سير تحول سياست آمريكا
در ايران
كتاب اول
آمريكا و
انقلاب
انتشارات انقلاب
اسلامى
تاريخ اولین
انتشار : 1367
تذكر
انقلاب، رويدادى جهانى است. هم از اين نظر
كه بيانگر آغاز تحول نظام جهانى است و هم از اين لحاظ كه ساختهاى روابط داخلى و
خارجى جامعهاى كه انقلاب در آن روى مىدهد، توان تحمل فشارها را نمىآورد. انقلاب
ايران در زمانى روى داد كه دولت در جريان خارجى شدن و قدرت سلطهگر در جريان داخلى
شدن، به مرحلهاى رسيده بودند كه در دولت عناصر ايرانى كم شار و كم توان و عناصر
انيرانى پرشمار و فشارى كه به جامعه ملى وارد مىكردند، از حد تحمل در مىگذشت.
بدين خاطر بود كه دولت بيش از آنچه در تصور گنجد ناتوان مىشد. قدرت سلطه گر، نه
مىتوانست دولت دست نشانده را در مهار جامعه بكار گيرد و نه مىتوانست پاى از ماجرا
بيرون گذارد. زيرا داخلى شده بود. اينست كه بتدريج رشته عقل و تدبير سياسى خود را
بدست گروهها و شخصيتهاى ايرانى مىسپرد و آنها مىكوشيدند بسود خود و به زبان
رقيبان، اين قدرت را وارد عمل سازند. اين تحول تعيين كنندهاى بود. زيرا اينبار
ايرانيها بودند كه سياست آمريكا را دنباله رو مىساختند. با اينحال نبايد ساده
انديش بود و اصل راهنما را از ياد برد: اصل راهنما اين بود كه اين گروهها براى قدرت
مسلط «منافع» بشناسند و پاسدارى از حفظ اين منافع را عهده دار شوند. نظريهها كه
درباره تقدم و تأخر اصلهاى استقلال و آزادى و رشد و اسلام پيدا شدند و بهايى كه
مردم ايران مىپردازند و تأخيرى كه انقلاب در دستيابى به هدفها بايد تحمل كند،
بازتاب اين رابطه با قدرت مسلط نيست؟
بدينقرا، مطالعه
انقلاب ايران، بدون مطالعه سياستهاى قدرتهاى خارجى، بخصوص قدرتى كه نقش اول را بازى مىكرده است، ناتمام است. كتاب
اول، از سه كتاب كه اينك در دسترس خواننده قرار مىگيرد، مطالعه سياست آمريكا در
ايران، از سالهاى پيش از انقلاب تا گروگانگيرى است. شامل: 1 - مطالعه تحليلى اسناد
سفارت آمريكا در ايران است كه قسمتى از آنها تا كنون در 60 جلد منتشر شده است. 2
- چكيدههاى كتابهايى هستند كه
مسئولان وقت دولت امريكا، در تهران و واشنگتن انتشار دادهاند. كوشيدهام از
كتابها، قسمتهايى را نقل كنم كه يا يكديگر راتكميل مىكردهاند و يا از اين و آن
جنبه اين سياست رفع ابهام مىكردهاند.
در جستجوى حقيقت،
به اين كار بسنده نكردهام: كوشيدهام نوشتههاى مسئولان رژيم شاه و خود او و نيز
گفتهها و نوشتههاى آقاى خمينى و همكاران او را با سندها و نوشتههاى مقامهاى
آمريكايى مقابله و مقايسه كنم و بدينكار، ابهامها را رفع و از دروغها، با يافتن
تناقضها و گشودن گره از مشكل آنها، راستها را بيرون بكشم. با وجود اين، هنوز كار
را از كمال بدور مىدانم زيرا بخشى از حقيقت در توقيف سانسور مانده است. بدين خاطر
از عهد با تحقيق دست نمىشويم. و در قلمرو، بكار ادامه مىدهم: 1 - دستيابى به آن
بخش از حقيقت كه گرفتار سانسور است و آزاد كردنش و 2- تمايلهاى موجود در رژيم شاه و
تمايلهاى موجود در مخالفان آن رژيم، چگونه سياست آمريكا را داخلى و از خود مىكردند
و در كشمكشهاى سياسى بكار مىبردند
تحقيق را به گونهاى
انجام دادهام كه در مرحله به مرحله جريان تحول، رويدادها خود چندى و چونى و چرائى
قوت يا ضعف گرفتن نيروها و شخصيتهائى سياسى را باز گويند. به سخن ديگر، خواننده را
از نياز به مدخل و حاصل سخن پر طول و تفصيل بياسايم. با وجود اين، بنا دارم وقتى
مطالعه را كامل كردم، حاصل سخن را بنويسم شامل قاعدهها كه در پرتو اين مطالعه
يافتهام و مىيابم. از اين قاعدهها، اساسىترين و عمومى ترينشان را مىآورم: نگرش
هر ملتى به خود، باور يا ناباورى بخود و انديشه راهنماى ناظر به آن، لوحى است كه
اندازه تأثير عوامل خارجى را در يك تحول نشان مىدهد. در واقع عوامل خارجى تا وقتى
داخلى نشوند، نقش پيدا نمىكنند. و تا وقتى جامعه باور به خود و انديشه راهنماى
ناظر به آن، انديشه استقلال آزادى و
رشد را از دست ندهد، عاملهاى خارجى را داخلى نمىكند. رمز رشد، باور به خود
است.
سير تحول سياست آمريكا در
ايران
كتاب اول
امريكا و
انقلاب
قسمت اول
تحول سياست آمريكا از زبان اسناد در
سالهاى پيش از انقلاب
درباره اسناد منتشره:
درباره اسناد
منتشره سخنهاى بسيار مىتوان گفت. از آنهمه گفتنى به سخنهاى زير بسنده
مىكنم:
1- مسلم است كه همه اسناد منتشر نشدهاند.
بنابر مقاصدى كه داشتهاند اسنادى را منتشر كرده و اسنادى را منتشر نكردهاند. حتى
درباره يك سازمان و يا يك شخصيت و يا يك واقعه نيز، همه اسناد منتشر
نشدهاند.
2- مقايسه متن اسناد و ترجمهها آشكار
مىگرداند كه در ترجمه امانت و دانش بكار نرفتهاند. گاه از خود معناى دلخواه را
بعنوان ترجمه آوردهاند.
3- اسناد را در شمارههاى گوناگون و
پراكندهاند. اسنادى كه به يك زمان و به يك موضوع و به يك سازمان و يا شخصيت و به
يك سياست راجعند را در شمارههاى گوناگون و بىربط و بدون فهرست صحيح، پراكنده
ساختهاند. چرا؟
- زيرا نمىخواستهاند، خوانندگان سر از
سير تحول سياست آمريكا در آورند تا ببينند چرا از دفاع شاه تا دفاع از خمينى تحول
كرده است؟
- زيرا نمىخواستهاند، خوانندگان به
توانايىهاى واقعى سياست آمريكا پى ببرند و ببينند كه در جريان همگرايى و آشتى ملى،
دست و پاى غول بسته مىشود اسناد گواهى مىدهند، اقليت كوچكى كه بطور كامل ابزار
سياست امريكا بودهاند بكنار، بقيه به يمن هوش و وطن پرستى، موفق شدهاند، غولهاى
آمريكايى و روسى را در جريان انقلاب بزرگ ايران از عمل باز بدارند و انقلاب بدون
خسران به پيروزى رسد.
- زيرا مىخواستهاند، از اسناد بمثابه
حربه تكفير استفاده كنند و مقاومت در برابر استبداد را از ميان ببرند. در نتيجه
ايرانيان ندانند كه بهاى آشتى با يكديگر چه اندك و نتايج آن چه عظيم اند. احساس
شخصيت نكنند و در برابر تمايل به استبداد و وابستگى كه در پى استبداد بضرورت تحميل
مىشود، نايستند.
4- از آنجا كه مقصود از انتشار اسناد،
شناساندن سياست آمريكا و جريان تحول آن نبوده، بلكه پوشاندن آن در پرده ابهام بوده
است، تا توانستهاند، اسناد منتشره را پراكنده منتشر ساخته اند.
ناگزير:
- خوانندگان نمىتوانند پى به وجود فضاهاى
خالى ببرند.
- خوانندگان نمىتوانند پى ببرند چرا از
ميان نظرها و تدابير سياسى پيشنهاد شده و يا حتى متخذ، فلان نظر و تدبير بعمل در
آمده و فلان نظر و تدبير رها شده است؟
- خوانندگان نمىتوانند پى ببرند چرا از
ميان انتخابها، انتخابهاى معينى جامعه عمل پوشاندهاند و رابطه جريان وقايع با
انتخابها چه بوده است؟
حتى اگر انسان
معدودى زحمت مطالعه تمامى اسناد را بخود بدهند، سر از تحول سياست آمريكا و علل آن
در نمىآورند. مگر آنكه در جريان تحول حضور مستمر داشته و زحمت دسته بندى علمى
اسناد را بخود بدهند و فضاهاى خالى را با مراجعه به كتابهايى كه بازيگران وقت سياست
آمريكا و سران رژيم شاه نوشتهاند و اسناد ديگر حتىالمقدور پر
كنند.
كوشيدهام بدين
روش، خط تحول سياست آمريكا و عوامل موثر آن را از اسناد بيرون كشم و در متنى نه
چندان مفصل در اختيار نسل مسئول بگذارم. اين اسناد به بهاى هزاران كشته و معلول و
ميليارها دلار (كه در جريان گروگانگيرى بغارت آمريكا رفت يا بر اثر محاصره اقتصادى
و جنگ و استبداد برباد رفت) زيان تمام شد است و دست كم بايد بكار آگاهى نسل امروز
ايران و نسل امروز بشريت اسير بيايند و همگان را در يافتن روشهاى درست در مبارزه
بخاطر رهايى از روابط سلطه گر- زير سلطه، بكار آيند. در حقيقت اسناد گزارشگر صديق
اندازه كارآيى روشهايى است كه پيش و در جريان و پس از پيروزى انقلاب، از سوى
شخصيتها و سازمانهاى سياسى ايران پيشنهاد شده و بعضاً بعمل درآمدهاند. خواه
روشهايى كه از سوى رژيم شاه و حاميان آمريكائيش اتخاذ شدهاند و خواه روشهايى كه از
سوى مخالفين اتخاذ شدهاند. در نتيجه مىتوان فهميد چه روشهايى بر پايه چه ديدگاه
عملى مىتوانند غولها را عاجز گردانند. اگر اين درس از اين اسناد گرفته شود، شايد
بتوان خسرانهارا جبران كرد.
بهررو، بنا بر
روشى كه آمريكاييان خود بكار بردهاند، در اين مطالعه تحت هدفها و روشهاى آمريكا و
در رابطه با بيش و كمى كه به اهميت هدفها در هر مرحله دادهاند، به گروهبندى
شخصيتها و سازمانها پرداختهايم و سياستهاى متخذ و عوامل موثر در اتخاذ و
بكاربردنشان را معين ساختهايم.
1- هدفهاو
وسايل:
هر چند در باره اسناد، هدفها و وسائل بنا
بر اهميت رديف نشدهاند، اما در هر مرحله جاى هر يك از آنها از لحاظ اهميت زبر يا
زير مىگشته است. با اين وجود در دوران طولانى پيش و جريان و بعد از انقلاب، هدفها
و وسائل معينى همواره در رديفهاى اول قرار گرفتهاند. اينك اگر بخواهيم اين هدفها و
وسايل را بنا بر اهميت رديف بندى كنيم، فهرست زير بدست مىآيد
(1):
الف - هدفها:
* 1- ثبات رژيم سياسى - نظامى ناظر
به:
* 2- ساختهاى اجتماعى - اقتصادى
وابستگى
* 3- جلوگيرى از نزديكى به روسيه و انسجام
اقتصادى، سياسى، نظامى و فرهنگى ايران در بلوك بندى جهانى تحت رهبرى
آمريكا
* 4- سلطه بر شبكه راههاى بين المللى و
نقاط استراتژيك منطقه و بخصوص ايران
* 5- جريان نفت و تنظيم قيمتهاى آن و
روسيكلاج دلار
* 6- سرنوشت ايران بعد از نفت
از درجهبندى بالا،
روشن مىشود كه چهار هدف اول، بنوبه خود وسيله دستيابى هميشگى به دو هدف آخر هستند.
با وجود اين اگر نفت و منافع اقتصادى نيز در كار نمىبودند، موقعيت «ژئوپوليتيك»
ايران، ايجاب مىكرد كه آمريكا چهار هدف اول را اساس سياست خويش قرار بدهد.
توضيحاتى كه در اسناد داده شدهاند، از هر لحاظ روشنگر هستند:
* درباره ثبات سياسى، اين امور مورد تاكيد
قرار گرفتهاند: (2)
- ساختهاى
وابستگى و قابليت دوامشان
- قابليت تجديد
نخبهها و توسعه پايگاه اجتماعى يا قابليت تحول رژيم و توانائيش در جلب نيروهاى
جديد. توجه اساسى به اين امر است كه با تحول اجتماعى، نيروهاى سياسى جديدى پديدار
شده و مىشوند. توانايى رژيم براى جلب اين نيروها چه ميزان است؟
- انواع تركيبهاى
رهبرى با شاه و بدون شاه، با شاه بدون اختيار و با شاه با
اختيار
- انواع
آلترناتيوها و امكانات هر كدام
و از آنجا كه
ارتش را ستون فقرات رژيم سياسى تلقى مىكردهاند، پاسخ به سئوالهاى بالا را موكول
به سئوالهاى زير درباره ارتش مىساختهاند (3):
- قابليت دوام
تشكيلات ارتش بخصوص از لحاظ سنگينى روزافزون هزينهها و تزاحم اين هزينهها با رشد
اقتصادى.
- درجه وابستگى
ارتش از لحاظ ساز و برگ نظامى، تعليم و تربيت و مالى و بخصوص
(4):
- توانايى در
مهار خيزشهاى داخلى
- همكارى در
كنترل فعاليتهاى نظامى روسيه (همكارى اطلاعاتى) و دفاع اوليه در صورت حمله اين
كشور
- توانايى بر
عهده گرفتن منطقهاى در خاورميانه، در شرق ايران، در خليج فارس و غرب آفريقا و
اقيانوس هند.
توانايى در دفاع
از دالان هوايى تركيه - ايران كه از لحاظ نظامى و اقتصادى حياتى
است.
* درباره ساختهاى
اجتماعى - اقتصادى وابستگى مسائل زير مورد نظر بودهاند (5):
- موقعيت طبقات و
مسائلى كه از رشد كمى و كيفى شان پديد مىآيند.
- نظام اقتصادى
ايران و بخصوص نوع برنامه گذارى - فعاليت چند مليتى و راههاى توسعه آن. افزايش
ظرفيت بازار ايران و راههاى فروش حداكثر فرآوردههاى آمريكايى به اين
بازار.
تغيير طرز فكر و
اعتقادات قشرهاى ميانه بخصوص شيوههاى زندگى.
- تثبيت
موقعيتهاى اقتصادى - سياسى قشرهاى ميانه بمنظور تثبيت رژيم سياسى: حدود دمكراسى و
چگونگى توسعه آن
* درباره جلوگيرى از نفوذ روسيه در ايران
يا جلوگيرى از نزديكى به روسيه علاوه بر مسايل بالا، مسائل زير مورد توجه بودهاند
(6):
- نقش آمريكا
بعنوان مدافع تماميت ارضى ايران و مخالف تجزيه آن
- زمينههاى
نظامى (نياز به سلاح) و اقتصادى (نياز به تكنولژى و خدمات و كالاهاى سرمايه
ئى)
- حل مسائل منطقه
و از جمله ايران با همسايگان آن بدون دخالت دادن به روسيه
شوروى
- زمينههاى رشد
گروههاى وابسته به روسيه شوروى و گروههاى متمايل به استقلال از هر دو قدرت.
«استقلال كامل وهم است و استقلال از آمريكا بمعناى قرار گرفتن در حوزه جاذبه روسيه
است» (7) اين تمايل، بعلت آنكه جاده صاف كن كمونيستها تلقى مىشود، راديكال خوانده مىشود.
- نقش ايران در
گروه بنديهاى سياسى - نظامى منطقه: همكارى با عربستان سعودى، اسرائيل و
مصر
- اثرات قدرتمند
شدن رژيم سياسى ايران بر تمايل آن به جستجوى تعادل جديد از راه دورتر شدن از آمريكا
و نزديكتر شدن به روسيه.
- تغيير تناسب
قوا در جهان و بخصوص در منطقه و اثر آن بر روابط ايران و شوروى
- تغيير در
اعتقادها و شيوههاى زندگى و اثر آن بخصوص اندازه توجه نسل جوان به ناسيوناليسم
انطباق طلب، به ليبراليسم اقتصادى و بماركسيسم
برخاستن موج
اسلامى و اثر آن بر روابط دو قدرت.
* درباره سلطه بر شبكه راههاى بين المللى و
نقاط استراتژيك منطقه و بخصوص ايران، مسائل زير همواره مورد نظر بودهاند
(8):
- تأمين ارتباطات
زمينى و دريايى و هوائى هم از نظر نظامى و هم از نظر بازرگانى
- حضور سياسى و
نظامى در خليج فارس: پر كردن خلاء قدرت از سوى آمريكا.
- نقش متفوق
نيروى دريايى و هوايى ايران
* درباره جريان نفت و
تنظيم قيمتهاى آن و روسيكلاژ پترو دلار، مشكلهاى حل كردنى بقرار زيرند (9):
- حفظ بهاى نفت
در حد توقعات اقتصاد آمريكا
- جريان نفت بغرب
به ميزان لازم.
- اثرات اندازه و
تركيب بودجه بر تضمين جريان نفت و سياست معتدل درباره قيمتها.
- اثرات تحول
مجموع اقتصاد كشور بر ميزان صدور نفت و قيمت آن.
- نقش نظام بانكى
ايران و وابستگى ريال به دلار در جريان نفت و رسيكلاژ پترودلار (ذخير ارزى - دخيره
پشتوانه - خريدهاى نظامى - جريانهاى سرمايه - ارزش داخلى و خارجى
پول)
- جانشين شدن
آمريكا در دادن كمكهاى مالى و نظامى به كشورهاى متحد آمريكا و كمك به تثبيت رژيمهاى
آنها.
* درباره سرنوشت ايران بعد از نفت، دو امر
زير مورد توجه خاص قرار گرفتهاند (10):
- وقتى نفت ايران
به پايان مىرسد، ايرانى بر جا مىماند با قدرت نظامى بزرگ و اقتصاد ميرنده. اگر
اين ايران شروع به باجگيرى از همسايهها كرد، چه بايد كرد؟
- ايران بعد از
نفت، هنوز از موقعيت ژئوپليتيك بى نظيرى برخوردار است. ا گر از لحاظ اقتصادى نتواند
بر سر پا بماند، چه بايد كرد؟
خطوط اصلى هدفهاى بالا، بر كسانى كه به مطالعه علمى مسائل سلطه و استقلال پرداختهاند معلوم بودند. در حقيقت در عصر قاجار، در قراردادهاى تحميلى به رژيم