|
|
انقلاب اسلامی:
یکی از اثرهای بزرگ جنبش مردم ایران، ناتوان شدن رژیم در ایجاد بحران خارجی و تشدید
بحران اتمی است:
ناتوانی از ایجاد بحران خارجی و اثر آن بر جنبش؟
بحران اتمی شعله ور نمی شود؟:
آیا تصرف یک چاه نفتی به قصد برانگیختن قوای امریکا به حمله به
پاسداران انجام گرفت؟چرا سرنوشت ایران بمثابه قدرت منطقه ای در عراق معین میشود؟:
*الحیات: قصد دولت ایران از گسیل یک دسته نظامی به خاک عراق و تصرف یک
چاه نفت این بود که قوای امریکا را وادار به ورود در عملیات نظامی بر ضد دسته
اعزامی و ایجاد بحران نظامی کند تا مگر ایرانیان جنبش خود را از یاد ببرند:
◄ در 22 ژانویه 2010، کوریه انترناسیونال، گزارشی از روزنامه الحیات
را انتشار داده است واجد این نکات:
● در ماه دسامبر 2009، با تصرف یک چاه متعلق به عراق، رژیم ایران
امیدوار بود که قوای نظامی امریکا واکنش نشان می دهند و این واکنش نظامی سبب می شود
که ایران جنبش خویش را بخاطر تهدید خارجی، به دست فراموشی بسپرند.
به
این امر که رژیمهای دیکتاتوری تنش های داخلی خود را به خارج صادر می کنند، عادت
کرده ایم. وقتی اینگونه رژیم را جنبش مردم تهدید به سقوط می کند، اینان به دنبال
دشمن خارجی می شوند تا که مسائل داخلی را از یاد مردم ببرد و وحدت مردم با دولت را بازگرداند.
این کار را
صدام حسین در 1980 کرد وقتی قرارداد الجزیره را پاره کرد. او همان قراردادی را پاره
کرد که خود با تهران امضاء کرده بود و به ایران حمله کرد. جنگی را به راه انداخت که
بمدت 8 سال ادامه یافت و نتیجه اش دست
کم یک میلیون کشته و بهمین تعداد معلول شد.
● جمهوری اسلامی وعده های خود در باره آزادی و دموکراسی و رشد
اقتصادی، عمل نکرد. از این رو بود که فراوان احزاب و گروه ها که در انقلاب شرکت کرده بودند،
بسرعت خود را در شمار مخالفان رژیم یافتند. هم از آغاز، رژیم دست به پاکسازی زد.
این
پاکسازی را حمله عراق به ایران که رژیم آن را برکت توصیف کرد، بسیار آسان گرداند.
با استفاده از این جنگ بود که رژیم موفق به حذف بنی صدر و دیگر سرهای شاخص شد.
این جنگ 8
سال به درازا کشید. انسانها را به کام مرگ فرستاد و اقتصاد را ویران کرد اما برای
دو رژیم تهران و بغداد، یک سود را ببار آورد و آنها ماندن بر قدرت بود... جنگ زمانی
متوقف شد که خمینی دریافت که می باید جام زهر را سرکشد.
● تصرف چاه نفت متعلق به عراق در الفقا، در اواسط دسامبر 2009، را در رابطه با نیاز رژیم به دشمن
خارجی و درگیری نظامی است که توضیح دادنی است:
تهران امیدوار بود یک بحران بین المللی می سازد و بدان، از بحران داخلی می
رهد. بهترین روی داد این می شد که «دشمن امریکائی» به گروه پاسداران اشغال کننده
چاه نفت حمله کند. رژیم ایران می خواست اشغالگران عراق و متحدان محلی آنها را،
بخصوص در این دوره، در مخمصه قرار دهند. اما سیاستمداران عراق و مردم این کشور،
باتفاق، این تجاوز را محکوم کردند. و رهبران عراق و امریکائیان، با خودداری از
درگیری نظامی، از خود خردمندی تمامی
را نشان دادند. اگر روش حمله نظامی بقصد بازپس گرفتن زمین و چاه را در پیش می
گرفتند، چتر نجاتی در اختیار رژیم ایران گذاشته بودند. زیرا می توانست نظر مردم
کشور را از خواست آزادی به «تجاوز نظامی امریکا» برگرداند. هرکسی که دست به حمله به ایران بزند،
به احمدی نژاد هدیه گرانقیمتی داده
است. این چاه، از راه مسالمت آمیز، بر وفق قوانین بین المللی و توافق های دو جانبه،
به عراق بازگردانده شد. اما، در حال حاضر، مهم اینست که مانعی بر سر انقلاب مردم
ایران بوجود نیاید. هرگاه این انقلاب پیروز شود، یک رژیم دموکراتیک و لائیک برقرار
می کند که با همسایگان خود و دنیا به راه آشتی خواهد رفت.
انقلاب اسلامی: رژیم مافیاهای نظامی – مالی هیچگونه
توضیحی برای گسیل یک گروه نظامی و تصرف چاه نفت نداد. سهل است آن را تکذیب نیز کرد.
البته بعد از این که به جای واکنش نظامی، با واکنش سیاسی یک پارچه عراقی ها و نیز
امریکا روبرو شد. از کوته بینی خامنه ای و احمدی نژاد چه عجب که بهمان قصد دست به
این کار زده باشند که حمید الکفائی در الحیات توضیح داده است. الکفائی نوشته است،
دوبار، همراه هیأت عراقی به ایران
رفته است و مردم ایران را مخالف رژیم یافته است. اشخاصی به او مراجعه کرده و گفته
اند: به راهی که ما رفتیم و سر و کارمان با رژیم اسلامی افتاد، نروید و فرصتی را که
برای استقرار یک دموکراسی یافته اید از دست ندهید.
* آیا سرنوشت ایران بمثابه قدرت منطقه ای در عراق معین می شود؟
◄ مجله امریکائی نشین (20 ژانویه 2010) مقاله ای را زیر عنوان سرنوشت
ایران بمثابه قدرت منطقه ای در عراق تعیین می شود، انتشار داده است. نکات عمده آن
عبارتند از :
● نویسنده مقاله، روبرت دریفوس، مقاله را اینطور آغاز می کند: سالها
من در باره نفوذ تباه گر ایران در عراق نوشته ام. اینک
بنظر می رسد که ایران دارد، در عراق، بازی قدرت می کند. با بکار بردن متحدان عراق
خود، بنا دارد به نفوذ امریکا در عراق و خلیج فارس پایان بدهد.
در
سال 2003، بسیاری از ناظران، از جمله من، سرنگون شدن رژیم صدام درب عراق را برای
بسط قدرت، بروی ایران گشود. بسیاری از تبعیدیان که توسط امریکا مناصب دولتی یافتند،
از جمله احمد چلبی، روابط نزدیک با ایران داشتند و زمان آن فرا رسیده بود که ادای
دین کنند.
● بنا بر منابع عراقی، تصمیم به سلب صلاحیت از 500 نامزد انتخابات 7
مارس 2010 مجلس عراق، قطعا بر مبنای فرقه ای اتخاذ شده است. مبنای تصمیم اینست که
این نامزدها یا اعضای پیشین و فعلی حزب بعث هستند و یا در حکومت صدام حسین صاحب
مناصب نظامی و اطلاعاتی بوده اند .
نزدیک به تمامی سلب صلاحیت شدگان سنی هستند. حال آنکه بسیاری از بعثی های سابق که
شیعه بوده اند، سلب صلاحیت نشده اند.
هرگاه
تصمیم یک کمیسیون غیر انتخابی موسوم به کمیسیون عدالت و حساب رسی بتواند انتخابات
عراق را خراب کند و به دموکراسی عراق پایان بدهد و راه جنگ داخلی میان فرقه ها را
باز کند، خطر جدی است.
● مستند کار کمیسیون عدالت و حسابررسی، مصوبه مورخ 2003 در باره تشکیل
کمیسیون بعثی زدائی است. این کمیسیون را محافظه کاران جدید امریکائی که، در عراق اشغال شده، به رتق و فتق امور
مشغول بودند، تشکیل دادند. رئیس آن نیز احمد چلبی بود. احمد چلبی کارچاق کنی که پیش و
بعد از جنگ 1990، رئیس مخالفان رژیم صدام بود و روابط صمیمانه با
محافظه کاران جدیدی چون ریچادر پرل و پل ولفوویچ و دوگلاس فیث و اغلب افراد مؤسسه
اینترپرایز، نظیر مایکل روبین و دانیل پلتکا بود، بخشی از عمر خود را نیز در ایران
گذرانده بود. مقامات نظامی امریکا بر این نظر هستند که او عامل تهران است. او هنوز
رهبر کمیسیون عدالت و حساب رسی است که رئیس کنونیش علی الفیصل اللامی است. اللامی
تنها آدم سیاسی شیعه و فرقه گرا است و
در انتخابات 7 مارس، نامزد اتحاد گروه های شیعه است که احمد چلبی تشکیل داده است.
حامی این اتحاد، رژیم ایران و مجلس اعلای اسلامی عراق هستند.
● روزنامه بس محافظه کار تهران تایمز که روزانه انتشار می یابد و در
خدمت سخت سران رژیم ایران است، از تصمیم کمیسیون حمآیت کرده است. و سلب صلاحیت
شدگان را «تروریست» خوانده است.
● هم در تابستان گذشته، سیاستمداران شیعه و فرقه گرا، از جمله چلبی و
رهبران مجلس اعلا و دیگران، به تهران و قم رفتند تا اتفاق ملی، بر خوردار از حمآیت
ایران، را پدید آورند. برای رژیم
ایران که درگیر جنبش مخالفت مردم ایران است و پای حیات و مماتش در میان است و با
امریکا نیز بر سر مسئله اتم، در گیر است، حمآیت هرچه قوی تر از «اتفاق ملی» اهمیت
حیاتی دارد. ایرانیها به امریکا می گویند: شما به ما فشار می آورید و در عراق، ما
روزگار شما را سیاه می کنیم.
● مالکی، نخست وزیر که روابط
نزدیک با تهران دارد، از قرار، از تصمیم کمیسیون حمآیت کرده است. هنوز
تصمیم این کمیسیون را یک مقام بالاتر می باید تأیید کند و مجلس می تواند آن را لغو
کند. امریکا که می بیند تمامی طرحش برای عراق، زیر چشمانش، دارد از بین می رود، در
پشت صحنه، فشار سخت وارد می کند و برآنست که اطمینان حاصل کند که تصمیم کمیسیون به
اجرا در نمی آید. بایدن، معاون رئیس جمهوری امریکا که تصدی سیاست امریکا در عراق با
او است ( بسا بدین خاطر که دیگری حاضر به تصدی آن نیست ) به مالکی تلفن کرده و از
او خواسته است تصمیم را لغو کند. اما این ایام، امریکا در عراق دست پائین و ایران
دست بالا را دارند.
حتی
محافظه کاران جدید و دیگر محافظه کاران و دیگر طرفداران جنگ 2003 بر ضد عراق، نظیر واشنگتن پست، نسبت به
نقش احمد چلبی اعلان خطر می کنند و هشدار می دهند که عراق از کنترل بدر رود.
● بهترین و صحیح ترین تحلیل در باره بحران عراق را ریدار ویسر، دانشمند علوم سیاسی نروژی
بعمل آورده است. او می نویسد:
«مشکل است
وضعیتی را که در عراق پیش آمده است، چیزی جز شکست سیستم در دموکراسی نوپای عراق
توصیف کرد. بطور اجتناب ناپذیری، جو انتخابات تکرار جو آن در دسامبر 2005 می شود.
با بحث و جدال که آسان به جدال فرقه
ای بدل می شود.»
◄ در 23 ژانویه 2010،
بایدن، معاون رئیس جمهوری امریکا، وارد بغداد شد و با مالکی نخست وزیر عراق گفتگو
کرد. او گفت: بخاطر برقرار کردن آشتی ملی به بغداد آمده است. او گفته است: امریکا از ممانعت از
نامزد شدن اعضای حزب بعث، بطور کامل حمآیت می کند.
او در دیدارش با مالکی به او گفته است: برای آن نیامده است که سازش پدید
آورد. پرزیدنت اوباما و من از حکومت عراق در ممنوع کردن فعالیت سیاسی بعثی ها حمآیت
می کنیم.
او
تأکید کرد که هدف از سفرش به عراق توسعه همکاریهای استراتژیک و روابط فی مابین است.
او گفت: خارج کردن قوای امریکا از عراق و نقش بلک واتر در عراق، در رأس فهرست
موضوعهای مورد گفتگو هستند.
مالکی گفت: سلب صلاحیت از 511
نامزد کار صحیحی بوده است.
انقلاب اسلامی:
اما اگر مسئله حذف نامزدها و خطر تجدید مناقشات فرقه ای در میان نبود، مسائل دیگر، ایجاب نمی کردند که او در
این موقع به عراق برود. سفر او ربط مستقیم به انتخابات مجلس عراق دارد:
ایران برنامه تولید بمب اتمی را رها نکرده است؟ - با وجود این که مذاکره برای تشدید
مجازاتها می شود، اما آتش بحران شعله ور نمی شود:
* سازمانهای اطلاعاتی امریکا به این نتیجه رسیده اند که ایران برنامه
تولید بمب اتمی را در سال 2003، رها نکرده است:
◄ مجله نیوزویک (15 ژانویه 2010)
خبر داده است که سازمانهای اطلاعاتی امریکا، ارزیابی پیشین خود را موضوع
تجدید نظر کامل قرار داده است. بنا بر گزارش پیشین که مورد انتقاد وسیعی قرارگرفت،
ایران از اواخر 2003 ، اجرای برنامه تولید بمب اتمی را رها کرده است. 3 امریکائی که در کار جلوگیری از
انتشار سلاح اتمی هستند و 2 غیر امریکائی که بهمین کار مشغولند، به نیوزویک گفته
اند: سازمانهای اطلاعاتی امیدوارند تا یک ماه دیگر، گزارش پیشین را «به روز» کنند.
مقامات رسمی که خواستند نامهاشان برده نشوند،
ارزیابی جدید سازمانهای اطلاعاتی امریکا با همکاری با سازمانهای اطلاعاتی
کشورهای دیگر ( انتلیجنت سرویس انگلستان و سازمان اطلاعات آلمان و سازمان اطلاعات
اسرائیل، موساد) تهیه می شود. سازمانهای غیر امریکائی بر این نظر بوده اند که ایران
اجرای برنامه تولید بمب اتمی خود را متوقف نکرده است.
با وجود این، دو تن از منابع امریکائی می گویند: تحلیل گران اینک بر این نظر
هستند که ایران احتمالا تحقیق در باره تولید بمب اتمی و دست یافتن به تکنولوژی بمب
اتمی را ادامه داده است بی آنکه
بخواهد این بمب را تولید کند. مقام امریکائی سوم می گوید: سازمانهای اطلاعاتی نمی
توانند گزارش پیشین را یکسره نفی کنند زیرا موجب بی اعتباری این سازمانها می شود.
تمیز
میان تحقیق در باره چگونگی تولید بمب اتمی و تولید این بمب، سخت گیران را قانع نمی
کند. آنها می گویند: سازمانهای اطلاعاتی امریکا بخاطر آنکه اسلحه کشتار دستجمعی
رژیم صدام را بسیار بیشتر از واقع برآورد کرده بودند، مورد سرزنش قرار گرفتند. همان
ها کوششهای ایران برای تولید بمب اتمی را بسیار کمتر از آنچه هست ارزیابی کردند.
اما مقامات رسمی امریکا اصرار می ورزند که تجدید ارزیابی سازمانهای اطلاعاتی امریکا
نه زیر فشار سیاسی یا دیپلماتیک که بر اثر تحصیل اطلاعات جدید، بعمل آمده است. احتمال می رود که کشف تأسیسات زیر
زمینی اتمی ایران در نزدیکی قم اعلان خطر در باره مقاصد ایران بوده باشد. امریکا و متحدانش می گویند: اطلاعشان
از چاشنی نترونی که ایران درباره ان تحقیق می کند و می خواهد بسازد و یا بدست آورد،
نه بکار تولید برق که بکار تولید بمب اتمی می آید.
تجدید نظر سازمانهای اطلاعاتی امریکا در باره برنامه اتمی ایران البته واشنگتن را
تکان خواهد داد اما اثر بلافاصله اش بر سیاست کاخ سفید اثر خواهد کرد. سیاست حکومت
امریکا، برغم ارزیابی سازمانهای اطلاعاتی بر این پایه بنا می گرفت که ایران در صدد
تولید سلاح اتمی است. برخی از مقامات
رسمی هشدار می دهند هنوز ممکن است که «بروز کردن» برآورد سازمانهای اطلاعاتی، در
آخرین لحظه، آن نشود که می باید با صراحت اظهار شود.
◄ واشنگتن تایمز (19 ژانویه 2010 ) اطلاعات دیگری در باره «به روز »
کردن گزارش سال 2007 سازمانهای
اطلاعاتی انتشار داده است:
● موضوع اختلاف نظر تحلیل گران اینک اینست که آیا رهبر جمهوری اسلامی
ایران دستور تولید بمب اتمی را داده است و یا به زودی این دستور را خواهد داد.
اجماع جدید 16 تحلیل گران سازمانهای
اطلاعاتی امریکا در باره برنامه اتمی ایران،
جانشین ارزیابی 2007 تحلیل
گران این 16 سازمان، در 2007 می شود.
● تحلیل گران هنوز هم نظر نشده اند که آیا رهبر جمهوری اسلامی ایران
دستور ساختن بمب اتمی را داده است . اما این امر فعلا اهمیت ندارد زیرا ایران توانائی تولید بمب اتمی را
ندارد. مقامی که فعالیت دستگاههای اطلاعاتی در ایران اطلاع دارد، می گوید اجرای
برنامه اتمی ایران در جهتی پیشرفته است که به تولید بمب اتمی می انجامد.
● این مقام می گوید: «پاسخ این پرسش: آیا برنامه اتمی چنان اجرا شده
است و می شود که اگر رهبر جمهوری اسلامی گفت بمب اتمی بسازید، مجریان بتوانند این
بمب را بسازند؟، آری است. »
● در همان حال که حکومت اوباما در پی تحصیل حمآیت بین المللی برای وضع
مجازاتهای بیشتر علیه ایران است، «جنبش سبز» بر ضد رژیم ایران، در ماههای اخیر، در
گسترش است. تدبیر جدیدی که با توجه به این جنبش می باید اتخاذ کرد، در دست مطالعه
است.
● در ماه مارس گذشته، مدیر ناشینال انتلجنس، دنیس سی. بلر در کنگره
شهادت داد که ایران بر آن نیست که در ساختن کلاهک اتمی برای موشکهای خود، شتاب کند. چندی از شهادت او نگذشت که تأسیسات
اتمی مخفی نزدیک قم کشف شدند.
سازمانهای اطلاعاتی کشورهای متحد امریکا پیش از پی بردن به تأسیسات اتمی زیر زمینی،
دانسته بودند که در آن محل، یک پایگاه نظامی ایجاد شده است.
● بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، مدرکی در اختیار آژانس بین المللی انرژی
اتمی است که نشان می دهد ایران دانش لازم را برای تولید سلاح اتمی تحصیل کرده است.
انقلاب اسلامی:
کارشناسان می گویند: تأسیسات اتمی قم با حدود 4000 سانتریفوژ کاربرد غیر نظامی
ندارد. زیرا توانا به تولید اورانیوم با درجه پائین غنی شده به اندازه لازم برای
نیروگاه اتمی نیست. اما می تواند اورانیوم غنی شده با درجه بالا و به اندازه مورد نیاز در ساختن یک بمب
اتمی هست.
* هیلاری کلینتون از ایران می خواهد برنامه اتمی خود را شفاف کند:
◄ در 21 ژانویه 2010،
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه امریکا، گفته است: امریکا و متحدان اروپائیش هرگز در
مورد ایران کوتاه نخواهند آمد و همچنان از ایران خواهند خواست برنامه اتمی خود را
شفاف کند.
تا زمانی
که ایران پاسخ قانع کننده ای در باره پرسش از ماهیت فعالیت اتمی خود به جامعه بین
المللی ندهد، در انزوا خواهد ماند.
* امریکا و اروپا بر مجازات ایران مصمم هستند:
◄ در 21 ژانویه 2010،
آسوشیتدپرس گزارش کرده است که امریکا و اروپا تصمیم گرفتند بر ایران فشار بیاورند
تا که برنامه اتمی خود را شفاف کند. امتناع ایران از اثبات مقاصد خود، وضع مجازاتها
علیه این کشور را اجتناب ناپذیر می کند.
بعد از
دیدارها با مقامات ارشد اروپائی، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه امریکا، گفت: کوششها
برای وضع مجازاتهای بیشتر علیه ایران، ادامه خواهند یافت. مقاماتی که کلینتون با
آنها دیدار و گفتگو کرده است، کاترین آشتون وزیر خارجه اروپا و داوید میلیبند، وزیر
خارجه انگلستان بوده اند.
کلینتون گفت: باب گفتگو باز است اما جامعه بین المللی به انتظار نمی شنید و با توجه
به مقاومت ایران، ناگزیر اصرار می ورزد که شورای امنیت مجازاتهای جدید علیه ایران
وضع کند. طرح ما فعلا اینست که شورای امنیت لحن قاطعی در باره ایران اتخاذ کند و
محکم ترین قطعنامه ها را علیه ایران صادر کند.
کلینتون گفت: مجهز شدن ایران به سلاح اتمی منطقه را سخت بی ثبات می کند. هیچ
کشوری در همسایگی ایران و در منطقه نیست که بطور مستقیم در معرض بی ثباتی قرار
نگیرد.
* کشورهای 5 + 1 بر سر مجازات ایران به توافق نرسیدند در نتیجه، شورای
امنیت از صدور قطعنامه ناتوان است:
◄ در 18 ژانویه 2010،
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش کرده است: ناتوان شدن کشورهای 5 +1 از توافق بر سر
مجازاتهای جدید، شورای امنیت را از
صدور قطعنامه جدید ناتوان کرده است. متکی، وزیر خارجه ایران، در واکنش به ناتوانی،
گفت: عدم توافق کشورهای 5 + 1 حاکی از
رشد عقلانیت در گفتگوها بر سر برنامه اتمی ایران است. ایران امیدوار و آماده است که به این
عقلانیت کمک رساند از راه سمت دادن گفتگوها به راه صحیح و رسیدن به نتایج شایسته.
کشورهای 5
+ 1 شنبه 16 ژانویه، با یکدیگر دیدار
کردند اما بر سر قطعنامه چهارمی که به شورای امنیت به تصویب رسد، به توافق نرسیدند. امریکا و متحدان اروپائیش خواستار وضع
مجازاتهای جدید بودند. نتان یاهو، نخست وزیر اسرائیل و آنجلا مرکل، صدر اعظم آلمان،
هشدار دادند هرگاه ایران رویه خود را تغییر ندهد، مجازاتهای جدید برضد وضع خواهند
شد.
اما روسیه
و بخصوص چین در باره اثر بخش بودن وضع مجازاتهای جدید تردید داشتند. نتیجه حاصل از
جلسه این شد که کشورهای 5 + 1 موضوع متحد خود را حفظ کنند.
این
کشورها نگرانی خود را از این که ایران پیشنهاد شورای حکام آژانس بین المللی انرژی
اتمی را نپذیرفته است، ابراز کردند. این شورا، در مصوبه 27 نوامبر 2009 خود، از
ایران خواست بلادرنگ به ساختمان تأسیسات مخفی در نزدیکی قم و نیز به غنی سازی
اورانیوم پایان ببخشد. این کشورها همچنین نگرانی خود را از این امر که ایران
پیشنهاد البرادعی را در باره مبادله اورانیوم 5/3 درجه با اورانیوم 20 درجه
نپذیرفته است، اظهار کردند.
◄ در 27 ژانویه 2010، روسیه گفت تا ابد به انتظار تغییر رویه ایران
نمی نشیند. در این روز، خبرگزاریها گزارش کردند که کلینتون در کار آنست که بر سر
مجازات ایران، اجماع پدید آورد.
* ایران پیشنهاد سازمان ملل را در باره غنی سازی اورانیوم در خارج از
ایران را نمی پذیرد:
◄ در 20 ژانویه 2010،
آسوشیتدپرس و نوول ابسرواتور گزارش کردند که بنا بر قول منابع دیپلماتیک، پیشنهاد
آژانس بین المللی انرژی اتمی را در باره انتقال 1200 کیلو اورانیوم به خارج برای
غنی شدن تا 20 درجه، را نمی پذیرد.
دیپلماتها، در 6 ژانویه، در دیدار علی اصغر سلطانیه با مدیر جدید آژانس، یوکیا
آمانو، پاسخ منفی را داده بود. سخنگوی وزارت خارجه امریکا نیز گفت: من مطمئن نیستم
که ایران پاسخ رسمی داده باشد اما
روشن است که پاسخ موافق نداده است.
* ایران می گوید: پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی را رد نکرده
است:
◄ در 22 ژانویه 2010، انترنشینال نیوز از تهران گزارش کرده است: مقامات
وزارت خارجه ایران می گویند: ایران پیشنهاد آژانس را در باره انتقال
اورانیوم 5/3 درجه به خارج از کشور بقصد غنی شدن تا 20 درجه را رد نکرده است بلکه
تنها خواسته است به جای آنکه 70 درصد اورانیومش را به خارج بفرستد، به تدریج و به اندازه ای که باید غنی
تر شود، به خارج از ایران بفرستد.
همین تکذیب را خبرگزاری مهر از قول
متکی انتشار داده است.
*پيشنهاد مبادله سوخت هستهاي به ايران همچنان معتبر است:
◄ در 22
ژانویه 2010، سخنگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته است: «ديدهبان هستهاي
سازمان ملل متحد بهعنوان میانجی بیطرف به تلاش خود در زمینه برنامه هستهاي
ايران ادامه میدهد و امیدواراست طرفهای مربوط به توافقي که منجر به اعتمادسازي
شود، دست يابند.
پيشنهاد اين نهاد براي مبادله اورانیوم غنی
شده ايران با سوخت هستهای راکتور تحقیقاتی تهران، همچنان به قوت خود باقي است.
بنا بر پیشنهاد آژانس، ایران
70 درصد اورانیوم 5/3 درجه ای خود را به خارج کشور منتقل می کند و در ازای آن،
اورانیوم 20 درجه ای را دریافت می کند.
* احمدی نژاد: در سالروز انقلاب، خبر خوبی در باره غنی سازی اورانیوم
تا 20 درجه را به مردم خواهیم داد:
◄ در 24 ژانویه 2010، خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که احمدی نژاد
گفته است، در سال روز انقلاب، 22 بهمن، خبر خوبی درباره غنی کردن اورانیوم تا 20
درجه را به مردم ایران خواهد داد. بنا
بر قول احمدی نژاد این خبر خوش در دهه فجر به مردم داده خواهد شد. این خبر بقدری خوش است که قلب تمام
ایرانیان و همه عاشقان آزادی در دنیا را شاد می کند. |