در تاریخ 22 فوریه 2007 کانال یک دولتی تلویزیون آلمان ARD گزارش وفیلمی تحت عنوان "فیزیک دان ملاها "که توسط مستند ساز معروف آلمانی Egmont R. Koch تهیه گردیده است ودرباره سير حرکت جمهوری اسلامی به سوی دستيابی به تکنولژی اتمی است پخش نمود . دراین گزارش شرکتهای آلمانی کمک کننده ایران نیز معرفی گردیدند . این گزارش مسير اقدامات "مسعود نراقی", کارشناس ارشد اتمی ايران در دهه 80 را برای تدارک و خريد مواد و تجهيزات اتمی از شرکت های آلمانی و نیز تدارک نقشه و اطلاعات فنی غنی سازی اورانیوم از عبدالقادر خان را تعقيب کرده و نیز به اولين تماس های اين فرد و همکارانش با عبدالقدير خان برای بدست آوردن تکنولژی اتمی میپردازد.
عبدالقادر خان ( پدر بمب اتمی پاکستان در دهه 70 در آلمان و هلند تحصیل میکرده است وی با دانشجویی هلندی بنام Henk Slebers آشنا و هم دوره بوده است . هر دو اینها در شرکت Urenco که شرکتی است که طبق یک قرار دا د دولتی در سال1970 بین 3 کشور هلند ؛ انگلستان و آلمان به غنی سازی اورانیوم و ساخت سنتریفوژ میپردازد و سوخت اتمی 15 کشور اروپایی را تامین میکند، استخدام بودند.عبدالقادر خان از روی نقشه های این شرکت کپی برداری میکرده است و در سال 1975 همراه با نقشه ها به پاکستان باز میگردد. سال بعد دوست هلندی خود و همکارش در شرکت Urenco را ملاقات کرده و نقشه های سنتریفوژها را نیزاز وی دریافت میدارد. در این گزارش با
Albright Daivid فیزیک دان آمریکایی ومشاور کنگره آمریکا که رئیس انستیتو علم و امنیت بین المللی (ISIS) در واشنگتن نیز میباشد و سالیان سال نیزمشاورآژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است ، مصاحبه بعمل آمده است. وی معتقد است که سیا تمامی ملاقاتهای عبدالقادر خان و Henk Slebos هلندی و دوست آلمانیش Heinz Mebus که در شهر ارلانگن آلمان دفتر مهندسی داشت را تحت نظر داشته است.این 3 نفر با ایجاد صد ها شرکت صوری ( شرکتهای صندوق پستی ) خصوصا در دوبی با 1000 شرکت آسیایی وارد معامله و همکاری میشوند. .یکی از شرکتهایی که از طریق آن وسائل مورد نیاز ایران را منجمله پمپ واکوئوم تهیه میدیدند ،شرکتLeybold Heraeus (LH) در شهر Hanauدر 18 کیلومتری فرانکفورت بود که در آن یک مهندس آلمانی بنامGotthard Lerch مسئول تهیه این پمپها بوده است .وی پس از مدتی به کار خود در این شرکت خاتمه داده و در زوریخ استخدام میگردد تا از آنجا تجهیزات فنی برنامه اتمی ایران را تهیه نماید. در1984 مسعود نراقی فیزیکدان ایران که در آمریکا تحصیل کرده بود ،ازطرف دولت ایران مامور میگردد بدنبال تهیه نقشه سنتریفوژها باشد. در دوبی ترتیب ملاقات بین مسعود نراقی و Heinz Mebusو دوست هلندیشان Henk Slebos
و عبدالقادر خان پاکستانی ، در هتل شارع المکتوب داده میشود.در هتل شارع المکتوب به مسعود نراقی خبر میدهند که نقشه ای کامل با جزئیات را حاضرند به ایران بفروشند .این نقشه آنقدر کامل است که تنها بایستی دقیق اجرایش کنند تا به بمب اتمی دست یابند.بالاخره در سال 1987نقشه را به ایران میفروشند. آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارشهای مختلفش به این فروش نقشه اشاره کرده است.
Heinonen Olli فنلندی معاون آژانس بین المللی انرژی اتمی و رئیس بازرسی این آژانس، در این گزارش برای اولین بار به اقرار ایرانیان اشاره میکند:" اصلی ترین ملاقات بین نراقی و اروپائی ها در سال 1987 در زوریخ روی داد.ایرانیها در گفتگو باما اقرار کردندکه آنها در این ملاقات مدارکی دریافت کردندو تنها بر روی یک صفحه نقشه ای بود و بر روی این نقشه "همه چیزی" که بدرد ساخت تاسیسات غنی سازی اروانیوم میخورد( نقشه ها و آدرسها) موجود بود " Olli Heinonen معاون آژانس بین المللی انرژی اتمی معتقد است :" این همه چیز" بسیار برای ایران مفید واقع شد."
ایران پول را به شماره حسابی که این 3 دوست پاکستانی و آلمانی و هلندی در دوبی باز کرده بودند واریز مینماید. در این گزارش با قاچاقچی هلندی Henk Slebos نیز مصاحبه بعمل آمده بود و جالب توجه این بود که وی معتقد بود که میدانسته است که تحت نظر است. چرا که مرتب در جلو درب خانه وی مسئولان BND (سازمان اطلاعات آلمان )کشیک میدادند و حتی با وی صحبت نیز میکردندو در جریان تمامی ملاقاتهای وی بودند.ولی به جز یک بار که این قاچاقچی هلندی 20000 گلدن ( واحد پول هلند )جریمه نقدی شده به هیچ وجه جلو او گرفته نشده است. وی اظهار میداشت حتی در زمانی که دوستان طرف معامله ام برای ملاقات با من به ویلای کنار دریایم می آمدند و ما میخواستیم صحبت محرمانه انجام دهیم در داخل ویلا که ماموران جلویش کشیک میدادند با آنها ملاقات نمیکردم ، بلکه آنها را به کنار دریا برده تا ضمن پیاده روی باهم صحبت کنیم. چرا که بدینسان دستگاههای استراق سمع ماموران سازمان اطلاعات آلمان قادر نبودند صحبت ما را در کنار دریا با توجه به صدای آب رد یابی وضبط کنند.حتی وکیل وی آقای براون نیز در مصاحبه ای با وی در این گزارش شهادت داد که بین ماموران سازمان اطلاعات آلمان و موکلش Henk Slebosملاقاتهایی صورت گرفته است. در اواخر دهه 80 سازمان اطلاعات آلمان به دولت آلمان اطلاع میدهد که دولت ایران در صدد دستیابی به تکنولژی ساخت بمب اتمی است. ریچا د بارلو Richard Barlow که سالیان سال از طرف سیا ،مسئول جاسوسی و تحت نظر داشتن عبدالقادر خان بوده است در این گزارش اظهار داشت . هم سیا و هم دولت آلمان در جریان معاملات خان و
Henk Slebos هلندی و دوست آلمانیشان Heinz Mebus بودند .منتهی جای تعجب است که با وجود اینکه دولت آمریکا به دولت آلمان هشدار داده بود، دولت آلمان به هیچ وجه جلو شهروند خود را نمیگرفت.اگر یک شهروند آمریکایی تا بدین حد در فروش و صادرات تکنولژی هسته ای به ایران دخیل بود حتما دولت آمریکا جلوش را میگرفت!ولی دولت آلمان سالیان سال بی عمل بود و دست بر روی دست گذاشته شاهد معاملات شرکتهای آلمانی با ایران بود.
جالب توجه است که صادرات تجهیزات اتمی که از طریق مستقیم به ایران ممکن نمیگردیدند، از طریق امارت متحده عربی صورت میگرفت.از شرکت Leybold Heraeus (LH) آلمانی تکنولژی اتمی خصوصا پمپهای واکوئوم بسیاری به ایران ارسال گردیده است.در سال 1988 عبدالقادر خان برای ملاقات با دوست هلندیشHenk Slebos با پاسپورت تقلبی سفری به هلند کرد.وی توسط پلیس هلند دستگیر شده و از هلند اخراج میگردد.خان به این قصد به این سفر آمده بود که پول دریافتی از ایران را بابت فروش نقشه کامل به آنها ، بین خود و دوستش بطورمستقیم تقسیم کند.ایران پول را به یک حساب خان در دوبی واریز کرده بود. حتی دولت ایران اقرار کرده است که به خان پول داده است.در سال 1992 Heinz Mebus آلمانی 61 ساله بر اثر مرض سرطان فوت میکند. خان قصد حضور در مراسم به خاکسپاری وی را داشته است ولی از ترس دستگیری از سفر منصرف میشود. مسعود نراقی در سال 1992 در سفری که بهمراه همسر جوانش به سوئیس میکند ، به سفارت امریکا در شهر برن پناهنده میگردد.و برای سیا تمام جزئیات برنامه اتمی ایران را بازگو میکند.و متعاقب آن سیا دولت کلینتون را در جریان امر قرار میدهد. جالب توجه است که دولت کلینتون از در جریان قرار دادن آژانس بین المللی انرژی اتمی اجتناب میورزید. Albright Daivid فیزیک دان ومشاور کنگره آمریکا و رئیس انستیتو علم و امنیت بین المللی در واشنگتن و متخصص آژانس بین المللی انرژی اتمی ، معتقد است :"چنانچه آژانس بموقع در جریان قرار میگرفت بسیار جدی تر با ایران برخورد میکرد و جلو تکمیل برنامه اتمی ایران را میگرفت".
مسعود نراقی فیزیکدان اکنون 72 ساله است و مدت 10 سال است در یکی از بهترین محله های در نیویورک زندگی میکند.مستند ساز معروف آلمانی Egmont R. Koch به وی مراجعه کرد . وی اظهار داشت مایل نیست راجع به فعالیتهایش صحبتی کند .وی اکنون رئیس شرکت Torr International است این شرکت 18 سال از عمرش میگذرد وبا فروش پمپهای واکوئوم شروع کرده و اکنون نانو تکنولژی و پلاسما را در معرض فروش قرار میدهد و محصولاتش را به کشورهای هندوستان ، مالزی ، ستگاپور ، ژاپن ، چین و تایوان میفروشد.
انقلاب اسلامی: آدرس شرکت وی
12 Columbus Street, New Windsor, NY 12553
845/565-4027 Fax 845/561-7731
1-888-622-TORR
E-mail torr@torr.com
و آدرس انترنتی آنhttp://www.torr.comمیباشد.
بعد از فرار مسعود نراقی به آمریکا ملاها متوجه میشوند که نقشه تنها کافی نیست و به Hard ware نیز نیاز دارد.نمایندگان ملاها با عبدالقادر خان در دوبی در هتل الخلیل ملاقات میکنند.ایران ساخت و تولید سنتریفوژ ها را در نطنز با استفاده از وسائل و نقشه ای که عبدالقادر خان در اختیارشان قرار داده است شروع مینمایند.منتهی مهندسان ایرانی نقشه اصلی را مقداری تغییر میدهند.10 سال بعد از فرار مسعود نراقی به آمریکا، آمریکا پرده از کار نرااقی بر میدارد.Olli Heinonen معاون آژانس بین المللی انرژی اتمی و رئیس بازرسی این آژانس به این سوال که آیا امریکا در رشد برنامه اتمی ایران تا به حد امروز مقصر اصلی نبوده است چرا که بسیار دیر پرده از کار نراقی بر میدارد؟، با لبخندی با معنی پاسخی نمیدهد !!
...................................................
توضیحات انقلاب اسلامی :
برنامه تلویزیونی رپورت مونیخ در تاریخ 8 ماه مارس 2006 با مسعود نراقی مصاحبه زیر را بعمل آورده است:
رپورت مونیخ: آقای نراقی شما با یک مصاحبه کوتاه با تلویزیون آلمان موافقید؟
نراقی : نه !من از آلمان خوشم نمی آید.
رپورت مونیخ: شما در 1987 نقشه تکنولژی اتمی را تهیه دیدید؟
نراقی : فکر مبکنم در Leybol, بود که Gotthard Lerch را ملاقات کردم.
رپورت مونیخ: شما Lerch را ملاقات کردید ؟ او بود که نقشه ها را به شما ارائه داد؟
نراقی : نه درست در این زمان. وی خیلی چیزها را به من ارائه کرد . ولی من آن کسی نیستم که شما گمان میکنید.
رپورت مونیخ: چه چیزی را وی به شما ارائه داد؟
نراقی :چیزی که او از پاکستان همراه داشت.
رپورت مونیح:نقشه های سنتریفوژ برای اورانیوم؟
نراقی: بله ، بله. موضوع همین بود و خیلی چیزهای دیگر.
همچنین سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و آلمان و هلند و... در مواقع لازم و ضروری که دادگاها نیازمند ارائه مدرکی از طرف این سازمانها بودند، از ارائه به موقع و کامل مدارک طرفه رفته اند. جهت اطلاع خوانندگان جریان چگونگی عملکرد و دستگیری و دادگاه قاچاقچی آلمانی گوتفرید لارچ را که دادگاهش بعلت عدم همکاری سازمان اطلاعات آلمان و سیا بهم خورد را در به شرح زیر گزارش میدهم:
دکتر خان تا اواسط سال 1980 در سازمان اتمی هلند مشغول کار بود و به دستور دولت هلند فرمان دستگیری او صادر شد. اما سازمان "سیا" از دولت هلند خواست که دکتر خان را آزاد بگذارند تا مقامات اطلاعاتی بتوانند از هویّت شرکای مافیای او آگاه گردند. آقای خان در سال 1970 با برخورداری از پشتیبانی دولت پاکستان، مدارک و تکنولوژی "سنتریفوژ" را از لابراتوارهای هلند سرقت نمود. آقای خان در شهر استانبول با نمایندگان کشور لیبی ملاقات کرد و قسمتهای مختلف "سنتریفوژ" را به سرهنگ قذافی داد و واسطه های بین المللی تکنولوژی اتمی، با همکاری دکتر خان طراحی "سنتریفوژ "را برای لیبی تأمین کردند. در شهر "کازابلانکا "در کشور مراکش ،خریداران تکنولوژی اتمی با دکتر خان ملاقات کرده و به توافق رسیده اند. در امریکای جنوبی صندوقهای بزرگ محتوی وسایل "سنتریفوژ" توسط مأموران سازمانهای اطلاعاتی کشف شد، اما مطلب با سکوت برگزار گردید.دولت انگلستان، وسائل و ماشین آلات لازم را برای احداث یک کارگاه اتمی در زمینه ی تأمین تکنولوژی "سنتریفوژ" در اختیار سرهنگ قذافی رهبر لیبی قرار داد. کشور اسپانیا در این مورد با انگلستان همکاری نمود، و کشور ایتالیا که ظاهراً از قافله عقب مانده بود، کوره های لازم را برای تکنولوژی "سنتریفوژ" تأمین کرد. جالب توجه است که آقای دکتر خان با در دست داشتن پاسپورت سیاسی، تمامی کشورهای فوق را مورد بازدید قرار داد.
لابراتوار اتمی دکتر خان پاکستانی برای ایران نیز پروژه های تأمین "سنتریفوژ" را تهیه می نمود. واسطه ی معاملات، شخصی بودبه نام " بخاری سید ابوطاهر" تبعه ی شیخ نشین دبی. در کشور مالزی شرکت مهندسی "اسکومی" بیش از 25 هزار آلات و وسائل مختلف و لازم برای تکنولوژی "سنتریفوژ" را از طریق شیخ نشین دبی برای فروش عرضه کرد.
سازمان "سیا" که کنترل مذاکرات تلفنی را از طریق ماهواره در اختیار دارد، معتقد است که عبدالقادر خان از طریق کشور مالزی، در سراسر خاورمیانه، به ویژه در ایران و پاکستان به فعالیت و داد وستد اشتغال داشته است.
بنا به ادعای مقامات آمریکایی " بخاری سید طاهر" یکی از اعضای شبکه عبدالقادر خان پاکستانی که بیست ماه پیش در مالزی دستگیر شد اخیرا به ماموران سازمان سیا گفت که در اواسط دهه نود سه دستگاه پیشرفته سنتریفوژ ساخت پاکستان به ایران ارسال کرده است که قرار بود به عنوان مدل برای تولید سنتریفوژهای نوع پی 2 استفاده شوند. بخاری سید طاهربعد از اینکه مریکا دولت لیبی نیز در اکتبر سال 2006 پلیس گمرک آلمان ،کشتی "BBC China" را که از دوبی راهی و حامل قطعات سنتریفوژ گازی برای غنی سازی اورانیوم به مقصد لیبی بود را متوقف ساختند ، برای ماموران پلیس گمرک آلمان و نیزپلیس مالزی مشخصات و نوع کار Gotthard Lerch مهندس 63 ساله آلمانی را آشکار کرد. بخاری سید طاهر، مدعی است لرچ آلمانی مسئول اصلی تهیه قطعات سنتریفوژهای گازی برای لیبی بوده است. و از این طریق مبلغ 28 میلیون دلار به جیب زده است.که نیمی از آن سود خالص شخص وی بوده است. Lerch در نوامبر2004 در سویس دستگیر شد .آنهم به این اتهام که به همراه 2 برادر سویسی بنامهای Tinner به کشور لیبی تجهیزات فنی اتمی فروخته اند و بدینسان "قانون کنترل صادرات سلاحهای جنگی" را نقض کرده اند. لرچ مایل نبود به آلمان مسترد گردد و ادعا کرده بود که در آلمان تحت تعقیب سیاسی است. و دادگاهی در سویس مامور رسیدگی به این داعا شد ولی این ادعا بر اساس رای دادگاهی در سویس بی اساس قلمداد شد و سویس وی را تحویل مقامات آلمانی داد.
بخاری سید طاهر ، از شهادت در جلو دادگاه و تکرار ادعایش در مورد لرچ اجتناب ورزیدو بدینسان دادگاه حفاظت از قانون اساس آلمان، در آخر ماه می2006 اظهارات بخاری سید طاهر را قابل قبول ارزیابی نکرد. و با این رای به توقیف اموال لرچ پایان داد. ولی دادگاه شهر مانهایم از نو مبلغ 7 میلیون ایرو ازاموال لرچ آلمانی را توقیف کرد.منتهی در اواخر ماه ژوئن 2006 دادگاه وی بعد از 4 ماه بعلت اینکه همکاری بین المللی برای جمع آوری مدارک بر علیه لرچ بسیار کم و خصوصا مدارک لازم از طریق سازمانهای جاسوسی سیا و سوئیس و نیزآلمان به موقع در اختیار دادگاه قرار نگرفت ،بهم خورد. و لرچ با قرار5 میلیون یورو وثیقه موقتا آزاد گردید.تا دادگاه جدیدیش در بهار 2007 آغاز گردد. قاضی دادگاه مانهایم Michael Seidling معتقد است: با وجود اصرار دادگاه بر اینکه مدارک قول داده شده را سازمانهای مربوطه ارائه دهند، با فاصله و در پی درخواستهای مکرر دادگاه ، تنها13 بار مدارکی ارائه گردید . به نحوی که در پایان نمیتوانستیم مطمئن باشیم مدارک کاملند."
وکیل لرچ، Gottfried Reims معتقد است:"مدارک موجود حاکی از این امرند که سازمانهای جاسوسی مختلفی همچون سیا از قاچاق تجهیزات اتمی بخوبی آگاه بوده اند و به احتمال زیاد خود بدان دامن زده اند." وی همچنین اظهار داشت : در پرونده دادخواست بطور مرتب به مدارک سازمان اطلاعات آلمان اشاره میشود که ضمیمه پرونده نبودند. بدینسان آشکار میگردد که در آن مدارک مواردی بوده است که سازمان اطلاعات آلمان مایل نبوده است ما بدان پی ببریم!!"
نه تنها سازمان اطلاعات آلمان از ارائه مدارک طفره رفته است بلکه سیا نیز با وجود اینکه دولت آمریکا مرتب از لزوم همکاری بین المللی برای مبارزه با شبکه قاچاق تجهیزات اتمی داد سخن میدهد ، در زمانی که دادگاهی به ارائه مدرک توسط سیا نیازمند بوده است از همکاری با دادگاها اجتناب ورزیده است بطور نمونه بیش از یکسال داد گاه شهر برن در سوئیس در رسیدگی به پرونده دو برادر سویسی اورس و مارک Tinner ازهمکاران لرچ ،منتظر ارائه مدارک توسط سیا شد.
|