حیله
يا
خيانت
سر اكتبر
سورپرايز
نوشته روبرت
پارى
ترجمه
و
تنظیم از ابوالحسن بنى
صدر
تنظيم براى سايت
از انتشارات انقلاب
اسلامى
ترجمه اين كتاب اول
بار
در روزنامه انقلاب
اسلامى
انتشار يافته
است
تاريخ انتشار:24
شهریور
1382
توضيحى كوتاه
كتابى كه چكيده
آن را در دسترس خود مىيابيد، نوشته روبرت پارى Robert Parryاست. نام كتاب: Trick or Treason , The October Surpirse Mystery
است. كتاب در 1993 انتشار پيدا
كردهاست. بديهى است تحقيق كننده كار را رها نكرده و پس از انتشار كتاب، يافتههاى
جديد خود را، در باره سازش پنهانى ملاتارياى ايران گيتى با گروه ريگان - بوش،
انتشار دادهاست. ترجمههاى اين كارها، به تدريج، در نشريه انقلاب اسلامى، انتشار
پيدا خواهند كرد و بگاه پايان پذيرفتن كار، يكجا، در سايت بنىصدر و بسا سايتهاى
ديگر، در اختيار هموطنان عزيزم قرار خواهند گرفت.
بموقع است
يادآور شوم كه از زمان مراجعه روزنامه نگارى امريكائى و طرح شدن سازش پنهانى دستگاه
خمينى با گروه ريگان - بوش، تا امروز، مصاحبهها و مقالههاى بى شمار به كنار، اين
هفتمين كتاب است كه نوشتهاست. از 6 كتاب ديگر، جز كتابى كه خود نوشتهام،
چكيدههاى 5 كتاب را به فارسى برگرداندهام و منتشر شدهاند.
در طول 24 سال كه، در
خارج از ايران، تحقيق براى پرده برداشتن از سازشى پنهانى ادامه دارد - سازشى كه
اثرى چنان تعيين كننده بر سرنوشت ايران و منطقه داشتهاست -، در ايران، ايران
گيتيها همچنان، به استبداد، بر دامنه خيانت و جنايت و فساد مىافزايند. در ايران
تحت سانسورها و در انيران، در باره گروگانگيرى و بخصوص سازش پنهانى، جز خط استقلال
و آزادى، ديگران سكوت گزيدهاند. بر مردم ايران است كه پرسيدن در باره رفتارهاى هم
اهل سياست و هم مدعيان تحقيق را، در باره امورى كه به استقلال و آزادى و رشد مربوط
مىشوند، حق خويش شناسند و هركس و هر گروه پاسخ شفاف به پرسشى از پرسشهاى آنها
نداد، قدرتمدار بشناسند و تردش كنند.
اما
كتابها كه انتشار پيدا كردهاند و اينجانب خوانده و يا نوشتهام، به ترتيب تاريخ
انتشار، عبارتند از:
1 - طراحان يك ماجرا Interlock نوشته
مارك هولبرت Marc Hulbert. اين
كتاب در 1982 منتشر شدهاست. نويسنده مصاحبهاى طولانى با ابوالحسن بنىصدر بعمل
آوردهاست. چكيده كتاب در
«گروگانگيرى» آمدهاست.
2 - اكتبر سورپرايز October Surprise نوشته
باربارا هونگر Barbara
Honeggerاست. كتاب در آوريل 1989 انتشار
يافتهاست. چكيده كتاب در گروگانگيرى آمدهاست.
3 -
My Turn To Speak اثر ابوالحسن بنىصدر. اين كتاب نخست به
زبان فرانسه، با عنوان «توطئه آيةاللهها» منتشر شدهاست. يك گزارشگر فرانسوى، طى
روزها، تاريخ دوران مرجع انقلاب را كه بنىصدر شرح كردهاست، بر نوار ضبط و از آن،
قسمتى را، با موافقت بنىصدر، بصورت كتاب انتشار دادهاست. كتاب به ايتاليائى نيز
انتشار يافتهاست.
4 - سير تحول سياست امريكا در ايران، كتاب
دوم، گروگانگيرى، تأليف ابوالحسن بنىصدر تاريخ انتشار بهمن 1370
است.
5 - اكتبر سور پرايز October Surprise نوشته
گارى سيك Gary Sickكتاب در 1991 انتشار پيدا
كردهاست. چكيده كتاب در «گروگانگيرى» نقل شدهاست.
6 - گزارش كنگره امريكا در باره اكتبر
سورپرايز كه در 1993 با اين عنوان منتشر شدهاست: Joint Report of the Task Force to Investigate
Certain
Allegations Concerning the Holding
in
0891 of American Hostages by
)"October Surprise Task
Force(
تصميم به تشكيل
كميته تحقيق پس از انتشار كتاب
My Turn To Speakو حضور بنىصدر در كميسيون
خارجى مجلس نمايندگان اتخاذ شد. رئيس كميسيون، هاميلتون بود و اين اتهام را كه
انتخاب ريگان و معاون او بوش حاصل معاملهاى محرمانه بر سر گروگانها، بودهاست،
براى نظام سياسى امريكا بسيار خطرناك و اثبات چنين اتهامى را مرگبار مىدانست. بر
اين اساس، مأموريت كميته تحقيق اين بود كه اين خطر را رفع كند. توفيق كامل نيافت.
زيرا برغم سانسور مدارك و گزارشها و قلب بعضى از شهادتها، تنها توانست مدعى شود كه
نمىتوان گفت «اكتبر سورپرايز» واقع نشدهاست. اما ما سندى بر وقوع آن بدست
نياورديم!
7 -
پارى در كتاب Trick or Treason , The October Surpirse Mystery ، كه
اينك چكيده آن را در دسترس داريد، سانسورها و تقلبهاى كميته تحقيق را بر شمردهاست.
بعد از انتشار كتاب، او تحقيق در باره گزارش كنگره را پى گرفته و حاصل كار خود را
انتشار دادهاست. ترجمههاى كارهاى بعدى روبرت پارى را نيز، بمحض توفيق در
انجامشان، در اختيار خوانندگان خواهم گذاشت.
ابوالحسن بنىصدر
25 شهريور 1382
چكيده كتاب October Surpirse MysteryTrick or Treason , Theنوشته روبرت پارى:
آريل شارون نخست وزير امروز اسرائيل واسطه
ديروز ملاتاريا در خريد اسلحه از امريكا و اسرائيل بود!؟:
روبرت پارى از اينجا شروع مىكند كه فروش
اسلحه امريكائى به ايران، از تابستان 1981 شروع شد. راستى اينست كه با كودتاى خرداد
60، اجراى توافق محرمانه بر سر گروگانها ميسر شد. پژوهشگر
مىنويسد:
بعد از آنكه رونالد
ريگان عهده دار رياست جمهورى شد، وزير دفاع اسرائيل، آريل شارون
Ariel
Sharon و وزير خارجه وقت امريكا، ژنرال
آلساندرهيگ HaigAlexander
M.، در
تابستان 1981، مذاكرات محرمانهاى انجام دادند. با فروش اسلحه به ايران موافقت بود.
بن مناش مىافزايد «پيش از آن، موافقت حاصل شده بود اما رسمى نبود. اسلحه موجود در
انبار ناتو از آغاز سال 1981، با اجازه امريكا، به ايران فروخته مىشد. فروش اسلحه
به ايران ادامه يافت. جز در 4 ماه آخر سال 1982. علت آن عصبانيت خمينى بود از شارون
آن زمان،
شارون، وزير دفاع رزم آور اسرائيل، با علنى كردن اين امر كه اسرائيل به ايران اسلحه
مىفروشد، رهبر بنيادگراى ايران، آية الله روح الله خمينى را در تنگنا قرارداد. اما
عصبانيت زود فروخوابيد و جريان اسلحه به ايران، از سر گرفته شد. آخر، هر دو طرف
دلايل قوى براى روابط پنهانى خود داشتند.
پارى اين ادعا را
موضوع تحقيق مىكند: روابط هيگ و شارون بسيار نزديك بود و مسلم است كه اسرائيل به
ايران اسلحه مىفروخت.
كيسى كه رئيس ستاد انتخاباتى ريگان - بوش،
در انتخابات رياست جمهورى بود، افتضاح ديگرى ببار آورد كه «مناظره گيت» نام گرفت.
توضيح اينكه ريگان و بوش مىبايد مناظرهاى تلويزيونى انجام مىدادند. كتابچه حاوى
يادداشتهاى كارتر براى اين مناظره را كيسى از يكى از محارم كارتر، دريافت كرده
بود.
كيسى كه در
جنگ دوم جهانى سر جاسوس بود، فعاليتهاى كارتر و حكومت او را براى تحصيل آزادى
گروگانها، از نزديك، زير نظر داشت. ترس كيسى از آن بود كه در هفتههاى پيش از
انتخابات رياست جمهورى، گروگانها آزاد شوند و اميد كارتر را براى تجديد انتخاب قطعى
بگرداند. اين بود كه كيسى تيم مخصوصى از كاركنان حزب جمهورى و داوطلبان تشكيل داد
تادر همه جاى جهان و تمام وقت، هر گونه پيشرفتى در حل مشكل گروگانها را زير نظر
بگيرند و او را از آن آگاه كنند.
اينسان بود
كه هيأت تحقيقى كه مجلس امريكا براى تحقيق در باره «مناظره گيت» تشكيل دادهبود،
اشتغال خاطر كيسى به «غافلگيرى اكتبر» را كشف كرد. هيأت نتوانست راز دزديده شدن
كتابچه ياداشتها را كشف كند. تحقيق كنندگان اكتبر سورپرايز را پى نگرفتند. آنها فكر
كردند رگ حساس حزب جمهورى را پيدا كردهاند.
در نوامبر 1986، من با علاقه مقاله بوب
وودوارد BoB Woodward و والتر
پينكوس Walter
Pincus را در
واشنگتن پست خواندم. مقاله مىگفت كه حكومت ريگان فروش اسلحه به ايران، از راه
اسرائيل، را، از همان سال 1981، چند ماه بعد از تصدى رياست جمهورى، تصويب كردهاست.
اما آن زمان به اين صرافت نيفتادم كه با اين معاملات، پيش از آنكه ريگان عهده دار
رياست جمهورى شود، موافقت شدهاست.
در آوريل
1987، آلفونسو چاردى Alfonso Chrdy در ميامى
هرالد، قطعهاى از پازل رابطه ريگان با ايران را يافت. اين گزارشگر سخت كوش كه با
من در تحقيق پيرامون فعاليتهاى محرمانه سرهنگ اوليويه نورث در ماجراى ايران - كنترا
رقابت داشت، كشف كرد كه 3 تن از فعالان ستاد انتخاباتى ريگان، در هتل لانفان پلازا
L'Enfant Plaza، در
واشنگتن، در سپتامبر 1980، با فرستاده ايرانى مرموز ديدار كردهاند. بنا بر فرض، فرستاده ايرانى پيشنهاد
كردهاست كه گروگانها به ترتيبى آزاد شوند كه موجب پيروزى ريگان در انتخابات رياست
جمهورى امريكا شود. مشاوران ريگان يعنى ريچارد آلن و لورانس سيلبرمن و روبرت مك
فارلين اصرار مىورزند كه آنها پيشنهاد را نپذيرفتهاند. اما آنها نام فرستنده را
بياد نمىآورند.
و در
3 اوت 1987، فلورا لويس Flora
Lewis در
نيويورك تايمز نوشت كه رئيس جمهورى پيشين ايران، ابوالحسن بنىصدر، در تبعيد گاه
خود، پاريس، گفته است نمايندگان ريگان در اكتبر 1980، معاملهاى بر سر گروگانها با
فرستادههاى ملاتاريا بعمل آوردهاند. بخاطر اين معامله، ملاتاريا حل مشكل گروگانها
را با حكومت كارتر معوق گذاشت. با وجود اين، در واشنگتن، نادر بودند روزنامه
نگارانى كه قول رئيس جمهورى خلع يد شده را جدى بگيرند.
پس از بن مناش، پارى به سراغ ريچارد برنك
Brenek مىرود و
صحت اظهارات او را ارزيابى مىكند. برنك يك امريكائى است كه مدعى شد در ماجراى
اكتبر سورپرايز بودهاست و بوش عضو هيأت مذاكره كننده با نمايندگان خمينى بوده و او
را در پاريس ديدهاست. علت تحقيق در باره اظهارات برنك نيز اينست كه حكومت امريكا
او را دروغگو خواند و بر ضدش به دادگاه شكايت كرد و در دادگاه بازنده شد. پارى
مىنويسد: به توليد كنندگان فرونت لاين
Frontline گفتم:
«من نمىدانم در اين محاكمه چرا حكومت بازنده شد. اما اگر حكومت نتوانست ثابت كند
برنك دروغ مىگويد، لاجرم واقعيتى وجود دارد و كارى انجام
گرفتهاست.»
حدس مىزنم دادستان
دنور Denverاز شهادت برنك در
مورد ديگرى عصبانى بوده است. شايد فكر كرده است او بايد نكاتى در خور تأملى را در
واشنگتن شنيده باشد. بهر رو، دادستان بى آنكه خواسته باشد، توجه مطبوعات را به
ماجراى اكتبر سورپرايز جلب كرد.
نظر
نامساعد من نسبت به برنك تغيير كرد. علت نيز اين بود كه تاريخ گزارش DIA(ديفنس
انتليجنت آژنسى) 3 روز پيش از آنست كه ريگان اجازه فروش موشك تاو به ايران را
محرمانه امضاء كند. پس آگاهى برنك در خور توجه بود. در اوائل 1986، وقتى برنك با
وكيل مدافع خود در باره فروش اسلحه توسط امريكا به ايران سخن مىگفت، اين معامله
سرىترين اسرار در واشنگتن بود. بنا بر اين، او بايد به اطلاعات بسيار حساسى دسترسى
مىداشت.
تدارك
محاكمه يك سال بطول انجاميد. دايره سرى اف بى آى گزارشى را ارائه كرد كه بنا بر آن،
جورج بوش در 19 اكتبر 1980، در چوى چيس كانترى كلوب ClubChevy Chase Country در
مريلند بودهاست. اما اف بى آى نتوانست ثبتى از حضور بوش در اين باشگاه بيابد و يا
كسى را پيدا كند كه بوش را در باشگاه ديدهباشد. و نيز حكومت نتوانست مدركى ارائه
كند كه نشان دهد كيسى و گرگ Gregg در آن
تاريخ، در امريكا بودهاند.
دو
مأمور حفاظت از جان بوش در روزهاى 19 و 20 اكتبر 1980، ويليام هودسن Hudsonو بئونارد تانيس
Tanis، هر دو
تكذيب كردند كه بوش در آن روزها خاك امريكا را ترك گفته باشد. اما در بازپرسى، هردو
پذيرفتند كه آن روزها، در مدتى كه بوش در خانه بودهاست، او را نديدهاند. و نيز
نتوانستند بطور دقيق بگويند ساعات كارشان چه وقت آغاز و كى پايان پذيرفتهاست.
شگفتى آور اينكه اوروك O'Rouke از ثبت
گزارشهاى محرمانه در باره گذران بوش در روز مورد سئوال، خود دارى كرد. رونوشتهاى
سانسور شده آن مدارك در اختيار دو طرف دعوا گذاشته شد. اما اوروك نه اوراق را سند
تلقى كرد و نه از مأموران مخفى خواست به يادداشتهائى كه مىتوانند به حافظه آنها
كمك كند، مراجعه كنند و بگويند در آن روز بوش چه مىكرد. ممكن است اورك بيم داشته
است مدارك بسختى سانسور شده دايره محرمانه اف بى آى در ميان اعضاى هيأت منصفه اين
ظن را بر انگيزد كه چرا اينهمه قسمت از مدارك سياه و سانسور
شدهاند.
بدنبال دو
مأمور سرى، دو منشى در دادگاه شهادت دادند كه در 1980، در ستاد انتخاباتى ريگان -
بوش، در آرلينگتن واقع در ويرجنيا، براى كيسى كار مىكردند. وقتى اوروك از باربارا
هيوارد Hayward و مارى
كاستلو Castello، دو منشى
كيسى پرسيد: آيا كسى در آخرين ماه مبارزات انتخاباتى امريكا را ترك گفت يا خير؟
هردو پاسخ دادند: نه. اما بازجوئى معلوم كرد كه اين دو منشى همواره با كيسى همراه
نبودهاند. او هر از چندى به سفر مىرفته است و سفرهاى خود را از آنها، پنهان نگاه
مىداشته است. بارديگر، اوروك از وارد كردن مدارك مربوط به سفر كيسى و او، در
پرونده، خوددارى كرد.
شاهد بعدى ريچارد گرگ بود. او از صاحب منصبان سيا بود كه مشاور امنيتى بوش
شده بود. بهنگام معامله بر سر گروگانها، او در شوراى امنيت ملى كار مىكرد. او در
دادگاه شهادت داد كه تعطيلات 18 و 19 اكتبر 1980 در هيچ كجاى پاريس نبودهاست. او
دست زن و دختر خود را گرفته و به برتانى بيچ در دلاور Delaware به
اقامتگاه تابستانى دوست خود بردهاست. بياد مىآورد كه هر سه در يكى از روزها شنا
كردهاند. براى شنا، آب به اندازه كافى گرم بود. ما مقدارى تنيس بازى كرديم. پياده
روى كرديم. دو شنبه 20 اكتبر نيز همسر و دختر خود را به واشنگتن بازگرداندم و بكار
خود درشوراى امنيت ملى بازگشتم.
او سفر به پاريس و گفتگو با ايرانيها را تكذيب كرد. او نه كارت بانكى و نه رسيدهاى رستوانها و نه
هيچ مدركى از گذران ايام تعطيلات آخر هفته خود و خانوادهاش در محلى كه مىگفت،
نداشت. تا وسط بعد از ظهر روز دوشنبه نيز مدركى ارائه نكرد كه گوياى حضورش در محلى
باشد.
گرگ
براى اثبات درستى شهادتش، عكسهائى را از خود و همسر و دخترش در بيچ، نشان داد. اما
در عكسها نه محل مشخص بود و نه تاريخى ثبت شده بود. گرك لباس شنا بر تن داشت و دو
زن لباس سبك تابستانى بر تن داشتند. عكسها نشان مىدادند كه روز آفتابى بوده است.
حال آنكه گرگ در شهادت خود گفته بود آن روزها سرد بودهاند. گرك بياد نمىآورد
عكسها را شنبه گرفتهاند يا يك شنبه. اما بياد مىآورد كه اول بعد از ظهر كه آب
هنوز گرم بوده، شنا كردهاست. مهر پشت عكس نشان مىدهد كه عكسها در «اكتبر 1980»
ظاهر شدهاند.
اورك از
همسر و دختر او در باره درستى شهادت گرك نپرسيد و اين اشتباه وخيمى بود. اين امر
كه همسر و دختر گرگ نمىتوانند و يا
نمىخواهند شهادت گرگ را تأييد كنند، در هيأت منصفه، ظن برانگيخت.
عكسهائى هم كه گرك را در لباس شنا نشان مىدادند، به شهادت گرگ زيان
رساندند. زيرا وكيل مدافع برنك به ايستگاه بوب لينوت Bob Lynottمراجعه كرد. ايستگاه تلويزيونى
قديمى در پورت لند كه به «آقاى هواسنج» معروف است. هواشناسى تصديق كرد كه در آن
تعطيلات آخر هفته ماه اكتبر 1980، در بتانى بيچ، هوا منقلب بودهو با هوائى كه
عكسها نشان مىدادند نمىخواند.
لينوت گفت:
من صد در صد مطمئن هستم كه عكسها در 18 اكتبر 1980 گرفته نشدهاند. 90 درصد مطمئن
هستم كه در 19 اكتبر گرفته نشدهاند. لينوت عبور جبهه هواى سرد را در اوائل صبح يك
شنبه 19 اكتبر از دلاور تشريح كرد كه باران آرامى، سرما را ببار آورد. در بيچ، سوز
سخت شمالى مىوزيد.
در بتانى
بيچ، اواخر بعد از ظهر، كمى از شدت سرما كاسته شد. هوا آفتابى شد و ممكن است آن
زمان عكس گرفته شده باشد. اما لينوت مىپرسيد: در عكسها، گرگ خندان و راحت است آيا
او با وجود سوز سخت شمالى در 19 اكتبر، مىتوانست اين قيافه خندان و راحت را داشته
باشد!
برنك مدعى
بود كه ديدار فرستادگان ريگان - بوش با فرستادگان خمينى در پاريس، در هتل والدورف -
فلوريدا واقع در محله زيباى مادلن انجام گرفته است. «اشخاصى كه من در آن هتل ديديم،
از جمله سيروس هاشمى، مردى بنام دونالد گرگ و ويليام كيسى بودند. شحصى بنام جلال
الدين فارسى و مرد ديگرى بنام برنارد ويلوVeillot آنجا بودند. جون دو لارك Delaroque آنجا
بود. اشخاص ديگرى هم بودند كه من نمىشناختم و بمن معرفى نشدند. دوست من، روبرت بنس
Benes ، سرهنگ
سازمان اطلاعات فرانسه نيز آنجا بود. خانم روبر Robertافسر اطلاعاتى حكومت
فرانسه نيز آنجا بود.
در اينجا،
پارى شرح مىدهد كه دادستان كوشيد چنان كند كه برنك و شهادت او اسباب ريشخندش شود و
نتوانست. هيأت منصفه تحت تأثير شهادت شهود محترم اوروك قرار نگرفتند. سابقه عضويت
گرگ در سيا به اعتبار شهادت او سخت ضربه زد و ظاهراً اورك ندانست تا به
كجا.
شكهاى ديگرى در
باب عكسهاى گرگ بروز كردند: «دليل مسلمى به ما ارائه شد. كريستف توضيح داد كه
مغازهاى كه عكس را ظاهر مىكند، تاريخ گرفتن آن را پشت آن قيد نمىكند بلكه تاريخ
ظاهر كردن آن را قيد مىكند. بنا بر اين، هيچ نه معلوم كه آن عكسها چه وقت گرفته
شدهاند.
برنك مىگويد نقش او در مذاكرات پاريس،
انتقال 40 ميليون دلار پولى بودهاست كه در ازاء به تأخير انداختن آزادى گروگانها
مىبايد به طرف ايرانى پرداخت مىشد. او بايد پول را از حسابهاى بانكى چندى منتقل
كند: نخست از مكزيكو به بانكهاى ديگرى در اروپا. دستور انتقال پولها را كيسى
مىداد.
طرح طبس، ايران كارى نمىكند كه كارتر
انتخاب شود، ميانجيگرى عرفات و...:
روبرت پارى ديدار خود را با ميل كوپلند
Miles
Copeland افسر سيا
نقل مىكند. او به بوش نزديك و با حاكمان بر در دنياى عرب رابطه داشت. طرحى براى
آزاد كردن گروگانها نيز تهيه كرده بود. كوپلند به او گفته است:
«آنچه امريكا در ايران مىكرد بر پايه تن دادن به واقعيت بود. به استثناء پذيرفتن سقوط شاه. بر ا