کمیته دفاع از آزادی اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران-پاریس
نامه به کوفی عنان در مورد وضعیت نگران کننده اکبر گنجی
جناب آقای کوفی عنان
دبیر کل سازمان ملل متحد
در سیزدهم اوت گذشته در نامه ای خطاب به شما نگرانی عمیق خود را نسبت به سلامت روزنامه نگار ایرانی اکبر گنجی، که در آنزمان شصت و پنجمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کرد، ابراز داشتیم.
در آن هنگام رسانه های جهانی و سازمان های مدافع حقوق بشر، چون دیده بان حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، پیوسته افکار عمومی را از وضعییت این روزنامه نگار، که از سال 2001 تا کنون در زندات بسر می برد، آگاه می ساختند.
اکبر گنجی نزد افکار عمومی جرمی جز برملا کردن مسئولییت بلند پایگان رژیم حاکم بر ایران در قتل های زنجیره ای روشنفکران ایرانی در پائیز 1998 ندارد.
در پی در خواست شخص شما، در نوزدهم اوت گذشته، برای آزاد ساختن اکبر گنجی و فشارهای بین المللی در این زمینه، مقامات قضائی تهران به روز نامه نگار اعتصابی، نزدیکان و وکلایش چنین وانمود کردند که وی را، در صورتیکه دست از اعتصاب غذا بکشد، آزاد خواهند ساخت. اما پس از آنکه اکبر گنجی اعتصاب غذای خود را شکست، یه جای رها کردن وی، او را که در نهایت فرسودگی جسمی بود، از بیمارستان به زندان منتقل کردند. بر طبق اطلاعات به دست آمده از خانواده او و نیز گزارشگران بدون مرز، گنجی در بند 2-الف زندان اوین در سلول انفرادی به سر می برد. همسر او خانم شفیعی به دنبال تنها ملاقاتی که 52 روز پس از انتقال وی به زندان با او داشته اعلام کرده است که وضع جسمی وی بسیار بدتر از آنچه او می پنداشته می باشد. وی افزون بر تحمل حبس انفرادی زیر شکنجه های جسمی نیز قرار داشته است.
جمهوری اسلامی یکبار دیگر نشان داد که تا چه حد نسبت به خواست و داوری جامعه بین المللی بی اعتناست و آنرا خوار می شمارد.
آقای دبیر کل
ما بیش از هر زمان دیگری نسبت به سرنوشت این روزنامه نگار که در پی بیش از دو ماه اعتصاب غذا جانش در معرض مخاطره جدی قرار دارد نگرانیم و یکبار دیگر شما را مخاطب قرار می دهیم و مصرانه از شما در خواست می کنیم که مسئولییت مقامات قضائی جمهوری اسلامی را به آنها خاطر نشان و آزادی اکبر گنجی را از آنان طلب کنید.
با تقدیم بهترین احترام ها
کمیته دفاع از آزادی اکبر گنجی و زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران-پاریس
4آبان 1384
26 اکتبر 2005
شكایت همسر گنجی از تیم ویژه دادستان تهران
امروز: معصومه شفیعی همسر اكبر گنجی،در پنجاه وهفتمین روز بازگشت این روزنامه نگار از بیمارستان میلاد به انفرادی زندان اوین و در چهاردهمین روز ازبی خبری مجدد از وضعیت وی با انتشار نامه ای خبر داد كه شرح وضعیت گنجی را برای رسیدگی به تخلفات انجام شده توسط تیم ویژه دادستانی در قبال وی را به ریاست قوه قضائیه ارسال كرده است.
متن كامل این نامه كه برای سایت امروز نمابر شده در ادامه می آید:
بسمه تعالی
در روز یك شنبه 8/8/84 در نامه ای خطاب به آقای هاشمی شاهرودی-ریاست محتر قوه قضائیه- شكایت خویش رانسبت به ضرب وشتم همسرم- آقای اكبر گنجی- توسط تیم ویژه دادستانی، هنگام انتقال ایشان به زندان انفرادی ومحرومیت از امكانات پزشكی-دارویی علی رغم نیاز مبرم به آن، به حوزه ریاست قوه قضائیه تحویل داده وثبت نمودم.
در این شكایت، رسیدگی فوری و اقدام عاجل ایشان نسبت به موارد خلاف قانون مذكور ومعرفی آمران وعاملان این شكنجه ها را خواستار شدم.
با توجه به شرایط جسمانی آقای گنجی بعد از این شكنجه ها، عدم دارو ودرمان و پنهان نمودنایشان از چشم دیگران،امید وارم آقای شاهرودی به حساسیت موضوع توجه نموده و بدون فوت وقت به وظیفه شرعی و قانونی خویش عمل نماید.
معصومه شفیعی
9/آبان/1384
نامه آیت الله منتظری به معصومه شفیعی:
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهر ارجمند خانم معصومه شفیعی دام توفیقها
پس از سلام و آرزوی قبولی طاعات و اظهار همدردی ; نامه مورخه 1384/8/4 شما را در مورد همسر مظلومتان آقای اكبر گنجی خوانده و بسیار متأثر شدم .
انقلاب اسلامی و تشكیل جمهوری اسلامی برای این بود كه ارزش های اسلامی محقق گردد و از ظلم و تجاوز اجتناب شود، ولی متأسفانه اینگونه عمل نشد. اینجانب بارها اعلام كرده ام كه در صدر اسلام هیچگونه زندانی سیاسی وجود نداشت و زندانی نمودن افراد به اتهامات سیاسی ، ظلمی است فاحش و اگر به نام اسلام انجام شود بدعت و خلاف شرع میباشد.
اینجانب به عنوان كسی كه در پیروزی انقلاب نقش داشته از ظلمی كه به شما و امثال شما در این جمهوری میشود احساس شرمندگی میكنم .
امیدوارم در این ماه مبارك رمضان تحولی در مسئولین امر پیدا شده و در كارهای خود تجدیدنظر نمایند و بیش از این اجازه ندهند با زندانیان در بند اینگونه ظلم و ستم شود و از قرار دادن خود و دیگران در معرض هلاكت پرهیز نمایند.
(واتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منكم خاصة(.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
1384/8/6
حسینعلی منتظری
11/8/84
تقدير معصومه شفيعي از آيت الله منتظري
بسمه تعالي
حضرت آيت الله العظمي منتظري
مرجع عاليقدر جهان تشيع!
با سلام و عرض ادب،
نامه محبت آميز حضرتعالي را كه از سر احساس مسئوليت و نگراني به زندگي و سلامت آقاي گنجي و خانواده وي بود، دريافت نمودم. چشمان نگرانم كه سراسيمه منتظر رسيدن ياري و فريادرسي بود پر از اشك شد و ديگر بار احساس كردم كه تنها نيستم، حرارت و شوري وجودم را فرا گرفت و از اينكه ديدم در شرايط و انفساي كنوني كه به قول زنده ياد اخوان ثالث: " سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است، كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را ... كه سرما سخت سوزان است"، مبارز و حقگويي سترگ با روحي بزرگ، مانند هميشه، پاسخي در خور، عنايت كرد، بي نهايت مسرور شدم.
در شرايط دشواري كنوني و در زماني كه خود سانسوري، نه تنها مطبوعات، بلكه شخصيت هاي حقيقي و حقوقي از جمله علماي ديني - كه مردم را به حقگويي و پيروي از عدالت حضرت علي (ع) و شجاعت و شهامت حسين بن علي (ع) در صحراي كربلا فرا مي خوانند را در برگرفته، صراحت بيان و كلام شما و احساس مسئوليتي كه نسبت به مظلومان از جمله آقاي گنجي ابراز داشتيد، مرا اميدوار ساخت كه ديگر مراجع و علماي ديني نيز سكوت را شكسته و وظيفه خود را در مقابله با ظلم و بي عدالتي كه در حق شما و ما و ديگراني چون شما و ما مي رود ادا كرده، براي فرداي قيامت بار مسئوليت خويش را سبك سازند، كه طبق آموزه هاي ديني: هر كه فرياد "يا للمسلمين" مظلومي را بشنود و به ياريش نشتابد، مسلمان نيست.
حضرت آيت الله العظمي!
من نمي دانم كه آيا ديگر مراجع تقليد، زنداني كردن، آزار و شكنجه منتقدان سياسي را مورد تاييد اسلام مي دانند يا خير؟ حضرات مراجع تقليد، مسئول و مرجع مستقيم پاسخگويي به سوالات ديني مسلمين هستند و واجب است به اين سوال پاسخ دهند كه آيا در اسلام شكنجه جايز است يا خير؟ اگر هست صراحتاً بفرمائيد و اگر نيست چرا آن را محكوم نمي كنند؟
در باب ظلم هاي حكومت ستم شاهي پهلوي، در شعارهاي انقلاب اسلامي گفته مي شد كه " سكوت هر مسلمان، خيانت است به قرآن" من نمي دانم كه آيا ظلم با ظلم متفاوت است؟ نمي دانم كه آيا ظلم اسلامي در فرهنگ ديني علماي دين جايز است يا اينكه ظلم در تمامي اشكال خود مورد لعن و نفرين دين مبين است؟
بار ديگر از بزرگواري، بزرگ منشي، شجاعت و حق طلبي در خور حضرتعالي تقدير و تشكر مي كنم و اميدوارم اقدام شايسته شما در رفع رخوت كنوني علماي ديني تاثير مثبت گذاشته و آن با محكوم نمودن ظلم و ظالم، تقيد و مسئوليت خويش را نسبت به ارزش هاي اصيل اسلامي اثبات نمايند.
با تقديم احترام
معصومه شفيعي
سه شنبه 10/8/84
مصادف با پنجاه و هشتمين روز
زندان انفرادي آقاي گنجي و پانزدهمين
روز بي خبري مجدد ما از زندگي و سلامت وي
نامه همسر اكبر گنجی به آیت الله شاهرودی
خبرگزاری كار ایران
معصومه شفیعی همسر اكبر گنجی در نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه از آنچه كه آن را نحوه برخورد باهمسرش خوانده است، شكایت كرد.
همسر اكبر گنجی با ارسال نمابری به خبرگزاری كار ایران (ایلنا) تصریح كرد: در نامه به رئیس قوه قضائیه خواستار رسیدگی فوری و اقدام عاجل آیت الله شاهرودی در جهت رسیدگی به مشكلات همسرم شده ام كه امیدوارم رئیس قوه قضائیه با توجه به وضعیت حساس گنجی به این موضوع رسیدگی كند.
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
در رابطه اعمال ضد انسانی بر علیه اکبر گنجی
پپس از 52 روز بي خبري مطلق از روشنفکر شجاع ايرانی اکبر گنجي با کمال تاسف و تاثر با خبر شديم که در اين مدت عمال اقتدارگرايي در زندان اوين اين دگرانديش را مورد بدترين و مخوف ترين شکنجه ها قرار داده اند. اعمال ضد انساني تيم بازجويي وي که بي شک در هماهنگي کامل با ميل اربابان قدرت غير دموکراتيک مي باشد به حدي است که دل هر انسان آزاده اي به درد مي آورد. شکنجه هايي از قبيل ضرب و جرح شديد، گرسنگي، عدم ارائه داروهاي مورد نياز و... نشان از آن دارد که در برخورد با اين زنداني سياسي رعايت حداقل حقوق انساني نشده است. برخوردهايي که نشان از آن دارد حاکميت در پي پيش بردن پروژه مرگ تدريجي و بي سرو صداي اکبر گنجي مي باشد تا بار ديگر خاطره قتل هاي فجيع زنجيره اي را در اذهان زنده نمايد. اين زنداني آزادي خواه که زماني به تاباندن نور به تاريکخانه اشباح قتل هاي زنجيره اي مشغول بود، اکنون طعمه اين تاريکخانه شده است. انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي امير کبير ضمن محکوم نمودن اين حرکت رشت و غير انساني و ابراز همدردي با خانواده اکبر گنجي موارد زير را در اين خصوص به استحضار مي رساند:
1 - حاکميت پس از برگزاري خيمه شب بازي انتخابات رياست جمهوري و يکپارچه سازي حاکميت، در حالي که مست از باده قدرت شده است، بي هيچ ملاحظه اي در برابر مخالفين خويش پا بر روي اصول اوليه انساني و اخلاقي نهاده است و بي هيچ پرده پوشي در حال قلع و قمع ايشان مي باشد تا مگر از اين طريق بتواند صداي تمام مخالفين خويش را حداقل در داخل کشور با ايجاد جو رعب و وحشت، خاموش نمايد. در جايي که با اکبر گنجي که توجه تمام مجامع بين المللي معطوف به وي شده است بي هيچ پرده پوشي اين گونه رفتار مي شود، مشخص نيست با زندانيان آزادي خواه و نسبتا گمنامي که در چنگال جمهوري اسلامي اسير هستند چگونه برخورد خواهد شد. در اين زمينه قابل ذکر است اين گونه حرکات مذبوحانه جريانات تاريکخانه اي راه به جايي نمي برد و محکوم به شکست است. جنبش آزادي خواه ايران، که جنبش دانشجويي بخشي از بدنه پوياي آن مي باشد، در برابر اين گونه حرکات ساکت نخواهد نشست و به حاکميت اجازه چنين گستاخي هايي را نخواهد داد. انجمن اسلامي دانشگاه امير کبير خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط اکبر گنجي و اعاده حيثيت از وي و خانواده محترمش مي باشد.
2 - جرياني که در اين سال ها به دروغ خود را نماينده اپوزسيون مي خواند ماهيت فرصت طلب و اخلاق گريزش در سير جرياناتي که از خردادماه گذشته تا به امروز رخ داده است، به وضوح به نمايش گذارده است و نشان داده است که شايستگي يدک کشيدن اين نام را ندارد. جرياني که در زمان اعتصاب غذاي گنجي، بدون پايبندي بي هيچ اصول اخلاقي صرفا به دنبال کسب قدرت از طريق شرکت در انتخابات بود و هر روز حداقل هاي خود را براي شرکت در انتخابات تعديل مي کرد تا آن جا که به پياده نظام حاکميت در انتخابات بدل گشت، در آن زمان بي هيچ توجهي به فشاري که بر گنجي و خانواده وي وارد شده بود، با حاکميت مستبد هم داستان شد اکنون نيز جامه عافيت به تن کرده و پاي مصلحت در هم کشيده، نقض آشکار حقوق بشر به نظاره نشسته، نماد دموکراسي خواهي ايران را رها کرده و بي صبرانه در جلسات بي ثمر جبهه دموکراسي خواهي شرکت مي جويد. جايگاه رفيعي که توسط بازرگان ها و سحابي ها، اين رادمردان عرصه اخلاق، اين جريان کسب کرده بود، امروزه در نبود ايشان از عرش به فرش انداخته شده است. جنبش دانشجويي ضمن اعتراض شديد به اين گونه جريانات، هشدار مي دهد در صورت تداوم اين وضعيت، دانشجويان حرکات اين جريان را به نقد کشيده و به مثابه ديده بان جامعه مدنی به روشنگری در خصوص رويکرد فرصت طلبانه آنان به روند دموکراسی خواهی خواهد پرداخت.
در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير ضمن درخواست از تمامی آزاديخواهان و به خصوص همراهان و فعالين جنبش دانشجويی برای سامان دادن حرکت اعتراضی هماهنگ و افشا شرايط غير انسانی گنجی در زندان اعلام مي دارد در روزهاي آينده در قالب برنامه اي در صحن دانشگاه اعتراض شديد خود را نسبت به آن چه بر نماد دموکراسي خواهي ايران، اکبر گنجي، در اين مدت از طرف دوست و دشمن رفته است نشان خواهد داد تا بر باد بودن سودای خام عاليجنابان خاکستری در فروکشتن صدای آزاديخواهانه اکبر گنجی بر همگان عيان گردد
ضرب و شتم شديد گنجی در انفرادی
*معصومه شفيعی: آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفرى بر سر گنجى ميريزند و طى يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طورى كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقى بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالى كه الفاظى بسيار ركيك و زننده به كار ميبردند
به نام خدا
ايام، ايام سوگوارى اسوه عدالت و تقوي، ياور يتيمان، غمخوار بى پناهنان و احياگر حقوق پايمال شده مظلومان، حضرت على(ع) است. به سوگ كسى نشستهايم كه يكى از دغدغههايش در واپسين دم حيات، بى عدالتى در حق قاتلش بود: "او به من يك ضربت زد، شما نيز به او يك ضربت بزنيد." از روح بزرگش استمداد ميكنيم و در برابر حقانيت و ابهت نظر و عملش سر تعظيم فرود ميآوريم.
دوستان، سروران! بنا نداشتم در اين ساعات ملكوتي، مزاحم اوقاتتان شوم و با سخنان ملال انگيزم، بارى هر چند خُرد بر دوشتان بگذارم، اما چه كنم؟ وقتى كارد به استخوان ميرسد، وقتى بعض در گلو ميشكند و تو نميخواهى فرزندت، شريك اين سيل اشك باشد، وقتى همه درها را بسته ميبيني، وقتى هر چه بيشتر تلاش ميكنى كمتر نتيجه ميگيري، وقتى شاهد ذره ذره آب شدن و از دست رفتن عزيزت و شريك همه هستيات هستى و جز او چيزى براى از دست دادن نداري، وقتى سخن حقات را همه تأييد ميكنند ولى ياراى ياريت را ندارند، وقتى كه لحظه لحظة زندگيت، خوابت، خوراكت از نگرانى و اضطراب پُر ميشود، وقتى كه خود را در انتهاى خط ميبيني، آنگاه مثل من ميشوى و مثل من تصميم ميگيرى.
اميد داشتم كه در ليالى قدر، آقاى گنجى را روانه منزل كنند تا دل خانوادهاش شاد شود، مخصوصاً دل مادر پرپر، بيمار و غمگينش، ولى اين كار را نكردند. اميد داشتم كه بعد از 52 روز كه او را ملاقات ميكنم، دلشاد شوم، نيرو بگيرم و دست پر به منزل برگردم و با لبى خندان كل ملاقات را براى بچهها تعريف كنم تا آنها نيز در شاديم شريك شوند، ولى نشد.
دوستان! واقعيت اين است كه روز دوشنبه 25/4/84 بعد از 52 روز بى خبرى محض، به همراه مادر آقاى گنجى و وكيل ايشان ? آقاى دكتر مولايى- به ملاقات رفتم. وقتى گنجى را ديديم در نگاه اول او را نشناخيتم؛ بسيار نحيف و تكيده شده، با موها و ريشى ژوليده و بلند.
همه گريه ميكرديم او نيز ما را همراهى ميكرد. چيزهايى كه او براى ما تعريف كرد دلمان را ريش و آه همه ما مخصوصا مادر ايشان را دو چندان كرد. آقاى گنجى اينگونه تعريف كرد كه:
دو سه روز بعد از آخرين ملاقات ما - چهارم شهريور- در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتى دستگاه قضايى كاغذ و خودكار براى گنجى مى آورند و از او مى خواهند كه كتباً مانيفست جمهوريخواهى و پاسخ نامه آيت ا... منتظرى و آقاى دكتر سروش را پس بگيرد؛ او قبول نميكند؛ در مرحله بعد از او ميخواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نميكند؛ در مرحله آخر به او ميگويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،هيچ حرفى نزنى و هيچ مصاحبه اى نكني؛ گنجى باز هم زير بار نميرود. سپس آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفرى بر سر گنجى ميريزند و طى يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طورى كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقى بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالى كه الفاظى بسيار ركيك و زننده به كار ميبردند، ميگفتند: كسى كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان ميكنيم. ماجرا به همين جا ختم نميشود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتى" ناميده ميشود به آقاى گنجى ميگويد ميخواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادى كه ضرب و شتم گنجى را به عهده داشتند، براى ترخيص او ميآيند. گنجى اعتراض ميكند، سماواتى ميگويد: "اينها ميخواهند از تو دلجويى و عذرخواهى كنند" لذا گنجى را از بيمارستان سوار ماشين ميكنند به بزرگراه چمران كه ميرسند يكى از ماموران از صندلى جلو به عقب ميآيد و روى پاهاى گنجى مينشيند به او چشم بند ميزنند و در حالى كه فحاشى ميكردند دستهاى او را به صورت قپانى از پشت دستبند ميزنند. دستبند قپانى زدن باعث آسيب ديدگى شديد كتف چپ آقاى گنجى مى شود. با وجود در رفتگى و درد شديد كتف او را به درمانگاه نميبرند، بلكه به بند انفرادى 2 الف ميبرند، به او دارو هم نميدهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهدارى را به بند 2 الف مى آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپى كند.
عزيزان! فرصت ملاقات محدود و بيشتر به گريه و زارى گذشت. من نميدانم چگونه با او رفتار كردهاند كه وزنش به 51 كيلوگرم و فشار خونش به 5/7 روى 5 رسيده است.
حال و روز گنجى بسيار بدتر از زمانى است كه در بيمارستان ميلاد بود. در آخرين ملاقاتى كه در چهارم شهريور با او در بيمارستان داشتيم نسبتاً رو به راه شده بود و با تغديه، بسيارى از مشكلاتى در حال حل شدن بود. زندان، موظف به تغذيه و دارو_ درمان زندانى است چرا مدتهاست در زندان انفرادى به او غذا نميدهند و هيچ ملاقاتى ندارد؟ چرا از دادن داروهايش به او خوددارى ميكنند؟ مگر مسئولين زندان موظف به رعايت حقوق انسانى زندانى نيستند؟
دوستان! ميدانم كه شما نيز مثل من كارى از دستتان برنميآيد فقط ميخواهم از ظلمى كه بر ما ميرود، مطلع باشيد. مسبب و مسئول اصلى اين وضعيت، كسانى هستند كه طرف اصلى انتقادات گنجى بودند و هستند.
برايش دعا كنيد و از روح بزرگ پرچمدار عدالت، على (ع) گشايش و فرجى بجوييد.
با تقديم احترام
معصومه شفيعى
4/آبان/84
11/8/84
نامه فدراسيون بين المللي حقوق بشر و سازمان جهاني مبارزه عليه شکنجه: دولت ايران حقوق گنجي را تضمين کند
"فدراسيون بين المللي حقوق بشر" [به نايب رييسي دکتر عبالکريم لاهيجي حقوقدان ايراني] و "سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه" ، دو سازمان تاثير گذار جهاني در زمينه دفاع از حقوق بشر، با ارسال نامه اي مشترک خواستار آزادي "سريع" و "بي قيد و شرط" اکبر گنجي، روزنامه نگار دربند ايراني شدند.
متن اين نامه، که خطاب به محمود احمدي نژاد، رييس جمهور نوشته شده، به شرح زير است:
"حضور رياست محترم جمهوري،
برنامه نظارت بر حمايت از مدافعين حقوق بشر که برنامه اي مشترک از فدراسيون بين المللي حقوق بشر و سازمان جهاني مبارزه برعليه شکنجه مي باشد، نگراني هاي شديد خود را در خصوص ادامه بازداشت، بدرفتاري و شکنجه بر روي آقاي اکبر گنجي روز نامه نگار "صبح امروز" و مدافع حقوق بشر ابراز مي دارد.
آقاي اکبر گنجي درآوريل سال 2000 دستگير شد و در ژوئن 2001 به جرم"تهديد مقامات ملي و شعار برضد ارزش هاي دولت اسلامي" به 6 سال زندان محکوم گرديد.
وي به اتهام فاش نمودن جزئيات قتل انيشمندان و مخالفين حکومت در اواخر سال 1998 و به جرم متهم نمودن برخي ازسياستمداران که در اين مساله دست داشتند، بازداشت شد.
آقاي اکبر گنجي به منظور اعتراض نسبت به دستگيري خود اقدام به اعتصاب غذا نمود واز تاريخ 11 ژوئن تا 22 اوت 2005 به بيمارستان منتقل شد. از وزن وي در اين مدت 25 کيلوگرم کاسته شد و از آن پس نيز بهبود نيافت.
برنامه نظارت اخيرا مطلع گرديده است که آقاي گنجي در طي 2 روز بستري خود در بيمارستان، با هدف اين که از ديدگاه هاي خود صرف نظر کرده و وفاداري و تابعيت خود را از رهبر عالي نظام اعلام نمايد، مورد شکنجه و بدرفتاري قرار گرفته و متعاقباً، پس از مخالفت با پذيرش اين مساله، در تاريخ 3 سپتامبر 2005 مجددا به زندان اوين برگردانده شده است.
درطي انتقال وي، چشمان او در ماشين بسته شده و فردي که او را همراهي مي کرده گلويش را به منظور ايجاد ترس فشار داده است.
از آن پس آقاي گنجي در سلول انفرادي در يک قسمت اختصاصي از زندان اوين حبس شده است. قابل يادآوري است که گروه نظارت بر "بازداشت هاي خودسرانه" ا طرف سازمان ملل در ديدارخود از ايران به تاريخ فوريه 2003 توسط نيروهاي امنيتي از ورود به اين قسمت منع شدند؛ و در نتيجه نتوانستند از اين "زندان در زندان"، که در آن اکثر زندانيان سياسي حبس هستند، بازديد کنند.
به آقاي گنجي فقط اجازه يک ملاقات در تاريخ 17 اکتبر 2005 داده شده است که در آن همسر، مادر و وکيل او حضور داشته اند. وضعيت جسماني و روحي او بسيار وخيم است و برنامه نظارت نگران وضعيت وي مي باشد.
بازداشت مستبدانه آقاي گنجي، خشونتي آشکار از مجموعه اعمال ناقض حقوق بشر جمهوري اسلامي است که به طور جدي اعتبار اين کشور را لکه دار مي کند. برنامه نظارت خاطرنشان مي سازد که در 16 سپتامبر 2005 گزارشگر ويژه آزادي بيان از سازمان ملل، از جمهوري اسلامي خواسته است که وي را بدون هيچ گونه تاخيري آزاد نمايد. در گذشته، در تاريخ 15 ژوييه 2005، گزارشگران ويژه حق سلامتي و حق آزادي عقايد و بيان و نماينده مخصوص دبير کل مدافعين حقوق بشر و رئيس گروه نظارت بر بازداشت هاي خودسرانه به طور هماهنگ از دولت ايران درخواست کرده بودند که حقوق آقاي گنجي را تضمين کند و وي را از حق آزادي خود محروم نکند.
برنامه نظارت، از شما به عنوان رئيس جمهور ايران انتظار دارد که سريعا از همه نظر، وضعيت بي عيب و نقص روحي و بدني آقاي گنجي را ضمانت کرده و اطمينان دهيد که وي هر چه سريعتر و بدون هيچ گونه شرط و شروطي آزاد گردد؛ و همچنين اجازه فرماييد کليه فوريت هاي پزشکي بنابر احتاجات وي سريعا فراهم شود.
اميد اين که به کليه اين ملاحظات و درخواست ها جامه عمل بپوشانيد."
از سایت گویا نیوز
پنجشنبه 12 آبان 1384
شکنجه اکبر گنجی برای عدول از عقایدش؛ وکیل او نیز بطور خودسرانه حبس شده است، ديده بان حقوق بشر
(نیویورک، دوم نوامبر 2005) اکبر گنجی روزنامه نگار و ناراضی سیاسی زندانی گفته است ماموران قوه قضائیه وی را مورد شکنجه قرار داده اند تا نوشته های خود را نفی و رد کند. دیده بان حقوق بشر امروز نسبت به سلامت جسمانی گنجی ابراز نگرانی جدی کرد و از حکومت ایران خواست او را فورا و بدون هیچ قید و شرطی آزاد کند.
دیده بان حقوق بشر همچنین متذکر شد حکومت ایران مسئول هر گونه صدمه ای است که به سلامت گنجی وارد شود. گنجی از آوریل سال 2000 تاکنون در زندان بسر می برد.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر گفت: "گنجی در وضعیت به شدت خطرناکی به سرمی برد." وی افزود: "مسئولین برای آنکه گنجی نوشته های خود را پس بگیرد، فشار زیادی به او وارد می کنند."
قوه قضائیه از سوم سپتامبر تاکنون گنجی را در سلول انفرادی بند ویژه ای بنام الف-2 در زندان اوین تهران محبوس کرده است. مقام های مسئول به جز یک مورد ملاقات بسیار کوتاه معصومه شفیعی همسر گنجی و یکی از وکلای وی در 18 اکتبر، تاکنون از دیدار خانواده و وکلایش با او جلوگیری کرده اند. همسر گنجی پس از این ملاقات کوتاه نامه ای حاوی اظهارت گنجی درباره جزئیات سوءرفتار مقام های قوه قضائیه با او منتشر نمود.
علاوه براین، قوه قضائیه یکی از وکلای گنجی بنام عبدالفتاح سلطانی را در 30 ژوئیه گذشته زندانی کرد. از آن زمان تاکنون سلطانی بدون هیچ اتهامی در حبس و بخشی از آن در سلول انفرادی بسر برده است. سلطانی یکی از بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر می باشد که یک سازمان مستقل در زمینه حقوق بشر است.
قوه قضائیه در ژوئیه 2001 گنجی را به خاطر نوشته های انتقاد آمیزش از حکومت به شش سال زندان محکوم کرد. در محکومیت وی به مواردی نظیر "اقدام علیه امنیت ملی،" و "انتشار اکاذیب" اشاره شد. گنجی پیش از آن مقالاتی منتشر نموده بود که در آنها مقام های عالی حکومتی را متهم به دست داشتن در قتل های زنجیره ای نویسندگان و روشنفکران در سال 1998 کرد. وی همچنین "مانیفست جمهوریخواهی" را در انتقاد از نظام حکومتی ایران نگاشت و منتشر کرد.
عبدالفتاح سلطانی یکی از اعضای تیم حقوقی پرونده های مهم نقض حقوق بشر است. قوه قضائیه پس از دستگیری سلطانی، وی را به مدت 42 روز در سلول انفرادی محبوس کرد. مقام های مسئول تاکنون به سلطانی اجازه ملاقات با وکلایش را نداده اند.
استورک گفت: "قوه قضائیه سلطانی را به عنوان هشداری به سایر وکلا و مدافعین حقوق بشر محبوس کرده است." وی افزود: "حکومت ایران جو رعب و وحشت ایجاد می کند تا جامعه حقوق بشر را فلج نماید."
دیده بان حقوق بشر از آیت الله محمود شاهرودی ریاست قوه قضائیه ایران خواست اکبر گنجی و عبدالفتاح سلطانی را بدون هیچ وقفه ای آزاد کند.
جمعه 6 آبان 1384
شکنجه اکبر گنجی در بیمارستان، گزارش سازمان عفو بین الملل
خبرنامه گویا - در اطلاعیه ای که روز پنج شنبه توسط سازمان عفو بین الملل منتشر شده، این سازمان نگرانی عمیق خود از گزارش های حاکی از شکنجه و بد رفتاری با اکبر گنجی توسط ماموران امنیتی در بیمارستان میلاد تهران را اعلام کرده است.
این سازمان از دولت ایران خواسته است که به سرعت در مورد این مدعیات تحقیق کند و دسترسی به آزمایشات و نیازهای پزشکی اکبر گنجی را با دادن امکان انتخاب پزشک مستقل و مورد نظر وی، فراهم کند.
عفو بین الملل از آنجا که معتقد است اکبر گنجی منحصرا بخاطر بیان صلح جویانه باورهایش زندانی است، درخواست خود را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط گنجی تکرار می کند.
دویچه وله ( صدای آلمان )
31.10.2005
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
معصومه شفيعى / "شرمندگی متوجه مسئولین سیاسی ایران است، نه شخصیت بزرگواری مثل آیتاله منتظری"
سازمان عفو بينالملل خواستار آزادى بدون قيد و شرط اكبر گنجى شد.
معصومه شفيعى پس از ۵۲ روز بىخبرى از همسرش اكبر گنجى نويسنده و روزنامهنگار منتقد جمهورى اسلامى، بالاخره توانست همسر خود را ملاقات كند. به اين شكل مسئله اكبر گنجى كه در اين ملاقات پرده از شكنجه خود توسط تيم دادستانى برداشته بود، دوباره ذهن مدافعان حقوق بشر و آزادى بيان را متوجه خود كرد، تا آنجا كه اكنون سازمان عفو بينالملل نيز خواستار آزادى بدون قيد وشرط اين روزنامهنگار شده است. پاسخهاى معصومه شفيعى همسر گنجى به پرسشهاى صداى آلمان، در رابطه با تلاشهاى اخير براى آزادى اكبر گنجى.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
دویچه وله: خانم شفیعی، همسر شما آقای اکبر گنجی از ضرب و شتم خودشان توسط تیم دادستانی با شما صحبت کردهاند. با توجه به اینکه آقای یوسف مولايی، وکیل همسرتان هم، به همراه شما شاهد بودند که آقای گنجی از شکنجهی خودشان صحبت کردند، آیا از دست ایشان هم کاری برای رسیدگی به شکنجهی آقای گنجی ساخته نیست؟
معصومه شفیعی: من خودم دیروز این را مکتوب کردهام. آن اطلاع رسانی اولیه بعد از ملاقات ما با آقای گنجی خطاب به آقای شاهرودی بود که ما این اطلاعیه را نوشتیم و تمامی بلاهایی که به سر آقای گنجی آمده برای آقای شاهرودی شرح دادیم که ایشان در جریان مسایل قرار بگیرند. دیروز هم، من یک شکایتی تنظیم کردم و بردم دفتر ایشان، به حوزه ریاست قوه قضاییه و این را ثبت کردم. شکایت کردم ازاینکه ایشان را در بیمارستان شکنجه کرده اند، از اینکه در زندان انفرادی بسر میبرد. چون علی رغم مسایل قانونی زندانی ای که دوران محکومیتاش را طی میکند باید در بند عمومی باشد، ولی ایشان در بند انفرادی ست، در بند ۲ الف، و همانطور که آقای سلیمانی رییس کل زندانهای تهران هم گفتهاند، ایشان در بازداشتگاه اوین بسر میبرد. یعنی اینها خودشان رسما تایید کردهاند که ایشان دربند عمومی نیست. من تمامی این موارد را، با اینکه ایشان هيچ امکان و هیچ دسترسی به امکانات درمانی و بهداشتی ندارد، خدمت آقای شاهرودی در آن شکایت نامه ای که نوشتم همه را آورده ام و از آقای شاهرودی خواستهام بدون فوت وقت و خیلی سریع به این مسئله رسیدگی بکنند. چون در زندان انفرادی، دور ازچشم دیگران، اگر این مسئله مورد رسیدگی قرار نگیرد، اگر مسئولین امرهیچ واکنشی نسبت به آن نشان ندهند، امکان تکرار این فجایع در انفرادی، بازهم، هست و با توجه به حال و روز آقای گنجی معلوم نیست پیامد این مسایل چه خواهد بود. لذا من فکر میکنم در مورد اقداماتی که آقای مولایی از دستشان برمیآید، بهتر است با خودشان صحبت کنید و حتما این موضوع را نیز، شما در نظر دارید که جو کنونی کشور جو بسیار سنگینی ست و اینها که حتا در عرصهی بین المللی نسبت به مجامع حقوق بشر و نسبت به کسانی که به آنها تعهد دارند هیچ احساس مسئولیتی نمیکنند و هیچکدام از تعهدات خودشان را انجام نمیدهند، پس در داخل کشور خیلی راحتتر اینکار را میتوانند انجام بدهند.
دویچه وله: خانم شفیعی، به وضعیت بین المللی اشاره کردید. سازمان عفو بینالملل هم، همانطور که مطلع هستید، خواستار آزادی بی قید و شرط آقای گنجی شده است. آیا این مسئله هیچ انعکاسی در ایران داشته و یا در مثلا خبرگزاریها؟
معصومه شفیعی: در داخل تمام مطبوعات و خبرگزاریها را تهدید کردهاند که هیچ خبری در مورد زندانیان سیاسی و از جمله آقای گنجی درج نکند. اگر شما به مطبوعات ما مراجعه کنید، این مسئله را کاملا احساس میکنید. هر نوع خبری که بنوعی بخواهد اطلاع رسانی بشود و هر ظلم و جنایتی که در زندانها و در حق مردم این جامعه میشود انعکاساش در روزنامهها بکلی ممنوع است. اگر روزنامهها اینگونه مسایل را منعکس بکنند، هم مدیر مسئولش احضار میشود، هم نویسنده و کلا روزنامه تعطیل میشود. لذا، یک خود سانسوری عجیبی در داخل کشور وجود دارد. و خبر این مسئله را هم، که دقیق نمیدانم کجا آن را دیدهام، يا در اینترنت و یا در یکی از روزنامهها خواندم. در واقع میخواهم بگویم این اخبار یا اصلا انعکاس ندارد یا در دو سطر بسیار ریز در یکی از صفحات وسط روزنامهها، جایی که اصلا به چشم نمیآید درج میشود. این جو سنگینی ست که آقایان در داخل کشور ایجاد کردهاند و شما فکر کنید که حال و روز ما، با توجه به مظالمی که بر ما وارد میشود، با توجه به این وضع سنگین چگونه خواهد بود.
دویچه وله: خانم شفیعی، شخصیت مذهبی صاحب نفودی مثل آیت اله منتظری هم نسبت به نامهی اخیر شما عکس العمل نشان دادند و خطاب به شما نامه ای نوشتهاند. شما این نامه را دریافت کرده اید قطعا، درست است؟
معصومه شفیعی: بله.
دویچه وله: چون این نامه حتا در سایت اینترنتی "امروز" که از سایتهای معروف جریان موسوم به "اصلاح طلب" است هم نیامده است، سوال من اینست كه آیا نامهی آیتاله منتظری هم، بعنوان یک چهرهی شاخص مذهبی، هیچ بازتابی در ایران نداشته؟
معصومه شفیعی: در واقع بازتاب اش را شما خودتان باید در رسانهها و افکارعمومی ببینید. من که چیزی ندیده ام. بهرحال آیت اله منتظری شخصیتی ست که خودشان مستقیما مورد ظلم واقع شدهاند و در قبال مسایلی که بر ایشان هم رفته است، آن کسانی که در این کشور مسئولیت شرعی شان بوده، آنطور که باید هیچ اقدامی انجام ندادهاند. در مورد آقای گنجی هم، مسلما وقتی ایشان اظهارنظر میکند بطریق اولی در خبرها نشان داده نمیشود.
دویچه وله: خانم شفیعی، وقتی این جمله را از آیتالله منتظری خواندید خطاب به شما، چه حسی به شما دست داد؟ این جمله که نوشتهاند "اینجانب بعنوان کسی که در پیروزی انقلاب نقش داشته، از ظلمی که به شما و امثال شما در این جمهوری میشود احساس شرمندگی میکنم."
معصومه شفیعی: من واقعا من ناراحت شدم این جمله را از ایشان شنیدم. به عقیدهی من اين مسئولین کنونی جمهوری اسلامی که به هیچیک از این آرمانها پایبند نیستند، به هیچیک اصول و ارزشهای اصیل اسلامی، و بخاطر مصلحت قدرت این کارها را انجام میدهند، من فکر میکنم، این شرمندگی متوجه مسئولین سیاسی ایران است، نه شخصیت بزرگواری مثل آیتاله منتظری.