اصول
راهنماى اسلام
نوشته
ابوالحسن بنى صدر
ناشر:
انتشارات انقلاب اسلامى
تاريخ
انتشار: 22 بهمن 1371
تنظيم
براى روى سايت از
انتشارات
انقلاب اسلامى
فهرست
مدخل
فصل اول: توحيد
بند اول:
اسطورهها
1- اسطوره هايى كه
ساخته رابطه انسان و طبيعتند
2- اسطوره هايى كه
ساخته رابطه انسان با زمان و مكان هستند
3- اسطوره هايى كه بر
وجه اجتماعى واقعيت اجتماعى ناظرند
4- اسطوره هايى كه بر
وجه سياسى واقعيت اجتماعى ناظرند
5- اسطوره هايى كه بر
وجه اقتصادى واقعيت اجتماعى ناظرند
6- اسطوره هايى كه بر
وجه فرهنگى واقعيت اجتماعى ناظرند
بند دوم: مشى از شرك
به توحيد
الف - شرك
ب - بت پرستى
ج - ثنويت و
تثليث
د - كفر
ه - منزه كردن خدا از
صفاتى كه با توحيد ناسازگارند
بند سوم: روابط
اجتماعى توليد كننده خدا
داستان دو دوست
الف - مؤلفه
اجتماعى
ب - مولفه
اقتصادى
ج - مؤلفه سياسى
د - مؤلفه
فرهنگى
بند چهارم: رابطه
انسان با خدا، يا موازنه عدمى
1- رابطهها بر پايه
موازنه عدمى
2- تخليف
مأخذهاى فصل اول
فصل دوم: بعثت
1- بعثت عمومى
است
2- قواعدى كه زمان و
مكان و محتوى و شكل بعثت را تعيين
مىكنند
3- گذار از ثنويت به
توحيد و پيامبرى
4- وظائف
پيامبرى
5- تغيير ناپذيرى
احكام و صيرورت اجتماعى
الف - سازش پذيرى و
سازش ناپذيرى
ب - هويتهاى نسبى و
جهان شمول بودن احكام
ج - نسبيت احكام
منكرها
معروفها
مأخذهاى فصل دوم
فصل سوم: امامت
1- رهبرى و آزادى
انسان
2- عموميت امامت
3- انواع امامت
صفات مؤمن و
متقى
صفات كافر و
مشرك
دو نوع نظام اجتماعى
و مشخصات هريك
جامعه مؤمنان
جامعه كافران
دو نوع تمايل عمومى
در تاريخ
مسئوليتهاى امامت
عمومى و خاصه هايش
در وجه سياسى
در وجه اقتصادى
در وجه اجتماعى
در وجه فرهنگى
امام و حزب خدا و
جامعه
تا تغيير نكنى تغيير
نمىدهى
الگو آينده را در
وجود خود حال مىكند
مأخذهاى فصل سوم
فصل چهارم:
عدالت
عدل و ظلم، در رابطه
با اصلها
پيشخور كردن و از پيش
متعين كردن و وظيفه خليفةاللهى
تدبير پيش شرط
تقدير
نه جبر و نه تفويض،
امرى ميان دو امر است
گذار از نابرابرى به
برابرى
1- در وجه
اقتصادى
2- در وجه
اجتماعى
3- در وجه سياسى
4- در وجه
فرهنگى
نابرابريها و راه حل
عمومى مشكل نابرابرى
مأخذهاى فصل
چهارم
فصل پنجم: معاد
زمان پندار و گفتار و
كردار
زمان پيوسته است و
جهت و هدف دارد
دسته بندى انسانها در
رابطه با زمان
شهادت زمان
معاد، آغاز بدون
بازگشت
تدارك جامعه آرمانى
در معاد
الف - خاصههاى سياسى
جامعه آرمانى
ب - خاصههاى اقتصادى
جامعه آرمانى
ج - خاصههاى اجتماعى
جامعه آرمانى
د - خاصههاى فرهنگى
جامعه آرمانى
جا و موقع فرد در
جامعه آرمانى
طبيعت بهشت، آنسان كه
قرآن وصف مىكند
مأخذهاى فصل
پنجم
حاصل سخن
فهرست
اصول
راهنماى اسلام
فصل
اول
توحيد
بسم الله الرحمن
الرحيم
مدخل
كتابى كه خواننده
پيشاروى دارد، حاصل تجربههاى 30 سال است. تجربه هايى كه در پر رويدادترين دوران
تاريخ و تا اين زمان، دوران پرشتابترين تحولهاى تاريخ انسانيت، بعمل آمدهاند. در
همه رويدادهاى بزرگ، ايران از مهمترين صحنهها بوده است و ايرانيان پاى در ميان
داشتهاند. در اين دوران، ساعت به ساعت، زندگى پرسشها پيرامون هستى، رابطه انسان با
خدا، با طبيعت، در ميان مىگذاشت و مىگذارد. جهت تحولى كه جامعهها دارند، يا بايد
داشته باشند و يا بايد به آنها داد، موضوع دانش اجتماعى و همه، مايه كشاكشهاى سياسى
و نزاعهاى قهرآميز و جنگها بودهاند و هستند. و نيز، تقدم بخشيدن به اين يا آن بعد
از بعدهاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، دست مايه زورمداران بوده و
هنوز هست.
نسلهايى كه پيش از اين دوران مىزيستند، با مشكلى مواجه نبودند كه نسل ما و
نسل جوان امروز با آن روبرو است: پيش از پيشى جستن غرب، نسلهاى پيشين محدوده انديشه
راهنما و نظام ارزشى را كه در آن بار مىآمدند، مطلوب مىيافتند. پس از سلطه يافتن
غرب، فعالان هر نسل دو تمايل پيدا مىكردند: تمايلى انديشه راهنما و نظام ارزشى غرب
را بهترين مىشمرد و تمايلى ديگر به انديشه راهنما و نظام ارزشى «سنتى» پايبند
مىماند. آيا مىدانست اين «سنت» جز غرب زدگى ديرين نيست؟ بهررو، دو گرايشى كه با
يكديگر رويارو مىشدند، غرب زدههاى كهنه و غرب زدههاى نو بودند. اين دو تمايل، به
تمايلهاى كوچكتر تقسيم مىشدند. و هر تمايل انديشه راهنما و نظام ارزشى خود را
بهترين مىشمرد. در دوران ما، در انديشهها، زلزلههاى بزرگ روى دادند و همه ساختها
را ويران ساختند. تا جايى كه كسانى پيدا شدند و گفتند: عصر ايدئولوژى بسر رسيده
است!
در قلمرو علم نيز، روشهايى كه علمى شمرده مىشدند، پى در پى، مهر «غير علمى» و «ضد علمى» مىخوردند و از اعتبار مىافتادند. در نتيجه، ارزشهاى پايه، خود بى پايه مىشدند. جامعههاى صنعتى و غير صنعتى قرار و ثبات خويش را از دست مىدادند. نسل جوان، در تمامى جامعهها، شورشى مىشد. شورشى از نوع جديد جهان را فرا مىگرفت: شورش بر نظامهاى اجتماعى و ارزشى و بر انديشههاى راهنما و روشها. وقتى شورشى از نوع جديد روى مىدهد، اگر نتوان اصل و انديشه راهنما و ارزشهاى پايه جديد جست، بحران ديرپا مىشود. و چون شورش مىتوان كرد اما در شورش نمىتوان زيست، د