60 در صد بودجه رژیم طبق اظهارات مسئولین رژیم ولایت فقیه وابسته به نفت است .
رژیم نفت را می فروشد ، بخش عمده آن را در بانک مرکزی به ریال عوض می کند و به عنوان حقوق در اختیار کارمندان قرار می دهد به و بخش دیگر آن را بصورت واردات خرج می کند . یعنی دلار را تبدیل به کالا می کند و در بازار داخلی می فروشد . در واقع خرج و دخل می شود دلار . پس نفت نقش حیاتی در اقتصاد بازی می کند .
وضعیت نفت ایران را با هم بررسی میکنیم .
در شرايط فعلي توليد نفت ايران حدود چهار ميليون و 200 هزار بشكه اعلام شده كه اگر بخواهيم كاهش سالانهء حدود پنج تا شش درصد افت طبيعي چاههاي نفت را نيز در نظر بگيريم تا پنج سال آينده توليد روزانهء ايران به سه ميليون بشكه خواهد رسيد كه اين مقدار تولید تا پنج سال آینده به عنوان خوراك پالايشگاهها ایران مصرف خواهد شد.
به این حساب تا پنج سال آينده ايران موقعيت خود را به عنوان صادركننده نفت از دست خواهد داد. و در صورت عدم مهار مصرف بيرويه و رشد 10 درصدي مصرف در كشور، ايران نه تنها موقعيت نفتخام فروشي را از دست ميدهد بلكه ناچار به مصرف كل فرآوردههاي پالايش شده براي رفع نياز داخلي خود خواهد بود. البته برخي از كارشناسان معتقدند در صورت ادامه روند فعلي مصرف در آن زمان نيز ناچار به واردات فرآورده نيز خواهيم بود.
آقای زنگنه وزير پيشين نفت نيز در آخرين روزهاي وزارتش بر بحران سرمايهگذاري در نفت اشاره كرده بود که : «تنها راه خروج از اين بحران سرمايهگذاري 150 ميليارد دلاري طي 10 سال آينده است.» از زمان اظهار نظر او سه سال گذشته و هنوز هم مشكل نبود سرمایه گذاری خارجی بر جاي خود باقي مانده است.
گفته ميشود طي سه سال گذشته حدود 38 ميليارد دلار در بخش نفت سرمايهگذاري شده البته نيمي از آن تنها در حد تفاهمنامه باقي مانده اما با اين وجود و براساس اين آمار براي گذر از اين بحران ايران تا هفت سال ديگر نياز به 120 ميليارد دلار سرمايهگذاري در نفت دارد.
آقای شركاء معاون „رييسجمهور“ و رييس سازمان مديريت و برنامهريزي در دولت هشتم به اين مسئله چنین اشاره کرده است : «اگـر ايـن سرمايهگذاريها صورت نگيرد، مفهومش اين است كه ما به تدريج از برنامههاي افزايش ظرفيتمان دور ميشويم. از اين موضوع مهمتر، بحث حفظ ظرفيت موجود است كه با توجه به اينكه تمام چاههاي نفت از يك افت طبيعي برخوردارند، به مرور اگر سرمايهگذاريهاي جديد صـورت نـگـيـرد، ايـن افـت ادامـه خـواهـد يافت. پيشبيني ما و شركت نفت اين است كه چيزي حدود پنج تا شش درصد سالانه افت طبيعي چاههاي نفت خواهد بود. به اينترتيب، چيزي حدود شش درصددر سال ظرفيت توليد نفت در پايان برنامه چهارم با كاهش توليدي حدود يك ميليون بشكه نفت در روز روبه رو خواهيم شد. اين كاهش توليد نيز درآمد ناشي از صادرات نفت خام كشور را كاهش خواهد داد.»
موضوع مهمی که نباید در محاسباتمان فراموش کنیم این است که : در زمان شاه ایران شش ميليون بشكه نفت توليد ميكرد. امروز تولید به چهار ميليون كاهش يافته است و اگر به مسئله تولید نفت و سرمایه گذاری در این زمینه بخواهیم خوشبینانه بنگریم ، پيشبيني ميشود ، در 10 سال آينده تولید نفت به دو ميليون بشكه كاهش يابد؛ از سوي ديگر مصرف بالاي داخلي نيز در 10 سال آينده موجب قطع صادرات نفت، صفر شدن درآمد ارزي و تنزل جايگاه درآمدي ايران به رده كشورهاي بسیار فقیر آسیایی همچون افغانستان و بنگلادش می باشد .
اگر اقتصاد ایران در شرایط فعلی این رژیم بخواهد کماکان به نفت وابسته بماند باید بتواند حد اقل زمینه جذب سرمایه گذاری خارجی را فراهم نماید . یکی از شرایط فراهم آوردن جذب سرمایه ، فراهم کردن زمینه آزاد و بدون تنش در اقتصاد و مخصوصا سیاست داخلی است . البته تنشهای سیاست خارجی نیز می تواند سرمایه ها را فرار بدهد و امکان جذب سرمایه های جدید را نیز کم کند . شرایطی که امروز ایران در آن بسر می برد شرایط جنگی است برای نابودی وضعیت اقتصادی مولد . سیاستهای تنش زا و ضد حقوق انسانی آقای احمدی نژاد و خامنه ای و در کلیت نظام ولایت فقیه باعث از هم پاشیدگی اقتصاد ایران شده است .
این نظام با طرح امنیت اجتماعی ، توانسته بستر گسترش اقتصاد را ، بیمار کند و زمینه ساز و تشدید کننده تورم گردد . البته دولت تصور می کند که با این فشارها می تواند دهان مردم را بدوزد و صدای مخالفین را خفه کند .
در زمینه خارجی نیز این رژیم نیاز به تنش برای ادامه بقای خود دارد و برای کشاندن ایران حد اقل تا سر حد جنگ ، مسئله اتم را دامن زده و در منطقه سیاست مداخله و تشدید تنش را به اجرا در آورده است .
وابسته بودن کشور به نفت در امر اقتصاد و نبود تولید واقعی و مستقل در کشور و واردات بیش از حد کالاهای مورد نیاز حدود 60 میلیارد در سال ، استحکام اقتصادی را دچار تزلزل نموده است .تزریق پول بدون پشتوانه به اقتصاد و بالا بردن حجم نقدینگی تا دو برابر در دوران احمدی نژاد که این امر موجب تورم شدید در ایران شده است . و پیشبینی تورم در پایان امسال 30 تا 35 در صد میباشد . در شرایط فعلی که هر کس در ایران حرف خود را می زند و سنگ بر روی سنگ نمی ماند ، کدام سرمایه گذار خارجی موافق 150 میلیارد دلار سرمایه گذاری در ایران است ؟
پس از استقرار دولت نهم و انتخاب اعضای کابینه، فرهاد رهبر رئیس وقت سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق از بودجه ریزی عملیاتی سخن گفت که قرار شد این برنامه در سه مرحله (شفاف سازی، بهره وری و افزایش اثربخشی) عملیاتی شود.
بنا بود در بخش شفاف سازی آقای احمدی نژاد دانه درشتها مافیای ایران را به مردم معرفی کند که چون زالویی خون این ملت را دارند می مکند . از آنجا که همین دانه درشتها بوده اند که احمدی نژاد را در جای فعلیش نشانده اند ، او نتوانست اسمی از آنها ببرد . حتی نتوانست اسم دانه کوچکهای مافیای حاکم را نیز ببرد . زیرا دانه کوچکهای مافیای حاکم به دانه درشتها متصلند و حذف آنها بدین معنی است که این نظام دیگر نباشد .
مرحله دوم بودجه ریزی عملیاتی است که به بحث بهره وری مربوط می شود و در بودجه سال 87 باید اجرایی بشود .
هدف از اجرای این مرحله، دادن اختیارات بیشتر به دستگاه های اجرایی است که با اجرای آن، دستگاه ها بایستی در مقابل هزینه ها پاسخ گو باشند. تاکنون به دلایل مختلف دستگاه ها به طور شفاف پاسخ گو نبوده اند. از این رو، مسئولان دولتی معتقدند یکی از موارد ضروری اجرای بودجه ریزی عملیاتی، دادن اختیارات بیشتر به دستگاه های اجرایی است.
بودجه 87
روند تدوین بودجه سال 87 حاکی از آن است که تاکنون رقم دقیق مصارف ارزی و قیمت پایه نفت در بودجه 87 تعیین نشده است. در قانون برنامه چهارم توسعه بر کاهش اتکای بودجه به نفت و افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه تاکید شده است.
در جدول شماره 8 قانون برنامه چهارم توسعه آمده است: قیمت پایه نفت در بودجه سال 87 باید 19 دلار تعیین و مازاد بر آن به حساب ذخیره ارزی منتقل شود.
وزارت نفت به دولت پیشنهاد کرده است که قیمت پایه نفت را در بودجه سال 87 بین 50 تا 55 دلار تعیین کند. از دیگر سو، برخی منابع دولتی از بررسی قیمت پایه نفت بین 40 تا 50 دلار در دولت خبر داده اند.
می بینیم که دولت ناتوان فقط با شعارها بازی می کند . آقای خاتمی می گفت اصلاحات و ایران برای ایرانیان . در نتیجه اصلاحات به نفع نظام ولایت فقیه و ایرانیان در خدمت مافیای حاکم شد.
امروز طرحهای پیش بینی شده به عکس خود رسیده اند . جای 19 دلار در بودجه 50 تا 55 دلار نشسته است و از طرف دیگر دولت احمدی نژاد صندوق ذخیره ارزی را نیز خالی کرده است .
آنچه در مورد بودجه سال 1387 شنيدهايم، اظهارنظرهايي است كه از سوي برخي مقامات مطرح شده اما طرح يا برنامه مكتوبي در اين مورد هنوز دیده نشده است .
اگر شنيدهها را كنار هم بچينيم متوجه ميشويم كه دولت قصد دارد بودجه عمومي كشور را در قالب 65 يا 67 دستگاه متمركز كند.
در اين طرح قرار است هر استان، به مثابه يك دستگاه شمرده شده و بودجه آن استان به استانداري منتقل شود تا از اين به بعد استانداران مسوول توزيع بودجه در حوزه مديريت خود باشند.
پس 30 دستگاه را استانداريها تشكيل ميدهند و بقيه دستگاهها هم، وزارتخانهها و سازمانها هستند كه رديف بودجههاي خاص خود را خواهند داشت. بنابراين همه دستگاههاي اجرايي، بودجه خود را بايد از 65 دستگاه مشخص شده كه از آنها به عنوان 65 مرد قوي كشور ياد ميشود، دريافت كنند.
ببینید بر سر اقتصاد کشور چه دارند می آورند . سازمان برنامه و بودجه تبدیل شده است به از هم پاشیدگی اقتصاد . بعضی وقتها تصور میکنیم که عده ای نشسته اند و دارند ایران را خواسته نابود کنند .
اشتغال
می دانیم که در دوران شاه اشتغال وابسته بود به دولت . همه می خواستند کارمند دولت شوند . دولت نفت را می فروخت و 80 درصد بازار کار را با آن حقوق می داد . در دهه 70 دولت تصمیم گرفت که دولت را کوچک کند و بخش خصوصی را قوی و بازار کاریابی را به بخش خصوصی بسپارد . در حال حاضر رژیم هنوز بزرگترین جذب کننده نیروی کار کشور است .
در زمينه اشتغال هم تناقضهای آشكاري ميان آمارهاي ارائه شده وجود دارد. به طور مثال وزير كار دولت نهم اعلام كرده است كه در سال گذشته يك ميليون و 950 هزار شغل در كشور ايجاد شده است. در همين حال سازمان تامين اجتماعي اعلام كرده است كه در همين دوره زماني، 600 هزار نفر تحت پوشش تامين اجتماعي قرار گرفتهاند. ميبينيد كه ميان دو آمار ارائه شده، يك ميليون و 350 هزار نفر تفاوت وجود دارد. اگر به آمار وزير كار و امور اجتماعي توجه كنيم، متاسفانه بايد بگوييم، يك ميليون و 350 هزار نفر كارگر جديدي كه وارد بازار كار شدهاند، زير پوشش چتر تامين اجتماعي قرار نگرفتهاند و اگر بخواهيم به آمار سازمان تامين اجتماعي توجه كنيم، بايد بگوييم آمارهاي وزير كار دولت نهم واقعيت ندارد. و یا اینکه واقعیت این است که تنها 600 هزار نفر توانسته اند وارد بازار کار شوند . البته اگر همین آمار صحیح باشد . توجه کنیم که سالانه حدود 850 هزار نفر باید وارد بازار کار شوند . در این صورت است که تعدا بیکارران از سه و نیم میلیون بیشتر نخواهد شد .
در زمینه اشتغال زایی دولت برنامه های ناموفق و مخرب بسیار داشته است . که این مقاله به تمامی آنها نمی تواند بپردازد و جای دیگری را می طلبد .
برنامه های بی آینده و مخرب جوان را ناامید به آینده روشن نموده است . بدین خاطر در روزهای گذشته شاهد اعتراضات دانشجویان و کارگران بودیم .
رژیم به ناتوانی خود واقف است . بدین خاطر سرکوبها را افزایش می دهد ، از ترس آنکه نکند کسی مخالف شود و اعتراض کند . صدای اعتراض دانشجو و کارگر و معلم و ... برای رژیم از حمله آمریکا و بمباران ایران وحشت زا تر است .
در دو هفته گذشته دانشجویان ، در خانه خود دانشگاه صدای اعتراض را به گوش دیگر هموطنان و مردم جهان رسانیدند . سه دانشجوی دانشگاه مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری دستگیر شدند و به زندان افتادند . آنها را شکنجه کردند و شکنجه گران با اعتراض هم بندان این دانشجویان مواجه شدند . صدای فریاد اعتراض از میان میله های زندان به صحن دانشگاه رسید و وجدان دیگر دانشجویان را با خود همصدا کرد . صدایی که در تمام شهر ها به یک صدا تبدیل شد . یک بیان پیدا کرد و تبدیل به موج اعتراض گردید . دانشجویان عکس دوستان خود مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری را سر دست گرفتند و خواهان آزادی آنها شدند .
اعتراضات از اول آذر شروع شد . ۵ آذرماه، دانشجویان دانشکده معدن و متالورژی دانشگاه امیرکبیر تحصن اعتراضی برگزار کردند.
6 آذر 86 : 1500 دانشجوی دانشگاه بوعلی در اعتراض به مشکلات صنفی تجمع کردند
6 آذر 86: تجمع دانشجویان دانشکده معدن و متالورژی پلی تکنیک در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان و ضرب و شتم دانشجویان در اوین
12 آذر 86 – حدود ۱۰۰۰ دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا در تجمعات اعتراض آمیز خود نصبت به وضعیت صنفی دانشگاه خود اعتراض کردند و در پی آن دانشکده های کشاورزی و مهندسی به طور کامل تعطیل شد.
13 آذر 86 - جمعی از دانشجویان دانشگاه اصفهان تظاهراتی دو ساعته در اعتراض به آنچه «خفقان سیاسی» می نامیدند، انجام دادند.
با در دست داشتن پلاکاردهایی که شعارهایی نظیر « حکم اعدام عدنان حسن پور باطل باید گردد»، «دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد»، «رئیس انتصابی! استعفا استعفا» در این دانشگاه تظاهرات کردند.
14 آذر 86 : انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان، روز یکشنبه، 11 آذرماه، تریبون آزادی به مناسبت روز دانشجو برگزار کرد. محورهای این برنامه جنبش دانشجوئي؛ بايدها و نبايد ها، انرژي هسته اي؛ فرصت ها و تهديدها، اصلاحات و انتخابات بود.
14 آذر 86 : تجمع و تریبون آزاد در دانشگاه مازندران در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان
14 آذر 86 :انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان دیروز تجمعی را به مناسبت روز دانشجو برگزار کرد،
۱۳ آذرماه : در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و در اعتراض به ادامة بازداشت دانشجویان پلی تکنیک و دو عضو دفتر تحکیم وحدت توسط انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.
15 آذر 86 : در حالیکه دانشجویان دانشگاههای کرمان، مازندران، شیراز، آزاد تبریز و نجف آباد طی روزهای اخیر تجمعاتی اعتراضی در آستانه ۱۶ آذر برگزار کرده اند، دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان برای سومین روز متوالی دست به حرکت اعتراضی زدند.
دانشجویان به بیان دیدگاههایشان پرداخته و با شعارهایی چون “مرگ بر دیکتاتور”، “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “دانشگاه بیدار است”، “دانشگاه آخرین سنگر است” و “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد”، “آقای رئیس جمهور ما ترمز جنبش دانشجویی را کنده ایم” و… اعتراض خود را به وضعیت موجود اعلام داشتند.
این مراسم با سرود ملی “ای ایران”
15 آذر 86 : دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد در اعتراض به محدودیت های ایجاد شده در آن دانشگاه اعتصاب غذا کردند.
18 آذر 86 :
خبرنامه امیرکبیر: تجمع بزرگ دانشجویان، دانشگاه آخرین سنگر آزادی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران با حضور جمعیت بیش از ۲۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه های تهران برگزار شد.
دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند.
تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.
دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» آغاز شد.
شعارها رنگ آزادی و استقلال طلبی به خود گرفته است . دانشجویان خود را در چهارچوب رژیم نمی بینند . آنها توقعات خارج از این نظام را دارند .
بسیاری از دانشجویان متوجه شده اند که در چهار چوب این نظام نباید منتظر تجربه جدیدی بود . تمام تجربه ها به استحکام بیشتر این رژیم رسیده است .
راه حل اعتماد به خود است . می دانیم که هر چه استبداد به سر کوب بیشتر دست می زند ، مردم بیشتر منتظر معجزه هستند . در صورتی که معجزه واقعی در دست تک تک مردم است . باید همچون دیگر جوانان صدای اعتراض را بلند کردو خواهان تحول شد . اگر می خواهیم در ایران زندگی کنیم ، اگر می خواهیم به جهان بگوییم که ما هم استعداد و امکان زیست در آزادی را داریم ، باید یک صدا مخالف این همه حق کشی های رژیم شویم . امروز محدودیتهای رژیم ولایت فقیه حتی به پوشیدن نوع چکمه و مانتو زنان رسیده است . تا کی باید منتظر این همه حقارت بود ؟
به کشور خود نگاه کنیم . ببینیم مشتی نالایق دارند امروز و آینده نسل ما و نسل فرزندان ما را به تاراج قدرت طلبی خود می دهند . ایران با حکومتهای احمدی نژادهای نظام ولایت فقیه بدون آینده خواهد بود .
زمان زمان ایستادن و خواهان حقوق انسانی خود شدن است . در مقابل احقاق حقوق رژیم در چشم جهانیان زبونتر خواهد شد و وجدان جهانی موافق حق طلبی ما . برای تغییر رژیم ایران احتیاج به ببمهای آمریکایی و تلویزیونهای لوسانجلسی ندارد . ایران باید با فریاد حق خواهی ، وجدان حق طلب جهان را پشتیبان خود کند . بدین خاطر درنگ جایز نیست .
حل مشکل اقتصاد و فرهنگ و اجتماع ایران متناسب با برخورداری از حقوق و بر اساس آزادی و استقلال فردی و اجتماعی ممکن خواهد بود .