شماره ٦٣٣ از ٦ تا ١٩ آذر


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


ج- پاکنژاد

حقیقت کردستان؟


در هفته آخر آبانماه دوخبر راجع به کردستان از سوی خبرگزاریها انتشار یافت .
1- سخنان آقای مصطفی هجری در رابطه با حق تعیین سرنوشت و دفاع ضمنی او از تشکیل کشوری با نام کردستان
2- خبری در رابطه با تشکیل کشورکردستان با حمایت آمریکا ،انگلیس و اسرائیل ،این دشمنان آزادی و استقلال ایران.
نمیدانم خبر دوم تاچه حد از صحت برخوردار است .اما تقارن آن با سخنان آقای هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران جای تأمل دارد. لذا مرا بر آن داشت تا نکاتی را در این رابطه بنگارم:
آقای هجری به حق، از آزادی که ذاتی حیات انسان است سخن به میان آورده و باز به حق ،حق انتخاب و تعیین سرنوشت را از مظاهر بارزاین گوهر انسانیت شمرده است . سپس ، به یاد آوری یکی از بخش های تاریک تاریخ ایران، ﺁنهم از جنگ چالدران بدین سو، می پردازد. اما تاریخ ایران چند هزار سال قدمت دارد .درجنگ چالداران و بعد از ﺁن، پاره ای ازایران ، بر اثر بی کفایتی حاکمین جدا گشت. آقای هجری خوب میداند که تاریخ کرد از تاریخ ایران جدا نیست همانطور که تاریخ آذری و فارس و بلوچ ولر و گیلک و... جدا نیست . همانطور که تاریخ قومهائی که در طول تاریخ این کشور، ﺁن را وطن خویش ساخته اند، از تاریخ ایران جدا نیست .
کردها از بانیان ایرانند و اولین سلسله که ایران را بنا نهاد ، یعنی ماد ،کرد بود. دلیران کرد همواره از حافظان استقلال و تمامیت ارضی ایران بشمار بوده اند و هستند . جنگ چالدران و سپس قراردادهای تحمیلی استعمار گران در جنگ اول جهانی پاره ای از میهن ماراجداکرد وگرنه کشوری بنام کردستان وجود نداشت که در اثر جنگ به اشغال بیگانگان درآید و تقسیم شود. همانگونه که آلمان در جنگ دوم اشغال و تقسیم شد.
ﺁقای هجری ، بارها ، به گفته های شهید قاسملو اشاره نموده است. بر او است که لطف کرده امضای اورا که پای طرح خود مختاری مصوب " شورای ملی مقاومت " - که خود شهید دکتر قاسملو در طرح وتدوین آن نقش فعالی داشت - محترم بشمارد.او با امضای خویش به تمامیت ارزی و استقلال ایران وخود مختاری اقوام ایرانی از کرد و غیر کرد و بالاخره ایرانی مردمسالار، برپایه استقلال و آزادی، صحه گذاشت . حال به خبر دوم و ربط احتمالی آن با سخنان ﺁقای هجری میپردازم که امیدوارم بهم مربوط نباشند. اسرائیل و انگلیس و امریکا از چه وقت دل سوز ملت کرد شده اند ؟ در تاریخ معاصر،رهبران کرد، چند بار فریب نیرنگ وحیله آنان را خورده اند و هر بار این مردم ستم کشیده و رنجدیده نه تنها کرد، بلکه ایران بوده اند که بهای سنگین را پرداخته اند.
زیاد دور نرویم ،توافق شاه با صدام ورها کردن کردها و سرنوشت ملامصطفی بارزانی، سپس هرروز به وعده یکی از دو مستبد دل خوش کردن چه فرصتهایی را ازدست مردم کرد، ستاندند.پس از پیروزی انقلاب، فریب صدام و حامیانش ( غرب بخصوص امریکا و انگلیس) متأسفانه در برخی از سازمانهای کرد کار سازشد و به دام صدام افتادند اما خوشبختانه اکثریت مردم کردستان بسان شیوه همیشگی خویش در تاریخ دورو نزدیک ایران پاسداری از وطن رافریضه دانست و مکر مکاران را باطل کرد . صدام قصد داشت ،چنانچه کار ایران را تمام نماید، ایران را به پنج جمهوری تقشیم نموده و مسئله کرد را با قتل عام کردها حل کند. کشتار حلبچه از آن نمونه است. امریکا و انگلیس و اسرائیل در استقرار استبداد حاکم بر ایران هیچ نقشی ندارند؟ حالا دلسوز مردم کردستان شده اند ؟ اگر حق تعیین سرنوشت توسط ملتها محترم است که هست ،این حق فقط بر مردم کردستان جاری است یا زنان و مردان فلسطینی هم همان حق را دارند؟ آیا مردم سایر مناطق ایران حق ندارند که وطنی یک پارچه را مطالبه نمایند و در حفظ آن بکوشند؟ راستی در حال حاضر که اروپا در حال متحد شدن و یکی شدن است از تکه پاره شدن ایران چه کس و کسانی سود میبرند؟ آیا تجزیه ایران و دیگر کشورهای منطقه در سود کردهاست ؟ تاریخ ایران گواه این امراست که هرگاه رژیمی بی کفایت و حاکمینی نادان بر میهن ما تحمیل شد خطر تجزیه نیز جدی گشت. امروز این خطر جدی است.بحران سازی رهبران نادان ایران بخصوص، رئیس جمهور تحمیلی مافیای نظامی - مالی، خطر مداخله در امور ایران را افزایش داده است. رژیم مافیاها در بن بست سیاسی- اقتصادی که خود ایجاد کرده است گرفتار آمده و در ضعف بسر میبرد . چرا باید با این گونه اظهارات مردم را نسبت به سرنوشت میهن دلنگران کرد ؟ از سویی نقشه "کردستان مستقل" منتشر میشود و از سویی در مراسم یادبود سردار استقلال ایران، ستارخان ، توسط بیگانه پرستان پرچم آذربایجان، به اهتزاز در می آید. بخاطرمی آورم که به هنگام فروپاشی شوروی، مردم آذربایجان شوروی، در تظاهراتی گسترده، خواستارپیوستن به مام وطن وسرزمین اجدادی خویش، ایران شدند. چرا همه باهم در آزادی ایران از یوغ استبداد نکوشیم تا با استقرار مردمسالاری ، ایرانی از حقوق حقه خویش برخوردارشود ؟مکر بیگانگان که دیرزمانی است خواب تجزیه ونابودی ایران را میبینند کابوس گردد .ایران وطن همه ما از کرد وفارس ،عرب و آذری،بلوچ وترکمن و...است در آزادی و آبادی آن بکوشیم تا بزرگی از سرگیرد.