محمدرضا شکوهی فرد

 

 

آقای هاشمی، سحر نزدیک است، بیدار شوید.

 

 

بسم رب الرحمن

مگر آنان که پیش از گرفتار شدن پشیمان شوند و از مجازات معاف، بدانید که خداوند می آمرزد و می بخشد(مائده آیه 34)

 

نامه سرگشاده به صاحب غافل یک بخت بلند

با سلام و احترام

جناب آقای حجت الاسلام والمسلیمن اکبر هاشمی رفسنجانی

 

در افشانی های اخیر ارکان و اعوان حاکمیت از جمله آقایان جنتی و شجونی در کنار دیگر گوهر پراکنی های متصلان به قرائت مداحان مرگ، بیش از پیش حکایت از تشتت و تشویش موجود در جبهه کودتاچیان دارد.

 

این به باورم از نشانه های نهایی سقوط کامل سازه سست بنیاد استبداد حاکمیت جائر است و باید آنرا به فال نیک گرفت.

بر کسی پوشیده نیست که ذهن معیوب و مغلوط ارائه دهندگان چنین گویشی بدین دلبسته است که با انبساط حوزه کاربرد خشونت عریان می توان جنبش را متوقف ساخت و خاکست هراس و رکود و توقف بر آن پاشید.

 

اینکه به اصطلاح عقلا و میانداران جریان اصولگرا بکلی به محاق بایکوت حاکمیت افتاده اند و میدان به شکل کامل به چماغداران سپرده شده است، نشان از بن بستیست که بر خلاف تصور برخی، نه کشور و مخالفان حاکمیت بل خود سیستم با آن روبرو شده است و از این زاویه عنان تدبیر و تعقل از کف داده و علنا و رسما عرصه را به مجانین معلوم الحالی چون جنتی ها و شجونی ها سپرده است.

 

حال اما در کشاکش چنین فضایی علاقمندم سوی سخنم در قالب نامه ای سرگشاده متوجه شخص  شما باشد که گرچه سابقه نشان دارد سودی در پی ندارد اما قطعا مضاری بر آن مترتب نیست و یقین دارم هدف این نامه که قطره ای از دریای گفته ها و نصایح و هشدارهای دوران و نزدیکان و خیرخواهان، اگر برآورده گردد در چارچوب رجعت شما و پیوستن به ملت، که فرض محال، محال نیست، آثار ملموسش رضای پروردگار، و خیر ملک و میهن خواهد بود.

 

از آنجا که بشدت معتقدم و موکد بر این مهم، که ابواب هدایت و بخشش خالق و خلق هنوز بر حتی چون شمایان مسدود نگردیده، هنوز امید را هر چند کور سویی باشد، هر چند ناچیز باشد، به درک شرایط و فوریت ها و فراخوانهای تاریخ و پذیرش آن از سوی شما از دست نداده ام و از این رهگذر به شما هشدار می دهم، فرصت را برای زدودن غبار و چرکِ کرده هاتان از قامت خود، غنیمت شمارید و صدای دعوت رحمانی تاریخ را بشنوید و فاعل فعلی شوید که خود می دانید اگر هراس را به کناری وانهید و مسئولیت و وجدان مهجور خویش را پس از سه دهه دریابید، کننده اش خواهید بود.

 

آقای هاشمی

 زندگی سیاسی شما طی سه دهه اخیر، مملو است از زشتی ها و تیرگی هایییست که برخیشان به تنهایی می تواند براهنی کافی را برای محکومیت شما در پیشگاه تاریخ و معدله ان و نفرین ابدی برای شما رقم زند.

 

باور کنید خدا و تاریخ و ملک و ملت بخشنده تر از آنند که نتوانند از دریای سیاه خطاها و خیانتها و خباثتهایی که در گذشته خود مرتکب شدید، در صورتیکه دریابید وجدان مهجور و مغفول خویش را، بگذرند.

 

اکنون که شاهدیم سردرگمی و بن بست کاملی را که دشمنان ملت از صدر تا ذیل بدان دچار شده اند و بمانند همیشه خشونت کور و عریان و بی مثال چاره ای برای تسکین بیماری دردآلود پوکی استخوان حاکمیت خود می دانند و  علاجی در اختیار ذهن مریض و دست آلوده ندارند و فضا کاملا مهیاست برای ورود عناصری چون  شما که درست یا غلط، خواه نا خواه مستعدند تاکید می کنم مستعدند، جهت کمک به عمل سیاسی جنبش سبز و تسریع حرکت جنبش در مسیر نیل به بزنگاه تعیین تکلیف نهایی ملت با حاکمیت دروغ و خدعه و خون، چرا همچنان در رفتار و شخصیت سیاسی این افراد، ترس و انفعال غلیظ و بعضا مهوعی عیان است؟

چرا؟ چرا؟

 

آقای هاشمی

 شاید بسیارانی باشند که از من بابت این کوتاه نوشت خرده گیرند که اساسا چرایی این نامه کجا تعریف می شود  و چرا پس از خیانتهایی، تکرار می کنم، خیانتهایی که شما چه در قالب سه دهه ماضی و چه در اشل هشت ماهه اخیر مبارزات ملت سبز ایران مرتکب شده اید، باز هم راقم این نوشته عزم دعوت از شما کرده است جهت بازگشت به مسیر ملت؟

به این دوستان و عزیزانم کاملا حق می دهم و یقینا در پاسخ بدانان، چندان استدلال قانع کننده ای ندارم جز آنکه می توان با هشدار به شما جهت ارجاع به ملت، سبد هزینه های جنبش را در راه زدودن چرک استبداد ولایت جور و ارجاع ولایت به جمهور ملت، کاهش داد. نیک می دانم و می دانید که شما توانایی اش ر ا دارایید و این جمله ایست که قبل از این راقم ، بسیارانی از بزرگان و فرزندان دلسوخته و دلبسته انقلاب و ملت،  به شما منتقل کرده اند.

نیک میدانیم و می دانید که مشکل ملت نه با اصل انقلاب بل با اصل ساختار سیستم فاسدیست که سه دهه هر گونه تصوری از خیانت و جنایت و خباثت را به فعل درآورده است.

اگر می پذیرید جمهوری اسلامی محصول انقلاب بود و انحراف این نظام زمینه انحراف کلی انقلاب از آرمانهایش  را فراهم کرد، اگر می پذیرید که شما هم به سهم خود نقشی مهم در مهندسی سازه های این انحراف داشته اید و اکنون دریافته اید که تا چه اندازه محاسباتتان مغلوط بوده است، عملا و جسورانه بخت بلند اهدایی تاریخ را به خود لبیک گویید و به ملت بپیوندید و نقش خود را آنگونه که بایسته است، ایفا نمائید باشد که تخفیفی بر پیشینه گناه آلودتان باشد.

 

آقای هاشمی

 

 تکرار می کنم، وزن آلودگی ها و خطاها و خیانتهایی که طی سه دهه مرتکب شدید، کم نیست. از یاد نمی رود در صدر توطئه کنندگان برای فراهم آوردن زمینه انحراف انقلاب اصیل ملت از طریق حذف شماری از بهترین، صادق ترین و خدوم ترین اقطاب انقلاب ، از جمله مهندس مهدی بازرگان، مرحوم طالقانی تا حذف شنیع نخستین منتخب راستین جمهور ملت دکتر ابولحسن بنی صدر و بسیاری دیگر از شواهد تاریخی، که بی شک کودتای کنونی مشرب از آن کودتای کثیف می گیرد و ریشه در فرهنگی دارد که شما بدان آلوده و فاعلش بوده اید ، نام هاشمی قرار دارد  ..............................

باری، تیرگی ها و سیاهی های  زیست سیاسی شما چنان است که جای دفاعی برایتان در پیشگاه تاریخ و ملک و ملت در راس این همه پروردگار متعال نگذارده است.

اما این همه دلالت بر عدم امکان بخشایشتان از سوی خالق و خلق مظلوم و پر مهر ایرانی ندارد. بیایید دست محبت و بخشش تاریخ را که از بخت بلندتان به سوی شما دراز گردیده بفشارید و هراس را کناری نهادده اید، و از خود شرافتمندی نشان دهید، در این صورت یقین بدانید قلب سبز و بزرگ ملت ایران اگر چه از آنچه شما کرده اید، سخت جریحه دار و ضخمین است، اما همچنان بخشنده است و شما را .....................؟

در غیر اینصورت، تحول قطعی و نزدیک است و دور نیست آنروز که ملت سبزمان شاد و خندان پیروزی بر استبداد دروغ، نیرنگ، هتک و مرگ و تجاوز وضرب و چماغ را جشن می گیرد و طبعا آنان که همراه ملت بوده اند پایمردی پیشه ساخته اند را ارج می نهد آنهایی که رفتاری همچون شما پیشه همه گاهشان بوده، را نتنها نمی بخشند بل با شیوه ای که مناسب و متناسب است راهی زباله دان تاریخ خواهند کرد.

 

جمله آنکه آقای هاشمی

حر بن یزید ریاحی را بخاطر بیاورید، هر روز وهر ساعت و هر ثانیه

 

 

 

محمدرضا شکوهی فرد

 

 

Mrshokouhifard@gmail.com