بسمالله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيتالله خامنهاي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدينژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمهچينيهاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهكهاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراكنيهاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانههاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامهريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحتالشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجهها ميباشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي ميداند.
دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازيها و خلافگوييهايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود.
زير سئوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيمالقدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدتهاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نميشد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيسجمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليتهاي ممتازي بعهده داشتهايد..
نقطه قابل توجه دراين تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تأييد و تحسين قراردادهايد، نشانه گرفته است.
بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.
البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.
اينجانب براي پرهيز از آلودهشدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدينژاد گفتم كه در اظهارات او خلافگوييهاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسئوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد.
از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيسجمهور و حتي كمشدن داراييها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را ميطلبد.
معالاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوتشان ديدند و بيشك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.
معتقدم جنابعالي بخوبي ميدانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بودهايم و هميشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم ميدارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار ميگيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،
تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلافگوئيها قرار ميگيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب ميدانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفتهام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كردهام و رسماً گفتهام برنامه شركت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكردهاند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوقالذكر را از من نشنيدهاند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهتگيري در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آييننامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميمخودشان و همكارانشان در صحنهاند و عمل ميكنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بيحرمتي غيرقابل توجيه است.
بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم و خود جنابعالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم ميدانيد. ولي اين نظر را رسانهاي نكردهام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كردهاند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.
با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآالودي مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
رهبري معظم انقلاب؛
اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيتالله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما ماندهايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.
لذا در فرصت باقيمانده ضروري به نظر ميرسد خواسته حق حضرتعالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه ميتواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتشافروخته بريزند.
سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل
دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان
اكبر هاشمي رفسنجاني
انقلاب اسلامی: این سند تاریخی است زیرا
1 – تخاصم در رأس هرم قدرت را گزارش می کند.
2 – خامنه ای قصد دارد بزور احمدی نژاد را یکبار دیگر رئیس جمهوری کند. نتیجه نیز معلوم کرد که ، پیشاپیش، بر او معلوم بوده است که احمدی نژاد رئیس جمهوری منتصب خامنه ای است.
3 – او از کودتای بر ضد بنی صدر و نمونه 14 اسفند یاد کرده است. در 14 اسفند، سال روز درگذشت دکتر مصدق، ولایت جمهور مردم با ولایت فقیه رویارو شدند. جانبداران ولایت فقیه چماقداران و افراد سپاه و کمیته ها بودند. مردم بر آنها غلبه کردند.
4 – در تمام دوران ریاست جمهوری، بنی صدر به استقامت ایستاد. از کودتای خرداد 60 بدین سو، نیز همچنان به استقامت ایستاده است. حاصل سه دهه استقامت اینست که امروز، مردم می دانند می باید ولایت مطلقه فقیه را بردارند و حاکمیت را از آن خود کنند. هاشمی رفسنجانی خامنه ای را از این واقعیت می ترساند.
5 – او به جبهه ای که خود گرداننده آنست نیز اشاره می کند و خامنه ای را به سر برداشتن این جبهه به مخالفت با او، تهدید می کند.
6 – 22 خرداد 60، روز ورود کودتای خزنده به واپسین مرحله خود بود. روزی بود که بنی صدر به مردم ایران هشدار داد. هرآنچه در آن هشدارنامه پیش بینی شده بود، روی داد و این شد روز گار ایران. گزینش این روز، برای انجام انتخابات رسوا گویائی بسیار داشت: خامنه ای و مافیاهای نظامی – مالی قصد دارند بر ضد مردم و حق حاکمیت آنها کودتا کنند. و رأی سازی نشان داد که از ماهها پیش کودتا تدارک شده بود.
تقلب بزرگ در انتخابات می گوید که خامنه ای و مافیاهای نظامی – مالی به تهدید او وقعی ننهادند و با ببار آوردن رسوائی بس بزرگ، احمدی نژاد را رئیس جمهوری کردند.
سخنان احمدی نژاد، در 23 خرداد، مسلم کرد که بنا بر آشتی نیست و بنا بر دشمنی است. او هاشمی رفسنجانی مورد تهدید سخت قرار داد:
احمدی نژاد خطاب هاشمی رفسنجانی: دست شما را از امور قطع می کنم:
امروز درجه اميد به پيگيري آرمانها و ارزشهاي ملت ايران و انقلاب جهاني ملت ايران و اميد به حل مشکلات و رفع موانع از برابر ملت ايران در بالاترين حد ممکن در دل جان ملت ما جاري است. مسووليت همه ما عمل به اين دو امر يعني پيگيري آرمانها و ارزشهاي ملت ايران و رفع موانع و مشکلات از برابر ملت است.
خيلي روشن است که راي مردم راي به برنامههاست. مردم عهد اخوت با کسي ندارند. مردم به دنبال اجراي برنامهها هستند و همه بايد از راي مردم تبعيت بکنند اين لازم است؛ چراکه مردم ولي نعمت ما هستند. خواستههاي خود را متحدا و در يک حرکت ملي بيان کردند. آراي مردم تجميع شد و خواسته عمومي ملت مشخص شد.
همه بايد به دنبال تامين نظر مردم باشيم و نظر مردم هم روشن است در شعارهاي مردم در شعارهاي بنده در حرف مردم در هر نقطه ايران که برويم خواستهها روشن است.
خدمت به مردم اولين خواستهاي است که مردم مي خواهند که آنها ميخواهند که مشکلات مردم برطرف شود مشکلات عمراني ، زيربنايي، مشکل گراني که به بخشي از مردم فشار سنگيني را وارد کرده است، مشکل اشتغال، مشکل مسکن، به خصوص براي جوانهاي عزيز، اينها دغدغههاي مردم ماست مردم ميخواهند که همه توان و همت ما و همه امکانات کشور براي خدمت و رفع مشکلات بسيج شود.
دومين خواسته عدالت است، مردم ميخواهند تبعيض نباشد و ميخواهند دست متجاوزين قطع شود مردم ميخواهند اموال عمومي متعلق به عمومي باشد و از آن صيانت بشود از حقوق ملت صيانت بشود از اختياراتي که ملت در اختيار دارد صيانت شود از عزت ملت صيانت بشود. کسي دستاندازي، زيادهخواهي و ويژه خواري نکند. دنبال امتيازهاي ويژه براي خودش و براي بستگانش نباشد مردم ميخواهند عدالت وجود داشته باشد.
خواسته ديگر مردم، پيشرفت و تعالي همهجانبه کشور است. مردم ميخواهند کشورشان در علم در صنعت، در زندگي شخصي در فناوريها در همه امور پيشرفته باشد و اين شايستگي ملت ايران است. ملت ميخواهد، نام ايران عزيز باشد و در تراز شايسته جهان باشد، اين خواسته ملت ايران است. ملت ميخواهند موانع پيشرفت و اجراي عدالت به آنها معرفي بشود. اين حق مردم است و من و امثال بنده نميتوانيم از خواستههاي ملت کوتاه بياييم و بايد موانع را به مردم معرفي کنيم و بنده کوتاه نخواهم آمد.
امروز بايد ايران را بسازيم و همت کنيم و اين خواستههاي ملت فقط با مشارکت همگاني و عزم ملي امکانپذير است. اصلاحات اقتصادي و اصلاحات ساختاري فقط با مشارکت عمومي مسير است. من براي ساختن ايران از همه دعوت ميکنم. همه بايد دست به دست هم بدهيم، ايران عزيز را بسازيم. ايران متعلق به همه است. امروز مسووليت قوه مجريه بر عهده بنده است، اما بايد دست به دست هم بدهيم همه محترمند.
من به فعاليت هاي حزبي احترام مي گذارم اما دولت متعلق به همه مردم است و بايد پاسخگوي مردم باشد و تأمين خواستههاي متن مردم باشد. بنده اصولگرايي که به دنبال اصلاحات اساسي در کشور نباشد را قبول ندارم. و اصلاحطلبي که به اصول ملت ايران پايبند نباشد آن را هم قبول ندارم. اسمها مهم نيست مهم اين است که به ارزشها، آرمانها، خواستههاي ملت پايبند باشيم دنبال اصلاح و خدمت باشيم دنبال پاسخگويي به ملت عزيز ايران باشيم.
دولت به هيچ گروه و دستهاي و هيچ کسي بدهکار نيست، بلکه ملت ولي نعمت است و دولت به ملت مديون است و همه دولت متعلق به ملت است بنده در انتخاب همکارانم بايد منافع ملت را در نظر بگيرم نه منافع اشخاص، گروه و دستجات. من قول ميدهم که توصيه هيچ کسي را در انتخاب همکارانم در نظر نگيرم و تنها معيار، صلاح و ويژگيهاي برجسته باشد.
بنده با احدي تعارف ندارم و اين يک ميثاق بين ملت و خادم خودشان است. بعضيها به خاطر سوابقشان و بعضي سوابقي که در انقلاب دارند خودشان را مجاز به هر کاري ميدانند و اين اضافهخواهي است.
بنده در سخنراني به يک حادثه تاريخي و به ماجراي جناب طلحه و زبير اشاره کردم آنها در کنار رسول خدا بودند مجاهدتها کردند، خدمات کردند، نشان افتخار گرفتند، جايگاه آنها در آن زمان محفوظ بود، اما اينها انسان را تا آخر عمر حفظ نميکند.
بعضيها به من گفتند ذکر نامها شائبه توهين دارد، بنده قاطعانه رد ميکنم. بنده قصدم توهين نيست نقدم يک حادثه تاريخي و عبرتآموزي است. براي همه ما عبرت است، همه بايد از تاريخ عبرت بگيريم. هرکس با هر سابقهاي از مرز عدالت خارج بشود در نقطه مقابل عدالت قرار ميگيرد. اصل عدالت است و عدالت اصل است، وقتي خارج شد، ديگر اعتباري ندارد، عدهاي ميگويند ما با امام بوديم. با امام بودن کافي نيست، عمل امروز مهم است. ملت همه با امام بودند بايد امروز را ببينيم.
انقلاب اسلامی: تقلب بزرگ که «اصلاح طلبان» آن را «کودتای سفید» خوانده اند، اینطور انجام گرفته است:
«کودتای سفید» از راه تقلب بزرگ در انتخابات:
* هشدار کمیته صیانت از آراء به شورای نگهبان بعد از فاش شدن فتوای مصباح یزدی در باره جواز تقلب بسود احمدی نژاد در 17 خرداد 88:
همزمان با افشاي "فتواي شرعي" مصباح يزدي در مورد تقلب در انتخابات در نامه سرگشاده جمعي از کارکنان وزارت کشور، روسای کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو کاندیدای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه طی نامهای به آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان نسبت به دستکاري انتخابات ابراز نگرانی کردند.
در بخشی از این نامه اعلام شده که تعرفههای مرحله اول 59 میلیون و 600 هزار تعرفه است اما وزارت کشور تعداد تعرفههای چاپ شده را 56 میلیون اعلام کرده، و وجود 2600000 تعرفه چاپ شده اما اعلام نشده از سوی وزارت کشور جای ابهام دارد.
علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری روسای کميته صيانت از آراء موسوی و کروبی در نامه خود همچنین به تعداد مهرهای انتخابات ارسال شده به استان ها اشاره کرده و خطاب دبیر شورای نگهبان نوشتند: "تعداد مهرها،همانطوری که میدانید دو برابر تعداد شعب بهعلاوه 10 درصد مازاد میباشد که بدون هیچگونه دستورالعملی ارسال شده است و این کار فوقالعاده خطرناک و نگران کننده است."
اگر قرار باشد تخلف سازماندهی شدهای انجام بگیرد ،این کار نه در شعبه و نه در سایت و نه در هنگام شمارش و اخذ رای بلکه در استفاده از تعرفههای اضافی و مهرهای اضافی و با استفاده از صندوقهای اضافی و سیار شدنی است،به خصوص که خبر میرسد که شناسنامههای سربازان در مراکز نظامی و... جمع آوری شده است."
* رژیم نمی خواست مردم رأی بدهند تا دستش برای تقلب بزرگ باز باشد:
◄ خبرگزاری فارس می گوید:
● انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در 22 خرداد در 368 شهر و 558 بخش برگزار ميشود كه در اين دوره 46 ميليون و 200 هزار نفر در سراسر ايران اسلامي واجد شرايط راي بشمار ميروند.
● تعداد صندوقهاي اخذ راي در اين دوره 45 هزار و 713 صندوق در نظر گرفته شده است كه حدود 30 درصد از آن معادل 14 هزار و 258 صندوق سيار بشمار ميرود. ( نسبت صندوقهاي سيار به ثابت در اين دوره حدود 3 درصد كاهش نشان ميدهد).
● اخذ راي در روز 22 خرداد از ساعت 8 صبح آغاز ميشود و به مدت 10 ساعت ادامه مييابد و پس آز آن با تصميم وزير كشور مدت زمان اخذ راي تا دو مرحله قابل تمديد است.
◄ وزارت کشور رژیم، دو نوبت ارقامی را بدست داد که مسلم می کنند مجموع آراء نمی توانند از 5/26 میلیون بیشتر باشند:
● بعد از ظهر 22 خرداد، ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کرد که در سه ساعت اول، 5 میلیون نفر رأی اخذ شده اند. هرگاه فرض شود بدون انقطاع، رأی دهندگان رأی داده اند، در مجموع، حدود 22 تن رأی داده اند. بنا بر قول این ستاد، در هر 1 دقیقه و 36 ثانیه، یک رأی اخذ شده است.
● پس از قرائت 5 میلیون از آراء، ستاد وزارت کشور اعلان کرد حدود 20 درصد صندوقها قرائت شده اند. بنا بر این، آرای 100 درصد صندوقها، برابر می شود با 25 میلیون نفر. بی بی سی که روزها بسود میر حسین موسوی تبلیغ کرده و از برانگیزندگان رأی دهندگان به دادن رأی بود، چند نوبت، اظهار تعجب می کرد از چه رو، کل آراء دارد سر به 40 میلیون می زند!
◄ بر فرض که مدت رأی گیری به جای 10 ساعت، 13 ساعت باشد ( زمان اخذ رأی در تهران 14 ساعت و در شهرهای بزرگ 13 ساعت و در شهرهای کوچک و بخشها همان 10 ساعت بوده است) و بر فرض که در حوزه های ثابت، شامل 31455 صندوق رأی، در هر دقیقه یک رأی به صندوق ریخته شده باشد، حدود 24534900 حد اکثر رأی ایست که می توانسته است اخذ شده باشد. هرگاه صندوقهای سیار، هر 5 دقیقه یک رأی اخذ کرده باشند، حدود 2224248 رأی اخذ کرده اند. جمع این دو رقم، 26759148 رأی می شود.
بدیهی است تعداد آرای مأخوذه نمی توانسته است این اندازه باشد. زیرا «اصلاح طلبان» پی در پی اعتراض می کردند که در برخی از شهرها، به این عنوان که تعرفه ها تمام شده اند، حوزه ها اخذ رأی نمی کرده اند.
● هرگاه جمعیت دارای حق رأی را حدود 52 میلیون (آمار عمومی) بدانیم، آراء باطله به کنار، حدود 50 درصد مردم ایران رأی داده اند.
● و هرگاه دارندگان حق رأی را 2/46 میلیون نفر بدانیم، حدود 57 در صد دارندگان حق رأی، رأی داده اند.
بدین قرار، هرگاه رژیم می خواست شمار بیشتری از مردم رأی بدهند، می باید بر تعداد صندوقها و حوزه ها می افزود. با این تعداد صندوق، اگر هم مردم بیشتری می خواستند، نمی توانستند رأی بدهند. بدین سان، تقلب بزرگ از راه افزودن بر تعداد شرکت کنندگان در دادن رأی انجام گرفته است. فرصت این تقلب را هم «اصلاح طلبان» و فرستنده هائی نظیر بی بی سی و صدای امریکا را با اغراق در باره رأی دهندگان فراهم کردند. نتیجه این شد که رژیم فرصت یافت تقلب بزرگ را انجام دهد: رژیم مدعی است 39165191 رأی به صندوقها ریخته شده اند. بنا بر این، دستش برای ریختن 12406043 رأی به صندوقها، بسود احمدی نژاد باز بوده است.
◄ برابر اطلاع، تقلب دیگری نیز انجام داده اند و آن این که در کد گذاری، حیله ای بکار برده اند که رأی دهنده به میر حسین موسوی، بر کد متعلق به احمدی نژاد، علامت می گذارده است.
مجموع این تقلب ها سبب شده است که آرای احمدی نژاد از حدود 7 میلیون به 24 میلیون افزایش یابد. نسبت آرای واقعی احمدی نژاد به کل آرای مأخوذه، 1 به 7/3 می شود. این نسبت با قول زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی، سازگار است. الا این که او، در مصاحبه با بی بی سی، نسبت آرای احمدی نژاد به آرای میر حسین موسوی را 1 به 4 گفته است.
● بنا بر ارقامی که طرفداران میر حسین موسوی و کروبی انتشار می دهند، یکی از دو احتمال قطعی می شد اگر تقلب بزرگ انجام نمی گرفت:
1 – میرحسین موسوی با بدست آوردن بیشتر از 15 میلیون آراء به ریاست جمهوری می رسید.
2 – هرگاه آرای کروبی بیشتر از یا کمتر از آرای احمدی نژاد و آرای میر حسین موسوی کمتر از نصف کل آراء می شدند، انتخابات بدور دوم می افتاد.
◄ تقلب سوم از طریق انتقال آرای نامزدها از فرم 22 به فرم 28 انجام گرفته است. چگونگی این تقلب را خوانندگان در شماره 725 خوانده اند.
◄ اما آرای کروبی را کمتر از آرای باطله به حساب گذاشته اند. زیرا قصد حذف او را، یکبار برای همیشه، از صحنه انتخابات ریاست جمهوری و بسا عرصه سیاسی داشته اند. در واقع، حذف شوندگان آندسته از «روحانیان» هستند که بطور نسبی برای خود استقلال رأی قائلند. حامیان احمدی نژاد و «رهبر»، روحانیانی هستند که حاضرند در ازای مزایائی که رژیم برایشان قائل می شود، نقش تبلیغاتچی رژیم را بازی کنند.
* تقلب بزرگ سه ما ه پیش طراحی شده است:
◄ یک مقام ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی، مأموریت می باید نامه او را در باره تقلبات فاحش به «بیت رهبری» برساند. در بیت، «سردار» وحید طرف گفتگوی او می شود. نامه را می گیرد و به او می گوید: انتخابات انجام گرفته و احمدی نژاد به ریاست جمهوری انتخاب شده است.
◄ ماه ها پیش، وقتی خامنه ای خطاب به احمدی نژاد گفت شما با این فرض کار کنید که یک دوره دیگر هم بکار خود ادامه خواهید داد. از آن پس، طرح تقلب بزرگ تهیه و آماده اجرا می شود. مصباح یزدی نیز مجوز «شرعی» تقلب در انتخابات را صادر می کند. سه ماه پیش از انتخابات، میزان آرای احمدی نژاد معین می شود. قرار می شود اما بیشتر از خاتمی (22 میلیون رأی) رأی بیاورد. در آن زمان، سردار حمید «پیش بینی» کرده بود، احمدی نژاد با 23 میلیون رأی رئیس جمهوری شود و میرحسین موسوی نیز 10 میلیون رأی بیاورد. این ماجرا را عضو ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی بازگو کرده است.
بطوری که مشاهده می شود، طرح تقلب بزرگ بر اساس حدود 36 میلیون رأی تهیه شده بوده است.
◄ سه روز پیش از انتخابات، ابطحی گفته است: رئیس جمهو معین شده است روز جمعه، اسم او را از صندوق بیرون می آورند.
◄ در خانه خاتمی، روزی پیش از انتخابات رسوا، چند تنی شرکت داشته اند. صحبت از تقلبات گسترده بوده است. گفتگو کنندگان به این نتیجه می رسند که بیرون آوردن اسم احمدی نژاد از صندوق رأی، رژیم ولایت فقیه را بطور مستقیم در برابر مردم قرار می دهد و ملت را به این نتیجه می رساند که راه حل یکی و آن پایان دادن به عمر رژیم ولایت مطلقه فقیه است.
* محاسبه میزان مشارکت مردم در انتخابات و بزرگی تقلب:
◄ این محاسبه از ایران دریافت شده است. محاسبه کنندگان از نزدیک جریان رأی گیری را بررسی کرده اند:
● برای آنکه ضریب صحت محاسبه بالا باشد، از 2 روش محاسبه استفاده شده و نتایج با یکدیگر مقایسه شده اند:
1 - محاسبه بر اساس ظرفیت هر صندوق: برابر تجربه، ظرفیت متوسط هر صندوق تقریبا 1000 رأی است. بنا بر این، آرای دو صندوقهای ثابت و سیار را بر اساس ظرفیت، تفکیک و محاسبه می کنیم:
● تعداد صندوقهای ثابت 31455 است. بر اساس هر صندوق هزار رأی، کل آراء 31455000 می شود.
● تعداد صندوقهای سیار 14258 است. اما با توجه به این که این صندوقها می باید جا به جا شوند، فرض می کنیم 20 درصد صندوقها پر شوند. بنا بر این، در این صندوقها 2851600 رأی می شود.
جمع این دو رقم، 34306600 رأی می شود.
بدیهی است، فرض اینست که صندوقهای ثابت پر شده باشند. امری که با توجه به زمان اخذ رأی محال است. زیرا بر فرض که در هر دقیقه یک رأی داد شده باشد، در هر ساعت، 60 رأی داده شده و جمع آرای صندوقهای ثابت، 5/24 میلیون رأی می شود.
2 - محاسبه دقیق تر، براساس مکانیسم رأی گیری و زمان رأی گیری است:
● ظرف 13 ساعت رأی گیری (در تهران 14 ساعت بود و در شهرهای کوچک و روستاها کمتر از 13 ساعت) هر صندوق حداکثر می توانسته است 24522000 رأی می شود.
● صندوقهای سیار نیز می توانسته اند 1621152 رأی اخذ کرده باشند.
جمع دو رقم 26143153 رأی می شود. حتی اگر فرض کنیم در محلهائی که تعرفه تمام شده بودند، از صندوقهای سیار استفاده شده و از این بابت، 5/2 میلیون رأی بر آراء اضافه کنیم، جمع کل آراء 6/28 میلیون می شود. بنا بر این، 4/10 میلیون رأی، به نفع احمدی نژاد، به صندوقها ریخته شده است.
◄ شورای نگهبان، در پایان رأی گیری، میزان مشارکت را 70 درصد اعلام کرد. 70 درصد مشارکت، 3/32 میلیون رأی می شود. بنا بر این قول نیز، حدود 7 میلیون رأی تقلبی به آرای داده شده، افزوده شده اند.
نمودار تقلب بزرگ در انتخابات + تصویر
۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ ساعت : ۴۲ , ۱۳
خبرگزاری انتخاب:

این نمودار نشان می دهد که نسبت آرای احمدی نژاد به مهندس موسوی از یک نسبت خطی تبعییت می کند.
به گزارش خبرنگار سرویس علمی خبرگزاری انتخاب، در یک نمودار کاملا خطیR2=1 است. این فرمول و نسبت بدین معناست که نموداری کاملا خطی است یا خیر.
نمودار فوق نشان می دهد به طرز کودکانه ای در طول شمارش آرا بدون توجه به جغرافیای منطقه ای، بدون هیچ گونه توجهی به شهرهای کوچک یا بزرگ، همیشه نسبت فوق بین این دو نامزد حفظ شده که نشان دهنده ی تقلبی کودکانه است.
در این نمودار، r2=0.9985 است، یعنی اینکه با تقریب فوق العاده ای نتیجه خطی است که دانشجویان در آزمایشگاه و بحث های آماری از r2=0.95 به بالا را خطی دانسته و این یکی، r2= 0.9985 کاملا خطی و تقریبا 1 است.
چنین نموداری تنها نشان دهنده کار از پیش طراحی شده و با پایه گرفتن جغرافیایی یک شهر یا استان برای دیگر شهرها و استان هاست بدون در نظر گرفتن بزرگی و کوچیکی آنها.
ببینید چقدر اعداد اعلام شده همبستگی شدیدی دارند. انتظار می رفت در ابتدای اعلام آرا نسبت به نفع احمدی نژاد باشد ولی با اعلام آرای شهرهای بزرگتر این نسبت به سمت موسوی متمایل شود. ولی تابع خطی خیلی خوبی بین این دو عدد برقرار است که نشان دهنده تقلب است
انقلاب اسلامی: از شرطهای «رهبری»، یکی شرط عدالت است. بیانیه خامنه ای، روزی بعد از انتخابات رسوا و پیش از آنکه دوره رسیدگی به شکایات و اعلام رسمی نتایج آراء سر رسد، آشکارا ناقض عدالت است. حکم کردن به نامزدهای دیگر به حمایت از «رئیس جمهور منتخب»، غیر از این که آشکار می کند احمدی نژاد را او به ایرانیان تحمیل کرده است، نقض قانون خود ساخته و دروغگوئی است. مردم به حق شعار می دهند: «آنکه میگن عادله، دروغ میگن قاتله». از آنجا که ایران وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شده است، قسمتهائی از بیانیه ها را می آوریم: