یادﺁوری :مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


به مناسبت 14 و 29 اسفند - 14
هندرسن، سفیر امریکا ، باتفاق پهلویها و جداشدگان از نهضت ملی ایران، جو را ﺁماده کودتا بر ضد حکومت نهضت ملی می کنند :

دکتر صدیقی در کنار دکتر مصدق

یادآوری انقلاب اسلامی: ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند . برای آنکه تاریخ به روایت اسناد تا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگر نیز مراجعه می کنیم .

• سند شماره 314 ( واشنگتن 7 مارس 1953 ) ارزیابی وزیر خارجه امریکا از موقعیت مصدق و شاه را ، در گفتگو به ایدن ، وزیر خارجه انگلستان گزارش می کند :
" وزیر امور خارجه ، در دیدار ششم ماه مارس با ایدن، ارزیابی زیرین را از وضعیت سیاسی کنونی ایران ارائه کرد : در حالی که تصویر ما هنوز تیره و مبهم است ، اقتدار شاه احتمالا شاید به میزان زیاد و برای همیشه ، از میان رفته است . مصدق چه بسا وضعیت کنونی را به خوبی پشت سر گذاشته و در رأس قدرت باقی خواهد ماند . با این وصف، در نتیجه از دست رفتن اقتدار و اعتبار شاه و ارتش ، احتمال سقوط ایران به دامان کمونیسم زیاد تر گشته و از امکان انتقال به یک دولت سر و سامان یافته هنگامی که دولت مصدق سقوط کند، کاسته شده است . " پایان ارزیابی .
وزیر خارجه خاطر نشان کرد که اگر مصدق پیشنهاد کنونی نفت را رد کند ، ما قصد نداریم پیشنهاد دیگری را ارائه کنیم و عقیده داریم بر اساس این پیش ﺁمد احتمالی ، مسئله نفت بایستی به حال تعلیق در ﺁید . در چنان وضعیتی کمک مالی عمده ایالات متحده به حکومت مصدق مورد نظر قرار ندارد . مصدق نمی بایستی برای این عمل خود جایزه و پاداش دریافت کند . ایالات متحده نباید مقادیر زیاد نفت خریداری نماید . با وجود این، ما بایستی ، برای انجام اقدامات کوچک که تنها برای نگهداشتن مصدق بر روی سطح ﺁب کفایت نماید ، تحمل و شکیبائی داشته باشیم . و به این ترتیب ، سعی نمائیم از امکان فاجعه ﺁمیز جایگزین شدن کمونیستها به جای وی ، اجتناب کنیم . اقدامات نمونه و گامهای کوتاه ممکن است شامل ترتیب دادن خریدهای کوچک نفت یا دادن اجازه مسافرت تکنیسین های جونز به ایران باشد .
ایدن به جدی ترین شکل درخواست کرد ما اجازه ندهیم تکنیسین های جونز به ایران بروند . و اظهار داشت تأثیر این عمل در انگلستان بسیار جدی است ...
... در دومین نشست در کاخ سفید، وزیر امور خارجه امریکا ابراز داشت که وضعیت ایران ﺁن قدر خطرناک و غیر قابل پیش بینی است که ممکن است ضرور باشد که فورا اقدام شود و ایالات متحده می بایست نسبت به ﺁنچه که انجام می دهد دارای اختیار و قدرت تشخیص بسیار باشد . ایدن مکررا در خواست کرد تدابیری که ایالات متحده اتخاذ می کند باید به منظور نگهداری و حفظ ثبات دوستانه ای در ایران باشد . می بایستی به خرید هر مقدار نفت و یا فعال سازی پالایشگاه مرتبط نباشد ، ایدن مجددا تأکید کرد در انگلستان ﺁزردگی و دلگیری تلخی بر اثر حضور تکنیسین های امریکائی در ﺁبادان بر انگیخته می گردد . این موضوع به شکل بلاتکلیف رها شد اما ﺁزادی عمل برای ایالات متحده محفوظ ماند . ( صفحه های 1123 و 1124 )
• سند شماره 315 ( تلگراف 953 - 2 / 2553 . 888 ، از سوی هندرسن ، سفیر در تهران ، به وزارت امور خارجه ، تهران ، نهم مارس 1953 ، ساعت 4 بعد از ظهر ، کاملا سری ، بلافاصله پس از رسیدن ملاحظه شود ) حاکی از تصمیم مصدق به نپذیرفتن پیشنهاد امریکا و انگلیس است . مصدق به سفیر می گوید : این دولت در برابر فشار خم نمی شود :
به درخواست نخست وزیر، امروز صبح ، ساعت 11 ، از وی دیدار کردم ... وی از طریق اطلاعیه هفتم مارس وزارت امور خارجه امریکا که متضمن اظهارات ایدن بود ، از نظرات وی اطلاع حاصل کرده بود . بدین معنی که ایدن در این اطلاعیه اظهار کرده بود که دولت انگلستان تصمیم گرفته است روی پیشنهادهای مورخ 20 فوریه خود پا برجا بماند . با توجه به بیانات ایدن و توضیحات وزارت امور خارجه امریکا در باره ﺁن پیشنهادها ، اینک روشن است که از ادامه گفتگوها نتیجه ای عاید نمی شود ...
2 - ... وی مایل بود پاسخهائی از دولت ایالات متحده نسبت به سئوالهای زیر دریافت کند ... :
الف - مقادیر زیادی نفت ایران را برای چند سال به قیمتهائی که روی ﺁن توافق می شود، خریداری نماید.

ب - شرکتهای خصوصی امریکائی را تشویق کند نفت ایران را خریداری کنند و یا به ترتیب دیگری به ایران در تولید و صدور نفت کمک کند .
ج - به ایران فورا وامی اعطا کند و بعدا بازپرداخت ﺁن را به شکل نفت دریافت کند .
3 - نخست وزیر اظهار کرد که وی متأسف است که ناچار شده است چنین سئوالهای صریح و بی تعارفی را مطرح کند . اما او و مردم ایران باید بدانند که اصلا چه کمکی و ﺁنهم به چه میزان از ایالات متحده ، پیش از ﺁنکه مسیر اقدام خود را بر گزیند، می توانند انتظار داشته باشند.

...
6 - ... وی اشاره کرد که انگلیسی ها و امریکائیها نمی بایستی بدون اطلاع قبلی وی ، اینگونه بیانیه ای صادر می کردند . من خاطر نشان ساختم که بیانیه توسط وزارت خارجه امریکا صادر شده است نه توسط انگلیسی ها و امریکائیها و این بیانیه تنها رئوس موضع ایدن و نظرات دولت ایالات متحده امریکا را راجع به پیشنهادهای مورخ 20 فوریه بیان می کرد ... نخست وزیر اظهار کرد : صرف نظر از شکل بیانیه ، معهذا ، بیانیه به این منظور صادر شد که بر دولت ایران اعمال فشار کند تا پیشنهاد را بپذیرد . دولت ایالات متحده امریکا می بایستی درک کند که دولت کنونی ایران ، در برابر فشار خم نمی شود .
7 - هنگامی که نخست وزیر به من اطلاع داد که به نظر او مذاکرات پایان پذیرفته است ، من ابراز تأسف کردم و گفتم : به عقیده من ، انگلیس امتیازهای مهمی ، بویژه طی این گفتگوها داده است . نخست وزیر پاسخ منفی داد و گفت : پیشنهادها محتوی هیچ مزایائی بیش از ﺁنچه انگلیسی ها در 1951 داده اند، نیست ... ﺁنها اصرار دارند ایران به دیوان دادرسی بین المللی حق و اجازه بدهد که برای حد اقل مدت 20 سال ، ایران را زیر اسارت و بردگی قراردهد . هرگاه ایرانیان مثل برده ها ناچار شوند محصولات نفتی خود را به شرکت نفت ایران و انگلیس تسلیم نمایند ، ﺁنان ابدا در موقعیت بهتری نسبت به موقعی که انگلیسی ها به ایران بازگردند و صنعت نفت ایران را کنترل کنند و در امور داخلی ایران دخالت کنند ، قرار نخواهند داشت ...
8 - مصدق ، در یک مورد، اظهار کرد که متأسف است که می بیند دولت جدید امریکا به انگلستان اجازه می دهد سیاستهای جدید ایالات متحده در باره ایران را تنظیم و هدایت کند . وی اظهار عقیده کرد که انگلیسی ها هیچگاه مایل به حل مسئله نفت ، با کمک ایالات متحده نیستند ....
(صفحه های 1125 تا 1128 کتاب )
• در سند شماره 316 ( تهران ، 10 مارس 1953 )، هندرسن وزارت خارجه امریکا را از پیدا شدن محوری در برابر حکومت مصدق ﺁگاه می کند :
1 - وزارت امورخارجه توجه خواهد کرد که ما هنوز برداشت خود را در این باره که چرا مصدق باید این زمان بخصوص را برای طرح کردن اختلافات خود با شاه که مثل ﺁتش بدون شعله ، برای زمان درازی در دل پنهان بود، برگزیده است، عرضه نکرده ایم . سکوت ما بخشی به سبب نداشتن اطمینان نسبت به این که پاسخ این سئوال چه باید باشد بوده است . مصدق ﺁن قدر دستخوش احساسات ، پیشداوریها و سوء ظن های خویش است که تلاشهائی که برای تحلیل انگیزه های اقدامات گوناگون وی بر اساس ضوابط عادی منطقی و یا بر اساس خردمندی، ممکن است به ﺁسانی فرد را گمراه کند . بنا بر این ، ما با تردید و دو دلی ، به جستجوی بیان توضیحات پیرامون رویه و نگرش کنونی وی نسبت به شاه بر می ﺁئیم :
2 - اگر چه در برخی موارد وی ، بطور موقت، با شاه همکاری و اصرار ورزیده است که به نظر وی نهاد شاه برای حفظ ثبات ایران ضرور است ، اما وی نظیر بسیاری از اعضای خانواده حاکم پیشین قاجار ، همیشه، در قلب خود ، بطور نهانی ، نسبت به شاه احساس تحقیر می نمود و وی را بعنوان فرزند سست نهاد یک ستمگر تازه به دوران رسیده ، تلقی می کند ... ما عقیده نداریم که مصدق تا کنون قصد استقرار مجدد سلسله قاجار و یا به سلطنت رساندن شاه دیگری را دارد . با این وصف، وی مایل است سلطنت کنونی را منهدم سازد . اگر شاه عملا از تخت به زیر کشیده نشود ، تنها شاه اسمی خواهد بود و هیچیک از اعضای خانواده او نمی توانند جانشین او شوند . مصدق احتمالا ترجیح می دهد ایران به نوعی جمهوری زیر هدایت مقتدر وی تبدیل شود . گرچه نظرات وی برای ﺁینده ، در این زمینه، ممکن است هنوز کاملا ﺁماده و تنظیم نشده باشد ...
4 - تا هنگامی که مخالفان دربار را به عنوان مرکز تجمع و هدایت ﺁنهائی که نهضت ملی وی ﺁنها را حذف و یا ﺁنها را تهدید به حذف از زندگی و فعالیت اجتماعی کرده است و یا پناهگاه ﺁنهائی بوده است که فکر می کنند به مصلحت ایران است از نظر سیاسی و یا حد اقل از نظر اخلاقی به غرب بپیوندند، وی مصلحت نمی داند بطور ﺁشکار با دربار قطع ارتباط کند . با این وصف، هنگامی که سیاست کاران نهضت ملی ، از قبیل کاشانی و مکی که ذاتا ضد بیگانه هستند و تا به حال از وی پشتیبانی کرده اند ، نیز ، بسوی دربار گرایش و چرخش را ﺁغاز کردند ، مصدق دیگر نتوانست از ابراز تنفر و تحقیر خود نسبت به دربار ، جلوگیری کند . مخالفان پیرامون دربار گرد ﺁمده و داشتند بسیار نیرومند می شدند . وی احساس می کرد که اکثریت اعضای مجلس ، با توجه به حیثیت و نفوذ فراوان شخص وی میان ایرانیان ﺁگاه از نظر سیاسی ، تنها در سخن نسبت به وی وفاداری ابراز می کردند و در فرصت مناسب و سر بزنگاه ، در زیر پوشش قانون اساسی و وفاداری به شاه ، بر ضد وی دست به اقدام می زنند . یکی از مؤثرترین جنگ افزارهای وی در مبارزه با مخالفان ، همانا، اعتقاد گسترده وی بود که وی با برخورداری از پشتیبانی ایران متحد پشت سر خود، می تواند مسئله نفت را بر اساس شرائط کاملا مطلوبی برای ایران حل کند . همچنین برای وی روشن می گشت که پذیرش یا رد کردن پیشنهادات انگلیسی ها در مورد غرامت ، ممکن است موجبات سرنگونی وی را در وضعیت سیاسی کنونی فراهم کند . هسته اصلی و سر سخت نهضت ملی که نزدیک ترین افراد به وی محسوب می شوند ، مخالف پذیرش پیشنهادات انگلیسی ها بودند . وی می بایستی با ﺁنان همراه باشد . با این وصف، مطمئن و ایمن تر است که در بار را برچیند و بدین ترتیب ﺁنچه را که وی مرکز و کانون مخالفان تلقی می کرد ، پیش از قطع مذاکرات راجع به نفت از کار و توان بیاندازد .
5 - تنفر مصدق از دربار با مزاحمت های بختیار ( ابوالقاسم ) عمیق تر گشت . وی اطمینان یافته است که بختیاری ها به مناسبت بستگی نسبی شان با ملکه ، با شاه همکاری داشته و همچنین از انگلیسی ها از ﺁن سوی مرزها ، از عراق، کمک دریافت کرده و تشویق نیز می شوند . سوء ظن وی به وجود ارتباط میان دربار و انگلستان ، تقویت شده است .
6 - طبع و خلق و خوی مصدق را نمی توان در ارزیابی رویه و نگرش وی نسبت به دربار نادیده گرفت . سوابق کار و زندگانی وی همواره مبتنی بر اقدامات و شعارهای منفی بوده است . به عنوان نخست وزیر ، وی نتوانسته است هیچ کاری که دارای ویژگی سازندگی باشد ، انجام دهد . هنگامی که وی ناامید و دلسرد می شود، به دنبال مخالف جدیدی می چرخد که او را مسئول و مقصر قلمداد کند و از میان بردارد . وی انگلیسی ها بیرون افکنده است ، مجلس را از توان انداخته است ، سنا را برچیده است ، همه سیاست کاران شناخته شده را از زندگی اجتماعی، اجبارا به کنار رانده است ، کلیه مسئولان کشوری و لشگری برجسته را از کار برکنار کرده است، اعضای مختلف خاندان سلطنتی را به تبعید به خارج فرستاده است و غیره . اکنون ، وی برای شکست خود، دربار را مقصر تلقی می کند و بر ضد شاه دست اقدام می زند . وی ممکن است بعدا مجلس را تعطیل نماید و اقداماتی برای خلاصی از دست ﺁن، انجام دهد . چنانچه همکاری از نوعی که وی خواهان ﺁنست ، با وی، انجام نگیرد، او ممکن است با امریکائیها نیز همان رفتاری را بکند که با انگلیسی ها نمود . ( صفحه های 1129 تا 1131 کتاب )
انقلاب اسلامی : بدین سان قرار گرفتن هندرسن ، سفیر امریکا ، در جبهه ضد مصدق ، روز به روز ، بی پرده تر می شود . در این گزارش، در همان حال که او می کوشد مصدق را همان کس معرفی کند که عمال انگلستان معرفی می کردند، ناخواسته مقامها و بنیادها و اشخاصی را معرفی می کند که بسود سلطه گر بیگانه و بر ضد حکومت نهضت ملی ایران ، یکدم از تقلا باز نمی ایستادند .
در واقع ، در توطئه نهم اسفند هندرسن ، برای قتل مصدق، با شاه و دربار همکاری کرد . این همکاری بر روابط مصدق و او اثر عمیق و ژرف گذاشت :

"هندرسن در موضع خود نسبت به ایران، و به ویژه در برابر مصدق در بسیاری موارد باورهایی همانند همتای انگلیسی خود داشت زیرا :
1 - ایدن در خاطرات خود در باره هندرسن می گوید: " روابط انگلستان و امریکا بر اثر انتصاب آقای " لوی هندرسن" به سفارت کبرای امریکا در ایران تقویت شد. " هندرسن" دیپلماتی پر تجربه و با سابقه و مأموری شایسته بود. او هر گز اجازه نداد که مصدق او را بر ضد ما وارد بازی کند. کار و روش او را تحسین می کردیم و بدون او هرگز قرار داد 1954 ( قرار داد با کنسرسیوم) نمی توانست بوجود آید و تحقق پذیرد." ( مصدق ، نفت و کودتا - ترجمه محمود تفضلی - ص 31 )
2 - هندرسن "در نیمه دی ماه 1330 ایران را " کشور بیمار"و مصدق را یکی از " بیمارترین رهبران آن خوانده بود . در اوائل خرداد 1331 گزارش داده بود که تا مصدق بر سر کار است مسئله نفت حل ناشده باقی خواهد ماند. وی در رویدادهایی که به قیام 30 تیر 1331 انجامید، و بر اساس این باور که مصدق ایران را به ویرانی می کشاند، به اقدام علیه او دست یازید. اما هندرسن پس از بازگشت مصدق به قدرت، به این نتیجه رسید شاید برکناری او آسان نباشد و موضع خود را تعدیل کرد."، " گزارش غرض آلودی که هندرسن در 19 اسفند ماه 1331 ( 10 مارس 1953 ) برای وزارت امورخارجة امریکا فرستاد و تاکید کرد که " مصدق ﺁن قدر دستخوش احساسات ، پیشداوریها و سوء ظن های خویش است که تلاشهائی که برای تحلیل انگیزه های اقدامات گوناگون وی بر اساس ضوابط عادی منطقی و یا بر اساس خردمندی، ممکن است به ﺁسانی فرد را گمراه کند. " و " یاد آور بسیاری از ارزیابیها و پیش داروری هایی بود که شپرد ، همتای انگلیسی پیشین او ، در گزازشهای خود، آنها را مرتب تکرار کرده بود " ( دکتر فخرالدین عظیمی - " حاکمیت ملی و دشمنان آن" ص 180 تا 181 - نشر نگارة آفتاب - تهران، 1383 ) -
3 - به روایت دیگر: الفً- " به دنبال حادثه اسفند ماه و در پی رد شدن پیشنهاد نفتی انگلیس و آمریکا، هندرسن ، به شکلی بارز ، به مخالفت با مصدق پرداخت . وی با اینکه اعتراف داشت مدرکی دال بر دسیسه چینی مصدق به همراه حزب توده وجود ندارد ، مدعی بود که مصدق برای حفظ قدرت ممکن است این کار را انجام دهد. ... او با ابراز تمایل آشکار بر فراهم آوردن توجیهاتی برای سرنگون ساختن مصدق، وی را به دلیل جستجوی " مخالفان جدید برای سرزنش و نابود کردن" مورد انتقاد قرار داد . هندرسن با تصویر کردن مخالفان مصدق به عنوان قربانیان بی گناه واهمه های غیر عقلانی وی ، هشدار می داد که مصدق ممکن است همان کاری را که بر سر انگلیسی ها آورد-- یعنی قطع روابط دیپلماتیک - بر سر امریکائیان نیز بیاورد. ".( کتاب " مصدق و کودتا " - مارک جی کازیوروسکی و مالکوم برن - ترجمه علی مرشد زاده - قصیده سرا - ص 102 )
ب - " سر فرانسیس شپرد ، که از مارس 1950/ اسفند 1328 تا زمان بحران سال 1951 / 1330 در ایران خدمت کرده بود، وی ( مصدق ) را در آستانه رفتار غیر عقلانی یا " حماقت بار" می دانست. دیدگاه شپرد دیگاهی فراگیر بود. جورج میدلتون ، که در سال 1951 / 1330 به عنوان کاردار ادای وظیفه کرده بود و اعتقاد بر این بود که او انسانی که دارای قضاوت متعادل است، نوشت : " مصدق دیگر قادر به تفکر عقلانی نیست" . در لندن نیز ، نخست وزیر به " وضعیت احساسی نخست وزیر ایران که از نظر او در آستانه جنون بود " اشاره داشت. بنا به نوشته ستون " شرح حال " آبزرور: " مصدق کاملاً نسبت به استدلالهای مصلحت آمیز و مبتنی بر عقل سلیم بی اعتناست... اشخاص کلاهبردار، ماجراجو و دیوانه گردا گرد او را گرفته اند، وی حقیقتاً یک فرانکشتاین است" این دیدگاه فقط محدود به محافل انگلیسی نبود. سفیر آمریکا در تهران ، او را " مصدق دیوانه" خطاب می کرد . اتفاق نظر فزاینده در خصوص رفتار غیر عقلانی مصدق، در درک علل تصمیم نهایی انگلیسی ها و امریکائیان به مداخله اهمیتی بنیادین دارد. ( همانجا - ص 155 )
ج - نگاه کلی سیاستمداران انگلیسی به ایرا ن را می توان در نگرش استعمارگر ، نژاد پرست و سلطه گر هربرت موریسون وزیر امورخارجه حکومت کارگری اتلی مورد توجه قرار داد که " وی همزمان با نخست وزیری مصدق در بهار 1951 - 1330 به وزارت خارجه منصوب گشت . او که هشت ماه تصدی وزارت امور خارجه بعهده داشت، نگاهی "ستیز آمیز و تحقیر کننده به مردمان غیر اروپائی داشت ... و در سال 1943 ، موریسون وزیر کشور بود ، امکان استقلال بخشیدن به سرزمینهای وابسته به انگلستان را به عنوان امری " مزخرف" مردود می شمرد و تاکید می کرد :" مثل این است که به یک بچه ده ساله، کلید خانه، حساب بانکی و اسلحه بدهید." موریسون به همین نگرش پدرسالارانه در قبال ایران نیز معتقد بود. "( همانجا - ص 152 )
د - از نظر وود هاس (Wood House) که از مسئولان ارشد سازمان جاسوسی بریتانیا (MI6) و طراح "عملیات مخفی" کودتا موسوم به "چکمه"؛ " مصدق شخصیت مزور وکمدی - تراژیکی بود... " و دیدگاه "وودهاس" ، که توجیه ضدیت با حکومت ملی مصدق ، با بهانه قراردادن "خطر اصلی سلطه یافتن کمونیستها است" با " دیدگاه آمریکائیها، خاصه لوی هندرسن، که تجربه ای طولانی با روسها داشت و نقش مهمی در نزدیک ساختن مواضع امریکائیان وانگلیسی ها ایفا کرد، نزدیک بود " : لوی هندرسن فضای سفارت امریکا را به سمت همدلی با موضع بریتانیا تغییر داد." ( همانجا - 180 )
همین وود هاس در کتاب " عملیات چکمه" " با زبان نیشدار و زهر آگین خود مردم ما را از بالا به پائین به ریشخند و سخریه می گیرد و ما ایرانیها را گیچ و گول خور و بی تصمیم و احمق می شناساند و دکتر مصدق را آنقدر بی فرهنگ می نمایاند که: وی از کمپانی اجرا کنندة طرح لوله کشی آب تهران می پرسد : آیا نمی شود هزینة لول کشی را با نصب کردن تنها یک ردیف لوله به نصف رساند و صبح ها برای آبرسانی و شبها برای تخلیة فاضلاب آب از آن استفاده کرد؟" (متن کتاب ص 18 ) سی . ام . وود هاوس - " عملیات چکمه"- ترجمة فرحناز شکوری به کو شش و مقدمة احمد بشیری- مقدمه ص 29 ) مرحوم مهندس بازرگان که در آن زمان " تصدی مدیریت آب تهران" را بعهده داشت و ترجمة کتاب " عملیات چکمه " را خوانده بود . در جواب " نقل قولی که "وود هاس" از دکترمصدق در باره لوله کشی برای آب تهران آورده است، به آقای احمد بشیری می نویسد." بنده هیچگاه نه از مرحوم دکتر، نه از شهردار و دولتیان دیگر ، نه از همکاران آب تهران و نه از مهندسین مشاور شرکت انگلیسی "الکساند گیب " چنان مطلب و پیشنهادی را نشینده ام . معظم له علاوه برآنکه آدم نادانی نبوده و آنقدر تشخیص و تجربه داشت که نگوید از لوله های واحدی صبح ها آب مشروب عبور دهند و شبها فاضل آب رد کنند، اصلاً عادت و فرصت نداشت وارد مباحث تخصصی و اجرائی خارج از حرفه خود و اشتغالات اداری وفنی بشود. بیان نویسنده آن کتاب باحتمال بسیار قوی بقصد تحقیر ایرانیها و تلافی جوئی سیاسی و توهین به شخص مصدق بوده است." ( همانجا- - ضمائم)
4 - بنابراین استراتژی انگليس آن بود كه محكم سر جايش بنشيند و به انتظار سقوط مصدق بماند و پيش بينی می‌كرد به محض آن كه احساسات طرفداری از مصدق در آمريكا فروكش كند وقوع اين امر حتمی خواهد بود.
- (مصطفی علم، "نفت، قدرت و اصول" ‌ترجمه غلامحسين صالحيار، انتشارات اطلاعات ج1، 1371، ص 449)
جهت فروكش كردن احساسات مذكور در آمريكا، انگليسيها اقداماتی نيز انجام داده بودند پس از آن كه خودشان شبح كمونيسم را به وجود آوردند و آمريكائيها را هراسان كردند، اين تصور در آمريكا به وجود آمد كه در صورت سقوط مصدق، كمونيستها در ايران قدرت را به دست می‌گيرند. ایدن، وزير خارجه وقت انگلستان پیرامون مذاكرات خود با آچسن وزير خارجه آمريكا در اين باره می نویسد: به نظر دولت آمريكا خودداری از كمك به مصدق و سقوط او موجب وخيم شدن اوضاع ايران می‌شود... ولی استنباط ما در اين باره با آمريكائيها تفاوت داشت. من اين نظريه را كه با رفتن مصدق، ايران زير سلطه كمونيستها قرار می‌گرفت نمی‌پذيرفتم بلكه معتقد بودم اگر مصدق سقوط كند با ايجاد يك دولت عاقل و منطقی در ايران می‌توان قرارداد رضايت بخشی امضا كرد.( همانجا ، ص 174) به تعبيری شعار وزير خارجه انگلستان اين بود:" به مصدق امان ندهيم و او را آسوده نگذاريم." (همانجا ، ص 260)
5 - سیاست انگلیس بر این نظر بود كه "بحران فقط با حذف مصدق از صحنه پايان خواهد يافت. در نخستين هفته‌اي كه دكترمصدق به نخست‌وزيري برگزيده شد, دولت بريتانيا ادعا كرد كه "وي فقط يك موج گذرا را رهبري مي‌نمايد و دادن امتياز به وي فقط او را جري‌تر خواهد نمود." وزير خارجة انگلستان به وزير خارجة ايالات‌متحده, دين آچسن اطمينان داد كه مصدق مدت زيادي دوام نخواهد آورد, تضعيف وي موجب قدرت‌گرفتن كمونيست‌ها نخواهد شد و توافق بد بسيار خطرناك‌تر از عدم توافق است. خانم آن لمبتون (Ann K.S. Lambton) متخصص مطالعات ايران‌شناسي در انگلستان و وابستة مطبوعاتي سابق سفارت انگلستان در تهران به‌شدت با مصالحه مخالف بود و تضعيف سيستماتيك [و برنامه‌ريزي‌شده] مصدق را پيشنهاد مي‌كرد. وزارت‌خارجه گزارش داد كه وي در پاسخ به پرسش "آيا بايد سازش كنيم" با تأكيد گفته است, "نه!" او اصرار داشت كه اگر انگلستان قاطعيت نشان دهد، مصدق سقوط خواهد كرد و توصيه نمود كه بايد امريكا را قانع ساخت تا از فكر مصالحه منصرف شود. وي اضافه كرد كه "امريكايي‌ها براي درك مسائل ايران، از تجربه و بينش روانشناسانة لازم برخوردار نيستند. شپرد نيز به همين صورت پيشنهاد كرد كه مذاكرات, حتي‌الامكان تا تشكيل يك دولت تازه در ايران بايد متوقف شود: "ما مي‌توانيم پيشنهادهاي خود را براي دولت بعدي روي ميز بگذاريم. مي‌توانيم به‌سرعت پرسنل خود را از آبادان و ميادين نفتي فرابخوانيم... اين يعني سقوط مصدق. ديدگاه سفارت آن است كه تنها راه پيشرفت، واردكردن يك ضربة غافلگيرانة شديد و گرفتن يك موضع سخت درمقابل تاكتيك‌هاي منفي و زنانة مصدق است".
مطالب فوق شمعه ا ی از استراتژی سياست بريتانيا در برابر مصدق بود" اما با چند پيش‌بيني؛ نخست آن‌كه انگليسي‌ها انتظار داشتند كه مصدق با پاي خود از صحنه كنار برود؛ با اين پيش‌زمينه ذهني كه چند دولت قبلي تشكيل شده در تهران نيز بيش از ده ماه دوام نياورده بودند......" ، ".....انگليسي‌ها همچنين مقالاتي را در روزنامه‌هاي مهم انگليسي و امريكايي منتشر مي‌ساختند. به‌طور مشخص, مجلة آبزرور (Observer)مصدق را يك فرد "متعصب روبسپيرمآب" و يك "فرانكشتين تأسف‌برانگيز" تصوير نمود كه سري بزرگ اما خالي از عقل دارد و سرشار از عقدة بيگانه‌ستيزي است. مجلة تايم، مصدق را به‌عنوان مردي ترسو معرفي كرد كه وقتي عقدة شهادت بر وي غلبه مي‌كند، به‌طرز خطرناكي شجاع مي‌‌شود. يكي از يادداشت‌هاي وزارت‌‌خارجه كه با دستخط نوشته شده بصورت گذرا به اين نكته اشاره مي‌كند كه سفارت انگلستان در تهران براي وابستة خبري سفارت آن كشور در واشنگتن به‌طور مرتب مطالب و مقالات زهرداري را ارسال مي‌نمود كه طرح آن در بي‌بي‌سي چندان به صلاح نبود. اين يادداشت همچنين اضافه مي‌كند كه "واشنگتن از اين مطالب مسموم به‌خوبي استفاده مي‌كند." درو پيرسون (Drew Pearson) روزنامه‌نگار پرسابقة امريكايي در روزنامة واشنگتن پست به دروغ ادعا كرد كه دكترحسين فاطمي، وزير خارجة ايران ، چندين بار به‌خاطر سوء‌استفاده از اموال محكوم شده است. او با طعنه سؤال كرد : آيا امريكايي‌ها مايل‌اند چنين فرد نابابي همچنان زمام بحران نفت‌ خاورميانه را در دست داشته باشد؟ اين فرد كسي است كه تصميم مي‌گيرد آيا ما بايد از نفت سهم داشته باشيم و آيا بايد وارد جنگ جهاني سوم شويم يا خير. از وابستة خبري انگلستان در واشنگتن نيز خواسته شد با انتشار اين شايعه كه مصدق معتاد به استفاده از ترياك است، مردم را به وحشت بيندازد. مقامات بريتانيا به خود و به ديگران اطمينان مي‌دادند كه جبهه‌ملي چيزي نيست جز يك دستة پر سروصدا از افراد ناباب و مصدق فردي است وحشي, بي‌منطق, عجيب و غريب, ديوانه, گانگستر مآب, متعصب, پوچ‌گرا, ديكتاتور, آتشين مزاج و سرسخت و بي‌منطق, و ايراني‌ها ذاتاً همچون كودكان, خسته‌كننده و بي‌عقل, بي‌ميل به قبول حقايق, دمدمي مزاج و بي‌ثبات, داراي عواطف عرفاني, ناتوان از تبعيت از منطق و عقل سليم و پيرو احساسات خالي از محتوا هستند.
در يك سند چاپ شده باعنوان "مقايسة كلي ميان ملي‌گرايي در ايران و آسيا", شپرد به مقامات وزارتخانه‌ها اعلام نمود كه ملي‌گرايي ايران اصيل نيست و به شدت به يك دست هدايت‌كننده نياز دارد. نجات ايران، تنها در صورت اشغال بيست‌سالة آن كشور توسط يك قدرت خارجي امكان‌پذير است (مثل اشغال هائيتي توسط ايالات‌متحده.)
او افزود كه مصدق فردي است فريبكار, در معرض خطا ، كاملاً بي‌كفايت ، شبيه اسب گاري كه بوي تند ترياك مي‌دهد و كاملاً از تعادل رواني بي‌بهره است. چون ازعنوان عاليجناب خوشش نمي‌آيد، از سوارشدن به اتومبيل دولتي امتناع مي‌كند و بالاخره به‌عنوان آخرين اتهام اين‌كه دختر وي در يك آسايشگاه رواني در سوئيس بستري است.
در يكي ديگر از يادداشت‌هاي چاپ‌شدة سفارت انگلستان در تهران آمده است كه بيشتر ايراني‌ها درونگرا هستند. تخيل آنها قوي است و طبعاً به شكل آرماني مسائل گرايش دارند عاشق شعر و بحث‌ و گفت‌وگو پيرامون مسائل كلي مي‌باشند. احساسات آنها قوي است و به اندك تلنگري برانگيخته مي‌شود. اما آنها همواره از آزمودن تخيلات خويش درمقابل واقعيت‌ها عاجزند و نمي‌توانند احساسات خود را تابع عقل نمايند. آنها فاقد عقل سليم هستند و نمي‌توانند بين عواطف و واقعيت‌ها تفكيك قائل شوند. ضعف شناخته‌شدة آنها بيشتر بي‌اعتنايي به حقيقت است تا قبول عمدي راه اشتباه. اين شدت تخيل و بي‌ميلي به حقايق منجر به ناتواني آنها در بررسي دقيق جزييات امور مي‌شود. اغلب، هنگامي‌كه دنيا را به كام خود نمي‌يابند به جاي پشتكار, تسليم مي‌شوند. اين گرايش با مرگ‌طلبي در مذهب آنها تقويت مي‌شود. آنها به‌شدت فردگرا هستند، يعني منافع شخصي خود را به هر قيمت طلب مي‌نمايند. نه اين‌كه بخواهند بدون كمك ديگران روي پاي خود بايستند. تقريباً همة طبقات مردم ايران درپي يافتن منافع شخصي خويش هستند و آماده‌اند تا براي پول هر كاري انجام بدهند. آنها از وجدان اجتماعي بي‌بهره‌اند و نمي‌توانند منافع شخصي را فرع بر منفعت جمعي قرار دهند. آنها بي‌هدف و مغرورند و مايل نيستند اشتباه خود را بپذيرند. آنها همواره ديگران را مقصر قلمداد مي‌نمايند. برخلاف تصور برخي محققان فرهنگي, اين ديدگاه‌هاي نژادپرستانه دليل اصلي شكست مذاكرات بود. اين مطالب فقط جزو آثار و محصولات جانبي شكست مزبور به‌شمار مي‌رود
.
(كودتاي 28 مرداد 1332 در ايران - يرواند آبراهاميان- (Ervand Abrahamian)
- مترجم لطف‌الله ميثمي - مجلة علم و جامعه (Science and Society), نيويورك, تابستان 2001) و نگاه کنید به (مقاله " کودتای 1953 درایران " نوشته يرواند آبراهاميان به نقل از کتاب "تجربه مصدق در چشم انداز آیندة ایران" - به کوشش هوشنگ کشاورز صدر و حمید اکبری) - ص 139 تا 193 - چاپ پاژن - 2005 )
انقلاب اسلامی : 1- دختر مصدق ، در کودکی سخت به پدر علاقمند بود . ﺁن روز که مأموران شهربانی رضا خان به خانه او هجوم بردند تا پدر او را ببرند ، کودک دچار ضربه روانی شدید شد . در ایران درمان نپذیرفت و به سوئیس فرستاده شد و تا پایان عمر، در ﺁسایشگاه ماند .)
2- خانم لمبتون مورد اعتماد " ایدن" و مشاور وزارت خارجه انگلیس در ایران بود. بعد از کودتا ، هنگامی که می خواستند :
1- " طرف های قرار داد (کنسرسیوم) دو متن را امضاء بکنند و نمایندگان کنسرسیوم برای این که مطمئن شوند، ترجمه ای را که ایرانی ها تهیه کرده بودند، به خانم لمپتون که استاد کرسی فارسی در لندن بود، دادند و او آن را به صورت نهایی در آورد ( خواب ﺁشفتة نفت-از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی - نویسنده محمد علی موحد - جلد سوم - 372 )
2 - "خانم لمبتون در گرفتاری حسن عرب در سال 1995درانگلستان که بجرم خرید تریاک -که برای مصرف خود، بخاطر عتیادش بود، به کمک او آمد و به قاضی دادگاه نامه نوشت: وتذکر می دهد که عرب مبتلا به بیماری است وتریاک دوای اوست. ضمناً یادآور می شود "زمانی که او در ایران خدمت می کرده است عرب در سفر و حضر همراه او بوده و خدمات زیادی به بریتانیا کبیر کرده است." دادگاه از محاکمه او چشم می پوشد....، حسن عرب زمانی " از لات های تهران بود، جزو محافظین و گروه ضربت سید ضیاء الدین طباطبائی در آمد" ... ( "کودتا سازان" - محمود تربتی سنجابی - ص - 30 تا 32 ، مؤسسه فرهنگ کاوش - بهار 1376 ) عرب در کودتای 28 مرداد 32 شرکت فعال داشت و همانند شعبان جعفری ( بی مخ) در ردیف " تاجبخشان " بود. وی در شهریور 1383 در شهر لندن درگذشت.
6 - هتاکی ها و ناسزاها ی جمال امامی ها ، بقایی ها و حائری زاده زاده ها و دیگر سرسپردگان دربار و انگلیس در مجلس و روزنامه ها ی مخالف راست که بوسیله رشیدیان ها با پول انگلیس و امریکا تغذیه می شدند به مصدق و حکومت ملی بر طبق استراتژی تبلیغاتی بیگانگان انجام می گرفتند . در دوران حکومت مصدق که " عصر آزادی مطبوعات" بود ، نشریات راست و چپ مخالف در درون کشور، با" لجام گسیختگی" سر سپرده بودند و به دلخواه سیاست انگلیس ، امریکا و روسیه شوروی ، جو روانی و تبلیغاتی را بر ضد شخص مصدق و حکومت ملی هرچه سنگین تر می کردند .
چنانکه به " گزارش‌ دانلد.ان‌. ويلر (Donald N. Wilber) درتاریخ 2 آوریل 1953 (16 فروردين‌ 32 ) ، رئيس‌ سيا بودجه‌يي‌ به‌ مبلغ‌ يك‌ ميليون‌ دلار به‌ ستاد سيا در تهران‌ اختصاص‌ داد تا هر طور كه‌ لازم‌ باشد براي‌ سرنگوني‌ مصدق‌ هزينه‌ شود. سيا در تهران‌ با تبليغات‌ "خاكستري‌" برنامه‌ و سياست‌ جديد خود را در حمله‌ به‌ دكتر مصدق‌ شروع‌ كرد......ستاد سيا در تهران‌ اين‌ خط‌ مشي‌ جديد را به‌ كاركنان‌ خود و از طريق‌ سازمان‌ ضدجاسوسي‌ بريتانيا "اس ‌آاس‌" به‌ برادران‌ رشيديان‌ منتقل‌ كرد. از بخش‌ طراحي‌ و هنري‌ سيا در تهران‌ درخواست‌ شد تا مقدار زيادي‌ كاريكاتور ضد مصدقي‌ در ايران‌ تهيه‌ كنند." (نگاه كنيد به "اسناد سازمان سيا دربارة 28مرداد و سرنگونى دكترمصدق"، ترجمة دكتر غلامرضا وطن‏دوست و ديگران- - ص 83 تهران، مؤسسة خدمات فرهنگى رسا، 1379.)
بدینسان " در ايران، عوامل تبليغاتى سيا و انتليجنت سرويس مى‏بايد، از راه روزنامه‏ها، دست نوشته‏ها و روحانيان تهران، تبليغاتى را رهبرى مى‏كردند كه شدت روز افزون پيدا مى‏كردند. هدف اين تبليغات تضعيف حكومت مصدق بهر ترتيب ممكن بود"
( نگاه کنید به کتاب سيا تاريخ كودتاى ننگين 28 مرداد را منتشر مى‏كند:- به قلم دكتر دونالد. ن ويلبر- تاريخ نگارش: مارس 1951- تاريخ انتشار: اكتبر 1999- ترجمه و کامل شده از ابوالحسن بنى صدر - ص 4 - انتشارات انقلاب اسلامى- تنظيم براى سايت از انتشارات انقلاب اسلامى-
سندها می گویند که اگر این " ضدها " نبودند، مسئله نفت بر وفق حقوق ملی ایرانیان حل می شد . سندهای بعدی ، گرایش " ضدها " و سفارت امریکا را به همکاری کامل برای تدارک و اجرای کودتا، تشریح می کنند :
• بنا بر سند شماره 317 ( از سوی هندرسن ، سفیر در تهران ، به وزارت امور خارجه، تهران 11 مارس 1953 ) ، این سفیر است که به حکومت امریکا می گوید چگونه به مصدق پاسخ بگوید :
1 - مصدق از صالح ( علی پاشا ) ، رایزن ایرانی من ، خواست که امروز صبح، هنگام ﺁمدن به سفارت ، به دیدار او برود . نخست وزیر به صالح گفت پیام زیرین را به من برساند :
نخست وزیر تصمیم خود خویش ( تلگراف شماره 3605 سفارت ، مورخ 9 مارس و رونوشت ارسالی ﺁن به سفارت در لندن، به شماره 1194 دیده شود ) ، در باره انتشار پیشنهادات مورخ 20 مارس و ارسال نامه به دولت امریکا و پرسش از رویه دولت امریکا نسبت به دادن کمک و خرید نفت از ایران را تغییر داده است ... دلیل تصمیم نخست وزیر از خودداری در فرستادن یادداشت به دولت ایالات متحده و پرسش در باره کمک احتمالی دولت امریکا این بود که وی نگران بود چنانچه پاسخ منفی باشد ، روابط میان ایالات متحده و ایران ، بصورت جدی، لطمه می خورد . وی مایل بود روابط حسنه با ایالات متحده را حفظ کند . بنا بر این ، وی نمی خواهد یادداشت را ارسال کند مگر این که وی بتواند ﺁگاهی خصوصی یا اطلاعی از سفیر قبلا دریافت کند حاکی از این که ایالات متحده مایل به دادن کمک به ایران می باشد . یادداست وی شامل سئوالاتی می باشد که می تواند پاسخهای مثبت بدانها داده شوند .
2 - ... اگر چه نخست وزیر عقیده داشت گزارش وی عادلانه است ، ولی صالح از مشاهده این امر که، در حضور وی ، نخست وزیر از سنجابی با تلفن خواست که شروع به تهیه پیش نویس گزارش کند، تا اندازه ای دلسرد شد . سنجابی یکی از مشاوران نفتی مصدق است که در باره او این باور وجود دارد که با هر نوع راه حلی که امکان پذیرش ﺁن از سوی انگلیسی ها وجود داشته باشد، مخالف است .
3 - اگر نخست وزیر پیش نویس گزارش را به من نشان بدهد و یا ﺁن را برای اظهار نظر من بفرستد ، قصد من اینست که در صورتی ، به عقیده من ، تصویر تحریف شده ای از پیشنهادات و گفتگوها را عرضه بدارد، نسبتا با بی پروائی اظهار نظر نمایم ... ( به او بگویم ) این پیشنهادها با نهایت دفت توسط کارشناسان دو دولت ( امریکا و انگلستان ) تنظیم شده اند و خلاصه کردن ﺁنها ، به عقیده کارشناسان ممکن است نتواند تصویر درستی از ﺁنها را ارائه نماید . مگر این که بیان مصدق از پیشنهادات و کلیات و لحن گفتگوها ، قبلا ، از سوی دولتهای ایالات متحده و انگلستان مورد تصویب قرار گیرد ...
4 - چنانچه نخست وزیر در باره موضوع نظر و نگرش ایالات متحده را در باره کمک مالی و خرید نفت ایران از سوی دولت و یا شرکتهای امریکائی را به من اظهار نماید، ممکن است به وی بگویم من هیچ رهنمود مشخصی دریافت نکرده ام . با این وصف، من تردید دارم که در اوضاع و احوال کنونی، ﺁمادگی داشته باشد به دولت ایران کمک مالی کند ...
در مورد خرید نفت ایران از سوی شرکتهای امریکائی ، ممکن است اظهار کنم که دولت امریکا، پیش از این اطلاعیه انتشار داده و رویه خود را اعلام کرده است و من شک دارم در ﺁن تغییری داده شود ...
( صفحه های 1132 تا 1134 کتاب )
• سند 318 ( کتابخانه ﺁیزنهاور - اسناد ﺁیزنهاور - پرونده Whitman ، یادداشت در باره گفتگوها در یکصد و سی و ششمین نشست شورای امنیت ملی در واشنگتن ، 11 مارس 1953 ، ماملا سری ، تنها برای ملاحظه ) ، شور و تصمیم این شورا را در باره ایران ، گزارش می کند :
ﺁقای باتلر ﺁخرین اطلاعات بدست ﺁمده در باره ایران را به اطلاع شورا رساند ... سپس دالس ، وزیر امور خارجه ، اظهار کرد همان روز صبح تلگرافی از هندرسن دریافت کرده است . در ﺁن، اطلاع داده شده است که او به این نتیجه رسیده است که مصدق این سه سئوال را در صورتی خواهد کرد که بتواند ارزیابی و پیش بینی کند پاسخ مساعدی از ایالات متحده امریکا دریافت خواهد کرد . دالس وزیر خارجه گفت : به عقیده سفیر ما نمی بایستی به مصدق اشاره ای بکنیم که وی بتواند ﺁن را انتظار دریافت پاسخ مثبت به این سئوالها تلقی کند . هر پیشنهادی حاکی از این که ایالات متحده از یران نفت خریداری می کند، مفهومش وارد کردن ضربه شدیدی به انگلستان است .
در گفتگو در این باره، بهنگام دیدارم با ایدن، وی به من گفته بود : اگر ما حتی تکنیسین ها را برای کمک به بازگشائی پالایشگاه ﺁبادان بفرستیم، ایدن نمی تواند به عنوان وزیر امور خارجه، بر سر کار بماند .هر چیزی بیش از فرستادن تکنیسین ها ، البته اثرات بمراتب بدتری دارد ... با این وصف، ما ممکن است مقدار کمی به کمکهای فنی و نظامی برای مطمئن ساختن دولت ایران از نیات دوستانه خود، بیفزائیم .
ﺁقای باتلر پرسشهائی پیرامون عواقب ناشی از بازتابهای کاهش بهای نفت ایران ، که اگر دولت ایران بدان تصمیم بگیرد، به ﺁسانی می تواند به ﺁن اقدام کند، را مطرح کرد . تعداد زیادی کشتی نفتکش اینک برای حمل نفت وجود دارند . لذا ، اثر ﺁن ایجاد هرج و مرج در بهای نفت در بازار جهانی می شود .
ویلسون، وزیر دفاع ، از راه پیش بینی ، اظهار کرد : ﺁیا مصدق ، نخست وزیر ایران، سه سئوال خود را ، با انتظار دریافت پاسخ منفی از دولت امریکا، تهیه نکرده است ؟ چرا که ، در این صورت، بار سنگین مشکل بر دوش ما گذارده می شود . مصدق می تواند ایالات متحده را ، دشمن ﺁرزوها و ﺁرمانهای ملی ایرانیان ، معرفی کند ... بنا بر این ، ﺁیا ما نمی توانیم به عنوان یک ژست دوستانه ، به ایرانیان نشان دهیم ... مصالح ﺁنان واقعا نادیده گرفته نشده است و در گفتگوهای بعدی نیز نادیده گرفته نخواهند شد ؟
دالس با این بیان به این سئوال پاسخ داد که ما رنج و دشواری انجام این کار را تا به حال تحمل کرده ایم و ادامه داد که البته انگلیسی ها کاملا از ایران اخراج شده و از دور گفتگوها کنار گذاشته شده اند . احتمالا مشکل نباید باشد که از انجام مذاکره با ایران نتایجی بدست ﺁیند . اما انگلستان عمیقا در گیر و نگران حیثیت و اعتبار خود است . و این مسئله بسیار دشوار تر از مسئله غرامت است . به نظر دالس، ما باید به ترتیبی سعی نمائیم که همراه انگلیسی ها ، به عنوان شریک اصلی در این منطقه باقی بمانیم و در این چهارچوب با ﺁنها همکاری کنیم . ویلسون ابراز موافقت کرد و گفت : هدف واقعی ما سعی در دستیابی به توافق و، همزمان، نجات و حفظ ﺁبروی انگلیسی ها است .
ﺁقای کاتلر از دالس خواست ﺁخرین شرائطی را که به مصدق پیشنهاد شده اند و وی در صدد رد ﺁنها است ، بیان کند . دالس این کار را کرد و گفت : ایرانیان نگران ﺁنند که هر گاه ﺁنها موضوع غرامت را به حکمیت دادگاه لاهه واگذار کنند ، گرفتار اسارت اقتصادی طولانی از سوی انگلستان شوند . ولی دالس مایل بود اینگونه بیاندیشد که حتی اگر دولت مصدق از پذیرش ﺁخرین پیشنهادات خودداری کند، با اینها ﺁخرین پیشنهادها و شرائط نمی باشند . ما هنوز امکان داریم پاسخی برای برطرف ساختن هراس ایرانیان از اسارت نامحدود انگلیسی ها تهیه کنیم ...
...
رئیس جمهوری اظهار کرد وی تردید دارد اگر ما حتی بطور یک جانبه عمل نمائیم ، بتوانیم در انجام یک معامله با مصدق ، توفیق بیابیم . بنظر او، این اقدام ممکن است ارزش کاغذی که روی ﺁن نوشته شود را نداشته باشد و ممکن است اثرات نامساعدی بر امتیازهای نفتی ایالات متحده در بقیه نقاط جهان داشته باشد .

شورای امنیت ملی به این تصمیم ها رسید :
1 - سه سئوال مورد نظر نخست وزیر ایران ، در صورتی که تسلیم دولت امریکا شود، نمی بایستی به شکل مثبت به ﺁنها پاسخ داد . 2 -کمک اقتصادی و فنی به ایران ، به مقدار نه چندان زیاد، در صورت ضرورت و بمنظور برپا نگاه داشتن دولت کنونی داده خواهد شد .
3 - در حال حاضر هیچ پیشنهادی برای خرید نفت ایران نباید داده شود . ( صفحه های 1135 تا 1138 کتاب )
4 - بررسی امکان حل و فصل مسئله ایران و انگلیس و دادن ترتیبات منصفانه تر مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد .
• سند شماره 319 ( واشنگتن 13 مارس 1953 ) دالس تصمیم های شورای امنیت ملی ملی را، بصورت ، دستور العملهای 5 گانه ، به هندرسن ابلاغ می کند . تشویق نکردن اعزام تکنیسین های امریکائی برای کمک به از سر گیری فعالیت صنعت نفت افزوده شده و کمکهای فنی و مالی در دو بند ﺁمده اند : کمکهای فنی و نظامی ادامه می یابند اما امریکا کمک مالی مستقیم و " به مقیاس وسیع " به دولت ایران نمی کند . ( صفحه های 1138 و 1139 کتاب )

شهریور

او ملت ایران را ،از هر فکر و اندیشه ای به اتحاد فراخواند و جمله معروف "همه باهم" را( که بلافاصله بعد از رسیدن به قدرت ، تبدیل به همه با من شد) جمله کلیدی گرداند. اینک حتی نیروهای چپ که تفکر مارکسیستی داشتند خود را دربیان رهبری انقلاب بیگانه نمیدانستند ، مرزها برداشته شد و ملت اتحاد یافت.
19 شهریور سال 58، آیت الله طالقانی ازدنیا رفت .
7 شهریور 59، رژیم صدام حسین با پشتوانه وترغیب آمریکا و زمینه سازیهای فرومایگان داخلی و نوکران خارجی و بخشی از روحانیان زورمدار و قدرت پرست، دست به ماجراجویی زد و جنگی را آغازکرد که به مدت هشت سال هزینه جانی و مالی سنگینی را به دو ملت ایران وعراق تحمیل کرد و منافع عظیمی را نصیب غرب و شرق بخصوص آمریکا و اسرائیل گرداند. اما این جنگ قابل پیشگیری بود ،اگر، خمینی هشدارها، که عراق در تدارک حمله به ایران است راشنیده بود و جنگ را نکبت میدانست نه نعمت، اگر ملاتاریا به بهانه کودتای نوژه شیرازه ارتش را ازهم نمیگسست و خود در تدارک کودتای خزنده نبود،اگر صدام فریب امریکا وایرانیان بی وطنی که اطلاعات غلط در اختیارش گذاشته بودند،که ایران توان مقاومت را ندارد را نخورده بود و خیال قادسیه را در سر نمیپروراند.اگر...
آقای خمینی که در اعتراض به شاه گفت،" شاه قبرستانها را آبادکرد، تاب وسوسه قدرت را نیاورد وبر ملت و عهدی که با او بسته بود طغیان کرد. او که مذمت طاغوت میکرد، ردای طاغوت به تن کرد وجانشین ﺁنان شد. زندان و داغ ودرفش واعدام را روش حکومت خویش گرداند. بدین سان جمهوری از روح خویش تهی شد . در 17 شهریور سال59 آقای بنی صدر که ریاست جمهوری را عهدی با مردم میدانست ، درمراسم یادبود جمعه سیاه به این وضعیت اعتراض کرد و هشدارداد که جمهوری اسلامی تاب تحمل زندانهای گوناگون که در آنها شکنجه رواج دارد و گروههای فشار گوناگون را نمی آورد و خشونت او را از پای درمی آورد ، او هشدار داد که جمهوری در خطر است. و متاسفانه چنین شد .
ازآنجا که قدرت وخشونت قانون خود را دارد وآن را تحمیل میکند،این خشونت دامن زور پرستان حاکم را نیز گرفت، انفجار 8 شهریور دفتر نخست وزیری شاهدی بر این مدعاست. اما کشتار شهریور سال 67 ، داغ ننگی است که تا ابد برچهره ملاتاریا وپیشانی آقای خمینی و همکاران و همراهانش خواهد ماند، داغی که جراحتش بروجدان جمعی سنگینی خواهد کرد.
در قرآن ازدو الگوی انسانی ، نام برده شده است: امام متقین و امام کفر. از مشخصات امام متقین، راستگویی،وفای به عهد و تکریم انسان و پاسداشت عدالت و... است وهمین امام اگر به لغزشی از امور فوق غفلت نماید ودر کتمان آن اصرار بورزد درزمره امام کفر قرار میگیرد. خمینی که از سوی قریب به اتفاق مردم ایران بعنوان امام و رهبر جنبش آزادیخواهی پذیرفته شده بود، بعد از زمانی اندک او و اصحابش به ملت دروغ گفتند،عهدشکستند، کرامتی برای انسان باقی نگذاشتند وبیعدالتی وظلم های بسیاری را مرتکب شدند. اما کشتار شهریور 67 داغ ننگی است که تا ابد برچهره بنی مطلقه( رژیم جعلی ولایت فقیه) و پیشانی بنیان گذارش،خمینی، خواهد ماند و جراحتش بروجدان جمعی سنگینی خواهد کرد. احمد خمینی، در پاسخ به آیت الله منتظری که نامه ای در اعتراض به رفتاربا زندانیان ونحوه اعدام هزاران تن ازآنان توسط "ناقاضیان" ومسؤلین وزارت اطلاعات بتاریخ 13/5/67 نگاشت از قول پدرخویش نوشت :" پس از عرض سلام .حضرت امام فرمودند ،نامه دوم جنابعالی موجب تعجب شد شما فرد مذکور رابگویید بیاید تهران تا مسائلش را بگوید و مطمئن باشید وباشد که مسئله محرمانه میماند شما نمیدانید من نمی خواهمم سر سوزنی به بی گناهی ظلم شود ولی دید شما در مورد ضد انقلاب و بخصوص منافقین را قبول ندارم، مسؤلیت شرعی حکم مورد بحث با من است جنابعالی نگران نباشید. خداوند شر منافقین را از سر همه کوتاه نماید" در این نامه به حکمی اشاره شده است که بوسیله آن در اندک زمانی قریب به سه هزارتن وبه قولی بیش از چهار هزار تن از زندانیانی که قبلا محاکمه شده بودند و احکام حبس خویش را دریافت و دوران محکومیت را میگذراندند و حتی بعد از گذراندن دوره محکومیت آزاد شده بودند، دو باره دستگیر و بر خلاف تمام موازین عرفی و شرعی اعدام شدند.
متن حکمی که آقای خمینی در پاسخ به " مسؤلین جانی " داده بود، بدین قرار است:
بسمه تعالی
در تمام مواردفوق هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است.سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.
روح الله الخمینی.
بدینسان هزاران زندانی که بعضا خانواده هایشان انتظار آزادی آنان را میکشیدند به فرمان خمینی ، امام جور وظلم به قتل رسیدند .
پیکرهای بیجان و به خون خفته آنان در محوطه ای در خاوران بدون نام و نشان به خاک سپرده شدند . این مکان بعدها از طرف بستگان داغدیده شهیدان جنایت و تباهی، گلزار خاوران نامیده شد تا زیارت گاه مادران ، پدران،همسران وفرزندان داغ دیده بگردد. اینک رژیم جنایت و خیانت بنی مطلقه در تدارک تخریب این میعادگاه دلسوختگان است تا به خیال خود یاد آنان را به فراموشی بسپارد. نمیداند که برفرض که این شناعت را نیز انجام دهد، با تخریب مزارشان یادشان از دلها پاک نمیگردد فقط سیاهی دل وافکار بنی مطلقه ، که خود مصداق بارز نفاق و کفرند، را عریان تر خواهد کرد تا شاهدی باشد بر اینکه اینان که بنام خدا و پیامبرش "حکم" میرانند، محاربان اصلی با خدا و خلق او وپیامبر و دینش که دین رحمت بود نه زحمت، میباشند. jmpakneja@yahoo.f
r