دو نقش «جریان ولایت فقیه» و «جریان بنی صدر» - رسمیت دادن به رئیس جمهوری قلابی آری یا نه؟:

 

 

چرا دستگاه خامنه ای به فغان آمده است و مدعی می شود: «منشاء فتنه جریان بنی صدر است؟»:

 

◄ در 3 بهمن، به گزارش آفتاب، محمد خرسند، عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی، با اشاره به وقایع پس از انتخابات گفته است: ‌كسانی كه جریان‌ ‌بعد از انتخابات را به پا كردند، سر‌منشأ آنها همان جریان بنی‌صدر است كه ولایت فقیه را باور نكرده و آن را تفسیر به ر‌أی كردند.

وی با اشاره به نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ادامه داده است:  در اوایل انقلاب با توجه به اینكه هنوز جریان‌های نفاق و انتقادی كاملا مشخص نشده بودند، در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری چهره‌های مختلفی شركت كردند و در جریانات سیاسی آن زمان حضور داشتند. در نهآیت بنی‌صدر پست ریاست جمهوری را به دست گرفت، وی افزود: بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور رای آورد اما او از همان ابتدا همراه امام خمینی(ره) نبود و با دستگاه‌های جاسوسی آمریكا و غرب ارتباط داشت. در فرصتی كه امام در پاریس بود، بنی‌صدر خود را به اطرافیان امام خمینی(ره) نزدیك كرد و از همان ابتدای انقلاب می‌خواست روحانیت را كنار بزند و آنها را به عنوان چماقداران وابسته معرفی می‌كرد. 

◄ در 4 بهمن 88، خبرگزاری فارس گزارش کرده است: حجت‌الاسلام محمود رجبي، عضو «جامعه مدرسین حوزه علمیه» قم،گفته است: ادامه ‌دهنگان راه بني‌صدر مخالف قانون و ولايت هستند. وی با اشاره به نخستين دوره انتخابات رياست جمهوري و خيانت‌هاي بني‌صدر عليه انقلاب اظهار داشت: امام خميني (ره) در آن زمان فرمودند كه موافق بني‌صدر نيستند و به بني‌صدر هم گفتند كه بهتر است كانديدا نشود.

   بني‌صدر چهره‌اي نا‌شناخته بود، اما با زمينه‌هايي كه براي فريب مردم فراهم كرده بود توانست راي بياورد و پست رياست جمهوري را به دست بگيرد و او از همان ابتدا مخالف ولايت فقيه بود و همين امر باعث شد تا در ادامه راه عدم اعتقاد خود را نشان دهد.

ادامه‌دهندگان راه بني‌صدر در انتخابات دهم مخالف قانون و ولايت هستند: در انتخابات دهم نيز عده‌اي در ابتدا ابراز مي‌كردند كه همراه ولايت هستند، اما در ادامه نشان دادند كه مخالفت با قانون اساسي و انقلاب و رهبري‌ دارند.

 

* اما راست و دروغ در اظهارات دو مبلغ ولایت مطلقه فقیه و کدام جریان برانگیزنده جنبش همگانی کنونی است؟:

 

1 – بنی صدر مخالف ولایت فقیه بود. این مخالفت را در مجلس خبرگان اظهار کرده و در جریان انتخابات ریاست جمهوری، موضوع بحث همه روزه، حزب جمهوری اسلامی و ملاتاریا بود و مردم با آگاهی از مخالفت او، به او رأی دادند.

2 – کودتا برضد ولایت جمهور مردم در خرداد 60 انجام گرفت.

3 – کودتا درپی سازش پنهانی با ریگان و بوش (اکتبر سورپرایز) که به ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری امریکا انتخاب شدند، انجام گرفت.

4 – هر دو روحانی نما می دانند که دروغ می گویند وقتی می گویند بنی صدر با دستگاه جاسوسی امریکا ارتباط داشت. و نیز می دانند که بنی صدر رابطه کودتا کنندگان را با دستگاه حاکمه امریکا از پرده بیرون انداخت و رابطه ریگانیسم و خمینیسم را بر افکار عمومی جهان آشکار کرد. این ایران گیتی های حاکم بر ایران هستند که در سود انگلستان و امریکا و اسرائیل، جنگ را بمدت 8 سال ادامه دادند و در شکست به پایان بردند.

5 -  خالق جنبش امروز، مردم ایران هستند و بدیهی است که ادامه دادن به تجربه انقلاب، و بخصوص ابتلا و آزمایشی که بنی صدر، در مقام منتخب مردم، خمینی و ملاتاریا را بدان کشاند و به یمن ابتلاء، ماهیت قدرت پرستشان آشکار شد و 30 سال استبداد ویرانگر و مداومت در دعوت مردم کشور به جنبش همگانی، از عوامل مؤثر در جنبش بوده اند. با وجود این،

6 – جریان پدید آورنده جنبش مردم ایران، در درجه اول، ولایت مطلقه فقیه و مافیاهای نظامی – مالی هستند. همانطور که پدید آورنده اول انقلاب ایران، رژیم پهلوی بود. از جمله به این دلیل که اقتصاد تولید محور نیازمند مردم سالاری است و با استبداد سازگاری ندارد و اقتصاد مصرف محور متکی به رانت خواری با استبداد وابسته سازگاری دارد. هر دو استبداد، چنین اقتصادی را جانشین اقتصاد تولید محور کردند و این اقتصاد، به جوانانی که به سن کار می رسند کار نمی دهد و با کارها را بی کار می کند. نتیجه این می شود که نسل جوان نیروی انقلابی می گردد و به جنبش در می آید. بخصوص که استبداد در قلمروهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز جوان را بیکار می کند.

 

* چرائی این تبلیغ که «جریان بنی صدر» برانگیزنده و راهبر جنبش مردم ایران است؟:

 

1 – دلیل اول این تبلیغ ترساندن روحانیان خود فروخته به قدرت و همه عمله قدرت است: چه نشسته اید که جنبش مردم تغییر «نظام جمهوری اسلامی» را هدف قرار داده است. غرق بودن در فساد و پراکندگی این جماعت، توان فعالیت را از آنها ستانده است و روز به روز، نسبت به بقای رژیم، دست کم حاکمیت مافیاهای نظامی – مالی و همدستانش، ناامید تر می شوند.

2 – محدوده رژیم، محدوده اطاعت است و نه استقامت. هدف این تبلیغ اینست که دو نامزد معترض به انتخابات تقلبی را بترساند که «سرنوشت بنی صدر» در انتظار آنها و تا مجبورشان کند درون رژیم بازگردند و ناگزیرشان کند نقش ضد جنبش را تصدی کنند. گزارش خبرگزاری متعلق به سپاه، فارس، از سخن کروبی و تبلیغات گسترده در باره  نامه منتسب به خاتمی – که او تکذیب می کند – و موضعگیری شدید اللحن در قبال سخنان هاشمی رفسنجانی،  هم دلیل بر ترس رژیم از جنبش مردم در 22 بهمن است و هم گویای قصدش به کشاندن معترضان به درون رژیم و ضد جنبش گرداندن آنها است.

3 – ایجاد ترس در مردم که مبادا از «خط قرمز» عبور کنند.

 

موسوی حکومت احمدی نژاد را به رسمیت نمی شناسد و کروبی خواستار انتخابات آزاد است و یا ریاست جمهوری احمدی نژاد را می پذیرد؟ هاشمی رفسنجانی گفته است: بحران کنونی کفآیت سنج خامنه ایست؟ :

 

* کروبی انتخابات را پر تقلب و  احمدی نژاد را رئیس جمهوری نظام می داند و راه حل را انتخابات آزاد می داند؟:

 

◄ در 5 بهمن، نخست خبرگزاری فارس، متعلق به سپاه، که کارش دروغ سازی و دروغ پراکنی است، گزارش کرد:

● حجت الاسلام مهدي كروبي در گفتگو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سئوال كه آيا شما رئيس جمهور قانوني و منتخب ملت ايران را به رسميت مي‌شناسيد؟ اظهار داشت: بنده اشكالات خود را همچنان وارد مي دانم اما در خصوص سئوال شما بايد بگويم بله رئيس جمهور را نيز به رسميت مي‌شناسم

● در همان روز، سحام نیوز از قول حسین کروبی فرزند مهدی کروبی، گزارش فارس نیوز را «تصحیح» کرد: آقای کروبی گفتند من کاملا بر این عقیده که در انتخابات تقلب روی داده و شبهه انگیز بوده محکم ایستاده ام و اعتقاد دارم در شمارش آراء کاملاً دخالت شده است. لیکن چون آقای خامنه ای حکم آقای احمدی نژاد را تنفیذ کردند به همین خاطر وی(احمدی نژاد) را رئیس دولت این نظام میدانم.

در همان روز، حسین کروبی با بی بی سی و رادیو فردا موضع پدر خویش را توجیه کرده است: مجلس فشار می آورد که چون شما حکومت را به رسمیت نمی شناسید، ما هم نمی توانیم حکومت را مورد باز خواست قراردهیم و...

    توجیه حسین کروبی عذر بدتر از گناه است چرا که انتخابات مجلس نیز قلابی بود و بر فرض هم که قلابی نبود، مجلس یک حکومت نامشروع را چرا می پذیرد که بعد از بازخواست از او ناتوان شود؟ و... و توجیه او در سحام نیوز نیز شگفت انگیز است چرا که با تنفیذ «رهبر»، نامشروع مشروع نمی شود. خداوند اختیار حلال کردن حرام و حرام کردن حلال را به پیامبر خود نیز نداد تا مدعی جانشینی او در ولایت، بتواند با حکم خود نامشروع را مشروع کند. مگر این که قصد او این بوده باشد که احمدی نژاد نه رئیس جمهوری منتخب مردم که دست نشانده خامنه ایست. و اما

● در 5  بهمن، خبرگزاری فرانسه قول کروبی را انتشار داده است: کروبی راه حل را انتخابات آزاد و آزادی اجتماعات و مطبوعات و احزاب می داند.

     بنا بر این قول، کروبی ریاست جمهوری احمدی نژاد را قانونی نمی داند و راه حل را انتخابات آزاد می داند.

      روشن است که مواضع ناسازگار، استقامت کروبی را زیر سئوال می برند. اما این واقعیت نیز روشن است که فارس نیوز، جعل قول کرده است. چرا؟ زیرا  هدف دستگاه تبلیغاتی رژیم کودتا ایجاد حالت انفعال در مردم و بازداشتن آنها از شرکت هرچه وسیع تر در جنبش روز 22 بهمن است.

در 6 بهمن، به گزارش سحام نیوز، کروبی گفته است: هر قدر که زمان می‌گذرد، اعتقاد من به دستکاری گسترده در انتخابات اخیر مستحکم‌تر می‌شود؛‌ زیرا هر روز اطلاعات جدیدی به دست ما می‌رسد که واقعا موجب تأسف است که چگونه عده‌ای با آرای مردم که امانت آنان در دست مسؤلان است، این‌گونه برخورد کردند؟!گر چه امروز روزنامه‌ها را توقیف، سآیت‌ها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بسته‌اند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کرده‌اند و برخی هر روز خط و نشان می‌کشند و انواع اهانت‌ها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف می‌کنند، ولی با قاطعیت می‌گویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد.

     یکی از بزرگ‌ترین حقوق این ملت آرایی است که به ا مانت در صندوق‌های رأی ریخته‌اند، و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات آزاد و رفع موانع موجود خواهم کوشید و به زودی مواضع تفصیلی خود را در باره آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع از حقوق مردم و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد به اطلاع ملت شریف و بزرگوار ایران خواهم رساند.»

 

* موسوی حکومت احمدی نژاد، برآمده از انتخابات قلابی  را به رسمیت نمی شناسد:

 

◄ در 6 بهمن 88، روز آنلاين، گزارش کرده است:  بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی از سوی برخی گروهها و شخصیت های سیاسی نشانه به رسمیت شناختن دولت محمود احمدی نژاد ارزیابی شد و برخی تا بدانجا پیش رفتند که سخن از سازش پشت پرده رهبران جنبش سبز با حکومت به میان آوردند. امری که زهرا رهنورد در مصاحبه با "روز" آن را به شدت رد و به صراحت اعلام کرد: "نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه سازش می کنیم بلکه صادقانه پی گیر حقوق و مطالبات مردم هستیم."

    با خانم رهنورد در شرایطی مصاحبه کرده ایم که از یک سو فشارها بر میرحسین موسوی، با بازداشت مشاوران و نزدیکان او افزایش یافته و از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر سازش پشت پرده و به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد از سوی او و سایر رهبران جنبش سبز، پخش شده است. اما خانم رهنورد با وجود همه این فشارها و تهدیدها تصریح می کند: "سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم."

● فرشته قاضی: خانم رهنورد بعد از انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، برخی اینگونه برداشت کرده اند که آقای موسوی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است. چنین برداشتی درست است؟

* زهرا رهنورد: برداشت شخصی من از بیانیه، این نیست، چون بندهای دیگر همین بیانیه تاکید دارد که تقلبی در کار بوده و انتخابات سالم نبوده است؛ وقتی در بیانیه بر این موضوع تاکید می شود، چگونه چنین برداشتی می شود؟ من فکر میکنم و برداشت من این است که از متن همین بیانیه به وضوح می توان فهمید که آقای موسوی، دولت برآمده از تقلب را به رسمیت نمی شناسد.

فرشته قاضی: ولی اکنون شایعات زیادی درباره سازش پشت پرده آقایان موسوی و کروبی و خاتمی مطرح است و امروز نیز برخی اخبار به نقل از آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد منتشر شده است. برخی بیانیه آقای موسوی و سخنان امروز آقای کروبی را به سازش های پشت پرده تعبیر میکنند.

* به هیچ وجه چنین چیزی نیست و سازشی در کار نیست. من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.

 

انقلاب اسلامی: استقامت، خوب و استقامت شکستن بد است. اما همگان نیز نمی باید از این واقعیت غافل شوند که محدوده رژیم ولایت فقیه، محدوده اطاعت است و نه استقامت. برای ایستادن بر حقوق مردم و حقوق انسان، می باید از این محدوده بیرون آمد.

 

* آیا هاشمی رفسنجانی گفته است: بحران کنونی کفایت سنج خامنه ای است؟:

 

◄ در 3 بهمن 88، هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، گفته است: در شرایط فعلی اینجانب اصلح‌ترین فرد را برای حل مشکلات فعلی جمهوری اسلامی، رهبری می‌دانم و مطمئن هستم با کمک افراد معتدل از هر دو جناح موجود کشور با تدبیر رهبری مسائل موجود قابل حل و فصل است.

 و او افزوده است راه حل را همان می داند که در خطبه نماز جمعه پیشنهاد کرده بود. سخنان او مورد انتقاد شدید شیخ محمد یزدی و رسالت و کیهان و... قرار گرفته است.

◄ اما در 23 ژانویه (3 بهمن ) 2010، لوس آنجلس تایمز جمله های بس شگفت آور از قول هاشمی رفسنجانی نقل کرده است:

    آیت الله هاشمی رفسنجانی که بالنسبه میانه رو تر است، می گوید: ایران گرفتار بزرگ ترین بحران سیاسی در طول دهه های اخیر است و بیرون بردن جمهوری از این بحران، آزمون کفایت رهبری است.

    این جمله در متن فارسی نیست. سآیتی که گفته می شود متعلق به هاشمی رفسنجانی است، سخنان 3 بهمن او را انتشار داده است. در آن متن نیز این جمله نیست. حال آنکه این جمله سخت گویا و بسیار مهم است: ایران در سخت ترین بحران است و بر کسی پوشیده نیست که بحران را خامنه ای پدید آورده است. به قول شیخ محمد یزدی، رهبری پیشنهادهای هاشمی  رفسنجانی را راه کار ندانسته است وگرنه در همان زمان اظهار شدنشان، دستور بکار بستن آنها را می داد. بنا بر این، معنی جمله اینست که بحران بی کفآیتی خامنه ایست که آشکار کرده است. ناگزیر، حل بحران، از دید گوینده این جمله، به رفتن خامنه ای است.

 

انقلاب اسلامی: در خور یادآوری است که با وجود تکذیب خاتمی، از قول یک نماینده مجلس، قسمتهائی از «نامه او»  به خامنه ای، انتشار یافته است. اما اگر چنین نامه ای را خاتمی به خامنه ای نوشته است و انتشارش از سوی دفتر خامنه ای، مهر کردن حکم مرگ سیاسی خاتمی می شود، چرا دفتر او نامه را انتشار نمی دهد؟

 

     پاسخ هرچه باشد، یک امر مسلم است و آن اینکه دستگاه تبلیغاتی رژیم در کار منفعل کردن مردم و منصرف کردنشان از شرکت هرچه وسیع تر در جنبش همگانی، در 22 بهمن است:

 

* مردم چه می خواهند :

 

   با گذشت حدود بیست و پنج  روز از جریانات عاشورا، رژیم کلیه فشارهای لازم برای ترساندن مردم و عدم حضور آنها در تظاهرات بعدی را به کار برده است . افراطیون قضایی و نظامی و امنیتی در تلاش اعدام برخی از دستگیر شدگان روز عاشورا هستند. گمان می برند با ارتکاب این جنآیت بتوانند، عامل از دست داده، یعنی ترس را باز سازند و جنبش را فرو بخوابانند.  اما شواهد نشان می دهد که مردم در حال اماده شدن برای برپایی تظاهرات بزرگ خود در 22 بهمن هستند.

●گروه میانی اصولگرایان نیز در تلاشی که بیشتر نگرانی و ناتوانی را بیان می کند، به برگزاری مناظره ها مشغولند. اما بعد از کودتای خرداد 60 نیز، همین منظره ها را به راه انداختند و در رسوائی بدان پایان دادند. این بار نیز کار مناظره ها به رسوائی و شکست انجامید زیرا صوری و نمایشی بودنشان بر مردم آشکار است.  اینست که با برگزاری چند مناظره تلویزیونی، ترتیب دهندگان به این نتیجه رسیده اند که حتی ادامه این کار نیز برای آنها خطرناک خواهد بود و برخی ها مانع از ادامه این مناظره ها شده اند.  زیرا حاصل این کار را، ناگزیر شدن به اعتراف به تقلبات انتخاباتی و جنآیتها در خیابانها و زندانها می دانند .

● آغاز مجدد ارسال پیام های کوتاه در میان مردم که عموما دعوت به مبارزه با حاکمیت و نشان دادن آن می باشد چهره دیگر مردم در مبارزه با نظام را نمایان می سازد و به نظام گوشزد می کند که دیگر هراسی از دستگیری یا شنود یا خواندن پیام های خود توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ندارند و به مقاومت خود ادامه می دهند .

● 30 دی، روز آزمون سخت ارزشمندی شد: مردم قرار بر تحریم تلفن و اس ام اس  گرفتند. در تهران و تبریز و چند شهر دیگر که از آنها اطلاع گرفته شد، بیشتر از 70 درصد مردم این تحریم را رعآیت کردند. میزان کاهش پیامهای کوتاه 90 درصد بود. از نتایج آن، یکی اینست که بر فرض قطع تلفن و اینترنت و پارازیت بر روی فرستنده های خارج از کشور، مردم می توانند یکدیگر را از روز عمل مشترک و جا و روش آن آگاه کنند.

● برنامه گذاری های خاصی که از سوی مردم برای حضور در 22 بهمن در ایران  بعمل آمده اند. رژیم به شدت به وحشت افتاده است. تقلا می کند تا قبل از 22 بهمن، شرایط را بر مخالفان سخت کنند. جنبش پیروز است زیرا در چنین روزی که مردم می خواهند پیروزی انقلاب خود را جشن بگیرند، این استبداد است که همه کار می کند که مانع از حضور مردم در در خیابانها شود.

● وحشت سران حاکمیت با نزدیک تر شدن به روز 22 بهمن در حال افزایش است. به تازگی گشت های نیروهای سپاه، با پوشش نیروی انتظامی و بسیج در سطح تهران و برخی شهرها ، شهرها را به حال حکومت نظامی در آورده اند.