با توجه به اینکه انقلاب 57 فصلی نو از مبارزات تاریخی مردم ایران برای رسیدن به آزادی و عدالت و رشد بود . امروز بعد از گذشت سالها جای دارد که ببینیم در آن روز در چه وضعی بودیم و چه می خواستیم و بر چه مبنایی عمل کردیم و امروز با توجه به آن اصول و آرمانها در چه شرایطی قرار داریم.
28 سال پیش در چنین روزگاری ایرانیان با شعار "استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " بیانگر انقلابی شدند که در آن رشد و تکامل انسان و توسعه همه جانبه کشور ، استقلال و تمامیت ارضی کشور ، حفظ حقوق و کرامت انسانی تمام ایرانیان هدف قرار داده شده بود.
حرکت ترقی خواهانه ایرانیان که برخواسته از هویت تاریخی آنها است بعد از فرازها و نشیبهای بسیار می رفت که در بهمن ماه 1357 انقلابی را رقم زند که مطالبات تاریخی ایرانیان را به ثمر نشاند.
آنچه تا قبل از بهمن 57 دیده می شد حکومتی خود کامه بود که با داشتن تمایلاتی توتالیتاریستی نه تنها راه را بر هرگونه تکامل و توسعه ایی بسته بود ، که حتی شرایط زندگانی محترمانه را نیز از ایرانیان دریغ کرده بود
.
حاکمان ایران تا قبل از انقلاب محور اصلی سیاست داخلی و خارجی را نه بر اساس خواست و مطالبه حقیقی مردم ایران و استعداد مردم و میهن بلکه بر اساس روابط قوا در داخل و خارج از مرزهای ایران قرار داده بودند . بدین معنی حاکمیت در ایران مستقل از مردم و رای آنها و وابسته به محور هایی خارج از خواست مردم بود.برای مثال بودجه شاه سابق در اثر روابط قوای حکومت وی با سایر قدرتها به شدت نظامی شده بود. بودجه نظامی رژیم پهلوی از 293میلیون دلار در سال 42 به 3/7 میلیارد دلار در سال 56 افزایش یافت و تعداد ارتشیان بیش از دو برابر شد. این تغیرات در حالی صورت می گرفت که بدیهی ترین حقوق ایرانیان از جمله حداقل زندگی و آموزش بی پاسخ می ماند.
ایرانیان ملتی هستند که در طول تاریخ خود جنگهای بسیار ویرانگری را از سر گذرانده اند.تجاوز های خانمانسوزی را که هر کدام چندین ملت را از هستی ساقط کرده اند .اما در میان ملل گوناگونی که طعمه این تجاوزها شده اند تنها ملت ایران بوده که توانسته است حیات ققنوس وار خویش را ادامه دهد و مهاجمان را آن چنان در فرهنگ خویش هضم کند که خادمان آینده فرهنگ ایران شوند. رمز این ماندگاری به واقع امر، بیان دائم حقوق خویش و دیگران به شیوه های مختلف پیدا و پنهان می باشد.
از آنجا که حکومت در ایران بر خلاف بسیاری از کشور های دیگر ،کاملا مستقل از ملت می باشد، ایرانیان می بایستی راه دیگری را پی می گرفتند که مکاتب گوناگون کمتر بدانها پرداخته اند.آنچنان که مردم ایران در نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق قبل از ملی کردن نفت به ملی کردن دولت و حکومت همت گماردند. اما افسوس و صد افسوس که استبداد داخلی با کمک سلطه گران خارجی و تایید نیروهای مرتجع به خنجر کین و نفرت سینه ی آرمانهای مردم ایران را شکافتند.
بی شک تضاد میان دولت و ملت و وابستگی ملت به دولت در اثر وضعیت ویژه اقتصادی که به نفت متکی است در ایران شرایط خاصی را ایجاد کرده است . لذا، برای رسیدن به دموکراسی، بر خلاف ملل دیگر، می بایست رابطه دولت - ملت دگرگون شود . در چنین شرایطی، برای کنترل قدرتی که به شدت تمایل به توتالیتر شدن دارد ، می باید به جای قدرت باوری و استبداد طلبی ، حق محوری و آزادی طلبی را نشاند.
از دیگر سو دید های حق محوری که بخواهند واقعیت را همانطورکه هست ببینند ، تصدیق خواهند کرد که مسیر رشد ایرانیان در زمینه های اجتماعی ، فرهنگی که کمتر از زمینه های سیاسی و اقتصادی توسط قدرت طلبان داخلی و خارجی به بازی گرفته شده است، پویایی یکنواخت خویش را حفظ کرده است . این امر گویای این نکته است که ایرانیان در راه رشد و کسب فنون مدرن و آزادی های مدنی و ... پایدار مانده اند و در راه تحقق بخشیدن به آرمانهای خویش کوچکترین لغزشی نداشته اند.
قدرت مداران در ایران همواره سعی کرده اند با ناگزیر کردن ایرانیان به ماندن در بند دو گزینه بد و بد تر ملت را از پی گیری حقوق خویش باز دارند. آن چنان که شاه سابق مردم را میان دو گزینه یکی رژیم او و دیگری تبدیل شدن ایران به ایرانستان ، به بند کشیده بود . و در واقع بیان می کرد که در صورت حرکت برای نیل به آزادی با تبدیل شدن ایران به ایرانستان ، استقلال از میان خواهد رفت. از سوی دیگر رژیم پهلوی جنبشها برای ﺁزادی و استقلال و رهبرانشان را به شدت سرکوب می کرد تا در صحنه سیاسی ایران ، تنها رژیم پهلوی و وابستگان به اردوگاه شرق به جای بماند و مردم ناچار به انتخاب از میان این دو شوند .
اما مردم ایران با پی گیری حقوق خویش اسیر تزویر وی نماندند و فلسفه هادی انقلاب را با شعار "استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " یافتند و راهنمای عمل خود کردند .
ایرانیان در انقلاب 57 دانستند که حذف یک حق برای رسیدن به حق دیگر تنها به کار قدرت مندان می آید تا وسیله قدرت ورزی خویش بسازند. از آن رو بود که مردم آزادی را شرط یافتن استقلال و استقلال را شرط بازیافتن ﺁزادی دانستند و این دو را در اسلامی خواستند که فریادش کردند. اما نکته طنز انقلاب 57 آنجا بود که ، بعد از انقلاب ، قدرت مندان با برتری دادن به تعهد در مقابل تخصص ابزاری برای حذف نیروهای ملی و دموکراسی خواه ساختند و این راه کار را تا به امروز به انحإ دیگر رویه خویش ساخته اند.
مردم ایران در انقلاب 57 با شعار استقلال خواهی می خواستند با نظارت دقیق خود ،منابع سرشار نفتی ایران زمین ، در جهت رشد همه جانبه هزینه شود . از مصرف بیش از اندازه نفت که سرمایه تمام نسلهای ایران است توسط مافیای مالی و نظامی رژیم پهلوی در آن روز که زاییده قدرت و قدرت باوری بود، جلو گیری شود. مسلم است تحقق چنین خواستی در گرو جلو گیری از صدور بیش ازحد نفت ، شفاف شدن قرار داد های نفتی ، ترسیم برنامه منسجم و بلند مدت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بر مبنای توانایی مردم و اجازه رشد دادن به صنایع غیر نفتی و .... می بود.
آه و فغان بسیار که امروز بیش از هر زمان دیگری ایرانی و ایران زمین به نفت وابسته گشته است و مافیای نفتی با مصرف انبوه نفت ، استقلال را بیش از پیش به مفهومی پوچ تبدیل کرده است. آنچنان که سیاست های داخلی و خارجی کشور بیش از آنکه تابعی از رای و نظر و خواست مردم یا استعداد مناطق مختلف ایران باشد تابعی از سیاست های نفتی اوپک و قدرتهای جهانی است.
در چنین شریطی است که با روی کار ﺁمدن حکومت آقای احمدی نژاد، ظرف یک ماه، دو قرارداد نفتی به ارزش 6/5 میلیارد دلار و دو قرارداد یکی با مترو تهران به ارزش 4/2 میلیارد دلار و دگری در باره ﺁب و گاز سراسر غرب ایران با سپاه پاسداران منعقد می شوند بی ﺁنکه مقررات رعایت شوند .بدین ترتیب حاکمیت بیش از پیش به نظامیان وابسته و از مردم جدا می شود.
در یک قرن اخیر در تمامی جنبشها و تلاشهای مردم ایران در کنار بیان کنندگان اندیشه استقلال - آزادی همواره نیروهای ارتجاع و بنیاد گرایی دینی قرار گرفته اندو با توسل به عوام گرایی ، ماهیت استبدادی خویش را پنهان کرده اند . به طوری که در ابتدای همه جنبشها در ابتدا در کنار مردم قرار می گرفتند و در پایان بر ضد حقوق برخاسته اند.
جریانی که در مشروطه آزادی را کلمه خبیثه می نامید بی آنکه کوچکترین اعتقادی به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر داشته باشد، فریبکارانه با در دست داشتن پایگاه اجتماعی و طرح شعار های عوام فریبانه و پوپولیستی در پیوند با سلطه گران خارجی نهضت ملی کردن صنعت نفت را به پذیرش شکست وادار کرد.
این جریان در هنگامه انقلاب نیز سوار بر موج قدرت طلبی توانست از خلا فرهنگ دموکراسی خواهانه بسیاری از فعالین و روشنفکران و سیاسیون به اصطلاح پیشرو سود برد و بیان حق مدرانه انقلاب را با بیان قدرت طلبانه جایگزین نماید . از آن پس شاهد بسته شدن فضای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی در ایران بودیم که هزینه های بسیار گزافی را بر دوش ملت ایران نهاد.
انقلاب ایران در زمینه حقوق بشر نیز زمانی به وقوع پیوست که تجاوز به حقوق بشر از سوی رژیم پهلوی به کرات صورت می گرفت.همچنانکه گفته شد تمایلات تمامیت خواهانه ایشان فضا را حتی بر زندگی شرافتمندانه ایرانیان تنگ کرده بود.
حکومت خودکامه پهلوی با مخالفان به شدت برخورد های غیر انسانی می کرد.به طوری که در بین سالهای 42 تا 57 به گزارش بنیاد شهید انقلاب اسلامی 3164 نفر کشته شدند که از ﺁنها 42 نفر در زیر شکنجه مزدوران رژیم پهلوی جان سپرده اند.در حکومت پهلوی، حقوق اقلیتها را رعایت نمی شد . آنچنان که تمرکز زایی در شهر های بزرگ باعث ایجاد حاشیه نشینی شده بود . این در حالی بود که استانها و شهر های مرزی از امکانات اولیه نیز محروم بودند.
در آن رژیم همچون تمام رژیم های استبدادی دیگر، شان انسانی زنان محترم شمرده نمی شد و نگاه ابزارانگارانه از سوی حکومت به زنان بر دیدهای حق محورانه و آزادی خواهانه و انسانی برتری کاملا محسوسی داشت. بدین ترتیب زنان نیز از حقوق حقه خویش محروم بودند.
در واقع حکومت کودتای 28 مرداد برای تثبیت و حفظ خویش از تجاوز به هیچ حقی ابایی نداشت.
در چنین وضعیتی بود که ایرانیان با محور کردن شعار "استقلال ،آزادی ، جمهوری اسلامی " خواستار حفظ کرامت و شخصیت انسانی خود شدند. گواه این مدعا حضور فراگیر اقشار کم در آمد ، اقلیتهای قومی ،مذهبی و زنان در انقلاب 57 بود.
اما افسوس که قدرت طلبان پس از قلب آرمانهای انقلاب بعد ا ز 28 سال شرایطی را ایجاد کرده اند که امروز داستان حقوق بشر در ایران رنج نامه ایی است که هر سطر آن شاهدی است بر استقامت ملت ایران در برابر جور و ستم.
با سرکوب حقوق بدیهی اقلیتهای قومی و مذهبی در سراسر کشور ، به تجزیه طلبان فرصت داده شده است . چنانچه امروز از هر چهار سوی ایران زمین تهدید به تجزیه طلبی جدی است.
حقوق زنان نیز پس از انحراف انقلاب توسط قدرت طلبان بنیاد گرا هر روز بیشتر و بیشتر مورد تهدید و بی احترامی قرار می گیرد. تبعیض از راه نادیده گرفتن تمامی حقوق زنان ایرانی به حد غیر قابل تحملی رسیده است .
بیکاری امروز در اثر بی کفایتی های پی در پی به آنچنان تهدیدی بدل یافته است که زندگی تک تک ایرانیان وخانواده هایشان را تهدید می کند.و البته نباید از نظر دور داشت که گرانی فاجعه بر فاجعه می افزاید. بر اساس منابع رسمی ميزان واردات در سال جاري با افزايش 4.5 ميليارد دلاري به رقمی معادل 45 ميليارد و 476 ميليون دلار خواهد رسید.(1(
در همین راستا متخصصان امور اقتصادی با برآورد كسرى بودجه 54 هزار و 924 ميليارد ريالى براى كشور طى سال گذشته پيشبينى كرد كه اين ميزان در سال 89 با حدود 173 هزار و 174 ميليارد ريال افزايش به 228 هزار و 98 ميليارد ريال برسد. بدین ترتیب كسرى بودجه ايران تا سال 89 بيش از چهار برابر افزايش خواهد یافت.(2(
از قصه درد ناک و پر غصه دختران فراری و ناموسهای ایرانیان که در حاشیه خلیج فارس و نزد امیر نشینان و پاکستان و... هر شب به پولی سیاه به فروش می روند ، نمی توان سخن نگفت و دعوی انسان بودن کرد .
کودکان کار و خیابانی را نیز که از هیچ تجاوزی مصون نیستند و روند رو به گسترش اعتیاد به مواد مخدر را نیز نباید از نظر دور داشت. البته ایدز نیز مصیبتی است خانمانسوز که شرایط ناگوار اجتماعی فرصت گسترش آن را فراهم آورده است.
در زمینه های اجتماعی نیز شاهد آسیبهای بسیاری در جامعه ایران هستیم از جمله فساد اداری در دستگاه دیوانسالارانه که فرهنگی همه پذیر شده است. چنانکه داشتن پارتی برای انجام کوچکترین کارها امری بسیار عادی تلقی می شود.
نرخ طلاق در زوجهای ایرانی بسیار بالا است . این امر ناشی از زور سالاری در خانواده ها است.بنا بر گزارش منابع رسمی از هر 10 فقره ازدواج، يك مورد به طلاق انجاميده است. این در حالی است که در تهران يك پنجم ازدواجها منجر به طلاق شده است و بر اين اساس ميانگين، طلاق در استان تهران دو برابر ميانگين كشوري است.(3(
افسردگی در جامعه ایران به آفتی همه گیر تبدیل شده است که نرخ بالای خود کشی در جامعه و دانشگاهها ناشی از ﺁنست. آنچنان که بنا بر گزارشها تنها در حال حاضر 45 هزار و 500 بیمار روانی در کشور شناسایی شده اند.(4(
مسلم است در جامعه ای که شکاف طبقاتی دهک های بالای آن با دهک های پایین بیش از 20 برابر باشد و حتی کوچکترین آینده روشن و مشخص را نبیند ، خودکشی حتی در دانشگاهها رواج خواهد یافت و فرار مغزها و سرمایه امری طبیعی می شود.به طوری که بنا بر قول منابع رسمی ميزان فرار سرمايهها را بيش از 15 تا 20 ميليارد دلار اعلام شده است.(5)این در حالی است که در سال گذشته 6 ميليارد دلار کالا به ايران قاچاق شده است(6(
خود کشی در نقاط محروم به معضلی جدی بدل یافته است و هر روز نیز بر وسعت آن افزوده می شود. آنچنان که منابع رسمی از رشد 111 درصدی آن در استان ایلام پرده برداشند. (7(
شرایط نا مساعد اجتماعی تا حدی است که منابع آگاه رسمی خبر می دهند که از جمعیت 70 میلیونی ایران از هر 116 نفر یک نفر در سال به زندان می افتد. بنا بر گزارش مسئولان امر، ورودی زندان در سال حدود 600 هزار نفر است. (8)
در کنار همه این مصیبتها ، برخورد بسیار خشن مسئولین امنیتی با نیروهای منتقد و تحول خواه ، به طوری که آنها حتی کوچکترین انتقادها و اعتراضها و مسالمت آمیز ترین حرکتها و جنبشها در تمامی زمینه ها را با خشونت پاسخ می دهند، فضای سیاسی جامعه را بسته است.
در چنین شرایطی، نابخردیها در زمینه سیاست بین المللی، تحریم اقتصادی را بر ایرانیان تحمیل کرده است. این نابخردیها می رود که خطر بالقوه جنگی ویرانگر و خانمانسوز را بالفعل کند.
حاکمیت در حالی به مسئله اتمی توجه خاص نشان می دهد و آن را محور اصلی فعالیت های خویش در دو بعد بین المللی و داخلی کرده است که امروز با شرمساری تمام باید بگوییم که بسیاری از شهرهای سرد سیر کشورمان در زمستان جاری در گاز رسانی با مشکل مواجه هستند و روزهائی را در سرمای سخت گذراندند.این در حالی است که ایران در جمع کشورهای بزرگ صادر کننده گاز قرار دارد.
از دیگر سو بیکاری و فقر در حالی ایرانیان را عاجز کرده است و خانواده ها را از هم می پاشاند که بیش از نیم میلیارد دلار به حزب الله لبنان و حماس فلسطین داده می شود. در حالی که بدون توجه به حقوق ملت و کشور،به بهانه ایجاد شکاف بین قدرتها با نزدیک شدن به دولت هایی نظیر روسیه، به جای نزدیک شدن به کشور های همسایه که دارای فرهنگ و زبان مشترک با ایرانیان هستند، دوری گزیدن از ﺁنها رویه شده است .
بدین قرار با منحرف شدن انقلاب از آرمانهای خویش ، از نظرهر چهار بعد سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ایران زمین وضعیتی یافته است که می بینیم.
چرا که آزادی را چه سنخیتی است با نقض مکرر حقوق بشر و استقلال را چه نسبتی است با تبعیض قومی و مذهبی که ثمره اش اضطراب دائمی از ناحیه تجزیه طلبان است و از همه مهمتر اسلامی که بیانگر استقلال و ﺁزادی بود چه ارتباطی دارد با بنیاد گرایی!
با وجود چنین وضعیتی، بر نیروهای ملی و دموکراسی خواه لازم است با محور کردن حقوق ملی میهن و ملت ، به حرکت ﺁیند و مبارزه تاریخی با دو دیو استبداد و استعمار به پیروزی رسانند.
در این کار، بر آنان است که با داشتن اندیشه ای صحیح در دام دو انگاری های قدرت مندان اسیر نشوند و مجموع حقوق اساسی ایرانیان از جمله ، آزادی ،استقلال ، امنیت ، پیشرفت و حقوق بشر و... را مطالبه کنند و هیچ یک از حقوق را بر دیگری برتری ندهند.
تنها در صورت بیانگر حقوق مردم شدن است که نیروهای ملی و آزادیخواه می توانند، با ایجاد اعتماد ، پایه گذار حرکتی شوند که ایران و ایرانیان را از تنگنای کنونی به در برند.
این نیروها باید دریابند که حقوق مردم ایران نه تنها مجموعه ای متناقض و متضاد با یکدیگر نیستند بلکه با یکدیگر هماهنگ است و مجموعه ای را می سازند که ﺁزادی و استقلال و رشد و توسعه را ممکن می کنند
.
بر این مبنا هیچ تقدم و تاخری بین کسب و بیان حقوق مختلف مردم نباید به وجود بیاید. از رفع تبعیض علیه قومیتها و زنان تا دست یافتن به حد اقل رفاه و ایجاد امنیت روانی و بهداشت اجتماعی و مبارزه واقعی با توزیع مواد مخدر، ریشه کن کردن گرانی و همچنین پایبندی به حقوق بشر و برقراری حکومت ملی و منطبق با قوانین کاملا دموکراتیک و احترام به تمامی دیگر حقوق ایرانیان از جمله حق انتخاب شدن و انتخاب کردن کاملا آزادانه ، شفاف شدن کامل قراردادهای نفتی، در نظر مردم، همه و همه بایستی مورد مطالبه مردم و فعالین عرصه سیاست قرار بگیرند.
ایرانیان بایستی با نقد روشن تجربه های ارزنده گذشته و پی گیری آنها و رفع نواقص تجربیات تاریخی در کنار نقد روشها ، منشها ، و فلسفه هادی و نه با به دنبال گشتن مقصر تاریخی راه ادامه جنبش رهایی بخش خویش را باز کنند.
دفتر تحکیم وحدت به عنوان اتحادیه ای دانشجویی که بر آمده از بطن جنبش دانشجویی ایران است معتقد است که برای بازگشت به اصول انقلاب و بیدار کردن وجدان جمعی ملت ایران می بایست، از جمله ، کارهای زیر انجام داده شود:
1) هویت ملی بر مبنای آزادی تعریف شود که در آن به هیچ فرهنگ و مذهب و قوم و مذهبی توهین نشود، بلکه با به رسمیت شناختن و احترام گزاردن به فرهنگ ها و مذاهب مختلف بر روی نقاط اشتراک و مثبت همگی بر اساس ایرانیت تاکید شود.
2) دولت بایستی ترجمان واقعی حاکمیت جمهور آگاه ملت ایران و منادی آزادی و استقلال باشد. چنین دولتی بی شک میان اقوام و مذاهب و فرهنگها و نژادهای مختلف ایرانی تفاوت و تبعیض قائل نمی شود.دولت می بایستی منابع اقتصادی را بر مبنای اصل عدم تمرکز و بر اساس استعداد رشد هر قوم و منطقه تخصیص دهد.لازم به ذکر است که برای اجرای این امر، دولت می تواند از اشکال مختلف دموکراسی ها، متناسب با شرایط ویژه ایران و موافق رای مردم، سود برد. از دیگر سو، نهاد دولت بایستی از تمامی مذاهب و ایدئولوژی ها بری باشد ولی تمامی افراد و گروهها با ایدئولوژی های مختلف آزادی خواهانه می توانند در صورت کسب رای مردم در نهاد دولت صاحب مسئولیت شوند.
3) هر شهروند حق دارد هویت خویش را با حفظ احترام به دیگران رعایت کند، به زبان خود صحبت کند و بیاموزد ، به مذهب خود عمل کند و آن را تبلیغ کند و هیچ قدرت و نهاد و بنیادی نیز حق تجاوز به این حق وی را ندارد.
4) دولت در ایران باید بر مبنای حقوق ملی و فردی ایران با تمامی کشورها و سازمانهای بین المللی وارد گفتگو شود. و با رعایت حقوق سایر ملل ، حقوق ملی خویش را مبنای روابط خود با ﺁنها کند. مسلم است در این حالت، استقلال فضای توسعه و رشد ایران و ایرانیان را هرچه گسترده تر خواهد کرد و ایرانیان می توانند ، در جهان، بر مبنای حقوق خویش نه بر قومی و ملتی مسلط شوند و نه زیر سلطه قوم و ملت دیگری قرار گیرند.
منابع :
1-( به گزارش خبرنگار بينالملل ايسنا، در تازهترين گزارش واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست "Country Risk Service October 2006",تاریخ:5 آذر 85)
2- ( ايسنا، به نقل از موسسه بيزينس مانيتور در گزارشی با عنوان"THE IRAN BUSINESS FORCAST REPORT Q4 2006")
3-( ایسنا در مصاحبه با دكتر رضاييفر، معاون دفتر آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي ,تاریخ: 6 /6/85)
4-( خبر گزاری مهردر مصاحبه با دکتر براتی رئیس ستاد ساماندهی بیماران روانی مزمن ,تاریخ: ۱۳۸۵/۰۷/۲۶)
5-( دكتر محمدقلي يوسفي , استاد دانشگاه علامه طباطبايي, درگفت و گو با خبرنگار خبرگزاري كار ايران, ايلنا,تاريخ :16/11/1385).
6-.( ايرنا در مصاحبه با سردار محمدرضا نقدى، رييس ستاد مركزى مبارزه باقاچاق كالا و ارز,تاریخ: 15آبان 85 )
7-(ايسنا، سردار ابراهيم قائد رحمتي فرمانده انتظامي استان ايلام,تاریخ: 10/7/85)
8-(به گزارش خبرگزاری مهر،علی اکبر یساقی رئیس سازمان زندانها19,تاریخ: آبان 85)
|