« شماره ۶۵۰ از ۳ تا 17 مرداد »


یادﺁوری : مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


سایت روشنگری
http://www.roshangari.net
سوسن آرام

پاسخ به يک نظرخواهی

*برای اينکه پاسخ "يک بار مصرف و دور ريختنی" به آقای مسعود بهنود نداده باشيم، اول بايد در شرايط کندو کاو کنيم، بعد به پاسخ قطعی که مصرف طولانی تری داشته باشد، ميرسيم.

روزنامه نگار ,مستقل, ايران آقای مسعود بهنود طی مقاله ای نظرخواهی کرده اند که آيا بهتر است آقای اکبرگنجی با جرج دبليو بوش ,,به عنوان مطرح ترين نام در چالش های فعلی آزادی خواهان جهان,, ديدار بکند يا ديدار نکند. از آنجا که ايشان يکی از با سابقه ترين روزنامه نگاران ,,مستقل,, ايران هستند و نسبت به همه روزنامه نگاران ,,مستقل,, تازه به دوران رسيده، چه آن ها که برای کيهان جمهوری اسلامی قلم ميزنند، چه آن ها که برای راديو فردای آمريکا حقوق بشر را ,,تجزيه,, ميکنند، مقام پيش کسوتی دارند، بی پاسخ گذاشتن نظرخواهی ايشان شايسته نيست.

اما قبل از پيدا کردن يک پاسخ دقيق که ,,يک بار مصرف و دور ريختنی,, نباشد، لازم است ببينيم در نشرياتی که آقای بهنود در آن قلم ميزنند و رسانه های خويشاوند چه معيارهايی برای مبارزه قاطع و پی گير بارژيم استبداد اسلامی معرفی و مراعات شده است تا برای اين سوال پاسخی پيدا کنيم که در خور مبارزه برای دمکراسی باشد. بنابراين اول مساله آقای گنجی و سوال مربوطه را کنار ميگذاريم و براساس تجربه و شواهد به جستجوی اين معيارها بر می آئيم.

از مطالعه مقالات مندرج در اين نشريات در می يابيم برای اين که مبارزه عليه جمهوری اسلامی قاطع و پيگير باشد تا از هرگونه انحراف و سازش، و حرکت موازی با جمهوری اسلامی بطورکامل جلوگيری به عمل آيد، بايد کاملا و صددر صد و همه جانبه در همه موارد، موضعی مخالف با جمهوری اسلامی داشته باشيد.از جمله:

يک.چون رژيم از موضعی ارتجاعی خود را مستقل و ضدامپرياليست ميخواند، به هر نحو شده خود اصل استقلال را به سخره بکشيدو به بهانه های مختلف از جمله نقل سخنرانی اين و آن، دفاع از استقلال و مبارزه با امپرياليسم را بزرگ ترين آفت جنبش آزاديخواهی ايران از مشروطيت تا کنون قلمداد کنيد.

دو.چون رژيم مدعی است هويت مردمی دارد و با متهم کردن مخالفان خود به وابستگی با آمريکا آن ها را سرکوب ميکند، حمايت خود را از دريافت کمک مالی از بودجه 75 ميليون دلاری وانتخاب يک سرپرست از ميان نئوکان های آمريکا به انحاء مختلف به نمايش بگذاريد از جمله با چاپ مقالات و رژه عکس های کسانی که تحت سرپرستی در آمده اند و از اين عمل دفاع ميکنند. اصلا اهميت داشتن هرنوع هويت ملی در هر شکلی را رد کنيد.

سه. با عدالت در بيفتيد و تا ميتوانيد از حقوق سرمايه عليه کار و حقوق سرمايه جهانی بر دارايی های کارگر ايرانی دفاع کنيدو بگذاريد احمدی نژاد هرچه که دلش ميخواهد از حقوق و کارگر و محروم دم بزند.

چهار. تا ميتوانيد جنبش نخبگان را مورد تاکيد قراردهيد و شرط شکل گيری دموکراسی در ايران را توافق نخبگان با هم بخوانيد و تاکيد کنيد نخبه سر است و توده خاک پا تا به اين ترتيب کاملا با ادعاهای رژيم درافتاده باشيد.

پنج.از گروگان گيری و سربريدن و جنگ قومی و مذهبی در ايران دفاع کنيد، تا رژيم با ادعاهای معکوس در برابر شما قرار بگيرد.

شش. تا ميتوانيد از حق کشورهای زورمند بر تمام کشورهای فقير، مسلح شدن آن ها به انواع سلاح های هسته ای و غير هسته ای و استفاده از آن در گذشته و حال و آينده و اينکه هيروشيما، دمکراسی را به جهان هديه کرد و غيره دفاع کنيد و بگذاريد رژيم عکس اين ها را ادعا کند.

هفت. در مورد اهميت ادامه اشغال عراق و نقش معجزه آسای حضور ارتش آمريکا در عراق قلم فرسايی کنيد تا در نقطه مقابل رژيم قرار گرفته باشيد. البته حالا بايد کمتر در مورد دمکراسی مديريت شده قلم فرسايی کنيد. اين کار بايد در وقت خود ميشد که شد. اما حالا اگر اين کار را بکنيد ممکن است با رژيم همزبان شويد.

هفت.ميرسيم به فلسطين و لبنان .اينجا ديگر يک فرصت تاريخی برای نمايش مجلل و خيره کننده تضاد شما با رژيم وجود دارد. چونکه برهيچکس کمک های مالی و لجستيکی و تسليحاتی رژيم به حزب الله و حماس و غيره پنهان نيست. اينجاست که شما بايد قاطعانه و با پشتکار زايد الوصفی از سرکوب قاطع فلسطين دفاع کنيد تا همه ببينند شما داريد با رژيم مبارزه ميکنيد، از جمله درست در هنگامه ای که امير پرتز تاکتيک های جديد اختراع کرده است تا در مقابل رقم تقريبا 1000 ,دقيقا 965, کودکی که دو وزير دفاع پيشين کشته بودند چيزی قابل عرضه داشته باشد، در هنگامه ای که پزشکان فلسطينی اعلام کرده اند بيش از 25 درصد کليه مجروحين آقای پرتز کودکان زير 16 سال هستند و عکس برداری از اجساد از شکل افتاده فلسطينی ها به آن ها ثابت کرده است ارتش آقای پرتز از سلاح شيميايی و راديو اکتيو استفاده ميکند، بله درست وسط اين هنگامه بنويسيد امير پرتز در کنار ديوار آپارتايد ,,چراغ اميد را برای فلسطينی ها روشن کرد,,!!.

و در لبنان برای اينکه تضاد خود را با رژيم خوب به نمايش بگذاريد، از سرپنجه خونين انتقام و انهدام دفاع کنيد و نزديک حداقل نيمی از جمعيت يک کشور را ,ميليشيا, بخوانيد، همان ميليشيايی که آمريکا و اسرائيل به کمک سلاطين شکوهمند خاورميانه يعنی فهد و مبارک قصد دارند به عنوان ,زباله, بروبند، ومشت بر دهان همه ناظران نگرانی بکوبيد که از نقشه از پيش تنظيم شده سخن ميگويند و با وحشت ايران را نشان ميدهند ودر مورد تکرار,تابستان 1914, هشدار ميدهند.

فعلا همين مقدار برای نشان دادن مبارزه قاطع برای آزاديخواهی و مبارزه با جمهوری اسلامی کافی است، هرچند ميتوان هنوز ادامه داد.

اما شما کارکنان چنين رسانه هايی وقتی که در اتاق فکر خود بنشينيد و منصفانه قضاوت کنيد، بايد تصديق کنيد اگرتمام دستگاه های تبليغاتی رژيم به توان مضاعف فعاليت ميکردند، نمی توانستند از پس کاری که شما ميکنيد برآيند و يک رژيم مطلقا ارتجاعی و سرکوبگر و آزادی کش که ايران را در دهانه آتشفشان گذاشته و تمام مرزهای کشور را در محاصره پايگاه های نظامی آمريکا و زير چکمه ژاندارم جهانی و چنگال های مرگ آور اسرائيل و اشتهای ناتمام شيخ های مفت خور صاحب حرم قرار داده، تطهير کنند و آن را طرفدار استقلال ايران و پشتيبان حقوق توده محروم و مدافع عدالت در روابط جهانی جابزنند؛ و بر عکس بر چهره اپوزيسيون رژيم لجن بپاشند و تمام مخالفان رژيم را، دشمن ارزش های انسانی و جهانشمولی حقوق بشر جلوه داده و به مرتجع ترين نيروهايی که در عصر ما يافت ميشود بچسبانندو اين اپوزيسيون را مدافع بدترين جناياتی که در عصر ماصورت گرفته بنمايانند. تصديق کنيد که شما با اين کارها صدبار بهتر از رژيم تزهای ارتجاعی رژيم را تبليغ می کنيد که عدالت با آزادی و استقلال با دمکراسی در تضاد است و حقوق بشر جهان شمول نيست و حق با زور است و بنابراين کسی که آزادی و دمکراسی ميخواهد با عدالت و استقلال مخالفت ميکند و کسی که از حقوق بشر در ايران دم ميزند خواهان نقض حقوق بشر در بقيه جهان و اجير قدرت های امپرياليستی است.

چرا چنين ميکنيد؟ عاشق خدمت به رژيم که نيستيد. به اين دليل که با اين تزها در کنار ,,مطرح ترين نام در چالش های فعلی آزادی خواهان جهان,, ايستاده ايدو به ناگزير در دام تاکتيک يا با من يا با دشمن او گرفتار آمده ايد و درست از اين روست که مجبور ميشويد در زمين جمهوری اسلامی بازی کنيد و دايم از او بازی ميخوريد.

زيرا اين زمين مشترک بن لادن و بوش و خامنه ای و اولمرت و بقيه آن هاست. از اين زمين راه سوم بيرون نمی آيد. يکی به نعل و يکی به ميخ زدن چرا. انشاء نوشتن های پر از دروغ و حقيقت و نيمه حقيقت که خواننده را مجبور کنيد يک جزوه در افشای تناقضات و دو گويی ها و دو رويی ها بنويسد چرا. اما راه سوم نه.اين مواضع شماست که شما را کنار ارتجاع قرار ميدهد نه پول گرفتن، نه عکس گرفتن يا ديدار با ,چهره های مطرح, جهانی از قبيل پاتريک کلاوسون يا شرکاء.

آن قلم مويی که واقعيت را رنگ ميزند و در ميان آتش و خونی که در سراسر خاورميانه به وسيله دستگاه نومحافظه کاری بر پا شده به مردم القاء می کند ,,دستگاه حاکمه نومحافظه کاران به سرنوشت مردم هم می انديشند,, شمارا کنار جان نکروپونته قرار ميدهد. بيشتر شما نو محافظه کار شده ايد. از جنگ نومحافظه کاران با محافظه کاران اسلامی حاکم بر ايران، مردم ايران نصيبی نمی برند به جز بلای باز هم بيشتر. مرگ بر اين رژيم که با سرکوب نا برحق و ستمگرانه ی نومحافظه کاران ايرانی و اجير خواندن همه آن ها چهره واقعی نومحافظه کاری را از مردم پنهان کرده است و نمی گذارد مردم ايران هم حداقل به اندازه مردم ديگر کشورهای جهان نومحافظه کاران خود را بشناسند.

حالا در اين شرايط است که برای شما يک دعوت نامه از کاخ سفيد ميرسد. چاره چيست، فاش گويی کنيد؟ و بگوئيد با مواضع تان کنار چه کسانی ايستاده ايد؟ يا تقيه کنيد؟ و صفوف اپوزيسيون را به هم بخيه کنيد؟ در اين مورد بايد رايزنی کنيد. آن ها که درب حيا و شرم را بکلی بسته اند، ديگر تقيه را هم لازم نميدانند.

تا آنجا که به ,ما, که به هيچ ارتجاعی گردن نمی نهيم مربوط است ترجيح ميدهيم، مردم ايران و جهان بدانند رژيم اسلامی حاکم بر ايران دو نوع اپوزيسيون دارد. اپوزيسيونی که با اين رژيم تا به آخر می جنگد تا آنرا از قدرت پائين بکشد، اما برپايه اصول دمکراسی و استقلال و عدالت، و به کمک نيروهای آزاديخواه جهان و غلبه دمکراسی و عدالت بر روابط جهانی و نهادهای بين المللی مثل سازمان ملل نياز دارد؛ و اپوزيسيونی که ,,دمکراسی,, را ابزاری ميداند برای اعمال زور و غلبه و تسخير و پيداکردن جايی امن در پناه قدرت.

حالا می توانيم بپردازيم به سوال مشخص آقای بهنود: آيا آقای گنجی بايد به ملاقات جرج دبليو بوش برود يا نرود؟
جواب اين است: بهتر است دخالت نکنيد و بگذاريد آدم ها خودشان تصميم بگيرند. مردم هم قاضی خوبی هستند و اگر به آن ها زمان بدهيد در قضاوت های تاريخی خود اشتباه نمی کنند و فضاسازی های کاذب به بهانه نظرسنجی ها هم در واقعيت تاثيری ندارد.

فعلا که درد ما عميق تر از اين هاست. افق ايران خونبار است، صدای زوزه گرگ ها از هر گوشه به گوش می رسد- از دور و از نزديک، از تپه های جماران، از آن سوی اقيانوس ها-و مادران با دل هايی که هراس، مهربانی آن را، صد چندان کرده،بر روی کودک ايران خم شده اند تا پناهگاهی برای آن در مقابل اين توفان پيداکنند.

بگذاريد هرکس راه خودش را برود. اين غافلانند که همسانند، توفان کودکان نا همگون ميزايد و ايران امروز بيش از هرچيز به کاشفان فروتن جام شوکران نياز دارد.

30 تیر 1385 00:26