضهای مختلف و احتمالهای گوناگون بررسی شده اند . بدین قرار، سرنگونی رژیم صدام ، در صورت صلح با شرائطی که غیر متعهدها پیشنهاد می کردند، بسیار محتمل می گشت . به سخن دیگر، چون جنگ نمی باید برنده و بازنده پیدا می کرد، پس تا تثبیت رژیم صدام می باید ادامه می یافت و ادامه یافت . اگر دو ملت پامال شدند ، جنگ دو رژیم استبدادی را در ایران و عراق تثبیت کرد . این سئوال محل پیدا می کند: اگر خمینی مطمئن می شد که چنان صلحی می تواند موجب سقوط رژیم صدام بگردد، با ﺁن موافقت می کرد و یا همچنان بر ادامه جنگ پای می فشرد ؟ با توجه به این امرکه بنی صدر احتمال سقوط رژیم صدام را در صورت پذیرفتن پیشنهاد غیر متعهدها ، به او خاطر نشان کرده بود و با توجه به این واقعیت که از دفتر رجائی ، " نخست وزیر "، به هیأت غیر متعهدها اطلاع داده شد که بخاطر فعل و انفعالهای ( کودتا بر ضد منتخب مردم ) درجریان به ایران نیائید، به احتمال بسیار قوی ، نیاز به جنگ برای استقرار استبداد ، سبب می شد که او به جنگ ادامه دهد .
4 - و امروز ، کم نیستند ناظران سیاسی که می گویند : کاری را که خمینی با 8 سال جنگ نتوانست ، بوش دارد برای رژیم ایران انجام می دهد . صورت ظاهر گویا تشکیل شدن دولت الدعوه و... است . اما این صورت واقعیت بسیار تلخ تری را می پوشاند .

* استراتژی ایران برای سرنگون کردن صدام :

14 - همانطور که توضیح داده شد و توانائی صدام حسین به تجدید حیات، سرنگونی رژیم او به ضرورت بسیار نزدیک بنظر نمی رسد. و هنوز ایران دست به حمله بزرگی بسوی داخل عراق نزده است . ( در این جا، حدود دو سطر سانسور شده است ) ایران اینک در موقعیت ممتازی است و چند گزینه دارد . حکومت خمینی می تواند یکی از گزینه و یا ترکیبی از ﺁنها را برگزیند . گزینه های نظامی یا شبه نظامی در اختیار ایران عبارتند از
- افزودن بر تحریکات در دو منطقه شیعه و کرد نشین و گسیل گروهای مسلح عراقی تبعیدی به درون عراق برای انجام عملیات ایذائی .
- فعال کردن نیروی هوائی و توپخانه ها برای بمبارات و گلوله باران منطقه مرزی عراق و گسیل گروههائی از ارتش منظم برای عملیات محدود در داخل عراق .
- بردن هجوم نظامی بزرگ به داخل خاک عراق بقصد برانگیختن شورش همگانی و یا فلج کردن ارتش عراق .
15 - نیروهای ایرانی بسا ، پیش از ورود به خاک عراق ، نخست نقاط مرزی خود را از وجود قوای عراق پاک خواهند کرد . نیروهای عراق هنوز نقاط کوچکی را در غرب دزفول و در مرزهای میانی دو کشور در دست دارند . شکست نظامی در ﺁن نقاط ، قلمرو جنگ را به بغداد نزدیک خواهد کرد ( در این جا چند کلمه سانسور شده است ) . ( 5 )
16 - هر گزینه را ایران برگزیند ، به فشار اقتصادی بر عراق ادامه خواهد داد . این کار را با جلوگیری از استفاده از بنادر عراق در خلیج فارس و تشویق سوریه به بسته نگاه داشتن لوله نفت عراق خواهد کرد . این فشار وابستگی مداوم عراق را به کشورهای خلیج ( فارس )، از لحاظ مالی و حمل کالا از راه اردن و صدور نفت از راه لوله نفتی که از ترکیه عبور می کند و ﺁسیب پذیر است ، مداوم می کند . ایران می تواند به کشورهای خلیج فارس فشار بیاورد از اعطای کمک به عراق باز ایستند .
* افزودن بر تحریکات و حمله نظامی محدود :

17 - ما بر این باور نیستیم که گزینه اول سبب سرنگون شدن دولت بعث عراق شود . و نیز گسترش قیام شیعه و کرد ممکن است سبب بیشتر شدن احتمال "کودتا در قصر " بر ضد صدام بگردد . بخلاف هم مذهبی هاشان در ایران ، شیعه های عراق خوب سازمان نیافته اند . رهبرای دینشان نفوذ کمتری بر ﺁنها دارند و از بیم مجازات ، میل به برخاستن بر ضد رژیم را ندارند . امتیازهای اقتصادی و سیاسی که رژیم اعطا کرده است شیعه های دیگر را نسبت به رژیم وفادار گردانده است . رهبران چریکهای کرد نتوانسته اند از کمکهای افزایش یافته ایران و سوریه و تقریبا  خالی شدن منطقه کرد نشین از قوای عراق، سود جویند .
18 - حز ب بعث ماهرانه توانسته است تنازع قدیمی اما هنوز زنده عرب و ایرانی را ، در بی اثر کردن فراخوان خمینی ، بکار گیرد ماشین تبلیغاتی حزب بعث در عراقیها اطمینان بوجود ﺁورده است که ایران با اقلیت عرب شیعه ، بدرفتاری می کند و این اقلیت از نا برابریهای اقتصادی و اجتماعی رنج می برد . ( 6 )
19 - تحرکات نظامی محدود ایران بسا احتمال موفقیت قیامهای محلی را بیشتر می کند . این تحرکات سبب سایش کنترل بغداد می شود . ایران حدود 50 هزار عراقی را تعلیم داده است که ظرف 3 سال گذشته ، از عراق اخراج شده اند . ایران همچنین از تشکل سربازان اسیر عراقی که داوطلب شرکت در نیروئی ، بیرون از عراق ، بشوند، حمایت کرده است . این " داوطلبان " ﺁماده اند ، برای جنگ با قوای صدام ، وارد عراق شودن هرگاه ایران توسط قوای منظم خود از ﺁنها حمایت وسیع بعمل ﺁورد .
20 - قوای ایران همچنین می توانند دست به حمله های هوائی و کوماندوئی ، برای حمله به هدفهای استراتژیک، بخصوص هدفهای اقتصادی ، بزنند . این تدابیر هزینه هایی نظامی عراق را افزایش می دهند . تحرکات نظامی در جبهه های مرکزی ، جنگ را به بغداد نزدیک خواهد کرد . ارتش ایران نیز می تواند هدفهای اقتصادی در منطقه بصره ( در این جا، یک یا دو کلمه ای سانسور شده است ) را به توپ ببندد .

* حمله زمینی بزرگ :

21 - ما بر این باوریم که به احتمال بیشتر ، از دو گزینه ، گزینه اول را برای سرنگون کردن صدام بر می گزیند . اگر این گزینه برای سرنگونی رژیم صدام کفایت نکرد، تهران بسا بی قرار می شود و دست به حمله نظامی بزرگ می زند . یک چند از ملاحظات مغایر حمله نظامی بزرگ هستند . تهران به خود دیده و نیک می داند حمله خارجی به کشور چسان ناسیونالیسم و حمایت مردم را از رژیم بر می انگیزد . بنا بر این ، از ﺁن بیم دارد که دست زدن به چنین حمله ای ، سبب برانگیختن عراقیها به مقاومت و حمایت داخلی و بین المللی از صدام حسین و رژیم او بگردد . جنگ برای ایران نیز گران تمام شده است و بسا رژیم خمینی را از تن دادن به خطرهای این حمله باز دارد .
22 - اظهاریه های ایران پیرامون حمله به عراق ، مبهم بوده اند . تردید ندارد که ایرانیها می پندارند نیاز به دست زدن به حمله نیست و همین تهدید ها کافی هستند برای ﺁنکه ﺁنها به هدف خود برسند . بیشتر از ﺁن که رژیم ، شخص صدام هدف تبلیغات ایرانیان است . بیرون رفتن او از صحنه بسا برای ﺁنکه ایران گفتگوهای صلح را ﺁغاز کند، کافی است . اما اگر صدام بماند و یا ایران بنا را بر استقرار رژیم جدید در عراق بگذارد ، وضعیت نظامی جاری ، فرصتهائی را در اختیار ایران می گذارد .
23 - بصره دومین شهر بزرگ عراق است . احتمال قوی می رود هدف هرگونه حمله بزرگ ایران، در 6 ماه ﺁینده ، باشد . شهر تنها 20 کیلومتر با مرز ایران فاصله دارد . قوای ایران ممکن است از شط العرب که در شرق بصره قرار دارد ، به امید برانگیختن جنبش ( در این جا حدود سه سطر و نیم سانسور شده است ) عبور کند ( 7 ) 24 - دفاع عراق از سرزمین خود در گرو روحیه نیروهای مسلح ﺁنست . برغم شکستهای اخیر، بیشتر افراد قوای منظم عراق سخت جنگیده اند و در صورت حمله ایران به خاک عراق ، احتمالا  مقاومت خواهند کرد . رهبری سیاسی کمتر تحت فشار ترس از دست دادن نفرات و تجهیزات ، خواهند شد و دلیلی برای عقب نشینی نیز نخواهد بود . ( در اینجا، حدود 4 سطر سانسور شده است ) با وجود این ، بی لیاقتی فرماندهان عالی بسا سبب می شود قشون عراق از نو امتیاز خود از لحاظ برتری تسلیحات و تجهیزات نظامی و مواضع دفاعی را از دست بدهد و در داخل خاک عراق نیز قوایش شکست بخورند . اگر ارتش عراق بطور جدی فلج بگردد و یا بصره تصرف شود ، رژیم بعث سخت متزلزل می شود و اقبال صدام برای ماندن بر قدرت ، ناچیز می گردد .

* توضیحهای انقلاب اسلامی :

5 و 7 - سند حاکی است که مقامهای اطلاعاتی امریکا با ﺁنکه می دانسته اند حمله در جبهه مرکزی ، " جنگ را به بغداد نزدیک می کند " ، نه به احتمال حمله از این جبهه که به احتمال حمله به بصره و پی ﺁمدهای احتمالی تصرف بصره پرداخته اند . شگفت ﺁور نیست ؟
    اگر احتمال حمله به بصره را بسیار قوی ارزیابی کرده است ، از ﺁن رو است که طراح حمله به بصره و " اگر بصره را بگیریم صدام سقوط می کند " ، هاشمی رفسنجانی بود که " از ﺁغاز ، طرف معامله با امریکا و انگلیس بوده است " . امروز که بعد از تجربه هستیم ، می توانیم ارزیابی مقامات اطلاعاتی ﺁن روز امریکا را ارزیابی کنیم : حمله به بصره ، بیشترین قوای ایران را نابود کرد . مردم بصره قیام نکردند . بصره تصرف نشد . فاو تصرف شد و از تصرف بدر ﺁمد و رژیم صدام شکست خورده را فاتح گرداند . همان روز که هاشمی رفسنجانی به خمینی القاء کرده بود تصرف بصره ﺁسان است و با تصرف بصره ، صدام سقوط می کند، بدستور بنی صدر ، ستاد ارتش پیشنهاد را موضوع مطالعه و ارزیابی کرد و گزارش داد که ، حمله به بصره یعنی روانه قتلگاه کردن قوای ایران . تصرف شهر ﺁسان نیست و بر فرض دادن تلفات بسیار سنگین و تصرف بصره صدام سقوط نمی کند .
    در عوض ، ستاد ارتش نقشه حمله از مندلی را تهیه کرد. بلحاظ موقعیت قوای ایران و مناسب بودن زمین برای حمله، قوای ایران می توانست با تلفات کم ، الف - عراق را از میان به دو نیم کند . ب - به بغداد نزدیک شود و ج - با توجه به زمین گیر بدون بخش عمده قوای عراق در جبهه خوزستان ، هرگاه در صدد تخلیه خوزستان برای دفاع از بغداد بر می ﺁمد، زیر ضربات قوای ایران ، تلفات سنگین تحمل می کرد و جنوب عراق بروی قوای ایران باز می شد .
    پس از کودتای خرداد 60، چون بنای رژیم بر ادامه جنگ برای استقرار استبداد و بسود امریکا و انگلیس و اسرائیل بود، نقشه ستاد ارتش رها شد و پیشنهاد هاشمی رفسنجانی به اجرا درﺁمد و شد جنگ 8 ساله ای که با شکست و سر کشیدن جام زهر ، پایان پذیرفت .
6 - نزاع قدیمی عرب و ایرانی ، در 9 ماه اول جنگ، نتوانست موضوع تبلیغات بعثی ها بگردد. بعکس ، رفتار فرماندهی نیروهای مسلح ایران سبب شد که قوای عراق ، حمله قوای ایران را فرصتی تلقی کنند برای دست شستن از جنگ . در حقیقت، الف - روش حمله بقصد از کار انداختن تجهیزات و تسلیحات ارتش عراق و نه کشتن افراد این ارتش و ب - رفتار انسانی با اسیران عراقی ( بازدید رئیس جمهوری از اردوگاه اسیران و دستور اکید به شیوه کردن بهترین رفتار با ﺁنها و ج - خودداری از حمله به شهرهای عراق در تلافی حمله های جنایتکاران قوای صدام به شهرهای ایران و د - پرداختن جدی به بهبود وضعیت هموطنان عرب در خوزستان که وفاداری خویش را به ایران ، با ترک مناطق اشغال شده توسط قوای عراق و پیوستن به اردوگاههای پناهندگان نشان داده بودند ، ه - تبلیغ این واقعیت که انقلاب ایران ، به ایران موقعیت تاریخی را بازگردانده است که در حوزه بزرگ تمدن اسلامی داشته است و جنگ را بهیچرو ، تجاوز عرب به ایران نمی شناسد بلکه تجاوز مستبدی می داند که به تحریک امریکا و رژیمهای مستبد و دست نشانده به ایران حمله کرده است ، ایران را به دو هدف اساسی نزدیک کرد : یکی انزوای عراق که در این سند ، پذیرفته شده است و دو کاسته شدن از میل به جنگ قوای عراق . اگر ایران به این دو هدف نرسیده بود، ممکن نبود رژیم صدام به پیشنهاد کشورهای غیر متعهد تن بدهد و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس حاضر به دادن غرامت به ایران بگردند .

* وضعیت داخلی ایران و خواسته های منطقه ای :

    در این قسمت از سند محرمان های که دانشگاه ژرژ واشنگتن ، در 18 اکتبر، انتشار داده است و عنوان ﺁن " الزامات پیروزی ایران بر عراق " است، قسمت بزرگی ، سفید یعنی سانسور شده است . بخش سانسور نشده، این ارزیابیها را در بر می گیرد :
23 - رژیم ایران ، در تابستان 1981 ، به تدریج ، مهار خویش را بر کشور محکم کرده است . انقلاب ایران یک جابجائی نخبه ها نبود بلکه تغییری عظیم بود . روحانیان حاکم بعد از مرگ ﺁیة الله خمینی به حکومت خویش ادامه خواهند داد . هرچند به گروه بندیها تقسیم خواهند شد اما جملگی به اصل حاکمیت روحانیت وفادار خواهند ماند . 25 - یک صفحه کامل سانسور شده است .
26 - با حمایت روحانیت از ﺁیة الله خمینی و سرکوب شدید و برخورداری از پشتیبانی قشرهای مادون جامعه ، رژیم او انسجام جسته است . مهارش بر کشور کامل نیست اما روحانیان از ساختار دینی که تا روستاها بسط پیدا میکند ، در مهار کشور ، سود می جویند . مساجد در همان حال که مراکز تبلیغ هستند، مراکز توزیع مواد غذائی نیز شده اند ...
27 - موفقیت در جنگ با عراق بطور موقت روند بی منزلت کردن ارتش منظم را متوقف کرده است . تصفیه های وسیع و مکرر ، ارتش را تغییر داده تا جائی که روحانیان حاکم در علن می گویند که ارتش بخشی کامل از جمهوری اسلامی ایران است .
    ( در این جا ، نصف صفحه سانسور شده است )
28 - با وجود این وفاداری نظامیان حرفه ای به رژیم، محل تردید است . و بسیاری از رژیمی ها بر ضرورت مراقبت ، هشدار می دهند . بعد از جنگ ، ساخت و اندازه و بسا نیاز به ارتش منظم ، از نو، ممکن است زیر علامت سئوال قرار بگیرد . بخصوص هرگاه برخی از رهبران بخواهند نظامیان را وسیله کار کنند و یا نظامیان بخواهند در سیاست مداخله نمایند . روحانیان ، از جمله خود خمینی ، کوشیده اند با نفوذ دادن عناصر معتمد خود در همه رده ها ، مانع از روی ﺁوردن نظامیان به اینگونه فعالیتها بگردند و مرتب نیز دستور به پرهیز از فعالیتهای سیاسی میدهند .
29 - بطور کامل سانسور شده است .
30 - احتمال دارد بعد از پایان مخاصمات، رژیم خمینی بیشتر قوای نظامی را در مرزهای غربی کشور متمرکز کند . زیرا می خواهد مانع از ﺁن شود که افراد قوای مسلح که برای جنگ بسیج شده بودند، به جامعه مدنی بازگردند . چرا که به احتمال بسیار کار نمی یابند و در باز سازی مناطق ویران شده و یا توسعه روستائی می توان از وجودشان استفاده کرد . برخی از واحدهای فعال را هم در کردستان نگاه می دارد زیرا تهران با مبارزان کرد مشکل دارد و می خواهد مرزها را هم کنترل کند .
31 - نیازمندیهای تسلیحاتی و تجهیزاتی این رژیم کمتر از رژیم شاه است . در قسمتی بدین خاطر که بنا دارد از کشورهای خارجی بسیاری خرید کند تا از لحاظ تسلیحات به هیچ بلوکی وابسته نماند.
32 - رژیم خمینی خود را رهبر ملتهائی می داند که توسط "امپریالیسم ، بخصوص امریکا، تحت سلطه و ستم قرار گرفته اند " . ضدیت ایران با امریکا ، بطور مستقیم متوجه منافع امریکا در خلیج فارس است . در صورت پیروزی ایران بر عراق ، ایران قدرت متفوق بر این منطقه می گردد . این امر با غیرت دینی روحانیان و خواستهای دیرین ایرانیان که جمع بگردد ، رژیم را به سلطه بر منطقه بر می انگیزد . از دید روحانیان ، هدف انقلاب تنها سرنگون کردن شاه و رژیم او نبوده بلکه ﺁزاد کردن همه مسلمانان تحت ستم نیز بوده است .
33 - ایران بر ﺁن است که رژیمهای عرب خلیج فارس را از همکاری با امریکا منصرف و بر ﺁنشان دارد که جور خود را با ایران جور کند . تهران اعلام کرده است که دولتهایی خلیج می باید به حمایت خود از عراق پایان دهند . زیرا " ﺁینده تعیین کننده است " . رژیم خمینی مجموعه ای از گزینشها را برای دست یافتن به هدفهای خود در این منطقه بکار خواهد برد : خرابکاری، تهدید ، دیپلماسی و در صورت امکان، عمل نظامی . ایران به یمن جمعیت و منابع و ﺁمال تاریخی خود ، بعد از جنگ، توجه خود را متوجه خلیج فارس خواهد کرد و برﺁن خواهد شد که بر ﺁن مسلط گردد .
34 - چه اندازه مسائل داخلی ایران مجالش را برای عمل در خلیج فارس ، تنگ می کند ؟ پرسشی است که پاسخ مطمئنی ندارد . اما محل تردید نیست که روحانیان در صدور انقلاب به خلیج فارس - خواه بخاطر اعتقاد و چه بلحاظ سود سیاسی ﺁن - بی بند هستند . بسا تهران دیپلماسی مرسوم را ، همراه با تهدید و عملیات تخریبی، بر عمل نظامی رجحان می دهد . در دسامبر گذشته ، با استفاده از مخالفان شیعه رژیم بحرین، ایرانیها کوششی برای سرنگون کردن ﺁن بعمل ﺁوردند . ﺁنها ممکن است به دادن کمکهای پولی و تسلیحاتی به انقلابیهای هوادار ایران در منطقه، ادامه دهند .
35 - و نیز بسیاری از مسلمانان برخی از جنبه های انقلاب اسلامی را جذاب می یابند . با وجود این ، ایران با مسئله اختلافهای شیعه و سنی و نیز خصومتها میان عربها و ایرانیها روبرو است . دولتهای کشورهای خلیج فارس سنی هستند . اکثریت عربها نیز سنی هستند . و این امور می توانند سدی بر سر راه صدور انقلاب ایران شیعه باشند ( رجوع می دهد به نقشه ای که در ﺁن، نقاط سنی نشین معین گشته اند ). با وجود این ، احتمالا  ایرانیان فکر می کنند بتوانند همان دو سلاح که بر ضد رژیم شاه بکار بردند، یکی فساد رژیم و دیگری خودباختگی در قبال غرب سکولار، در این کشورها نیز ﺁنها را به هدف می رساند .

* اثر عملهای ایران بر دولتهای منطقه :

    از بند 36 تا 50 ، به این اثر پرداخته شده است . نکات عمده عبارتند از
36 - توجه اصلی رژیم ایران به کشورهای خلیج فارس است . اندک کوششی هم در حمایت از گروههای مخالف چپ کشورهای عرب و اخوان المسلیمن بعمل می ﺁورد .
37 - در کوتاه مدت، خطری که کشورهای خلیج فارس را تهدید می کند خشونتی است که شیعه ها می توانند در کار ﺁورند . دیرتر، خطر بزرگ می شود هرگاه ایران بر عراق پیروز شود و یا ایران دست به حمله های تروریستی بزند . احتمال پیدایش تنشها میان شیعه و سنی . ( در این جا چند جمله سانسور شده است)
38 - کویت تنها کشور غیر متخاصمی است که مورد حمله ایران قرار گرفته است . از ﺁنجا که راه ورود کالا و تجهیزات به عراق است، ﺁماج حمله ایران است .
39 - هجوم عراق به ایران انسجام کشورهای خلیج را که تحت تسلط عربستان هستند، از میان می برد .
* عربستان و دیگر کشورهایی خلیج فارس :
40 - هرچند عراق اعتبار باخته است اما هنوز کشورهای منطقه برﺁنند که عراق تنها قدرتی است که می تواند حامی ﺁنها در برابر ایران باشد .
41 - هرگاه ایران از پیشروی در خاک عراق بازایستد و یا به عملیات موضعی بسنده کند و یا به گفتگوها برای برکناری صدام روی ﺁورد، دولتهای خلیج فارس به کمک مالی و لوژیستیک به عراق ادامه خواهند داد تا موقعیت عراق گرفتار روند ضعف نگردد ...
42 - دولتهای خلیج فارس قوای نظامی برای جنگ با ایران را، به عراق نخواهند فرستاد . زیرا می دانند اثری بر سرنوشت جنگ ندارد ...
* اردن :
43 - سانسور شده است .
44 - به تدریج که خطر شکست عراق بزرگ تر می شود، اردن بر مساعی خود برای برانگیختن دنیای عرب به حمایت از عراق می افزاید . پادشاه اردن به تشویق امریکا به مداخله برای پایان بخشیدن به جنگ ادامه می دهد .
* مصر:
45 - مصر نیز با مشاهده چشم انداز شکست عراق ، به خود اعلام خطر می کند . اما با توجه به سنگینی هزینه حمایت نظامی از عراق، مصر ( نیمی از جمله سانسور شده است ) با در اختیار گذاشتن نیروی کار ، به این شور کمک می کند .
46 - مصر همچنین مستشاران نظامی خود را در کشورهای خلیج فارس می گذارد و امریکا را فرا می خواند که بر کمکهای امنیتی خود به این کشورها بیفزاید ...
47 - بسا پرزیدنت مبارک باردیگر از امریکا بخواهد محرمانه به عراق کمک کند و یا امکانات نظامی در اختیار مصر بگذارد تا این کشور بر کمکهای نظامی خود به عراق بیفزاید . عراق توانائی انتقال فوری نیرو به عراق را ندارد . * سوریه :
48 - پرزیدنت اسد خواهد کوشید از ترس کشورهای خلیج از اتحاد تاکتیکی ایران و سوریه ، بسود هدفهای خود بهره برداری کند . ترس از سوریه ، عربستان را از برانگیختن کشورهای عضو شورای همکاری خلیج به عمل بر ضد سوریه، بخاطر حمایتش از ایران، بازداشته است ...
49 - اسد احتمالا  به حمایت از ایران ادامه خواهد داد و در همان حال، با اشغال عراق توسط ایران مخالفت خواهد کرد ...
* لیبی :
50 - لیبی به دادن مهمات و اسلحه به ایران، بطور محدود، ادامه خواهد داد ... * اسرائیل :
جز جمله ای که معلوم می کند ادامه جنگ بسود اسرائیل است، بقیه سانسور شده است : " تا وقتی تنشها در خلیج فارس شدید باقی می مانند، از ( توان) قوای عرب سخت کاسته می شود " .
* کشورهای غیر متعهد :

52 - چند ماه پیش، کشورهای غیر متعهد که قرار بر انعقاد اجلاس سران خود در بغداد گذاشته بودند ، اینک با مشاهده چشم اندازه پیروزی ایران، بیشتر اعضایش این پیروزی را زحمت افزا می یابند . اعضای میانه رو چون هند و الجزایر و یوگسلاوی خواهان پایان گرفتن هرچه زودتر جنگ هستند تا به سازمان ﺁسیب پذیرشان بیش از این زیان وارد نشود . حمله به عراق، غیر متعهد ها را برﺁن می دارد کوشش دستجمعی دیگری برای واسطه شدن به امید راه حل سیاسی را جانشین جنگ کردن بعمل ﺁورند ( 1 ) اما این اقدام نتیجه بهتری از اقدامهای گذشته ﺁنها ببار نخواهد ﺁورد . 53 - حمله به عراق، به اعضای رادیکال غیر متعهدها ، چون کوبا و کره شمالی و ویتنام فرصت می دهد کنفرانس سران در بغداد را به عقب اندازند و ویتنام خواستار ریاست سازمان کشورهای غیر متعهد بگردد ...
54 - رادیکالها عموما  از مشاهده این امر که، در جنگ، ایران دست بالا را پیدا کرده است، خوشحالند. میانه روترها - اکثریت غیر متعهدها - طرفدار عراق هستند . در صورتی که ایران بجای حمله به عراق، در صدد سرنگون کردن رژیم صدام شود، میانه روها، جز این نمی کنند که بگویند : ما این عمل را تصویب نمی کنیم .

* اثر بر بازار نفت جهان :

    از 55 تا 66 اثر جنگ و پیروزی نظامی ایران را بر بازار جهانی نفت بر رسی می کند . چکیده ارزیابی اینست :
58 - ﺁتش بس اثر ناچیزی بر توانائی ایران بر افزودن بر میزان صدور نفت خود دارد . زیرا جنگ صدور نفت را دچار تضییق معنی داری نکرده است ...
59 - ورود قوای ایران به جنوب عراق نیز اثری بر صادرات نفت عراق ندارد . زیرا در حال حاضر ، عراق ،نفت منطقه شمال کشور را صادر می کند ( 2 ) ...
60 - تا وقتی جنوب عراق در تصرف ایران باشد عراق قادر به تولید نفت این منطقه نخواهد شد . هرگاه ایران در صدد تخریب تأسیسات نفت برﺁید، عراق عمل به مثل خواهد کرد ...
61 - عراق توانائی حمله کردن به هدفهای اقتصادی ایران را حفظ خواهد کرد ... 62 - سانسور شده است .
63 - حملات نظامی بزرگ ایران به یک چند کشور خلیج فارس منتفی است . با این حال، این کشورها نسبت به مقاصد نظامی ایران، بمثابه حاصل پیروزی بر عراق ، روز به روز ، نگران تر می شوند .
64 و 65 و سانسور شده اند . ( 3 )

* رفتار مسکو و گزینه هایش :

    از 66 تا 75 به رفتار و گزینه های مسکو اختصاص یافته اند :
66 - جنگ ایران و عراق بر موضع مسکو، اثرات مثبت و منفی دارد :
* اثرات مثبت از دید شوروی عبارتند از احتمال تغییرهای بنیادی و جانشین رژیمهای محافظه کار شدن رژیمهای ضد غرب ، در کشورهائی که ثبات ﺁنها برای غرب بسیار مهمتر است تا برای شوروی . افزایش خرید اسلحه از روسیه و نقش تسلیحات در روابط با شوروی بخاطر افزایش میزان مصرف تسلیحات روسی توسط ایران و تضعیف قابل ملاحظه موقعیت صدام .
* اثرات منفی جنگ ، کاهش احتمال موافقت با حضور قوای روسیه در خلیج فارس ( 4 ) بدین خاطر که کشورهای این منطقه خود را هم از سوی ایران و هم از سوی روسیه ، در تهدید خواهند دید . انحلال وحدت عرب بر ضد اسرائیل ( 5 ) و بوجود ﺁمدن نارضایتی از شوروی ، هم در ایران و هم در عراق. زیرا مسکو به هر دو طرف اسلحه می فروشد و بدون ﺁنکه دو طرف را راضی کند.
67 - برغم تخاصم دو کشور، مسکو برﺁنست که نفوذ خود را در تهران و بغداد حفظ کند ...
68 - با وجود این، شورویها ﺁشکارا به ایران ، بمثابه کشوری که اهمیت ژئواستراتژیک بزرگ تری دارد ، می نگرند و در بهتر کردن رابطه با ﺁن می کوشند . ( چند جمله سانسور شده است ).
69 - داد و ستد با ایران، در سال 1981، به 1/1 میلیارد دلار رسیده است که از دو برابر سال 1980 ( 515 میلیون دلار ) بیشتر است . در حال حاضر، بیشتر از 2000 کارشناس روسی در طرحهای اقتصادی و فنی و... مشغول بکار هستند . در دوران شاه نیز این تعداد کارشناس روسی در ایران بودند . اما در ایام نخست انقلاب از شمار ﺁنها بسیار کاسته شد . از قرار، دو طرف با توسعه طرحهای صنعتی مشترک در ایران علاقه مند هستند .
70 - سانسور شده است .
71 - برغم همسوئی در منافع در زمینه اقتصادی و افزایش تماسهای سیاسی در ماه های اخیر، اختلافهای جدی در زمینه های خاص وجود دارند . مثل تحویل اسلحه به عراق و حضور شوروی در افغانستان . بسا این عوامل دست به دست سوء ظن رهبران ایران به شوروی، مانع بهبود روابط دو کشور در کوتاه مدت می شود .
* واکنش محتمل شوروی در صورت حمله ایران به عراق :
72 - غیر محتمل است که شوروی قدمهای مهمی در جهت جلوگیری از حمله ایران به عراق بردارد . مسکو مدعی است ایران را از تعهدات خود، در صورت حمله ایران به عراق ﺁگاه کرده است . ممکن است مسکو بکوشد ، به استناد به قرارداد دوستی شوروی و عراق، ایران از حمله به عراق باز دارد . اما برای جلوگیری از حمله ایران، تحویل اسلحه به ایران را به تأخیر نخواهد انداخت و از کشورهای تحت نفوذ خود نیز نخواهد خواست که چنین کنند .
73 - مسکو ممکن است حل مشکل از راه گفتگو را پیشنهاد کند و کشورهای دنیای سوم را نیز با خود همداستان کند ...
74 - هرگاه ایران به حمله به عراق ادامه دهد، شوروی بسا ﺁن را به سود خود بداند . این بار عراقیها از وطن خویش دفاع خواهند کرد و بنا بر این به استقامت خواهند ایستاد و ایران برای پشتیبانی از حمله خود، به تسلیحات و مهمات ، نیاز پیدا خواهد کرد و دست به دامان روسیه خواهد شد . بسا صدام سقوط خواهد کرد و جانشین او ، برای کمک روی به روسیه خواهد ﺁورد .
75 - و اگر ایران موفق شود و یک رژیم بنیادگرای شیعه در عراق برقرار کند، موقعیت روحانیان حاکم در ایران مستحکم خواهد شد و بسا دیگر اعتناء به روسها نکنند و برای ابراز قدرت خویش، روی به سرکوب حزب توده ﺁورند ( 6 ) و به کمک خویش به مقاومت افغانستان بیفزاید . بنا بر این، با دادن اسلحه به عراق، مانع از موفقیت ایران خواهد شد.

* ایجابات جنگ برای امریکا :

    از 76 تا 84 ، ایجاباتی ارزیابی شده اند که جنگ برای امریکا پدید می ﺁورد : 76 - منافع امریکا، عموما  با حمله ایران به عراق ، ناسازگار هستند :
- پیروزی ایران ثبات رژیمهای خلیج فارس را به خطر می اندازد ( 7 ) .
- عربهای میانه رو به انتقاد امریکا برای ﺁنکه جلو ایران را نگرفته است، انتقاد خواهند شد.
- سانسور شده است .
77 - ﺁتش بس می تواند بسود منافع امریکا باشد :
- فرصتهایی پدید می ﺁورد برای غرب تا نفوذ خود را در ایران باز یابد .
- خطر استقرار یک رژیم بنیاد گرا و یا چپ گرای رادیکال ، در کوتاه مدت، کم خواهد شد .
- عراق به بازسازی اقتصاد خویش بازخواهد گست .
78 - به عبارت دیگر، ادامه عملیات جنگی کوچک در مرزهای دو کشور، احتمالا  همراه با عملیات خرابکاری ایران ، می تواند بسود منافع امریکا باشد . هرگاه جنگ محدود بماند بسود منافع امریکا است . ( 8 )
- سانسور شده است .
- کمک مصر به عراق بازگشت این کشور را به دنیای عرب ﺁسان خواهد کرد . ﺁتش بس موجب کاهش نیاز کشورهای میانه رو عرب را به حمایت مصر کاهش خواهد داد ( 9 )
    بدیهی است که نمی توان اطمینان داشت که جنگ شدت نگیرد . ادامه جنگ عامل بی ثباتی رژیمهای منطقه می شود . و نیز ادامه جنگ، فرصتی را در اختیار شوروی می گذارد برای افزودن بر نفود خود در ایران و عراق . ( در این جا دو جمله سانسور شده است )
79 - مسئله عمده امریکا ، در برابر وضعیت جاری، اینست که وسیله ای برای جلوگیری موفق شدن کوششهای ایران در صدور انقلاب و نزدیک شدنش به شوروی بیابد . ( 10) 80 - اما امریکا و ، بطور عمومی غرب، در رابطه با ایران ، گرفتار دو برهان متناقض است :
- از سوئی غرب خواهان ﺁنست که نفت جریان بجوید و تهران تحت نفوذ شوروی قرار نگیرد و منافعش اقتضا می کند روابط سیاسی و اقتصادی خود را با ایران توسعه بخشد ( در این جا، دو جمله سانسور شده است )
- از سوی دیگر، توسعه روابط با ایران کشورهای عرب خلیج فارس را، نازکشیدن از ایران تلقی می کنند و بیشتر احساس ناامنی می کنند . بسا برای تحصیل امنیت بیشتر ، روی به شرق ﺁورند . کمک غرب به این کشورها را تهران ابراز خصومت با خود و تهدید مستقیم خویش تلقی می کند و برکوشش های خود برای جانشین کردن این رژیمها با رژیمهای اسلامی تر ، خواهد افزود .
81 - غرب - و بطور خاص امریکا - اهرم کم توانی برای اثر گذاشتن بر جریان حوادث در ایران و یا حفظ منافع غرب در منطقه، در ارتباط با تهران ، در اختیار دارد . تا ﺁینده قابل مشاهده، روحانیان بسا مایل به برقراری روابط عادی با امریکا نیستند . با وجود این، هرگاه ایران بخواهد به مخالفت با غرب، بخصوص امریکا ادامه دهد، ناگزیر می باید با برخی کشورهای غرب از در معامله درﺁید .
82 - بخاطر خصومت ایران با امریکا، مواضع ایران ، درسیاست خارجی ، با مواضع رادیکال ترین دولتهای غیر متعهد سازگار خواهد شد . در خاورمیانه با سیاست جبهه امتناع ، مرکب از لیبی و الجزایر و سوریه و یمن جنوبی و سازمان ﺁزادیبخش فلسطین خوانائی پیدا خواهد کرد . (11 ) ...
83 - عواملی چند می توانند مانع نفوذ ایران شوند . همانطور که قبلا  خاطر نشان شد عوامل جدی وجود دارند که مانع بسط روابط ایران با جبهه امتناع و شوروی ها می شوند .در نتیجه، دولتهای میانه رو محور رادیکال این کشورها که اینهمه از ﺁن می ترسند ، کم توان می شود . کوشش ایران برای صادر کردن اسلام بنیادگرای خود به زور، موجب جنبش قوی ناسیونالیسم عرب بر ضد ایران خواهد شد ، تا سر بر نیاوردن یک رهبر اسلامی فرهمند، خمینی بدین خاطر که شیعه و ایرانی و سخت مرتجع است ، برغم فراخواندن کشورهای مسلمان به اتحاد، توانا به برانگیختن انقلاب بر ضد رژیمهای سنی و نفوذ غرب نیست ( 12 ) .
84 - با اینهمه ، هرگاه دولتهای منطقه و غرب ، در ترتیباتی که برای امنیت خویش می سنجند و در پاسخشان به موفقیتهای ایران در جنگ با عراق، تواضع روش کنند، روحانیان ایران را از مترسکی محروم می سازند که علم کرده اند : ایران با خطر خارجی روبرو است و لاجرم می باید به جنگ ادامه دهد . در این فاصله، فشارهای اقتصادی و سیاسی به ایران را می توان افزایش داد و امریکا گزینه های جالب تری برای تحت نفوذ قرار دادن سیاست ایران پیدا خواهد کرد . با وجود این، در دراز مدت، منافع امریکا در خلیج فارس ، تحت حمله باقی خواهد ماند . ( 13 )

بدین قرار ، جنگی که ادامه می یافت بدون این که ایران پیروزی بدست ﺁورد، امریکا را به تمامی هدفهای خویش می رساند:

    از شماره ( 1 ) تا شماره ( 13 ) ، جز یک شماره که به سیاست شوروی سابق در خلیج فارس مربوط می شوند، 12 شماره دیگر، هدفهائی هستند که امریکا و غرب تعقیب و از رهگذر طولانی کردن جنگی که میدان ﺁن به مرزهای دوکشور محدود شود و در ﺁن، ایران پیروز نشود، به ﺁنها رسیدند . این سند، نه تنها از این نظر که ایرانیان را از وضعیت واقعی ﺁن روز ﺁگاه می کند، مهم است ، بلکه از این نظر که مسائلی را مطرح می کنند که جملگی، در جهت منافع امریکا و غرب حل شده اند، از ﺁنهم مهمتر است . هرچند سند تکذیب ﺁشکار دروغهائی است که ملاتاریای ایران گیتی ساخته است و تکرار می کند، با وجود این، نباید انتظار داشت که استبدادیانی که جنایت و خیانت و فساد را روش کرده اند ، بیایند و بگویند ما دروغ گفتیم ، پوزش می خواهیم و سرنوشت کشور را به مردم کشور باز می سپاریم . اما باید انتظار داشت که ایرانیان دریابند که هرگاه بگذارند این رژیم ادامه حیات بدهند، هر روز، بر ابعاد خیانت و جنایت و فسادش افزوده می شود و بسا فردا دیر است و اینهمه ویرانی و برباد دادن استعدادهای انسانی و مالی و... قابل جبران نباشد
1 - سند به اقدامهای غیر متعهدها پیش از سال 1361 ( 1982 ) اشاره می کند . افزون برﺁن، به امر مهمی تصریح می کند : ﺁن گروه از غیر متعهدها که خواستار پایان گرفتن جنگ بوده اند، مخالف سلطه امریکا نیز بوده اند . به یاد می ﺁورد که کوبا از این گروه کشورها است و در ﺁغاز سال 60 ، وزیر خارجه کوبا و 3 وزیر خارجه دیگر، پیشنهادی را به ایران دادند که بسیار بسود ایران بود . قرار بود این هیأت، در 26 خرداد 60، پاسخ موافق رژیم صدام را به تهران بیاورند و جنگ به پایان برسد . از دفتر رجائی به این هیأت اطلاع داده شد ، بخاطر فعل و انفعالهائی که در جریان است، فعلا  نیایند . در حقیقت ، کودتای خرداد 60 بخاطر ﺁن انجام شد که جنگ ادامه یابد .
2 - سند تصریح می کند که با تصرف جنوب عراق نیز جریان نفت عراق قطع نمی شد . یعنی، با تصرف بصره ( طرح رفسنجانی برای طولانی کردن جنگ ) ، رژیم صدام سقوط نمی کرد .
3- شماره های 64 و 65 سانسور شده اند . از هدفهای طولانی کردن جنگ، فرسودن ایران و عراق از سوئی ، ترس کشورهای خلیج را مایه فروش اسلحه به این کشورها و استقرار امریکا در خلیج فارس و تبدیل مازاد ارزی کشورهای نفت خیز به کسری ارزی و بدهی خارجی بود و امریکا و غرب به این هدفها رسیدند .
4 - سند به کوشش شوروی برای حضور در خلیج فارس اشاره می کند . در حقیقت، شوروی سه تقاضا از بنی صدر، رئیس جمهوری وقت ایران ، داشت : امضای قرارداد امنیت خلیج فارس و کمک نکردن به مقاومت افغانستان و سخن نگفتن از " نومانکلاتورا" یا طبقه حاکم در شوروی . سفیر شوروی سابق تهدید کرد هرگاه با شرائط موافقت نکند، ﺁن دولت از مخالفان رئیس جمهوری حمایت خواهد کرد . علت گرایش حزب توده به همداستانی با ملاتاریا و ضدیت با رئیس جمهوری همین بود .
5 و 11- متلاشی کردن جبهه امتناع از هدفهای امریکا و اسرائیل بود، جنگ 8 ساله ، این هدف را نیز برﺁورده کرد . امروز، رژیم قذافی از درسازش درﺁمده است . رژیم صدام سرنگون شده است. سازمان ﺁزادیبخش در بخشی از فلسطین حال و روزی را دارد که می بینیم . سوریه از لبنان بیرون رفته و زیر فشار شدید است و...
6 - در ایران ﺁن روز که هنوز شوروی وجود می داشت، سرکوب حزب توده ، با همکاری انتلیجنت سرویس و سیا به انجام رسید و شوروی ﺁن روز دم نیز نزد .
7 - سند تصریح می کند که پیروزی ایران در جنگ، ثبات رژیمهای منطقه را از میان می برد . بنا بر سند گفتگوهای صدام با سفیر امریکا در بغداد ، - پیش از حمله قوای صدام به کویت - هدف از جنگی که با حمایت امریکا و کشورهای عرب برضد ایران به راه انداخته شد، عقب زدن موجهای انقلاب ایران بود که داشتند سرزمینهای اسلامی را فرا می گرفتند . ملاتاریا به یاری امریکا و اسرائیل و انگلیس ﺁمد و جاذبه شدید انقلاب ایران را به دافعه بدل کرد . جنگ نیز چنان ادامه یافت که رمق از ایران برود و پیروز نشود :
8 - تصریح سند بر این امر که ادامه جنگ در مرزها، بدون ﺁنکه شدت بگیرد و سبب فرادستی ایران شود، با منافع امریکا سازگار بوده است . در عمل نیز، گردانندگان جنگ ، یعنی ایران گیتی ها ﺁن را چنان اداره کردند که از حدی که با منافع امریکا جور بود، فراتر نرود .
9 - بازگرداندن مصر - که به علت امضای قرارداد صلح با اسرائیل از اتحادیه عرب طرد شده بود - به اتحادیه عرب و نقش رهبری ﺁن را بازیافتن نیز از هدفهای جنگ 8 ساله بود که تحقق یافت .
10 - سند بر دو هدف امریکا، جلوگیری از صدور انقلاب و جلوگیری از نفوذ شوروی در ایران، تصریح می کند . جنگ 8 ساله امریکا را به این دو هدف نیز رساند .
12 - سند می گوید ایران توانا به برانداختن رژیمهای منطقه و پایان دادن به نفوذ غرب در منطقه نیست . انقلاب ایران این توانائی را به مردم کشورهای منطقه می داد. جنگ را برای ﺁن براه انداختند که با استقرار استبدادی که جنایت و خیانت و فساد را روش می کرد، جاذبه انقلاب ایران را به دافعه بدل کند و خود از اسباب ثبات رژیمهای منطقه بگردد و گشت .
13 - گرفتن برگهای برنده از دست ایران از هدفهای جنگ 8 ساله بود . در سند یکی از روشهائی را یادﺁور می شود برای گرفتن علم از دست ملایان . برگها را از دست رژیم گرفتند و انقلاب را به ضد انقلاب بدل کردند و به هدفهای که در ایران و منطقه داشتند ، رسیدند و نوبت به ﺁن رسید که به قول مک فارلین، مشاور امنیتی ریگان، خمینی در برابر امریکا زانوی تسلیم بر زمین بزند و جام زهر قبول قطعنامه 598 را سر کشد و سر کشید.
    و هرگاه ایرانی مسئولیت شناسی هدفهای مندرج در این سند را با هشدار بنی صدر، در 22 خرداد 1360، مقایسه کند، ( در این باره که از هدفهای کودتا ، ادامه جنگ است و جنگ برای رسیدن به این هدفها - که در خیانت به امید فهرست کامل این هدفها باز ﺁمده است - می باشد) ، در می یابد که خمینی و ملاتاریا هیچ توجیهی از این نوع که اطلاعی از هدفهای بانیان جنگ نداشتیم وگرنه ﺁلت فعل ﺁنها نمی شدیم، ندارند . خیانتشان به ایران و به تمامی ملتهای زیر سلطه منطقه و جهان مسلم است .