مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷

« شماره ۶۸۵ از ٧ تا ۲۱ آذر »

برای تماس با ما

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

صفحه اصلی

سايت آقای ابوالحسن بنی صدر

وبلاگ آقای ابوالحسن بنی صدر

راديو آزدگان

PDF روزنامه بصورت

نامه ها

موضوع هر نامه، مسئله ايست و يا مسئله هائى هستند كه زورپرستها مى‏ساختند. به هنگام نگارش هر نامه، اين فكر نمى‏توانست مبنى باشد كه نامه‏ها تاريخى مى‏شوند از نوعى بسا بى سابقه و مانند. چرا كه مسئله‏هاى بعدى كه زور پرستان مى‏ساختند بر خود آنها نيز دانسته نبودند. مى‏نويسم و، به تأكيد، مسئله‏ها كه زور پرستان مى‏ساختند زيرا جز زور پرست مسئله نمى‏سازد. در حقيقت، راه رشد از راه زورمدارى ويرانگر جدا است. در راه رشد، مسئله ساخته نمى‏شود بلكه مسئله‏ها كه زورمداران ساخته‏اند حل مى‏شوند

...
بخدا اينهمه خشونت درخور يک حکومت فاشيستی نيست چو رسد به يک حکومت اسلامی. ديروز که از سفر باز گشتم 30 محکوم با اعدام يا اعدام شده اند و يا منتظر اعدام هستند. با اين ميزان خشونت جامعه همگرائی پيدا نمی کند و جو سنگين تر می شود. غالب محکومان بنا حق محکوم می شوند
...
ابوالحسن بنی صدر 1359-3-1
...
نامه آقای بنی صدر به هيأت روحانيت مبارزتهران 11 دی 1359
ما تا يکماه ديکر بيشتر مهمات نداريم و اگر بخواهيم حمله کنيم از اينهم کمتر. بنابر اين هر روز که حمله به عقب بيفتد ضربه پذيری موجوديت کشور بيشتر می شود....

نامه آقای بنی صدر به آقای خمينی ، 9 آبان 1359
...
آنبار که موافقت با تحويل گروگانها به دولت به مخالفت تبديل شد بعرض رساندم و در جلسه شورای انقلاب در حاليکه از شدت هيجان و غصه می گريستم گفتم: کاری را که از موضع قوت حل نم کنيم ناگزير روزی از موضع ضعف و تسليم حل خواهيم کرد. و بدبختانه آنروز رسيده است
...
در کجای دنيا جهاد سازندگی بوجود می آورند، سپاه بوجود می آورند، کميته بوجود می آورند، بعد می آيند می گويند شما بايد حکومت کنيد

ژاله وفا

مشکلات کمی و کیفی آموزش و پرورش ایران در قرن 21- بخش 20

نتایج شرکت ایران در آزمونهای آموزشی جهانی

آزمون پرلز و نقش مطالعه آزاد
در دو شماره اخیر به بررسی نحوه و نتایج شرکت آموزش و پرورش ایران در دو آزمون بین الملیی تیمز و پرلز که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی(IEA ) انجام گرفته است پرداخته و رتبه بسیار نازل آموزش و پرورش ایران و نتایج اسفبار آن را مورد بررسی قرار دادم. در بررسی نتایج آزمون اندازه گیری پیشرفت توانایی و مهارت خواندن ( (PRILS که ایران در سالهای 2001 و 2006 در آن شرکت کرده است اعلام کردم که بعلت سانسور شدید در ایران تنها نتایج آزمون سال 2001 بیرون داده شده است . آنهم درست 4 سال بعد یعنی در سال 1384 این نتایج اجازه انتشار یافتند ! بعبارت دیگر در حالی که بسیاری از کشورها از این فرصت 4 ساله برای بازنگری در سیستم آموزشی خود استفاده برده اند، در سال 1384 تازه اعلام شد که ایران در سال 1380، بين 35 کشور مقام 32 را در آزمون بین المللی پرلز کسب کرده است! (شرق، صفحه 26، 3/12/84). و متوسط عملكرد دانش‌آموزان دبستانی ايراني به طور معنادار در هر سه حالت : ميانگين كل، ميانگين متون ادبي وميانگين متون اطلاعاتي، پايين‌تر از ميانگين بين المللي بوده است.
در شماره قبل بطور مفصل از نتایج این آزمون که پرتوی روشن بر مشکلات آموزشی ما افکنده است نام بردم و از 4 محور اساسی1- نقش نحوه تدریس ،2- نقش میزان تحصیلات معلمین 3- تاثیر مطالعه آزاد 4- نقش فقر اقتصادی ، که بر اساس آزمون پرلز 2001 در میزان توانایی دانش آموزان در امر خواندن تاثیر مستقیم داشته اند ، دو مورد اول یعنی1- نقش نحوه تدریس ،2- نقش میزان تحصیلات معلمین را مورد بررسی قرار دادم . و اما در این شماره به محور سوم همانا " "تاثیر مطالعه آزاد "میپردازیم و در پرتو آن به واقعیات کشور خود نظر می افکنیم .
لازم به یاد آوری است که یک مرکز رسمی در ایران بنام مرکز ملی مطالعات پرلز وابسته به وزارت آموزش و پرورش ایران در سایت پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ایران نتایج آزمون پرلز 1380 ( 2001 ) در ایران را در این دو محور چنین ارزیابی کرده است:
3- نتایج آزمون پرلز و نقش مطالعه آزاد
◄پيشرفت دانش‌آموزاني كه والدين آنها زمان بيشتري براي مطالعه صرف مي‌كرده‌اند از سايرين بالاتر بوده است.
◄بين تعداد كتاب‌هاي موجود در خانه(بيش از 100 جلد) وپيشرفت سواد خواندن دانش‌آموزان رابطه مثبت وجود دارد.
◄دانش‌آموزاني كه كمتر از 10 جلد كتاب كودك در منزل داشته‌اند به طور معناداري عملكرد پايين‌تري را نشان داده‌اند.
◄در سطح بين الملل 41 درصد والدين بين 1 تا 5 ساعت در هفته در منزل مطالعه مي‌كنند. در سوئد والدين بيش از 10 ساعت در هفته و 35 درصد آنان بين 6 تا 10 ساعت در هفته در منزل مطالعه مي‌كنند.و اين درصد در والدين ايراني 24 بوده است. در ایران تنها 12 درصد از دانش آموزان بیش از 100 کتاب در منزل گزارش کرده اند که نسبت به سطح بین المللی ( 28 ) در صد بسیار پایین است و 55 درصد تعداد کتب موجود در منزل را بین 10-0 گزارش داده اند !
◄دانش‌آموزاني كه از نظر سواد خواندن در سطح بالاتري بوده‌اند، داراي والديني با نگرش مثبت نسبت به مطالعه بوده‌اند(متوسط ميزان مطالعه آنان بيش از 6 ساعت در هفته بوده است).
ابتدا لازم میدانم توجه خوانند گان محترم را به یک نکته مهم جلب نمایم.
میدانیم که مسلما منظوراز آزمون پرلز تنها سنجش توانایی خواندن صرف نیست. بلکه قصد این است که معلوم گردد دانش آموز تا چه حد مطلب را درک می کند و از آن چگونه استنتاج می کند و چگونه می تواند آن را با تجارب خود مرتبط نماید. یکی از ویژگی های این آزمون بین المللی این است که نمونه گیری آن به صورت تصادفی است و همانند المپیادهای علمی بهترین دانش آموزان ایران انتخاب نمی شوند. پس نتایج آزمون نشان گر اثر آموزش رسمی بر روی کل دانش آموزان ایران است.
اما باید دانست که در کنار سوالات امتحان برگه های نظرخواهی نیز در بین دانش آموزان توزیع گردیده است تا رابطه نمره فرد را با نگرش او نسبت به خواندن، وضعیت فرهنگی خانواده، شرایط اقتصادی و ... بسنجند. چنانچه نتایج آزمون در زمینه تاثیر مطالعه آزاد راکه در بالا آورده ام ، با دقت بخوانیم ملاحظه میکنیم که "پيشرفت دانش‌آموزاني كه والدين آنها زمان بيشتري براي مطالعه صرف مي‌كرده‌اند از سايرين بالاتر بوده است." اما حاصل برگه های نظر خواهی رتبه ای را برای ایران در" نگرش به مطالعه" ببار آورده است که با رتبه ایران در کل آزمون ( 32از میان 35 کشور ) ، تفاوت فا حشی دارد! آنقدر فاحش که انسان از دو گانگی حاکم بر ذهن دانش آموزان ایرانی که در نظام ولایت فقیه آموزش میبینند ، سخت حیران میگردد. چرا که گرچه دانش آموزان ایرانی در بین 35 کشور درکل آزمون پرلز رتبه نازل 32 رابدست آورده اند اما در رتبه "نگرش به مطالعه" دارای رتبه 1 درکل دنیا شده اند!!
معنای این رتبه 1 این است که دانش آموزان ایرانی حتی از دانش آموزان سوئدی که دراین امتحانات رتبه اول را به خود اختصاص داده اند و والدين آنها بيش از 10 ساعت در هفته و 35 درصد آنان بين 6 تا 10 ساعت در هفته در منزل مطالعه مي‌كنند، بیشتر دوست داشته اند کتاب بخوانند!!
مسلما برای خوانندگان گرامی همچون نگارنده این رتبه غیر قابل باور است. همانگونه که برای مسئولین آزمون پرلز و تحلیلگران آن نیز غیر قابل باور بوده است.آنهم نه از این رو که نگارنده و یا خوانندگان محترم در حق دانش آموزان کشور بخلی قائلند بلکه از این رو این رتبه 1 در "نگرش به مطالعه "، غیر قابل باور است چون با واقعیات نشر کتاب و نرخ مطالعه در ایران تضاد فاحش دارد. چرا که در بررسى هاى آمارى شاهد موارد بسیار نگران كننده اى در ميزان نرخ مطالعه، توليد و شماره، تنوع و بهره مندى از كتاب در سطح جامعه ایران هستيم. لذا تنها تعبیری که از این رتبه میتوان کرد این است که به احتمال زیاد دانش آموزان ایرانی گمان کرده اند که چنانچه به سوال در مورد میزان علاقه خود و والدینشان به مطالعه و عملی کردن آن، پاسخ بسیار مثبتی دهند مورد پسند معلمان و ممتحنین قرار خواهدگرفت ، هرچند هیچگونه سنخیت و تطابقی با واقعیت نداشته باشد.تحلیل گران اعلام کرده اند که دانش آموزان ایرانی حتی سوالات خود آزمون را نیز به نحوی پاسخ داده اند که فکرمی کرده اند مصحح سوالات ،آن جوابها را انتظار دارد و مایل به دیدن آن پاسخها است! در واقع دانش آموزان ایرانی در این نظر سنجی فکر و ایده خود را نمایندگی نکرده بلکه تمامی حواس خود را معطوف به گرفتن نمره کرده اند.
وقتی کل نظام ولایت فقیه قصدش پرورش انسانهای مطیع و فرمانبردار و منقاد است که از حق داشتن و ابراز نظر آزاد و مستقل محرومند و در صورت داشتن نظر آزاد و مستقل هم ، توانا به ابراز آن نباشند و میدانی برای ابراز آن نیافته و نتیجه ای جز داغ و درفش نبینند ، و نیز زما نی که کل سیستم 12 ساله آموزشی ایران مبتنی بر تربیت دانش آموز برای قبولی در کنکور است و توان درک دانش آموز تنها با نمره سنجیده میگردد. و تلاش معلم و دانش آموز در طول 12 سال تنها معطوف گرفتن نمره میشود و نه درک و فهم مطلب آموزشی، آیا جز این دو گانگی رفتار را میتوان از دانش آموز آموزش و تربیت یافته در نظام پر تضاد ولایت فقیه انتظار داشت؟!
و اما واقعیاتی که با رتبه 1 دانش آموزان ایرانی در" نگرش به مطالعه" ، تضاد دارند از این قبلیند:
◄تعداد عناوين و تيراژ كتاب در ايران بسيار پايين و يك جلد به ازاي هر ۶ نفر است كه تقريبا معادل يك پانزدهم سرانه كتاب در دنياست.
◄ بازار مطالعه و كتابخواني نيز به تبعيت از وضع توليد و انتشار كتاب، سرد و بي رونق است. در جمعيت ۷۶ ميليوني كشورمان كه قريب به ۳۰ ميليون نفر آنان را افراد زير ۳۰ سال جوان و نوجوان تشكيل مي دهند نرخ مطالعه نسبت به استانداردهاي جهاني بسيار پايين و بين ۸ تا ۱۰ دقيقه است.استانداردهاي جهاني مطالعه بين ۸ تا ۱۰ ساعت است؛ يعني نرخ مطالعه در ايران يك شصتم جهان است و كشور ما از اين نظر در كنار كشورهايي چون بنگلادش و افغانستان قرار مي گيرد. اين در حالي است كه نرخ باسوادي در ايران بسيار بالاتر از اين كشورها و نيز برخي كشورهاي منطقه است
◄تيراژ مطبوعات در ايران كمتر از ۳ ميليون نسخه است و درحالي كه استاندارد جهاني مصرف مطبوعات ۱۰ نسخه براي هر ۱۰۰ نفر است. در بهترين سال ها (۷۶ تا ۷۹) تيراژ مطبوعات معادل ۵ نسخه براي هر ۱۰۰ نفر بوده است.
◄ نرخ جهانی توليدكتاب ، توليد ۴۰۰هزار صفحه در يك ثانيه برآورد شده است درایران در هر ثانيه فقط يك صفحه می باشد. ◄ پژوهشگران در قالب يك مقاله تحقيقى آسيب هاى كتابخانه هاى عمومى كشور به عنوان حلقه مهم كتابخوانى را مورد بررسى قرار داده اند .بر پايه اين تحقيق نگاه به آمار كتابخانه هاى عمومى كشورهاى توسعه يافته و مقايسه آن با ايران نشان دهنده اختلاف شديد ى است كه ذهن هر خواننده ايرانى را به تفكر وا مى دارد.در بخش هايى از اين تحقيق آمده :در سال ۱۹۵۰ در ايالات متحده آمريكا ۷هزار و ۴۷۷ كتابخانه عمومى با مجموع بيش از ۱۴۳ميليون منبع كتابخانه اى وجود داشت،آلمان غربى با دارا بودن ۱۲هزار و ۲۷۵ كتابخانه (۱۲ برابر ايران )و كتابخانه هاى انگلستان داراى ۱۵۶ ميليون و ۷۰۰ هزار جلد كتاب (۱۴ برابر ايران) است.بر اساس همين تحقيق در سال ۱۳۷۹ كشور ايران داراى يكهزار و ۳۸۱ باب كتابخانه عمومى يعنى يك هفتم كشور آمريكا در ۴۹ سال قبل بوده است.
با هم به اقرار 3 تن از مسئولین این نظام به بی کفایتی نظام ولایت فقیه هم درامر آموزش و پرورش و هم در عدم ساماندهی امر مطالعه در سطح ملی نظر افکنیم:
◄صفار هرندی "وزیر " فرهنگ و ارشاد در سومین نشست مدیران کتابخانه های عمومی استان ها ( کتاب نیوز ) :" در حالى كه بايد در كشور حداقل ۱۴ هزار كتابخانه عمومى در دسترس همگان باشد، در حال حاضر تنها يكهزار و هفتصد كتابخانه عمومى موجود است ودر گذشته سرانه مطالعه در كشور ما زيادتر ازامروز بوده است."
◄جواد آرین‌منش عضو کمیسیون فرهنگی و فراکسیون اکثریت مجلس هفتم( ایسکانیوز)،:" کمبود روحیه تحقیق، تجسس و مطالعه در نظام آموزش فعلی از دلایل پایین بودن نرخ مطالعه در جامعه است و متأسفانه نظام آموزش و پرورش کنونی تنها موجب انتقال یکسری محفوظات وسیع و بازپس گیری آن در دانش آموزان و دانشجویان شده است و همین امر موجب شده است تا افراد به مطالعه کتاب‌های درسی خود بسنده کرده و از مطالعه کتاب‌های عمومی و ادبی غافل شوند، به نحوی که بیش از 90 درصد مراجعات افراد به کتابخانه‌ها صرفاً برای مطالعه کتب درسی است. توزیع ناعادلانه امکانات در جامعه نیز از دیگر دلایل کاهش نرخ مطالعه میباشد."
◄ علي‌اكبر اشعري، رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي، در نشست بررسي مسائل نشر و توزيع کتاب در 26 تیر 1386 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، وضعيت كتابخواني در ايران را اسفبار دانسته و معتقد است :" در ايران با رسيدن تيراژ روزنامه‌ها به 300 يا 400هزار مديران نشريه كلاه‌شان را بالا مي‌اندازند. در 20 سال اخير هر سال كه آماري درباره تيراژ كتاب و سرانه مطالعه مي‌دهند، تغيير محسوسي مشاهده نمي شود. نظام آموزشي ما نظام مبتني بر جست‌وجو در منابع ديگر نيست و حداكثر مطالعه خلاصه مي‌شود به شب امتحان، ضمن اين‌كه در انتشار كتاب به نياز جامعه توجه نمي‌شود. "
به این گفته رئیس سازمان اسناد کتابخانه ملی اضافه کنم که از طرف ديگر تنوع و تكثر در بين همين تعداد كتاب منتشره نيز فوق العاده كم است و گروه هاي مختلفي به ويژه نوسوادان و كم سوادان و نيز جوانان و نوجوانان در بسياري از مواقع كتاب مناسب خود را نمی یابند.ازسوي ديگر مسئله دسترسي به كتاب نيز در ايران خود معضلي بزرگ است. نظام اطلاع رساني منظم و دقيقي وجود ندارد، در بسياري از شهرها تعداد كتابفروشي ها از انگشتان يك دست تجاوز نمي كند و اكثرا هم به فروش لوازم التحرير و كتاب درسي مشغولند.
اما درحالی که میدانیم کتاب و کتابخوانی سنگ بنای توسعه فرهنگ و رشد تمدن ها میباشد؛ محرز میشود که مسئول آمار اسفبار فوق که در معرض دید خوانندگان گرامی قرار دادم در کنار دولت ،تک تک آحاد ملتند. همه ما بخوبی می دانیم که" کتاب دستآورد اندیشه فردی یا گروهی است " و مطالعه، انتقال اندیشه و بررسی آن است.اما مطالعه کتاب در جامعه ما به یک فرهنگ عمومی و امر گسترده مبدل نشده است و روحیه کاهلی و تنبلی ،بی تفاوتی ،کمبود وقت و فرصت و مسائل اقتصادی در مطالعه کتاب تاثیر زیادی دارد . برخی از امکا نات در حیطه عمل دولت قرار دارد که عدم پرداختن به آن به کمبود مطالعه در سطح ملی دامن میزند و یا آن را سبب می شود . چنانچ واضح است سیستم آموزشی ما با عملکرد خود به کمبود مطالعه دامن زده است، اغلب کودکان . جوانان کشور ما زمانی که به مرحله "فراغت!" از تحصیل میرسند، ارتباط خود را با کتاب و کتابخوانی کاملاً از دست میدهند؛ چرا که کتابهای درسی عمدتاً غیرجذاب و بیروح است ودر نگارششان هیچ تناسخی با نیازهای مخاطبان در نظر گرفته نشده است.بعضی از فعالان حوزه فرهنگ مهمترین دلیل عدم توجه به مطالعه را در نارساییهای سیستم آموزش رسمی جستجو می کنند و به عقیده آنان بیماری کنکور زدگی مدارس و کلاً سیستم آموزشی ،ما را از تحرک و پویایی انداخته است. قالب های بسته بندی شده ای به نام واحدهای درسی به دانش پژوه تحمیل شده که ارزشگذاریهای یادگیری، میزان پیشرفت تحصیلی، بسته به حفاظت و انتقال دادن دقیق این قالبها توسط دانشجوست. چون در سیستم آموزش ما هدف از تحصیل رفتن به دانشگاه است و آزمونها و سوالات کنکور نیز همانند که در قالب ها آمده اند، دانش پژوه هیچ نیازی به تحقیق و پژوهش نمی بیند و به سمت مطالعه جهت آموختن نمی رود.وضعیت کتابخانه های مدارس نیز در طول 12 سالی که دانش آموز در مدرسه بسر میبرد به این امر دامن میزند.یوسف سدادی، کارشناس ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه گیلان معتقد است:" به گفته متخصصان کتابداری، اگر مسئولان فرهنگی کشور واقعاً بخواهند فرهنگ کتاب و کتابخوانی و مطالعه را در سطح جامعه گسترش دهند، باید دوکار اساسی انجام گیرد: اول آنکه مطالعه دقیق و جامع درباره وضعیت کتابخوانی در ایران انجام دهند و عوامل عدم توسعه کتابخوانی را در جامعه بررسی و تعیین کنند .دوم اینکه پس از انجام این مطالعه جامع، یک طرح ملی با همکاری متخصصان علوم کتابداری و اطلاع رسانی برای توسعه ی فرهنگ کتابخوانی در جامعه طراحی و شرایط لازم و کافی را برای اجرای آن فراهم سازند. بدون مطالعه ، تحقیق و برنامه ریزی اصولی، فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه رونق پیدا نمی کند. زیرا کتابخوانی در جامعه ما با موانع و مشکلات متعددی روبرو است. کتابخانه های مدارس یکی دیگر از موانع توسعه ی فرهنگ کتابخوانی در جامعه است وضعیت اکثر آنها متاثر کننده است و زیر سطح استاندارد های ذیربط می باشد. به گفته "مسعود بهرامی" دبیر یکی از دبیرستهای تهران، اکثر کتابخانه های مدارس در فضایی کوچک ، تنگ و تاریک قرار دارد و کتابهای موجود در آن ها بسیار قدیمی و کهنه و غیر جذاب برای دانش آموزان است. " نیاز سنجی اطلاعات" در کتابخانه های آموزشگاهی انجام نمی شود، مجموعه سازی بصورت متمرکز می باشد و نیازهای اطلاعاتی هر آموزشگاه با توجه به وضعیت جغرافیایی و ... نادیده انگاشته می شوند.نداشتن کتابدار متخصص یکی دیگر از مشکلات کتابخانه های مدارس کشور است."
اما فراموش نکنیم که از مهمترین علل نهادینه نشدن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در کشور، بی توجهی خانواده ها به این امر است. نهادينه كردن فرهنگ مطالعه از بدو كودكي و از درون خانواده صورت میگیرد. برای بالابردن نرخ مطالعه دانش آموزان باید از کودکی بین کودک و کتاب ارتباط و انس برقرار کرد و این از مسئولیتهای مهم والدین است. خانواده مسئول است از همان ابتدای آموزش و تربیت کودکان، آنها را با کتاب آشنا نمایند. چرا که کودکان، بسیاری از رفتارها را از والدین شان تقلید می نمایند و آنها را الگو قرار می دهند . مسلم است که فرزندانی که به ندرت پدر و مادر خود را در خانه کتاب به دست در خاطره دارند و در طول روز بین اعضای خانواده تبادلی در مورد محتوای مورد مطالعه صورت نمیگیرد،دانش پژوه نمیگردند. به عنوان نمونه دکتر مجید ابهری متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر معتقد است: "بر اساس تحقیقات انجام شده 35 درصد زنان خانه دار نمی دانند اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانندو 15 درصد زنان خانه دار تهرانی وقت خود را با تلویزیون و یا تلفن کردن می گذرانند و 10 درصد آنان در کلاس های هنری و آموزشی شرکت می کنند و 55 درصد زنان خانه دار دارای بیش از 2 فرزند نیز به هیچ وجه اوقات فراغتی برای خود متصور نیستند ."
وچه تلخ و دردناك است كه در جامعه اى که بیش از 85 درصد آن خود را مسلمان میدانند افزون بر ۳۵۰ باردر دستورالعمل چگونه زيستنش يعنى قرآن به اهميت علم و دانش اشاره شده باشد و باز امروز شاهد غفلت هاى غير قابل اغماضى در زمینه نقش دادن علم و دانش در زندگی روزمره خود باشیم.
در شماره آینده در پرتو نتایج آزمون پرلز به نفش فقر اقتصادی در عمق و محتوای یادگیری دانش آموزان میپردازم و برر سی مینمایم که آیا وزارت آموزش و پرورش برای مقابله با نتایج اسفبار این آزمون برنامه ای را تدارک دیده است؟