«شماره ۶۴۶ از ۸ تا ۲۲ خرداد»


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر




حميدرضا جلايى پور*
نشریه شرق - چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - ۱۷ مى ۲۰۰۶


نوشته جلائی پور در باره " هویت دینی " دانشجویان و دو نقد ﺁن

بحثى درباره انجمن هاى اسلامى دانشجويان خطاى غفلت از هويت دينى

به نظر مى رسد درباره اهميت "هويت دينى" انجمن هاى اسلامى اتفاق نظر وجود ندارد. عده اى تاكيد بر "هويت دينى" انجمن هاى اسلامى را مسئله اساسى جامعه و جنبش دانشجويى نمى دانند و عده اى درست برعكس فكر مى كنند. اين نوشته كوشش مى كند در فراز اول دلايل نانوشته غفلت كنندگان از هويت دينى انجمن ها را بازسازى كند. در فراز دوم با نقد دلايل غافلان، از هويت يابى دينى انجمن ها دفاع مى كند. در دو فراز مذكور و با رودررو قرار دادن دلايل موافق و مخالف خواهيد ديد كه اولاً لزوماً هويت يابى دينى با دموكرات بودن اعضاى انجمن ها ناسازگار نيست، ثانياً روشن مى شود چرا يكى از عناصر ريشه دارى و تاثيرگذارى انجمن هاى اسلامى در عرصه عمومى و سياسى ايران عنصر هويت يابى دينى آنها بوده است و ثالثاً يكى از دلايل افول تاثيرگذارى انجمن هاى اسلامى در عرصه عمومى كشور همين غفلت از هويت يابى دينى از ۱۳۸۰ به بعد آنان است.۱

• دلايل غفلت از هويت دينى
۱- در شرايط فعلى جامعه ايران در مرحله پيشادموكراسى قرار دارد. در جامعه سياسى آن تبعيض سياسى وجود دارد. رشد احزاب سياسى، NGOها و نشريات مستقل براى همه ايرانيان فراهم نيست . از اين رو غفلت كنندگان از "هويت دينى" انجمن هاى اسلامى مى گويند در جامعه اى با ويژگى هاى مذكور، پايگاه انجمن هاى اسلامى يك آب باريكه و پناهگاهى كوچك براى دانشجويان فعال است و به همين دليل نبايد بر هويت يابى انجمنى ها زياد تكيه شود. به عبارت ديگر گويا هويت يابى دينى مانع تكثرگرايى انجمن ها است. ۲- گفته مى شود بخش هاى قدرتمند جامعه مانند نهادهاى دولت، نهادهاى گوناگون مذهبى و دستگاه هاى عريض و طويل رسانه هاى راديويى، تلويزيونى و انتشاراتى براى ارتقاى هويت دينى ايرانيان به اندازه كافى فعاليت مى كنند. در چنين شرايطى دانشجويان و انجمن هاى اسلامى متولى تقويت بنيان هاى مذهبى جامعه نيستند و به جاى آن انجمن ها بايد حاملان درمان مهمترين معضل كشور كه "ضعف دموكراسى" است، باشند. انجمن هاى اسلامى بيش از پيش بايد از "هويت دموكراتيك" خود دفاع و به آن افتخار كنند. بدين معنا كه از اينكه وابسته به قدرت نيستند، از اينكه از متن جريان دانشجويى و از پايين جوشيده اند، از اين كه به همه اعضاى انجمن ها صرف نظر از تفاوت هاى قومى، مذهبى، جنسيتى و طبقه اى به يك چشم نگاه مى كنند و از اينكه در دفاع از عرصه عمومى و دموكراسى مبارزه مى كنند به خود ببالند.
۳- هويت دينى با همه اهميتى كه دارد يك موضوع قلبى و به عبارتى يك امر شخصى است و نبايد به سطح امور جمعى انجمن ها تسرى پيدا كند. در حركت جمعى انجمن ها برجسته كردن هويت دينى با هويت دموكراتيك آنها ناسازگارى دارد زيرا اولاً انجمن ها محل تلاقى انواع سبك هاى زندگى است و گوناگونى سبك هاى زندگى با سازوكارى دموكراسى همخوانى دارد اما با هويت يابى دينى (كه عمدتاً بر نوع خاصى از سبك زندگى است) همخوانى ندارد؛ ثانياً هويت يابى دينى در انجمن ها به حق ويژه و انحصار طلبى دانشجويان مذهبى مى انجامد.
۴- دانشجويان در انجمن ها افرادى خوداتكا، مستقل و عاقلند. آنان امور خوب و بد، درست و نادرست را از يكديگر تمييز مى دهند. دانشجويان قادرند اهداف جمعى خود را تشخيص دهند، مى توانند حول و حوش آن اهداف با يكديگر "توافق" كنند و از اين طريق يك همبستگى قوى (از نوع همبستگى دموكراتيك) در بين خود ايجاد كنند. لذا اگر هويت يابى دينى براى دانشجويان ايدئولوژى گرا در سال هاى دهه پنجاه همبستگى آور بود، براى دانشجوى دموكراتيك دهه ۸۰ لزوماً همبستگى آور نيست.
• دلايل دفاع از هويت دينى
نگارنده دلايل فوق الذكر را كه غفلت از "هويت دينى" انجمن هاى اسلامى به نحوى توجيه مى كند دلايل سستى مى داند و در شش فراز ذيل به نقد آن مى پردازد.
۱- گويى يكى از پيش فرض هاى غفلت كنندگان از هويت دينى اين است كه آدمى در دوران كنونى نمى تواند به طور همزمان هم هويت مدرن (مثل دموكرات بودن) و هم هويت هاى سنتى (مثل دينى بودن) را داشته باشد. در صورتى كه پيش فرض مذكور با مطالعات و مشاهدات تجربى موجود تاييد نمى شود. اغلب جامعه شناسان به علل گوناگون، از جمله علت امكان بازانديشى همه انسان ها، مسئله "خود" و "هويت يابى" خود را يكى از معضلات و بحران هاى جدى افراد در جامعه مدرن قلمداد مى كنند. اما بحران هويت در زندگى مدرن يك بحث است و اينكه نمى توان در يك انجمن اسلامى هم هويت دينى و هم هويت دموكراتيك (و مدنى) داشت يك بحث ديگر وجود هزاران اصلاح طلب مسلمان در ايران و ساير كشورهاى اسلامى كه هم دموكراتند و هم دين دار (از مهندس مهدى بازرگان تا رجب طيب اردوغان در تركيه) نشان مى دهد كه به رغم بحران هايى كه در سطح روان افراد مى گذرد مى توان در دوران مدرن هر دو هويت را به طور همزمان داشت. غافلان از هويت دينى انجمن اسلامى بايد به اين آموزه جامعه شناسى توجه كنند كه ميليون ها فرد در جامعه مدرن فقط مبتنى بر حقيقت جويى و توافق بر سر حقايق مسلم، خود را هويت يابى نمى كنند. روان افراد مدرن در معرض دريافت انواع هويت ها است و به همين دليل خود افراد مرتب تغيير مى كند و سيال است، هم رشد مى كند و هم در معرض اضطراب قرار مى گيرد. ولى اين پويايى هاى هويتى هيچ كدام دليل نمى شود كه هويت يابى دينى انجمن ها را ناديده گرفته آن را دور بزنيم. به بيان ديگر غافلان، بحث هويت يابى، خصوصاً هويت يابى مذهبى را خيلى سطحى گرفته اند. در صورتى كه هنوز هم آرامش بخش ترين هويت يابى حتى در جوامع فوق صنعتى، هويت يابى دينى است، و جامعه مذهبى ايران جاى خود دارد. (اتفاقاً تضعيف هويت دينى انجمن هاى اسلامى منجر به خروج دانشجويان مذهبى و جذب آن توسط نهادهايى مى شود كه تعيين سلسله مراتب در آنها مدنى و از پايين نيست، بلكه از بالا و از طريق حكومت براى آنها تعيين تكليف مى شود. و تقويت اين روند يعنى تضعيف نهادهاى مدنى.)
۲- اينكه گفته مى شود محيط انجمن اسلامى بايد سكويى براى فعاليت آزاد دانشجويى (به دور از تبعيض جنسيتى، عقيدتى، طبقاتى و قوميتى) باشد آموزه اى است كه مشخصه "دولت قانونى" در كشور است نه مشخصه انجمن هاى اسلامى. اين دولت ها هستند كه بايد نسبت به شهروندان خود (صرف نظر از ويژگى هاى گوناگون آنان) بى طرف باشند. دولت ها بايد فعاليت آزادانه انجمن ها و تشكل هاى صنفى و مدنى را در عرصه عمومى تضمين كنند. در حالى كه انجمن هاى اسلامى دولت نيستند بلكه يكى از نهادهاى مستقل از دولت اند كه بنا به تعريف، سابقه و اساسنامه آن نسبت به ويژگى هاى هويتى انجمنشان نمى توانند بى طرف باشند، مگر اينكه نام و اساسنامه خود را عوض كنند. گويى غفلت كنندگان از هويت دينى انجمن ها معتقدند حالا كه دولت بى طرف عمل نمى كند و امكانات عرصه عمومى را به تساوى براى همه شهروندان و دانشجويان در نظر نمى گيرد، اين انجمن هاى اسلامى هستند كه بايد بار دولت را به دوش بكشند. به تعبير ديگر حالا كه ماشين دولت بد كار مى كند پس ماشين انجمن هاى اسلامى هم نبايد مثل گذشته، كه با هويت يابى دينى كار مى كرد، كار كند. اين نتيجه گيرى مبتنى بر اين استدلال غلط است كه حالا كه يك نهادى درست كار نمى كند ما يك نهاد ديگرى را كه كار مى كند، در كارش اختلال ايجاد كنيم.
۳- گويى غفلت كنندگان از هويت دينى به اين ايده نزديك شده اند كه لازمه دفاع از حق فعاليت لائيك ها و دگرانديشان در محيط هاى دانشگاهى اين است كه انجمن هاى اسلامى خودشان لائيك و دگرانديش شوند. در صورتى كه انجمن هاى اسلامى مى توانند از حق فعاليت لائيك ها و دگرانديشان در عرصه عمومى دفاع كنند بدون اينكه خودشان به لحاظ دينى استحاله شوند. اگر يك عضو انجمن اسلامى بنا به هر دليل از لحاظ عقيدتى در معرض تغيير قرار گرفته است وظيفه اخلاقى او اين است كه از انجمن هاى اسلامى خارج شود و در ساير تشكل ها و انجمن هاى دانشجويى كه لزوماً هويت يابى خاص دينى ندارند، فعاليت كند. به عبارت ديگر عمل سياست ورزانه لائيك ها (چه لائيك هاى ليبرال و چه سوسياليست ها) زير پرچم و يا با لباس انجمن هاى اسلامى اولاً عملى اخلاقى نيست، ثانياً به دموكراسى ايران هم در آينده كمك نمى كند. اينكه جامعه سياسى ايران دموكراتيك عمل نمى كند دليلى نمى شود كه فعالان حوزه عمومى و مدنى صادقانه عمل نكنند. [يكى از ويژگى هاى شرايط دموكراتيك درآينده اين است كه نيروهاى مذهبى و لائيك ها قاعدتاً بايد براساس حقوق برابر (و نه حق ويژه) با هم همزيستى داشته باشند و در اداره كشور سهيم باشند. انجمن هاى اسلامى بدون اينكه از درون استحاله شوند، مى توانند اين همزيستى را با دفاع از حقوق تشكل ها و محافل دگر انديش از هم اكنون در فضاهاى دانشگاهى تمرين كنند و لزومى ندارد لائيك ها در جريان دموكراسى خواهى خود با لباس انجمن اسلامى در عرصه عمومى ظاهر شوند. با اين فعاليت متظاهرانه، بعيد است آنها در دورانى كه در ايران دموكراسى قوام گرفت، متظاهرانه عمل نكنند.]
۴- خطاى غفلت كنندگان از هويت دينى اين است كه به عوامل اساسى تاثيرگذارى انجمن هاى اسلامى در محيط هاى دانشگاهى توجه نمى كنند. يكى از اين عوامل تاريخ بلند و سرشار از ايثارگرى دانشجويان مسلمان در روند شكل گيرى انجمن هاى اسلامى است. دانشجويان مسلمان انجمن ها (البته در كنار ساير دانشجويان سياسى) سال ها پيش از انقلاب در جبهه مقدم عليه حكومت پهلوى مبارزه كردند و شهيد دادند، در جريان انقلاب در صف مقدم تظاهرات ضدحكومت (از جمله جمعه خونين ۱۷ شهريور) بودند، پس از انقلاب مهمترين نيرو در تاسيس نهادهاى انقلابى بودند و در حفظ تماميت ارضى كشور كوشيدند و همين طور در سازماندهى دفاع در دوران جنگ در صف مقدم بودند. انگيزه دينى در ميان اعضاى انجمن هاى اسلامى قوى ترين انگيزه ها در جريان مبارزات مذكور بود. اين پيشينه سرشار از ايثار باعث مى شود كه اقتدارگرايان نتوانند به راحتى با فعالان مسلمان و دموكرات انجمن هاى اسلامى سرشاخ شوند. هم اكنون دانشجويان فعال پس از سه دهه مى توانند "افكار مبتنى بر اسطوره انقلاب"، ايدئولوژيك شدن دين و دولتى شدن دين را كه در گذشته بر جو فكرى انجمن هاى اسلامى غلبه داشت، نقد كنند. اما نقد انديشه هاى ايدئولوژيك مذكور هيچ كدام نافى صداقت و انگيزه هاى پاك دانشجويان مسلمان نبوده و نيست. آنان فرزندان زمان خود بودند و صادقانه در راه اعتقاد خود مبارزه كردند و منزلت كنونى انجمن هاى اسلامى وامدار آن ميراث غنى ايثارگرى است. از اين رو خطاى غافلان از هويت دينى انجمن ها اين است كه گاهى اوقات به جاى نقد گذشته انجمن ها، گذشته آنها را نفى مى كنند. در صورتى كه اين نفى گذشته انجمن ها يعنى سست كردن يكى از پايه ها تاثيرگذارى انجمن ها. گذشته پرافتخار انجمن هاى اسلامى در دفاع از انقلاب و در دوران دفاع و جنگ، عين ساده انديشى و عين تلقى سطحى داشتن از روند شكل گيرى تشكل تاثيرگذارى مثل انجمن ها است. نتيجه اينكه با حفظ هويت دينى دانشجويان انجمن هاى اسلامى بهتر مى توان از امكان فعاليت موثر در جهت تقويت عرصه عمومى و دموكراسى دفاع كرد. همچنين با حفظ هويت دينى، انجمن هاى اسلامى بهتر مى توانند از حقوق دگرانديشان و لائيك ها دفاع كنند. (درست مثل فعاليت گروه هاى اصلاح طلب مسلمان در عرصه عمومى و سياسى ايران كه مدافع حقوق برابر دگرانديشانند ولى از هويت دينى خود شرمنده نيستند) ولى با غفلت از هويت دينى انجمن ها، انجمن ها از لحاظ همبستگى داخلى ضعيف مى شوند و خيلى راحت تر در معرض حملات پنهان و آشكار دولت پنهان قرار مى گيرند و لذا نه مى توانند از خود دفاع كنند و نه مى توانند مدافع دگرانديشان باشند. يكى از انگيزه هاى دينى و مدنى فعاليت هاى دانشجويان مسلمان و دموكرات در انجمن ها اين است كه روزى جامعه سياسى ايران مردم سالار شود و حقوق برابر همه شهروندان مراعات گردد. ولى فعالان دانشجويى بايد به ياد داشته باشند كه ما در جامعه پيشادموكراسى زندگى مى كنيم. در جامعه پيشادموكراتيكى مثل ايران يكى از موثرترين نيروها براى تقويت دموكراسى همين انجمن هاى اسلامى دانشجويى است. لذا اين اخلاقى و عاقلانه نيست كه لائيك ها و دگرانديشان از آنان استفاده ابزارى كنند. اين درست است كه دگرانديشان با مشكلات عديده دولت پنهان (و با انواع بگير و ببندها) روبه رو هستند ولى راه حل اين مشكل اين نيست كه آنان در زير پرچم انجمن هاى اسلامى فعاليت كنند. [لائيك ها و دگرانديشان به ياد داشته باشند روزهايى كه انجمن هاى اسلامى از دهه هاى بيست و سى روند هويت يابى دينى خود را آغاز كردند (مثلاً وقتى در دانشگاه ها نماز مى خواندند) مورد تمسخر و فشار اجتماعى در محيط دانشگاهى قرار مى گرفتند. ولى هويت يابى دينى دانشجويان مسلمان به لحاظ نظرى و عملى تداوم يافت و به يك نيروى تاثيرگذار تبديل شد. دگرانديشان هم اگر به راه خود اعتقاد دارند و براى آن فعاليت صادقانه بكنند نبايد از انجام فعاليت هاى متمايز خود نسبت به دانشجويان مذهبى نااميد باشند. به ياد داشته باشيم عمل صادقانه و اخلاقى شرط هر نوع فعاليت مدنى و دموكراتيك است.

پى نوشت
: * متن مقاله ارائه شده در نشست بزرگداشت شهداى دانشگاه پزشكى دانشگاه تهران است كه ۲۵ ارديبهشت ماه توسط انجمن اسلامى پزشكى در تالار ابن سينا برگزار شد.
۱-البته دلايل تفصيلى افول در اثرگذارى انجمن ها در نوشته ديگرى تحت عنوان "فعالان فضايى" (در روزنامه شرق ۲۰/۲/۸۵) مورد بررسى قرار گرفته است. اين نوشته عمدتاً بر موضوع هويت يابى دينى انجمن هاى اسلامى دانشجويى تمركز يافته است.