در شماره قبل به معرفی آزمون " پرلز" که یک مطالعه بين المللي پيشرفت سواد خواندن و برنامهاي ابتكاري براي ارزيابي توانايي خواندن كودكان در پايه چهارم ابتدايي میباشد و توسط انجمن بينالمللي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي IEA انجام می گیرد، پرداختم . و خاطر نشان ساختم که
ابعادسواد خواندن در این آزمون به شرح زير هستند :
اهداف خواندن : اين بعد با انجام آزمونهاي نوشتاري سنجيده ميشود.
فرايند درك مطلب : اين بعد با انجام آزمونهاي نوشتاري درك مطلب خواندن سنجيده ميشود.
رفتار خواندن و نگرش به خواندن : اين بعد با پرسشهاي زمينهيابي دانش آموزان ارزيابي ميشود.
و ایران در دو آزموپرلز در سالهای 2001 و 2006 شرکت کرده است. اما تنها نتایج آزمون سال 2001 بیرون داده شده است. آنهم بعلت سانسور شدید در ایران نتایج آزمون پرلز سال 1380 ( 2001 ) ،درست 4 سال بعد یعنی در سال 1384 اجازه انتشار یافت ! بعبارت دیگر در حالی که بسیاری از کشورها از این فرصت 4 ساله برای بازنگری در سیستم آموزشی خود استفاده برده اند، در سال 1384 تازه اعلام شد که ایران در سال 1380، بين 35 کشور مقام 32 را در آزمون بین المللی پرلز کسب کرده است! (شرق، صفحه 26، 3/12/84). و متوسط عملكرد دانشآموزان دبستانی ايراني به طور معنادار در هر سه حالت : ميانگين كل، ميانگين متون ادبي وميانگين متون اطلاعاتي، پايينتر از ميانگين بين المللي بوده است. در شماره قبل بطور مفصل از نتایج این آزمون که پرتوی روشن بر مشکلات آموزشی ما افکند نام بردم.
4 محور اساسی1- نقش نحوه تدریس ،2- نقش میزان تحصیلات معلمین 3- تاثیر مطالعه آزاد 4- نقش فقر اقتصادی ، که بر اساس آزمون پرلز 2001 در میزان توانایی دانش آموزان در امر خواندن تاثیر مستقیم داشته اند را در دو شماره آینده مورد بررسی قرار میدهم. و مشخص مینمایم نظام ولایت فقیه در فاصله بین آزمون پرلز در سال 2001 و 2006 تا چه میزان در رفع موانع فوق کوشیده است.
1- نتایج آزمون پرلز و نقش نحوه تدریس
آزمون پرلز در زمینه نقش نحوه تدریس در بهبود توان خواندن دانش آموزان در ایران به نتایج ذیل دست یافته است:
◄وضعيت دانشآموزان ايراني در پاسخ به سؤالاتي كه جنبه استخراج صريح اطلاعات (حفظي) از متن داستان داشته، بهتر از مواردي بوده كه نياز به استنباط، استنتاج وارزشيابي داشته است.
میدانیم که در فرآیند یاد گیری مفهوم تجربه بسیار پرارزش است . در سیستم آموزشی ایران متاسفانه دانش آموز تجربه گر محسوب نمی شوند ، لذا معلم به تجربه هایی که یاد گیرنده شخصا کسب کرده و میکند ، بهایی نمی دهد . در نتیجه ، دریاد گیرنده قوه خلاقیت و ابتکار عقیم می ماند و به مرور او اعتماد به نفس را از دست میدهد. کلاس درس خسته کننده و ملال آور میشود، زیرا ذهن از فعالیت باز می ماند. ارزش گزاری به محفوظات و میدان ندادن به تجربه ،با عث می شود دانش آموز هنر تفکر و روش کشف روابط بین پدیده های مورد مطالعه را کسب نکند و خصوصا با کاربرد مفاهیم آموخته ، در زندگی حال و آینده خود ، ناتوان شود و پس از اتمام تحصیلات "رسمی " خود قادر به انجام کارشناسانه مسئولیتهای شغلی خود نگردد و به همان سادگی که مطالب در حافظه انباشته شده اند از ذهن بدر روند. هنوز در سیستم آموزشی ما این امر جا نیفتاده است که مطالب درسی باید راهگشای عرصه های گسترده تر و مجرای راهیابی به متون متنوع دیگر باشد که با نظریه های گوناگون و متفاوت به مسایل مطروحه در بحث بپردازد. در متون درسی هدف آن نیست که دانش موجود در آن زمینه به طور کامل و جامع در متنی واحد گرد آید( بگذریم که متون درسی در ایران نیز از نقطه نظر علمی بسیار ناقصند ) و به عنوان بسته ای آماده و غیر قابل تجزیه و نفوذو بدور از چون و چرای ذهن دانش آموز به ذهن وی حقنه شود.
متاسفانه طبیعت آموزش رسمی در ایران اساساً قالب سازی است .بدین صورت که دانش آموز ودانشجو با ویژگیهای تعریف شده وارد آن می شوند و ناگزیرند انتظارات نظام آموزشی رابرآورند و طی شرایطی متساویاً از آن خارج شوند و هر کس با این ساختار انطباق نیابد شایسته دریافت مجوز خروج نیست. بنابراین در این نظام بیش ازآنکه استعداد و علایق و تجربه های فردی مورد نظر باشد قابلیت انطباق مد نظر است. هرکه انطباق پذیرتر ، شایسته تر!!
ابعاد فاجعه آمیز ضعف شدید سیستم آموزشی ما که خود را در آزمون پرلزدر ایران با رتبه 32 از میان 35 کشورشرکت کننده در آزمون بطور فاحشی نمایان ساخت ،زمانی بر ما روشن میشود که بدانیم در قرن بیست ویکمی که در آن قرار داریم، جوامع، در حال گذار از جامعه مبتنی بر اطلاعات ، به سمت جامعه ی مبتنی بر دانایی میباشد . و در آن علم و دانش ، تخصص ، نو آ وری و خلاقیت ، محرک اصلی توسعه است. دانش آموزان برای روبه رو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن بیست و یکم، بایستی به طور فزاینده ای مهارت های تفکر انتقالی و خلاق را برای تصمیم گیری مناسب و حل مسایل پیچیده جامعه فراگیرند، تا قادر باشند با تفکر منطقی و نقاد خود نه تنها در سطح جامعه ملی ، بلکه در سطح جامعه جهانی مسائل را بررسی و ارزیابی کنند و برای شکل دهی و برنامه ریزی درجهت رشد آن ، آماده و دارای برنامه باشند.
برای روشن شدن ضعف سیستم آموزشی ما و نحوه تدریس در ایران ،با هم به نتایج یک پژوهش رسمی در زمینه تدریس در ایران در سال 85 نظر افکنیم:
پژوهشگاه آموزش و پرورش وپژوهشكده تعليم و تربيت متن پژوهشی راتحت عنوان " ارزشيابي مهارتهاي حرفهاي معلمان دوره ابتدايي" انتشار داده است . محقق خانم زهرا دانشپژوه وناظر طرح: دكتر وليا... فرزاد بوده است . این طرح در بهار 1385 به منظور ارزشيابي سطح تواناييها و مهارتهاي حرفهاي معلمان دوره ابتدايي و نيز يافتن نقاط قوت و ضعف اين فرايند به منظور رفع نارساييها و بهبود کيفي روشهاي تدريس در سطح شهر تهران انجام شده است. جامعهآماري مورد مطالعه اين تحقيق را معلمان مدارس ابتدايي شهر تهران در سال تحصيلي 85-1384 تشکيل ميدهند. مهارتهاي حرفهاي 457 نفر از معلمان دوره ابتدايي از 5 منطقه (2- 5- 6- 13 و 16) و 54 واحد آموزشي که با روش نمونهگيري تصادفي چند مرحلهاي انتخاب شده بودند مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج تحقیق نشان داده است که معلمان مورد مطالعه برخلاف آن که در کليات تدريس از مهارت نسبي برخوردارند، اما در اجزاي مهم تدريس با برخي نارساييهاي جدي مواجهاند. اکثر آنان هنوز پايبند الگوهاي سنتي آموزشاند. از روشهاي فعال و خلاق و از فناوريهاي اطلاعاتي به صورت محدود استفاده ميکنند. اين امر نشان ميدهد که درصد قابل توجهي از معلمان در ارتباط با موارد مطرح شده از مهارت و توانايي کافي برخوردار نيستند و يا در کلاس درس آنها را به کار نميبندند.نتايج تحقيق همچنان نشان داده است که معلمان مورد مطالعه در برخي از جنبههاي اساسي مانند استفاده از شيوههاي فعال تدريس و روش حل مسأله که در نظريههاي نوين آموزشي مانند روانشناسي شناختي و روانشناسي سازندهگرا مطرح است توجه کافي مبذول نميدارند. روش تدريس آنان بيشتر معلم محور است تا دانشآموز محور. به عبارت ديگر به روشهاي فعال تدريس که مستلزم برانگيختن دانشآموزان به فعاليت کلاسي است چندان بهايي نميدهند. از سوي ديگر نتايج نشان داد که معلمان مورد مطالعه در دستيابي به هدفهاي مهارتي موفق نبودهاند.
2-نتایج آزمون پرلز و نقش میزان تحصیل معلمین
آزمون پرلز در زمینه نقش مطالعه آزاد در بهبود توان خواندن داشن آموزان به نتایج ذیل دست یافته است:
◄در سطح بين الملل 65 درصد دانشآموزان توسط معلمان داراي تحصيلات دانشگاهي آموزش ميبينند و اين درصد در زلاندنو،انگلستان و امريكا 100 درصد است.
و در ایران بنا بر آمار رسمی در حال حاضر بیش از یک میلیون معلم در سرسرا کشور به امر تدریس میچردازند که از میان آنها تنها 47 درصد آنان دارای مدرک لیسانس و بالای آن ، 30 درصد فوق دیپلم و حدود 23 درصد زیر دیپلم هستند.( علیرضا هاشمی مدیر دفتر برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری مهردر تاریخ ۱۳۸۴/۰۹/۰۲) و در حال حاضر300 هزار معلم دارای مدرک معادل در آموزش و پرورش وجود دارد ( 2 شهریور 85 سید حسن نقوی مدیرکل دفتر ارتقاء مهارت های حرفه ای و تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش- خبرگزاری مهر )
خوانندگان گرامی توجه بفرمایند که معلومات معلمان دیپلمه و زیر دیپلم چگونه با توقع ونیاز امروز ازمعلم میتواند سازگاری نماید؟معلمی که باید خود را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج کند و به خود صرفا به عنوان فرد راهنما و هدایت کنندهء جریان یادگیری نظاره نموده و روش های فعال تدریس را ابتدا خود بیاموزد تا بتواند آنها را در کلاس درس بکار گیرد .
جالب اینکه بالغ بر 70 درصد معلمان مرد دیپلم و فوق دیپلم مقطع تحصیلی ابتدایی مناطق شهری ، شغل دوم دارند وحدود 50 درصد معلمان فوق دیپلم مقطع راهنمایی و 20 تا 25 درصد دبیران دوره متوسطه نیز شغل دوم دارند.و بنابریان فرصت فرا گیری روشهای نوین تدریس را نیز ندارند.
جهت توجه به روشهای موفق تدریس به کشور فنلاند نظر افکنیم که یکی از بهترین سیستمهای آموزشی را دارا می باشد و حتی وزارت خانه ای بنام وزارت تدریس را ابداع نموده اند و سرانه دانش آموزی در آن بر ابربا سالی 5000 دلار میباشد وشهم بودجه آموزشی آنها در سال 2005 برابر با 6.4 درصد بوده است. در حالی که متوسط این سهم در
کشورهای عضو "سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای" OECD ،برابر با 5.3 درصد و در ایران 3 درصد است وبه قول آقای فرشیدی " وزیر آموزش و پرورش 90 درصد آن را حقوق معلمان وکارکنان وزارت آموزش و پرورش به خود اختصاص میدهد.بی دلیل نیست که کشور فنلاند در آزمون مهم پیزا
Das Programme for International Student Assessment (PISA)
که به سنجش تواناییهای علمی و اطلاعات دانشآموزان ۱۵ ساله میپردازد ، در صدر کشورهای شرکت کننده قرار گرفتو سیستم آموزش آن" بعنوان بهترین سیستم آموزشی قلمداد گردید. این کشورکه در آن آموزش و نیز غذای گرم در مدارس و کتب درسی ووسائل آموزشی همه به رایگان در اختیار دانش آموزان قرار میگیرد ، موفقیت خود را در سیستم آموزشی مدیون 3 امر مهم است 1- اعطای آزادی تصمیم و انتخاب روش به کومونها در تعلیم و تربیت .2- ارزیابی و کنترل مرتب کیفیت در سطح مدارس.3- اهمیت بایسته به تجارب شخصی عملی و تئوریک مسب شده توسط دانش آموزان در طول زندگی وتقش دادن به آن در آموزش .
در شمارذه آینده در پرتو نتایج آزمون پرلز در ایران به نقش مطالعه آزاد و نیز فقر اقتصادی در عمق و محتوای یادگیری دانش آموزان میپردازم و برنامه نظام آموزشی حاکم را برای مقابله با نتایج این آزمون مورد بررسی قرار میدهم.