از میزگرد فلسفه حقوق
آیتا... محقق داماد:
حقوق بشر امالمسائل جهان امروز است
محمد منصوری بروجنی- باغ زیبای موسسه حکمت و فلسفه در بیستم آبان ماه 88 میهمان حقوقدانانی بود که در میزگرد «فلسفه حقوق» به بررسی «فلسفه اسلامی و چالش های جهان امروز» پرداختند. میزگردی که مدیریت آن با آیت ا... دکتر سیدمصطفی محققداماد بود و علاوه بر او سه استاد دیگر دانشگاه شهید بهشتی؛ دکتر سیدمحمد قاری سیدفاطمی، دکتر هادی وحید خراسانی و دکتر محمد راسخ به ایراد سخن و بحث پرداختند.
حقوق بشر و دغدغه های بنیان دکارتی آن
دکتر محقق داماد در ابتدای بحث، فلسفه را دارای نظام دانست و گفت فیلسوف کسی است که نظام فلسفی داشته باشد و این نظام همیشه زنده باشد؛ بدین معنا که در هر عصر و زمانی بتواند مسائلی را که به آن عرضه می شود، حل کند. وی ادامه داد: «اگر فلسفه اسلامی را فلسفه می دانیم و ابن سینا را فیلسوف، باید بتوانیم پاسخ سوالات امروز را از او بگیریم» اگرچه پاسخگویی به همه مسائل به معنای طرح همه آنها نیست.
این استاد حقوق سپس حقوق بشر را امالمسائل جهان امروز خواند و افزود: مسائل حقوق بشری دایره گستردهای دارند و باید به انتخاب اصلی ترین مسئله بپردازیم. او به طرح این پرسش از فلسفه ابن سینا پرداخت که نظریه حقوق بشر امروز بر مساوات استوار است و یقیناً انسان ها در وجود خارجی امتیاز دارند، آیا علیرغم وجود اختلافات خارجی میتوان ادعای حقوق برابر کرد؟ زیرا حقوق بشر اختلاف در وجود خارجی و نه ماهیت را موجب امتیاز میان انسانها نمی داند.
دکتر سیدفاطمی با تایید این که مسئله اصلی جهان اسلام در پنجاه سال گذشته حقوق بشر بوده است؛ به طرح مسئله از زاویه ای دیگر پرداخت: «زمانی که دکارت گفت می اندیشم، پس هستم، بشریت در مسیری افتاد که انجامی جز حقوق بشر نداشت. این گزاره منجر به اتونومی کانت در اخلاق و هنجار شد» به عقیده این مدرس دانشگاه من استقلالی دکارت بود که به عقل خودبنیاد کانت رسید و انسان را حاکم بر سرنوشت هنجاری خود کرد. سیدفاطمی افزود: دکارت انقطاع از وحی را آغاز کرد وکانت آن را سیستم نمود. در حقیقت اتونومی کانت چیزی جز کاربست عقل انسانی در تمشیت رفتارهای اجتماعی نبود.
وی سپس به مسئله اصلی بازگشت: باید دید که فیلسوفان مسلمان تا چه میزان به عقل در برابر وحی دارای ارزش میدهند؟ او ادامه داد از آنجا که حقوق بشر محصول انسانی است که از دکارت آغاز می شود، بنیادگرایان اسلام، مسیحیت و یهود به درستی فهمیده اند که حقوق بشر میخواهد انسان را در تعامل با قدرت عمومی صرفاً متکی به عقل خود و نه چیز دیگری بسازد. به اعتقاد مولف کتاب حقوق بشر در جهان معاصر علمای عصر مشروطه به درک ظریفتری از این مسئله رسیده بودند: شیخ فضل ا... در کتاب تذکره الغافل و ارشادالجاهل(که البته منسوب به اوست) می گوید مشروطیت سه اصل دارد: برابری، آزادی و حق تقنین انسان؛ سپس به طرح این اشکالات می پردازد که چگونه انسان ها با هم برابرند؟ چه کسی حکم به برابری مسلم و کافر میدهد؟ آزادی را منافی عبودیت می داند و نهایتاً می گوید تقنین هم دکانی است در برابر دکان شرع. دکتر سیدفاطمی این اشکالات را دقیق دانست و گفت رساله تنبیه الامه هم در حقیقت پاسخ به همین سه شبهه است. وی اضافه کرد: هنوز هم دعوا همان دعوای «حق تعیین سرنوشت» است. هنوز دعوا بر سر این است که آیا عقل(نه عقل ابزاری، بلکه عقلی که داوری اخلاقی داشته و آنها را در هنجارهای حقوقی بازتولید میکند) می تواند از وحی منقطع شود؟ استاد کرسی حقوق بشر در اسلام گفت: دوره ماقبل دکارت قابلیت طرح حقوق بشر را به این شکل نداشته است؛ هرچند باید گفت در دین بن مایه هایی حقوق بشری برای رسیدن به خوانش حقوق بشری از اسلام (و نه خوانش اسلامی از حقوق بشر) وجود دارد.
موضوع حقوق بشر؛ انسان متعقل یا انسان بیولوژیک؟
در ادامه دکتر محقق داماد به طرح این مسئله پرداخت که برابری با کدام تلقی فیلسوفان از انسانیت معنا می یابد؟ آیا شیئیت به صورت است و تعقل فصل ممیز بشریت؟ این گونه می رسیم به این که بشر یعنی موجود متعقل. و آیا با این درک از انسان است که به حقوق بشر می رسیم یا با تصور بشر به عنوان همان عینیت خارجی؟
وی سپس در پاسخ به بخشی دیگر از سخنان دکتر سیدفاطمی ابراز داشت: بسیاری از اشکالات نسخه ی جدید حرف هایی است که در جریان انقلاب کبیر فرانسه هم گفته می شد؛ در همان زمان هم گفته میشد عقل جزئی بشر قادر به اداره خویش نبوده و در برابر عقل کلی حاکم بر جهان هیچ است، که این سخنان هم ریشه یونانی داشت. حال آن که اصرار ابن سینا در شفا این است که معرفت و شناخت بشر متصل به عقل فعال نیست. ابن سینا عقل فعال را که مبدا جهان است می پذیرد ولی قائل به استقلال بشر در تعقل نیز هست. و در همه این مباحث باید دقت داشت که عقل فعال همان وحی است.
دکتر قاری سید فاطمی ابتدا در پاسخ به مسئله عقل ابن سینا گفت: ابن سینا پیگیر پروژه ارسطو در علم بود که علم نه یادآوری، که یادگیری است، به باور او ابن سینا از این حیث در حال رسیدن به عقل مادی و زمینی کردن عقل است. وی سپس با بازگشت به این بحث که انسانیت انسان به چیست؛ گفت: برخی نوکانتی ها معتقدند ذیحق کسی است که بتواند"به لحاظ توان عقلانی مدعی داشتن حق شود؛ در این بیان محجورین(نظیر کودکان، معلولان ذهنی، افراد در کما و...) واجد حق نیستند و باید در پی نظام دیگری برای حقوق بشر باشیم. گره زدن انسانیت به تعقل گروهی از انسان ها را از دایره ذیحق ها خارج می کند و به همین جهت بسیاری از علمای حقوق بشر این مسئله را نمیپذیرند. باید پذیرفت مسئله حقوق بشر معاصر انسان بیولوژیک است؛ اما حقوق مدنی و سیاسی مستلزم انسان عاقل است.
سه رویکرد مسلمانان به حقوق بشر و راهبرد تعمیم نظریه تخطئه
آیت ا... محقق داماد با این پرسش زمینه بررسی رویکرد مسلمانان به حقوق بشر را فراهم آورد که آیا عقل بشری در معرفت متصل به عقل فعال است؟ چگونه فقهایی مثل نائینی توانستند مسئله آزادی و برابری را هضم و توجیه کنند؟ چگونه شد که به رغم مخالفت های امثال شیخ فضل ا... در اکثر جوامع اسلامی آزادی و برابری جایگاه خود را یافت؟
دکتر سیدفاطمی در اینجا رویکرد مسلمانان به حقوق بشر را قابل تقسیم بندی در سه دسته دانست: نخست انکاریون؛ که حقوق بشر را دستاورد غرب و کفار می دانستند و هیچ نیازی در این مسئله نمی دیدند. بنابر این رویکرد هیچ حاجتی به اصلاح نه در اصول استنباط و نه در فروع مستنبطه نبوده و نیست، چرا که دلیلی برای پیروی از غرب وجود ندارد. شاید بتوان برخی علمای مخالف مشروطه را در این دسته گنجاند. دومین گروه اعتذاریون اند که به فکر اصلاح جزئی در سیستم افتاده اند. بنابر تعریف وی احتمالاً برخی از فقهای نواندیش در این گروه باشند. این گروه با حفظ اصول، دست به بازنگری در فروع می زنند. اما سومین دسته به دنبال تغییر پارادایم فهم اند و اصلاحیون نام دارند. بعید نیست که نواندیشان دینی را بتوان از این گروه دانست.
این دانشآموخته دانشگاه منچستر ادامه داد اگر بناست تا حقوق بشر را با همه متعلقاتی که دارد بپذیریم، به نظر اصلاح در سیستم استنباطی و تفسیر متن دینی ضروری باشد. راهی که اصلاحیون برای پیشبرد پروژه خویش از دل سنت دارند بحث تخطئه و تصویب است، اما تئوری تخطئه دیگر نباید محدود به مابعد استنباط باشد، بلکه در بنیاد استنباط و متد استنباط هم باید مخطئه باشیم. وی گفت باید در بحث اخلاقی حسن و قبح عقلی و نه ذاتی را جدی گرفته و عمیقاً به ریشه های حسن و قبح نظیر حجیت خبر واحد، حجیت ظواهر و از همه مهم تر حجیت امر الهی در تعیین ارزش ها بپردازیم. در دنباله این صحبتها آیت ا... دکتر محقق داماد گفت یک راه این است که بگوییم عقل خوبی عدالت را درک می کند و صرفاً مستقلات عقلی را به رسمیت بشناسیم، که راه به جایی نخواهیم برد و راه دیگر روش معتزله است که مصادیق عدالت را با عقل می فهمیم.(باید توجه داشت که در شیعه متکلمین بر خلاف فقها معتزلی بودند) وی ادامه داد: اگر بر حرف معتزله پافشاری نماییم چه اشکالی دارد که مسائل را از این طریق حل کنیم، ولی باید بدانیم آیا از نظر فیلسوفان ما، عقل به تعیین مصداق می پردازد یا نه؟
چالش فقدان نظریه عدالت و پارادوکس نظام حقوقی
از دیگران حاضران این میزگرد دکتر هادی وحید خراسانی بود که باور داشت یکی از مهمترین چالش های موجود فقدان نظریه عدالت است. وی یکی از دلایل ناکارآمدی نظام حقوقی کشور را در عین وابستگی شدید به فقه، فقدان نظریه عدالت دانست. او اثر مستقیم فقدان نظریه عدالت را پارادوکس در نظام حقوقی عنوان کرد و با اشاره به مثالی در قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی گفت: طبق قانون ممکن است شخص مدیون در اثر نپرداختن بدهی خود، زندانی شود، حسب قانونی بودن باید حکم قاضی را در این مورد عادلانه دانست؛ حال آن که هرساله در ایام ماه رمضان و نوروز از مردم برای آزادی این زندانیان استعانت می کنیم، حتی به این اکتفا نکرده ایم و برای آزادی این زندانیان ردیف بودجه هم گنجانده ایم. یعنی ما از طرفی افراد را به خاطر بدهی هایی که دارند زندانی می کنیم و از سوی دیگر برای آن ردیف بودجه در نظر می گیریم؛ اگر زندانی شدن مدیون به حق است، پس دلیل جمع آوری پول برای آزادی او چیست؟ این استاد مدعو دانشگاه پاریس افزود: یا باید در صحت زندان مدیون شک کرد، یا در صحت اعانه برای آزادی او. از آنجا که بسیاری از مردم جمع آوری پول در این راه را ایثار می دانند، کمتر کسی در صحت امر اخیر تردید می کند! و باید در به حق بودن زندان شک کرد. بنا به اعتقاد دکتر وحید در اینجاست که فقدان نظریه عدالت بحران های خود را نشان می دهد.
همه چیز در گرو مفهوم قانون
دکتر محمد راسخ، دیگر سخنران این نشست سخنان خود را با این ایراد آغاز کرد که هم فلسفه اسلامی محل تردید است و هم فلسفه حقوق در فلسفه اسلامی چرا که نه فلسفه به معنای دقیق در اسلام وجود دارد و نه حق و قانون به معنای جدید. وی مهم ترین چالش را مفهوم قانون دانست و گفت قانون مدرن زاییده دنیای مدرن و در عین حال حافظ آن است. صاحب کتاب حق و مصلحت اظهار داشت دو عنصر مهم غرب یعنی دولت ملی و مفهوم حق ،قانون مدرن را متولد کرد. وی در تبیین معنای دولت ملی، ملت را تکثری از فرقه ها، عقیده ها و ایدئولوژی ها دانست که یکی از مهم ترین مسائل آن اداره عمومی است. وی مسئله اداره عمومی را تکثر این گروه ها بیان کرد که در عین حال ذیحق (به معنای به کاربرنده آن) هم هستند. مترجم کتاب مبانی حقوق عمومی افزود از حیث عناصر عینی دنیای مدرن واجد دولت ملی، و از حیث عناصر ارزشی واجد حق است. قانون مدرن فرا ایدئولوژیک و تصمیمی نهادی است که قصد تمشیت امور ملی را دارد. وی ابراز عقیده کرد: اگر کسی در این مملکت شیعه، مسلمان و یا متدین نباشد باید چه کند؟چرا که درون یک ملت لزوماً همه مسلمانِ شیعة فقه مدار نیستند. استاد دانشگاه شهیدبهشتی ابراز داشت گرفتاری بزرگ مسلمین معادل گیری شرع و قانون است، حال این که این دو نه در مبنا، نه در هدف و نه در متد یکی نیستند. وی ادامه داد فقه و حقوق دو چیزند و تا از این عبور نکنیم به فلسفه حقوق نخواهیم رسید زیرا مسئله فقه تکلیف بنده است و مسئله حقوق تمشیت امور ملت. دکتر راسخ در نهایت به این نتیجه رسید که همه چیز در گرو روشن شدن مفهوم قانون است.
دکتر سیدفاطمی در مقابل چنین گفت که در حال حاضر دو نظام هنجاری در جامعه مسلمین در حال رقابت است؛ و ما باید برای اداره جامعه قانون ایجاد کنیم؛ برای ایجاد قانون هم محتاج به بایدها و نبایدهایی هستیم و از دیگرسو با واقعیت دو سیستم مواجهیم. وی ادامه داد به نظر می رسد هنوز هم چالش حقوق بشر است و مسئله برابری، آزادی، مشروطیت و کنترل قدرت. وی در نهایت پرسید وظیفه ما به عنوان حقوقدان مسلمان چیست؟
مناقشه بر سر محتوای قانون
دکتر راسخ چنین پاسخ داد که در مقام حقوق مسلمان و نامسلمان نداریم، بلکه در مقام تصمیم گیری برای محتوای حقوق این بحث پیش می آید و این هم طبیعی است که اکثریت نمایندگان مجلس در یک کشور مسلمان، مسلمانند و به وضع قواعدی نمی پردازند که خلاف جهت گیری اسلام باشد. وی سپس گفت حقوق بشر در دولت ملی توسط قانون و حاکمیت قانون تضمین می شود. اقتضای عدالت درسطح نظری واقتدارسیاسی درسطح عملی تضمین و پشتوانه حقوق بشراست. اوافزود مسلمانان درمقام اداره کشورباید واضع قانون لا اقتضا نسبت به ایدئولوژی باشند؛ همان قدردغدغه ایدئولوژی خود را داشته باشند که دغدغه ایدئولوژی دیگران. این استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی بیان داشت خط قرمزدولت ملی فاشیسم است که کسی حق کسی را تضییع نکند. مسلمین هم باید تا جایی میراثشان را وارد قانون کنند که انسان بما هوانسان را نقض ننماید.
اما دکتر سیدمحمد سیدفاطمی چنین ایراد کرد خود گزاره ی قانون لا اقتضاست به ایدئولوژی یک نرم حقوق بشری است ومی دانیم قانون ازازدواج واقعیت وارزش حاصل می آید. بدون نگاه پوزیتویستی، به هرحال قانون محتوایی دارد.
دکترراسخ در جواب گفت مبنای قانون عدالت است و عدالت مفهومی فرادینی است. وی اضافه کرد دغدغه مسلمان نه فقه که عدالت است. سپس با اشاره به کتابی از شهید مطهری که هیچگاه منتشر نشد؛ گفت در آن کتاب، ایراد آیت ا...مطهری به فقه این است که عدالت در فقه اخذ نمی شود ولی مسئله اسلام عدالت است. در اینجا آیت ا... دکتر محقق داماد از مرجع تشخیص مصداق عدالت پرسید که دکتر راسخ پاسخ داد عقل بشری و آیت ا... محقق در جواب گفت در بیان اشعری شرع مصادیق عدل را می گوید و فقهای ما نیز اشعری هستند. که دکتر راسخ به این پاسخ بسنده کرد که این بیان معتزلی نیست، ما برای فهم عدل به شرع رجوع نمی کنیم.
ابهام در جایگاه اصطلاحات
در بخش پایانی این میزگرد دکتر هادی وحید اظهار داشت ما در کشوری زندگی می کنیم که قانون مانند بسیاری از اصطلاحات جایگاه خود را ندارد. وی با طرح این پرسش که آیا قاعده اخلاقی با صرف صورت قانون یافتن، قانون است؟ به ذکر ماده ای از قانون مدنی پرداخت که زن و شوهر را مکلف به خوشرفتاری با یکدیگر نموده است. وی گفت آیا یک قاضی چنان که به مواد مربوط به خلع ید استناد می کند به این مواد هم استناد می جوید؟ دکتر وحید سپس با تعمیم این قضیه اظهار داشت در سرتاسر قانون اساسی هرچیزی که ممکن است به ضدمصلحت قانون بدل شود به زبان قانون بیان می شود؛ به هر حال باید دانست معنای واژه قانون چیست؟
منبع: بیگاه ها